مدرسهٔ مطالعات دیالوگ‌ | باشگاه‌اندیشه
430 subscribers
323 photos
32 videos
39 files
274 links
تماس:
@labibreza
Download Telegram
دانمارک زندان است
چگونه شکسپیر می‌تواند به ما در غلبه بر تنهایی در عصر دیجیتال کمک کند؟

📝مدرسهٔ مطالعات دیالوگ

در جهانی که روزبه‌روز بیش‌تر در شبکه‌های اجتماعی و فضاهای آنلاین غوطه‌ور می‌شود، انسان مدرن احساس تنهایی را بیش از هر زمان دیگری تجربه می‌کند. الگوریتم‌ها به‌جای آنکه ارتباطات را تعمیق بخشند، ما را در دایره‌ای بسته از داده‌ها، تصاویر و پیام‌های تکراری زندانی می‌کنند؛ درست همان‌طور که هملت می‌گفت: «دانمارک زندان است».

اما آیا راهی برای خروج از این زندان دیجیتال وجود دارد؟Marie Trotter (دانشجوی دکترای زبان انگلیسی دانشگاه مک‌گیل) و Paul Yachnin (استاد مطالعات شکسپیر در همان دانشگاه)، با رجوع به تجربه‌ی تئاتر و آثار شکسپیر، پاسخی روشن پیشنهاد می‌کنند: بازگشت به تجربه‌ی زنده‌ی تئاتر و گفت‌وگو.

تئاتر، بر خلاف صفحه‌ی سرد

در دوران شکسپیر، سالن‌های تئاتر مکانی برای دیدار، بحث و هم‌نشینی بودند. مخاطب نه یک تماشاگر منفعل، بلکه عضوی از تجربه‌ی زنده بود. همین امر به پیدایش صدای عمومی و بذرهای فرهنگ دموکراتیک کمک کرد. امروز نیز، در برابر تنهایی دیجیتال، تئاتر می‌تواند ما را دوباره به هم پیوند دهد.

همدلی و بیداری وجدان

مونولوگ‌های شکسپیر – مانند سخن گفتن هملت با خود – تماشاگر را به درون شخصیت می‌کشند. تحقیقات نشان داده است که تئاتر می‌تواند همدلی را افزایش دهد و حتی به مشارکت اجتماعی بیشتر منجر شود. نمونه‌هایی از آموزش شکسپیر در زندان‌ها نیز نشان می‌دهند که چگونه زندانیان با شخصیت‌هایی چون ریچارد دوم یا مکبث هم‌ذات‌پنداری کرده و امکان بازاندیشی در زندگی خویش را یافته‌اند.

صحنه‌ای برای زندگی روزمره

تئاتر الزاما به سالن‌های رسمی محدود نیست. یک کلاس درام، اتاق نشیمن، مرکز اجتماعی یا حتی یک جلسه‌ی آنلاین می‌تواند به صحنه‌ای برای گفتن و شنیدن بدل شود. ایفای نقش جمعی یا فردی، فرصتی است برای فرار از پیش‌بینی‌های خشک الگوریتم‌ها و بازپس‌گیری ظرفیت انسانی برای ارتباط.

در برابر انزوایی که جهان دیجیتال بر ما تحمیل می‌کند، شکسپیر و سنت تئاتر راهی دیگر نشان می‌دهند: حضور زنده، تجربه‌ی مشترک و گفت‌وگویی که همدلی و مسؤولیت اجتماعی را بیدار می‌کند. اگر بخواهیم از تنهایی دیجیتال رها شویم، باید گاهی صفحه‌ها را خاموش کنیم، در کنار هم بنشینیم و داستان‌هایمان را با صدای بلند بازگو کنیم.

متن کامل مقاله را اینجا بخوانید.

@Dialogeschool
@bashgahandishe
جانبداری معرفتی در دوستی:
گزارشی از مقاله سارا استرود به نام و نشانِ «Epistemic Partiality in Friendship» نوشته‌ی Sarah Stroud (انتشار: آوریل ۲۰۰۶، مجله Ethics, vol. 116(3): 498–524)


📝مدرسهٔ مطالعات دیالوگ

مقاله‌ی «Epistemic Partiality in Friendship» نوشته‌ی سارا استرود (انتشار: Ethics، جلد 116، شماره 3، 2006: صص. 498–524) یکی از بحث‌برانگیزترین مقالات در حوزه‌ی فلسفه دوستی و معرفت‌شناسی معاصر است. استرود در این مقاله مسئله‌ای بنیادین را پیش می‌کشد: آیا الزامات معرفتی ما (مانند باور بر اساس شواهد و بی‌طرفی شناختی) با الزامات اخلاقی و عاطفی برخاسته از دوستی در تعارض‌اند؟ او نشان می‌دهد که دوستی می‌تواند ما را وادار کند به شیوه‌ای جانبدارانه باورهایی شکل دهیم، حتی اگر این امر با معیارهای معرفت‌شناختی کلاسیک ناسازگار باشد.

بی‌طرفی شناختی و الزام دوستی

استرود تأکید می‌کند که دوستی نه فقط مجموعه‌ای از احساسات و انگیزه‌هاست، بلکه بر باورها و شیوه‌ی شکل‌دهی به آن‌ها نیز اثر می‌گذارد. او این وضعیت را جانبداری معرفتی (Epistemic Partiality) می‌نامد. در این وضعیت، فرد به سبب رابطه‌ی دوستانه، باورهایی متفاوت از آنچه صرفاً شواهد ایجاب می‌کند شکل می‌دهد. چنین رفتاری در نگاه معرفت‌شناسی سنتی نادرست است، اما در قلمرو روابط انسانی امری طبیعی و حتی ضروری جلوه می‌کند.


نمونه‌های تمثیلی استرود

برای روشن ساختن ادعا، استرود مثالی مطرح می‌کند: اگر گزارشی منفی درباره‌ی یک فرد غریبه دریافت کنید، احتمالاً بی‌درنگ آن را باور می‌کنید. اما اگر همان گزارش درباره‌ی یک دوست نزدیک باشد، واکنش شما متفاوت خواهد بود: شواهد را دوباره بررسی می‌کنید، اعتبار منبع را زیر سؤال می‌برید، یا تفسیرهای جایگزین می‌جویید. در نتیجه، دوستی بر فرآیند باورآوری شما اثر مستقیم می‌گذارد.

دو سطح از جانبداری معرفتی

استرود میان دو سطح از جانبداری تمایز می‌گذارد:

1. جانبداری مستقیم (Direct Epistemic Partialism): خود رابطه‌ی دوستی دلیلی مستقیم برای پذیرش باورهای خاص فراهم می‌آورد. به عنوان مثال، فرد به دلیل دوستی، باوری خوش‌بینانه نسبت به دوستش می‌پذیرد حتی اگر شواهد خلاف آن باشد.

2. جانبداری غیرمستقیم (Indirect Epistemic Partialism): در این سطح، دوستی گرایش‌ها و عادت‌هایی در فرد ایجاد می‌کند که به شکل‌گیری باورهای جانبدارانه می‌انجامند، بی‌آنکه فرد آگاهانه شواهد را نادیده گرفته باشد.

پیامدها و ضرورت اخلاقی

نتیجه‌ی تحلیل استرود این است که دوستی الزاماً با معیارهای معرفتی متعارف در تنش قرار می‌گیرد. به بیان دیگر، گاه باید میان حقیقت‌جویی و وفاداری انتخاب کرد. از دید او، دوستی ارزشی دارد که می‌تواند بر حقیقت‌گرایی محض برتری یابد. بنابراین، پرداخت هزینه‌ی معرفتی نوعی «بهای دوستی» است که گریزی از آن نیست.
مقاله استرود بحث‌های فراوانی در پی داشته است:
سانفورد گلدبرگ (2019) استدلال می‌کند که باورهای برخاسته از دوستی الزاماً غیرموجه نیستند؛ بلکه می‌توان آن‌ها را نوعی دلیل‌پذیری ارزش‌محور دانست که همچنان معیارهای معرفتی را برآورده می‌کنند.
کریستوفر میسون (2023–2024) با الهام از آیریس مرداک معتقد است که دوستی خود مستلزم نوعی شناخت عمیق است و بنابراین میان دوستی و حقیقت‌گرایی تضاد بنیادی وجود ندارد.
این دیدگاه‌ها نشان می‌دهند که بحث استرود دریچه‌ای تازه به سوی بازاندیشی در نسبت میان معرفت و ارزش‌های انسانی گشوده است.

جمع‌بندی

نکته‌ی اصلی مقاله استرود این است که دوستی می‌تواند مستقیماً بر باورهای ما اثر بگذارد و ما را به سمت جانبداری سوق دهد. این امر اگرچه از دید معرفت‌شناسی سنتی ناپذیرفتنی است، اما بخشی ضروری از زیست انسانی و اجتماعی ما محسوب می‌شود. ارزش دوستی گاه چنان بالاست که تعدیل الزامات معرفتی در برابر آن اجتناب‌ناپذیر است. واکنش‌های فلسفی معاصر نیز یا در پی دفاع از سازگاری میان دوستی و معرفت‌پذیری‌اند یا تلاش دارند جایگاه ویژه دوستی را در معرفت‌شناسی بازتعریف کنند.
منابع

Stroud, Sarah. “Epistemic Partiality in Friendship.” Ethics 116, no. 3 (2006): 498–524.

Goldberg, Sanford. To the Best of Our Knowledge: Social Expectations and Epistemic Normativity. Oxford University Press, 2019.

Mason, C. “Friendship, Epistemic Partiality, and Murdochian Attention.” Synthese (2023).

Keller, Simon. “Friendship and Belief.” Philosophical Papers 33, no. 3 (2004): 329–351.

@Dialogeschool
@bashgahandishe
1
شناخت خود و اخلاق کنش / گفتگو با پل ریکور / برگردان ناصر فکوهی

پل ریکور(Paul Ricoeur) ، فیلسوف فرانسوی در سال ۲۰۰۵ در ۹۲ سالگی درگذشت. ریکور یکی از مهم‌ترین چهره‌های فلسفه قرن بیستم فرانسه و یکی از اساسی‌ترین اندیشه‌های بین‌رشته‌ای در علوم انسانی و در عین حال الگو و نمونه‌ای برای اخلاق اجتماعی و تعهد به علم در عین تعهد به جامعه و انسانیت بود. گفتگوی زیر در سال ۱۹۹۶ به مناسبت انتشار زندگینامه وی به قلم خودش انجام شده است. این گفتگو برگرفته از مجله علوم انسانی فرانسه شماره ۱۶۲ ژوئیه ۲۰۰۵ است.

ژاک لوکنت: یکی از نخستین اندیشه‌های هستی‌شناسانه زندگی شما ریشه خود را در یک مصیبت خانوادگی می‌یابد که در جنگ جهانی اول برایتان اتقاق افتاد...

لینک به متن کامل در وبگاه ناصر فکوهی
https://nasserfakouhi.com/%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%88-%d8%a7%d8%ae%d9%84%d8%a7%d9%82-%da%a9%d9%86%d8%b4/
🔥1
Audio
مقصود فراستخواه: دشواره صلح اندیشی و رواداری


▪️نشست رویکرد ادیان به گوناگونی فرهنگی و رواداری در دستیابی به صلح

قضیه شرطیه دین‌اندیشی و صلح اندیشی
دین و دولت؛ دشواره صلح اندیشی و رواداری


دکتر مقصود فراستخواه
استاد موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی

۲ آبان ۱۴۰۱


انجمن مطالعات صلح ایران و خانه اندیشمندان علوم انسانی

@Dialogeschool
@bashgahandishe
🔷 گفتنی ناگفتنی است!

🔶 هنگامی که از گادامر پرسیده شد که چه چیزی را در زندگی‌اش، یا زندگی به‌طور عام، شایان گفتن شمرده است، او در پاسخ گفته بود، «بر این باورم که آنچه بیش از همه شایان گفتن است آن چیزی است که نمی‌توان گفت»!

ژان گروندن، درآمدی به علم هرمنوتیک فلسفی، ترجمه محمد سعید حنایی کاشانی، انتشارات مینوی خرد، ۱۳۹۳، ۱۳۹۵، ص ۱۸۸.

#هرمنوتیک_فلسفی
#گادامر
#ژان_گروندن

یکشنبه، ۲۸ اردیبهشت، ۱۴۰۴

@fallosafahmshk
1
🔹بی‌طرفی تفسیری و مسئلۀ ترجمۀ «Bedeutung» در آثار متأخر فرگه
گزارشی از یک مناقشه (در دو بخش)

🔹 نویسنده: ساجد طیبی

اگر جایی در متنی قطعه‌ای هست که گویش‌وران زبان اصلی را با مسئلۀ تفسیری مشروعی مواجه می‌کند، مترجم باید تلاش کند که درصورت امکان، خوانندۀ نسخۀ خودش را با همان مسئلۀ تفسیری مواجه کند و نسخه‌ای تولید نکند که این مسائل را در نظر خودش حل‌وفصل می‌کند. (پیتر لانگ و راجر وایت)


گفتهٔ فوق از مترجمان کتاب نوشته‌های پس از مرگ‌ منتشرشدهٔ گوتلب فرگه بیان‌گر ‌شرط کفایتی به‌نظر مناقشه‌ناپذیر است برای هر ترجمۀ فلسفی مقبول.
این اصل، که ایشان از آن با عنوان «بی‌طرفیِ تفسیری» یاد می‌کنند، بیانی است از این ایدۀ کلّی که مترجم اثری فلسفی شارح آن نیست.

آن‌چه در دو بخشِ این یادداشت آمده است گزارشی اجمالی است از معضل ترجمۀ «Bedeutung» در آثار متأخر فرگه و بخشی از استدلال‌های مختلفی که له و علیه سیاست‌های مختلف در ترجمۀ آن از سوی مترجمان و دیوید بل ارائه شده است.

🔹بخشِ اولِ این مقاله را این‌جا و بخشِ دوم آن را این‌جا بخوانید.

                    «جمهوری فلسفه و ادبیات»
1
ثبات پویا
بحثی در مدیریت فرهنگی به بهانۀ تغییر مدیرعامل شهرکتاب

📝محمدرضا لبیب
پژوهشگر مطالعات دیالوگ

چند هفته‌ی پیش، خبری در فضای فرهنگی ایران منتشر شد که می‌تواند مورد توجه بسیاری از فعالان و علاقه‌مندان به حوزه فرهنگ و مدیریت فرهنگی قرار بگیرد: مهدی فیروزان پس از سال‌ها حضور در مقام عضو مؤسس و مدیر در «مؤسسه شهر کتاب»، جای خود را به علی جعفرآبادی داد. این تغییر، به‌ظاهر یک جابه‌جایی ساده مدیریتی بود، اما در واقع فرصتی برای بازاندیشی درباره‌ی نسبت میان دو مفهوم کلیدی در مدیریت، خصوصا مدیریت فرهنگی در ایران امروز به وجود آورد:
ثبات یا جوان‌گرایی در مدیریت فرهنگی؟!

متن کامل این یادداشت را می‌توانید در خبرآنلاین بخوانید.

@Dialogeschool
@bashgahandishe
👎1
"پیامبری و دیگر-مراقبتی"

📝رسول رسولی‌پور
عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی

"مراقبت بند ناف آفرینش است"(۱)
پیامبران نه برای آشنایی انسان‌ با خدا، که برای آشتی با او و تاکید بر دغدغه و مراقبت الهی از بندگان برانگیخته شده‌اند.(۲)
فلسفه دین؛ بویژه در رویکرد قاره‌ای‌اش، در چرخشی تاریخی از رویکرد صرف آشنایی و تحلیل خبرهای پیامبران، به گفتگو درباره‌ی مسئولیت و مراقبت ایشان در قبال رنج‌ها و آسیب‌های مردمان می‌پردازد. وضع اسفناک رنج‌های انسانی چه در دادخواست ایمانوئل لویناس علیه ناکامی اخلاقیات در جلوگیری از قتل عام انسانها در جنگ جهانی دوم، و چه در اندوه پل ریکور از گرایش تقریباً همه جایی انسانها به توسل به خشونت، که آن را شکلی از شر می‌انگارد، نیازمند واکنشی اخلاقی یا عملی (مسئولیت پذیری) است. رویکرد تحلیلی در فلسفه دین، به دلیل امتناع از فرض روابط متقابل میان ذهن و بدن، عقل و احساس، و انتزاعی و انضمامی، در این زمینه چندان موفق نبوده است. جهت گیری اخلاقی در فلسفه‌ دین قاره‌ای، که تحت تأثیر پدیدارشناسی است و البته از مرزهای آن در می‌گذرد، می‌کوشد به روابط متقابل درونی این وجوه بپردازد. در این نوع جهت‌گیری، از حالتی فراگیر و تلفیقی برای شناختن و کنش‌ورزی استفاده می‌شود که مشخصاً معطوف به موقعیت "دیگران" است.(۳)
ما موجودات انسانی، حیوانی، گیاهی، و حتا جامدات، «امانت»‌های پروردگار هستیم و بر ذمه‌ی یکدیگر تا هر یک، دیگری را سالم نگاه داریم. مراقبت، نه «تاوان»ی بر سالم بودن ما، که، پاسخی است بر امانت بودن‌مان. همچنانکه آفرینش‌گر، ضامن سلامت این امانت‌هاست، آفریدگان نیز وفادار به عهد امانت‌داری‌اند. ترویج فرهنگ مراقبت همگانی نه تنها برای افراد آسیب‌دیده، که برای همه‌ی ما انسان‌ها، و همه‌ی آفریدگان است؛ زیرا همه‌ی ما آسیب‌پذیریم؛ لذا همه‌ی ما نیازمند مراقبتیم.
قرآن کریم در شماری از آیات؛ بویژه در آیه ۱۲۸ سوره‌ی توبه، به میزان مراقبت پیامبر مهربانی و شدت دوست‌داری او نسبت به مؤمنان و مردمان تاکید دارد.(۴)
میلتون میراف، نویسنده‌ کتاب «درباره مراقبت: تحلیل فلسفی مفهوم پروای دیگری داشتن»(۵)، معتقد است مراقبت، دوست داشتن دیگری نیست، محافظت و نگهداری از او نیست، آرزوی خوب برای کسی داشتن و دغدغه بهروزی‌اش را داشتن هم نیست، بلکه مراقبت این است که بتوانیم کمک کنیم که موجود مراقبت شونده، در راه تحقق‌بخشی خودش گام بردارد.
ما در این نوشتار، ضمن روشن ساختن مفهوم و مبانی دیگریت و دیگر-پروایی، به موجه ساختن ماموریت "دیگر-مراقبتی" پیامبران الهی خواهیم پرداخت.

پ.ن. ۱
تعبیر «بند ناف آفرینش» را از پائولا بوبر، همسر مارتین بوبر گرفته‌ام که گفته بود:
«مسئولیت، بند ناف آفرینش است».
"Responsibility is the umbilical cord of creation.” 
Buber, Martin : The Education of Character. In: Between Man and Man, 1951, Pp.123–139

پ.ن. ۲
علی (ع) در خطبه‌ی ۱۰۸ نهج‌البلاغه، پیامبر مهربانی را اینچنین توصیف می‌کند:
"طَبيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ، قد أحكَمَ مَراهِمَهُ، و أحمى (أمضى) مَواسِمَهُ، يَضَعُ ذلكَ حيثُ الحاجَةُ إلَيهِ، مِن قُلوبٍ عُمْيٍ، و آذانٍ صُمٍّ، و ألسِنَةٍ بُكْمٍ، مُتَتَبِّعٌ بدَوائهِ مَواضِعَ الغَفلَةِ، و مَواطِنَ الحَيرَةِ.

پ.ن. ۳
جوی، مورنی، فلسفه قاره‌ای و فلسفه دین، مترجم محمد ابراهیم باسط، انتشارات کتاب طه، ۱۳۹۷

پ.ن. ۴
لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ.

پ.ن. ۵
میرآف، میلتون، درباره مراقبت (تحلیل فلسفی مفهوم پروای دیگران داشتن)، مترجم: مریم نصر اصفهانی، نشر همان، ۱۳۹۶

@Dialogeschool
@bashgahandishe
Forwarded from خرد و خیال
📷 اساتید مدرسه گفت‌وگو چه کسانی هستند؟ / مهلت ثبت‌نام رو به پایان است

ثبت‌نام با تخفیف در دوره "آشنایی با مبانی حرفه تسهیلگری گفتگو" با یک روز تمدید امشب ساعت ۲۲ به پایان می‌رسد.

یکی از تصاویر بالا مربوط به زمانبندی کلاس‌ و سخنرانی اساتید در دوره آشنایی با مبانی حرفه تسهیلگری است.

این دوره با حضور ۱۲ مدرس و سخنران از ۶ آبان (سه شنبه هفته آینده) شروع خواهد شد...

📌 امروز آخرین مهلت استفاده از تخفیف ۱۰ درصدی ثبت‌نام زودهنگام است؛ اگر قصد ثبت‌نام دارید و اگر می‌خواهید از فرصت ثبت‌نام همراه با تخفیف استفاده کنید، همین امروز اقدام کنید.

📥 برای ثبت‌نام همین الان اقدام کن:
@Kheradvakhiyal1

خانه خرد و خیال | @kheradvakhiyal
اینستاگرام || توییتر
🔚
روابط‌عمومی در عصر اطلاعات بازتعریف مأموریت گفت‌وگو

📝مهدی توکلیان
کارشناس رسانه و ارتباطات

در دنیایی که هر فرد یک رسانه است، روابط‌عمومی‌ها باید از انتقال پیام فراتر روند و گفت‌وگو، اعتماد و درک متقابل را مدیریت کنند. درعصر اطلاعات، سرعت و شفافیت دو عنصر اصلی ارتباطات هستند. روابط‌عمومی‌ها دیگر سخنگوی سازمان نیستند؛ بلکه گوش و ذهن تحلیلی آن‌ هستند.این یادداشت،نگاهی داردبه ضرورت بازتعریف مأموریت روابط‌عمومی در جهان دیجیتال.

تحول وسایل ارتباط‌جمعی، ازچاپ تا اینترنت، همواره چهره‌ روابط‌عمومی رادگرگون کرده است. اما در عصر اطلاعات، این تحول از جنس تغییر ابزار نیست؛ بلکه تغییر نقش است. روابط‌عمومی دیگر تنها انتقال‌دهنده پیام نیست؛ بلکه باید گوش و چشم سازمان در برابر افکار عمومی باشد.درجهان شبکه‌ای، جایی برای پیام‌های یک‌طرفه باقی نمانده است. مردم می‌پرسند، تحلیل می‌کنند و روایت خود را می‌سازند. اگر سازمانی در این گفت‌وگو غایب باشد،روایتش را دیگران خواهند نوشت. سرمایه اصلی سازمان‌ها دیگر در ساختمان و تجهیزات خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در اعتماد عمومی نهفته است. روابط‌عمومی مدرن باید با بهره‌گیری از ابزارهای دیجیتال، داده‌کاوی و شبکه‌های اجتماعی، افکار عمومی را بشناسد و ارتباطی دوسویه بسازد. امروز مأموریت روابط‌عمومی از«اطلاع‌رسانی»به«مدیریت ارتباطات انسانی» ارتقا یافته است؛ مأموریتی که دانش، اخلاق، سرعت و شفافیت را در کنار هم می‌طلبد.
«اعتماد، محصول گفت‌وگوی پیوسته است، نه نتیجه‌ تبلیغ یک‌باره.» در دنیایی که فناوری، انسان را در هر لحظه به انبوهی از اطلاعات متصل می‌کند، تقاضا برای خدمات و ارتباطات الکترونیک روزبه‌روز افزایش می‌یابد اما باید پذیرفت که روابط‌عمومی‌ها معجزه نمی‌کنند؛ همان‌گونه که گفته‌اند: «از کوزه همان برون تراود که در اوست.» اخبار باارزش و تأثیرگذار، از درون سازمان‌هایی منتشر می‌شوند که کارآمد، شفاف و صادق‌اند. در میان سیل اخبار جهانی و داخلی، سواد رسانه‌ای برای مدیران و کارشناسان روابط‌عمومی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. مدیرانی که فهم رسانه‌ای نداشته باشند، اغلب در توهم «بزرگ‌ترین اتفاق جهان در مجموعه خود» گرفتار می‌شوند. برنامه‌ها باید با پیوست اطلاع‌رسانی کارشناسی و استراتژی محتوایی دقیق طراحی شوند، زیرا هیچ موفقیتی بدون استراتژی محتوا پایدار نیست. باور قدیمی که تبلیغات فقط از طریق رسانه‌های سنتی انجام می‌شود، سال‌هاست از میان رفته است. امروز اینفلوئنسرها، فعالان فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی نقش کلیدی در شکل‌دهی افکار عمومی دارند. شبکه‌های اجتماعی با بیش از ۱.۵میلیارد کاربر، به ابزار مرکزی ارتباطات تبدیل شده‌اند. بازاریابی رسانه‌های اجتماعی دیگر تاکتیکی موقت نیست بلکه بخشی از استراتژی کلان ارتباطی سازمان‌هاست‌؛ ابزاری مؤثر برای جلب توجه، تعامل و تبدیل مخاطب به حامی. در جهان هوشمند، روابط‌عمومی‌هایی موفق خواهندبودکه چابک،یادگیرنده وتحلیلگر باشند.آینده ازآن سازمان‌هایی است که ارتباطات را نه یک وظیفه اداری، بلکه فرآیندی راهبردی می‌دانند. روابط‌عمومی باید درمرکز تصمیم‌گیری سازمان بنشیند و به مدیران بیاموزد که شنیدن، بخشی از گفت‌وگوست و گفت‌وگو، مسیر اعتمادسازی است. بازگشت به جوهر ارتباط از طبل و دود تا اینترنت و هوش مصنوعی، ابزارها تغییر کرده‌اند اما هدف یکی مانده است: درک متقابل. در عصر اطلاعات، روابط‌عمومی باید این جوهره را دوباره احیا کند‌، با گفت‌وگو، شفافیت و احترام به مخاطب. سازمان‌هایی که چنین کنند، نه فقط شنیده می‌شوند بلکه باور می‌شوند.

منبع: روزنامهٔ جام‌جم

@Dialogeschool
@bashgahandishe
مشهد، خوانشی نو
نگاهی به کتاب ِ«شهر در ترازوی فرهنگ»

📝محمدرضا لبیب

شهر نه یک ابژه‌ی بی‌جان، بلکه یک پدیده‌ی زبانی، ارتباطی و تفسیری است و می‌توان آن را نه صرفاً به‌عنوان یک پدیده فیزیکی یا مجموعه‌ای از ساختمان‌ها و خیابان‌ها، بلکه به‌مثابه یک «پیکره‌ی زندهٔ معنا» فهم کرد؛ عرصه‌ای که در آن، زمان، فضا، قدرت، حافظه و زیست روزمره درهم‌تنیده می‌شوند.

در این یادداشت تلاش کردم نگاه کوتاهی به کتاب ِ«شهر در ترازوی فرهنگ» به کوششِ صدرا میردامادی داشته باشم که ارائه‌هایی که ماحصل میزبانی و طراحی پژوهشکده ثامن مشهد_ یکی از کانون‌های فکری اثرگذار شهر _در دعوت از اندیشمندان داشته‌است را دبیری و جمع‌آوری کرده‌است
این اثر اخیرا توسط نشرِ گفتمان شهر و بعد از هفت سال انتظار منتشر شده‌است و به نظر می‌رسد در تلاش است با عبور از سطح توصیفی و رویکردهای مدیریتی، به لایه‌های معنایی و تفسیری شهر مشهد بپردازد و امکان نظری تازه‌ای برای تحلیل شهرهای زیارتی ـ فرهنگی ایران، به‌ویژه مشهد، فراهم می‌سازد.
متن کامل یادداشت را می‌توانید در ایبنا بخوانید.

@Dialogeschool
@bashgahandishe
2👍1
📌سخنرانی هفته جاری گروه فلسفه‌ دانشگاه تربیت مدرس با عنوان:

عقاید دینی و مسئله گواهی صرف

👤سخنران:
علیرضا کاظمی
(پژوهشگاه دانش‌های بنیادی)

🗓زمان:
دوشنبه ۱۴۰۴/۰۸/۱۲، ساعت ۱۰ الی ۱۲

📍مکان:
دانشگاه تربیت مدرس، دانشکده علوم انسانی، طبقه چهارم، سالن رئیسی
🔸توانش ارتباطی در جهان گفت‌و گو
▫️سخنران: دکتر #هادی_خانیکی
سلسله نشست‌های زیست ارتباطی در جهان معاصر، تاملاتی در باب رسانه و جامعه، یکشنبه ١٨ آبان ١۴٠۴، ساعت ١۵، دانشگاه علامه طباطبائی، دانشکده علوم ارتباطات، سالن شورا
▫️آیدی ثبت‌نام | zedjm_atu @
معاونت فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، خانه اندیشمندان علوم انسانی
@iranianht
نشست تخصصی- روابط‌عمومی صلح؛ معماری تفاهم

در یک نشست تخصصی از راهبردها و الگوهای ارتباطی در ساخت پل‌های گفت‌وگو در جامعه حرف می‌زنیم و اینکه چرا در ایران «روزنامه‌نگاری صلح» نتوانست موفق باشد و شاید بتوان از اصول روابط‌عمومی برای کاهش قطبی‌شدگی جامعه استفاده کرد.

سخنرانان:

دکتر امیرحسن موسوی
متخصص ارتباطات، دکتری فلسفه علم و تکنولوژی

دکتر علی شاکر
مدیر گروه صلح و رسانه در انجمن علمی مطالعات صلح ایران

چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۱۷

تهران: مرکز نشر دانشگاهی، خیابان شهید بهشتی، خیابان سید حسن نصرالله (وزرا)، نبش کوچه‌ی دهم، پلاک ۵۰

🔎 این نشست ویژه‌ی کسانی است به دنبال راه‌هایی برای کاستن از التهاب‌های ارتباطی در سطح جامعه می‌گردند و می‌خواهند از طریق ارتباط، گفت‌وگو و تحلیل خشونت به آن برسند.

https://t.me/ipsan
#ارتباطات🔸توانش ارتباطی
توانش ارتباطی در واقع همان مهارت‌ها و قابلیت‌هایی است که افراد باید در خود توسعه دهند تا بتوانند در دنیای پیچیده و متغیر امروز، با دیگران ارتباطی مؤثر برقرار کنند. #هادی_خانیکی در سخنان خود به این نکته اشاره کرد که در دنیای معاصر، فناوری‌های ارتباطی نقش تعیین‌کننده‌ای دارند، اما این فناوری‌ها به‌تنهایی نمی‌توانند گفت‌وگوهای سازنده و مؤثر را تضمین کنند. بلکه، برای موفقیت در برقراری ارتباط، افراد باید از توانش ارتباطی خود استفاده کنند تا در این فرآیند، به‌رسمیت شناختن دیگران، تفاهم و احترام متقابل را در اولویت قرار دهند. متن کامل گزارش
Forwarded from آن‌سو | AnSoo
دربارهٔ_درآغوش‌گیری_و_دربرگیری،_بودن_و_رؤیاپردازی.pdf
365.9 KB
📖دربارهٔ «درآغوش‌گیری»، «دربرگیری»، «بودن» و «رؤیاپردازی»

✍️نوشتهٔ توماس اچ. آگدن

📂منتشرشده در مجلهٔ بین‌المللی روان‌کاوی ۲۰۰۴

📚ترجمهٔ گوگل‌جمنای

✈️@AnSoo
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
توانش ارتباطی در جهان گفتگو.pdf
137.5 KB
📌 چرا می‌خواهیم گفتگو کنیم، اما نمی‌توانیم؟

#باهم_بخوانیم

✏️ یادداشتِ «توانش ارتباطی در جهان گفتگو» از دکتر هادی خانیکی، منبعی تکمیلی برای فهم عمیق‌تر درسگفتار ایشان در سلسله نشست‌های زیست ارتباطی در جهان معاصر است.

#زیست_ارتباطی_در_جهان_معاصر
#دکتر_هادی_خانیکی
#انجمن_علمی_مطالعات_فرهنگی_و_رسانه

@mcs_atu
آخرين روزهای حضورِ آقا بود.
از ایشان پرسید: در چه مقامی هستید؟
فرمودند: مقام تکلّم.
سوالش را ادامه داد: با چه کسی؟
آقا فرمود: با حق.


💠بخشی از کتاب صد روایت از زندگی علامه طباطبایی(ره)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
٢۴ آبان، سال‌روز درگذشت فرزانه‌ای فرهیخته و عارفی کامل است که عمر خود را، برای شکوفایی معارف دینی و گسترش آن در جامعه انسانی هدیه نموده و با گذر از دانه و دام دنیایی، سبک‌بال با توشه‌ای گران‌سنگ چون تفسیرالمیزان، به سوی یار پرکشید.

💠جهت شادی روح ایشان
صلـــــــوات و فاتحـــــــه‌ای
عنایـــــــت بفـــــرماییــــــد.


#در_مكتب_علامه_طباطبايى
#روایت

@Allaamehwisdom