Forwarded from باشگاه اندیشه
خسته از "دگرسروری"؛
نوشتاری کوتاه در فهم اعتراضات
📝علی زمانیان
آنچه اکنون در خیابانها مشاهده میکنیم، علاوه بر علتهای متعدد، اما آشکارا صفآرایی دو پاسخ به بنیادیترین پرسش فلسفهی سیاسی است که:
گستره و قلمرو مداخلهی دولت تا کجاست؟
این پرسش، از پرسشهای پرچالشی است که نظام سیاسی از مواجههی با آن میگریزد؛ و اتفاقا تشنجات خیابانی، محصول همین گریختن است؛ زیرا آنچه در خیابانها جاری است، باید پیش از این بهشیوهی گفتگویی و مذاکرهی مسالمتآمیز رخ میداد.
وقتی دریچهی گفتگوی موثر بسته میشود، وقتی از کنار دیدگاه رقیب، بیاعتنا میگذرند و نادیدهاش میانگارند، آنگاه چالش معرفتی و گفتگویی به چالش و تشنج خیابانی تبدیل میگردد.
دیدگاه مسلط و رسمی این است که حکومت، حق مداخله در اموری را دارد که از نظر جامعه، حوزهی خصوصی تلقی میشود. "حجاب"، تنها یک مورد و یک مثال از آن است. اما موضوع از این که میبینیم، بسیار فراتر میرود و عمیقتر میشود.
درحقیقت، نزاع اصلی بر گسست و مغاک بزرگی است که میان دو دیدگاه ایجاد شده است؛ دیدگاهی که میل به دولت حداکثری دارد و دیدگاهی که دولت را بهصورت حداقل میخواهد. این دو، در پاسخ به پرسشی بنیادین شکل گرفتهاند؛ اینکه قلمرو موجه حکمرانی تا کجاست؟ حکومت در باب چه مسائلی و چه حوزههایی میتواند حکم براند؟
به سخن دیگر، نزاع و چالش، به عمیقترین حالت خود رسیده است و آن، بازتعریف قلمرو حکمرانی و گسترهی اختیارات حکومت معطوف است.
دولت، در باب کدام امور، حق قانونگذاری و مداخله ندارد؟
آنچه اکنون در قالب اعتراضات مشاهده میکنیم، درحقیقت، مقابله و مبارزهی دو پاسخ به این پرسش است.
بخش بزرگی از ساکنان این سرزمین، احساس میکنند از زندگی و حقوق اولیهشان محروم شدهاند؛ نمیتوانند به ارادهی خودشان زندگی کنند و تصورشان از خیر را نادیده میانگارند. از نظر آنان، دولت در محدودهای حکم میراند که خارج از وظایف و اختیارات منطقی اوست و باید این گستره را به جامعه بازگرداند. دولت در جایی وارد شده است که نباید وارد میشده و اکنون لازم است که آن را ترک کند. اما نظام سیاسی، جانسختی میکند و خود را محق میداند که سیاستگذاری و تصمیمگیری کند.
فعلا دو اردوگاه در برابر هم ایستادهاند؛ یک اردوگاه، میخواهد به ارادهی خود زندگی کند و در برابر مداخلهی حکومت مقاومت میکند و اردوگاه دیگر(نظام سیاسی)، میخواهد در برابر هرگونه تغییر مقاومت کند.
برخی از نشانگان زبانی دیدگاه مسلط و رسمی و دیدگاه دولت حداکثری، استفاده از این مفاهیم است: انسانسازی، جامعهسازی، فرهنگسازی، تمدنسازی، مهندسی فرهنگ و نظایر اینها.
ایدهی انسانسازی، جامعهسازی و مهندسی فرهنگ، لاجرم به مداخلهی اکثری در تمامی زوایای زندگی مردم و لایههای پنهان و آشکار جامعه میانجامد.
ایدهی مداخلهی اکثری در لایههای زندگی اجتماعی از کجا میآید؟ صاحبان این ایده، دیدگاه خود را چگونه موجه میکنند؟
این دیدگاه، حداقل چهار پیشفرضِ بررسی نشده دارد:
۱. من حقیقت مطلقم
۲. تو باطل هستی
۳. من رسالت الهی دارم تورا به راه راست هدایت کنم.
۴. تو وظیفه داری به فرمان من زندگی کنی.
پیشفرضهای چهارگانه اکنون مورد پذیرش جامعه نیست و از اینرو دست به اعتراض برده است و میخواهد خودش را پس بگیرد تا خود، معمار خویش باشد؛ زندگی کند آنگونه که میخواهد.
جامعه از "دگرسروری" به تنگ آمده است و میخواهد خودش، سرور خویش باشد. نمیخواهد در سناریویی که حکومت مینویسد، نقش بازی کند.
بیسبب نیست که در سالهای اخیر، موضوع زندگی اصیل و ایدهی "خودآیینی"، بازتاب وسیعی در میان تحصیلکردگان و دانشگاهیان پیدا کرده است.
"خودآیینی" و"خودسروری" دقیقا در مقابل دولت ایدئولوژیک قرار میگیرد. نظامی که میخواهد تصور خودش از زندگی مطلوب را به جامعه تحمیل کند. دولتی که خویش را سرور جامعه میداند و میخواهد مردمانش را به همان راهی ببرد که خیر میداند.
این روزها اعتراضات، طنین شعری از ناصرخسرو را دارد:
اگر بر تن خویش سالار و میرم
ملامت همی چون کنی خیر خیرم؟
چو من پادشاه تن خویش گشتم
اگر چند لشگر ندارم امیرم
پیام پنهان شده در فریادهای خشمگینانهی معترضین این است که:
من میخواهم سرور زندگی و امیرِ تنِ خویش باشم؛ و این دقیقا همان پیامی است که به نظام مخابره نمیشود.
️ حاکمان آیا پاسخ جامعه را به پرسش از حد و مرز قلمرو نظام سیاسی خواهند شنید؟
@kherade_montaghed
@bashgahabdishe
نوشتاری کوتاه در فهم اعتراضات
📝علی زمانیان
آنچه اکنون در خیابانها مشاهده میکنیم، علاوه بر علتهای متعدد، اما آشکارا صفآرایی دو پاسخ به بنیادیترین پرسش فلسفهی سیاسی است که:
گستره و قلمرو مداخلهی دولت تا کجاست؟
این پرسش، از پرسشهای پرچالشی است که نظام سیاسی از مواجههی با آن میگریزد؛ و اتفاقا تشنجات خیابانی، محصول همین گریختن است؛ زیرا آنچه در خیابانها جاری است، باید پیش از این بهشیوهی گفتگویی و مذاکرهی مسالمتآمیز رخ میداد.
وقتی دریچهی گفتگوی موثر بسته میشود، وقتی از کنار دیدگاه رقیب، بیاعتنا میگذرند و نادیدهاش میانگارند، آنگاه چالش معرفتی و گفتگویی به چالش و تشنج خیابانی تبدیل میگردد.
دیدگاه مسلط و رسمی این است که حکومت، حق مداخله در اموری را دارد که از نظر جامعه، حوزهی خصوصی تلقی میشود. "حجاب"، تنها یک مورد و یک مثال از آن است. اما موضوع از این که میبینیم، بسیار فراتر میرود و عمیقتر میشود.
درحقیقت، نزاع اصلی بر گسست و مغاک بزرگی است که میان دو دیدگاه ایجاد شده است؛ دیدگاهی که میل به دولت حداکثری دارد و دیدگاهی که دولت را بهصورت حداقل میخواهد. این دو، در پاسخ به پرسشی بنیادین شکل گرفتهاند؛ اینکه قلمرو موجه حکمرانی تا کجاست؟ حکومت در باب چه مسائلی و چه حوزههایی میتواند حکم براند؟
به سخن دیگر، نزاع و چالش، به عمیقترین حالت خود رسیده است و آن، بازتعریف قلمرو حکمرانی و گسترهی اختیارات حکومت معطوف است.
دولت، در باب کدام امور، حق قانونگذاری و مداخله ندارد؟
آنچه اکنون در قالب اعتراضات مشاهده میکنیم، درحقیقت، مقابله و مبارزهی دو پاسخ به این پرسش است.
بخش بزرگی از ساکنان این سرزمین، احساس میکنند از زندگی و حقوق اولیهشان محروم شدهاند؛ نمیتوانند به ارادهی خودشان زندگی کنند و تصورشان از خیر را نادیده میانگارند. از نظر آنان، دولت در محدودهای حکم میراند که خارج از وظایف و اختیارات منطقی اوست و باید این گستره را به جامعه بازگرداند. دولت در جایی وارد شده است که نباید وارد میشده و اکنون لازم است که آن را ترک کند. اما نظام سیاسی، جانسختی میکند و خود را محق میداند که سیاستگذاری و تصمیمگیری کند.
فعلا دو اردوگاه در برابر هم ایستادهاند؛ یک اردوگاه، میخواهد به ارادهی خود زندگی کند و در برابر مداخلهی حکومت مقاومت میکند و اردوگاه دیگر(نظام سیاسی)، میخواهد در برابر هرگونه تغییر مقاومت کند.
برخی از نشانگان زبانی دیدگاه مسلط و رسمی و دیدگاه دولت حداکثری، استفاده از این مفاهیم است: انسانسازی، جامعهسازی، فرهنگسازی، تمدنسازی، مهندسی فرهنگ و نظایر اینها.
ایدهی انسانسازی، جامعهسازی و مهندسی فرهنگ، لاجرم به مداخلهی اکثری در تمامی زوایای زندگی مردم و لایههای پنهان و آشکار جامعه میانجامد.
ایدهی مداخلهی اکثری در لایههای زندگی اجتماعی از کجا میآید؟ صاحبان این ایده، دیدگاه خود را چگونه موجه میکنند؟
این دیدگاه، حداقل چهار پیشفرضِ بررسی نشده دارد:
۱. من حقیقت مطلقم
۲. تو باطل هستی
۳. من رسالت الهی دارم تورا به راه راست هدایت کنم.
۴. تو وظیفه داری به فرمان من زندگی کنی.
پیشفرضهای چهارگانه اکنون مورد پذیرش جامعه نیست و از اینرو دست به اعتراض برده است و میخواهد خودش را پس بگیرد تا خود، معمار خویش باشد؛ زندگی کند آنگونه که میخواهد.
جامعه از "دگرسروری" به تنگ آمده است و میخواهد خودش، سرور خویش باشد. نمیخواهد در سناریویی که حکومت مینویسد، نقش بازی کند.
بیسبب نیست که در سالهای اخیر، موضوع زندگی اصیل و ایدهی "خودآیینی"، بازتاب وسیعی در میان تحصیلکردگان و دانشگاهیان پیدا کرده است.
"خودآیینی" و"خودسروری" دقیقا در مقابل دولت ایدئولوژیک قرار میگیرد. نظامی که میخواهد تصور خودش از زندگی مطلوب را به جامعه تحمیل کند. دولتی که خویش را سرور جامعه میداند و میخواهد مردمانش را به همان راهی ببرد که خیر میداند.
این روزها اعتراضات، طنین شعری از ناصرخسرو را دارد:
اگر بر تن خویش سالار و میرم
ملامت همی چون کنی خیر خیرم؟
چو من پادشاه تن خویش گشتم
اگر چند لشگر ندارم امیرم
پیام پنهان شده در فریادهای خشمگینانهی معترضین این است که:
من میخواهم سرور زندگی و امیرِ تنِ خویش باشم؛ و این دقیقا همان پیامی است که به نظام مخابره نمیشود.
️ حاکمان آیا پاسخ جامعه را به پرسش از حد و مرز قلمرو نظام سیاسی خواهند شنید؟
@kherade_montaghed
@bashgahabdishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
پادکست تمهیدات
همراه با علیاصغر مصلح
شماره دوم: من و دیگری (۱)
شماره دیگر :
شماره اول: در جستوجوی خویشتن
#تمهیدات #پادکست #علیاصغرمصلح #باشگاه_اندیشه #گنجه #رادیوگنجه #مطالعات_دیالوگ
@bashgahandishe
همراه با علیاصغر مصلح
شماره دوم: من و دیگری (۱)
شماره دیگر :
شماره اول: در جستوجوی خویشتن
#تمهیدات #پادکست #علیاصغرمصلح #باشگاه_اندیشه #گنجه #رادیوگنجه #مطالعات_دیالوگ
@bashgahandishe
تمهیدات2.من و دیگری1
<unknown>
پادکست تمهیدات
همراه با
دکتر علیاصغر مصلح
اپیزود دوم :
من و دیگری (١)
کاری از رادیو گنجه
«تمهیدات» دعوت به آمادهسازی خویش در روزگار رخدادهای بزرگ است.
دعوت به بودنی ریشهدار، نسبتداری با بنیادها و خویشتنآگاهی.
تمهیدات دعوت به مراقبانه زیستن است: کوشش برای درک و دریافت دستاوردهای گذشته و گشودگی برای تجارب جدید.
#تمهیدات #پادکست #علیاصغرمصلح #باشگاه_اندیشه #گنجه #رادیوگنجه
@bashgahandishe
همراه با
دکتر علیاصغر مصلح
اپیزود دوم :
من و دیگری (١)
کاری از رادیو گنجه
«تمهیدات» دعوت به آمادهسازی خویش در روزگار رخدادهای بزرگ است.
دعوت به بودنی ریشهدار، نسبتداری با بنیادها و خویشتنآگاهی.
تمهیدات دعوت به مراقبانه زیستن است: کوشش برای درک و دریافت دستاوردهای گذشته و گشودگی برای تجارب جدید.
#تمهیدات #پادکست #علیاصغرمصلح #باشگاه_اندیشه #گنجه #رادیوگنجه
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
پادکست تمهیدات
همراه با علیاصغر مصلح
شماره سوم: من و دیگری (٢)
شماره های دیگر:
شماره اول: در جستوجوی خویشتن
شماره دوم : من و دیگری ۱
#تمهیدات #پادکست #علیاصغرمصلح #باشگاه_اندیشه #گنجه #رادیوگنجه #مطالعات_دیالوگ
@bashgahandishe
همراه با علیاصغر مصلح
شماره سوم: من و دیگری (٢)
شماره های دیگر:
شماره اول: در جستوجوی خویشتن
شماره دوم : من و دیگری ۱
#تمهیدات #پادکست #علیاصغرمصلح #باشگاه_اندیشه #گنجه #رادیوگنجه #مطالعات_دیالوگ
@bashgahandishe
تمهیدات3.من و دیگری2
<unknown>
پادکست تمهیدات
همراه با
دکتر علیاصغر مصلح
اپیزود سوم:
من و دیگری (٢)
کاری از رادیو گنجه
«تمهیدات» دعوت به آمادهسازی خویش در روزگار رخدادهای بزرگ است.
دعوت به بودنی ریشهدار، نسبتداری با بنیادها و خویشتنآگاهی.
تمهیدات دعوت به مراقبانه زیستن است: کوشش برای درک و دریافت دستاوردهای گذشته و گشودگی برای تجارب جدید.
#تمهیدات #پادکست #علیاصغرمصلح #باشگاه_اندیشه #گنجه #رادیوگنجه
@bashgahandishe
همراه با
دکتر علیاصغر مصلح
اپیزود سوم:
من و دیگری (٢)
کاری از رادیو گنجه
«تمهیدات» دعوت به آمادهسازی خویش در روزگار رخدادهای بزرگ است.
دعوت به بودنی ریشهدار، نسبتداری با بنیادها و خویشتنآگاهی.
تمهیدات دعوت به مراقبانه زیستن است: کوشش برای درک و دریافت دستاوردهای گذشته و گشودگی برای تجارب جدید.
#تمهیدات #پادکست #علیاصغرمصلح #باشگاه_اندیشه #گنجه #رادیوگنجه
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
گفتوگو یعنی به رسمیت شناختن تفاوت و تکثر
نخستین جلسه از سلسله نشستهای مؤسسه اطلاعات با عنوان «کتاب معیار» با بررسی کتاب «در جهان گفتوگو» اثر دکتر هادی خانیکی و با حضور آقای مهدی نصیری، روزنامهنگار پیشین و محقق حوزه، روز چهارشنبه ۲۷ مهرماه در محل نمایشگاه دائمی کتاب اطلاعات برگزار شد.
از متن:
دکتر خانیکی: اینکه گفتگو در کجا و توسط چه کسی انجام شود؛ آیا مباحثه است؟ آیا احتجاج است؟ آیا اسکات خصم و مشت محکم زدن بر دهان رقیب است؟ تعبیر من در کتاب این است که گفتگو به نقشآفرین کردن رقیب ربط دارد. گفتگو در برابرِ هم بازی کردن نیست؛ باهم بازی کردن است. گفتگو میتواند فهم رابطه انتقادی بین سنت و مدرنیته، بین قدیم و جدید، جامعه و حکومت، بیننسلها، بین ادیان، بینجنسیتها، بین اقوام و همه اینها را در بر بگیرد و البته آداب و لوازمی دارد.
در شرایط پیچیده امروز ایران، دعوتبه گفتگوها عمدتا برای تأیید سیاستهایی استکه اجرا میشوند. پس اگر از گفتگو چنین فهمی دارید که هدف از گفتگو، موافق بودن با من است، گفتگو را نفهمیدهاید. گفتگو، یاد گرفتن مهارت باهم بازی کردن و به رسمیت شناختن تفاوت و تکثر است. بهویژه در جامعه پساشبکهای، ما وارد گفتمانهایی شدیم که جلوههایش را در برآمدن نسلهای جوان میبینیمکه حرفشان این است که میخواهیم زندگی کنیم ولی زندگی ما با شما فرق میکند. حتی فهمشان از مرگ، با فهم ما فرق دارد. به نظر من میشود روی چند نکته توافق کرد که جزو آداب و لوازمگفتگو هستند. در کتاب «اندیشه پیشرفت و تحولات جامعه ایرانی» که به تازگی منتشر کردم، آوردم که مرحوم مجید تهرانیان دو سال قبل از انقلاب، تحولات مذهبی جامعه ایران را پیشبینی کرده بود. من در این کتاب، از تغییرات جامعه ایرانی حرف زدم و به این نتیجه رسیدم که ما با انباشت مسائل مواجهیم؛ به این معنا که دست روی یک مسأله اقتصادی میگذارید، میبینید صرفا اقتصادی نیست؛ سیاسی، فرهنگی و اجتماعی هم است. بر یک مسأله سیاسی دست میگذارید، میبینید زمینهها و پیامدهایش اقتصادی و فرهنگی هستند. من معتقدم در مرحله انباشت مسائل، هیچکسی به تنهایی قادر به حل مسائل در همتنیده نیست. همه باید بپذیرند که درباره ایران و ایرانی بودن، توسعه ایران، آینده ایران، دشواریهای معیشتی و ناکارآمدی شیوههای سیاسی و حکمروایی، گفتگو کنند و آداب آن را بپذیرند.
در ساختار سیاسی و اجتماعی ما وضعیتهای غیرگفتگویی خیلی سایه افکندهاند. اگر مسأله ایران را در سه مفهوم خلاصه کنیم، مسأله فرهنگی ما ضعف و ناتوانی در گفتگو است و منظورم از ناتوانی در گفتگو این است که ما هم به مبانی گفتگو وقوف نداریم، هم صاحب تجربه از گفتگوهای موفق نیستیم و هم مهارتهای گفتگو نداریم و این ضعف در گفتگو به ضعف نهادهای مدنی اعم از انجمنهای علمی، صنفی، تشکلها و احزاب رسیده است و ضعف این نهادها، به مشارکتستیزی یا رقابتگریزی سیاسی تبدیل شدهاست. ما باید بتوانیم به شکلهای موفق گفتگو بپردازیم. در یکی از کارهای ارزنده آقای شفیعیکدکنی تحت عنوان «مکاتبات خواجه نصیر طوسی و صدرالدین قونوی»، ایشان میگوید ما در تاریخمان، گفتگوی مکتوب نداریم و دلیل آن سه گونه فقر است که ما داریم: یکی فقر آزادی است؛ زیرا وقتی مینویسی، بازخواست میشوی. دیگری، فقر فردانیت است که به تشخص و حرمت انسان توجه نداری و دیگری فقر اندیشیدن است. ما باید تغییر را بفهمیم و بر اساس تغییر باهم حرف بزنیم.
@HadiKhaniki
@bashgahandishe
گزارش کامل نشست 👇🏼
نخستین جلسه از سلسله نشستهای مؤسسه اطلاعات با عنوان «کتاب معیار» با بررسی کتاب «در جهان گفتوگو» اثر دکتر هادی خانیکی و با حضور آقای مهدی نصیری، روزنامهنگار پیشین و محقق حوزه، روز چهارشنبه ۲۷ مهرماه در محل نمایشگاه دائمی کتاب اطلاعات برگزار شد.
از متن:
دکتر خانیکی: اینکه گفتگو در کجا و توسط چه کسی انجام شود؛ آیا مباحثه است؟ آیا احتجاج است؟ آیا اسکات خصم و مشت محکم زدن بر دهان رقیب است؟ تعبیر من در کتاب این است که گفتگو به نقشآفرین کردن رقیب ربط دارد. گفتگو در برابرِ هم بازی کردن نیست؛ باهم بازی کردن است. گفتگو میتواند فهم رابطه انتقادی بین سنت و مدرنیته، بین قدیم و جدید، جامعه و حکومت، بیننسلها، بین ادیان، بینجنسیتها، بین اقوام و همه اینها را در بر بگیرد و البته آداب و لوازمی دارد.
در شرایط پیچیده امروز ایران، دعوتبه گفتگوها عمدتا برای تأیید سیاستهایی استکه اجرا میشوند. پس اگر از گفتگو چنین فهمی دارید که هدف از گفتگو، موافق بودن با من است، گفتگو را نفهمیدهاید. گفتگو، یاد گرفتن مهارت باهم بازی کردن و به رسمیت شناختن تفاوت و تکثر است. بهویژه در جامعه پساشبکهای، ما وارد گفتمانهایی شدیم که جلوههایش را در برآمدن نسلهای جوان میبینیمکه حرفشان این است که میخواهیم زندگی کنیم ولی زندگی ما با شما فرق میکند. حتی فهمشان از مرگ، با فهم ما فرق دارد. به نظر من میشود روی چند نکته توافق کرد که جزو آداب و لوازمگفتگو هستند. در کتاب «اندیشه پیشرفت و تحولات جامعه ایرانی» که به تازگی منتشر کردم، آوردم که مرحوم مجید تهرانیان دو سال قبل از انقلاب، تحولات مذهبی جامعه ایران را پیشبینی کرده بود. من در این کتاب، از تغییرات جامعه ایرانی حرف زدم و به این نتیجه رسیدم که ما با انباشت مسائل مواجهیم؛ به این معنا که دست روی یک مسأله اقتصادی میگذارید، میبینید صرفا اقتصادی نیست؛ سیاسی، فرهنگی و اجتماعی هم است. بر یک مسأله سیاسی دست میگذارید، میبینید زمینهها و پیامدهایش اقتصادی و فرهنگی هستند. من معتقدم در مرحله انباشت مسائل، هیچکسی به تنهایی قادر به حل مسائل در همتنیده نیست. همه باید بپذیرند که درباره ایران و ایرانی بودن، توسعه ایران، آینده ایران، دشواریهای معیشتی و ناکارآمدی شیوههای سیاسی و حکمروایی، گفتگو کنند و آداب آن را بپذیرند.
در ساختار سیاسی و اجتماعی ما وضعیتهای غیرگفتگویی خیلی سایه افکندهاند. اگر مسأله ایران را در سه مفهوم خلاصه کنیم، مسأله فرهنگی ما ضعف و ناتوانی در گفتگو است و منظورم از ناتوانی در گفتگو این است که ما هم به مبانی گفتگو وقوف نداریم، هم صاحب تجربه از گفتگوهای موفق نیستیم و هم مهارتهای گفتگو نداریم و این ضعف در گفتگو به ضعف نهادهای مدنی اعم از انجمنهای علمی، صنفی، تشکلها و احزاب رسیده است و ضعف این نهادها، به مشارکتستیزی یا رقابتگریزی سیاسی تبدیل شدهاست. ما باید بتوانیم به شکلهای موفق گفتگو بپردازیم. در یکی از کارهای ارزنده آقای شفیعیکدکنی تحت عنوان «مکاتبات خواجه نصیر طوسی و صدرالدین قونوی»، ایشان میگوید ما در تاریخمان، گفتگوی مکتوب نداریم و دلیل آن سه گونه فقر است که ما داریم: یکی فقر آزادی است؛ زیرا وقتی مینویسی، بازخواست میشوی. دیگری، فقر فردانیت است که به تشخص و حرمت انسان توجه نداری و دیگری فقر اندیشیدن است. ما باید تغییر را بفهمیم و بر اساس تغییر باهم حرف بزنیم.
@HadiKhaniki
@bashgahandishe
گزارش کامل نشست 👇🏼
Telegraph
گفتوگو یعنی به رسمیت شناختن تفاوت و تکثر
سلسله نشستهای مؤسسه اطلاعات با عنوان «کتاب معیار» روز چهارشنبه ۲۷مهرماه در محل نمایشگاه دائمی کتاب اطلاعات آغاز شد. در این سلسله نشستها، که قرار است به گونه پیوسته در مؤسسه اطلاعات برگزار شود، کتابی تازه و تأثیرگذار با حضور نویسنده و ناقد به بحث و بررسی…
Forwarded from باشگاه اندیشه
باشگاه اندیشه
پادکست تمهیدات همراه با علیاصغر مصلح «تمهیدات» دعوت به آمادهسازی خویش در روزگار رخدادهای بزرگ است. دعوت به بودنی ریشهدار، نسبتداری با بنیادها و خویشتناگاهی. تمهیدات دعوت به مراقبانه زیستن است: کوشش برای درک و دریافت دستاوردهای گذشته و گشودگی برای تجارب…
پادکست تمهیدات
همراه با
دکتر علیاصغر مصلح
شماره چهارم: صلح درونی، صلح بیرونی
شماره های دیگر :
شماره اول: در جستوجوی خویشتن
شماره دوم : من و دیگری 1
شماره سوم : من و دیگری2
خود، امروز بیش از هر زمان دیگری پرسه میزند...
#تمهیدات #پادکست #علیاصغرمصلح #باشگاه_اندیشه #گنجه #رادیوگنجه #مطالعات_دیالوگ
@bashgahandishe
همراه با
دکتر علیاصغر مصلح
شماره چهارم: صلح درونی، صلح بیرونی
شماره های دیگر :
شماره اول: در جستوجوی خویشتن
شماره دوم : من و دیگری 1
شماره سوم : من و دیگری2
خود، امروز بیش از هر زمان دیگری پرسه میزند...
#تمهیدات #پادکست #علیاصغرمصلح #باشگاه_اندیشه #گنجه #رادیوگنجه #مطالعات_دیالوگ
@bashgahandishe
Audio
پادکست تمهیدات
همراه با
دکتر علیاصغر مصلح
اپیزود چهارم:
صلح درونی، صلح بیرونی
کاری از رادیو گنجه
«تمهیدات» دعوت به آمادهسازی خویش در روزگار رخدادهای بزرگ است.
دعوت به بودنی ریشهدار، نسبتداری با بنیادها و خویشتنآگاهی.
تمهیدات دعوت به مراقبانه زیستن است: کوشش برای درک و دریافت دستاوردهای گذشته و گشودگی برای تجارب جدید.
#تمهیدات #پادکست #علیاصغرمصلح #باشگاه_اندیشه #گنجه #رادیوگنجه
@bashgahandishe
همراه با
دکتر علیاصغر مصلح
اپیزود چهارم:
صلح درونی، صلح بیرونی
کاری از رادیو گنجه
«تمهیدات» دعوت به آمادهسازی خویش در روزگار رخدادهای بزرگ است.
دعوت به بودنی ریشهدار، نسبتداری با بنیادها و خویشتنآگاهی.
تمهیدات دعوت به مراقبانه زیستن است: کوشش برای درک و دریافت دستاوردهای گذشته و گشودگی برای تجارب جدید.
#تمهیدات #پادکست #علیاصغرمصلح #باشگاه_اندیشه #گنجه #رادیوگنجه
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
بحران و مطالعات دیالوگ
به نظر میرسد آنچه این روزها در ایران میگذرد، انباشتی از «ناگفتهها»، «ناشنیدهها» و «نادیدهها»ییست که در بدن ایران نهفته بود و اینجان و تن از دردمندی و رنجوریست که اینگونه، در قامت بحران، بهخود میپیچد.
از اطراف این بحران، افرادی دعوت به "گفتوگو" و "دیالوگ" میکنند که بعضی خود در بحرانسازی نقشی جدی داشتند، بعضی از سر خیراندیشی و عاقبتنگری "گفتوگو" را راه یکتا میدانند و بعضی دیگر نیز "تحقق گفتوگو" را مشروط به شرایط ویژهای میدانند.
از منظر مطالعات دیالوگ، دعوت به گفتوگو اگر اندیشیده و متأملانه نباشد، شعاری بیفایده، توصیهای بیپایه و صرفاً کالایی لوکس و بلااستفاده خواهد بود.
در رویدادهای "دیالوگ و بحران " تلاش میکنیم از ابعاد مختلف به این مسأله نگاهی بیندازیم.
ادامه را در اینستنتویو بخوانید.
#درباره_بحران #پاییز۱۴۰۱ #مطالعات_دیالوگ #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
به نظر میرسد آنچه این روزها در ایران میگذرد، انباشتی از «ناگفتهها»، «ناشنیدهها» و «نادیدهها»ییست که در بدن ایران نهفته بود و اینجان و تن از دردمندی و رنجوریست که اینگونه، در قامت بحران، بهخود میپیچد.
از اطراف این بحران، افرادی دعوت به "گفتوگو" و "دیالوگ" میکنند که بعضی خود در بحرانسازی نقشی جدی داشتند، بعضی از سر خیراندیشی و عاقبتنگری "گفتوگو" را راه یکتا میدانند و بعضی دیگر نیز "تحقق گفتوگو" را مشروط به شرایط ویژهای میدانند.
از منظر مطالعات دیالوگ، دعوت به گفتوگو اگر اندیشیده و متأملانه نباشد، شعاری بیفایده، توصیهای بیپایه و صرفاً کالایی لوکس و بلااستفاده خواهد بود.
در رویدادهای "دیالوگ و بحران " تلاش میکنیم از ابعاد مختلف به این مسأله نگاهی بیندازیم.
ادامه را در اینستنتویو بخوانید.
#درباره_بحران #پاییز۱۴۰۱ #مطالعات_دیالوگ #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
دربارهی بحران
📝شورای دبیران مدرسههای باشگاه اندیشه
از نظر بسیاری از صاحبنظران و ناظرانِ امروزِ ایران، جامعهی ایرانی ازهرنظر در شرایطِ بحرانی به سر میبرد. اگرچه بسیاری از مسؤولان منکر این ادّعا هستند، امّا انکارِ ایشان، اثری بر دگرگونیهایی که واقع میشوند، نخواهد داشت.
امروز تمامی شاخصها فریاد بحرانزدگی سر میدهند. رکود تورمی بالا، فاصلهی طبقاتی افزاینده، سطح بالای طلاق و اعتیاد، اقدام به خودکشی، بحران کمآبی، سطح پایین مشارکت در انتخابات، بیاعتمادی به نهادهای رسمی و... همه نشان از بحرانزدگی جامعه در ابعاد گوناگون دارند.
بنابراین پرداختن به مفهوم "بحران" و چیستی و چرایی دچار شدن بدان در سپهر زندگی فردی و جمعی ضرورتی عاجل است. ازاینرو میتوان مسائلی همچون چیستی بحران، ملاک بحرانیشدن شرایط و گریزناپذیری بحران را در معرض تحلیل و بحث گذاشت.
در نشستها و دورههای آتی مدارس باشگاه اندیشه تلاش خواهیم کرد از چشماندازهای مختلف به مفهوم بحران بپردازیم.
بحران و مدارس هایدگر| مدرنیتهونقدمتافیزیک| نقداقتصادسیاسی| اجرا| والایش| هویت| دین| دیالوگ
#درباره_بحران #پاییز۱۴۰۱ #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
📝شورای دبیران مدرسههای باشگاه اندیشه
از نظر بسیاری از صاحبنظران و ناظرانِ امروزِ ایران، جامعهی ایرانی ازهرنظر در شرایطِ بحرانی به سر میبرد. اگرچه بسیاری از مسؤولان منکر این ادّعا هستند، امّا انکارِ ایشان، اثری بر دگرگونیهایی که واقع میشوند، نخواهد داشت.
امروز تمامی شاخصها فریاد بحرانزدگی سر میدهند. رکود تورمی بالا، فاصلهی طبقاتی افزاینده، سطح بالای طلاق و اعتیاد، اقدام به خودکشی، بحران کمآبی، سطح پایین مشارکت در انتخابات، بیاعتمادی به نهادهای رسمی و... همه نشان از بحرانزدگی جامعه در ابعاد گوناگون دارند.
بنابراین پرداختن به مفهوم "بحران" و چیستی و چرایی دچار شدن بدان در سپهر زندگی فردی و جمعی ضرورتی عاجل است. ازاینرو میتوان مسائلی همچون چیستی بحران، ملاک بحرانیشدن شرایط و گریزناپذیری بحران را در معرض تحلیل و بحث گذاشت.
در نشستها و دورههای آتی مدارس باشگاه اندیشه تلاش خواهیم کرد از چشماندازهای مختلف به مفهوم بحران بپردازیم.
بحران و مدارس هایدگر| مدرنیتهونقدمتافیزیک| نقداقتصادسیاسی| اجرا| والایش| هویت| دین| دیالوگ
#درباره_بحران #پاییز۱۴۰۱ #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
Channel name was changed to «مدرسهٔ مطالعات دیالوگ | باشگاهاندیشه»
Forwarded from باشگاه اندیشه
پادکست تمهیدات
همراه با
دکتر علیاصغر مصلح
اپیزود پنجم:
ما و داناییهایمان
کاری از رادیو گنجه
«تمهیدات» دعوت به آمادهسازی خویش در روزگار رخدادهای بزرگ است.
دعوت به بودنی ریشهدار، نسبتداری با بنیادها و خویشتنآگاهی.
تمهیدات دعوت به مراقبانه زیستن است: کوشش برای درک و دریافت دستاوردهای گذشته و گشودگی برای تجارب جدید.
#تمهیدات #پادکست #علیاصغرمصلح #باشگاه_اندیشه #گنجه #رادیوگنجه
@bashgahandishe
همراه با
دکتر علیاصغر مصلح
اپیزود پنجم:
ما و داناییهایمان
کاری از رادیو گنجه
«تمهیدات» دعوت به آمادهسازی خویش در روزگار رخدادهای بزرگ است.
دعوت به بودنی ریشهدار، نسبتداری با بنیادها و خویشتنآگاهی.
تمهیدات دعوت به مراقبانه زیستن است: کوشش برای درک و دریافت دستاوردهای گذشته و گشودگی برای تجارب جدید.
#تمهیدات #پادکست #علیاصغرمصلح #باشگاه_اندیشه #گنجه #رادیوگنجه
@bashgahandishe
Audio
پادکست تمهیدات
همراه با
دکتر علیاصغر مصلح
اپیزود پنجم:
ما و داناییهایمان
کاری از رادیو گنجه
«تمهیدات» دعوت به آمادهسازی خویش در روزگار رخدادهای بزرگ است.
دعوت به بودنی ریشهدار، نسبتداری با بنیادها و خویشتنآگاهی.
تمهیدات دعوت به مراقبانه زیستن است: کوشش برای درک و دریافت دستاوردهای گذشته و گشودگی برای تجارب جدید.
#تمهیدات #پادکست #علیاصغرمصلح #باشگاه_اندیشه #گنجه #رادیوگنجه
@bashgahandishe
همراه با
دکتر علیاصغر مصلح
اپیزود پنجم:
ما و داناییهایمان
کاری از رادیو گنجه
«تمهیدات» دعوت به آمادهسازی خویش در روزگار رخدادهای بزرگ است.
دعوت به بودنی ریشهدار، نسبتداری با بنیادها و خویشتنآگاهی.
تمهیدات دعوت به مراقبانه زیستن است: کوشش برای درک و دریافت دستاوردهای گذشته و گشودگی برای تجارب جدید.
#تمهیدات #پادکست #علیاصغرمصلح #باشگاه_اندیشه #گنجه #رادیوگنجه
@bashgahandishe