This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیل کوپر؛در سال ۲۰۰۱ همچین افشاگری کرد و با شلیک گلوله به قتل رسید
@DictatorGuard
@DictatorGuard
احترام به عقاید؛
مغلطهای که همه تکرارش میکنند،
پنج استدلال برای رد آن:
روزانه هزاران نفر در جهان واقعی و مجازی جملاتی را مانند این میگویند:
«تو باید به عقاید من احترام بذاری»
«تو حق انجام این کار رو نداری, چون به عقاید من توهین میکند» و... .
خیلی اوقات این جمله طرف مقابل را قانع میکند. انگار که واقعاً گزارهی درستی باشد. اما برخلاف چیزی که به صورت غیرمستقیم و مستقیم تبلیغ میشود, این جمله یک مغالطهی واضح است.
بعد از خواندن این مقاله میتوانید با خیال راحت به گویندهی این مغلطه لبخند بزنید و به زدن حرفتان یا انجام کارتان ادامه بدهید.
احترام برای انسانها است، نه ساختههای آنها
احترام یک عمل اخلاقی است. اخلاق هم صرفاً در چهارچوب روابط انسانی معنا پیدا میکند. از طرفی عقیده ساختهی انسانها است, نه جزوی از وجودشان.
همانطوری که احترام گذاشتن به صندلیای که یک انسان ساخته کاری احمقانه است, احترام گذاشتن به عقیدهای که یک انسان دارد هم کاری احمقانه است.
اکثر عقاید اشتباه اند
عقاید تأثیر مهمی در رفتار انسانها با یکدیگر دارند و اگر به گذشته نگاه کنید, گمان میکنم با من موافق باشید که اکثر آنها اشتباه اند. پس باید عقاید را بدون ترحم و محافظهکاری نقد کرد و به چالش کشید.
هرگاه که عقیدهای تبدیل به تعصب شد, باید آن را به تمسخر گرفت و به آن توهین کرد تا دایرهی امنیت و پرسشناپذیری دور آن از بین برود و فضا برای نقد منطقی آن ایجاد شود.
این گزاره شرایط متناقضی را به وجود میآورد؛
شما دو عقیدهی متضاد با هم را درنظر بگیرید. مثلاً: یک یهودی که خودش را عضوی از قوم برگزیده میداند و افراد حزب نازی را کافر و مهدورالدم خطاب میکند, و یک سرباز نازی که نژاد خودش را برترین نژاد میپندارد, یهودیان را پست میداند و فکر میکند که باید زمین را از شر وجود آنها پاک کرد.
حالا چطور میتوانید به گزارهی «احترام به عقاید» عمل کنید؟ بسیاری از عقاید جهان با یکدیگر به صورت کامل یا جزئی در تضاد هستند و برای یکدیگر حکم مرگ صادر میکنند. حال چطور ممکن است همزمان به دو عقیده که با هم دشمنی دارند احترام گذاشت و هیچ کدام را نقد یا رد نکرد؟
این گزاره شر سازمانیافته را پشتیبانی میکند
خب میخواهید به عقاید دیگران احترام بگذارید؟ پس بیایید این کار را از عقاید داعش شروع کنید. دفعهی بعد که کسی چیزی خلاف عقیدهی داعشیها گفت بلند شوید و به او بگویید:«تو حق نداری این حرفرو بزنی. ما باید به عقاید همه احترام بگذاریم».
البته اگر خودتان داعشی نیستید بهتر است در راستای احترام به عقاید آنها, خودتانرا به نزدیکترین داعشی معرفی کنید تا زحمت بریدن سرتان را بکشد. آخر میدانید, زنده بودنتان توهین به عقاید آنها محسوب میشود.
احترام به عقاید مخرب, امکان این را به پیروان آنها میدهد که به صورت سازمانیافته دست به اعمال شرورانه بزنند.
عقاید غیر شخصی تمام جامعه را تهدید میکنند
عقیدهای که حوزهی ذهن یک نفر را ترک میکند و میخواهد دست به اصلاح جامعه بزند, یک تهدید بالقوه برای تمامی افراد آن جامعه محسوب میشود.
اکثر عقاید با این اصل جلو میروند که تنها گفتهی برحق هستند, دیگران نیازمند نجات یافتناند و افرادی که با زبان خوش حاضر نیستند رستگار شوند لایق بدترین مرگها و شکنجهها هستند.
اگر نگاهی به تاریخ بیاندازید میبینید که سرتاسر زندگی بشر را خونهای ریختهشده به دست عقاید پوشانده است. ما به اندازهی کافی تجربه کرده ایم و من فکر میکنم که دیگر تکرار این حماقت کافی است.
دفعهی بعد که کسی از شما خواست که به عقایدش احترام بگذارید, سعی کنید با این استدلالها قانعش کنید که حرف اشتباهی میزند. اگر نشد؟ خب عقایدش را مسخره کنید !
@DictatorGuard
مغلطهای که همه تکرارش میکنند،
پنج استدلال برای رد آن:
روزانه هزاران نفر در جهان واقعی و مجازی جملاتی را مانند این میگویند:
«تو باید به عقاید من احترام بذاری»
«تو حق انجام این کار رو نداری, چون به عقاید من توهین میکند» و... .
خیلی اوقات این جمله طرف مقابل را قانع میکند. انگار که واقعاً گزارهی درستی باشد. اما برخلاف چیزی که به صورت غیرمستقیم و مستقیم تبلیغ میشود, این جمله یک مغالطهی واضح است.
بعد از خواندن این مقاله میتوانید با خیال راحت به گویندهی این مغلطه لبخند بزنید و به زدن حرفتان یا انجام کارتان ادامه بدهید.
احترام برای انسانها است، نه ساختههای آنها
احترام یک عمل اخلاقی است. اخلاق هم صرفاً در چهارچوب روابط انسانی معنا پیدا میکند. از طرفی عقیده ساختهی انسانها است, نه جزوی از وجودشان.
همانطوری که احترام گذاشتن به صندلیای که یک انسان ساخته کاری احمقانه است, احترام گذاشتن به عقیدهای که یک انسان دارد هم کاری احمقانه است.
اکثر عقاید اشتباه اند
عقاید تأثیر مهمی در رفتار انسانها با یکدیگر دارند و اگر به گذشته نگاه کنید, گمان میکنم با من موافق باشید که اکثر آنها اشتباه اند. پس باید عقاید را بدون ترحم و محافظهکاری نقد کرد و به چالش کشید.
هرگاه که عقیدهای تبدیل به تعصب شد, باید آن را به تمسخر گرفت و به آن توهین کرد تا دایرهی امنیت و پرسشناپذیری دور آن از بین برود و فضا برای نقد منطقی آن ایجاد شود.
این گزاره شرایط متناقضی را به وجود میآورد؛
شما دو عقیدهی متضاد با هم را درنظر بگیرید. مثلاً: یک یهودی که خودش را عضوی از قوم برگزیده میداند و افراد حزب نازی را کافر و مهدورالدم خطاب میکند, و یک سرباز نازی که نژاد خودش را برترین نژاد میپندارد, یهودیان را پست میداند و فکر میکند که باید زمین را از شر وجود آنها پاک کرد.
حالا چطور میتوانید به گزارهی «احترام به عقاید» عمل کنید؟ بسیاری از عقاید جهان با یکدیگر به صورت کامل یا جزئی در تضاد هستند و برای یکدیگر حکم مرگ صادر میکنند. حال چطور ممکن است همزمان به دو عقیده که با هم دشمنی دارند احترام گذاشت و هیچ کدام را نقد یا رد نکرد؟
این گزاره شر سازمانیافته را پشتیبانی میکند
خب میخواهید به عقاید دیگران احترام بگذارید؟ پس بیایید این کار را از عقاید داعش شروع کنید. دفعهی بعد که کسی چیزی خلاف عقیدهی داعشیها گفت بلند شوید و به او بگویید:«تو حق نداری این حرفرو بزنی. ما باید به عقاید همه احترام بگذاریم».
البته اگر خودتان داعشی نیستید بهتر است در راستای احترام به عقاید آنها, خودتانرا به نزدیکترین داعشی معرفی کنید تا زحمت بریدن سرتان را بکشد. آخر میدانید, زنده بودنتان توهین به عقاید آنها محسوب میشود.
احترام به عقاید مخرب, امکان این را به پیروان آنها میدهد که به صورت سازمانیافته دست به اعمال شرورانه بزنند.
عقاید غیر شخصی تمام جامعه را تهدید میکنند
عقیدهای که حوزهی ذهن یک نفر را ترک میکند و میخواهد دست به اصلاح جامعه بزند, یک تهدید بالقوه برای تمامی افراد آن جامعه محسوب میشود.
اکثر عقاید با این اصل جلو میروند که تنها گفتهی برحق هستند, دیگران نیازمند نجات یافتناند و افرادی که با زبان خوش حاضر نیستند رستگار شوند لایق بدترین مرگها و شکنجهها هستند.
اگر نگاهی به تاریخ بیاندازید میبینید که سرتاسر زندگی بشر را خونهای ریختهشده به دست عقاید پوشانده است. ما به اندازهی کافی تجربه کرده ایم و من فکر میکنم که دیگر تکرار این حماقت کافی است.
دفعهی بعد که کسی از شما خواست که به عقایدش احترام بگذارید, سعی کنید با این استدلالها قانعش کنید که حرف اشتباهی میزند. اگر نشد؟ خب عقایدش را مسخره کنید !
@DictatorGuard
بعضی موقع ها توی زندگی هستش که تو نیازی نداری که با بقیه حرف بزنی،نیازی نداری خودت رو سرگرم کنی،نیازی نداری که کاری ...
فقط نیازه که گوشه اتاقت بشینی و با خودتت خلوت کنی اینگونه میتوانی متوجه عمق فاجعه در خودتت شوی و اصلاحش کنی.
@DictatorGuard
فقط نیازه که گوشه اتاقت بشینی و با خودتت خلوت کنی اینگونه میتوانی متوجه عمق فاجعه در خودتت شوی و اصلاحش کنی.
@DictatorGuard
فولخنسو باتیستا
دیکتاتور کوبا از سال ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۹ بود
که با کودتا به قدرت رسید
در زمان اون فساد الیگارشی و نفوذ شدید قدرتهای خارجی و فقر و فلاکت مردم نهایتا منجر به انقلاب کوبا به رهبری فیدل کاسترو و نهایتا به ثمر رسیدنش در سال ۱۹۵۹ با کمک چه گوارا شد
.
#تاریخ
@DictatorGuard
دیکتاتور کوبا از سال ۱۹۵۲ تا ۱۹۵۹ بود
که با کودتا به قدرت رسید
در زمان اون فساد الیگارشی و نفوذ شدید قدرتهای خارجی و فقر و فلاکت مردم نهایتا منجر به انقلاب کوبا به رهبری فیدل کاسترو و نهایتا به ثمر رسیدنش در سال ۱۹۵۹ با کمک چه گوارا شد
.
#تاریخ
@DictatorGuard
انسان های احمق
سعی نکنید با احمقها بحث کنید اما اگر نیاز شد حتما بحث کنید
امروزه آدم های احمق زیادی دوربرمان میبینم؛از انسان های خرافاتی بگیر تا انسان های به ظاهر روشنفکر
اما همیشه بحث کردن با آنها ساده نیست؛بیایید چند راهکار به شما بگویم ...
سعی کنید آنهارا با منطق وادار کنید که بعید بدانم با این کار آنها وادار شوند
و یا شما میتوانید اعقاید آنهارا مسخره کنید،نگران نباشید آنها اعقاید درست و حسابی ندارند پس عذاب وجدانی سراغتان نمیآید چرا که آنها اعتقاد دارند حتی داعش هایی که سر کودکان را میبرند حق زندگی کردن دارند و یا بسیار خرافاتی هستند،اگر ببیند فنجانی شکسته میگویند حتما کسی برایمان دعا نوشته تا زندگیمان را خراب کند
پس خیالتان راحت،مسخره کنید
اما بهترین راهکار برای اینکه جلوی احمق کم نیارید این است که یا با آنها بحث نکنید که البته اگر هم بحث نکنید میگویند جرعتش را نداری و یا شما را بزدل خطاب میکنند و یا مانند خودشان رفتار کنید
که بهترین راهکار این است که مانند خودشان رفتار کنید.
@DictatorGuard
سعی نکنید با احمقها بحث کنید اما اگر نیاز شد حتما بحث کنید
امروزه آدم های احمق زیادی دوربرمان میبینم؛از انسان های خرافاتی بگیر تا انسان های به ظاهر روشنفکر
اما همیشه بحث کردن با آنها ساده نیست؛بیایید چند راهکار به شما بگویم ...
سعی کنید آنهارا با منطق وادار کنید که بعید بدانم با این کار آنها وادار شوند
و یا شما میتوانید اعقاید آنهارا مسخره کنید،نگران نباشید آنها اعقاید درست و حسابی ندارند پس عذاب وجدانی سراغتان نمیآید چرا که آنها اعتقاد دارند حتی داعش هایی که سر کودکان را میبرند حق زندگی کردن دارند و یا بسیار خرافاتی هستند،اگر ببیند فنجانی شکسته میگویند حتما کسی برایمان دعا نوشته تا زندگیمان را خراب کند
پس خیالتان راحت،مسخره کنید
اما بهترین راهکار برای اینکه جلوی احمق کم نیارید این است که یا با آنها بحث نکنید که البته اگر هم بحث نکنید میگویند جرعتش را نداری و یا شما را بزدل خطاب میکنند و یا مانند خودشان رفتار کنید
که بهترین راهکار این است که مانند خودشان رفتار کنید.
@DictatorGuard
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
واقعا خیلی خوب رید به فمینیست ها
@DictatorGuard
@DictatorGuard
شجاع ها در جنگ میجنگند و میمیرند و ترسو ها باقی میمانند
تاریخ را ترسو ها نوشتند و حقیقت ندارد .
"چگوارا"
#دیالوگ
@DictatorGuard
تاریخ را ترسو ها نوشتند و حقیقت ندارد .
"چگوارا"
#دیالوگ
@DictatorGuard
Forwarded from Dictator Library (Dictator)
هرگز به خودتان اجازه ندهید که آرام بگیرید
زیرا هیچوقت ارامش واقعی را درک نمیکنید بگذارید زندگیتان در کثافت بگذرد ...
شما اگر بتوانید زندگی خودتان را در میان کثافت ها بیایید و نجاتش دهید،در آخر به آرامش میرسید؛و با اگر هم اخرش ارامش نبود شک نکنید که میتوانید از میان کثافت های زندگیتان آرامش را پیدا کنید.
زیرا هیچوقت ارامش واقعی را درک نمیکنید بگذارید زندگیتان در کثافت بگذرد ...
شما اگر بتوانید زندگی خودتان را در میان کثافت ها بیایید و نجاتش دهید،در آخر به آرامش میرسید؛و با اگر هم اخرش ارامش نبود شک نکنید که میتوانید از میان کثافت های زندگیتان آرامش را پیدا کنید.
بازم اینا دوتا نون خشک بیشتر پیدا کردن جوگیر شدن
@DictatorGuard
@DictatorGuard
سیزده به در، در دوره ی قاجار
"سرانجام روز سیزدهم یعنی آخرین روز عید فرا میرسد. مطابق با یک رسم کهن گویا تمام خانهها در چنین روزی معروض خطر ویرانی هستند. به همین دلیل همه از دروازه شهر خارج میشوند و به باغ ها روی میآورند. بخصوص زنان که علاوه بر هراس از خطری که ظاهرا آنها را تهدید میکند به انگیزههای دیگری نیز به دشت و صحرا میروند. برای اینکه تا حدودی از هجوم زنان به خارج شهر جلوگیری شود به دستور کلانتر از هر زنی عوارض ناچیزی وصول میشود."
بن مایه: سفرنامه پولاک، یاکوب ادوارد پولاک، ترجمهٔ کیکاووس جهانداری، ص ۲۶۷
#معاصر
@DictatorGuard
"سرانجام روز سیزدهم یعنی آخرین روز عید فرا میرسد. مطابق با یک رسم کهن گویا تمام خانهها در چنین روزی معروض خطر ویرانی هستند. به همین دلیل همه از دروازه شهر خارج میشوند و به باغ ها روی میآورند. بخصوص زنان که علاوه بر هراس از خطری که ظاهرا آنها را تهدید میکند به انگیزههای دیگری نیز به دشت و صحرا میروند. برای اینکه تا حدودی از هجوم زنان به خارج شهر جلوگیری شود به دستور کلانتر از هر زنی عوارض ناچیزی وصول میشود."
بن مایه: سفرنامه پولاک، یاکوب ادوارد پولاک، ترجمهٔ کیکاووس جهانداری، ص ۲۶۷
#معاصر
@DictatorGuard
تنها مشکل من با جامعه امروز این است که آنان بسیار سعی میکنند خاص باشند و یا حتی چیز هایی بگویند که هیچ ربطی به هم دیگر ندارد ...
جامعه شاید جنبه ها منفی زیادی داشته باشد اما حداقل میشود آنرا کمی تحمل کرد فقط با کمی خودت را به آن راه زدن میشود جامعه را تحمل کرد.
@DictatorGuard
جامعه شاید جنبه ها منفی زیادی داشته باشد اما حداقل میشود آنرا کمی تحمل کرد فقط با کمی خودت را به آن راه زدن میشود جامعه را تحمل کرد.
@DictatorGuard
پس شاید خوشبختی هماهنگ کردن توهمات شخصی درباره ی معنای زندگی با توهمات مشترک حاکم باشد؛تا زمانی ک روایت من همسو با روایت مردم اطرافم باشد می توانم خودم را متقاعد سازم که زندگی ام مفید و با معنا است و خوشبختی را در این باور بیابم؛این نتیجه گیری کاملا غم انگیز است. آیا واقعا خشبختی در گِرو خود فریبی است؟
نوشته هایی از کتابِ انسان خردمند
@DictatorGuard
نوشته هایی از کتابِ انسان خردمند
@DictatorGuard
مشاهدات_سفر_از_بنگال_به_ایران.PDF
2.5 MB
کتابیه که ارزش خوندن داره و ایران رو بین سالهای 1788-1786میلادی روایت میکنه ؛حتما بخونیدش
#کتابخانه
@DictatorGuard
#کتابخانه
@DictatorGuard