Forwarded from باشگاه اندیشه
دکتر ابراهیم آزادگان: میتوانیم از آنتیگونه برای گسترش کنش مدنی الگو بگیریم
نشست هفتم پرونده اختلافنظر به همت مدرسه مطالعات دیالوگ با موضوع «اختلافنظر آنتیگونه و کرئون؛ بازسازی اجتماعی یا تخریب؟» با ارائهی دکتر ابراهیم آزادگان عضو هیاتعلمی دانشگاه شریف روز شنبه ۸ مرداد ۱۴۰۱ در باشگاه اندیشه برگزار شد.
در ابتدا آزادگان گفت بحث من درباره خوانش هگل از نمایشنامه آنتیگونه یا آن چیزی است که به عنوان خوانش هگل به او نسبت داده میشود و با آن مخالفم.
ادامه در:
https://telegra.ph/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86%D8%AA%DB%8C%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D9%85%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-07-30
#گزارش_مشروح
#مطالعات_دیالوگ
@bashgahandishe
نشست هفتم پرونده اختلافنظر به همت مدرسه مطالعات دیالوگ با موضوع «اختلافنظر آنتیگونه و کرئون؛ بازسازی اجتماعی یا تخریب؟» با ارائهی دکتر ابراهیم آزادگان عضو هیاتعلمی دانشگاه شریف روز شنبه ۸ مرداد ۱۴۰۱ در باشگاه اندیشه برگزار شد.
در ابتدا آزادگان گفت بحث من درباره خوانش هگل از نمایشنامه آنتیگونه یا آن چیزی است که به عنوان خوانش هگل به او نسبت داده میشود و با آن مخالفم.
ادامه در:
https://telegra.ph/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86%D8%AA%DB%8C%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4-%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D9%85%D8%AF%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-07-30
#گزارش_مشروح
#مطالعات_دیالوگ
@bashgahandishe
Telegraph
دکتر ابراهیم آزادگان: میتوانیم از آنتیگونه برای گسترش کنش مدنی الگو بگیریم
نشست هفتم پرونده اختلافنظر به همت مدرسه مطالعات دیالوگ با موضوع «اختلافنظر آنتیگونه و کرئون؛ بازسازی اجتماعی یا تخریب؟» با ارائهی دکتر ابراهیم آزادگان عضو هیاتعلمی دانشگاه شریف روز شنبه ۸ مرداد ۱۴۰۱ در باشگاه اندیشه برگزار شد. در ابتدا آزادگان گفت بحث…
Forwarded from باشگاه اندیشه
باشگاه اندیشه
دکتر ابراهیم آزادگان: میتوانیم از آنتیگونه برای گسترش کنش مدنی الگو بگیریم نشست هفتم پرونده اختلافنظر به همت مدرسه مطالعات دیالوگ با موضوع «اختلافنظر آنتیگونه و کرئون؛ بازسازی اجتماعی یا تخریب؟» با ارائهی دکتر ابراهیم آزادگان عضو هیاتعلمی دانشگاه شریف…
مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه برگزار می کند:
درباره اختلافنظر/نشست هشتم
نگاهی به اختلاف نظر در سنت فکری ایرانی در آیینه ادب فارسی
با حضورِ
اردشیر منصوری
پژوهشگر و مدرس فلسفه
چکیده نشست 👇
شنبه ۵ شهریور ۱۴۰۱
ساعت ۱۸:۳۰
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
حضور برای همه آزاد و رایگان است.
#مطالعات_دیالوگ #اختلافنظر
@bashgahandishe
درباره اختلافنظر/نشست هشتم
نگاهی به اختلاف نظر در سنت فکری ایرانی در آیینه ادب فارسی
با حضورِ
اردشیر منصوری
پژوهشگر و مدرس فلسفه
چکیده نشست 👇
شنبه ۵ شهریور ۱۴۰۱
ساعت ۱۸:۳۰
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
حضور برای همه آزاد و رایگان است.
#مطالعات_دیالوگ #اختلافنظر
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
باشگاه اندیشه
مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه برگزار می کند: درباره اختلافنظر/نشست هشتم نگاهی به اختلاف نظر در سنت فکری ایرانی در آیینه ادب فارسی با حضورِ اردشیر منصوری پژوهشگر و مدرس فلسفه چکیده نشست 👇 شنبه ۵ شهریور ۱۴۰۱ ساعت ۱۸:۳۰ خیابان انقلاب، خیابان وصال…
درباره نشست
«اختلاف نظر در سنت فکری اسلامی-ایرانی؛ با تمرکز بر متون ادب پارسی»
📝اردشیر منصوری
در این ارائه به «توصیف» و «تبیین»ِ مسئلۀ اختلاف نظر در سنت فکریِ اسلامی-ایرانی میپردازیم. بدین منظور ابتدا در مقام توصیف، تشریحِ مصادیقِ اختلاف نظر، بهویژه در زمینۀ جهاننگری و فهم از هستی، در این سنت فکری مورد توجه خواهد بود. همچنین فهمِ این متفکران از عللِ وقوعِ اختلافات، و نیز مواجهۀ متفکران این سنت با نظرِ مخالف مورد تأمل قرار خواهد گرفت. آنگاه در مقام تبیینِ پدیدۀ اختلاف نظر و چگونگیِ مواجهۀ متفکران مزبور با چنین موقعیتی، به گمانهزنی و طرح فرضیه خواهیم پرداخت. در جریانشناسی فکریِ اسلامی-ایرانی بیشتر بر سنتِ کلامی و عرفانی، آن هم بازتابیده در متون ادبی، متمرکز خواهیم بود که به گمان ما بیشترین رواج و تأثیرگذاری را بر فضای فکری و فرهنگیِ این سنت داشتهاند. در ارجاع به متون، بیشتر بر آموزههای متفکرانی مانند مولوی و سعدی و حافظ متمرکز خواهیم بود. در این ارائه اجمالاً نشان خواهیم داد که مواجهۀ متفکرانِ این سنت در موارد اختلاف نظر، بیشتر ذیل عنوان «انحصارگرایی» و بعضاً حتی «مواجهۀ خشونتآمیز» میگنجد و رواداری معرفتی در این سنت جایی درخور ندارد. نشان خواهیم داد که در بهترین حالت، آنجا که مختصر نشانههای رواداری مشاهده میشود، نگرش متفکران بر «شمولگرایی» تکیه دارد و فقدان منظر «تکثرگرایی» ریشۀ مواجهۀ ناروادارانه در موارد اختلاف نظر در این سنت است.
#مطالعات_دیالوگ #اختلافنظر
@bashgahandishe
«اختلاف نظر در سنت فکری اسلامی-ایرانی؛ با تمرکز بر متون ادب پارسی»
📝اردشیر منصوری
در این ارائه به «توصیف» و «تبیین»ِ مسئلۀ اختلاف نظر در سنت فکریِ اسلامی-ایرانی میپردازیم. بدین منظور ابتدا در مقام توصیف، تشریحِ مصادیقِ اختلاف نظر، بهویژه در زمینۀ جهاننگری و فهم از هستی، در این سنت فکری مورد توجه خواهد بود. همچنین فهمِ این متفکران از عللِ وقوعِ اختلافات، و نیز مواجهۀ متفکران این سنت با نظرِ مخالف مورد تأمل قرار خواهد گرفت. آنگاه در مقام تبیینِ پدیدۀ اختلاف نظر و چگونگیِ مواجهۀ متفکران مزبور با چنین موقعیتی، به گمانهزنی و طرح فرضیه خواهیم پرداخت. در جریانشناسی فکریِ اسلامی-ایرانی بیشتر بر سنتِ کلامی و عرفانی، آن هم بازتابیده در متون ادبی، متمرکز خواهیم بود که به گمان ما بیشترین رواج و تأثیرگذاری را بر فضای فکری و فرهنگیِ این سنت داشتهاند. در ارجاع به متون، بیشتر بر آموزههای متفکرانی مانند مولوی و سعدی و حافظ متمرکز خواهیم بود. در این ارائه اجمالاً نشان خواهیم داد که مواجهۀ متفکرانِ این سنت در موارد اختلاف نظر، بیشتر ذیل عنوان «انحصارگرایی» و بعضاً حتی «مواجهۀ خشونتآمیز» میگنجد و رواداری معرفتی در این سنت جایی درخور ندارد. نشان خواهیم داد که در بهترین حالت، آنجا که مختصر نشانههای رواداری مشاهده میشود، نگرش متفکران بر «شمولگرایی» تکیه دارد و فقدان منظر «تکثرگرایی» ریشۀ مواجهۀ ناروادارانه در موارد اختلاف نظر در این سنت است.
#مطالعات_دیالوگ #اختلافنظر
@bashgahandishe
درباره اختلاف نظر۸، نگاهی به اختلاف نظر در سنت فکری ایرانی در آیینه…
درباره اختلافنظر/نشست هشتم
نگاهی به اختلاف نظر در سنت فکری ایرانی در آیینه ادب فارسی
اردشیر منصوری
شنبه ۵ شهریور ۱۴۰۱
#مطالعات_دیالوگ #اختلافنظر
@bashgahandishe
نگاهی به اختلاف نظر در سنت فکری ایرانی در آیینه ادب فارسی
اردشیر منصوری
شنبه ۵ شهریور ۱۴۰۱
#مطالعات_دیالوگ #اختلافنظر
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گزارش مختصر نشست هشتم اختلافنظر
با حضور اردشیر منصوری
پژوهشگر و مدرس فلسفه
پنجم شهریور ۱۴۰۱
در باشگاه اندیشه
*فضای کلی ادبیات فارسی اصلاً مبتنی بر گفتوگوی نیست.
*گفتمان حاکم بر فلسفه تا قرن هجدهم رئالیسم خام بود و سپس اختلافنظر در فهم جهان خارج پدید آمد.
*به نظر میرسد در کشور ما خداناباوری حاد در مقابل خداباوری حاد قرار گرفته و دیگریستیزی در جامعه خیلی رایج شده است.
*مولوی با ادعای متصل بودن به حق مبنای مفاهمه را زیر سوال میبرد.
*در قرآن به آیاتی بر میخوریم که پیامبر را فاقد مخزن علم مطلق میداند و از این منطق دعوت به مجادله احسن میآید، در حالی که در حافظ و مولوی از این جدل کنارهگیری میشود و آن را تقبیح میکنند.
*البته مولوی جایی در فیهمافیه به اختلاف ادیان تا روز قیامت تصریح میکند و آن را به رسمیت میشناسد.
*علیرغم اینکه بعضی مولوی را پلورالیست میدانند اما منطق مولوی انحصارگرایی است.
*دیالکتیک سقراطی متأسفانه توسط افلاطون عقیم شد و ترجمه دیالکتیک به جدل بار ارزشی منفی را به این مفهوم سقراطی تحمیل کرد.
#گزارش_مختصر #مطالعات_دیالوگ #اختلاف_نظر #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
با حضور اردشیر منصوری
پژوهشگر و مدرس فلسفه
پنجم شهریور ۱۴۰۱
در باشگاه اندیشه
*فضای کلی ادبیات فارسی اصلاً مبتنی بر گفتوگوی نیست.
*گفتمان حاکم بر فلسفه تا قرن هجدهم رئالیسم خام بود و سپس اختلافنظر در فهم جهان خارج پدید آمد.
*به نظر میرسد در کشور ما خداناباوری حاد در مقابل خداباوری حاد قرار گرفته و دیگریستیزی در جامعه خیلی رایج شده است.
*مولوی با ادعای متصل بودن به حق مبنای مفاهمه را زیر سوال میبرد.
*در قرآن به آیاتی بر میخوریم که پیامبر را فاقد مخزن علم مطلق میداند و از این منطق دعوت به مجادله احسن میآید، در حالی که در حافظ و مولوی از این جدل کنارهگیری میشود و آن را تقبیح میکنند.
*البته مولوی جایی در فیهمافیه به اختلاف ادیان تا روز قیامت تصریح میکند و آن را به رسمیت میشناسد.
*علیرغم اینکه بعضی مولوی را پلورالیست میدانند اما منطق مولوی انحصارگرایی است.
*دیالکتیک سقراطی متأسفانه توسط افلاطون عقیم شد و ترجمه دیالکتیک به جدل بار ارزشی منفی را به این مفهوم سقراطی تحمیل کرد.
#گزارش_مختصر #مطالعات_دیالوگ #اختلاف_نظر #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه
تابستان 1401
پرونده اختلاف نظر
اطلاعیه پرونده اختلاف نظر
درباره پرونده اختلاف نظر
نشست اول :
آشنایی با مفاهیم«معرفت شناسی اختلاف نظر »/ دکتر غزاله حجتی
چکیده نشست / صوت / گزارش مکتوب
نشست دوم :
شواهدِ واحد میتوانند رویکرد های باوری متفاوتی را موجه کنند/ دکتر محسن زمانی
چکیده نشست / متن مقاله / صوت / گزارش مکتوب
نشست سوم :
شواهدِ واحد نمیتوانند رویکرد های باوری متفاوتی را موجه کنند/ دکترمحمود مروارید
چکیده نشست / متن مقاله / صوت / گزارش مکتوب
نشست چهارم :
چکیده ارائه خویشتنداری معرفتی در مواجهه با اختلافنظر سیاسی:بررسی نظرات رالز و نیگل /دکتر جواد حیدری /گزارش نشست/صوت
نشست پنجم
چکیده ارائه اختلافنظر فلسفی دینی و توافق سیاسی: نگاهی به لیبرالیسم سیاسی جان رالز / دکتر حسین هوشمند /گزارش نشست / صوت
نشست ششم
اختلافنظر و نسبیگرایی/دکتر حسین شیخرضایی/چکیده/صوت/مقاله مرجع/گزارش نشست
نشست هفتم
اختلافنظر آنتیگونه و کرئون: بازسازی اجتماعی یا تخریب؟/دکتر ابراهیم آزادگان/چکیده/صوت/فایل ارائه
نشست هشتم
نگاهی به اختلاف نظر در سنت فکری ایرانی در آیینه ادب فارسی/اردشیر منصوری/چکیده/صوت/
#اختلاف_نظر
#دیالوگ
@bashgahandishe
تابستان 1401
پرونده اختلاف نظر
اطلاعیه پرونده اختلاف نظر
درباره پرونده اختلاف نظر
نشست اول :
آشنایی با مفاهیم«معرفت شناسی اختلاف نظر »/ دکتر غزاله حجتی
چکیده نشست / صوت / گزارش مکتوب
نشست دوم :
شواهدِ واحد میتوانند رویکرد های باوری متفاوتی را موجه کنند/ دکتر محسن زمانی
چکیده نشست / متن مقاله / صوت / گزارش مکتوب
نشست سوم :
شواهدِ واحد نمیتوانند رویکرد های باوری متفاوتی را موجه کنند/ دکترمحمود مروارید
چکیده نشست / متن مقاله / صوت / گزارش مکتوب
نشست چهارم :
چکیده ارائه خویشتنداری معرفتی در مواجهه با اختلافنظر سیاسی:بررسی نظرات رالز و نیگل /دکتر جواد حیدری /گزارش نشست/صوت
نشست پنجم
چکیده ارائه اختلافنظر فلسفی دینی و توافق سیاسی: نگاهی به لیبرالیسم سیاسی جان رالز / دکتر حسین هوشمند /گزارش نشست / صوت
نشست ششم
اختلافنظر و نسبیگرایی/دکتر حسین شیخرضایی/چکیده/صوت/مقاله مرجع/گزارش نشست
نشست هفتم
اختلافنظر آنتیگونه و کرئون: بازسازی اجتماعی یا تخریب؟/دکتر ابراهیم آزادگان/چکیده/صوت/فایل ارائه
نشست هشتم
نگاهی به اختلاف نظر در سنت فکری ایرانی در آیینه ادب فارسی/اردشیر منصوری/چکیده/صوت/
#اختلاف_نظر
#دیالوگ
@bashgahandishe
Telegram
باشگاه اندیشه
مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه برگزار می کند :
دربارهٔ «اختلاف نظر»
بهار و تابستان ۱۴۰۱
شروع نشست ها
۲۱ خرداد ۱۴۰۱
همراه با گفتارهایی از :
(به ترتیب الفبا )
دکتر محمد ابراهیم آزادگان ، دکتر غزاله حجتی ، دکتر جواد حیدری، دکتر هادی خانیکی ، دکتر…
دربارهٔ «اختلاف نظر»
بهار و تابستان ۱۴۰۱
شروع نشست ها
۲۱ خرداد ۱۴۰۱
همراه با گفتارهایی از :
(به ترتیب الفبا )
دکتر محمد ابراهیم آزادگان ، دکتر غزاله حجتی ، دکتر جواد حیدری، دکتر هادی خانیکی ، دکتر…
Forwarded from باشگاه اندیشه
ما مشغول یک تئاتریم!
(درباره بحران گفت و گو در فضای آکادمیک کشور )
📝 وحید سهرابی فر
پژوهشگر و مدرس فلسفه
امروز در یک جلسه علمی شرکت کرده بودم. سخنران جلسه در مورد آراء چند متفکر معاصر ایرانی سخن میگفت و دیدگاه آنها را در یک موضوع مهم مقایسه می کرد. فقدان نظریه ای جدی و عمیق در این حوزه مهم نگران کننده بود، خصوصا که متفکران مورد بحث، افراد شناخته شده و معتبری هستند. بخش دردناک ماجرا آنجایی بود که سخنران جلسه – که با این صاحب نظران، مصاحبه نیز کرده بود- می گفت که بسیاری از این متفکران، آثار رقبای فکری خود را مطالعه نکرده بودند و تصویر دقیقی از دیدگاه های بدیل نداشتند. گویا هر کدام برای خود در فضایی سخن می گویند، بدون آنکه این تک گویی ها به گفتگو و هم افزایی منتهی شود. این تصور خام از نظریه پردازی، طبیعتا به آثاری کم مایه نیز ختم می شود.
مدت هاست به این فکر می کنم که چرا کار علمی جدی، کمتر در فضای آکادمیک ما رخ می دهد؟ اساسا نسبت دانشگاه با متن جامعه چیست؟ دانشگاه چه دردی از جامعه دوا میکند؟ کارهای علمی ما چقدر متقن و قابل استفاده هستند و چقدر تحت تاثیر عواملی چون تنبلی و سستی، دغدغه معیشت، محافظه کاری و .. فاقد کیفیت لازمند؟ دانشگاه ما آیا عرصه یک تئاتر بزرگ نیست که در آن همگی مشغول یک بازی هستیم؟ همه افراد اعم از دانشجو و استاد، یک به یک به صحنه می آییم و نقش از پیش تعیین شده ی خود را اجرا می کنیم، بدون آنکه خلاقیتی درکار باشد و بدون آنکه حتی توقع نوآوری از این مجموعه وجود داشته باشد! به عبارت دیگر، حتی اگر کسی از این موانع عبور کند و طرحی نو دراندازد، به احتمال زیاد گوش شنوایی نخواهد یافت و ارج و قربی نخواهد دید! همه چیز از پیش تعیین شده است! ما مشغول یک تئاتر هستیم!
@Sohrabifar_Vahid
@bashgahandishe
(درباره بحران گفت و گو در فضای آکادمیک کشور )
📝 وحید سهرابی فر
پژوهشگر و مدرس فلسفه
امروز در یک جلسه علمی شرکت کرده بودم. سخنران جلسه در مورد آراء چند متفکر معاصر ایرانی سخن میگفت و دیدگاه آنها را در یک موضوع مهم مقایسه می کرد. فقدان نظریه ای جدی و عمیق در این حوزه مهم نگران کننده بود، خصوصا که متفکران مورد بحث، افراد شناخته شده و معتبری هستند. بخش دردناک ماجرا آنجایی بود که سخنران جلسه – که با این صاحب نظران، مصاحبه نیز کرده بود- می گفت که بسیاری از این متفکران، آثار رقبای فکری خود را مطالعه نکرده بودند و تصویر دقیقی از دیدگاه های بدیل نداشتند. گویا هر کدام برای خود در فضایی سخن می گویند، بدون آنکه این تک گویی ها به گفتگو و هم افزایی منتهی شود. این تصور خام از نظریه پردازی، طبیعتا به آثاری کم مایه نیز ختم می شود.
مدت هاست به این فکر می کنم که چرا کار علمی جدی، کمتر در فضای آکادمیک ما رخ می دهد؟ اساسا نسبت دانشگاه با متن جامعه چیست؟ دانشگاه چه دردی از جامعه دوا میکند؟ کارهای علمی ما چقدر متقن و قابل استفاده هستند و چقدر تحت تاثیر عواملی چون تنبلی و سستی، دغدغه معیشت، محافظه کاری و .. فاقد کیفیت لازمند؟ دانشگاه ما آیا عرصه یک تئاتر بزرگ نیست که در آن همگی مشغول یک بازی هستیم؟ همه افراد اعم از دانشجو و استاد، یک به یک به صحنه می آییم و نقش از پیش تعیین شده ی خود را اجرا می کنیم، بدون آنکه خلاقیتی درکار باشد و بدون آنکه حتی توقع نوآوری از این مجموعه وجود داشته باشد! به عبارت دیگر، حتی اگر کسی از این موانع عبور کند و طرحی نو دراندازد، به احتمال زیاد گوش شنوایی نخواهد یافت و ارج و قربی نخواهد دید! همه چیز از پیش تعیین شده است! ما مشغول یک تئاتر هستیم!
@Sohrabifar_Vahid
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه برگزار میکند:
درباره اختلافنظر/ نشست نهم
نگاهی به اختلافنظرِ اخلاقی
با حضورِ
دکتر ابوالقاسم فنایی
پژوهشگر ، مدرس و نظریهپرداز فلسفه اخلاق
شنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۱
ساعت ۱۸:۳۰
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
حضور برای همه آزاد و رایگان است.
پخش از صفحه اینستاگرام لایو باشگاه اندیشه
#مطالعات_دیالوگ #اختلافنظر
به صفحه اینستاگرام باشگاه اندیشه بپیوندید
@bashgahandishe
درباره اختلافنظر/ نشست نهم
نگاهی به اختلافنظرِ اخلاقی
با حضورِ
دکتر ابوالقاسم فنایی
پژوهشگر ، مدرس و نظریهپرداز فلسفه اخلاق
شنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۱
ساعت ۱۸:۳۰
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
حضور برای همه آزاد و رایگان است.
پخش از صفحه اینستاگرام لایو باشگاه اندیشه
#مطالعات_دیالوگ #اختلافنظر
به صفحه اینستاگرام باشگاه اندیشه بپیوندید
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«تناقض در طلبها» اساس مصیبت انسان است. اساس مصیبت انسانهای متوسّط، «ترک تعلّق به دستاوردهای هر منزل» است. برای آنان رسیدن به منزلگاههای جدید با «ترکِ اجباریِ» منزلگاههای قبلی همراه است. و اساس مصیبت انسانهای برتر، «شدّت سیر آنها در منازل»، یعنی «سرعت ازدستدادنها و به دستآوردنها» است.
#نشست_چهارم
#سوگواران_چهاردهم
#گفتگوی_سوگواران۱۴۰۱
@bashgahandishe
#نشست_چهارم
#سوگواران_چهاردهم
#گفتگوی_سوگواران۱۴۰۱
@bashgahandishe
اختلافنظر9. اختلافنظر اخلاقی. فنایی. 1401.06.19 .mp3
اختلافنظر9. اختلافنظر اخلاقی. فنایی. 1401.06.19 .mp3
فایل صوتی نشست نهم درباره اختلافنظر
با موضوع نگاهی به اختلافنظرِ اخلاقی
با حضورِ
دکتر ابوالقاسم فنایی
پژوهشگر، مدرس و نظریهپرداز فلسفه اخلاق
شنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۱
#مطالعات_دیالوگ #اختلافنظر
@bashgahandishe
با موضوع نگاهی به اختلافنظرِ اخلاقی
با حضورِ
دکتر ابوالقاسم فنایی
پژوهشگر، مدرس و نظریهپرداز فلسفه اخلاق
شنبه ۱۹ شهریور ۱۴۰۱
#مطالعات_دیالوگ #اختلافنظر
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیا عاشورا تناسبی ذاتی و متمایل به جهاد با نفس دارد؟ یا بصورت اتفاقی در طول تاریخ و شکلگیری آیینهای عاشورایی، چنین چیزی را به آن نسبت دادهاند؟
بخشی از نشست «حسین با که میجنگد؟»
جلسه ششم از گفتگوی سوگواران چهاردهم
#نشست_ششم
#سوگواران_چهاردهم
@bashgahandishe
بخشی از نشست «حسین با که میجنگد؟»
جلسه ششم از گفتگوی سوگواران چهاردهم
#نشست_ششم
#سوگواران_چهاردهم
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
➖ گفتگو میان حکومت و اپوزیسیون ممکن است؟
در کنار بی اعتمادی تاریخی، شاید امیدهایی برای گفتگو باشد
سعید رضوی فقیه دربارهی گفتوگو در جامعهی ایران از جمله میان حکومت و اپوزیسیون آن، با اشاره به اینکه «در مورد بخشی از اپوزیسیون و به طور مشخص سازمان مجاهدین خلق و سلطنت طلبها و خرده جریانهایی که در ذیل یا حاشیهٔ این دو قطب قابل دستهبندیاند اصلاً شرایط عینی برای گفتوگو فراهم نیست» میگوید: از این دو جریان که بگذریم به گمانم امکان گفتوگو میان حکومت و معارضانش از حیث شرایط بیرونی و عینی کاملاً منتفی نیست اما بالفعل ارادهٔ لازم برای آن در هیچیک از دو طرف موجود نیست.
او تاکید میکند که: اراده و اعتماد لازم در یکی از طرفین یا هر دو طرف موجود نیست.
متن گفتوگوی انصاف نیوز با سعید رضوی فقیه را در ادامه بخوانید:
پرسش اصلی بحث ما اینست که در شرایط کنونی گفتوگو میان حکومت و مخالفان و منتقدان آن و به اصطلاح اپوزیسیون تا چه حد ممکن است؛ چه آنها که قبلاً خودشان بخشی از حکومت بودهاند و تجربهٔ حضور در ساختار قدرت را داشتهاند، چه آنها که خارج از ساختار قدرت تحمل میشدهاند و چه آنها که در داخل یا خارج کشور تقابل جدی با حکومت داشته و دارند.
رضوی فقیه: پیش از پاسخ به پرسش مشخص و ملموس شما یک نکتهٔ کلی و البته بدیهی را عرض میکنم و آن هم اینکه گفتوگو یکی از اصول بنیادین سیاستورزی عقلایی است چه میان حکومتها و چه میان حکومتها و معارضانشان. با گفتوگو یا از برخوردهای احتمالی پیشگیری میشود و یا هزینههای برخورد کاهش مییابد. هزینههایی که عمدتاً مردم و علی الخصوص اقشار ضعیف و آسیب پذیر میپردازند.
این قاعده اختصاص به شرایط فعلی کشور ما هم ندارد و در همه جای دنیا در طول تاریخ میتوان ستون هزینهها و فایدههای باز گذاشتن یا بستن باب گفتوگو را محاسبه و مقایسه کرد. حتی در زمان جنگ تمام عیار هم نباید روزنههای گفتگو کاملاً مسدود شود. توضیح بیشتر در مورد این امر تقریباً بدیهی و ذکر موارد و مصادیق معاصر و تاریخیاش برای شما و خوانندگان در حکم توضیح واضحات و تکرار مکررات و بنابرین ملال آور است.
پس به همان موضوع مشخص پرسش ما بپردازیم و امکان گفتوگو میان نظام حاکم بر ایران و جریانهای مختلف در اپوزیسیون را بررسی کنیم.
رضوی فقیه: وقتی از امکان گفتوگو میان دو طرف سخن میگوییم یا نظر به ارادهٔ طرفین داریم و یا شرایط عینی مستقل از ارادهٔ طرفین را در نظر میگیریم. به گمانم در مورد بخشی از اپوزیسیون و به طور مشخص سازمان مجاهدین خلق و سلطنت طلبها و خرده جریانهایی که در ذیل یا حاشیهٔ این دو قطب قابل دستهبندیاند، فارغ از ارادهٔ طرفین اصلاً شرایط عینی برای گفتگو فراهم نیست؛ چون هیچ مبنای مشترکی برای گفتوگو وجود ندارد. پیشینهٔ تاریخی چهار دههٔ گذشته چنین امکانی را منتفی کرده و اساساً هیچیک از طرفین به آن فکر هم نمیکند تا چه رسد به اینکه انگیزه و ارادهای برای آن داشته باشد.
اما از این دو جریان که بگذریم به گمانم امکان گفتوگو میان حکومت و معارضانش از حیث شرایط بیرونی و عینی کاملاً منتفی نیست اما بالفعل ارادهٔ لازم برای آن در هیچیک از دو طرف موجود نیست. از اصلاح طلبان و اعتدالگرایانی که تا سال گذشته بخشی از حاکمیت بودند بگیرید تا بخشهایی از معارضان سرسخت خارج از کشور، برای همهٔ این جریانها امکان گفتوگو با حکومت از حیث شرایط عینی کاملاً منتفی نیست اما اراده و اعتماد لازم در یکی از طرفین یا هر دو طرف موجود نیست.
ادامه متن در لینک زیر:
http://www.ensafnews.com/368266
@ensafnews
@bashgahandishe
در کنار بی اعتمادی تاریخی، شاید امیدهایی برای گفتگو باشد
سعید رضوی فقیه دربارهی گفتوگو در جامعهی ایران از جمله میان حکومت و اپوزیسیون آن، با اشاره به اینکه «در مورد بخشی از اپوزیسیون و به طور مشخص سازمان مجاهدین خلق و سلطنت طلبها و خرده جریانهایی که در ذیل یا حاشیهٔ این دو قطب قابل دستهبندیاند اصلاً شرایط عینی برای گفتوگو فراهم نیست» میگوید: از این دو جریان که بگذریم به گمانم امکان گفتوگو میان حکومت و معارضانش از حیث شرایط بیرونی و عینی کاملاً منتفی نیست اما بالفعل ارادهٔ لازم برای آن در هیچیک از دو طرف موجود نیست.
او تاکید میکند که: اراده و اعتماد لازم در یکی از طرفین یا هر دو طرف موجود نیست.
متن گفتوگوی انصاف نیوز با سعید رضوی فقیه را در ادامه بخوانید:
پرسش اصلی بحث ما اینست که در شرایط کنونی گفتوگو میان حکومت و مخالفان و منتقدان آن و به اصطلاح اپوزیسیون تا چه حد ممکن است؛ چه آنها که قبلاً خودشان بخشی از حکومت بودهاند و تجربهٔ حضور در ساختار قدرت را داشتهاند، چه آنها که خارج از ساختار قدرت تحمل میشدهاند و چه آنها که در داخل یا خارج کشور تقابل جدی با حکومت داشته و دارند.
رضوی فقیه: پیش از پاسخ به پرسش مشخص و ملموس شما یک نکتهٔ کلی و البته بدیهی را عرض میکنم و آن هم اینکه گفتوگو یکی از اصول بنیادین سیاستورزی عقلایی است چه میان حکومتها و چه میان حکومتها و معارضانشان. با گفتوگو یا از برخوردهای احتمالی پیشگیری میشود و یا هزینههای برخورد کاهش مییابد. هزینههایی که عمدتاً مردم و علی الخصوص اقشار ضعیف و آسیب پذیر میپردازند.
این قاعده اختصاص به شرایط فعلی کشور ما هم ندارد و در همه جای دنیا در طول تاریخ میتوان ستون هزینهها و فایدههای باز گذاشتن یا بستن باب گفتوگو را محاسبه و مقایسه کرد. حتی در زمان جنگ تمام عیار هم نباید روزنههای گفتگو کاملاً مسدود شود. توضیح بیشتر در مورد این امر تقریباً بدیهی و ذکر موارد و مصادیق معاصر و تاریخیاش برای شما و خوانندگان در حکم توضیح واضحات و تکرار مکررات و بنابرین ملال آور است.
پس به همان موضوع مشخص پرسش ما بپردازیم و امکان گفتوگو میان نظام حاکم بر ایران و جریانهای مختلف در اپوزیسیون را بررسی کنیم.
رضوی فقیه: وقتی از امکان گفتوگو میان دو طرف سخن میگوییم یا نظر به ارادهٔ طرفین داریم و یا شرایط عینی مستقل از ارادهٔ طرفین را در نظر میگیریم. به گمانم در مورد بخشی از اپوزیسیون و به طور مشخص سازمان مجاهدین خلق و سلطنت طلبها و خرده جریانهایی که در ذیل یا حاشیهٔ این دو قطب قابل دستهبندیاند، فارغ از ارادهٔ طرفین اصلاً شرایط عینی برای گفتگو فراهم نیست؛ چون هیچ مبنای مشترکی برای گفتوگو وجود ندارد. پیشینهٔ تاریخی چهار دههٔ گذشته چنین امکانی را منتفی کرده و اساساً هیچیک از طرفین به آن فکر هم نمیکند تا چه رسد به اینکه انگیزه و ارادهای برای آن داشته باشد.
اما از این دو جریان که بگذریم به گمانم امکان گفتوگو میان حکومت و معارضانش از حیث شرایط بیرونی و عینی کاملاً منتفی نیست اما بالفعل ارادهٔ لازم برای آن در هیچیک از دو طرف موجود نیست. از اصلاح طلبان و اعتدالگرایانی که تا سال گذشته بخشی از حاکمیت بودند بگیرید تا بخشهایی از معارضان سرسخت خارج از کشور، برای همهٔ این جریانها امکان گفتوگو با حکومت از حیث شرایط عینی کاملاً منتفی نیست اما اراده و اعتماد لازم در یکی از طرفین یا هر دو طرف موجود نیست.
ادامه متن در لینک زیر:
http://www.ensafnews.com/368266
@ensafnews
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
ضرباهنگ خِرد
📝میلاد نوری
اقتضای خردمندی گوشسپردن است.
هستی میگوید، طبیعت میگوید، اجتماع میگوید، انسان میگوید.
به تعبیر هزیود: «به عدالت گوش بسپار و ظلم را مپرور». آنکه گوش نمیسپارد، هستی، طبیعت و اجتماع وادارش خواهند کرد که بشنود. شاخههای لطیف که منعطف و فروتناند به سهولت برجای میمانند. در پیشگاه طوفان، آن درخت سرسخت را بنگر که با مقاومتش از جای کنده میشود. آری، ضرباهنگ خِرد گوشسپردن است. آنکه گوشش سنگین است، دیر یا زود به قهر میشنود آنچه را نشنیده گرفته است. سوفوکلس در نمایشنامه آنتیگونه، خطاب به کرئونِ جبّار، از زبان فرزندش هایمن میگوید: «در سر مپرور که همیشه حق با توست و عقیدۀ دیگران به هیچ است. کسانی هستند که گمان میبرند تنها هوشیاران، تنها سخنوران، و تنها خردمندان هستند، اما چون بازشان کنند، تهیاند. خردمند ننگ ندارد از دیگران بیاموزد و خطایش را دریابد. لجاج از ابلهی است، نه از خردمندی. ... هرگز دیدهای که دریانوردی کاردان صدای طوفان را بشنود و بادبان را همچنان سخت بگذارد؟ اگر چنین کند، بهزودی باید کشتی را باژگونه بر آب براند. پدر! از خشونت روحت بکاه و خویشتن را از این جانسختی برَهان!» (سوفوکلس: آنتیگونه، ترجمه شاهرخ مِسکوب، با تصرف). پس، «به عدالت گوش بسپار و ظلم را مپرور. حتی انسان خوشوقت دارای جایگاه نیز نمیتواند بار ظلم را به آسودگی تاب آورد، و حتی وقتی توهمِ تحمل آن را دارد باز سنگینی آن را احساس میکند. بهتر آن است که به عدالت رو کنیم، زیرا با پایان جوشوخروش رقابتها، در فرجام کار، عدالت است که بر ظلم فائق میآید. اما احمق تنها آنگاه درمییابد که رنج بسیار کشیده باشد» (هزیود: کارها و روزها).
#شنیدن
#دیالوگ
#عدالت
@homerquotes
@bashgahandishe
📝میلاد نوری
اقتضای خردمندی گوشسپردن است.
هستی میگوید، طبیعت میگوید، اجتماع میگوید، انسان میگوید.
به تعبیر هزیود: «به عدالت گوش بسپار و ظلم را مپرور». آنکه گوش نمیسپارد، هستی، طبیعت و اجتماع وادارش خواهند کرد که بشنود. شاخههای لطیف که منعطف و فروتناند به سهولت برجای میمانند. در پیشگاه طوفان، آن درخت سرسخت را بنگر که با مقاومتش از جای کنده میشود. آری، ضرباهنگ خِرد گوشسپردن است. آنکه گوشش سنگین است، دیر یا زود به قهر میشنود آنچه را نشنیده گرفته است. سوفوکلس در نمایشنامه آنتیگونه، خطاب به کرئونِ جبّار، از زبان فرزندش هایمن میگوید: «در سر مپرور که همیشه حق با توست و عقیدۀ دیگران به هیچ است. کسانی هستند که گمان میبرند تنها هوشیاران، تنها سخنوران، و تنها خردمندان هستند، اما چون بازشان کنند، تهیاند. خردمند ننگ ندارد از دیگران بیاموزد و خطایش را دریابد. لجاج از ابلهی است، نه از خردمندی. ... هرگز دیدهای که دریانوردی کاردان صدای طوفان را بشنود و بادبان را همچنان سخت بگذارد؟ اگر چنین کند، بهزودی باید کشتی را باژگونه بر آب براند. پدر! از خشونت روحت بکاه و خویشتن را از این جانسختی برَهان!» (سوفوکلس: آنتیگونه، ترجمه شاهرخ مِسکوب، با تصرف). پس، «به عدالت گوش بسپار و ظلم را مپرور. حتی انسان خوشوقت دارای جایگاه نیز نمیتواند بار ظلم را به آسودگی تاب آورد، و حتی وقتی توهمِ تحمل آن را دارد باز سنگینی آن را احساس میکند. بهتر آن است که به عدالت رو کنیم، زیرا با پایان جوشوخروش رقابتها، در فرجام کار، عدالت است که بر ظلم فائق میآید. اما احمق تنها آنگاه درمییابد که رنج بسیار کشیده باشد» (هزیود: کارها و روزها).
#شنیدن
#دیالوگ
#عدالت
@homerquotes
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
📝نسبیگرایی درباره رویدادهای اخیر چه درسی به ما میآموزد؟
🖊حسین شیخرضایی
اختلافنظرها و تقابلها و واگراییها در روزهای نخست شکلگیری یک خیزش اجتماعی از بیشترین اهمیت برخوردارند و اگر نادیده گرفته شوند یا قرار باشد زیر لوای وحدت کلمه مدفون شوند، زودا که خود را در قالب شکافهای اجتماعی عمیق نشان دهند.
نگاهی به تجربه انقلاب ۵۷ و بازخوانی تاریخ آن نشان میدهد آنچه بعدها در مسیر این انقلاب خود را بسط داد، پیشتر در همان زمزمهها و واگراییهای اولیه، دستکم توسط اندکی افراد، پیشبینی شده بود، اما زیر بار حجم صدای اکثریت ناشنیده ماند. آن صداها اگر حذف نمیشد و به حاشیه نمیرفت، به نفع همه، حتی تندروان اولیه، بود.
اگر در اتفاقات و رویدادهای اخیر جزو کسانی هستیم که در عمل با نظر خواهان حذف دیگران و ناشنیده ماندن صدای آنهاییم، از دو جهت در خسرانایم؛ هم هنوز ندانستهایم رمز زوال و افول نظمی که در مقابلش ایستادهایم همین تکصدایی بودن است و هم اینکه با ساکت کردن نواهای دیگر، امکانهای بدیل را از آینده حذف کردهایم.
حذف صداهای دیگر به چه شکلهایی ممکن است؟ آیا حتماً لازم است حکومت چنین کند؟ باید به این پرسشها به دقت اندیشید و به آنها حساسیت داشت. مثلا یکی اینکه از دیگران دعوت کنیم به صحنه بیایند و انتظار داشته باشیم همان حرفهای ما را بزنند و همانجای طیف بایستند که ما ایستادهایم و اگر نایستادند پس خائناند. دیگر اینکه، هر کسی از ما کندتر/ تندتر بود، باید بایکوت/ طرد/ تمسخر شود.
یا اینکه تصور کنیم ماهیت اتفاقات در حال جریان چندان روشن و گویا است که آشکارا نشان میدهد ایدئولوژی ما در برانگیختن ماجرا و تبیین آن بهترین گزینه است، و سایر ایدئولوژیهای ارتجاعی، مردسالار/زنسالار، چپی/راستی، سلطنتی/جمهوری، اصلاحطلب/برانداز و... مستحق زبالهدان تاریخاند. یا اینکه فکر کنیم لازم است «همه» همان کاری را بکنند که «من» میکنم.
اگر فکر میکنید «ما» کردم خیلی از حکومت جلوتریم و فقط «آنها» نیاز به یادگیری دارند و ما نخوانده استادیم، متأسفانه با شما مخالفام. شرایط پیرامونی اثرات مشابهی بر ما و حکومت داشته است. ضمن اینکه حکومت مستقر بهمیزان زیادی اپوزیسیونش را شبیه خود کرده است: سادهاندیش، خوشخیال، میتونم و از همه مهمتر مطلقنگر. بیش از آنکه فکرش را بکنید، شبیه یکدیگریم و برای خداحافظی با مطلقنگری و سادهاندیشی راه درازی در پیش داریم.
اینکه درد مشترکی داریم، اینکه شرایط ما را به ستوه آورده است، اینکه در بطن رویدادی مشترک هستیم، اینکه کسانی ازخودگذشتگی شکوهمند کردهاند، و اینکه دوسوی ماجرای اخیر نابرابرند و یکی در شرارت از دیگری کم نمیگذارد، هیچکدام دلیل بر این نیست که اختلافها را سرکوب کنیم، با فشار رادیکالیسم بخواهیم همه حرف ما را تکرار کنند، و اینکه فکر کنیم از نظم مستقر بسیار پیشتر رفتهایم.
منبع: صفحه اینستاگرام دکتر حسین شیخرضایی
@bashgahandishe
🖊حسین شیخرضایی
اختلافنظرها و تقابلها و واگراییها در روزهای نخست شکلگیری یک خیزش اجتماعی از بیشترین اهمیت برخوردارند و اگر نادیده گرفته شوند یا قرار باشد زیر لوای وحدت کلمه مدفون شوند، زودا که خود را در قالب شکافهای اجتماعی عمیق نشان دهند.
نگاهی به تجربه انقلاب ۵۷ و بازخوانی تاریخ آن نشان میدهد آنچه بعدها در مسیر این انقلاب خود را بسط داد، پیشتر در همان زمزمهها و واگراییهای اولیه، دستکم توسط اندکی افراد، پیشبینی شده بود، اما زیر بار حجم صدای اکثریت ناشنیده ماند. آن صداها اگر حذف نمیشد و به حاشیه نمیرفت، به نفع همه، حتی تندروان اولیه، بود.
اگر در اتفاقات و رویدادهای اخیر جزو کسانی هستیم که در عمل با نظر خواهان حذف دیگران و ناشنیده ماندن صدای آنهاییم، از دو جهت در خسرانایم؛ هم هنوز ندانستهایم رمز زوال و افول نظمی که در مقابلش ایستادهایم همین تکصدایی بودن است و هم اینکه با ساکت کردن نواهای دیگر، امکانهای بدیل را از آینده حذف کردهایم.
حذف صداهای دیگر به چه شکلهایی ممکن است؟ آیا حتماً لازم است حکومت چنین کند؟ باید به این پرسشها به دقت اندیشید و به آنها حساسیت داشت. مثلا یکی اینکه از دیگران دعوت کنیم به صحنه بیایند و انتظار داشته باشیم همان حرفهای ما را بزنند و همانجای طیف بایستند که ما ایستادهایم و اگر نایستادند پس خائناند. دیگر اینکه، هر کسی از ما کندتر/ تندتر بود، باید بایکوت/ طرد/ تمسخر شود.
یا اینکه تصور کنیم ماهیت اتفاقات در حال جریان چندان روشن و گویا است که آشکارا نشان میدهد ایدئولوژی ما در برانگیختن ماجرا و تبیین آن بهترین گزینه است، و سایر ایدئولوژیهای ارتجاعی، مردسالار/زنسالار، چپی/راستی، سلطنتی/جمهوری، اصلاحطلب/برانداز و... مستحق زبالهدان تاریخاند. یا اینکه فکر کنیم لازم است «همه» همان کاری را بکنند که «من» میکنم.
اگر فکر میکنید «ما» کردم خیلی از حکومت جلوتریم و فقط «آنها» نیاز به یادگیری دارند و ما نخوانده استادیم، متأسفانه با شما مخالفام. شرایط پیرامونی اثرات مشابهی بر ما و حکومت داشته است. ضمن اینکه حکومت مستقر بهمیزان زیادی اپوزیسیونش را شبیه خود کرده است: سادهاندیش، خوشخیال، میتونم و از همه مهمتر مطلقنگر. بیش از آنکه فکرش را بکنید، شبیه یکدیگریم و برای خداحافظی با مطلقنگری و سادهاندیشی راه درازی در پیش داریم.
اینکه درد مشترکی داریم، اینکه شرایط ما را به ستوه آورده است، اینکه در بطن رویدادی مشترک هستیم، اینکه کسانی ازخودگذشتگی شکوهمند کردهاند، و اینکه دوسوی ماجرای اخیر نابرابرند و یکی در شرارت از دیگری کم نمیگذارد، هیچکدام دلیل بر این نیست که اختلافها را سرکوب کنیم، با فشار رادیکالیسم بخواهیم همه حرف ما را تکرار کنند، و اینکه فکر کنیم از نظم مستقر بسیار پیشتر رفتهایم.
منبع: صفحه اینستاگرام دکتر حسین شیخرضایی
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
📝 تکثر، تحمل، تعامل؛ شرط تعالی و گذر از بحران
(برای التهابهای اخیر در فضای سیاسی ایران، ۱۴۰۱)
یکم) بیان مسئله؛ با هزار افسوس، انباشت ناکارآمدی و زوالِ مشروعیت حکومتِ مستقر، ناشی از سوءتدبیر و اجتناب از روشهای علمی و معقولِ ادارۀ جامعه و عمیق شدنِ شکافِ ملت-دولت است و کشور را به لبۀ پرتگاهی کشانیده است که شاهد آنایم. اما علتالعلل این وضعیتِ نامطلوب چیست؟ برای گذر از بحران باید بر کدام نکتۀ ناب اما مغفول تمرکز کرد؟
دوم) خودحقپنداری، وحدتانگاری و غفلت از کثرتگرایی (پلورالیزم)؛ این است امالمشکلات ما. غفلت از کثرت در عرصههای گوناگون فرهنگ ما، از خانواده و سیاست تا مباحث تخصصیترِ معرفتی مشهود است.«میل به یکپارچگی» در میان تصمیمگیران و زمامداران ایران، و عدمِتحمل هر صدای مخالف و انتقادی، و عزم به یکسانسازیِ باورها و حتی سبک زندگی را میتوان از خطاهای بنیادینی دانست که عاملِ وضعیت انسدادی و سپس اعتراضهای انفجاری و خیزشهای اخیر در ایرانِ شده است. یکسانخواهی عدمِتحمل میآورد، عدمِتحمل به غلیان عواطفِ منفی میگراید و مواجهۀ عاقلانه را به تعلیق میاندازد و خشونت و نفی در پی دارد، بدینسان زنجیرۀ نزاعها تشکیل میشود!
سوم) میل به تکصدایی و تحمیلِ الگوی واحد در جهاننگری و تصمیمگیری، گویی فقط بلای دامنگیر حاکمان نیست؛ با ناخرسندیِ فراوان، در میان طیف گستردهای از منتقدان و مخالفانِ وضعیت سیاسی موجود هم مصیبتی قابل مشاهده است. گویی جامعۀ ایران دچار بلای بزرگِ «نارواداری» است. منصۀ ظهور این شکاف و نارواداری و امتناع گفتگو فراوان است: بین نسل جوان و نسلهای پیشین، بین نیروهای تغییرخواه فمینست و آنها که عیار زنانهنگریشان پایین است، بین چپهای عدالتخواه و راستهای آزادیخواه، حتی در میانِ طیفهای نواندیشی و روشنفکری دینی و غیردینی.
چهارم) بصیرت و عبرت؛ پذیرشِ تنوع و تکثر و آموختنِ تعامل بین صداهای مختلف، موجب همافزاییِ دانش و مهارت و تجربۀ نیروهای خلاق یک جامعه میشود. در مقابل، میل به یکسانسازی، جامعه را به سوی افول میبرد. از نکاتِ جالب در یافتههای دانشِ زیستشناسی، کشفِ این دقیقه است که سلامتِ فرزندان و نسلِ جدید، در میان جانوران، از جمله انسان، با نزدیکیِ زیاد در خویشاوندی والدین نسبت عکس دارد. هر چه دو والد از نظر خانوادگی به هم نزدیکتر و بهاصطلاح همخون باشند، احتمال نقصان و نارسایی و بیماری در فرزند بیشتر است؛ و هر چه دو والد از نظر تبار از هم دور باشند، احتمال برخورداریشان از فرزند سالم و توانمند بیشتر خواهد بود. به نظر میرسد وضعیت جامعه نیز مشابه است. جامعهای که از افکار و اندیشههای متنوع برخوردار است، البته اگر گفتگو و تعاملِ سازنده در میان این طیف متنوع برقرار باشد؛ آن جامعه پویاتر و پرتوانتر است. هزار حیف که غلبۀ تعصبات گوناگون، اعم از تعصبات قومی-نژادی یا مذهبی یا صنفی گاه مانعِ همزیستی سلیقههای مختلف میشود؛ و نتیجه گاه به صورت فرار نخبگان، و گاه حذف متقابل نیروهای یک جامعه بروز میکند.
کاش دستکم منتقدان وضعیتِ انسدادی کنونی خود به درد آنچه به تغییر آن قد علَم کردهاند گرفتار نیایند. کاش دو «د»/(D) کارساز و شگفتیآفرین همواره در یاد نسلِ عزیزِ معترضِ تغییرخواه باشد: «Diversity» (دیگرگونگی/ تنوع) و «Dialogue» (دیالوگ/ گفتگو/تعامل).
پیروزی بدون «ائتلاف» نیروها ممکن نیست. «تکثرگرایی» و ِ«رواداری» بسترِ ائتلافهای سنجیده است. بین «تنافرِ کلی» و «اتحاد و یکسانی» راه میانهای وجود دارد که «تکثرگرایی» (پلورالیزم) است.
آموختن تکثرگرایی اجتماعی، سیاسی و حتی معرفتی، و ترویج «پلورالیزم» و مهارتهای «گفتگو در عینِ اختلافنظر» فریضۀ جامعۀ نخبگانی ما و رمز پیروزی است.
اردشیر منصوری – 9 مهر 1401
@ardeshirmansouri
@bashgahandishe
(برای التهابهای اخیر در فضای سیاسی ایران، ۱۴۰۱)
یکم) بیان مسئله؛ با هزار افسوس، انباشت ناکارآمدی و زوالِ مشروعیت حکومتِ مستقر، ناشی از سوءتدبیر و اجتناب از روشهای علمی و معقولِ ادارۀ جامعه و عمیق شدنِ شکافِ ملت-دولت است و کشور را به لبۀ پرتگاهی کشانیده است که شاهد آنایم. اما علتالعلل این وضعیتِ نامطلوب چیست؟ برای گذر از بحران باید بر کدام نکتۀ ناب اما مغفول تمرکز کرد؟
دوم) خودحقپنداری، وحدتانگاری و غفلت از کثرتگرایی (پلورالیزم)؛ این است امالمشکلات ما. غفلت از کثرت در عرصههای گوناگون فرهنگ ما، از خانواده و سیاست تا مباحث تخصصیترِ معرفتی مشهود است.«میل به یکپارچگی» در میان تصمیمگیران و زمامداران ایران، و عدمِتحمل هر صدای مخالف و انتقادی، و عزم به یکسانسازیِ باورها و حتی سبک زندگی را میتوان از خطاهای بنیادینی دانست که عاملِ وضعیت انسدادی و سپس اعتراضهای انفجاری و خیزشهای اخیر در ایرانِ شده است. یکسانخواهی عدمِتحمل میآورد، عدمِتحمل به غلیان عواطفِ منفی میگراید و مواجهۀ عاقلانه را به تعلیق میاندازد و خشونت و نفی در پی دارد، بدینسان زنجیرۀ نزاعها تشکیل میشود!
سوم) میل به تکصدایی و تحمیلِ الگوی واحد در جهاننگری و تصمیمگیری، گویی فقط بلای دامنگیر حاکمان نیست؛ با ناخرسندیِ فراوان، در میان طیف گستردهای از منتقدان و مخالفانِ وضعیت سیاسی موجود هم مصیبتی قابل مشاهده است. گویی جامعۀ ایران دچار بلای بزرگِ «نارواداری» است. منصۀ ظهور این شکاف و نارواداری و امتناع گفتگو فراوان است: بین نسل جوان و نسلهای پیشین، بین نیروهای تغییرخواه فمینست و آنها که عیار زنانهنگریشان پایین است، بین چپهای عدالتخواه و راستهای آزادیخواه، حتی در میانِ طیفهای نواندیشی و روشنفکری دینی و غیردینی.
چهارم) بصیرت و عبرت؛ پذیرشِ تنوع و تکثر و آموختنِ تعامل بین صداهای مختلف، موجب همافزاییِ دانش و مهارت و تجربۀ نیروهای خلاق یک جامعه میشود. در مقابل، میل به یکسانسازی، جامعه را به سوی افول میبرد. از نکاتِ جالب در یافتههای دانشِ زیستشناسی، کشفِ این دقیقه است که سلامتِ فرزندان و نسلِ جدید، در میان جانوران، از جمله انسان، با نزدیکیِ زیاد در خویشاوندی والدین نسبت عکس دارد. هر چه دو والد از نظر خانوادگی به هم نزدیکتر و بهاصطلاح همخون باشند، احتمال نقصان و نارسایی و بیماری در فرزند بیشتر است؛ و هر چه دو والد از نظر تبار از هم دور باشند، احتمال برخورداریشان از فرزند سالم و توانمند بیشتر خواهد بود. به نظر میرسد وضعیت جامعه نیز مشابه است. جامعهای که از افکار و اندیشههای متنوع برخوردار است، البته اگر گفتگو و تعاملِ سازنده در میان این طیف متنوع برقرار باشد؛ آن جامعه پویاتر و پرتوانتر است. هزار حیف که غلبۀ تعصبات گوناگون، اعم از تعصبات قومی-نژادی یا مذهبی یا صنفی گاه مانعِ همزیستی سلیقههای مختلف میشود؛ و نتیجه گاه به صورت فرار نخبگان، و گاه حذف متقابل نیروهای یک جامعه بروز میکند.
کاش دستکم منتقدان وضعیتِ انسدادی کنونی خود به درد آنچه به تغییر آن قد علَم کردهاند گرفتار نیایند. کاش دو «د»/(D) کارساز و شگفتیآفرین همواره در یاد نسلِ عزیزِ معترضِ تغییرخواه باشد: «Diversity» (دیگرگونگی/ تنوع) و «Dialogue» (دیالوگ/ گفتگو/تعامل).
پیروزی بدون «ائتلاف» نیروها ممکن نیست. «تکثرگرایی» و ِ«رواداری» بسترِ ائتلافهای سنجیده است. بین «تنافرِ کلی» و «اتحاد و یکسانی» راه میانهای وجود دارد که «تکثرگرایی» (پلورالیزم) است.
آموختن تکثرگرایی اجتماعی، سیاسی و حتی معرفتی، و ترویج «پلورالیزم» و مهارتهای «گفتگو در عینِ اختلافنظر» فریضۀ جامعۀ نخبگانی ما و رمز پیروزی است.
اردشیر منصوری – 9 مهر 1401
@ardeshirmansouri
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
اغراق نیست اگر بگوییم از نظر بیشتر تحلیلگران، نخبگان و شهروندان، جامعه ایران امروز با بحرانهای گوناگونی روبروست: بحرانهای زیستمحیطی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی.
اما هر کس از دریچهٔ جهان خود، درک و دریافتی از چیستی و چرایی این بحرانها دارد و متناسب با این درک و دریافت راهحلهایی برای بحرانها متصور میشود.
بنابراین پرداختن به پرسشهایی از قبیل:
- بحران چیست؟
- بر اساس چه معیارهایی میتوان یک پدیده را در وضعیت بحرانی دانست؟
و... امری ضروری به نظر میرسد.
ازاینرو، در پاییز ۱۴۰۱، مدرسههای باشگاه اندیشه بنا دارند تا هریک از نظرگاه خود با این موضوع مواجه شوند.
[این متن بهزودی تکمیل میشود.]
#بحران #مطالعات_والایش #نقداقتصادسیاسی #مدرنیته_و_نقدمتافیزیک #مطالعات_دیالوگ #مطالعات_دین #مطالعات_اجرا #مطالعات_هویت #طراحی_وتفکر #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
اما هر کس از دریچهٔ جهان خود، درک و دریافتی از چیستی و چرایی این بحرانها دارد و متناسب با این درک و دریافت راهحلهایی برای بحرانها متصور میشود.
بنابراین پرداختن به پرسشهایی از قبیل:
- بحران چیست؟
- بر اساس چه معیارهایی میتوان یک پدیده را در وضعیت بحرانی دانست؟
و... امری ضروری به نظر میرسد.
ازاینرو، در پاییز ۱۴۰۱، مدرسههای باشگاه اندیشه بنا دارند تا هریک از نظرگاه خود با این موضوع مواجه شوند.
[این متن بهزودی تکمیل میشود.]
#بحران #مطالعات_والایش #نقداقتصادسیاسی #مدرنیته_و_نقدمتافیزیک #مطالعات_دیالوگ #مطالعات_دین #مطالعات_اجرا #مطالعات_هویت #طراحی_وتفکر #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
«انجمن فلسفۀ میانفرهنگی ایران» در بارۀ رویدادهای اعتراضی پس از مرگ مهسا امینی و ناآرامیهای هفتههای اخیر؛ بیانهای منتشر کرده است.
به گزارش فرارو؛ در این بیانیه آمده است: رویدادهایی که پس از فاجعۀ درگذشتِ مهسا امینی آغاز شد، نشانۀ وجود تعارضاتی عمیق در جامعه ایرانی است؛ تعارضاتی که در واکنش غافلگیرکنندۀ جوانانی ظاهر شد که خود را قربانی شیوۀ حکمرانیای میدانند که خواست و زندگی آنها را نادیده گرفته است.
گسترش اعتراضات، در سطح سیاسی به صورتهای مختلفی قابل تفسیر است، اما در سطحی عمیقتر میتوان آن را نتیجۀ برافروختگی «به حاشیهراندهشدهها» دانست؛ کسانی که بر اساس قاعدۀ دوگانهساز حاکم، به رسمیت شناخته نشدهاند.
ایران در دوران مدرن در جهت رسیدن به سامانی جدید همواره در تلاطم بوده و علیرغم اخذ و جذب برخی از دستاوردهای فرهنگ مدرن و پیوند آنها با سوابق فرهنگی خود، اما هنوز در پذیرش «قاعدۀ تکثر» و تمایز فرهنگی ـ فکری و اجتماعی ـ سیاسی با مشکل روبهروست.
تجارب همه ملتها و برآیند عقل جمعی ایرانیان نشان میدهد گام اول برای شکلگیری سامانی استوار، اتکاء بر اصل گفتگو و مفاهمه برای نقشآفرینی همۀ بخشهای اجتماع است. این مهم در وهلۀ اول مستلزم به رسمیت شناختن «دیگری» با همه لوازمِ زیست اوست. بدون پذیرش «دیگری» و کنار رفتن «خودمطلقپنداری» گام اول برای شکلگیری خرد جمعی در قالب قانون و نظم قدرتی که پیوند دهنده خواست اکثریت مردم باشد، برداشته نمیشود.
اگر از چنین چشماندازی به مسائل امروز ایران نظر کنیم، با گروه بزرگی از جوانانی روبهرو هستیم که نیاز و خواستههای خود را فراموششده میبینند. این نسل خود را در فضایی مییابد که برساختۀ دوگانهسازیهاست؛ فضایی که «دیگرانِ» متفاوت، غیرخودی تلقی شده و عناوینی، چون ناهنجار، عصیانگر، عامل دشمنان و فریفته غرب بر آنها اطلاق میشود. این عناوین بوی طرد و نفی میدهد. نسلی که مدارا و انعطاف و مهر را تجربه نکرده و به شرطِ تحتِ امر بودن پذیرفته میشود، همواره مستعد عصیان و فریادکشیدن است.
به علت طولانی شدن این شیوۀ رویارویی با نسل جوان، متأسفانه تعارضات بسیار دیگری در لایههای مختلف زندگی ایرانیان پدید آمده و اخیراً به شکل چالش میان نظام حکمرانی و گروه عصیانکرده ظاهر شده است. در حالی که خود این رویداد تمام ماجرا نیست و نباید تعارضات گسترده جامعه را به تقابل بخشی از مردم با شیوه حکمرانی موجود تقلیل داد.
ایران امروز به شدت نیازمند تقویت مرام و منش گفتوگویی در تمامی سطوح است. فضاهای عمومی و خصوصی زندگی ایرانیان تحت تأثیر فضای چالشی حوزۀ سیاست، به شدت مقابلهجویانه و نزاعطلبانه است و به همین جهت ایران امروز نیازمند قرار گرفتن در مسیری است که همه به زیستن با دیگران با همه تمایزات و تفاوتهایشان روی آورند.
روش مهر و مدارا و شفقت که آموزه بزرگ فرهنگ ایرانی و اسلامی و عامل بقای این فرهنگ بوده، اکنون به شدت آسیب دیده است. اگر امروز با نظر مهر و رفق به نسل جوان و خواستههای پنهان و بیاننشدة آنها توجه نشود، ایران وارد بحرانهای بزرگتری خواهد شد و چه بسا تداوم سیاست نفی و حذف، هر گونه امکان ایجابی و سازنده را در درون سنت فرهنگی این سرزمین از بین ببرد و مغاکی ژرف و موحش شکل گیرد.
در شرایط فعلی ضروری است که در گفتمان رسمی و شیوۀ سیاست و مدیریت تغییری حاصل شود. اگر چنین نشد رسالت عقلای قوم و صاحبان درایت و نفوذ در مردم است که درصدد جستن راههای جدیدی برای گسترش و تعمیق مرام گفتگو برآیند.
باید بکوشیم تا تجارب نسلهای گذشته به نسل جوان منتقل گردد و دریافت و تجارب نسل جوان و نوجوان وارد ذهن و جان نسل بزرگسال شود. جوانان امروز را باید با تاریخ ایران و زخمهای کهنهای که هنوز ترمیم نیافته، آشنا کنیم و بزرگسالان از سر مهر و همدلی پای سخن جوانان بنشینند.
امروز بیش از گذشته به همدلی و همفکری و گفتوگویی همهجانبه میان نسلها و میان گروههای اجتماعی و فرهنگی و سیاسی نیازمندیم؛ گفتوگویی که زمینه همگرایی و دیدن عمیقتر تفاوتها را فراهم کند. ایران امروز نیازمند احیاء مرام وفاق و مهر برای عبور از بحرانهای بزرگی است که در منطقه پرتلاطم خاورمیانه با آن روبهرو هستیم.
باید همه به حاشیهراندهشدهها را ببینیم و زمینه را برای گسترش مشارکت آنها در تصمیمات و کنشهای جمعی فراهم کنیم. میتوان «دیگریپذیری» را شعار ایران امروز قرار داد و تکثر جامعه ایرانی را به مزیتی برای آینده آن تبدیل کرد.
بگذاریم ایرانِ یکپارچه با همه تفاوتهایش، ایرانی واحد بماند و به جای شعارهایی که بوی گسست و نفرت و خشونت در خود دارد، مسیر مدارا و مهر، و مرام داد و دهش در پیش گیریم.
هیأت مدیرۀ انجمن فلسفۀ میانفرهنگی ایران
https://fararu.com/fa/amp/news/578247
#بازنشر #بیانیه #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
به گزارش فرارو؛ در این بیانیه آمده است: رویدادهایی که پس از فاجعۀ درگذشتِ مهسا امینی آغاز شد، نشانۀ وجود تعارضاتی عمیق در جامعه ایرانی است؛ تعارضاتی که در واکنش غافلگیرکنندۀ جوانانی ظاهر شد که خود را قربانی شیوۀ حکمرانیای میدانند که خواست و زندگی آنها را نادیده گرفته است.
گسترش اعتراضات، در سطح سیاسی به صورتهای مختلفی قابل تفسیر است، اما در سطحی عمیقتر میتوان آن را نتیجۀ برافروختگی «به حاشیهراندهشدهها» دانست؛ کسانی که بر اساس قاعدۀ دوگانهساز حاکم، به رسمیت شناخته نشدهاند.
ایران در دوران مدرن در جهت رسیدن به سامانی جدید همواره در تلاطم بوده و علیرغم اخذ و جذب برخی از دستاوردهای فرهنگ مدرن و پیوند آنها با سوابق فرهنگی خود، اما هنوز در پذیرش «قاعدۀ تکثر» و تمایز فرهنگی ـ فکری و اجتماعی ـ سیاسی با مشکل روبهروست.
تجارب همه ملتها و برآیند عقل جمعی ایرانیان نشان میدهد گام اول برای شکلگیری سامانی استوار، اتکاء بر اصل گفتگو و مفاهمه برای نقشآفرینی همۀ بخشهای اجتماع است. این مهم در وهلۀ اول مستلزم به رسمیت شناختن «دیگری» با همه لوازمِ زیست اوست. بدون پذیرش «دیگری» و کنار رفتن «خودمطلقپنداری» گام اول برای شکلگیری خرد جمعی در قالب قانون و نظم قدرتی که پیوند دهنده خواست اکثریت مردم باشد، برداشته نمیشود.
اگر از چنین چشماندازی به مسائل امروز ایران نظر کنیم، با گروه بزرگی از جوانانی روبهرو هستیم که نیاز و خواستههای خود را فراموششده میبینند. این نسل خود را در فضایی مییابد که برساختۀ دوگانهسازیهاست؛ فضایی که «دیگرانِ» متفاوت، غیرخودی تلقی شده و عناوینی، چون ناهنجار، عصیانگر، عامل دشمنان و فریفته غرب بر آنها اطلاق میشود. این عناوین بوی طرد و نفی میدهد. نسلی که مدارا و انعطاف و مهر را تجربه نکرده و به شرطِ تحتِ امر بودن پذیرفته میشود، همواره مستعد عصیان و فریادکشیدن است.
به علت طولانی شدن این شیوۀ رویارویی با نسل جوان، متأسفانه تعارضات بسیار دیگری در لایههای مختلف زندگی ایرانیان پدید آمده و اخیراً به شکل چالش میان نظام حکمرانی و گروه عصیانکرده ظاهر شده است. در حالی که خود این رویداد تمام ماجرا نیست و نباید تعارضات گسترده جامعه را به تقابل بخشی از مردم با شیوه حکمرانی موجود تقلیل داد.
ایران امروز به شدت نیازمند تقویت مرام و منش گفتوگویی در تمامی سطوح است. فضاهای عمومی و خصوصی زندگی ایرانیان تحت تأثیر فضای چالشی حوزۀ سیاست، به شدت مقابلهجویانه و نزاعطلبانه است و به همین جهت ایران امروز نیازمند قرار گرفتن در مسیری است که همه به زیستن با دیگران با همه تمایزات و تفاوتهایشان روی آورند.
روش مهر و مدارا و شفقت که آموزه بزرگ فرهنگ ایرانی و اسلامی و عامل بقای این فرهنگ بوده، اکنون به شدت آسیب دیده است. اگر امروز با نظر مهر و رفق به نسل جوان و خواستههای پنهان و بیاننشدة آنها توجه نشود، ایران وارد بحرانهای بزرگتری خواهد شد و چه بسا تداوم سیاست نفی و حذف، هر گونه امکان ایجابی و سازنده را در درون سنت فرهنگی این سرزمین از بین ببرد و مغاکی ژرف و موحش شکل گیرد.
در شرایط فعلی ضروری است که در گفتمان رسمی و شیوۀ سیاست و مدیریت تغییری حاصل شود. اگر چنین نشد رسالت عقلای قوم و صاحبان درایت و نفوذ در مردم است که درصدد جستن راههای جدیدی برای گسترش و تعمیق مرام گفتگو برآیند.
باید بکوشیم تا تجارب نسلهای گذشته به نسل جوان منتقل گردد و دریافت و تجارب نسل جوان و نوجوان وارد ذهن و جان نسل بزرگسال شود. جوانان امروز را باید با تاریخ ایران و زخمهای کهنهای که هنوز ترمیم نیافته، آشنا کنیم و بزرگسالان از سر مهر و همدلی پای سخن جوانان بنشینند.
امروز بیش از گذشته به همدلی و همفکری و گفتوگویی همهجانبه میان نسلها و میان گروههای اجتماعی و فرهنگی و سیاسی نیازمندیم؛ گفتوگویی که زمینه همگرایی و دیدن عمیقتر تفاوتها را فراهم کند. ایران امروز نیازمند احیاء مرام وفاق و مهر برای عبور از بحرانهای بزرگی است که در منطقه پرتلاطم خاورمیانه با آن روبهرو هستیم.
باید همه به حاشیهراندهشدهها را ببینیم و زمینه را برای گسترش مشارکت آنها در تصمیمات و کنشهای جمعی فراهم کنیم. میتوان «دیگریپذیری» را شعار ایران امروز قرار داد و تکثر جامعه ایرانی را به مزیتی برای آینده آن تبدیل کرد.
بگذاریم ایرانِ یکپارچه با همه تفاوتهایش، ایرانی واحد بماند و به جای شعارهایی که بوی گسست و نفرت و خشونت در خود دارد، مسیر مدارا و مهر، و مرام داد و دهش در پیش گیریم.
هیأت مدیرۀ انجمن فلسفۀ میانفرهنگی ایران
https://fararu.com/fa/amp/news/578247
#بازنشر #بیانیه #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
Fararu
بیانیۀ «انجمن فلسفۀ میانفرهنگی ایران» در بارۀ رویدادهای اخیر
ایران امروز به شدت نیازمند تقویت مرام و منش گفتوگویی در تمامی سطوح است. فضاهای عمومی و خصوصی زندگی ایرانیان تحت تأثیر فضای چالشی حوزۀ سیاست، به شدت مقابلهجویانه و نزاعطلبانه است و به همین جهت ایران امروز نیازمند قرار گرفتن در مسیری است که همه به زیستن…
Forwarded from باشگاه اندیشه
دکتر علیاصغر مصلح:
روز دوم اکتبر، تولد گاندی است.
گاندی، نهضت استقلال هند را بدون نفرت نسبت به «دیگری» به پیروزی رساند.
@bashgahandishe
روز دوم اکتبر، تولد گاندی است.
گاندی، نهضت استقلال هند را بدون نفرت نسبت به «دیگری» به پیروزی رساند.
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
پادکست تمهیدات
همراه با علیاصغر مصلح
«تمهیدات» دعوت به آمادهسازی خویش در روزگار رخدادهای بزرگ است.
دعوت به بودنی ریشهدار، نسبتداری با بنیادها و خویشتناگاهی.
تمهیدات دعوت به مراقبانه زیستن است: کوشش برای درک و دریافت دستاوردهای گذشته و گشودگی برای تجارب جدید.
یکشنبههای هر هفته از باشگاه اندیشه
🔻از فهرست به اپیزودها منتقل میشوید:
اول: در جستوجوی خویشتن
دوم: من و دیگری۱
سوم: من و دیگری۲
چهارم: صلح درونی، صلح بیرونی
پنجم: ما و داناییهایمان
ششم: ما و طبیعت
هفتم: نسبت ما و تکنولوژی
هشتم: واقعیت کجاست؟
نهم: وضع مطلوبهای ما
#تمهیدات #پادکست #علیاصغرمصلح #باشگاه_اندیشه #گنجه #رادیوگنجه #مطالعات_دیالوگ
@bashgahandishe
همراه با علیاصغر مصلح
«تمهیدات» دعوت به آمادهسازی خویش در روزگار رخدادهای بزرگ است.
دعوت به بودنی ریشهدار، نسبتداری با بنیادها و خویشتناگاهی.
تمهیدات دعوت به مراقبانه زیستن است: کوشش برای درک و دریافت دستاوردهای گذشته و گشودگی برای تجارب جدید.
یکشنبههای هر هفته از باشگاه اندیشه
🔻از فهرست به اپیزودها منتقل میشوید:
اول: در جستوجوی خویشتن
دوم: من و دیگری۱
سوم: من و دیگری۲
چهارم: صلح درونی، صلح بیرونی
پنجم: ما و داناییهایمان
ششم: ما و طبیعت
هفتم: نسبت ما و تکنولوژی
هشتم: واقعیت کجاست؟
نهم: وضع مطلوبهای ما
#تمهیدات #پادکست #علیاصغرمصلح #باشگاه_اندیشه #گنجه #رادیوگنجه #مطالعات_دیالوگ
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
باشگاه اندیشه
پادکست تمهیدات همراه با علیاصغر مصلح «تمهیدات» دعوت به آمادهسازی خویش در روزگار رخدادهای بزرگ است. دعوت به بودنی ریشهدار، نسبتداری با بنیادها و خویشتناگاهی. تمهیدات دعوت به مراقبانه زیستن است: کوشش برای درک و دریافت دستاوردهای گذشته و گشودگی برای تجارب…
پادکست تمهیدات
همراه با
دکتر علیاصغر مصلح
اپیزود اول:
در جستوجوی خویشتن
خود، امروز بیش از هر زمان دیگری پرسه میزند...
#تمهیدات #پادکست #علیاصغرمصلح #باشگاه_اندیشه #گنجه #رادیوگنجه #مطالعات_دیالوگ
@bashgahandishe
همراه با
دکتر علیاصغر مصلح
اپیزود اول:
در جستوجوی خویشتن
خود، امروز بیش از هر زمان دیگری پرسه میزند...
#تمهیدات #پادکست #علیاصغرمصلح #باشگاه_اندیشه #گنجه #رادیوگنجه #مطالعات_دیالوگ
@bashgahandishe
Audio
پادکست تمهیدات
همراه با
دکتر علیاصغر مصلح
اپیزود اول:
در جستوجوی خویشتن
کاری از رادیو گنجه
«تمهیدات» دعوت به آمادهسازی خویش در روزگار رخدادهای بزرگ است.
دعوت به بودنی ریشهدار، نسبتداری با بنیادها و خویشتنآگاهی.
تمهیدات دعوت به مراقبانه زیستن است: کوشش برای درک و دریافت دستاوردهای گذشته و گشودگی برای تجارب جدید.
#تمهیدات #پادکست #علیاصغرمصلح #باشگاه_اندیشه #گنجه #رادیوگنجه
@bashgahandishe
همراه با
دکتر علیاصغر مصلح
اپیزود اول:
در جستوجوی خویشتن
کاری از رادیو گنجه
«تمهیدات» دعوت به آمادهسازی خویش در روزگار رخدادهای بزرگ است.
دعوت به بودنی ریشهدار، نسبتداری با بنیادها و خویشتنآگاهی.
تمهیدات دعوت به مراقبانه زیستن است: کوشش برای درک و دریافت دستاوردهای گذشته و گشودگی برای تجارب جدید.
#تمهیدات #پادکست #علیاصغرمصلح #باشگاه_اندیشه #گنجه #رادیوگنجه
@bashgahandishe