Forwarded from انجمن علمی فلسفه دانشگاه تربیت مدرس
📌سخنرانی هفته جاری گروه فلسفه دانشگاه تربیت مدرس با عنوان:
عقاید دینی و مسئله گواهی صرف
👤سخنران:
علیرضا کاظمی
(پژوهشگاه دانشهای بنیادی)
🗓زمان:
دوشنبه ۱۴۰۴/۰۸/۱۲، ساعت ۱۰ الی ۱۲
📍مکان:
دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم انسانی، طبقه چهارم، سالن رئیسی
عقاید دینی و مسئله گواهی صرف
👤سخنران:
علیرضا کاظمی
(پژوهشگاه دانشهای بنیادی)
🗓زمان:
دوشنبه ۱۴۰۴/۰۸/۱۲، ساعت ۱۰ الی ۱۲
📍مکان:
دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم انسانی، طبقه چهارم، سالن رئیسی
Forwarded from عرصههای ارتباطی
🔸توانش ارتباطی در جهان گفتو گو
▫️سخنران: دکتر #هادی_خانیکی
سلسله نشستهای زیست ارتباطی در جهان معاصر، تاملاتی در باب رسانه و جامعه، یکشنبه ١٨ آبان ١۴٠۴، ساعت ١۵، دانشگاه علامه طباطبائی، دانشکده علوم ارتباطات، سالن شورا
▫️آیدی ثبتنام | zedjm_atu @
معاونت فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، خانه اندیشمندان علوم انسانی
@iranianht
▫️سخنران: دکتر #هادی_خانیکی
سلسله نشستهای زیست ارتباطی در جهان معاصر، تاملاتی در باب رسانه و جامعه، یکشنبه ١٨ آبان ١۴٠۴، ساعت ١۵، دانشگاه علامه طباطبائی، دانشکده علوم ارتباطات، سالن شورا
▫️آیدی ثبتنام | zedjm_atu @
معاونت فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، خانه اندیشمندان علوم انسانی
@iranianht
Forwarded from انجمن علمی مطالعات صلح ایران
نشست تخصصی- روابطعمومی صلح؛ معماری تفاهم
در یک نشست تخصصی از راهبردها و الگوهای ارتباطی در ساخت پلهای گفتوگو در جامعه حرف میزنیم و اینکه چرا در ایران «روزنامهنگاری صلح» نتوانست موفق باشد و شاید بتوان از اصول روابطعمومی برای کاهش قطبیشدگی جامعه استفاده کرد.
سخنرانان:
دکتر امیرحسن موسوی
متخصص ارتباطات، دکتری فلسفه علم و تکنولوژی
دکتر علی شاکر
مدیر گروه صلح و رسانه در انجمن علمی مطالعات صلح ایران
چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۱۷
تهران: مرکز نشر دانشگاهی، خیابان شهید بهشتی، خیابان سید حسن نصرالله (وزرا)، نبش کوچهی دهم، پلاک ۵۰
🔎 این نشست ویژهی کسانی است به دنبال راههایی برای کاستن از التهابهای ارتباطی در سطح جامعه میگردند و میخواهند از طریق ارتباط، گفتوگو و تحلیل خشونت به آن برسند.
https://t.me/ipsan
در یک نشست تخصصی از راهبردها و الگوهای ارتباطی در ساخت پلهای گفتوگو در جامعه حرف میزنیم و اینکه چرا در ایران «روزنامهنگاری صلح» نتوانست موفق باشد و شاید بتوان از اصول روابطعمومی برای کاهش قطبیشدگی جامعه استفاده کرد.
سخنرانان:
دکتر امیرحسن موسوی
متخصص ارتباطات، دکتری فلسفه علم و تکنولوژی
دکتر علی شاکر
مدیر گروه صلح و رسانه در انجمن علمی مطالعات صلح ایران
چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۱۷
تهران: مرکز نشر دانشگاهی، خیابان شهید بهشتی، خیابان سید حسن نصرالله (وزرا)، نبش کوچهی دهم، پلاک ۵۰
🔎 این نشست ویژهی کسانی است به دنبال راههایی برای کاستن از التهابهای ارتباطی در سطح جامعه میگردند و میخواهند از طریق ارتباط، گفتوگو و تحلیل خشونت به آن برسند.
https://t.me/ipsan
Forwarded from عرصههای ارتباطی
#ارتباطات🔸توانش ارتباطی
توانش ارتباطی در واقع همان مهارتها و قابلیتهایی است که افراد باید در خود توسعه دهند تا بتوانند در دنیای پیچیده و متغیر امروز، با دیگران ارتباطی مؤثر برقرار کنند. #هادی_خانیکی در سخنان خود به این نکته اشاره کرد که در دنیای معاصر، فناوریهای ارتباطی نقش تعیینکنندهای دارند، اما این فناوریها بهتنهایی نمیتوانند گفتوگوهای سازنده و مؤثر را تضمین کنند. بلکه، برای موفقیت در برقراری ارتباط، افراد باید از توانش ارتباطی خود استفاده کنند تا در این فرآیند، بهرسمیت شناختن دیگران، تفاهم و احترام متقابل را در اولویت قرار دهند. متن کامل گزارش
توانش ارتباطی در واقع همان مهارتها و قابلیتهایی است که افراد باید در خود توسعه دهند تا بتوانند در دنیای پیچیده و متغیر امروز، با دیگران ارتباطی مؤثر برقرار کنند. #هادی_خانیکی در سخنان خود به این نکته اشاره کرد که در دنیای معاصر، فناوریهای ارتباطی نقش تعیینکنندهای دارند، اما این فناوریها بهتنهایی نمیتوانند گفتوگوهای سازنده و مؤثر را تضمین کنند. بلکه، برای موفقیت در برقراری ارتباط، افراد باید از توانش ارتباطی خود استفاده کنند تا در این فرآیند، بهرسمیت شناختن دیگران، تفاهم و احترام متقابل را در اولویت قرار دهند. متن کامل گزارش
Forwarded from آنسو | AnSoo
دربارهٔ_درآغوشگیری_و_دربرگیری،_بودن_و_رؤیاپردازی.pdf
365.9 KB
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from انجمن علمی مطالعات فرهنگی و رسانه
توانش ارتباطی در جهان گفتگو.pdf
137.5 KB
📌 چرا میخواهیم گفتگو کنیم، اما نمیتوانیم؟
#باهم_بخوانیم
✏️ یادداشتِ «توانش ارتباطی در جهان گفتگو» از دکتر هادی خانیکی، منبعی تکمیلی برای فهم عمیقتر درسگفتار ایشان در سلسله نشستهای زیست ارتباطی در جهان معاصر است.
#زیست_ارتباطی_در_جهان_معاصر
#دکتر_هادی_خانیکی
#انجمن_علمی_مطالعات_فرهنگی_و_رسانه
@mcs_atu
#باهم_بخوانیم
✏️ یادداشتِ «توانش ارتباطی در جهان گفتگو» از دکتر هادی خانیکی، منبعی تکمیلی برای فهم عمیقتر درسگفتار ایشان در سلسله نشستهای زیست ارتباطی در جهان معاصر است.
#زیست_ارتباطی_در_جهان_معاصر
#دکتر_هادی_خانیکی
#انجمن_علمی_مطالعات_فرهنگی_و_رسانه
@mcs_atu
Forwarded from مدرسه معارف علامه طباطبایی
آخرين روزهای حضورِ آقا بود.
از ایشان پرسید: در چه مقامی هستید؟
فرمودند: مقام تکلّم.
سوالش را ادامه داد: با چه کسی؟
آقا فرمود: با حق.
💠بخشی از کتاب صد روایت از زندگی علامه طباطبایی(ره)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
٢۴ آبان، سالروز درگذشت فرزانهای فرهیخته و عارفی کامل است که عمر خود را، برای شکوفایی معارف دینی و گسترش آن در جامعه انسانی هدیه نموده و با گذر از دانه و دام دنیایی، سبکبال با توشهای گرانسنگ چون تفسیرالمیزان، به سوی یار پرکشید.
💠جهت شادی روح ایشان
صلـــــــوات و فاتحـــــــهای
عنایـــــــت بفـــــرماییــــــد.
#در_مكتب_علامه_طباطبايى
#روایت
@Allaamehwisdom
از ایشان پرسید: در چه مقامی هستید؟
فرمودند: مقام تکلّم.
سوالش را ادامه داد: با چه کسی؟
آقا فرمود: با حق.
💠بخشی از کتاب صد روایت از زندگی علامه طباطبایی(ره)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
٢۴ آبان، سالروز درگذشت فرزانهای فرهیخته و عارفی کامل است که عمر خود را، برای شکوفایی معارف دینی و گسترش آن در جامعه انسانی هدیه نموده و با گذر از دانه و دام دنیایی، سبکبال با توشهای گرانسنگ چون تفسیرالمیزان، به سوی یار پرکشید.
💠جهت شادی روح ایشان
صلـــــــوات و فاتحـــــــهای
عنایـــــــت بفـــــرماییــــــد.
#در_مكتب_علامه_طباطبايى
#روایت
@Allaamehwisdom
Forwarded from انجمن علمی مطالعات صلح ایران
سومین نشست گروه صلح و علوم تجربی انجمن علمی مطالعات صلح ایران
مغز صلح جو: پیوند علوم اعصاب با همدلی و آرامش اجتماعی
سخنران:
دکتر زهرا مالکی
کاردرمانگر
مدیر مجموعه کودک و توانبخشی مهر
مدیر نشست: صدیقه بابایی
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۲۰
در گوگل میت: meet.google.com/okv-ibyk-eef
https://t.me/ipsan
مغز صلح جو: پیوند علوم اعصاب با همدلی و آرامش اجتماعی
سخنران:
دکتر زهرا مالکی
کاردرمانگر
مدیر مجموعه کودک و توانبخشی مهر
مدیر نشست: صدیقه بابایی
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۲۰
در گوگل میت: meet.google.com/okv-ibyk-eef
https://t.me/ipsan
اصل تهذیب احترامِ آدم است....
خود و دیگری در اندیشه اقبال لاهوری
📝محمدرضا لبیب
مسئلهی نسبت «خود» و «دیگری» از مسائل فلسفی در اندیشهی مدرن است. در اندیشهی اقبال لاهوری، مفهوم «خودی» نه تنها محور نظام فکری او بلکه کلید فهم رابطهی انسان با خدا، جهان و دیگری است. اقبال در آثار فارسی خویش، بهویژه در اسرار خودی و رموز بیخودی، تصویری از انسان ارائه میدهد که «خود» را در سیر تعالی و در نسبت دیالکتیکی با «دیگری» معنا میکند. در این نوشتار، با روش تحلیلی-توصیفی و بر پایهی آثار فارسی اقبال، نشان داده میشود که نسبت خود و دیگری در فلسفهی اقبال نه تقابلگرایانه بلکه تکاملگرایانه است: «دیگری» شرط شکوفایی و فعلیت یافتن «خود» است.
محمد اقبال لاهوری (۱۸۷۷–۱۹۳۸م) در زمرهی متفکرانی است که کوشیدند با تکیه بر سنت اسلامی و بهرهگیری از اندیشهی مدرن، طرحی نو از انسان و هستی عرضه کنند. او در آثار منظوم فارسی خود، بهویژه اسرار خودی (۱۹۱۵) و رموز بیخودی(1918)، نظریهای وجودی از انسان بنا مینهد که بر محور «خودی» استوار است. اقبال در برابر بحرانهای هویت انسان مسلمان در دوران استعمار و مدرنیته، «خود» را بنیاد بازسازی دینی و فرهنگی میداند. اما این خود در انزوا معنا نمییابد، بلکه در ارتباط فعال با دیگری؛ خواه خدا، جامعه یا انسان دیگربه کمال میرسد. پرسش اصلی این نوشتار آن است که نسبت میان خود و دیگری در اندیشهی اقبال چگونه تبیین میشود و این نسبت چه دلالتهای فلسفی و اخلاقی دارد.
اقبال در اسرار خودی، خودی را «ذاتِ آگاه و خلاق انسان» میداند. او میگوید:
خودی را چون ز نور او خبر نیست / ندانستی که او جز جلوهگر نیست
خودی، در معنای اقبالی، نیروی درونیِ حیات و آفرینندگی است؛ امری الهی در انسان که در فرایند سیر و صعود از مرتبهی طبیعت به مرتبهی الهی به فعلیت میرسد. خودی، در بنیاد، امری نسبی و پویاست؛ از اینرو در تنهایی و بیدیگری به ایستایی میرسد.
در رموز بیخودی، اقبال از مرحلهای سخن میگوید که انسان از خودیتِ فردی به «بیخودی» اجتماعی میرسد؛ یعنی خود را در خدمت کلّی بزرگتر درمییابد. «بیخودی» در این معنا، از خودبیگانگی نیست بلکه «تعالیِ خود» است.
او در این اثر میگوید:
خودی در بند خود نتواند زیست / که بیدیگر، وجودش ناپدید است
در اینجا، «دیگری» همان «جماعت»، «امت» یا «خدا»ست که بدون آن، خودی معنا و استمرار نمییابد.
در منظومهی فکری اقبال، احترام به انسان نه یک فضیلت اخلاقی صرف، بلکه امری وجودی و الهی است. او انسان را موجودی میداند که باید از بند تقلید و انفعال رها شود تا «خودی» خویش را بشناسد و به مقام «خلیفةاللهی» برسد. این نگاه، در سراسر آثارش، با تأکید بر کرامت ذاتی انسان و مسئولیت او در برابر خود و جامعه حضور دارد.
«گر خودی گم کرد، گم گردد جهان»
در نگاه وی «احترام به انسان» در اصل، احترام به حقیقت خودآگاه و خلاق اوست؛ انسانی که شأنش به اندازهای است که بیاعتنایی به او، بیاعتنایی به روح الهی در خویش است.
اما در رموز بیخودی، اقبال مرحلهی دوم را طرح میکند: انسانِ کاملِ خودی، باید خود را در خدمت جامعه و امت قرار دهد. احترام به انسان دیگر، نتیجهی طبیعی رشد خودی است؛ زیرا انسانِ بیدارشده میفهمد که شأن او بدون شأن دیگران بیمعناست.
اقبال، کرامت انسان را بر سه پایه استوار میبیند: آگاهی از خویشتن، آزادی در اراده، و خدمت به جمع. از نظر او، انسانی که به خود و دیگران احترام میگذارد، در حقیقت به ارادهی خداوند در خویش حرمت مینهد.
برتر از گردون مقام آدم است
اصل تهذیب احترام آدم است
باید توجه داشت که در اندیشهی اقبال، عشق نیروی پیونددهندهی خود و دیگری است.
ادامۀ یادداشت را میتوانید در روزنامۀ اعتماد بخوانید.
@Dialogeschool
@bashgahandishe
خود و دیگری در اندیشه اقبال لاهوری
📝محمدرضا لبیب
مسئلهی نسبت «خود» و «دیگری» از مسائل فلسفی در اندیشهی مدرن است. در اندیشهی اقبال لاهوری، مفهوم «خودی» نه تنها محور نظام فکری او بلکه کلید فهم رابطهی انسان با خدا، جهان و دیگری است. اقبال در آثار فارسی خویش، بهویژه در اسرار خودی و رموز بیخودی، تصویری از انسان ارائه میدهد که «خود» را در سیر تعالی و در نسبت دیالکتیکی با «دیگری» معنا میکند. در این نوشتار، با روش تحلیلی-توصیفی و بر پایهی آثار فارسی اقبال، نشان داده میشود که نسبت خود و دیگری در فلسفهی اقبال نه تقابلگرایانه بلکه تکاملگرایانه است: «دیگری» شرط شکوفایی و فعلیت یافتن «خود» است.
محمد اقبال لاهوری (۱۸۷۷–۱۹۳۸م) در زمرهی متفکرانی است که کوشیدند با تکیه بر سنت اسلامی و بهرهگیری از اندیشهی مدرن، طرحی نو از انسان و هستی عرضه کنند. او در آثار منظوم فارسی خود، بهویژه اسرار خودی (۱۹۱۵) و رموز بیخودی(1918)، نظریهای وجودی از انسان بنا مینهد که بر محور «خودی» استوار است. اقبال در برابر بحرانهای هویت انسان مسلمان در دوران استعمار و مدرنیته، «خود» را بنیاد بازسازی دینی و فرهنگی میداند. اما این خود در انزوا معنا نمییابد، بلکه در ارتباط فعال با دیگری؛ خواه خدا، جامعه یا انسان دیگربه کمال میرسد. پرسش اصلی این نوشتار آن است که نسبت میان خود و دیگری در اندیشهی اقبال چگونه تبیین میشود و این نسبت چه دلالتهای فلسفی و اخلاقی دارد.
اقبال در اسرار خودی، خودی را «ذاتِ آگاه و خلاق انسان» میداند. او میگوید:
خودی را چون ز نور او خبر نیست / ندانستی که او جز جلوهگر نیست
خودی، در معنای اقبالی، نیروی درونیِ حیات و آفرینندگی است؛ امری الهی در انسان که در فرایند سیر و صعود از مرتبهی طبیعت به مرتبهی الهی به فعلیت میرسد. خودی، در بنیاد، امری نسبی و پویاست؛ از اینرو در تنهایی و بیدیگری به ایستایی میرسد.
در رموز بیخودی، اقبال از مرحلهای سخن میگوید که انسان از خودیتِ فردی به «بیخودی» اجتماعی میرسد؛ یعنی خود را در خدمت کلّی بزرگتر درمییابد. «بیخودی» در این معنا، از خودبیگانگی نیست بلکه «تعالیِ خود» است.
او در این اثر میگوید:
خودی در بند خود نتواند زیست / که بیدیگر، وجودش ناپدید است
در اینجا، «دیگری» همان «جماعت»، «امت» یا «خدا»ست که بدون آن، خودی معنا و استمرار نمییابد.
در منظومهی فکری اقبال، احترام به انسان نه یک فضیلت اخلاقی صرف، بلکه امری وجودی و الهی است. او انسان را موجودی میداند که باید از بند تقلید و انفعال رها شود تا «خودی» خویش را بشناسد و به مقام «خلیفةاللهی» برسد. این نگاه، در سراسر آثارش، با تأکید بر کرامت ذاتی انسان و مسئولیت او در برابر خود و جامعه حضور دارد.
«گر خودی گم کرد، گم گردد جهان»
در نگاه وی «احترام به انسان» در اصل، احترام به حقیقت خودآگاه و خلاق اوست؛ انسانی که شأنش به اندازهای است که بیاعتنایی به او، بیاعتنایی به روح الهی در خویش است.
اما در رموز بیخودی، اقبال مرحلهی دوم را طرح میکند: انسانِ کاملِ خودی، باید خود را در خدمت جامعه و امت قرار دهد. احترام به انسان دیگر، نتیجهی طبیعی رشد خودی است؛ زیرا انسانِ بیدارشده میفهمد که شأن او بدون شأن دیگران بیمعناست.
اقبال، کرامت انسان را بر سه پایه استوار میبیند: آگاهی از خویشتن، آزادی در اراده، و خدمت به جمع. از نظر او، انسانی که به خود و دیگران احترام میگذارد، در حقیقت به ارادهی خداوند در خویش حرمت مینهد.
برتر از گردون مقام آدم است
اصل تهذیب احترام آدم است
باید توجه داشت که در اندیشهی اقبال، عشق نیروی پیونددهندهی خود و دیگری است.
ادامۀ یادداشت را میتوانید در روزنامۀ اعتماد بخوانید.
@Dialogeschool
@bashgahandishe
روزنامه اعتماد
ديالكتيك خود
محمدرضا لبيب
Forwarded from انجمن علمی مطالعات صلح ایران
فایل صوتی
سومین نشست گروه صلح و علوم تجربی انجمن علمی مطالعات صلح ایران
مغز صلح جو: پیوند علوم اعصاب با همدلی و آرامش اجتماعی
سخنران:
دکتر زهرا مالکی
کاردرمانگر
مدیر مجموعه کودک و توانبخشی مهر
مدیر نشست: صدیقه بابایی
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
https://t.me/ipsan
سومین نشست گروه صلح و علوم تجربی انجمن علمی مطالعات صلح ایران
مغز صلح جو: پیوند علوم اعصاب با همدلی و آرامش اجتماعی
سخنران:
دکتر زهرا مالکی
کاردرمانگر
مدیر مجموعه کودک و توانبخشی مهر
مدیر نشست: صدیقه بابایی
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
https://t.me/ipsan
مدارا و اخلاقِ جهانی
گزارشی از سخنان اخیر عبدالکریم سروش
در دانشگاه فنی دلفت هنر درباره عدالت، رواداری و مدارا
📝سمیه متقی
دبیر گروه سیاست روزنامه هممیهن
....همه حرف من این است که رواداری به معنای تحمل نیست بلکه به این معناست که دیگری به اندازه من حق دارد آنطور که هست و میاندیشد باشد نه اینکه من حق ندارم با او وارد گفتوگو شوم؛ میتوانیم گفتوگو کنیم، طرف را اقناع کنیم و با او مخالفت کنیم اما مهم آن است که او هم به اندازه من حق دارد و آنچه بر خود نمیپسندیم برای دیگران هم نپسندیم....
متن کامل را اینجا بخوانید
@Dialogeschool
@bashgahandishe
گزارشی از سخنان اخیر عبدالکریم سروش
در دانشگاه فنی دلفت هنر درباره عدالت، رواداری و مدارا
📝سمیه متقی
دبیر گروه سیاست روزنامه هممیهن
....همه حرف من این است که رواداری به معنای تحمل نیست بلکه به این معناست که دیگری به اندازه من حق دارد آنطور که هست و میاندیشد باشد نه اینکه من حق ندارم با او وارد گفتوگو شوم؛ میتوانیم گفتوگو کنیم، طرف را اقناع کنیم و با او مخالفت کنیم اما مهم آن است که او هم به اندازه من حق دارد و آنچه بر خود نمیپسندیم برای دیگران هم نپسندیم....
متن کامل را اینجا بخوانید
@Dialogeschool
@bashgahandishe
❤1
Forwarded from باشگاه اندیشه
.
فهم جهانهای دیگر:
علوم اجتماعی و صداهای خاموش
گروه علمی تخصصی ارتباطات شنیداری با همکاری مدرسهٔ مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه برگزار میکند:
📌رونمایی از پادکست «گوش باش»
کاری از گروه علمی تخصصی ارتباطات شنیداری
📌میزبان
زهراسادات چلنگر
(دکترای ارتباطات، پژوهشگر و دبیر گروه ارتباطات شنیداری)
📌با حضورِ
دکتر مسعود کوثری
(عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و مدیر گروه ارتباطات شنیداری)
و
امیرحسین کامرانی، سپهر زنگنه، آریاناز برجی، تینا آقاعلی و پریا علیپور
(گروه تولید و اجرای پادکست «مربع»)
زمان: پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۴
ساعت ۱۶ تا ۱۸
مکان: باشگاه اندیشه
نشانی: خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
@bashgahandishe
@Dialogeschool
ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
فهم جهانهای دیگر:
علوم اجتماعی و صداهای خاموش
گروه علمی تخصصی ارتباطات شنیداری با همکاری مدرسهٔ مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه برگزار میکند:
📌رونمایی از پادکست «گوش باش»
کاری از گروه علمی تخصصی ارتباطات شنیداری
📌میزبان
زهراسادات چلنگر
(دکترای ارتباطات، پژوهشگر و دبیر گروه ارتباطات شنیداری)
📌با حضورِ
دکتر مسعود کوثری
(عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و مدیر گروه ارتباطات شنیداری)
و
امیرحسین کامرانی، سپهر زنگنه، آریاناز برجی، تینا آقاعلی و پریا علیپور
(گروه تولید و اجرای پادکست «مربع»)
زمان: پنجشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۴
ساعت ۱۶ تا ۱۸
مکان: باشگاه اندیشه
نشانی: خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
@bashgahandishe
@Dialogeschool
ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
Forwarded from انجمن علمی مطالعات صلح ایران
نهمین نشست گروه صلح و گردشگری انجمن علمی مطالعات صلح ایران
چگونه امکان گفت و گو در فضاهای عمومی شهری را فراهم کنیم؟
سخنران: مجتبی گیوه چی
پژوهشگر مطالعات شهری، مدیر مکتب بافت مشهد
مدیر نشست: میترا قدمخیر
روان درمانگر و کنشگر فرهنگی
چهارشنبه 12 آذر۱۴۰۴ ساعت۲۰
لینک ورود به جلسه آنلاین
https://meet.google.com/rnz-cdih-vve
ورود برای عموم رایگان و آزاد است.
https://t.me/ipsan
چگونه امکان گفت و گو در فضاهای عمومی شهری را فراهم کنیم؟
سخنران: مجتبی گیوه چی
پژوهشگر مطالعات شهری، مدیر مکتب بافت مشهد
مدیر نشست: میترا قدمخیر
روان درمانگر و کنشگر فرهنگی
چهارشنبه 12 آذر۱۴۰۴ ساعت۲۰
لینک ورود به جلسه آنلاین
https://meet.google.com/rnz-cdih-vve
ورود برای عموم رایگان و آزاد است.
https://t.me/ipsan
Forwarded from تقریرات
🔸دوگانهٔ پایانناپذیر سیستانی-ساچادینا
دکتر عبدالعزیز ساچادینا؛ شاگرد نامدار علی شریعتی و استاد برجسته مطالعات اسلامی در دانشگاههای آمریکا در سن 83 سالگی درگذشت. او که از شیعیان هندیتبار متولد تانزانیا بود، در اواسط دهه شصت میلادی مدتی در دانشگاه فردوسی درس خواند و علی شریعتی و جلالالدین آشتیانی از استادانش بودند.
در دوران تدریس و پژوهش در غرب نیز او از مؤلفان پرکار در زمینه مطالعات اسلامی بود. اما آنچه که نام او را بیشتر بر سر زبانها انداخت، بروز تنش میان او و آیتالله سیستانی بود که با چند دیدار جنجالی در نجف در سال 1998 آغاز شد، با نامه تند آیتالله علیه او اوج گرفت و با توبهنامه و عذرخواهی او در سال 2023 پایان یافت.
آقای سیستانی به رساله دکتری ساچادینا درباره مهدویت که با نام «مهدویت در اسلام» منتشر شده بود، نقدهای جدی داشت و آن را متاثر از آرای شرقشناسان غیر مسلمان میدانست. او همچنین معتقد بود که سخنان ساچادینا در دفاع از پلورالیسم و پذیرش ادیان ابراهیمی، منجر به تضعیف اسلام در غرب میشود. ساچادینا در گزارشی که از گفتگوهای تنشآلود خود با آقای سیستانی در سال 1998 نوشته، از انتقادهای مرجع بزرگ شیعه نسبت به رویکردهای لیبرالیستی دولت محمد خاتمی در ابتدای این دولت سخن گفته است. او نوشته که حتی ترجمه کتاب آیتالله ابراهیم امینی درباره مهدویت نیز که با تقدیر آیتالله صافی گلپایگانی مواجه شد، موجب رضایت آیتالله سیستانی نشده و او معتقد بوده که این ترجمه یک اقدام سیاسی بوده است. از نظر آقای سیستانی، تحلیل ساچادینا از مهدویت، همسانسازی امام دوازدهم با مسیح مورد نظر مسیحیان بوده و شیفتگی ساچادینا به همزیستی و تکثرگرایی موجب تضعیف اسلام نسبت به دو دین ابراهیمی دیگر میشود. ساچادینا بعدها در گفتگویی تاکید کرد مخاطب کتابش آکادمیسینهای غربی بوده و او قصد داشته نگاه منفی مستشرقان نسبت به مهدویت را اصلاح کند و ناچار بوده که بیطرفانه نظر دهد تا مورد قبول مخاطبان خاص خود قرار گیرد. یکی دیگر از نقدهای آقای سیستانی، درباره یک سخنرانی ساچادینا بوده که نظر آیتالله خوئی درباره بردهداری را بیان کرده بود. آقای سیستانی گفته که من هم منتقد برخی دیدگاههای استادم بودم، ولی احترام ایشان را حفظ کرده و نقدهایم را علنی نکردم، اما لحن شما نسبت به ایشان توهینآمیز بوده است. دکتر ساچادینا نیز پاسخ داده که قصد داشته برای مخاطبان امروزی در غرب، موضع اسلام درباره بردهداری را توضیح دهد و قصد توهین نداشته است.
در این دیدارها آقای سیستانی از ساچادینا میخواهد که تعهد کتبی دهد که دیگر درباره مسائل مذهبی سخنرانی نخواهد کرد. شکست این مذاکرت منجر به موضعگیری علنی دفتر آیتالله شد و از خوجههای شیعه مقیم کانادا خواست دیگر از ساچادینا برای سخنرانی مذهبی دعوت نکنند و پاسخ سوالات اعتقادی خود را از او نخواهند، چراکه او برداشتهای نادرست و ناسازگار با موازین شرعی و علمی دارد و سخنانش موجب تشویش اذهان مؤمنین میشود.
ربع قرن پس از این تنش، در تابستان 2023 ساچادینا که دچار بیماری لاعلاج شده بود، نامهای به دفتر آیتالله نوشت و از او عذرخواهی کرد و گفت که از مواضع خود پشیمان شده است. دفتر آیتالله سیستانی هم از قول او پاسخ داد که امیدوار است ساچادینا پس از بهبودی، مواضع نادرست خود را جبران کند.
تجربه این دوگانه که در عالیترین سطوح حوزوی و دانشگاهی رخ داد، نشان میدهد که شیعیان به عنوان یک اقلیت در جهان اسلام و غرب، راه دشواری برای ایجاد توازن داخلی و مواجهه با «دیگری»های خود در پیش رو دارد. نگرانی عمده آقای سیستانی، استفاده از تریبون مجالس مذهبی برای ترویج تکثرگرایی و مدارای خطرساز برای هویت دینی بوده است. شاید از همین روست که در سالهای اخیر، نگرانی نسبت به افزایش تعداد سخنرانان غیر روحانی در مجالس مذهبی بیشتر شده است. مدافعان تقویت هویت دینی معتقدند که سخنرانان غیر روحانی و غیر حوزوی به شکل ناخواستهای نسبت به تقویت هویتی دغدغهمند نیستند و جایگاه روحانیت را تضعیف میکنند. البته این نگرانی در دهههای گذشته نیز سابقه داشته و امام خمینی و آیتالله یوسف صانعی نیز با امامت افراد غیر روحانی در نمازهای جماعت مخالف بودند. آیتالله مکارم نیز چند سال پیش گفت سخنرانان غیر روحانی نباید به جایگاه روحانیون در منابر لطمه بزنند. یکی از دلایل خشم روحانیون و مداحان و طیف مذهبی هیأتی از مواضع دکتر عبدالرحیم سلیمانی نیز ادامه تلبس او به لباس روحانیت است و معتقدند این وضعیت به مشروعیتبخشی این لباس لطمه میزند. در دو دهه اخیر نیز مدیریت حوزه علمیه قوانین سختگیرانهتری برای صدور اجازه استفاده از لباس روحانیت وضع کرده تا بر حساسیت تریبون منبر و لباس خاص روحانیت تأکید کند.
📸عکس: ساچادینا با کلاه و لباس محلی، سال 1967 در کنار شریعتی و دیگر شاگردان او
@taqriraat
دکتر عبدالعزیز ساچادینا؛ شاگرد نامدار علی شریعتی و استاد برجسته مطالعات اسلامی در دانشگاههای آمریکا در سن 83 سالگی درگذشت. او که از شیعیان هندیتبار متولد تانزانیا بود، در اواسط دهه شصت میلادی مدتی در دانشگاه فردوسی درس خواند و علی شریعتی و جلالالدین آشتیانی از استادانش بودند.
در دوران تدریس و پژوهش در غرب نیز او از مؤلفان پرکار در زمینه مطالعات اسلامی بود. اما آنچه که نام او را بیشتر بر سر زبانها انداخت، بروز تنش میان او و آیتالله سیستانی بود که با چند دیدار جنجالی در نجف در سال 1998 آغاز شد، با نامه تند آیتالله علیه او اوج گرفت و با توبهنامه و عذرخواهی او در سال 2023 پایان یافت.
آقای سیستانی به رساله دکتری ساچادینا درباره مهدویت که با نام «مهدویت در اسلام» منتشر شده بود، نقدهای جدی داشت و آن را متاثر از آرای شرقشناسان غیر مسلمان میدانست. او همچنین معتقد بود که سخنان ساچادینا در دفاع از پلورالیسم و پذیرش ادیان ابراهیمی، منجر به تضعیف اسلام در غرب میشود. ساچادینا در گزارشی که از گفتگوهای تنشآلود خود با آقای سیستانی در سال 1998 نوشته، از انتقادهای مرجع بزرگ شیعه نسبت به رویکردهای لیبرالیستی دولت محمد خاتمی در ابتدای این دولت سخن گفته است. او نوشته که حتی ترجمه کتاب آیتالله ابراهیم امینی درباره مهدویت نیز که با تقدیر آیتالله صافی گلپایگانی مواجه شد، موجب رضایت آیتالله سیستانی نشده و او معتقد بوده که این ترجمه یک اقدام سیاسی بوده است. از نظر آقای سیستانی، تحلیل ساچادینا از مهدویت، همسانسازی امام دوازدهم با مسیح مورد نظر مسیحیان بوده و شیفتگی ساچادینا به همزیستی و تکثرگرایی موجب تضعیف اسلام نسبت به دو دین ابراهیمی دیگر میشود. ساچادینا بعدها در گفتگویی تاکید کرد مخاطب کتابش آکادمیسینهای غربی بوده و او قصد داشته نگاه منفی مستشرقان نسبت به مهدویت را اصلاح کند و ناچار بوده که بیطرفانه نظر دهد تا مورد قبول مخاطبان خاص خود قرار گیرد. یکی دیگر از نقدهای آقای سیستانی، درباره یک سخنرانی ساچادینا بوده که نظر آیتالله خوئی درباره بردهداری را بیان کرده بود. آقای سیستانی گفته که من هم منتقد برخی دیدگاههای استادم بودم، ولی احترام ایشان را حفظ کرده و نقدهایم را علنی نکردم، اما لحن شما نسبت به ایشان توهینآمیز بوده است. دکتر ساچادینا نیز پاسخ داده که قصد داشته برای مخاطبان امروزی در غرب، موضع اسلام درباره بردهداری را توضیح دهد و قصد توهین نداشته است.
در این دیدارها آقای سیستانی از ساچادینا میخواهد که تعهد کتبی دهد که دیگر درباره مسائل مذهبی سخنرانی نخواهد کرد. شکست این مذاکرت منجر به موضعگیری علنی دفتر آیتالله شد و از خوجههای شیعه مقیم کانادا خواست دیگر از ساچادینا برای سخنرانی مذهبی دعوت نکنند و پاسخ سوالات اعتقادی خود را از او نخواهند، چراکه او برداشتهای نادرست و ناسازگار با موازین شرعی و علمی دارد و سخنانش موجب تشویش اذهان مؤمنین میشود.
ربع قرن پس از این تنش، در تابستان 2023 ساچادینا که دچار بیماری لاعلاج شده بود، نامهای به دفتر آیتالله نوشت و از او عذرخواهی کرد و گفت که از مواضع خود پشیمان شده است. دفتر آیتالله سیستانی هم از قول او پاسخ داد که امیدوار است ساچادینا پس از بهبودی، مواضع نادرست خود را جبران کند.
تجربه این دوگانه که در عالیترین سطوح حوزوی و دانشگاهی رخ داد، نشان میدهد که شیعیان به عنوان یک اقلیت در جهان اسلام و غرب، راه دشواری برای ایجاد توازن داخلی و مواجهه با «دیگری»های خود در پیش رو دارد. نگرانی عمده آقای سیستانی، استفاده از تریبون مجالس مذهبی برای ترویج تکثرگرایی و مدارای خطرساز برای هویت دینی بوده است. شاید از همین روست که در سالهای اخیر، نگرانی نسبت به افزایش تعداد سخنرانان غیر روحانی در مجالس مذهبی بیشتر شده است. مدافعان تقویت هویت دینی معتقدند که سخنرانان غیر روحانی و غیر حوزوی به شکل ناخواستهای نسبت به تقویت هویتی دغدغهمند نیستند و جایگاه روحانیت را تضعیف میکنند. البته این نگرانی در دهههای گذشته نیز سابقه داشته و امام خمینی و آیتالله یوسف صانعی نیز با امامت افراد غیر روحانی در نمازهای جماعت مخالف بودند. آیتالله مکارم نیز چند سال پیش گفت سخنرانان غیر روحانی نباید به جایگاه روحانیون در منابر لطمه بزنند. یکی از دلایل خشم روحانیون و مداحان و طیف مذهبی هیأتی از مواضع دکتر عبدالرحیم سلیمانی نیز ادامه تلبس او به لباس روحانیت است و معتقدند این وضعیت به مشروعیتبخشی این لباس لطمه میزند. در دو دهه اخیر نیز مدیریت حوزه علمیه قوانین سختگیرانهتری برای صدور اجازه استفاده از لباس روحانیت وضع کرده تا بر حساسیت تریبون منبر و لباس خاص روحانیت تأکید کند.
📸عکس: ساچادینا با کلاه و لباس محلی، سال 1967 در کنار شریعتی و دیگر شاگردان او
@taqriraat
❤2
Forwarded from کانون گفتوگو
🔹️پویش گفتوگویاری به استان مازندران، شهر آمل، رسید
بعد از برگزاری کارگاه پرورش راهنمای گفتوگو در استانهای تهران و فارس اینبار در جمع علاقمندان به کارگاه پرورش راهنمای گفتوگو در استان مازندران شهر آمل خواهیم بود.
کانون گفتوگو با حمایت معاونت ریاست جمهوری در امور زنان و خانواده پویش گفتوگویاری (برگزاری کارگاههای پرورش راهنمای گفتوگو) را در سال ۱۴۰۴ در شش استان کشور برگزار خواهد کرد.
کارگاه پرورش راهنمای گفتوگو سه دورۀ ۴ روزه (جمعا ۱۲ روز- ۹۶ ساعت) است.
تاریخ دورۀ اول در شهر آمل پنجشنبه و جمعه:
۱۶ و ۱۷ و ۲۳ و ۲۴ بهمن ماه
ساعت : ۸:۳۰ لغایت ۱۶:۳۰
تاریخ دورهی دوم و سوم متعاقبا اعلام می شود.
فرم ثبت نام:
https://forms.gle/nTTtztjMvmFYgj1F8
📌لطفا این دوره را با علاقمندان به حوزه گفتوگو، معلمان و آموزشگرانی که میشناسید به اشتراک بگذارید.
🆔️ @dialoguecenter
بعد از برگزاری کارگاه پرورش راهنمای گفتوگو در استانهای تهران و فارس اینبار در جمع علاقمندان به کارگاه پرورش راهنمای گفتوگو در استان مازندران شهر آمل خواهیم بود.
کانون گفتوگو با حمایت معاونت ریاست جمهوری در امور زنان و خانواده پویش گفتوگویاری (برگزاری کارگاههای پرورش راهنمای گفتوگو) را در سال ۱۴۰۴ در شش استان کشور برگزار خواهد کرد.
کارگاه پرورش راهنمای گفتوگو سه دورۀ ۴ روزه (جمعا ۱۲ روز- ۹۶ ساعت) است.
تاریخ دورۀ اول در شهر آمل پنجشنبه و جمعه:
۱۶ و ۱۷ و ۲۳ و ۲۴ بهمن ماه
ساعت : ۸:۳۰ لغایت ۱۶:۳۰
تاریخ دورهی دوم و سوم متعاقبا اعلام می شود.
فرم ثبت نام:
https://forms.gle/nTTtztjMvmFYgj1F8
📌لطفا این دوره را با علاقمندان به حوزه گفتوگو، معلمان و آموزشگرانی که میشناسید به اشتراک بگذارید.
🆔️ @dialoguecenter
Forwarded from MMMojahedi 🍀 محمدمهدی مجاهدی (🍀 MMMojahedi)
توافقهای کثرتپذیرانه به جای اجماعجویی
آنچه معمولا به اجماعسازی یا وحدت کلمه مشهور شده است، لغزشگاه بسیاری از نیخههای خروج از بحران و الگوهای توسعه یا دگرگونی سیاسی و اجتماعی بوده است.
درست همانطور که وحدتِ پیشفرضهای معرفتی و اخلاقی و حقوقی نه شرط گفتوگو، بلکه یکی از نتایج محتمل آن است، اجماع و وحدت کلمه هم نه شرط توسعه و دگرگونی سیاسی و اجتماعی، بلکه صرفاً یکی از پیامدهای جانبی و محتمل آن است.
امروزه به پشتوانه و گواهی مطالعات نظری و تجربی، بهروشنی آشکار شده است، بهویژه در مواجهه با وضعیتهای بغرنج مانند وضعی که چندی است گریبانگیر ماست، نه شایسته و نه بایسته است و نه اغلب شدنی که اجماعسازی و در انداختن وحدت کلمه را پیششرط یا مقدمه یا روش یا هدف پیشینی برای پیچیدن نسخههای خروج از بحران یا طراحی الگوی توسعه یا دگرگونیهای سیاسی و اجتماعی بگیریم، به چند دلیل:
۱. اجماعسازی، ناگزیر، کثرتستیز یا کثرتگریز است نه کثرتپذیر، در حالی که توسعه در مقیاس ملی و دگرگونیهای سیاسی و اجتماعی بزرگ در جوامع پیچیدهی امروزی ناگزیر باید به گستردهترین معنای ممکن کثرتپذیر باشند تا اولاً شدنی و ثانیاً عادلانه و ثالثاً پایدار باشند.
آیا همین اصل کثرتپذیری نباید یا نمیتواند همان اصلی باشد که باید با وحدت کلمه بر آن اجماع کرد؟
خیر! این برداشت یک لغزش ذهنی دیگر ناشی از اشتراک لفظ است. چون اصل کثرتپذیری یک اصل صوری/دستوری و شکلی است، ولی موضوع و متعلَّق اجماع و وحدت کلمهی مورد بحثْ اصول مادی و محتوایی است.
برای تقریب به ذهن، به تعبیر آیزایا برلین، کثرتپذیری صوری/دستوری و شکلی همارز آزادی منفی یا «آزادی از» است، در حالی که اجماع و وحدت کلمهی ادعایی همارز آزادی مثبت یا «آزادی برای» است.
۲. دلیل دیگر این که اجماع همیشه مستلزم ارجاع و استناد به مفروضات پیشین است، در حالی که مواجههی رهاییبخش یا حلمسألهای با وضعیتهای بغرنج مستلزم عقلانیت فعال و نقاد و جسارتورزی برای فراروی از چارچوبهای گذشته و در میان آوردن اندیشهی تأسیسی است و اندیشهی تأسیسی چیزی شبیه ارتداد و دینگردانی است. اندیشهی تأسیسی به بیان مارتین هیدگر، مستلزم «سوگردانی» است. سوگردانی امری وجودی است نه قراردادی. در حالی که اجماع و وحدت کلمه امری نظری و اغلب اعتباری و قراردادی است.
۳. اجماعسازی و پاسداری از اجماع مزعوم مستلزم بر آمدن ساختاری برای اسکات صداها و اخفاء رایهای مزاحم است. یکی از سازِکارهای مهم، اگر نگوییم مهمترین سازِکار، برای پاکسازی و نابگرایی و خالصسازی و گزینشهای استصوابی و امثال این فجایع همین سودای اجماعسازی و حفاظت از اجماع مزعوم است، سازِکاری که مجالِ بسط آن اینجا نیست.
۴. اجماعجویی و اجماعخویی و وحدتکلمهخواهی در عمل خواهینخواهی یا به اصناف نخبهگرایی و مردمستیزی دگردیسی میکند یا سر از انواع عوامزدگی و عوامفریبی و مردمانگیزی در میآورد.
۵. به جای هدف گرفتن اجماع که به بیراهه میرود، باید کوششهای گفتوگویی برای کشف و حذف خطا و حلمسألههای مشترک معطوف به خیرات عمومی را محور توافقهای کثرتپذیرانه گرفت. از این رهگذر شاید برخی اجماعهای همپوشان، و نه کامل و تام، فراهم آید.
محمدمهدی مجاهدی
۲۴ بهمنماه ۱۴۰۴
@mmojahedi
آنچه معمولا به اجماعسازی یا وحدت کلمه مشهور شده است، لغزشگاه بسیاری از نیخههای خروج از بحران و الگوهای توسعه یا دگرگونی سیاسی و اجتماعی بوده است.
درست همانطور که وحدتِ پیشفرضهای معرفتی و اخلاقی و حقوقی نه شرط گفتوگو، بلکه یکی از نتایج محتمل آن است، اجماع و وحدت کلمه هم نه شرط توسعه و دگرگونی سیاسی و اجتماعی، بلکه صرفاً یکی از پیامدهای جانبی و محتمل آن است.
امروزه به پشتوانه و گواهی مطالعات نظری و تجربی، بهروشنی آشکار شده است، بهویژه در مواجهه با وضعیتهای بغرنج مانند وضعی که چندی است گریبانگیر ماست، نه شایسته و نه بایسته است و نه اغلب شدنی که اجماعسازی و در انداختن وحدت کلمه را پیششرط یا مقدمه یا روش یا هدف پیشینی برای پیچیدن نسخههای خروج از بحران یا طراحی الگوی توسعه یا دگرگونیهای سیاسی و اجتماعی بگیریم، به چند دلیل:
۱. اجماعسازی، ناگزیر، کثرتستیز یا کثرتگریز است نه کثرتپذیر، در حالی که توسعه در مقیاس ملی و دگرگونیهای سیاسی و اجتماعی بزرگ در جوامع پیچیدهی امروزی ناگزیر باید به گستردهترین معنای ممکن کثرتپذیر باشند تا اولاً شدنی و ثانیاً عادلانه و ثالثاً پایدار باشند.
آیا همین اصل کثرتپذیری نباید یا نمیتواند همان اصلی باشد که باید با وحدت کلمه بر آن اجماع کرد؟
خیر! این برداشت یک لغزش ذهنی دیگر ناشی از اشتراک لفظ است. چون اصل کثرتپذیری یک اصل صوری/دستوری و شکلی است، ولی موضوع و متعلَّق اجماع و وحدت کلمهی مورد بحثْ اصول مادی و محتوایی است.
برای تقریب به ذهن، به تعبیر آیزایا برلین، کثرتپذیری صوری/دستوری و شکلی همارز آزادی منفی یا «آزادی از» است، در حالی که اجماع و وحدت کلمهی ادعایی همارز آزادی مثبت یا «آزادی برای» است.
۲. دلیل دیگر این که اجماع همیشه مستلزم ارجاع و استناد به مفروضات پیشین است، در حالی که مواجههی رهاییبخش یا حلمسألهای با وضعیتهای بغرنج مستلزم عقلانیت فعال و نقاد و جسارتورزی برای فراروی از چارچوبهای گذشته و در میان آوردن اندیشهی تأسیسی است و اندیشهی تأسیسی چیزی شبیه ارتداد و دینگردانی است. اندیشهی تأسیسی به بیان مارتین هیدگر، مستلزم «سوگردانی» است. سوگردانی امری وجودی است نه قراردادی. در حالی که اجماع و وحدت کلمه امری نظری و اغلب اعتباری و قراردادی است.
۳. اجماعسازی و پاسداری از اجماع مزعوم مستلزم بر آمدن ساختاری برای اسکات صداها و اخفاء رایهای مزاحم است. یکی از سازِکارهای مهم، اگر نگوییم مهمترین سازِکار، برای پاکسازی و نابگرایی و خالصسازی و گزینشهای استصوابی و امثال این فجایع همین سودای اجماعسازی و حفاظت از اجماع مزعوم است، سازِکاری که مجالِ بسط آن اینجا نیست.
۴. اجماعجویی و اجماعخویی و وحدتکلمهخواهی در عمل خواهینخواهی یا به اصناف نخبهگرایی و مردمستیزی دگردیسی میکند یا سر از انواع عوامزدگی و عوامفریبی و مردمانگیزی در میآورد.
۵. به جای هدف گرفتن اجماع که به بیراهه میرود، باید کوششهای گفتوگویی برای کشف و حذف خطا و حلمسألههای مشترک معطوف به خیرات عمومی را محور توافقهای کثرتپذیرانه گرفت. از این رهگذر شاید برخی اجماعهای همپوشان، و نه کامل و تام، فراهم آید.
محمدمهدی مجاهدی
۲۴ بهمنماه ۱۴۰۴
@mmojahedi
👍1👎1
Forwarded from موسسه امام موسی صدر
🔹️دیداری تازه کنیم
روز سهشنبه ۲۸ بهمن ساعت ۱۵:۳۰ ، قبل از نشست، به تماشای مستند
گفتوگوی ربوده شده مینشینیم.
منتظر دیدارتان هستیم.
🆔 @imammoussasadr
🆔️ @dialoguecenter
روز سهشنبه ۲۸ بهمن ساعت ۱۵:۳۰ ، قبل از نشست، به تماشای مستند
گفتوگوی ربوده شده مینشینیم.
منتظر دیدارتان هستیم.
🆔 @imammoussasadr
🆔️ @dialoguecenter
Audio
✳️صوت نشست موسسه امام موسی صدر به مناسبت ۳۰ بهمن سالروز سخنرانی امام موسی صدر در کلیسای کپوشین بیروت و انتشار کتاب
راهی جز گفتوگو نیست؛
مبانی دین گفتوگویی در اندیشه و عمل امام موسی صدر
سخنرانان
📌دکتر رسول رسولی پور(نویسنده کتاب)
📌مهدی فیروزان
زمان: سه شنبه ۲۸ بهمن
🆔 @imammoussasadr
🆔 @dialoguecenter
راهی جز گفتوگو نیست؛
مبانی دین گفتوگویی در اندیشه و عمل امام موسی صدر
سخنرانان
📌دکتر رسول رسولی پور(نویسنده کتاب)
📌مهدی فیروزان
زمان: سه شنبه ۲۸ بهمن
🆔 @imammoussasadr
🆔 @dialoguecenter
Forwarded from جمهوری فلسفه و ادبیات
گذار نه! گسست: واسازی، هرمنویتیک سیاسی، و امکان فهم انتقادی وضعیت کنونی جامعۀ ایران
نویسنده: محمدرضا لبیب، پژوهشگر مطالعات دیالوگ
(توضیح: این یادداشت در تاریخ ۱۶ دی ۱۴۰۴ نوشته شده است، پیش از از دسترفتن آن همه جان بیگناه.)
چکیده:
یادداشت حاضر میکوشد، با اتخاذ رویکردی در هرمنویتیک سیاسی، وضعیت کنونی جامعۀ ایران را در نسبت با اعتراضات سالهای اخیر بهویژه اعتراضات ۱۴۰۴ تحلیل کند. فرض اصلی آن است که آنچه در ایران رخ میدهد، بیش از آنکه در چهارچوب «گذار»های تدریجی قابلفهم باشد، نشانۀ نوعی گسست معنایی و گفتمانی است؛ گسستی که زبان رسمی، نهادهای سیاسی، و روایتهای مشروعیتبخشِ مسلط دیگر قادر به تفسیر و مهار آن نیستند. در گام دوم، مفهوم «واسازی» در اندیشۀ ژاک دریدا با دقت مفهومی معرفی میشود و حدود و خطرهای کاربست آن در تحلیل اجتماعی مورد تأکید قرار میگیرد. نهایتاً استدلال میشود که واسازی نه بهعنوان نسخۀ برونرفت، بلکه بهمثابۀ رهیافتی برای فهم وضعیت، تعلیق دوگانههای مسلط، و گشودن امکانهای تازۀ معنا میتواند شرط لازم هر تأمل انتقادی جدی دربارۀ وضعیت امروز ایران باشد.
«جمهوری فلسفه و ادبیات»
نویسنده: محمدرضا لبیب، پژوهشگر مطالعات دیالوگ
(توضیح: این یادداشت در تاریخ ۱۶ دی ۱۴۰۴ نوشته شده است، پیش از از دسترفتن آن همه جان بیگناه.)
چکیده:
یادداشت حاضر میکوشد، با اتخاذ رویکردی در هرمنویتیک سیاسی، وضعیت کنونی جامعۀ ایران را در نسبت با اعتراضات سالهای اخیر بهویژه اعتراضات ۱۴۰۴ تحلیل کند. فرض اصلی آن است که آنچه در ایران رخ میدهد، بیش از آنکه در چهارچوب «گذار»های تدریجی قابلفهم باشد، نشانۀ نوعی گسست معنایی و گفتمانی است؛ گسستی که زبان رسمی، نهادهای سیاسی، و روایتهای مشروعیتبخشِ مسلط دیگر قادر به تفسیر و مهار آن نیستند. در گام دوم، مفهوم «واسازی» در اندیشۀ ژاک دریدا با دقت مفهومی معرفی میشود و حدود و خطرهای کاربست آن در تحلیل اجتماعی مورد تأکید قرار میگیرد. نهایتاً استدلال میشود که واسازی نه بهعنوان نسخۀ برونرفت، بلکه بهمثابۀ رهیافتی برای فهم وضعیت، تعلیق دوگانههای مسلط، و گشودن امکانهای تازۀ معنا میتواند شرط لازم هر تأمل انتقادی جدی دربارۀ وضعیت امروز ایران باشد.
«جمهوری فلسفه و ادبیات»
Telegraph
گذار نه! گسست: واسازی، هرمنویتیک سیاسی، و امکان فهم انتقادی وضعیت کنونی جامعۀ ایران
(توضیح نویسنده: این یادداشت در تاریخ ۱۶ دی ۱۴۰۴ نوشته شده است، پیش از از دسترفتن آن همه جان بیگناه.) چکیده: یادداشت حاضر میکوشد، با اتخاذ رویکردی در هرمنویتیک سیاسی، وضعیت کنونی جامعۀ ایران را در نسبت با اعتراضات سالهای اخیر بهویژه اعتراضات ۱۴۰۴ تحلیل…
👍1