| Dictator Guard |
29.4K subscribers
920 photos
617 videos
25 files
37 links
گاردی برای دیکتاتوران
-
به دور از تعصب؛با دیدگاه خودتان پست هارا به بینید ❤️
Download Telegram
چنتا از مکتب های مهم فلسفی که توی زبان عامیانه احتمالا شنیدید رو براتون گذاشتم تا متوجه‌اش بشید
-
#فلسفه
----
@DictatorGuard
🔻توصیف «ناصرالدین‌ شاه» از مفهوم "آزادی" هنگام بازدید از فرانسه!!!

« راه می‌رفتند، می‌نشستند آزادی بود ؛ یکی ایستاده بود "ک و نش" را به امپراطور کرده بود سیگار می‌کشید. یکی نشسته بود و "ک و نش" به امپراطور و سیگار می‌کشید. یکی "ک و نش" را به ما کرده بود. هر کدام حالت آزادی داشتند! »

📰 برگرفته از روزنامه: خاطرات ناصرالدين شاه

@DictatorGuard
چرچیل درحال سخرانی برای نسل جوان،سال ۱۹۴۰

#تاریخ
𝘑𝘰𝘪𝘯 𝘶𝘴 :
@DictatorGuard
شجاع ها در جنگ می‌جنگند و می‌میرند و ترسو ها باقی می‌مانند
تاریخ را ترسو ها نوشتند و حقیقت ندارد .

"چگوارا"

#دیالوگ
@DictatorGuard
سِرجنت استوبی سگ مشهور آمریکایی که 18 ماه در جبهه های جنگ جهانى اول حضور داشت و بارها با خبر دادن حملات شیمیایی جان بسیاری را نجات داده است! این سگ از ارتش آمریکا مدال شجاعت دریافت کرد!


𝘑𝘰𝘪𝘯 𝘶𝘴 :
@DictatorGuard
به گیتی به از راستی پیشه نیست
ز کژی تبر هیچ اندیشه نیست
چو با راستی باشی و مردمی
نبینی بجز خوبی و خرّمی

"فردوسی"
𝘑𝘰𝘪𝘯 𝘶𝘴 :
@DictatorGuard
درویشی تهی‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»
درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»
کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه می‌خواهی؟»
درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»
چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که می‌خواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:
«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»


𝘑𝘰𝘪𝘯 𝘶𝘴 :
@DictatorGuard
𝘑𝘰𝘪𝘯 𝘶𝘴 :
@DictatorGuard
خاطرات ناصرالدین‌شاه

بازوها و قدری از سينه‌ی زنها برهنه بود، شكم و باسن خود را قر میداند، طوری كه كريم شيره‌ای نمیداد! حقيقتا اين حركات خيلی مشهّی(برانگیزاننده) بود، جنرال و حاكم با چشم میخواستند اينها را بخورند، يكوقت ملتفت شدم ديدم جنرال مهماندار میلرزد، صندلی او تكان میخورد، نمیدانم خودش را به صندلی میماليد يا چه می كرد كه صندلی متحرک میشد!

اینها را ناصرالدین شاه در خاطرات در سفر سومش به فرنگستان نوشته است و در کتابی تحت عنوان روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه به چاپ رسیده است.

#معاصر #تاریخ
𝘑𝘰𝘪𝘯 𝘶𝘴 :
@DictatorGuard
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جهان در یک چشم برهم‌زدن 😐

وقتی به آسمان شب نگاه میکنیم، جهان خیلی ساکت و بی‌تحرک به نظر میرسد اما این دیدگاه نادرست است. در واقعیت، اتفاقات بسیار دیوانه‌واری در یک چشم برهم‌زدن در سراسر گیتی رخ میدهد. این ویدیوی کوتاه بخش کوچکی از این رخدادها را که در کیهان بزرگمان به وقوع می‌پیوندند، نشان میدهد.

𝘑𝘰𝘪𝘯 𝘶𝘴 :
@DictatorGuard
در #روم_باستان وقتی مردم طبقات پایین از شرایط به تنگ می آمدند، همگی شهر را ترک میکردند و تا وقتی سیاستمداران و قدرتمندان حاضر به انجام خواسته های آنها نمیشدند به شهر باز نمیگشتند!

مث مردم خودمون.



𝘑𝘰𝘪𝘯 𝘶𝘴 :
@DictatorGuard
یلدا از دو بخش "یل" به اضافه "دا" تشکیل شده است
یل + دا = یلدا
در زبان لری که از بازمانده‌های زبان هخامنشیان است یل را به معنای بزرگ دانند و به مادر دا گویند( به مادر دی هم می‌گویند)
مادر = دا = دی

هخامنشیان اعتقاد داشتند که شب اول زمستان دانه‌های گیاهان در زیر خاک جوانه می‌زنند و شروع به روییدن می‌کنند و به همین سبب اولین ماه زمستان را دی می‌گویند.

پس یلدا به معنی رویش و زایش می‌باشد
یلدا = رویش بزرگ
پیشاپیش شب یلدای خوبی رو برای همه تون آرزو می‌کنیم


𝘑𝘰𝘪𝘯 𝘶𝘴 :
@DictatorGuard
نمای داخلی چادر ایرانی 200 ساله

شما ظرافت و ببینید 👌




𝘑𝘰𝘪𝘯 𝘶𝘴 :
@DictatorGuard
قدیمیها میگفتند سه موجود خداوند ضامن انتقام آنهاست:

*اول زنى که از نظر بنیه از مرد ضعیف تر است و مورد ضرب و شتم قرار گيرد.
*دوم صغیرى که مالش خورده شود.
*و سوم حیوانی که اسیر گشته است

𝘑𝘰𝘪𝘯 𝘶𝘴 :
@DictatorGuard