سیزده به در، در دوره ی قاجار
"سرانجام روز سیزدهم یعنی آخرین روز عید فرا میرسد. مطابق با یک رسم کهن گویا تمام خانهها در چنین روزی معروض خطر ویرانی هستند. به همین دلیل همه از دروازه شهر خارج میشوند و به باغ ها روی میآورند. بخصوص زنان که علاوه بر هراس از خطری که ظاهرا آنها را تهدید میکند به انگیزههای دیگری نیز به دشت و صحرا میروند. برای اینکه تا حدودی از هجوم زنان به خارج شهر جلوگیری شود به دستور کلانتر از هر زنی عوارض ناچیزی وصول میشود."
بن مایه: سفرنامه پولاک، یاکوب ادوارد پولاک، ترجمهٔ کیکاووس جهانداری، ص ۲۶۷
#معاصر
@DictatorGuard
"سرانجام روز سیزدهم یعنی آخرین روز عید فرا میرسد. مطابق با یک رسم کهن گویا تمام خانهها در چنین روزی معروض خطر ویرانی هستند. به همین دلیل همه از دروازه شهر خارج میشوند و به باغ ها روی میآورند. بخصوص زنان که علاوه بر هراس از خطری که ظاهرا آنها را تهدید میکند به انگیزههای دیگری نیز به دشت و صحرا میروند. برای اینکه تا حدودی از هجوم زنان به خارج شهر جلوگیری شود به دستور کلانتر از هر زنی عوارض ناچیزی وصول میشود."
بن مایه: سفرنامه پولاک، یاکوب ادوارد پولاک، ترجمهٔ کیکاووس جهانداری، ص ۲۶۷
#معاصر
@DictatorGuard
تنها مشکل من با جامعه امروز این است که آنان بسیار سعی میکنند خاص باشند و یا حتی چیز هایی بگویند که هیچ ربطی به هم دیگر ندارد ...
جامعه شاید جنبه ها منفی زیادی داشته باشد اما حداقل میشود آنرا کمی تحمل کرد فقط با کمی خودت را به آن راه زدن میشود جامعه را تحمل کرد.
@DictatorGuard
جامعه شاید جنبه ها منفی زیادی داشته باشد اما حداقل میشود آنرا کمی تحمل کرد فقط با کمی خودت را به آن راه زدن میشود جامعه را تحمل کرد.
@DictatorGuard
پس شاید خوشبختی هماهنگ کردن توهمات شخصی درباره ی معنای زندگی با توهمات مشترک حاکم باشد؛تا زمانی ک روایت من همسو با روایت مردم اطرافم باشد می توانم خودم را متقاعد سازم که زندگی ام مفید و با معنا است و خوشبختی را در این باور بیابم؛این نتیجه گیری کاملا غم انگیز است. آیا واقعا خشبختی در گِرو خود فریبی است؟
نوشته هایی از کتابِ انسان خردمند
@DictatorGuard
نوشته هایی از کتابِ انسان خردمند
@DictatorGuard
مشاهدات_سفر_از_بنگال_به_ایران.PDF
2.5 MB
کتابیه که ارزش خوندن داره و ایران رو بین سالهای 1788-1786میلادی روایت میکنه ؛حتما بخونیدش
#کتابخانه
@DictatorGuard
#کتابخانه
@DictatorGuard
تا زمانی که ناخودآگاه را آگاه نکنید،ناخودآگاه زندگی شمارا هدایت و شما آن را سرنوشت خواهید خواند
"یونگ"
@DictatorGuard
"یونگ"
@DictatorGuard
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
احتمالا شب بخیر ...
@DictatorGuard
@DictatorGuard
Forwarded from Dictator Library (Dictator)
بر تو گفتم بیا ز یادم کن
گفتی یاد مکنم یاد دیرین عشق را ...
عشقمان رفت بر میان باد ها که بخواند آواز سوزناک میان درختان پیر را ...
خوانند آواز بر این گوشان پیر را،خواب غفلت به رفت آن طفل عاشق را ...
دیدم نشد عشق خلق کنیم،خلق کردم عشق را با تو میان قلم های کهنه دل را
گفتی یاد مکنم یاد دیرین عشق را ...
عشقمان رفت بر میان باد ها که بخواند آواز سوزناک میان درختان پیر را ...
خوانند آواز بر این گوشان پیر را،خواب غفلت به رفت آن طفل عاشق را ...
دیدم نشد عشق خلق کنیم،خلق کردم عشق را با تو میان قلم های کهنه دل را
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عجب جوکی هستی افغانی
@DictatorGuard
@DictatorGuard
قضاوت کردن
در جهانی که الان توش هستیم بسیار بسیار میبینم که دیگران همدیگه را قضاوت میکنند که هیچ ایرادی ندارد به نظر من قضاوت کردن بسیار هم واجب است اما به شرطی که درست و سالم باشد نه یک قضاوت غلط و ناسالم ...
همه ما،دیگران رو قضاوت کردیم شاید مدل لباس پوشیدن دیگران رو،مدل راه رفتن دیگران رو و خیلی چیزایی دیگه
مثلا به شخصی گفتیم که "لباس پوشیدن اون رو نگاه کن،حتما دنبال توجه بقیهاس"
شایدم واقعا اینطوری بوده باشه شاید واقعا طرف دنبال توجه بوده باشه و ما اون رو قضاوت کردیم که هیچ عیبی هم نداره اما تا وقتی که روی زندگی ما و یا روز ما تاثیری منفی نداشته باشه.
زمانی میشود گفت که قضاوتی غلط است که روی روزی که ما داریم سپری میکنیم تاثیر منفی داشته باشه برای مثال دارید رانندگی میکنید و راننده جلویی شما بین خطوط داره رانندگی میکنه و شما با خودتون میگید "چه رانندگی افتضاحی داره طرف" و این حرفتون هیچ اشکالی نداره اما وقتی که اعصابتون خیلی خرد بشه با خودتون بگید " آه چه روزی گندیه،آه چقدر رو مخمه رانندگی طرف" این موقع یک قضاوت نادرست میشه چونکه رو شما تاثیر منفی گذاشته.
ما از زندگی دیگران هیچ اطلاعی نداریم نمیدانیم که چه چیز هایی را پشت سرگذاشتهاند و یا چه روزی داشتهاند زمانی که ما میآییم زندگی خودمان را با دیگران قضاوت میکنیم و یا حتی حرف های دیگران روی مُخ ما میرود و اعصابمان را خرد میکند و ما طرف مقابلمان را با آن حرف قضاوت میکنیم و میگیم "چه آدم گوهی بود"
ما نمیدانیم که آن طرف مقابل چه روزی را سپری کرده است ک آن حرف را به ما گفته و ما عصبی شدیم
خلاصه حرفم این است که : قضاوت در زندگی نیاز است چونکه ما با قضاوت کردن دوستان خود را،همسر آینده خود را و یا حتی جایی که میخواییم برویم را انتخاب میکنیم
اما قضاوتی که روی ما تاثیر منفی نداشته باشد و ذهن مارا آشفته نکند یک قضاوت درست و سالم است اما اگر قضاوت ناسالم داشته باشیم و ذهنمان را نابود کند؛آن یک قضاوت اشتباه است چونکه روی روح و ذهن ما تاثیر منفی گذاشته است.
@DictatorGuard
در جهانی که الان توش هستیم بسیار بسیار میبینم که دیگران همدیگه را قضاوت میکنند که هیچ ایرادی ندارد به نظر من قضاوت کردن بسیار هم واجب است اما به شرطی که درست و سالم باشد نه یک قضاوت غلط و ناسالم ...
همه ما،دیگران رو قضاوت کردیم شاید مدل لباس پوشیدن دیگران رو،مدل راه رفتن دیگران رو و خیلی چیزایی دیگه
مثلا به شخصی گفتیم که "لباس پوشیدن اون رو نگاه کن،حتما دنبال توجه بقیهاس"
شایدم واقعا اینطوری بوده باشه شاید واقعا طرف دنبال توجه بوده باشه و ما اون رو قضاوت کردیم که هیچ عیبی هم نداره اما تا وقتی که روی زندگی ما و یا روز ما تاثیری منفی نداشته باشه.
زمانی میشود گفت که قضاوتی غلط است که روی روزی که ما داریم سپری میکنیم تاثیر منفی داشته باشه برای مثال دارید رانندگی میکنید و راننده جلویی شما بین خطوط داره رانندگی میکنه و شما با خودتون میگید "چه رانندگی افتضاحی داره طرف" و این حرفتون هیچ اشکالی نداره اما وقتی که اعصابتون خیلی خرد بشه با خودتون بگید " آه چه روزی گندیه،آه چقدر رو مخمه رانندگی طرف" این موقع یک قضاوت نادرست میشه چونکه رو شما تاثیر منفی گذاشته.
ما از زندگی دیگران هیچ اطلاعی نداریم نمیدانیم که چه چیز هایی را پشت سرگذاشتهاند و یا چه روزی داشتهاند زمانی که ما میآییم زندگی خودمان را با دیگران قضاوت میکنیم و یا حتی حرف های دیگران روی مُخ ما میرود و اعصابمان را خرد میکند و ما طرف مقابلمان را با آن حرف قضاوت میکنیم و میگیم "چه آدم گوهی بود"
ما نمیدانیم که آن طرف مقابل چه روزی را سپری کرده است ک آن حرف را به ما گفته و ما عصبی شدیم
خلاصه حرفم این است که : قضاوت در زندگی نیاز است چونکه ما با قضاوت کردن دوستان خود را،همسر آینده خود را و یا حتی جایی که میخواییم برویم را انتخاب میکنیم
اما قضاوتی که روی ما تاثیر منفی نداشته باشد و ذهن مارا آشفته نکند یک قضاوت درست و سالم است اما اگر قضاوت ناسالم داشته باشیم و ذهنمان را نابود کند؛آن یک قضاوت اشتباه است چونکه روی روح و ذهن ما تاثیر منفی گذاشته است.
@DictatorGuard
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میخوان از طریق تغذیه میخوان که هورمون های مارو تغییر بدن تا بتونن نسل های آینده رو ضعیف کنن
@DictatorGuard
@DictatorGuard
هیتلر پس از اشغال لهستان در سخرانی خود در ۱ سپتامبر ۱۹۳۹ یک نقل قول معروف کرد : از ساعت ۵:۴۵ صبح تیر ها شلیک شده است
همچنین او در سخرانی خود را نخستین سرباز معرفی کرد :
من از هیچ مرد آلمانی چیزی نمیخواهم غیر از آنچه که خودم برای چهار سال در هر زمانی حاضر به انجام آن بودهام. در آلمان نباید هیچ محرومیتی وجود داشته باشد که من خودم فوراً آن را بر عهده نگیرم. از این به بعد تمام زندگی من بیش از هر زمان دیگری متعلق به مردمم است. من نمیخواهم اکنون چیزی جز اولین سرباز رایش آلمان باشم. دوباره آن کت را پوشیدم که زمانی مقدسترین و عزیزترین من بود. فقط بعد از پیروزی آن را برمیدارم وگرنه پایان آن را نخواهم دید!
هیتلر در ۳ سپتامبر ۱۹۳۹ با قطار ویژه خودش عازم لهستان شد تا نقش جدید خود را به عنوان نخستین سرباز ایفا کند
"اولین سخرانی هیتلر پس از اشغال لهستان"
@DictatorGuard
همچنین او در سخرانی خود را نخستین سرباز معرفی کرد :
من از هیچ مرد آلمانی چیزی نمیخواهم غیر از آنچه که خودم برای چهار سال در هر زمانی حاضر به انجام آن بودهام. در آلمان نباید هیچ محرومیتی وجود داشته باشد که من خودم فوراً آن را بر عهده نگیرم. از این به بعد تمام زندگی من بیش از هر زمان دیگری متعلق به مردمم است. من نمیخواهم اکنون چیزی جز اولین سرباز رایش آلمان باشم. دوباره آن کت را پوشیدم که زمانی مقدسترین و عزیزترین من بود. فقط بعد از پیروزی آن را برمیدارم وگرنه پایان آن را نخواهم دید!
هیتلر در ۳ سپتامبر ۱۹۳۹ با قطار ویژه خودش عازم لهستان شد تا نقش جدید خود را به عنوان نخستین سرباز ایفا کند
"اولین سخرانی هیتلر پس از اشغال لهستان"
@DictatorGuard
پوچ انگاری،اَبسوردیسم یا ابزوردیزم
به تمایل انسان برای جستجوی ارزش درونی و معنا در زندگی و ناتوانی انسان در یافتن آن گفته میشود.
"پوچ" به معنای "ناممکن از لحاظ منطقی" نیست،بلکه بیشتر" ناممکن از لحاظ انسانی" است؛ذهن انسان و جهان هیچکدام به صورت جدا پوچی را سبب نمیشوند بلکه "پوچی" از طبیعت متناقض این دو با هم بر میآید.
پوچ انگاری یک مکتب فلسفی است که بیان میکند تلاش انسان برای جستجوی معنا با شکست مواجه میشود زیرا که آگاهی خالص انسان ها ندارند و نادانستهها شکست را ممکن میکنند؛اما با این حال برخی اَبسوردیسم اعتقاد دارند که باید انسان پوچی را پپذیرد و به جستجوی معنا ادامه دهد.
برسی این مکتب رو هم بعدا میزارم براتون
#فسلفه
@DictatorGuard
به تمایل انسان برای جستجوی ارزش درونی و معنا در زندگی و ناتوانی انسان در یافتن آن گفته میشود.
"پوچ" به معنای "ناممکن از لحاظ منطقی" نیست،بلکه بیشتر" ناممکن از لحاظ انسانی" است؛ذهن انسان و جهان هیچکدام به صورت جدا پوچی را سبب نمیشوند بلکه "پوچی" از طبیعت متناقض این دو با هم بر میآید.
پوچ انگاری یک مکتب فلسفی است که بیان میکند تلاش انسان برای جستجوی معنا با شکست مواجه میشود زیرا که آگاهی خالص انسان ها ندارند و نادانستهها شکست را ممکن میکنند؛اما با این حال برخی اَبسوردیسم اعتقاد دارند که باید انسان پوچی را پپذیرد و به جستجوی معنا ادامه دهد.
برسی این مکتب رو هم بعدا میزارم براتون
#فسلفه
@DictatorGuard