امروز رفتم کاخ گلستان چون شنیده بودم چند کتابچه اموال شخصی و کاخ را در بخش "چادرخانه" به نمایش گذاشته اند.
۶ دفتر (کتابچه) تمیز و خوانا بودند از جمله:
* کتابچه مجموع جواهرات و سایر اسباب اتاق مبارکه از تاریخ ۱۲۸۵ تا ۱۲۹۳؛
* صورت بازدید و وجه نقد اسباب خزانه اندرون؛
* کتابچه موجودی صندوقخانه مبارکه جمعی موثق الممالک؛
۶ دفتر (کتابچه) تمیز و خوانا بودند از جمله:
* کتابچه مجموع جواهرات و سایر اسباب اتاق مبارکه از تاریخ ۱۲۸۵ تا ۱۲۹۳؛
* صورت بازدید و وجه نقد اسباب خزانه اندرون؛
* کتابچه موجودی صندوقخانه مبارکه جمعی موثق الممالک؛
بزم هنگام رزم؛ اثری از شکوفایی هنر در حمله مغول
https://www.radiofarda.com/a/33082341.html
https://www.radiofarda.com/a/33082341.html
ژولین گراک در لوموند، مورخ پنجم فوریه ۲۰۰۰ فراستش را نشان داد و سلطه شیوه ای از ارتباط در نظام آموزشی را تقبیح میکند که هر روز مبتذلتر از قبل میشود و بر قدرت گرفتن زبان انگلیسی به قیمت نابودی زبانهای غیرضروری مانند لاتین متکی است. به طبع اگر پیامدهای گرایشات جدید این باشد که دانشجویان کمتری در کلاسهای لاتین و یونانی ثبت نام کنند، راه حل برطرف کردن مشکل حقوق معلمان نیز به نظر بسیار ساده است: لغو تدریس شان. کاری که در مورد سانسکریت یا هر زبان باستانی دیگری هم می کنند. حتی در برخی دانشکده ها، انتخاب رشته های ریشه شناسی یا کتیبه شناسی جسارت می خواهد. این بدان معناست که طی چند دهه آینده، هنگامی که آخرین لغت شناسان، کتیبه شناسان، و متخصصان زبانهای باستانی بازنشسته بشوند باید در کتابخانه ها و موزه ها را تخته کنیم و حتی قید کاوشهای باستان شناسی و بازسازی متون و اسناد را نیز بزنیم. همه اینها قطعا پیامدهای فاجعه باری برای آینده دموکراسی به دنبال خواهید داشت. اگر با همین فرمان جلو برویم، ... بشری خواهیم شد محروم از حافظه که حس هویت و تاریخ خود را پاک از دست داده است.
کتابی از کتابخانه خانلر میرزای احتشام الدوله حاکم اصفهان (وفات ۱۲۷۸ هـ. ق فرزند هفدهم عباس میرزا) در کتابخانه مدرسه فخریه مروی.
امروزه پژوهشگران در سراسر دنیا برای یادداشت های روی نسخ خطی از جنبه های گوناگون ارزش زیادی قائل هستند.
این نمونه هم شاید جرقه ای باشد برای پژوهش درباره یک کتابخانه خصوصی متلاشی شده
امروزه پژوهشگران در سراسر دنیا برای یادداشت های روی نسخ خطی از جنبه های گوناگون ارزش زیادی قائل هستند.
این نمونه هم شاید جرقه ای باشد برای پژوهش درباره یک کتابخانه خصوصی متلاشی شده
پذیرش تدریجی سودمندی و اعتبار سند شفاهی و دسترسی بیش از پیش به ضبط صوت، نوزایی تاریخ شفاهی پس از جنگ جهانی دوم را بنیاد نهاد.
اولین طرح سازمان یافته تاریخ شفاهی را آلن نوینز در دانشگاه کلمبیا به سال ۱۹۴۸ آغاز کرد.
در بریتانیای دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، پشگامان تاریخ شفاهی، بیشتر به ضبط تجارب کارگران یا همان مردم معمولی علاقه مند بودند.
پل تامپسون، مورخ اجتماعی در دانشگاه اسکس، مهمترین نقش را در ایجاد تاریخ شفاهی بریتانیای دهه ۱۹۷۰ و در پی آن توسعه جنبش بین المللی تاریخ شفاهی در پایان همان دهه بازی کرد. او در سال ۱۹۸۷ کتاب "صدای گذشته: تاریخ شفاهی" را منتشر کرد که کتاب درسی استانداردی برای مورخان سراسر جهان شد.
در اواخر دهه ۱۹۷۰، تاریخ شفاهی در طرحهای آرشیوی و میان مورخان دانشگاهی در بخش بسیاری از جهان جا افتاده بود اما مشکلات جدیدی به وجود آورد.
در ۱۹۷۹ نخستین همایش بین المللی تاریخ شفاهی در اسکس انگلستان برگزار شد.
در ۱۹۸۰ مجله اینترنشنال ژورنال او اورال هیستوری و یک سری جنگ بین المللی شفاهی انتشار یافت.
در ۱۹۸۷ لوئیزا پازرینی نقش سوبژکتیویته و سکوت در تاریخ را برجسته کرد.
تاریخ شفاهی، مقدمه: ۱۸-۲۵
اولین طرح سازمان یافته تاریخ شفاهی را آلن نوینز در دانشگاه کلمبیا به سال ۱۹۴۸ آغاز کرد.
در بریتانیای دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، پشگامان تاریخ شفاهی، بیشتر به ضبط تجارب کارگران یا همان مردم معمولی علاقه مند بودند.
پل تامپسون، مورخ اجتماعی در دانشگاه اسکس، مهمترین نقش را در ایجاد تاریخ شفاهی بریتانیای دهه ۱۹۷۰ و در پی آن توسعه جنبش بین المللی تاریخ شفاهی در پایان همان دهه بازی کرد. او در سال ۱۹۸۷ کتاب "صدای گذشته: تاریخ شفاهی" را منتشر کرد که کتاب درسی استانداردی برای مورخان سراسر جهان شد.
در اواخر دهه ۱۹۷۰، تاریخ شفاهی در طرحهای آرشیوی و میان مورخان دانشگاهی در بخش بسیاری از جهان جا افتاده بود اما مشکلات جدیدی به وجود آورد.
در ۱۹۷۹ نخستین همایش بین المللی تاریخ شفاهی در اسکس انگلستان برگزار شد.
در ۱۹۸۰ مجله اینترنشنال ژورنال او اورال هیستوری و یک سری جنگ بین المللی شفاهی انتشار یافت.
در ۱۹۸۷ لوئیزا پازرینی نقش سوبژکتیویته و سکوت در تاریخ را برجسته کرد.
تاریخ شفاهی، مقدمه: ۱۸-۲۵
دستک حاجی محمدمهدی تاجر نراقی مربوط به سالهای ۱۲۴۳ تا ۱۲۷۹ ه.ق حاوی اسناد مختلف از جمله طلب ها، محاسبه شراکت، مصالحه نامه ها، نذرنامه، وصیت وقفنامه
در این دستک دو بار از وقوع وبا یاد شده است یکی در سال ۱۲۶۴ و دیگری در ۱۲۷۹ ه.ق و همین دلیلی بر نگاشتن نذرنامه و وصیت وقفنامه بوده است.
وی بر حسب وصیت، در نجف اشرف به خاک سپرده شد.
بخشی از موقوفات ایشان شامل کاروانسرا، آب انبار و حسینیه و شبستان و اراضی کشاورزی در نراق و محلات همچنان پابرجاست.
اکثر صفحات آن نانوشته است. ابتدا و انتهای آن مربوط به مطالبات و محاسبات است. در صفحات داخلی تر چند مصالحه نامه و ... ثبت گردیده است. (با تشکر از آقای م. مهدوی که اجازه دادند این چند عکس را بگیرم.)
در این دستک دو بار از وقوع وبا یاد شده است یکی در سال ۱۲۶۴ و دیگری در ۱۲۷۹ ه.ق و همین دلیلی بر نگاشتن نذرنامه و وصیت وقفنامه بوده است.
وی بر حسب وصیت، در نجف اشرف به خاک سپرده شد.
بخشی از موقوفات ایشان شامل کاروانسرا، آب انبار و حسینیه و شبستان و اراضی کشاورزی در نراق و محلات همچنان پابرجاست.
اکثر صفحات آن نانوشته است. ابتدا و انتهای آن مربوط به مطالبات و محاسبات است. در صفحات داخلی تر چند مصالحه نامه و ... ثبت گردیده است. (با تشکر از آقای م. مهدوی که اجازه دادند این چند عکس را بگیرم.)
نگاهی به چاپخانههای ایرانی در آلمان در دوره قاجار و پهلوی (مطالعه موردی منابع موجود در کتابخانه آیتالله العظمی بروجردی)
https://jap.isca.ac.ir/article_76123.html
https://jap.isca.ac.ir/article_76123.html
jap.isca.ac.ir
نگاهی به چاپخانههای ایرانی در آلمان در دوره قاجار و پهلوی (مطالعه موردی منابع موجود در کتابخانه آیتالله العظمی بروجردی)
تاریخ پیدایش نخستین کتاب چاپی فارسی چندان ارتباطی با ورود صنعت چاپ و نشر در ایران ندارد. چاپ کتابهای فارسی در کشورهای اروپایی و پیشتازی آن نسبت به ایران پیشینهای طولانی دارد. این مقاله به کتابها و مجلات فارسی چاپ شده در کشور آلمان و به ویژه دو چاپخانه…
به پنبه کاران روستایی در گرگان
جهنم سبز
سیاه روزترین مردمان روی زمین
که شانه هایشان
از تازیانه خورشید
و گونه هاشان، از سیلی ستمکاران
و دیده شان، از گریه های پنهانی
همیشه خونین بود؛
و در سیاه ترین فصل -فصل جان کندن-!
به چارسوی افق روزنی نمی دیدند؛
در آن جهنم سبز ،
گل سپید؟ نه، مرگ سیاه می چیدند!
□
سیاه روزترین مردمان روی زمین
در آن مزارع بی انتها، در آن مرداب
پسر پس از پدر، ای داد
نسل بعد از نسل
فقیر می زادند،
فقیر می ماندند،
فقیر می مردند.
□
سیاه روزترین مردمان روی زمین
نه تن، که حسرت یک بار مرگ راحت را
فریدون مشیری، آه باران
جهنم سبز
سیاه روزترین مردمان روی زمین
که شانه هایشان
از تازیانه خورشید
و گونه هاشان، از سیلی ستمکاران
و دیده شان، از گریه های پنهانی
همیشه خونین بود؛
و در سیاه ترین فصل -فصل جان کندن-!
به چارسوی افق روزنی نمی دیدند؛
در آن جهنم سبز ،
گل سپید؟ نه، مرگ سیاه می چیدند!
□
سیاه روزترین مردمان روی زمین
در آن مزارع بی انتها، در آن مرداب
پسر پس از پدر، ای داد
نسل بعد از نسل
فقیر می زادند،
فقیر می ماندند،
فقیر می مردند.
□
سیاه روزترین مردمان روی زمین
نه تن، که حسرت یک بار مرگ راحت را
فریدون مشیری، آه باران
تهران، دروس. اراضی و خانه وقفی میرزا مهدیقلی خان هدایت مخبرالسلطنه که سقوط درختان تنومند آن را در هم کوبیده است. (عکسها از دوست گرامی م. عظیمی)
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%82%D9%84%DB%8C_%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA
https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%82%D9%84%DB%8C_%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA