Audio
مقصود فراستخواه: دشواره صلح اندیشی و رواداری
▪️نشست رویکرد ادیان به گوناگونی فرهنگی و رواداری در دستیابی به صلح
قضیه شرطیه دیناندیشی و صلح اندیشی
دین و دولت؛ دشواره صلح اندیشی و رواداری
دکتر مقصود فراستخواه
استاد موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی
۲ آبان ۱۴۰۱
انجمن مطالعات صلح ایران و خانه اندیشمندان علوم انسانی
@Dialogeschool
@bashgahandishe
Forwarded from Fallosafah | فلسفه محمد سعید حنایی کاشانی (M. Saeed H. Kashani)
🔷 گفتنی ناگفتنی است!
🔶 هنگامی که از گادامر پرسیده شد که چه چیزی را در زندگیاش، یا زندگی بهطور عام، شایان گفتن شمرده است، او در پاسخ گفته بود، «بر این باورم که آنچه بیش از همه شایان گفتن است آن چیزی است که نمیتوان گفت»!
ژان گروندن، درآمدی به علم هرمنوتیک فلسفی، ترجمه محمد سعید حنایی کاشانی، انتشارات مینوی خرد، ۱۳۹۳، ۱۳۹۵، ص ۱۸۸.
#هرمنوتیک_فلسفی
#گادامر
#ژان_گروندن
یکشنبه، ۲۸ اردیبهشت، ۱۴۰۴
@fallosafahmshk
🔶 هنگامی که از گادامر پرسیده شد که چه چیزی را در زندگیاش، یا زندگی بهطور عام، شایان گفتن شمرده است، او در پاسخ گفته بود، «بر این باورم که آنچه بیش از همه شایان گفتن است آن چیزی است که نمیتوان گفت»!
ژان گروندن، درآمدی به علم هرمنوتیک فلسفی، ترجمه محمد سعید حنایی کاشانی، انتشارات مینوی خرد، ۱۳۹۳، ۱۳۹۵، ص ۱۸۸.
#هرمنوتیک_فلسفی
#گادامر
#ژان_گروندن
یکشنبه، ۲۸ اردیبهشت، ۱۴۰۴
@fallosafahmshk
❤1
Forwarded from جمهوری فلسفه و ادبیات
🔹بیطرفی تفسیری و مسئلۀ ترجمۀ «Bedeutung» در آثار متأخر فرگه
گزارشی از یک مناقشه (در دو بخش)
🔹 نویسنده: ساجد طیبی
گفتهٔ فوق از مترجمان کتاب نوشتههای پس از مرگ منتشرشدهٔ گوتلب فرگه بیانگر شرط کفایتی بهنظر مناقشهناپذیر است برای هر ترجمۀ فلسفی مقبول.
این اصل، که ایشان از آن با عنوان «بیطرفیِ تفسیری» یاد میکنند، بیانی است از این ایدۀ کلّی که مترجم اثری فلسفی شارح آن نیست.
آنچه در دو بخشِ این یادداشت آمده است گزارشی اجمالی است از معضل ترجمۀ «Bedeutung» در آثار متأخر فرگه و بخشی از استدلالهای مختلفی که له و علیه سیاستهای مختلف در ترجمۀ آن از سوی مترجمان و دیوید بل ارائه شده است.
🔹بخشِ اولِ این مقاله را اینجا و بخشِ دوم آن را اینجا بخوانید.
«جمهوری فلسفه و ادبیات»
گزارشی از یک مناقشه (در دو بخش)
🔹 نویسنده: ساجد طیبی
اگر جایی در متنی قطعهای هست که گویشوران زبان اصلی را با مسئلۀ تفسیری مشروعی مواجه میکند، مترجم باید تلاش کند که درصورت امکان، خوانندۀ نسخۀ خودش را با همان مسئلۀ تفسیری مواجه کند و نسخهای تولید نکند که این مسائل را در نظر خودش حلوفصل میکند. (پیتر لانگ و راجر وایت)
گفتهٔ فوق از مترجمان کتاب نوشتههای پس از مرگ منتشرشدهٔ گوتلب فرگه بیانگر شرط کفایتی بهنظر مناقشهناپذیر است برای هر ترجمۀ فلسفی مقبول.
این اصل، که ایشان از آن با عنوان «بیطرفیِ تفسیری» یاد میکنند، بیانی است از این ایدۀ کلّی که مترجم اثری فلسفی شارح آن نیست.
آنچه در دو بخشِ این یادداشت آمده است گزارشی اجمالی است از معضل ترجمۀ «Bedeutung» در آثار متأخر فرگه و بخشی از استدلالهای مختلفی که له و علیه سیاستهای مختلف در ترجمۀ آن از سوی مترجمان و دیوید بل ارائه شده است.
🔹بخشِ اولِ این مقاله را اینجا و بخشِ دوم آن را اینجا بخوانید.
«جمهوری فلسفه و ادبیات»
❤1
Forwarded from باشگاه اندیشه
ثبات پویا
بحثی در مدیریت فرهنگی به بهانۀ تغییر مدیرعامل شهرکتاب
📝محمدرضا لبیب
پژوهشگر مطالعات دیالوگ
چند هفتهی پیش، خبری در فضای فرهنگی ایران منتشر شد که میتواند مورد توجه بسیاری از فعالان و علاقهمندان به حوزه فرهنگ و مدیریت فرهنگی قرار بگیرد: مهدی فیروزان پس از سالها حضور در مقام عضو مؤسس و مدیر در «مؤسسه شهر کتاب»، جای خود را به علی جعفرآبادی داد. این تغییر، بهظاهر یک جابهجایی ساده مدیریتی بود، اما در واقع فرصتی برای بازاندیشی دربارهی نسبت میان دو مفهوم کلیدی در مدیریت، خصوصا مدیریت فرهنگی در ایران امروز به وجود آورد:
ثبات یا جوانگرایی در مدیریت فرهنگی؟!
متن کامل این یادداشت را میتوانید در خبرآنلاین بخوانید.
@Dialogeschool
@bashgahandishe
بحثی در مدیریت فرهنگی به بهانۀ تغییر مدیرعامل شهرکتاب
📝محمدرضا لبیب
پژوهشگر مطالعات دیالوگ
چند هفتهی پیش، خبری در فضای فرهنگی ایران منتشر شد که میتواند مورد توجه بسیاری از فعالان و علاقهمندان به حوزه فرهنگ و مدیریت فرهنگی قرار بگیرد: مهدی فیروزان پس از سالها حضور در مقام عضو مؤسس و مدیر در «مؤسسه شهر کتاب»، جای خود را به علی جعفرآبادی داد. این تغییر، بهظاهر یک جابهجایی ساده مدیریتی بود، اما در واقع فرصتی برای بازاندیشی دربارهی نسبت میان دو مفهوم کلیدی در مدیریت، خصوصا مدیریت فرهنگی در ایران امروز به وجود آورد:
ثبات یا جوانگرایی در مدیریت فرهنگی؟!
متن کامل این یادداشت را میتوانید در خبرآنلاین بخوانید.
@Dialogeschool
@bashgahandishe
👎1
"پیامبری و دیگر-مراقبتی"
📝رسول رسولیپور
عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی
"مراقبت بند ناف آفرینش است"(۱)
پیامبران نه برای آشنایی انسان با خدا، که برای آشتی با او و تاکید بر دغدغه و مراقبت الهی از بندگان برانگیخته شدهاند.(۲)
فلسفه دین؛ بویژه در رویکرد قارهایاش، در چرخشی تاریخی از رویکرد صرف آشنایی و تحلیل خبرهای پیامبران، به گفتگو دربارهی مسئولیت و مراقبت ایشان در قبال رنجها و آسیبهای مردمان میپردازد. وضع اسفناک رنجهای انسانی چه در دادخواست ایمانوئل لویناس علیه ناکامی اخلاقیات در جلوگیری از قتل عام انسانها در جنگ جهانی دوم، و چه در اندوه پل ریکور از گرایش تقریباً همه جایی انسانها به توسل به خشونت، که آن را شکلی از شر میانگارد، نیازمند واکنشی اخلاقی یا عملی (مسئولیت پذیری) است. رویکرد تحلیلی در فلسفه دین، به دلیل امتناع از فرض روابط متقابل میان ذهن و بدن، عقل و احساس، و انتزاعی و انضمامی، در این زمینه چندان موفق نبوده است. جهت گیری اخلاقی در فلسفه دین قارهای، که تحت تأثیر پدیدارشناسی است و البته از مرزهای آن در میگذرد، میکوشد به روابط متقابل درونی این وجوه بپردازد. در این نوع جهتگیری، از حالتی فراگیر و تلفیقی برای شناختن و کنشورزی استفاده میشود که مشخصاً معطوف به موقعیت "دیگران" است.(۳)
ما موجودات انسانی، حیوانی، گیاهی، و حتا جامدات، «امانت»های پروردگار هستیم و بر ذمهی یکدیگر تا هر یک، دیگری را سالم نگاه داریم. مراقبت، نه «تاوان»ی بر سالم بودن ما، که، پاسخی است بر امانت بودنمان. همچنانکه آفرینشگر، ضامن سلامت این امانتهاست، آفریدگان نیز وفادار به عهد امانتداریاند. ترویج فرهنگ مراقبت همگانی نه تنها برای افراد آسیبدیده، که برای همهی ما انسانها، و همهی آفریدگان است؛ زیرا همهی ما آسیبپذیریم؛ لذا همهی ما نیازمند مراقبتیم.
قرآن کریم در شماری از آیات؛ بویژه در آیه ۱۲۸ سورهی توبه، به میزان مراقبت پیامبر مهربانی و شدت دوستداری او نسبت به مؤمنان و مردمان تاکید دارد.(۴)
میلتون میراف، نویسنده کتاب «درباره مراقبت: تحلیل فلسفی مفهوم پروای دیگری داشتن»(۵)، معتقد است مراقبت، دوست داشتن دیگری نیست، محافظت و نگهداری از او نیست، آرزوی خوب برای کسی داشتن و دغدغه بهروزیاش را داشتن هم نیست، بلکه مراقبت این است که بتوانیم کمک کنیم که موجود مراقبت شونده، در راه تحققبخشی خودش گام بردارد.
ما در این نوشتار، ضمن روشن ساختن مفهوم و مبانی دیگریت و دیگر-پروایی، به موجه ساختن ماموریت "دیگر-مراقبتی" پیامبران الهی خواهیم پرداخت.
پ.ن. ۱
تعبیر «بند ناف آفرینش» را از پائولا بوبر، همسر مارتین بوبر گرفتهام که گفته بود:
«مسئولیت، بند ناف آفرینش است».
"Responsibility is the umbilical cord of creation.”
Buber, Martin : The Education of Character. In: Between Man and Man, 1951, Pp.123–139
پ.ن. ۲
علی (ع) در خطبهی ۱۰۸ نهجالبلاغه، پیامبر مهربانی را اینچنین توصیف میکند:
"طَبيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ، قد أحكَمَ مَراهِمَهُ، و أحمى (أمضى) مَواسِمَهُ، يَضَعُ ذلكَ حيثُ الحاجَةُ إلَيهِ، مِن قُلوبٍ عُمْيٍ، و آذانٍ صُمٍّ، و ألسِنَةٍ بُكْمٍ، مُتَتَبِّعٌ بدَوائهِ مَواضِعَ الغَفلَةِ، و مَواطِنَ الحَيرَةِ.
پ.ن. ۳
جوی، مورنی، فلسفه قارهای و فلسفه دین، مترجم محمد ابراهیم باسط، انتشارات کتاب طه، ۱۳۹۷
پ.ن. ۴
لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ.
پ.ن. ۵
میرآف، میلتون، درباره مراقبت (تحلیل فلسفی مفهوم پروای دیگران داشتن)، مترجم: مریم نصر اصفهانی، نشر همان، ۱۳۹۶
@Dialogeschool
@bashgahandishe
📝رسول رسولیپور
عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی
"مراقبت بند ناف آفرینش است"(۱)
پیامبران نه برای آشنایی انسان با خدا، که برای آشتی با او و تاکید بر دغدغه و مراقبت الهی از بندگان برانگیخته شدهاند.(۲)
فلسفه دین؛ بویژه در رویکرد قارهایاش، در چرخشی تاریخی از رویکرد صرف آشنایی و تحلیل خبرهای پیامبران، به گفتگو دربارهی مسئولیت و مراقبت ایشان در قبال رنجها و آسیبهای مردمان میپردازد. وضع اسفناک رنجهای انسانی چه در دادخواست ایمانوئل لویناس علیه ناکامی اخلاقیات در جلوگیری از قتل عام انسانها در جنگ جهانی دوم، و چه در اندوه پل ریکور از گرایش تقریباً همه جایی انسانها به توسل به خشونت، که آن را شکلی از شر میانگارد، نیازمند واکنشی اخلاقی یا عملی (مسئولیت پذیری) است. رویکرد تحلیلی در فلسفه دین، به دلیل امتناع از فرض روابط متقابل میان ذهن و بدن، عقل و احساس، و انتزاعی و انضمامی، در این زمینه چندان موفق نبوده است. جهت گیری اخلاقی در فلسفه دین قارهای، که تحت تأثیر پدیدارشناسی است و البته از مرزهای آن در میگذرد، میکوشد به روابط متقابل درونی این وجوه بپردازد. در این نوع جهتگیری، از حالتی فراگیر و تلفیقی برای شناختن و کنشورزی استفاده میشود که مشخصاً معطوف به موقعیت "دیگران" است.(۳)
ما موجودات انسانی، حیوانی، گیاهی، و حتا جامدات، «امانت»های پروردگار هستیم و بر ذمهی یکدیگر تا هر یک، دیگری را سالم نگاه داریم. مراقبت، نه «تاوان»ی بر سالم بودن ما، که، پاسخی است بر امانت بودنمان. همچنانکه آفرینشگر، ضامن سلامت این امانتهاست، آفریدگان نیز وفادار به عهد امانتداریاند. ترویج فرهنگ مراقبت همگانی نه تنها برای افراد آسیبدیده، که برای همهی ما انسانها، و همهی آفریدگان است؛ زیرا همهی ما آسیبپذیریم؛ لذا همهی ما نیازمند مراقبتیم.
قرآن کریم در شماری از آیات؛ بویژه در آیه ۱۲۸ سورهی توبه، به میزان مراقبت پیامبر مهربانی و شدت دوستداری او نسبت به مؤمنان و مردمان تاکید دارد.(۴)
میلتون میراف، نویسنده کتاب «درباره مراقبت: تحلیل فلسفی مفهوم پروای دیگری داشتن»(۵)، معتقد است مراقبت، دوست داشتن دیگری نیست، محافظت و نگهداری از او نیست، آرزوی خوب برای کسی داشتن و دغدغه بهروزیاش را داشتن هم نیست، بلکه مراقبت این است که بتوانیم کمک کنیم که موجود مراقبت شونده، در راه تحققبخشی خودش گام بردارد.
ما در این نوشتار، ضمن روشن ساختن مفهوم و مبانی دیگریت و دیگر-پروایی، به موجه ساختن ماموریت "دیگر-مراقبتی" پیامبران الهی خواهیم پرداخت.
پ.ن. ۱
تعبیر «بند ناف آفرینش» را از پائولا بوبر، همسر مارتین بوبر گرفتهام که گفته بود:
«مسئولیت، بند ناف آفرینش است».
"Responsibility is the umbilical cord of creation.”
Buber, Martin : The Education of Character. In: Between Man and Man, 1951, Pp.123–139
پ.ن. ۲
علی (ع) در خطبهی ۱۰۸ نهجالبلاغه، پیامبر مهربانی را اینچنین توصیف میکند:
"طَبيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ، قد أحكَمَ مَراهِمَهُ، و أحمى (أمضى) مَواسِمَهُ، يَضَعُ ذلكَ حيثُ الحاجَةُ إلَيهِ، مِن قُلوبٍ عُمْيٍ، و آذانٍ صُمٍّ، و ألسِنَةٍ بُكْمٍ، مُتَتَبِّعٌ بدَوائهِ مَواضِعَ الغَفلَةِ، و مَواطِنَ الحَيرَةِ.
پ.ن. ۳
جوی، مورنی، فلسفه قارهای و فلسفه دین، مترجم محمد ابراهیم باسط، انتشارات کتاب طه، ۱۳۹۷
پ.ن. ۴
لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ.
پ.ن. ۵
میرآف، میلتون، درباره مراقبت (تحلیل فلسفی مفهوم پروای دیگران داشتن)، مترجم: مریم نصر اصفهانی، نشر همان، ۱۳۹۶
@Dialogeschool
@bashgahandishe
Forwarded from خرد و خیال
📷 اساتید مدرسه گفتوگو چه کسانی هستند؟ / مهلت ثبتنام رو به پایان است
ثبتنام با تخفیف در دوره "آشنایی با مبانی حرفه تسهیلگری گفتگو" با یک روز تمدید امشب ساعت ۲۲ به پایان میرسد.
یکی از تصاویر بالا مربوط به زمانبندی کلاس و سخنرانی اساتید در دوره آشنایی با مبانی حرفه تسهیلگری است.
این دوره با حضور ۱۲ مدرس و سخنران از ۶ آبان (سه شنبه هفته آینده) شروع خواهد شد...
📌 امروز آخرین مهلت استفاده از تخفیف ۱۰ درصدی ثبتنام زودهنگام است؛ اگر قصد ثبتنام دارید و اگر میخواهید از فرصت ثبتنام همراه با تخفیف استفاده کنید، همین امروز اقدام کنید.
📥 برای ثبتنام همین الان اقدام کن:
@Kheradvakhiyal1
خانه خرد و خیال | @kheradvakhiyal
اینستاگرام || توییتر
🔚
ثبتنام با تخفیف در دوره "آشنایی با مبانی حرفه تسهیلگری گفتگو" با یک روز تمدید امشب ساعت ۲۲ به پایان میرسد.
یکی از تصاویر بالا مربوط به زمانبندی کلاس و سخنرانی اساتید در دوره آشنایی با مبانی حرفه تسهیلگری است.
این دوره با حضور ۱۲ مدرس و سخنران از ۶ آبان (سه شنبه هفته آینده) شروع خواهد شد...
📌 امروز آخرین مهلت استفاده از تخفیف ۱۰ درصدی ثبتنام زودهنگام است؛ اگر قصد ثبتنام دارید و اگر میخواهید از فرصت ثبتنام همراه با تخفیف استفاده کنید، همین امروز اقدام کنید.
📥 برای ثبتنام همین الان اقدام کن:
@Kheradvakhiyal1
خانه خرد و خیال | @kheradvakhiyal
اینستاگرام || توییتر
🔚
روابطعمومی در عصر اطلاعات بازتعریف مأموریت گفتوگو
📝مهدی توکلیان
کارشناس رسانه و ارتباطات
در دنیایی که هر فرد یک رسانه است، روابطعمومیها باید از انتقال پیام فراتر روند و گفتوگو، اعتماد و درک متقابل را مدیریت کنند. درعصر اطلاعات، سرعت و شفافیت دو عنصر اصلی ارتباطات هستند. روابطعمومیها دیگر سخنگوی سازمان نیستند؛ بلکه گوش و ذهن تحلیلی آن هستند.این یادداشت،نگاهی داردبه ضرورت بازتعریف مأموریت روابطعمومی در جهان دیجیتال.
تحول وسایل ارتباطجمعی، ازچاپ تا اینترنت، همواره چهره روابطعمومی رادگرگون کرده است. اما در عصر اطلاعات، این تحول از جنس تغییر ابزار نیست؛ بلکه تغییر نقش است. روابطعمومی دیگر تنها انتقالدهنده پیام نیست؛ بلکه باید گوش و چشم سازمان در برابر افکار عمومی باشد.درجهان شبکهای، جایی برای پیامهای یکطرفه باقی نمانده است. مردم میپرسند، تحلیل میکنند و روایت خود را میسازند. اگر سازمانی در این گفتوگو غایب باشد،روایتش را دیگران خواهند نوشت. سرمایه اصلی سازمانها دیگر در ساختمان و تجهیزات خلاصه نمیشود؛ بلکه در اعتماد عمومی نهفته است. روابطعمومی مدرن باید با بهرهگیری از ابزارهای دیجیتال، دادهکاوی و شبکههای اجتماعی، افکار عمومی را بشناسد و ارتباطی دوسویه بسازد. امروز مأموریت روابطعمومی از«اطلاعرسانی»به«مدیریت ارتباطات انسانی» ارتقا یافته است؛ مأموریتی که دانش، اخلاق، سرعت و شفافیت را در کنار هم میطلبد.
«اعتماد، محصول گفتوگوی پیوسته است، نه نتیجه تبلیغ یکباره.» در دنیایی که فناوری، انسان را در هر لحظه به انبوهی از اطلاعات متصل میکند، تقاضا برای خدمات و ارتباطات الکترونیک روزبهروز افزایش مییابد اما باید پذیرفت که روابطعمومیها معجزه نمیکنند؛ همانگونه که گفتهاند: «از کوزه همان برون تراود که در اوست.» اخبار باارزش و تأثیرگذار، از درون سازمانهایی منتشر میشوند که کارآمد، شفاف و صادقاند. در میان سیل اخبار جهانی و داخلی، سواد رسانهای برای مدیران و کارشناسان روابطعمومی ضرورتی اجتنابناپذیر است. مدیرانی که فهم رسانهای نداشته باشند، اغلب در توهم «بزرگترین اتفاق جهان در مجموعه خود» گرفتار میشوند. برنامهها باید با پیوست اطلاعرسانی کارشناسی و استراتژی محتوایی دقیق طراحی شوند، زیرا هیچ موفقیتی بدون استراتژی محتوا پایدار نیست. باور قدیمی که تبلیغات فقط از طریق رسانههای سنتی انجام میشود، سالهاست از میان رفته است. امروز اینفلوئنسرها، فعالان فضای مجازی و شبکههای اجتماعی نقش کلیدی در شکلدهی افکار عمومی دارند. شبکههای اجتماعی با بیش از ۱.۵میلیارد کاربر، به ابزار مرکزی ارتباطات تبدیل شدهاند. بازاریابی رسانههای اجتماعی دیگر تاکتیکی موقت نیست بلکه بخشی از استراتژی کلان ارتباطی سازمانهاست؛ ابزاری مؤثر برای جلب توجه، تعامل و تبدیل مخاطب به حامی. در جهان هوشمند، روابطعمومیهایی موفق خواهندبودکه چابک،یادگیرنده وتحلیلگر باشند.آینده ازآن سازمانهایی است که ارتباطات را نه یک وظیفه اداری، بلکه فرآیندی راهبردی میدانند. روابطعمومی باید درمرکز تصمیمگیری سازمان بنشیند و به مدیران بیاموزد که شنیدن، بخشی از گفتوگوست و گفتوگو، مسیر اعتمادسازی است. بازگشت به جوهر ارتباط از طبل و دود تا اینترنت و هوش مصنوعی، ابزارها تغییر کردهاند اما هدف یکی مانده است: درک متقابل. در عصر اطلاعات، روابطعمومی باید این جوهره را دوباره احیا کند، با گفتوگو، شفافیت و احترام به مخاطب. سازمانهایی که چنین کنند، نه فقط شنیده میشوند بلکه باور میشوند.
منبع: روزنامهٔ جامجم
@Dialogeschool
@bashgahandishe
📝مهدی توکلیان
کارشناس رسانه و ارتباطات
در دنیایی که هر فرد یک رسانه است، روابطعمومیها باید از انتقال پیام فراتر روند و گفتوگو، اعتماد و درک متقابل را مدیریت کنند. درعصر اطلاعات، سرعت و شفافیت دو عنصر اصلی ارتباطات هستند. روابطعمومیها دیگر سخنگوی سازمان نیستند؛ بلکه گوش و ذهن تحلیلی آن هستند.این یادداشت،نگاهی داردبه ضرورت بازتعریف مأموریت روابطعمومی در جهان دیجیتال.
تحول وسایل ارتباطجمعی، ازچاپ تا اینترنت، همواره چهره روابطعمومی رادگرگون کرده است. اما در عصر اطلاعات، این تحول از جنس تغییر ابزار نیست؛ بلکه تغییر نقش است. روابطعمومی دیگر تنها انتقالدهنده پیام نیست؛ بلکه باید گوش و چشم سازمان در برابر افکار عمومی باشد.درجهان شبکهای، جایی برای پیامهای یکطرفه باقی نمانده است. مردم میپرسند، تحلیل میکنند و روایت خود را میسازند. اگر سازمانی در این گفتوگو غایب باشد،روایتش را دیگران خواهند نوشت. سرمایه اصلی سازمانها دیگر در ساختمان و تجهیزات خلاصه نمیشود؛ بلکه در اعتماد عمومی نهفته است. روابطعمومی مدرن باید با بهرهگیری از ابزارهای دیجیتال، دادهکاوی و شبکههای اجتماعی، افکار عمومی را بشناسد و ارتباطی دوسویه بسازد. امروز مأموریت روابطعمومی از«اطلاعرسانی»به«مدیریت ارتباطات انسانی» ارتقا یافته است؛ مأموریتی که دانش، اخلاق، سرعت و شفافیت را در کنار هم میطلبد.
«اعتماد، محصول گفتوگوی پیوسته است، نه نتیجه تبلیغ یکباره.» در دنیایی که فناوری، انسان را در هر لحظه به انبوهی از اطلاعات متصل میکند، تقاضا برای خدمات و ارتباطات الکترونیک روزبهروز افزایش مییابد اما باید پذیرفت که روابطعمومیها معجزه نمیکنند؛ همانگونه که گفتهاند: «از کوزه همان برون تراود که در اوست.» اخبار باارزش و تأثیرگذار، از درون سازمانهایی منتشر میشوند که کارآمد، شفاف و صادقاند. در میان سیل اخبار جهانی و داخلی، سواد رسانهای برای مدیران و کارشناسان روابطعمومی ضرورتی اجتنابناپذیر است. مدیرانی که فهم رسانهای نداشته باشند، اغلب در توهم «بزرگترین اتفاق جهان در مجموعه خود» گرفتار میشوند. برنامهها باید با پیوست اطلاعرسانی کارشناسی و استراتژی محتوایی دقیق طراحی شوند، زیرا هیچ موفقیتی بدون استراتژی محتوا پایدار نیست. باور قدیمی که تبلیغات فقط از طریق رسانههای سنتی انجام میشود، سالهاست از میان رفته است. امروز اینفلوئنسرها، فعالان فضای مجازی و شبکههای اجتماعی نقش کلیدی در شکلدهی افکار عمومی دارند. شبکههای اجتماعی با بیش از ۱.۵میلیارد کاربر، به ابزار مرکزی ارتباطات تبدیل شدهاند. بازاریابی رسانههای اجتماعی دیگر تاکتیکی موقت نیست بلکه بخشی از استراتژی کلان ارتباطی سازمانهاست؛ ابزاری مؤثر برای جلب توجه، تعامل و تبدیل مخاطب به حامی. در جهان هوشمند، روابطعمومیهایی موفق خواهندبودکه چابک،یادگیرنده وتحلیلگر باشند.آینده ازآن سازمانهایی است که ارتباطات را نه یک وظیفه اداری، بلکه فرآیندی راهبردی میدانند. روابطعمومی باید درمرکز تصمیمگیری سازمان بنشیند و به مدیران بیاموزد که شنیدن، بخشی از گفتوگوست و گفتوگو، مسیر اعتمادسازی است. بازگشت به جوهر ارتباط از طبل و دود تا اینترنت و هوش مصنوعی، ابزارها تغییر کردهاند اما هدف یکی مانده است: درک متقابل. در عصر اطلاعات، روابطعمومی باید این جوهره را دوباره احیا کند، با گفتوگو، شفافیت و احترام به مخاطب. سازمانهایی که چنین کنند، نه فقط شنیده میشوند بلکه باور میشوند.
منبع: روزنامهٔ جامجم
@Dialogeschool
@bashgahandishe
مشهد، خوانشی نو
نگاهی به کتاب ِ«شهر در ترازوی فرهنگ»
📝محمدرضا لبیب
شهر نه یک ابژهی بیجان، بلکه یک پدیدهی زبانی، ارتباطی و تفسیری است و میتوان آن را نه صرفاً بهعنوان یک پدیده فیزیکی یا مجموعهای از ساختمانها و خیابانها، بلکه بهمثابه یک «پیکرهی زندهٔ معنا» فهم کرد؛ عرصهای که در آن، زمان، فضا، قدرت، حافظه و زیست روزمره درهمتنیده میشوند.
در این یادداشت تلاش کردم نگاه کوتاهی به کتاب ِ«شهر در ترازوی فرهنگ» به کوششِ صدرا میردامادی داشته باشم که ارائههایی که ماحصل میزبانی و طراحی پژوهشکده ثامن مشهد_ یکی از کانونهای فکری اثرگذار شهر _در دعوت از اندیشمندان داشتهاست را دبیری و جمعآوری کردهاست
این اثر اخیرا توسط نشرِ گفتمان شهر و بعد از هفت سال انتظار منتشر شدهاست و به نظر میرسد در تلاش است با عبور از سطح توصیفی و رویکردهای مدیریتی، به لایههای معنایی و تفسیری شهر مشهد بپردازد و امکان نظری تازهای برای تحلیل شهرهای زیارتی ـ فرهنگی ایران، بهویژه مشهد، فراهم میسازد.
متن کامل یادداشت را میتوانید در ایبنا بخوانید.
@Dialogeschool
@bashgahandishe
نگاهی به کتاب ِ«شهر در ترازوی فرهنگ»
📝محمدرضا لبیب
شهر نه یک ابژهی بیجان، بلکه یک پدیدهی زبانی، ارتباطی و تفسیری است و میتوان آن را نه صرفاً بهعنوان یک پدیده فیزیکی یا مجموعهای از ساختمانها و خیابانها، بلکه بهمثابه یک «پیکرهی زندهٔ معنا» فهم کرد؛ عرصهای که در آن، زمان، فضا، قدرت، حافظه و زیست روزمره درهمتنیده میشوند.
در این یادداشت تلاش کردم نگاه کوتاهی به کتاب ِ«شهر در ترازوی فرهنگ» به کوششِ صدرا میردامادی داشته باشم که ارائههایی که ماحصل میزبانی و طراحی پژوهشکده ثامن مشهد_ یکی از کانونهای فکری اثرگذار شهر _در دعوت از اندیشمندان داشتهاست را دبیری و جمعآوری کردهاست
این اثر اخیرا توسط نشرِ گفتمان شهر و بعد از هفت سال انتظار منتشر شدهاست و به نظر میرسد در تلاش است با عبور از سطح توصیفی و رویکردهای مدیریتی، به لایههای معنایی و تفسیری شهر مشهد بپردازد و امکان نظری تازهای برای تحلیل شهرهای زیارتی ـ فرهنگی ایران، بهویژه مشهد، فراهم میسازد.
متن کامل یادداشت را میتوانید در ایبنا بخوانید.
@Dialogeschool
@bashgahandishe
ایبنا
مشهد؛ خوانشی نو
خراسان رضوی- صدرا میردامادی در کتاب «شهر در ترازوی فرهنگ»در تلاش است با عبور از سطح توصیفی و رویکردهای مدیریتی، به لایههای معنایی و تفسیری شهر مشهد بپردازد.
❤2👍1
Forwarded from انجمن علمی فلسفه دانشگاه تربیت مدرس
📌سخنرانی هفته جاری گروه فلسفه دانشگاه تربیت مدرس با عنوان:
عقاید دینی و مسئله گواهی صرف
👤سخنران:
علیرضا کاظمی
(پژوهشگاه دانشهای بنیادی)
🗓زمان:
دوشنبه ۱۴۰۴/۰۸/۱۲، ساعت ۱۰ الی ۱۲
📍مکان:
دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم انسانی، طبقه چهارم، سالن رئیسی
عقاید دینی و مسئله گواهی صرف
👤سخنران:
علیرضا کاظمی
(پژوهشگاه دانشهای بنیادی)
🗓زمان:
دوشنبه ۱۴۰۴/۰۸/۱۲، ساعت ۱۰ الی ۱۲
📍مکان:
دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم انسانی، طبقه چهارم، سالن رئیسی
Forwarded from عرصههای ارتباطی
🔸توانش ارتباطی در جهان گفتو گو
▫️سخنران: دکتر #هادی_خانیکی
سلسله نشستهای زیست ارتباطی در جهان معاصر، تاملاتی در باب رسانه و جامعه، یکشنبه ١٨ آبان ١۴٠۴، ساعت ١۵، دانشگاه علامه طباطبائی، دانشکده علوم ارتباطات، سالن شورا
▫️آیدی ثبتنام | zedjm_atu @
معاونت فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، خانه اندیشمندان علوم انسانی
@iranianht
▫️سخنران: دکتر #هادی_خانیکی
سلسله نشستهای زیست ارتباطی در جهان معاصر، تاملاتی در باب رسانه و جامعه، یکشنبه ١٨ آبان ١۴٠۴، ساعت ١۵، دانشگاه علامه طباطبائی، دانشکده علوم ارتباطات، سالن شورا
▫️آیدی ثبتنام | zedjm_atu @
معاونت فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، خانه اندیشمندان علوم انسانی
@iranianht
Forwarded from انجمن علمی مطالعات صلح ایران
نشست تخصصی- روابطعمومی صلح؛ معماری تفاهم
در یک نشست تخصصی از راهبردها و الگوهای ارتباطی در ساخت پلهای گفتوگو در جامعه حرف میزنیم و اینکه چرا در ایران «روزنامهنگاری صلح» نتوانست موفق باشد و شاید بتوان از اصول روابطعمومی برای کاهش قطبیشدگی جامعه استفاده کرد.
سخنرانان:
دکتر امیرحسن موسوی
متخصص ارتباطات، دکتری فلسفه علم و تکنولوژی
دکتر علی شاکر
مدیر گروه صلح و رسانه در انجمن علمی مطالعات صلح ایران
چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۱۷
تهران: مرکز نشر دانشگاهی، خیابان شهید بهشتی، خیابان سید حسن نصرالله (وزرا)، نبش کوچهی دهم، پلاک ۵۰
🔎 این نشست ویژهی کسانی است به دنبال راههایی برای کاستن از التهابهای ارتباطی در سطح جامعه میگردند و میخواهند از طریق ارتباط، گفتوگو و تحلیل خشونت به آن برسند.
https://t.me/ipsan
در یک نشست تخصصی از راهبردها و الگوهای ارتباطی در ساخت پلهای گفتوگو در جامعه حرف میزنیم و اینکه چرا در ایران «روزنامهنگاری صلح» نتوانست موفق باشد و شاید بتوان از اصول روابطعمومی برای کاهش قطبیشدگی جامعه استفاده کرد.
سخنرانان:
دکتر امیرحسن موسوی
متخصص ارتباطات، دکتری فلسفه علم و تکنولوژی
دکتر علی شاکر
مدیر گروه صلح و رسانه در انجمن علمی مطالعات صلح ایران
چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۱۷
تهران: مرکز نشر دانشگاهی، خیابان شهید بهشتی، خیابان سید حسن نصرالله (وزرا)، نبش کوچهی دهم، پلاک ۵۰
🔎 این نشست ویژهی کسانی است به دنبال راههایی برای کاستن از التهابهای ارتباطی در سطح جامعه میگردند و میخواهند از طریق ارتباط، گفتوگو و تحلیل خشونت به آن برسند.
https://t.me/ipsan
Forwarded from عرصههای ارتباطی
#ارتباطات🔸توانش ارتباطی
توانش ارتباطی در واقع همان مهارتها و قابلیتهایی است که افراد باید در خود توسعه دهند تا بتوانند در دنیای پیچیده و متغیر امروز، با دیگران ارتباطی مؤثر برقرار کنند. #هادی_خانیکی در سخنان خود به این نکته اشاره کرد که در دنیای معاصر، فناوریهای ارتباطی نقش تعیینکنندهای دارند، اما این فناوریها بهتنهایی نمیتوانند گفتوگوهای سازنده و مؤثر را تضمین کنند. بلکه، برای موفقیت در برقراری ارتباط، افراد باید از توانش ارتباطی خود استفاده کنند تا در این فرآیند، بهرسمیت شناختن دیگران، تفاهم و احترام متقابل را در اولویت قرار دهند. متن کامل گزارش
توانش ارتباطی در واقع همان مهارتها و قابلیتهایی است که افراد باید در خود توسعه دهند تا بتوانند در دنیای پیچیده و متغیر امروز، با دیگران ارتباطی مؤثر برقرار کنند. #هادی_خانیکی در سخنان خود به این نکته اشاره کرد که در دنیای معاصر، فناوریهای ارتباطی نقش تعیینکنندهای دارند، اما این فناوریها بهتنهایی نمیتوانند گفتوگوهای سازنده و مؤثر را تضمین کنند. بلکه، برای موفقیت در برقراری ارتباط، افراد باید از توانش ارتباطی خود استفاده کنند تا در این فرآیند، بهرسمیت شناختن دیگران، تفاهم و احترام متقابل را در اولویت قرار دهند. متن کامل گزارش
Forwarded from آنسو | AnSoo
دربارهٔ_درآغوشگیری_و_دربرگیری،_بودن_و_رؤیاپردازی.pdf
365.9 KB
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from انجمن علمی مطالعات فرهنگی و رسانه
توانش ارتباطی در جهان گفتگو.pdf
137.5 KB
📌 چرا میخواهیم گفتگو کنیم، اما نمیتوانیم؟
#باهم_بخوانیم
✏️ یادداشتِ «توانش ارتباطی در جهان گفتگو» از دکتر هادی خانیکی، منبعی تکمیلی برای فهم عمیقتر درسگفتار ایشان در سلسله نشستهای زیست ارتباطی در جهان معاصر است.
#زیست_ارتباطی_در_جهان_معاصر
#دکتر_هادی_خانیکی
#انجمن_علمی_مطالعات_فرهنگی_و_رسانه
@mcs_atu
#باهم_بخوانیم
✏️ یادداشتِ «توانش ارتباطی در جهان گفتگو» از دکتر هادی خانیکی، منبعی تکمیلی برای فهم عمیقتر درسگفتار ایشان در سلسله نشستهای زیست ارتباطی در جهان معاصر است.
#زیست_ارتباطی_در_جهان_معاصر
#دکتر_هادی_خانیکی
#انجمن_علمی_مطالعات_فرهنگی_و_رسانه
@mcs_atu
Forwarded from مدرسه معارف علامه طباطبایی
آخرين روزهای حضورِ آقا بود.
از ایشان پرسید: در چه مقامی هستید؟
فرمودند: مقام تکلّم.
سوالش را ادامه داد: با چه کسی؟
آقا فرمود: با حق.
💠بخشی از کتاب صد روایت از زندگی علامه طباطبایی(ره)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
٢۴ آبان، سالروز درگذشت فرزانهای فرهیخته و عارفی کامل است که عمر خود را، برای شکوفایی معارف دینی و گسترش آن در جامعه انسانی هدیه نموده و با گذر از دانه و دام دنیایی، سبکبال با توشهای گرانسنگ چون تفسیرالمیزان، به سوی یار پرکشید.
💠جهت شادی روح ایشان
صلـــــــوات و فاتحـــــــهای
عنایـــــــت بفـــــرماییــــــد.
#در_مكتب_علامه_طباطبايى
#روایت
@Allaamehwisdom
از ایشان پرسید: در چه مقامی هستید؟
فرمودند: مقام تکلّم.
سوالش را ادامه داد: با چه کسی؟
آقا فرمود: با حق.
💠بخشی از کتاب صد روایت از زندگی علامه طباطبایی(ره)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
٢۴ آبان، سالروز درگذشت فرزانهای فرهیخته و عارفی کامل است که عمر خود را، برای شکوفایی معارف دینی و گسترش آن در جامعه انسانی هدیه نموده و با گذر از دانه و دام دنیایی، سبکبال با توشهای گرانسنگ چون تفسیرالمیزان، به سوی یار پرکشید.
💠جهت شادی روح ایشان
صلـــــــوات و فاتحـــــــهای
عنایـــــــت بفـــــرماییــــــد.
#در_مكتب_علامه_طباطبايى
#روایت
@Allaamehwisdom
Forwarded from انجمن علمی مطالعات صلح ایران
سومین نشست گروه صلح و علوم تجربی انجمن علمی مطالعات صلح ایران
مغز صلح جو: پیوند علوم اعصاب با همدلی و آرامش اجتماعی
سخنران:
دکتر زهرا مالکی
کاردرمانگر
مدیر مجموعه کودک و توانبخشی مهر
مدیر نشست: صدیقه بابایی
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۲۰
در گوگل میت: meet.google.com/okv-ibyk-eef
https://t.me/ipsan
مغز صلح جو: پیوند علوم اعصاب با همدلی و آرامش اجتماعی
سخنران:
دکتر زهرا مالکی
کاردرمانگر
مدیر مجموعه کودک و توانبخشی مهر
مدیر نشست: صدیقه بابایی
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴ ساعت ۲۰
در گوگل میت: meet.google.com/okv-ibyk-eef
https://t.me/ipsan
اصل تهذیب احترامِ آدم است....
خود و دیگری در اندیشه اقبال لاهوری
📝محمدرضا لبیب
مسئلهی نسبت «خود» و «دیگری» از مسائل فلسفی در اندیشهی مدرن است. در اندیشهی اقبال لاهوری، مفهوم «خودی» نه تنها محور نظام فکری او بلکه کلید فهم رابطهی انسان با خدا، جهان و دیگری است. اقبال در آثار فارسی خویش، بهویژه در اسرار خودی و رموز بیخودی، تصویری از انسان ارائه میدهد که «خود» را در سیر تعالی و در نسبت دیالکتیکی با «دیگری» معنا میکند. در این نوشتار، با روش تحلیلی-توصیفی و بر پایهی آثار فارسی اقبال، نشان داده میشود که نسبت خود و دیگری در فلسفهی اقبال نه تقابلگرایانه بلکه تکاملگرایانه است: «دیگری» شرط شکوفایی و فعلیت یافتن «خود» است.
محمد اقبال لاهوری (۱۸۷۷–۱۹۳۸م) در زمرهی متفکرانی است که کوشیدند با تکیه بر سنت اسلامی و بهرهگیری از اندیشهی مدرن، طرحی نو از انسان و هستی عرضه کنند. او در آثار منظوم فارسی خود، بهویژه اسرار خودی (۱۹۱۵) و رموز بیخودی(1918)، نظریهای وجودی از انسان بنا مینهد که بر محور «خودی» استوار است. اقبال در برابر بحرانهای هویت انسان مسلمان در دوران استعمار و مدرنیته، «خود» را بنیاد بازسازی دینی و فرهنگی میداند. اما این خود در انزوا معنا نمییابد، بلکه در ارتباط فعال با دیگری؛ خواه خدا، جامعه یا انسان دیگربه کمال میرسد. پرسش اصلی این نوشتار آن است که نسبت میان خود و دیگری در اندیشهی اقبال چگونه تبیین میشود و این نسبت چه دلالتهای فلسفی و اخلاقی دارد.
اقبال در اسرار خودی، خودی را «ذاتِ آگاه و خلاق انسان» میداند. او میگوید:
خودی را چون ز نور او خبر نیست / ندانستی که او جز جلوهگر نیست
خودی، در معنای اقبالی، نیروی درونیِ حیات و آفرینندگی است؛ امری الهی در انسان که در فرایند سیر و صعود از مرتبهی طبیعت به مرتبهی الهی به فعلیت میرسد. خودی، در بنیاد، امری نسبی و پویاست؛ از اینرو در تنهایی و بیدیگری به ایستایی میرسد.
در رموز بیخودی، اقبال از مرحلهای سخن میگوید که انسان از خودیتِ فردی به «بیخودی» اجتماعی میرسد؛ یعنی خود را در خدمت کلّی بزرگتر درمییابد. «بیخودی» در این معنا، از خودبیگانگی نیست بلکه «تعالیِ خود» است.
او در این اثر میگوید:
خودی در بند خود نتواند زیست / که بیدیگر، وجودش ناپدید است
در اینجا، «دیگری» همان «جماعت»، «امت» یا «خدا»ست که بدون آن، خودی معنا و استمرار نمییابد.
در منظومهی فکری اقبال، احترام به انسان نه یک فضیلت اخلاقی صرف، بلکه امری وجودی و الهی است. او انسان را موجودی میداند که باید از بند تقلید و انفعال رها شود تا «خودی» خویش را بشناسد و به مقام «خلیفةاللهی» برسد. این نگاه، در سراسر آثارش، با تأکید بر کرامت ذاتی انسان و مسئولیت او در برابر خود و جامعه حضور دارد.
«گر خودی گم کرد، گم گردد جهان»
در نگاه وی «احترام به انسان» در اصل، احترام به حقیقت خودآگاه و خلاق اوست؛ انسانی که شأنش به اندازهای است که بیاعتنایی به او، بیاعتنایی به روح الهی در خویش است.
اما در رموز بیخودی، اقبال مرحلهی دوم را طرح میکند: انسانِ کاملِ خودی، باید خود را در خدمت جامعه و امت قرار دهد. احترام به انسان دیگر، نتیجهی طبیعی رشد خودی است؛ زیرا انسانِ بیدارشده میفهمد که شأن او بدون شأن دیگران بیمعناست.
اقبال، کرامت انسان را بر سه پایه استوار میبیند: آگاهی از خویشتن، آزادی در اراده، و خدمت به جمع. از نظر او، انسانی که به خود و دیگران احترام میگذارد، در حقیقت به ارادهی خداوند در خویش حرمت مینهد.
برتر از گردون مقام آدم است
اصل تهذیب احترام آدم است
باید توجه داشت که در اندیشهی اقبال، عشق نیروی پیونددهندهی خود و دیگری است.
ادامۀ یادداشت را میتوانید در روزنامۀ اعتماد بخوانید.
@Dialogeschool
@bashgahandishe
خود و دیگری در اندیشه اقبال لاهوری
📝محمدرضا لبیب
مسئلهی نسبت «خود» و «دیگری» از مسائل فلسفی در اندیشهی مدرن است. در اندیشهی اقبال لاهوری، مفهوم «خودی» نه تنها محور نظام فکری او بلکه کلید فهم رابطهی انسان با خدا، جهان و دیگری است. اقبال در آثار فارسی خویش، بهویژه در اسرار خودی و رموز بیخودی، تصویری از انسان ارائه میدهد که «خود» را در سیر تعالی و در نسبت دیالکتیکی با «دیگری» معنا میکند. در این نوشتار، با روش تحلیلی-توصیفی و بر پایهی آثار فارسی اقبال، نشان داده میشود که نسبت خود و دیگری در فلسفهی اقبال نه تقابلگرایانه بلکه تکاملگرایانه است: «دیگری» شرط شکوفایی و فعلیت یافتن «خود» است.
محمد اقبال لاهوری (۱۸۷۷–۱۹۳۸م) در زمرهی متفکرانی است که کوشیدند با تکیه بر سنت اسلامی و بهرهگیری از اندیشهی مدرن، طرحی نو از انسان و هستی عرضه کنند. او در آثار منظوم فارسی خود، بهویژه اسرار خودی (۱۹۱۵) و رموز بیخودی(1918)، نظریهای وجودی از انسان بنا مینهد که بر محور «خودی» استوار است. اقبال در برابر بحرانهای هویت انسان مسلمان در دوران استعمار و مدرنیته، «خود» را بنیاد بازسازی دینی و فرهنگی میداند. اما این خود در انزوا معنا نمییابد، بلکه در ارتباط فعال با دیگری؛ خواه خدا، جامعه یا انسان دیگربه کمال میرسد. پرسش اصلی این نوشتار آن است که نسبت میان خود و دیگری در اندیشهی اقبال چگونه تبیین میشود و این نسبت چه دلالتهای فلسفی و اخلاقی دارد.
اقبال در اسرار خودی، خودی را «ذاتِ آگاه و خلاق انسان» میداند. او میگوید:
خودی را چون ز نور او خبر نیست / ندانستی که او جز جلوهگر نیست
خودی، در معنای اقبالی، نیروی درونیِ حیات و آفرینندگی است؛ امری الهی در انسان که در فرایند سیر و صعود از مرتبهی طبیعت به مرتبهی الهی به فعلیت میرسد. خودی، در بنیاد، امری نسبی و پویاست؛ از اینرو در تنهایی و بیدیگری به ایستایی میرسد.
در رموز بیخودی، اقبال از مرحلهای سخن میگوید که انسان از خودیتِ فردی به «بیخودی» اجتماعی میرسد؛ یعنی خود را در خدمت کلّی بزرگتر درمییابد. «بیخودی» در این معنا، از خودبیگانگی نیست بلکه «تعالیِ خود» است.
او در این اثر میگوید:
خودی در بند خود نتواند زیست / که بیدیگر، وجودش ناپدید است
در اینجا، «دیگری» همان «جماعت»، «امت» یا «خدا»ست که بدون آن، خودی معنا و استمرار نمییابد.
در منظومهی فکری اقبال، احترام به انسان نه یک فضیلت اخلاقی صرف، بلکه امری وجودی و الهی است. او انسان را موجودی میداند که باید از بند تقلید و انفعال رها شود تا «خودی» خویش را بشناسد و به مقام «خلیفةاللهی» برسد. این نگاه، در سراسر آثارش، با تأکید بر کرامت ذاتی انسان و مسئولیت او در برابر خود و جامعه حضور دارد.
«گر خودی گم کرد، گم گردد جهان»
در نگاه وی «احترام به انسان» در اصل، احترام به حقیقت خودآگاه و خلاق اوست؛ انسانی که شأنش به اندازهای است که بیاعتنایی به او، بیاعتنایی به روح الهی در خویش است.
اما در رموز بیخودی، اقبال مرحلهی دوم را طرح میکند: انسانِ کاملِ خودی، باید خود را در خدمت جامعه و امت قرار دهد. احترام به انسان دیگر، نتیجهی طبیعی رشد خودی است؛ زیرا انسانِ بیدارشده میفهمد که شأن او بدون شأن دیگران بیمعناست.
اقبال، کرامت انسان را بر سه پایه استوار میبیند: آگاهی از خویشتن، آزادی در اراده، و خدمت به جمع. از نظر او، انسانی که به خود و دیگران احترام میگذارد، در حقیقت به ارادهی خداوند در خویش حرمت مینهد.
برتر از گردون مقام آدم است
اصل تهذیب احترام آدم است
باید توجه داشت که در اندیشهی اقبال، عشق نیروی پیونددهندهی خود و دیگری است.
ادامۀ یادداشت را میتوانید در روزنامۀ اعتماد بخوانید.
@Dialogeschool
@bashgahandishe
روزنامه اعتماد
ديالكتيك خود
محمدرضا لبيب
Forwarded from انجمن علمی مطالعات صلح ایران
فایل صوتی
سومین نشست گروه صلح و علوم تجربی انجمن علمی مطالعات صلح ایران
مغز صلح جو: پیوند علوم اعصاب با همدلی و آرامش اجتماعی
سخنران:
دکتر زهرا مالکی
کاردرمانگر
مدیر مجموعه کودک و توانبخشی مهر
مدیر نشست: صدیقه بابایی
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
https://t.me/ipsan
سومین نشست گروه صلح و علوم تجربی انجمن علمی مطالعات صلح ایران
مغز صلح جو: پیوند علوم اعصاب با همدلی و آرامش اجتماعی
سخنران:
دکتر زهرا مالکی
کاردرمانگر
مدیر مجموعه کودک و توانبخشی مهر
مدیر نشست: صدیقه بابایی
سه شنبه ۴ آذر ۱۴۰۴
https://t.me/ipsan