مدرسهٔ مطالعات دیالوگ‌ | باشگاه‌اندیشه
430 subscribers
323 photos
32 videos
39 files
274 links
تماس:
@labibreza
Download Telegram
بهار ۱۴۰۵ و دو کتاب تازه در هوای دیالوگ

بهار امسال با انتشار دو کتاب مهم همراه شده‌است که از هریک به نوعی از دلِ نشست‌های باشگاه‌اندیشه برآمده‌اند.

کتاب نخست با عنوانِ«راهی به‌جز گفت‌وگو نیست» از دکتر رسول رسولی‌پور (پژوهشگر فلسفهٔ دین و عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی) است که بخشی از این اثر حاصل نُه جلسه درس‌گفتار «از الهیات کلاسیک تا الهیات دیالوگی» در بهار ۱۴۰۰ با همکاری کانون گفت‌وگوی مؤسسهٔ امام موسی صدر است. رسولی‌پور در این کتاب مسیری به سوی فهم گفت‌وگومحور از دین با بررسی اندیشهٔ امام موسی صدر ترسیم می‌کند.

کتاب دوم، «گفت‌وگو: آیین حق‌جویی»، نوشتهٔ دکتر یاسر میردامادی (دکترای مطالعات اسلام از دانشگاه ادینبرا و محقق مؤسسهٔ مطالعات اسماعیلی لندن) است. بخشی از این این اثر نیز حاصل دورهٔ «درآمدی به آداب گفت‌وگوی انتقادی» در تابستان ۱۴۰۲ در مدرسهٔ مطالعات دین و مدرسهٔ مطالعات دیالوگ است. محتوای آن بر اساس رسالهٔ کهن «فی آداب البحث و المناظرة» طاشکبری‌زاده طراحی شده‌است.
اطلاعات بیشتر راجع به یادداشت‌ها و جلسات معرفی کتاب‌ها به‌زودی اعلام می‌شود.

@bashgahandishe
@Dialogeschool
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مقصود فراستخواه:
مشکلات دی‌ماه، مای جمعی ما را ضعیف کرد؛ همین باعث شد دشمن جرئت حمله با ما را پیدا کند



@bashgahandishe
@Dialogeschool
2
اخلاق تفاهم و عصر پیچیدگی: مروری برجایگاه دیالوگ در اندیشه ادگار مورن به مناسبت درگذشت او

محمدرضا لبیب

در تاریخ اندیشه معاصر کمتر متفکری را می‌توان یافت که همچون ادگار مورن در مرز میان فلسفه، جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی، نظریه سیستم‌ها، زیست‌شناسی، آموزش و اندیشه سیاسی حرکت کرده باشد. نگارنده سابقۀ آشنایی طولانی و عمیقی با وی ندارد و صرفا رویکردِ او در خصوصِ هویت انسانی و مسالۀ گفت‌وگو را دنبال کرده‌ام و در این یادداشت هم تلاش می‌کنم خوانش وی از موضوع و مسالۀ « دیالوگ» در آثار و اندیشه‌های وی را تصویر کنم و پرسش‌های وی در این حوزه را برجسته کنم. بخشی از کوشش جستار حاضر تبیین و شاید واسازی مفهوم «دیالوگ» و «اصل دیالوژیک» در اندیشۀ مورن است؛ پروژه‌ای که صرفاً به یک توصیه اخلاقی یا تکنیک ارتباطی تقلیل نمی‌یابد، بلکه صبغه معرفت‌شناختی و هستی‌شناختی دارد.

متن کامل در:
https://B2n.ir/sw7519
4
چرا در پساجنگ، بیش از پیش، به گفت‌وگو نیاز داریم؟

به بهانه‌ انتشار «گفت‌وگو؛ آیین‌حق‌جویی»

یاسر میردامادی -
ما در نقطه‌ای از تاریخ ایران ایستاده‌ایم که پرسشِ محوریِ «چرا در پساجنگ به گفت‌وگو، بیش از پیش، نیاز داریم؟» از سطح پرسشِ روشنفکرانه‌ فرا رفته و به مسأله‌ای موجودیتی برای ایران بدل شده است. «پساجنگ» در اینجا لزوما به معنای پایان کاملِ نبردِ نظامیِ نیست ــــ وانگهی جنگ‌های اخیر، فرسایشی و بی‌پایان به نظر می‌رسند ـــــ بلکه ناظر به وضعیتی است که در آن فرسایشِ سرمایه‌ اجتماعی، قطبی ‌شدنِ ویرانگرِ جامعه و انسدادِ مجاریِ مفاهمه میان لایه‌های مختلف اجتماع به‌سانِ جنگی خاموش بنیان‌های همبستگی ملی ما را هم‌چون موریانه‌ای بی‌صدا و مخرب هدف گرفته است.

در چنین فضایی، تکثر و تنوعِ جامعه‌ ایرانیِ داخل و خارج کشور، که علی الاصول می‌توانست موتور محرکه‌ توسعه و تقویت‌گر امنیت ملی باشد، در غیابِ زیرساختِ گفت‌وگویی، شوربختانه، به گسل‌هایی مستعدِ زلزله‌ ویرانگر امنیت و توسعه‌ کشور بدل شده است. با نظر به این پس‌زمینه باید بگویم که هدف از این گفتار دعوت به تأملی دردمندانه بر پایه‌ ایده‌ مرکزیِ کتاب «گفت‌وگو؛ آیین حق‌جویی» است تا نشان دهم چگونه می‌توان از دلِ این تفاوت‌های ژرف، زبان مشترکی برای بقا و توسعه‌ی همه‌جانبه‌ ایران پروراند.


ادامه این یادداشت را در وبسایت نیماد بخوانید:

https://neemaad.com/nmd10032825.htm
صفحه_اندیشه_اعتماد_شنبه_۲۳_خرداد_۱۴۰۵.pdf
3.3 MB
عقلانیتِ دیالوژیک
جست‌وجوی ریشه‌های گفت‌وگو در سنت ایرانی-اسلامی
به بهانۀ انتشار کتاب «گفت‌وگو؛ آئین حق‌جویی» نوشتۀ یاسر میردامادی

📝محمدرضا لبیب

به بهانهٔ انتشار کتاب «گفت‌وگو؛ آئین حق‌جویی»، در روزنامۀ اعتماد در تاریخ 23 خرداد 1405، نگاهی انداخته‌ام به سنت فراموش‌شدۀ «آداب البحث و المناظرة» و به‌ویژه رسالۀ طاشکبری‌زاده. در این سنت، «ادب» صرفاً خوشرفتاری نیست، بلکه شناخت جایگاه درست هر چیز است و «مناظره» نیز جنگ برای اسکات خصم نیست، بلکه همکاری در نظرورزی برای آشکار شدن حقیقت است. این رساله با تقسیم نقش‌ها و تنظیم اعتراض‌ها، دستور زبانی عقلانی و اخلاقی برای اختلاف پیش می‌نهد و نشان می‌دهد که تمدن اسلامی زمانی نظریه‌ای نسبتا منسجم برای شکلی از گفت‌وگو داشته است؛ میراثی که کتاب میردامادی میکوشد آن را با بحران گفت‌وگوی امروز ما پیوند دهد.

@bashgahandishe
@Dialogeschool
8
🔻آیا می‌توان با یک کلیشه گفت‌وگو کرد؟

رضا تاران

✔️یادداشتی که می‌خوانید از یک دغدغه مشترک با کتاب «گفت‌وگو؛ آیین حق‌جویی» نوشته دوست گرامی یاسر میردامادی آغاز می‌شود – این دغدغه که چرا در جامعه ایرانی، گفت‌وگوی واقعی این‌قدر دشوار است. میردامادی در این کتاب که در سال ۱۴۰۵ توسط نشر کرگدن منتشر شده، با رویکردی بومی به گفت‌وگو شناسی پرداخته و کوشیده چارچوبی برای فهم و عمل به گفت‌وگو در بستر فرهنگی و اجتماعی ایران بسازد.

📎 پيوند به متن کامل این یادداشت در سایت دین‌آنلاین
https://www.dinonline.com/46093/



🆔 @dinonline
مدرسه مطالعات دین باشگاه اندیشه با همکاری نشر کرگدن برگزار می‌کنند:

نشستی درباره کتاب
گفت‌وگو؛ آئین حق‌جویی
درآمدی بومی به گفت‌وگوشناسی


با حضورِ
(به ترتیب حروف الفبا)

هومن پناهنده
مقصود فراستخواه
محمدرضا لبیب
یاسر میردامادی



دبیر نشست:
محمدرضا معینی
دبیر مدرسه مطالعات دین باشگاه اندیشه

یکم تیرماه ۱۴۰۵
ساعت ۲۰
در بستر گوگل میت
https://meet.google.com/gmt-gvvz-krp

یادداشت‌های مرتبط:

یادداشت نویسنده دربارهٔ کتاب

آیا می‌توان با یک کلیشه گفت‌وگو کرد؟ رضا تاران| دین‌آنلاین

عقلانیت دیالوژیک| محمدرضا لبیب| اعتماد


@diinschool
@bashgahandishe
1
Audio
پوشه شنیداری نشستی دربارهٔ کتاب
گفت‌وگو؛ آئین حق‌جویی
درآمدی بومی به گفت‌وگوشناسی

با حضورِ
هومن پناهنده، مقصود فراستخواه، محمدرضا لبیب، محمدرضا معینی، یاسر میردامادی

یکم تیرماه ۱۴۰۵

00:00 محمدرضا معینی
04:50 یاسر میردامادی
16:30 هومن پناهنده (بخش اول)
30:43 مقصود فراستخواه (بخش اول)
51:20 هومن پناهنده (بخش دوم)
01:14:53 محمدرضا لبیب
01:32:00 مقصود فراستخواه (بخش دوم)
01:54:00 صحبت‌های پایانی


@diinschool
@bashgahandishe
2
درباره ضرورت احیای دیالوگ‌ سقراطی

حسین دباغ

بهترین نعمت­ها برای انسان آنست که همه روزه از تقوی و فضایل و سایر چیزهایی که از من شنیده‌اید گفتگو کند و دربارهٔ خود با دیگران تحقیق نماید، چون زندگانی بی تحقیق زندگانی نیست.
خطابهٔ دفاعیهٔ سقراط
 

🔸 دیالوگ سقراطی را غالباً به‌عنوان یک «روش» می‌شناسند: پرسش و پاسخ، آشکار کردن تناقض‌ها، و کوشیدن برای روشن‌تر کردن مفاهیم و تعاریف. همین نگاه روش‌محور سبب شده است تا عموما دیالوگ سقراطی را یک تکنیک آموزشی یا نوعی بازی ذهنی مخصوص کلاس‌های فلسفه در نظر بگیرند

🔸 اما من در این نوشته بنا دارم این تلقی «محدود» از دیالوگ سقراطی را کنار بگذارم و از ضرورت «احیاء» و استفاده «گسترده» از دیالوگ سقراطی در زندگی اجتماعی-سیاسی دفاع کنم. ادعای اصلی من این است که دیالوگ سقراطی صرفاً وسیله‌ای برای رسیدن به نتیجه‌ نیست؛ ارزش آن در خود عمل گفت‌وگو نهفته است، در نوعی سلوک فکری و زیست اخلاقی که بدون آن، زندگی به سطحی از بی‌آزمونی و بی‌مسئولیتی فرو می‌غلتد.

🔸 دلیل اول من برای ضرورت احیای دیالوگ سقراطی این است که پدیده گفت‌وگو را اساساً «بی‌طرف» نمی­داند.

🔸 دلیل دوم من برای احیای دیالوگ سقراطی این است که آن را صرفاً ابزار رسیدن به «نتیجه» نمی‌داند. این نکته به گمان من محور دفاع از دیالوگ سقراطی است: دیالوگ یعنی «پا در کفش دیگری کردن» و خود را جای او گذاشتن.

🔸 این «جای دیگری نشستن» پیامد انسانی مهمی نیز دارد: من در گفت‌وگو می‌آموزم دیگری لزوماً شبیه من نیست، و قرار هم نیست شبیه من باشد و شاید اصلاً بهتر که شبیه به هم نیستیم. اگر همگان شبیه به هم باشند، جهان جای خسته­ کننده­ای خواهد بود.

🔸 اما نکتهٔ آخر. دیالوگ سقراطی صرفاً در حضور دیگری رخ نمی‌دهد؛ می‌تواند در غیاب دیگری نیز ادامه یابد. 

ـــــــــــــــــــــــ
برای مطالعه متن کامل کلیک کنید.

🆔 @hossein_dabbagh
2
Forwarded from خرد و خیال
Audio
🎙 صوت سخنرانی محمدرضا لبیب در نشست "از ایران مونولوگ تا ایران دیالوگ"

نشست دوم «از ایران مونولوگ تا ایران دیالوگ»، ٢ خردادماه ۱۴۰۵ به همت خانه خرد و خیال و با همکاری مرکز اسناد و کتابخانه ملی در مشهد برگزار شد.

محمدرضا لبیب (پژوهشگر دیالوگ و فلسفه میان‌فرهنگی) درباره "زیست‌جهانِ دیالوگِ ایرانی" (مقدمه‌ای بر حضور مشترک گفت‌وگو و تک‌گویی در فرهنگ ایرانی) به ارائه سخن پرداخت.

گفتنی است این سلسله نشست‌ها باهدف تأمل و پاسخگویی به پرسش «آینده ایران چه نسبتی با گفت‌وگو خواهد داشت؟» برگزار می‌شود.

📌 نشست سوم "از ایران مونولوگ تا ایران دیالوگ" فردا، یکشنبه ٧ تیرماه به صورت رایگان در بستر گوگل میت برگزار خواهد شد و حضور برای عموم، آزاد است.

📥 برای ثبت نام رایگان، همین حالا به آیدی زیر پیام بدهید:
@kheradvakhiyal1

خانه خرد و خیال | @kheradvakhiyal
بله | روبیکا | ایتا | سایت | اینستاگرام | توییتر
🔚
3
یأس یعنی گم کردن خویشتن
تأملی در کتابِ «بیماری منتهی به مرگ» اثرِ کی‌یرکگور

📝محمدعلی کارگذار
مترجم و پژوهشگر فلسفه

مدت‌ها بود قصد داشتم کتاب «بیماری منتهی به مرگ» اثر سورن کیرکگور را بخوانم. می‌خواستم آن را در فراغتی واقعی بخوانم؛ در زمانی که ذهن از هیاهوی روزمره فاصله گرفته باشد. اما آن فرصت به شکلی غیرمنتظره در تعطیلات عید و همزمان با جنگ فرا رسید. روزهایی که ترس، اضطراب، امید، ناامیدی، نگرانی برای آینده و پرسش از سرنوشت فردی و جمعی، به شکلی وجودی با انسان همراه می‌شود. در چنین فضایی، کتاب کی‌یرکگور دیگر یک متن فلسفی نبود؛ به تجربه‌ای زنده تبدیل شد. گویی او نه از قرن نوزدهم، بلکه از دل همین وضعیت بحرانی با ما سخن می‌گفت.
متن کاملا یادداشت را اینجا بخوانید.

@Dialogeschool
@bashgahandishe
🔥1
بازاندیشی در مفهوم اخلاق با مارتا نوسبام

​آیا نظریه‌های اخلاقی سنتی توانایی پاسخگویی به چالش‌های پیچیده جهان امروز را دارند؟

مارتا نوسبام، یکی از تاثیرگذارترین فیلسوفان زنده جهان، در این ویدیو از یک «نظریه جدید در اخلاق» سخن می‌گوید.

​نوسبام با به چالش کشیدن نگاه‌های تک‌بعدی گذشته، چارچوبی را پیشنهاد می‌دهد که بر پایه شکوفایی، عدالت و تحقق پتانسیل‌های واقعی تمام موجودات (نه فقط انسان‌ها) بنا شده است.
رویکرد قابلیت‌های او به ما یادآوری می‌کند که اخلاق صرفاً پیروی از قوانین خشک نیست، بلکه تلاش برای ایجاد جهانی است که در آن هر موجودی فرصت زندگی شایسته را داشته باشد.


🔗 برای تماشای کامل این گفت‌وگوی ارزشمند می‌توانید به لینک زیر مراجعه کنید:
IAI TV - A New Theory of Ethics

@Dialogeschool
@bashgahaandishe
در برابر چهره‌ی دیگری

«لویناس صفحاتی بسیار زیبا درباره‌ی پوستِ «بی‌حفاظِ» انسان نوشته است. پوست ما بسیار نازک‌تر از پوست دیگر پستانداران است. کشتنِ انسان، دست‌کم از نظر مادی بسیار آسان است. نخستین فرمان‌های اخلاقی _«قتل مکن‌»_ تنها در حضور واقعیِ دیگری در برابر من، در حضور چهره‌ی او معنا می‌یابد که به سوی من برگشته و مرا مسئول بقای او می‌کند. لویناس تا آن‌جا پیش می‌رود که از «مسئولیتِ گروگان‌وار» سخن می‌گوید. آسیب‌پذیریِ دیگری ما را به گروگان می‌گیرد: از این پس، دیگر اختیاری نداریم؛ موظف‌ایم از او مراقبت کنیم. این عبارتِ «مسئولیتِ گروگان‌وار» را نباید منفی تلقی کرد؛ مسئولیتی که بر عهده‌ی من می‌افتد، سرشتِ اخلاقیِ حقیقیِ مرا بر من آشکار می‌کند... لویناس باز می‌نویسد: «تنها در مواجهه با دیگری به خویشتنِ خویش حاضر می‌شوم»، تا بگوید مواجهه با دیگری سرانجام ما را به بلندای انسانیتمان رهنمون می‌شود و به ترازِ حضورمان برای دیگران فراز می‌برد.

لویناس واژه‌ی «چهره» را بسیار به کار می‌برد، اما این اصطلاح در واقع، به گونه‌ای شاید غریب، اشاره به تمامیتِ پیکرِ «دیگری» دارد که در برابر من پدیدار شده است: «چهره‌»ی دیگریْ تمامِ وجودِ اوست که من خود را کاملاً مسئولِ او می‌یابم.

چهره‌ی فردِ محکوم را در لحظه‌ی اعدام به دستِ جلاد با نقاب یا کلاهی می‌پوشانند. در واقع کشتنِ کسی وقتی چهره‌اش را نمی‌بینیم، وقتی با انسانیتش مواجه نشده‌ایم، آسان‌تر است. به همین سان در جنگ، کلاه‌خودی که دشمن بر سر دارد، می‌تواند به طرزی متناقض‌نما اما سودمندْ کشتنِ او را تسهیل کند. دیدنِ دیگری، انسانیتِ او، به معنایِ خطرکردن و تردیدورزیدن است، به معنایِ گشودنِ رخنه‌ای در قدرتِ کشتنِ من است. آسیب‌هایِ روانی‌ای که سربازان تجربه می‌کنند دقیقاً از آن روست که گاهی فرصت یافته‌اند چهره‌ای را، نگاهی وحشت‌زده را، گذرا ببینند، صدایی را بشنوند. از آن‌روست که با قربانیانِ خود، گرچه کوتاه و گذرا، مواجه شده‌اند که این تصاویر، این صداها، آن‌ها را رها نمی‌کنند. این چهره‌ها به آن‌ها یادآوری می‌کنند که اقداماتشان در میدانِ نبرد، در تضادِ کامل با نخستین همه‌ی فرمان‌هاست: قتل مکن.

لویناس در تعارفِ رایجِ «بفرمایید، خواهش می‌کنم»، همان تجلیِ موضعِ اخلاقی را می‌یابد. ادب و نزاکت که شاید امری سطحی به نظر آید در نگاه او سرآغازِ اخلاقیات است. این نکته را با بازگشت به مثالِ مواجهه با فردِ بی‌خانمان بهتر درمی‌یابیم. صرفِ مؤدب بودن در برابر او خود نوعی مراقبت از او و پذیرشِ بخشی از مسئولیت است. مواجهه با چهره‌ی او ناممکن‌ساختنِ گریز از مسئولیتِ انسانیِ ماست.»

(فلسفه‌ی مواجهه با دیگری، شارل پِپَن، ترجمه قاسم مؤمنی، نشر ماهی، ص۸۱-۸۲)

.
1
Forwarded from Inekas | انعکاس

🟥 انتشار مجموعه مقالات «تعریف کردنِ الهیاتِ تطبیقیِ اسلامی»

🔵به سرویراستاری ادریس ناصری و ذیشان غفار، انتشارات دوگرویتر، ۲۰۲۶
Nassery, Idris and Ghaffar, Zishan. Defining Islamic Comparative Theology, De Gruyter, 2026

⬇️ دریافت فایل تمام متن کتاب (دسترسی آزاد)


این کتاب، نخستین جلد از مجموعۀ «الهیات تطبیقی، اسلام و جامعه» است که توسط انتشارات دوگرویتر با دسترسی آزاد منتشر شده و دربردارندۀ مجموعۀ مقالاتی است که نخستین‌بار در همایشی با همین عنوان در دانشگاه پادربورن آلمان (دسامبر ۲۰۲۲) و با حضور دو نفر از پژوهشگران ایرانی ارائه شدند.

این همایش و این مجلد در پی طرح این پرسش هستند که: آیا می‌توان از موضعی اسلامی و با تکیه بر منابع، روش‌ها و مقولات خودِ سنت اسلامی، از «الهیات تطبیقی» (حوزه‌ای که تاکنون عمدتاً در بستر سنت‌های مسیحی شکل گرفته) سخن گفت؟ به بیان دیگر، آیا کلام، تفسیر و اصول فقه در سنت اسلامی می‌توانند خود بستری برای گفت‌وگوی الهیاتی با ادیان دیگر باشند؟ ویراستاران این اثر، هدف این مجموعه را گام برداشتن در جهت تأسیس رویکردی اسلامی به الهیات تطبیقی می‌دانند.

این اثر نشان می‌دهد الهیات اسلامی چگونه باید از تکثر ادیان برای بهبود بینش‌های خویش بهره گیرد و بیاموزد که در جهان متکثر امروز، با تفاوت‌های دینی از سرِ کنجکاوی الهیاتی روبه‌رو شود. این اثر با تکیه بر سنت‌های فکری اسلام، الهیات اسلامی را به‌جای پذیرش الگوهای وارداتی، به کنش‌گر گفت‌وگوهای بین‌دینی تبدیل می‌کند. در نهایت، اثر حاضر نشان می‌دهد مواجهه با «دیگری» نگرش دینی فرد را عمیق‌تر کرده و الگویی عملی برای گفت‌وگوی ادیان ارائه می‌دهد؛ الگویی فراتر از تساهل صوری، یا رویکردهای جدلی یا دفاعیاتی.

ساختار کتاب مبتنی بر دوگانه‌های «مقاله و پاسخ» است؛ به این معنا که پس از طرح مبحثی توسط یک نویسنده (معمولاً مسلمان)، محققی از سنتی دیگر به آن پاسخ انتقادی یا تکمیلی می‌دهد. بدین ترتیب، خودِ کتاب به مصداقی زنده از کنش متقابل الهیات تطبیقی تبدیل شده است. هدف این ساختار آن است که نشان دهد تفاوت و اصلاح متقابل، نه یک مانع، بلکه منبعی برای خلاقیت الهیاتی و تعمیقِ نگاه و ادعاهای طرفین است.

🗂 فهرست مقالات (به همراه لینک به ویدئوی ارائه‌های مرتبط)
🔵مقدمه: تعریف الهیات تطبیقی اسلامی
ادریس ناصری و ذیشان غفار (دانشگاه پادربورن)

🔵 ۱: حوزۀ نوظهور الهیات تطبیقی اسلامی
کلاوس فون اشتوش (دانشگاه بن)
🎞 ویدئوی ارائه

🔵۲: الهیات تطبیقی: دیدگاه اسلامی
عبدالرحمن مصطفی (دانشگاه لاهور)

🔵۳: الهیات تطبیقی از دیدگاه اسلامی: یک مطالعۀ موردی
اوفوک توپکارا (دانشگاه هومبولت برلین)

🔵۴: آیا کنارگذاشتن دعاوی حقیقت به پروژۀ الهیات تطبیقی اسلامی کمک می‌کند؟
آرون لانگن‌فلد (دانشگاه پادربورن)

🔵۵: الهیات عهد در قرآن: چالش‌ها و بینش‌هایی برای الهیات تطبیقی از منظر یک مسلمان
ذیشان غفار (دانشگاه پادربورن)
🎞 ویدئوی ارائه

🔵۶: الهیات تطبیقی اسلامی از منظر تفسیر قرآن: پاسخی مسیحی به پروفسور غفار
پیم فالکنبرگ (دانشگاه کاتولیک آمریکا)

🔵۷: هرمنوتیکِ ناجایگزین‌گرایانۀ (Non-Supersessionism) قرآنی
وحید مهدوی مهر (دانشگاه بن)

🔵۸: پاسخی به وحید مهدوی مهر
ماریان مویارت (دانشگاه کاتولیک لوون)

🔵۹: اجتهاد فراتر از مرزها: غیرمسلمان به عنوان مجتهد در میان شایستگی و اقتدار
ادریس ناصری (دانشگاه پادربورن)
🎞 ویدئوی ارائه

🔵۱۰: شناخت خدا به عنوان دوست خوب آدمی: مصلحت به مثابۀ شالوده‌ای برای الهیات انسان‌گرایانۀ اسلامی
احمد عاطف احمد (دانشگاه کالیفرنیا، سانتا باربارا) و محمد السید السیاد (پژوهشگر و فقیه مصری)

🔵۱۱: متون شرعی، شروح و فتاوا: کارکرد ژانرهای شرعی در فقه اسلامی و یهودی
حقی آرسلان (مؤسسه دوبنو، لایپزیگ)
🎞 ویدئوی ارائه

🔵۱۲: انگیزه‌های تجربی برای تعریف الهیات تطبیقی اسلامی
فهیمه اولفت (دانشگاه مونستر)
🎞 ویدئوی ارائه

🔵۱۳: از منظری دیگر: پاسخی به برخی انگیزه‌های تجربی برای الهیات تطبیقی
یان وپوا (دانشگاه آسنابروک)

🔵۱۴: تنوع ادیان در جوامع دموکراتیک. چشم‌اندازهای الهیاتی و پداگوژیک برای آموزشِ حساس به [تعامل] بین‌الادیانی
ناجیه کامچیلی-ییلدیز (دانشگاه پادربورن)
🎞 ویدئوی ارائه

🔵۱۵: تنوع دینی در جوامع پسادینی و پساسکولار ... پاسخی متقابل
مونیکا تاوتز (دانشگاه کلن)

🔵۱۶: الهیات تطبیقی اسلامی و جنسیت: تفسیر فمنیستی و به‌لحاظ جنسیتی عادلانه از متون چه نقشی می‌تواند در الهیات تطبیقی ایفا کند؟
دینا العمری (دانشگاه مونستر)
🎞 ویدئوی ارائه

🔵۱۷: «و لیس الذَّکرُ کالأُنثیٰ» (آل‌عمران: ۳۶): فمینیسم اسلامی و چالش عاملیت زنانه در قرآن
سعیده میرصدری (دانشگاه ژنو)

🔵۱۸: جنسیت در بافت، محتوا و روش: بازتعریف الهیات تطبیقی اسلامی
جروشا تنر رودز (حوزۀ یونیون، نیویورک)
🎞 ویدئوی ارائه
#انعکاس_کتاب
@inekas
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
1
Forwarded from کنجِ دنج
در جست‌وجوی جهان مشترک بیداران
تاملی در تنهایی انسان امروز

افسانه نجاتی


«بیداران جهانی واحد و مشترک دارند، اما هر خفته‌ای به جهانِ خصوصیِ خویش روی می‌آورد.»
هراکلیتوس

شاید هیچ جمله‌ای به اندازهٔ این پارهٔ کوتاه، تنهایی انسان امروز را توضیح ندهد.
ما بیش از هر زمان دیگری با یکدیگر در ارتباطیم؛ پیام می‌فرستیم، تصویر منتشر می‌کنیم، نظر می‌دهیم، بحث می‌کنیم و حتی زندگی‌مان را به اشتراک می‌گذاریم. اما آیا واقعاً در یک جهان زندگی می‌کنیم؟
جهانِ مشترک، فقط زمینی نیست که بر آن قدم می‌زنیم؛ افقی است که در آن می‌توانیم دیگری را ببینیم، سخنش را بشنویم و احتمال دهیم حقیقت، تماماً در اختیار هیچ‌یک از ما نیست.
آن‌گاه که این افق از میان می‌رود، هر انسان در جهانی که از خاطره‌ها، ترس‌ها، آرزوها، باورها و رنج‌های خود ساخته است سکنا می گزیند. از بیرون، همه در کنار هم‌اند؛ اما از درون، هر کس در اقلیم خویش زندگی می‌کند. شاید به همین دلیل است که این همه گفت‌وگو، این اندازه کم به فهمیدن می‌انجامد.
خوابی که هراکلیتوس از آن سخن می‌گوید، تنها بستن چشم‌ها نیست؛ گاهی چشم‌ها کاملاً بازند، اما انسان در رؤیای خویش زندگی می‌کند. رؤیای برحق بودن، رؤیای مالک حقیقت بودن، رؤیای شنیدن تنها پژواک صدای خویش.
بیداری، شاید نه رسیدن به حقیقت، بلکه آمادگی برای ترک جهانِ خصوصی باشد؛ شهامتِ آنکه لحظه‌ای از یقین‌های خود فاصله بگیریم و جهان را از منظر دیگری نیز ببینیم.
شاید فهمیدن نیز همین باشد؛ نه آنکه دیگری را به جهان خود بکشانیم، بلکه هر دو، اندکی از جهان‌های خصوصی‌مان بیرون بیاییم و در میانه، جهانی بسازیم که هیچ‌یک مالک آن نیست.
شاید بزرگ‌ترین فقرِ زمانهٔ ما، کمبود اطلاعات یا حتی کمبود محبت نباشد؛ بلکه از دست رفتن همین جهانِ مشترک باشد. جهانی که در آن، اختلاف به دشمنی نمی‌انجامد، گفت‌وگو جای جدال را می‌گیرد و انسان، پیش از آنکه سخن بگوید، آمادهٔ شنیدن است.
شاید بیداری، آن‌گونه که هراکلیتوس می‌فهمید، نه حالتی از ذهن، بلکه شیوه‌ای از بودن باشد؛ بودنی که در آن، جهان دیگر  فقط «برای من» نیست، بلکه «میانِ ما» نیز هست.

#افسانه_نجاتی
#جستارها
#تاملات

@konjedenjefarhang
3
Forwarded from Critic l مریم نصر
Audio
🎙️

در مدرسه تابستانی فلسفه اخلاق در دانشگاه ادیان و مذاهب درباره

«عقل گرم: نقش تخیل در پرورش فضایل عاطفی-اجتماعی»

حرف زدم. می‌دانم که از شور احساسات می‌ترسیم و از تخیل‌مان که بیشتر با خیالبافی گره خورده است. حق داریم.

منظورم از «عقل گرم» دربرابر «عقل سرد»، آن عقلانیتی بود که در پیوند با عواطف و تخیل اخلاقی عمل می‌کند.

دو نگاه «سطحی» و نگاه «شناختی» به عواطف را مرور کردم و گفتم فیلسوفانی که برای عواطف حیث التفاتی و شأن شناختی و ارزیابانه قائل‌اند بر چه اساسی مخالف تکه تکه دیدن انسان هستند. انسان موجودی تکه‌پاره نیست که عقل‌اش از عواطف‌اش و ذهن‌اش از بدن‌اش و هستی فردی‌اش از هستی اجتماعی و فرهنگی‌اش جدا باشد. انسان کلی است متشکل از همه اینها که در پیوند بایکدیگر، درحال داد و ستد هستند.

عقل انتقادی در تعامل با عواطف و تخیل می‌تواند به فاعلان اخلاقی توان «توجه» به دیگری، «دیدن» رنج دیگری و به رسمیت شناختن دیگری در همان وضع دیگربودگی‌اش را بدهد. تخیل اخلاقی می‌تواند از منِ متکبر، خودمعیار پندار و عقل کل عبور کند و تلاش کند بفهمد «دیگری بودن» چه معنا و چه کیفیتی دارد.


۴۳ دقیقه

@neocritic
رهایی از خارش اِشکال‌ها

«وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا _أعراف/۲۰۴» یعنی: چون مصطفی _علیه‌السلام_ قرآن خوانَد و وحی گوید، شما که صحابه‌اید، مشغول شنیدن باشید و هیچ سؤال مکنید: «لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ_ أعراف/۲۰۴»؛ تا به برکتِ آن که استماع حقیقت آینهٔ کُل کنید و خاموش کنید، بر شما رحمت کنند و شما را از همهٔ اِشکال‌ها بیرون آرند که از اِشکالْ بنده را رحمتِ حق بیرون آرَد، نه قیل و نه قال.

بنگر که بسیار متکلّمان در جواب‌ و سؤال تصنیف‌ها کرده‌اند و سخن را در باریکی به جایی رسانیده‌اند که از هزار طالب زیرک یکی راه نَبَرد از باریکی، و هنوز ایشان از ظلمتِ شُبهَت و اِشکال بیرون نیامده‌اند. تا بدانی که رحمت خدا باید تا بنده از اِشکال بیرون آید که: «وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ_أنعام/۵۹»؛ و ای بسا کسان که به قیل و قال مشغول نشدند و گوشِ هوش به کلام کاملان داشتند، از همهٔ شُبهَت و اِشکالْ خلاص یافتند؛

الّا قومی را غرض آن نیست که از اِشکال بیرون آیند، غرض آن است تا ذوق گفت‌وگو که به آن خو کرده‌اند، غرض ایشان ذوق شطرنج‌بازیِ سؤال و جواب است. چنان‌که گَرگینی(فرد مبتلا به بیماری جَرَب یا گَری) که خود را می‌خارد؛ غرض او از خاریدن آن نیست که گَر (بیماری جَرَب) زایل شود و صحّت یابد، الّا غرض او خوشیِ گَر خاریدن است، نه خوشیِ صحّت. حکیم می‌گوید: از این خاریدن صحّت حاصل نیاید، الّا من دارو می‌مالم، تو مخار و دارو را از جا مبر، اگر چه می‌خاردت؛ تا آن خارش‌خارش چنان برود که هیچ بازنیاید.

اکنون کلامِ عارفِ کاملْ داروی خارش‌های سؤال و جواب و قال و قیل مشرقی و مغربی است، زیرا سخنِ مغزِ مغز است، نه سخنِ پوستِ پوست. و از مغزِ مغز صحّت حاصل آید و همهٔ علت‌ها و رنجوری‌ها برود از دل؛ و درون آدمی را صحّت دینی و ایمانی حاصل آید بدین سخن که: «وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ»(اسراء/۸۲)


فرمود که چون وحی گزارد و قرآن خوانَد، خاموش کنید؛ و یقین است که صحابهٔ پاک به وقت قرآن خواندن پیغامبر _علیه‌السلام_ افسانه نگفتندی و حکایت نکردندی به هم‌دیگر، الّا سؤال کردندی. پس مراد از این که فرمود: «خاموش کنید»، معنی‌اش آن است که سؤال مکنید در میان سخن او. بعد آن صحابه گفتند: ما به وقت سخن گفتن پیغامبر _علیه‌السلام_ چنان بودیمی که «کأنّ الطّیر عَلیٰ رؤوسنا»، چنان که مرغی لطیف بیاید، بر سر کسی بنشیند و آن کس نیارد دست جنباندن و سَر جنباندن و سخن گفتن، از بیم آن که شاید که آن مرغ بپرّد و خاصّه که آن مرغ، عَنقای مقصودها بوَد، از کوهِ قافِ عنایت پریده باشد، باید که مستمع خاموش کند، یک سر مویی بر وی نجنبد تا از سایهٔ او برخوردار گردد و مشکلات او بی‌گفت‌وگو حل‌ شود.


(مجالس سبعه، مولانا جلال‌الدین محمد بلخی، نشر مولی، ص۳۶_۳۷)

@sedigh_63
Forwarded from مشق نو
📝📝📝خانه‌ای که باید ساخت

🔺نگاهی به کتاب «سیاستی دیگر: خلق جهان مشترک ایرانی»، نوشته‌ی محمدجواد غلامرضا کاشی

✍️جواد حیدری


🖊یک پرسش ساده را در نظر بگیرید؛ پرسشی چنان ابتدایی که فلسفه‌ی سیاسی معمولاً از کنارش می‌گذرد تا به مسائل «جدی‌تر» برسد: در جهان بودن، یعنی چه؟ و خانه داشتن در جهان، چه حسی است؟ ما عادت کرده‌ایم سیاست را با واژگانِ قدرت، حاکمیت، انتخابات و ایدئولوژی بفهمیم. اما اگر سیاست، پیش از همه‌ی این‌ها، پاسخی باشد به اضطرابی بسیار کهن‌تر چه؟- اضطرابِ بی‌پناهی انسان در جهانی که دیگر سقفی بالای سرش ندارد. کتابِ دکتر کاشی دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌کند، و همین انتخابِ نقطه‌ی عزیمت است که آن را از انبوه نوشته‌های سیاسیِ این سال‌ها متمایز می‌سازد.

🖊کاشی تصویری به‌دست می‌دهد که از یاد نمی‌رود: مردمانی پس از یک زلزله‌ی عظیم. خانه‌ها ویران شده‌اند و آن‌ها که جان به در برده‌اند، در کوچه‌ها و خیابان‌ها سرگردان‌اند. هیچ تکیه‌گاهی نمانده است. این، تشخیصِ او از وضعِ ماست؛ وضعی که نامش را «بی‌خانمانی» می‌گذارد. ما در دورانی زندگی می‌کنیم که سایه‌ی سنگینِ ایدئولوژی‌های بزرگ- آن وعده‌های پرشکوهِ قرن بیستمی- از سرِ شهر برداشته شده است. روزگاری این ایدئولوژی‌ها کارکردی پنهان داشتند: به انسانِ آواره‌ی مدرن خانه‌ای می‌دادند، حسِ تعلق می‌بخشیدند، ترسِ وجودی‌اش را تسکین می‌دادند. اما اکنون فرو ریخته‌اند و ما، مانند بازماندگانِ آن زلزله، در فضای باز ایستاده‌ایم.

🖊آنچه کاشی در اینجا انجام می‌دهد، در ظاهر ساده اما در عمق رادیکال است. او نشان می‌دهد که در برابر این بی‌خانمانی، دو واکنشِ آشنا وجود دارد و هر دو، در بنیاد، یک چیزند: حسرتِ بازگشت. یکی می‌گوید به شکوهِ ایرانِ باستان بازگردیم، دیگری به صفای صدرِ اسلام. کاشی با ظرافتی که آدمی را به یاد تبارشناسیِ فکری خاص او می‌اندازد، نشان می‌دهد که این دو رقیبِ سرسخت، در حقیقت هم‌خانواده‌اند: هر دو به استعاره‌ی «بازگشت به خانه‌ی پدری» چنگ زده‌اند؛ خانه‌ای که- و این جمله‌ی کلیدی کتاب است- دیگر وجود ندارد.

🖊ما به‌نحوی دردناک پذیرفته‌ایم که خانه‌ای نیست که به آن بازگردیم. و اینجاست که نویسنده استعاره‌ی خود را می‌نشاند: به جای بازگشت به خانه، احداثِ خانه. خانه دیگر موضوعی مربوط به دیروز نیست، مربوط به فرداست. این جابه‌جاییِ به‌ظاهر کوچک، تمام جهتِ نگاهِ ما را برمی‌گرداند: از نوستالژی به سوی ساختن، از سوگواری به سوی کار.

🔸متن کامل این نوشتار را در لینک زیر بخوانید یا روی Instant View کلیک کنید
mashghenow.com/?p=6428

#جواد_حیدری #جواد_کاشی #کتاب

🔸نشانی تلگرام «مشق نو»:
t.me/mashghenowofficial
Forwarded from نشر اگر
⁨ . هادی خانیکی، استاد برجسته‌ی علوم ارتباطات اجتماعی و کنشگر مدنی و سیاسی، که چند سال پیش دوره‌ای دشوار از ابتلا به سرطان لوزالمعده و درمان آن را پشت سر گذاشته بود، هفته‌ی گذشته بار دیگر در بیمارستان بستری شد؛ با این نگرانی که شاید بیماری پیشین بازگشته باشد. خوشبختانه پس از بررسی‌های پزشکی مشخص شد که سرطان پیشین بازنگشته است.

هم‌زمان با این خبر خوش، نخستین نسخه‌های کتاب «هم‌نشینی با سرطان؛ روایت رویارویی و رهایی» از چاپخانه بیرون آمد و به دست نویسنده رسید. کتابی که نشر اگر افتخار انتشار آن را دارد و از نیمه‌ی هفته‌ی آینده در کتاب‌فروشی‌ها و مراکز پخش عرضه خواهد شد.

«هم‌نشینی با سرطان» تنها روایت یک دوره‌ی بیماری نیست؛ روایتی است از مواجهه‌ی انسانی با درد و عدم قطعیت، از نقش خانواده، دوستان و پزشکان در مسیر درمان و از امکان ساختن امید در دل دشوارترین تجربه‌های زندگی. کتاب با پنج روایت از نخستین مواجهه با بیماری آغاز می‌شود و سپس چهل نوشته و گفتار هادی خانیکی را دربرمی‌گیرد؛ نوشته‌هایی درباره‌ی سرطان، ارتباطات، اخلاق مراقبت، رنج اجتماعی، کنشگری، امید و زندگی پس از بیماری.
🥰1
🔹نشست هنر ماندن و دوباره برخاستن؛
گفت‌وگو دربارۀ تاب‌آوری در روزهای دشوار

با حضور دکتر مهدی دوایی

زمان : ۶ و۷ مرداد ساعت ۱۷:۰۰ لغایت ۱۹:۰۰
📍مکان : کانون گفت‌وگو
هفت تیر، بالاتر از مسجد الجواد، کوچه شریعتی, پلاک ۱۰ واحد ۲

هزینه نشست : ۷۵۰.۰۰۰ تومان

شماره کارت برای ثبت‌نام:
۵۰۲۲۲۹۱۰۴۵۶۹۶۸۲۸

به نام حورا صدر

لطفا پس از واریز ما را مطلع کنید:
@dialogue_center

🆔 @dialoguecenter