چرند و پرند
2.43K subscribers
22.1K photos
11.4K videos
273 files
184 links
روایت‌های یک ذهن پرمشغله
اینجا گاهی از آدم‌ها،گاه از زندگی،گاه از روزگار و گاه
از اتفاقاتی که نمی‌توان از کنارشان به سادگی گذشت، می‌نویسم.
کمی تجربه، کمی احساس، کمی طنز و گاهی حرف‌هایی از دل
اینجا قرار نیست حرف مهمی بزنیم؛قرار است به چیزهای مهمی فکر کنیم
Download Telegram
آدم‌ها را از روی رفتاری که با تو دارند نشناس...
گاهی آدم‌ها وقتی به تو نیاز دارند، فوق‌العاده‌اند.

آدم واقعی را وقتی بشناس که دیگر چیزی از تو نمی‌خواهد.

اگر آن موقع هم محترمت داشت، اگر هنوز سراغت را می‌گرفت، اگر نبودنت برایش مهم بود، احتمالاً آن رابطه، فقط یک معامله نبوده.

این پست را اگر قبولش داری، برای یک نفر بفرست.

@Dialogtik
👍5
دلم می‌خواست این پاییز یکی بود که می‌شد با او راه افتاد و رفت سمت میدان تجریش!
نه برای اینکه اتفاق خاصی بیفتد، فقط برای اینکه چند ساعت از این زندگی فاصله بگیریم.
راه برویم و درباره هر چیزی که از ذهنمان رد می‌شود حرف بزنیم.
حتی درباره چیزهایی که هیچ اهمیتی ندارند.
گاهی آدم به یک همصحبت احتیاج دارد که لازم نباشد حرف‌های حساب‌شده بزند.

اصلا بگذار از خودم برایت بگویم...

از این سال‌هایی که از روی آدم رد می‌شوند و وقتی برمی‌گردی پشت سرت را نگاه می‌کنی، می‌بینی خودت هم دیگر آن آدم قبلی نیستی.

از اشتباهاتم، از آدم‌هایی که از دست دادم، از چیزهایی که زمانی برایم مهم بودند و حالا حتی حوصله فکر کردن به آنها را هم ندارم.

تو هم از خودت می‌گفتی...

از چیزهایی که هیچ‌وقت برای کسی تعریف نکردی.

بعد وسط حرف‌هایمان، ناگهان حواسمان پرت یک پیرمرد، یک درخت یا حتی یه تکه ابر می‌شد و چند دقیقه درباره همان چیز بی‌اهمیت حرف می‌زدیم.

می‌خواستم یه کافه کوچک پیدا کنم، بنشینیم گوشه‌ای، چای یا قهوه‌ بخوریم و آن‌قدر حرف بزنیم که نفهمیم چند ساعت گذشته است.

بعد دوباره راه بیفتیم.

دلم نمی‌خواست آن شب زود تمام بشود.
چون می‌دانستم آخرش دوباره باید برگردم به همان خانه، همان سکوت و همان آینه‌ای که هر بار جلویش می‌ایستم، یک سؤال تکراری در سرم می‌چرخد:
این آدمی که الان در آینه‌ست، همان بچه‌ای است که یک روز برای خندیدن بهانه نمی‌خواست؟
کِی این‌قدر عوض شد؟
کِی این‌همه خستگی روی صورتش نشست؟
کِی یاد گرفت خیلی چیزها برایش مهم نباشد؟

پاییز که می‌رسد، این فکرها بیشتر سراغم می‌آیند...
هوا سردتر می‌شود، آدم‌ها بیشتر در لباس‌هایشان فرو می‌روند و من بیشتر از همیشه می‌فهمم چقدر بعضی چیزها در زندگی آدم دیگر برنمی‌گردند.

گاهی به آدم‌هایی فکر می‌کنم که می‌توانستند کنارم بمانند، ولی نماندند.

به آدم‌هایی که می‌شد دوستشان داشت، اما بلد نبودیم چطور نگهشان داریم.

بعضی وقت‌ها هم خودم را شبیه یکی از اون کتاب‌هایی می‌بینم که مدت‌هاست گوشه یک کتاب‌فروشی خاک می‌خورند؛ کتابی که شاید داستان خوبی داشته، اما هیچ‌کس دستش سمتش نرفته است.

صبح‌ها که هوا سرد است، کنار پنجره می‌ایستم و به بیرون نگاه می‌کنم.

گاهی آفتاب می‌زند، ولی هیچ چیز در دل آدم روشن نمی‌شود.

بعضی روزها حتی یادم نیست مُسکنی که جلوی رویم است را باید بخورم یا قبلاً خوردم و فقط یادم مانده که باید می‌خوردم.
بعد می‌نشینم و به چیزهایی فکر می‌کنم که شاید اصلاً قرار نبوده درست بشوند!

شاید هم باید قبول کرد که آدم همیشه قرار نیست آخر قصه به چیزی که می‌خواسته برسد.

من خوشحالم اگر حالا فقط یک قسمت کوچک از گذشته تو باشم.

نه آدمی که هنوز منتظرت باشد و منتظرش باشی و نه کسی باشم که بخواهم برگردی یا دوباره برگردد.

فقط یک خاطره و بس.

یک آدمی که یک زمانی در زندگی‌ات بوده و حالا نیست.
شاید من هیچ‌وقت آدم مناسبی برای ماندن کنار کسی نبودم.
شاید حتی برای خودم هم آدم مناسبی نبودم.
ولی این را می‌دانم که هنوز گاهی دلم می‌خواهد یکی باشد که بشود با او بی‌هدف راه رفت، خندید، حرف زد و برای چند ساعت فراموش کرد زندگی چقدر جدی شده است.

حالا پاییز آمده و من باز همان آدمم؛ با همان فکرها، همان پنجره، همان مُسکن‌های روی میز و همان سؤال قدیمی که جوابش را پیدا نکرده‌ام.

بعضی آدم‌ها می‌روند و بعد از رفتنشان تازه می‌فهمی چقدر به بودنشان عادت کرده بودی.
بعضی‌ها هم آن‌قدر دور می‌شوند که حتی اگر یک روز دوباره ببینیشان، دیگر نمی‌دانی باید از کجای گذشته شروع کنی.

شاید قصه ما هم همین بود.

نه کسی مقصر بود، نه کسی برنده شد.

فقط یک جایی از مسیر، راه‌ ما از هم جدا شد و من ماندم این طرفِ ایستگاه، با یک پاییز طولانی و قطاری که مدت‌هاست دیگر برای آدم‌هایی مثل من توقف نمی‌کند.

همین... والسلام.

@Dialogtik
❤5
یه زمانی می‌رفتیم خرید که ببینیم چی خوشمزه‌ست؛
الان میریم خرید که ببینیم چی از بودجه‌مون کم نمی‌کنه!

آخرش هم با دو تا کیسه برمی‌گردیم خونه و به خودمون می‌گیم:
«خوب شد زیاد خرید نکردیم!» 😅

شما هم قبل از خرید، بیشتر از خودِ خرید، به حساب بانکی‌تون فکر می‌کنید؟


@Dialogtik
👍5❤2
بیاید امروز یک اعتراف کوچیک کنیم!

کدوم یکی از این کارها رو انجام می‌دید ولی دوست ندارید کسی بفهمه؟

۱. پیام رو می‌خونم، جواب نمی‌دم، بعد یادم میره!

۲. میرم توی گوشی دنبال یه چیز، یادم میره چی می‌خواستم!

۳. قبل از خواب میگم فقط پنج دقیقه گوشی؛ بعد می‌بینم صبح شده!

۴. توی بحث، جواب عالی رو دو ساعت بعد پیدا می‌کنم! 😂

شماره‌اش رو بنویسید؛ بدون قضاوت!

من به گزینه ۴ مشکوکم... 😁

@Dialogtik
👍1
گاهی فکر می‌کنم خسته‌کننده‌ترین بخش زندگی این روزها، فقط گرونی یا خبرهای نگران‌کننده نیست...

این است که آدم برای برنامه‌ریزی فردایش هم مطمئن نیست.

یک سفر ساده، یک خرید معمولی، یک تصمیم کوچک...
همه‌شان می‌توانند تبدیل شوند به چند ساعت حساب‌وکتاب و دودلی.

با این حال، زندگی را نمی‌شود تا روزی که همه‌چیز درست شود، متوقف کرد.

شاید هنر این روزها این باشد:
حواسمان به واقعیت باشد، اما تمام زندگی‌مان را به نگرانی نسپاریم.



@Dialogtik
😢3👍1
یه سؤال که احتمالاً جواب‌هاش دو دسته می‌شه! 👀

کدوم بدتره؟

🔹 کسی که حقیقت رو می‌گه و ناراحتت می‌کنه؛

🔹 یا کسی که برای ناراحت نکردنت، حقیقت رو ازت پنهان می‌کنه؟

من فکر می‌کنم فقط خودِ حقیقت مهم نیست؛ این هم مهمه که چه کسی، با چه نیتی و چطور اون رو می‌گه.

شما کدوم رو انتخاب می‌کنید؟ چرا؟

قرار نیست همه مثل هم فکر کنند؟

@Dialogtik
🤯1
یه پیشنهاد برای امشب...

اسم یک نفر رو توی ذهنت بیار که مدتهاست باهاش حرف نزدی.

نه دعوایی شده، نه اتفاق خاصی افتاده؛ فقط زندگی شلوغ شده و فاصله افتاده.

حالا به‌جای اینکه بگی «یه روز بهش زنگ می‌زنم»، همین امشب یک پیام ساده براش بفرست:

«سلام، الان یادت افتادم. خوبی؟»


شاید برای تو فقط یک پیام باشه،
اما برای اون،
دلیل قشنگی برای لبخند زدنه.

بعضی رابطه‌ها با دعوا تموم نمی‌شن؛ با همین «بعداً خبر می‌گیرم»ها کم‌رنگ می‌شن.

اگر کسی به ذهنت رسید، این پست رو براش بفرست.


@Dialogtik
👍3
قبلاً وقتی می‌گفتن «پول خوشبختی نمیاره»، بحث فلسفی می‌کردیم.

الان می‌گیم:
«قبول؛ ولی بذار اول با پول امتحانش کنیم!» 😂

بعضی نظریه‌ها رو واقعاً باید در شرایط آزمایشگاهی بررسی کرد!


@Dialogtik
👍2
در کودکی از تکلیف می‌ترسیدیم،

و اکنون از بلاتکلیفی…
👇🏼
@Dialogtik✨
👍5
مغز ما یک قابلیت فوق‌العاده داره:
برای کاری که هنوز اتفاق نیفتاده، ده مدل مشکل می‌سازه؛ برای مشکلی که واقعاً اتفاق افتاده، میگه: «حالا ببینیم چی می‌شه!» 😐

یعنی در نگرانی، آینده‌نگریم؛
در حل مسئله، اهل بداهه‌پردازی!


@Dialogtik
👍6
دانشمندان دارند شرایط لحظه‌های آغازین جهان را در آزمایشگاه بررسی می‌کنند!

در برخورددهنده ذرات، هسته‌های اتم طلا را با سرعت بسیار بالا به هم می‌کوبند تا ماده‌ای شبیه «سوپ آغازین جهان» بسازند.

در آزمایش‌های تازه، پژوهشگران نشانه‌ای غیرمنتظره دیده‌اند که ممکن است به یک نقطه گذار مهم در ماده مربوط باشد؛ البته هنوز به بررسی‌های بیشتری نیاز است.

یعنی برای فهمیدن اتفاقاتی که میلیاردها سال پیش رخ داده، باید اتم‌ها را به جان هم بیندازیم! 😄

جهان واقعاً جای عجیبی است.


@Dialogtik
😱1
یک راه جالب برای شناخت آدم‌ها:
به حرف‌هایی که درباره شخصیتشون می‌زنن کمتر توجه کن...

ببین وقتی عصبانی‌ هستن، وقتی چیزی گیرشون نمیاد، یا وقتی قدرت دستشونه، چطور رفتار می‌کنن.

آدم‌ها در روزهای خوب، نسخه تبلیغاتی خودشون رو نشون میدن.

نسخه اصلی معمولاً در شرایطی ظاهر میشه که دیگه حوصله رعایت کردن ندارن.

البته یک رفتار بد، حکم قطعی درباره یک آدم نیست؛ تکرار رفتارهاست که بیشتر از ادعاها حرف می‌زنه.

@Dialogtik
👍3
گاهی لازم نیست زندگی‌ات را از نو بسازی.

شاید فقط باید چند چیز را متوقف کنی:
توضیح دادن خودت به کسی که قصد فهمیدنت را ندارد؛
مقایسه کردن پشت‌صحنه زندگی‌ات با ویترین زندگی دیگران؛
و عقب انداختن خوشحالی‌های کوچک تا روزی که همه‌چیز کامل شود.


زندگی معمولاً منتظر کامل شدن ما نمی‌ماند.

@Dialogtik
👍5
بزرگ‌ترین دروغی که هر روز به خودمون می‌گیم:
«فقط پنج دقیقه گوشی رو چک می‌کنم.»

بعد سرمون رو بلند می‌کنیم
می‌بینیم هوا تاریک شده
دو تا بحران جهانی اتفاق افتاده
و هنوز نفهمیدیم برای چی گوشی رو برداشته بودیم! 😂

@Dialogtik
👍5😱1
دانشمندان یک قانون قدیمی ژنتیک را به چالش کشیدند!

در پژوهشی که خبرش چند روز پیش منتشر شد، دانشمندان، موجود میکروسکوپی ناشناخته‌ای را در یک برکه بررسی کردند و متوجه شدند این موجود از دو علامت ژنتیکی که معمولاً پایان یک ژن را نشان می‌دهند، برای ساخت اسیدهای آمینه استفاده می‌کند!

یعنی چیزی که در زیست‌شناسی تقریباً یک قاعده همگانی به حساب می‌آمد، ظاهراً استثنا هم دارد.

گاهی یک کشف اتفاقی یادمان می‌اندازد که طبیعت هنوز همه رازهایش را لو نداده است.

@Dialogtik
❤6😍2
بعضی‌ها وقتی اشتباه می‌کنند، می‌گویند: «من هم انسانم، اشتباه می‌کنم.»

اما وقتی تو اشتباه می‌کنی، ناگهان تبدیل می‌شوند به کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل!

ظاهراً حق اشتباه، از آن مزایایی است که فقط برای بعضی‌ها تعریف شده.


@Dialogtik
👍12😱1
مرد هر روز بعد از کار، از یک مغازه کوچک نان می‌خرید.

یک روز فروشنده پرسید:
«چرا همیشه همین نان را می‌خری؟»

مرد گفت:
«چون همسرم همین را دوست داشت.»

فروشنده آرام پرسید:
«هنوز هم دوست دارد؟»

مرد کمی مکث کرد و گفت:
«نه… سه ساله که نیست.»

فروشنده چیزی نگفت؛ فقط نان را داخل کیسه گذاشت.

بعضی عادت‌ها را ادامه می‌دهیم
نه چون هنوز به آن‌ها نیاز داریم
چون نمی‌دانیم با جای خالی‌شان چه کنیم.


@Dialogtik
😢6👍3😱1
پول همه‌چیز نیست؛ قبول!

ولی عجیب است که تقریباً برای حل بیشتر مشکلاتی که پول همه‌چیزش نیست، باز هم پول لازم داریم!


@Dialogtik
👍6😢2
یک تفاوت مهم بین آدم‌ها:
بعضی‌ها وقتی چیزی یاد می‌گیرند، احساس می‌کنند بزرگ‌تر شده‌اند.
بعضی‌ها وقتی چیزی یاد می‌گیرند، احساس می‌کنند از بقیه بالاتر رفته‌اند.

اولی دانش است
دومی فقط غرور با واژگان تخصصی!


@Dialogtik
👍7
آدم‌ها گاهی به تعطیلات احتیاج ندارد؛

به چند ساعت زندگی بدون عجله
بدون جواب دادن به همه
بدون نگرانی درباره فردا
و بدون عذاب وجدان بابت استراحت احتیاج دارند.

استراحت، جایزه تمام کردن کارها نیست؛ چون کارها معمولاً تمام نمی‌شوند.


@Dialogtik
👍6❤1
همه ما بخشی از زندگی‌مون رو به انتظار می‌گذرونیم...
منتظر شنبه،
منتظر تابستون،
منتظر اینکه کسی عاشقمون بشه،
منتظر اینکه اوضاع بهتر بشه،
منتظر یک فرصت،
یک خبر خوب،
یا یک «روز مناسب».

اما حقیقت اینه که زندگی، درست در همین لحظه‌هایی که منتظریم، در حال گذشتنه.

هیچ روزی کامل و بی‌نقص از راه نمی‌رسه.

بهترین زمان برای زندگی کردن، شروع کردن و لذت بردن، همین امروزه.

شاید خوشبختی آن‌ سوی انتظار نباشه؛
شاید درست از همون لحظه‌ای شروع بشه که دست از منتظر موندن برمی‌داریم و از «اکنون» بیشترین استفاده رو می‌کنیم.

زندگی منتظر هیچ‌کس نمی‌مونه...
پس تو هم منتظر زندگی نمون!
👇🏼
@Dialogtik✨
👍5❤1