مدرسهٔ مطالعات دیالوگ‌ | باشگاه‌اندیشه
430 subscribers
323 photos
32 videos
39 files
274 links
تماس:
@labibreza
Download Telegram
گزارش مشروح نشست فلسفه دین میان‌فرهنگی و آینده دین‌پژوهی و دین‌ورزی

📝علیرضا دهقانی
دبیر مدرسه مطالعات دین باشگاه اندیشه

نشست "فلسفه دین میان‌فرهنگی و آینده دین‌پژوهی" و دین‌ورزی به میزبانی مشترک مدرسه‌های مطالعات دین و دیالوگ باشگاه اندیشه روز چهارشنبه ۵ دی ۱۴۰۳ با ارائۀ دکتر محمدمهدی فلاح پژوهشگر پسادکتری فلسفه در دانشگاه توبینگن به صورت برخط در بستر گوگل‌میت برگزار شد. در ادامه، گزارش مشروح نشست ارائهٔ محمدمهدی فلاح را می‌خوانید:

به نظر می‌رسد تعبیر "مقدمه‌ای بر فلسفه دین میان‌فرهنگی" بهتر می‌تواند مراد این ارائه را برساند؛ چون در این نشست تلاش می‌کنم ارتباطی بین فلسفۀ دین و فلسفۀ میان‌‌فرهنگی برقرار کنم. در این رابطه از سویی فلسفۀ دین را داریم که در دانشگاه‌های ایران و جهان رویکرد متداولی به خود گرفته است و از سوی دیگر فلسفۀ میان‌فرهنگی که ناآشناتر است.

در جانب فلسفۀ دین با تاریخ مشخصی روبه‌رو هستیم که البته امروزه با بن‌بست‌هایی مواجه شده است. فلسفۀ دین امروز به تعبیر برخی محققان پویایی اولیه خود را از دست داده است. به طور کلی می‌توان گفت فلسفۀ دین موجود فلسفۀ دین تحلیلی پروتستانی انگلیسی‌زبان است. در صورت کنار گذاشتن هر کدام از این قیود با فلسفۀ دین متفاوتی روبه‌رو خواهیم شد. اگر فلسفۀ دین غیرتحلیلی شود انواع و اشکال گوناگونی از فلسفۀ دین پدیدار می‌شود که فلسفۀ دین قاره‌ای تنها یکی از این اشکال است. اگر فلسفۀ دین مسیحی نباشد امکانی برای فلسفۀ دینی ناظر به مسائل و مبانی سایر ادیان فراهم می‌آید. و اگر فلسفۀ دین انگلیسی‌زبان نباشد با گونه‌های دیگری مجال طرح خواهد داد. نمونه‌هایی بالفعل در این میان، فلسفۀ دین قاره‌ای در فرانسه و آمریکا (به نمایندگی اشخاصی مثل کاپوتو، واتیمو، ماریون و ...)، فلسفۀ دین اسلامی، بودیستی و یهودی و ...، و فلسفۀ دین غیرانگلیسی‌زبان مثل برنارد ولته و شفلر است که روایت نشده باقی مانده‌اند.

◀️ ادامهٔ گزارش مشروح را در اینستنت‌ویو بخوانید.

#گزارش_مشروح #مطالعات_دین #مطالعات_دیالوگ #باشگاه_اندیشه

@diinschool | @dialogeschool | @bashgahandishe
تا دیر نشده گفت‌وگو کنیم

یادداشت دکتر هادی خانیکی در شماره ۲۸۸۵۵ روزنامه اطلاعات - دوشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۳

ذهن و زبان ما در این روزگار چنان‌که باید و شاید با گفتگو در افق معنایی جدید آن سازگار نیست؛ بخشی از این ناتوانی را باید معلول و محصول فقد و ضعف نهادها و شبکه‌های گفتگویی، نه تنها در زندگی اجتماعی و سیاسی، بلکه حتی در عرصه‌های اندیشه، علم و فرهنگ دانست.

🔗متن کامل یادداشت

🆔 @HadiKhaniki
🔻در رمان لبه تیغ، موام به عنوان راوی داستان، با فاحشه‌ای به نام «سوزان» گفتگو می‌کند. هر دو «لاری»، شخصیت اصلی داستان، را می‌شناسند.
راوی از فاحشه می‌پرسد که تو لاری رو از کجا می‌شناسی؟

سوزان داستان حصبه‌گرفتنش، از ریخت و قیافه‌افتادن و بالطبع طردشدن و بی‌پولی و بی‌کسی‌اش را می‌گوید. از روزی که ناگهان لاری در کنارش قرار گرفت، او را به دهکده‌ای خوش آب و هوا برد، زیر پر و بالش را گرفت، و تیمارش کرد. سوزان، خودش خواست که با لاری همخوابه شود، می‌گفت شدم اما می‌فهمیدم که خواست از من است، نه او. با این‌همه او در رختخواب هم بی‌نقص بود. اما یک روز آمد و گفت تو خوب شده‌ای، من می‌روم، و رفت.
راوی به سوزان، حیرت‌زده از این رفتار، می‌گوید: «لاری تنها کسی است که به هیچ‌چیز دلبستگی پیدا نمی‌کند» جمله بعدی اما مهم است: «ما به اشخاصی که فقط به خاطر عشق به خدائی که به آن اعتقاد ندارند کاری انجام می‌دهند، عادت نداریم.»

🔻به گمانم این لبّ ناواقع‌انگاری دینی است. دان کیوپیت، به عنوان فیلسوفی ناواقع‌گرا، در مصاحبه‌ای گفته بود «ناواقع‌انگاری عبارت است از این دیدگاه که چیزها، مستقل از معرفت ما به آنها، و شیوه توصیفی که از آن‌ها داریم، وجود ندارند؛ همه چیز در گفت و گوی ما شکل می‌گیرد و تثبیت می‌شود. من مفهوم خویشتن و جهان و خدای مستقل از باور انسان و تعهد انسان و توصیفات انسان را کنار می‌گذارم. خدا، مستقل از ایمان ما به او، وجود ندارد.»

🔻جمله آخر کیوپیت مهم است. فارغ از اینکه با این دیدگاه رادیکال او همراه باشیم یا نه، اما می‌توان پذیرفت ایمان یعنی جوری زندگی کنیم که گویی خدا وجود دارد، چه به وجود خداوند، مستقل از خودمان باور داشته باشیم، چه همچون کیوپیت و لاری نامعتقد به او باشیم، و چه چون بید بر سر باور خود لرزان باشیم.

@soofar_channel
👍1
فرازی از کتاب بسیار خواندنیِ «دیدارِ ناگهان»:


در طول گذران تعطیلات تابستانی در مستغلات پدربزرگ و مادربزرگم، هربار که می‌شد یواشکی این کار را انجام دهم، پاورچین به اصطبل می‌رفتم و گردن اسب عزیزم را... می‌خاراندم. این برای من یک لذت حاشیه‌ای نبود بلکه یک رویداد عظیم، دوستانه و البته عمیقاً مهیب بود. اگر بخواهم اکنون از حافظهٔ بسیار تازه‌ماندهٔ دستم گزارش دهم باید بگویم آنچه از آن جانور آموختم «دیگری» بود؛ دیگری‌بودگیِ عظیم دیگری، که... اجازه یافتم لمسش کنم. وقتی بر آن یال‌های درشت که گاهی به‌طرز شگفت‌آوری شانه شده و گاهی به طرز وحشیانه‌ای رها بودند دست می‌کشیدم و می‌توانستم زندگی را زیر دستانم حس کنم، گویی جوهرهٔ زندگانیِ خودش را به مرز پوستِ دستان من رسانده بود؛ چیزی که «من» نبود. به هیچ وجه «من» نبود. به هیچ وجه به من متکی نبود. «دیگری» در عین حال ملموس. نه فقط یک دیگری محض، بلکه خود «دیگری» که مرا به خودش بار داده، خویش را به من سپرده و مرا و جوهرۀ خویش را روبه.روی هم نشانده بود؛ همچون دو «تو.»(ص۲۴)

◽️(دیدار ناگهان: زندگی‌نامهٔ خودنوشت، مارتین بوبر، ترجمه حسین مرکبی، نشر هرمس، ۱۴۰۳)

@sedigh_63
1
مست دیدار

قصه‌ای هست در مثنوی با نام «قصهٔ اعرابی درویش و ماجرای زن با او». مردِ درویشی که به اصرار و ابرامِ همسرش، کوزه‌ای از آب شیرین پر می‌کند و به طمعِ عطا و بخششِ سلطان، راهیِ بغداد می‌شود. چون به بغداد و درگاه پادشاه می‌رسد، از استقبالِ گرم و پُر مهر و نوازشِ دربانان غافل‌گیر و شگفت‌زده می‌شود. این مِهتران چگونه و چرا با منِ درویشِ بی‌نوایِ خسته که گرد و غبارِ سفر بر او نشسته، چنین کریمانه رفتار می‌کنند؟ آن سودایِ نخست که طلبِ نان و دینار بود، کنار می‌رود و او که از لطف آنان بی‌تاب شده می‌گوید:

ای که یک دیدارتان دیدارها
ای نثارِ دین‌تان دینارها
ای همه یَنْظُرْ بِنورِ الله شده
از برِ حق بهرِ بخشش آمده
تا زنید آن کیمیاهای نظر
بر سرِ مس‌های اشخاصِ بشر
(مثنوی، د ۱: ۲۷۸۹_۲۷۹۱)

در طلبِ نان و دینار آمده بود، هدف و نیّت دیگری داشت، اما در آن مواجهه، چشم به حقیقت دیگری گشود: نگاه و نظرِ دربانان سلطان. حضورِ کیمیاگر و زندگی‌بخش‌شان. دیدار آنان، گران‌بهاتر از از نان بود. نگاهشان خواستنی‌تر از دینار. صاحب کیمیای نظر بودند. کیمیای نگاه‌شان را رایگان نثارِ مسِ دیگران می‌کردند. پرتوِ حضور و برکتِ نگاهشان، تبدّل‌آفرین بود. آنان به نورِ خدا در درویش نگریستند و طرز و شیوۀ رویارویی و دیدارشان چنان بود که درویشِ مسافر را بی‌تاب کرد و گفت: در پایِ دین شما، که وجودی چنین مبارک از شما پرداخته، دینارها باید نثار کرد. درویش که این راه دراز را در طلبِ عطا و بخششِ مادّی فراپشت نهاده بود، حالا چیزی بزرگ‌تر و عزیزتر را تجربه می‌کرد: دیدار. موهبِ دیدار. و به دربانانِ کریم گفت:

تا بدین‌جا بهرِ دینار آمدم
چون رسیدم، مستِ دیدار آمدم
(مثنوی، د ۱: ۲۷۹۴)

در قصۀ «محتسبِ تبریز» نیز اشارۀ درخشانی دربارۀ «دیدار» آمده است. جوانمردِ قصه، محتسبِ تبریز را که مردی اهلِ خیر و بخشش و نوازش بود در خواب می‌بیند و شوریده و شادمان از خواب برمی‌خیزد. مهمان که او را مست و خوش می‌بیند می‌پرسد چه رخ داده؟ پاسخ می‌دهد:

گفت: سوداناک خوابی دیده‌ام
در دلِ خود آفتابی دیده‌ام
خواب دیدم خواجۀ بیدار را
آن بداده جان پیِ دیدار را
(مثنوی، د ۶: ۳۵۹۴_۳۵۹۵)

محتسب تبریز را چنین وصف می‌کند: «آن بداده جان پیِ دیدار را». معنای اوّلیه این است که خواجۀ تبریز که از دنیا رفته، به عزمِ تماشای یار و دیدارِ جان، دنیا را ترک کرده است. اما شعر به تداعی معنای دیگری هم راه می‌دهد و آن جایگاه و کششِ والای دیدار است که می‌ارزد به خاطرش جان سپرد.

مولانا از زبانِ پیامبر که در ازایِ پیغام گزاردن، مزد و پاداشی طلب نمی‌کرد، می‌آورد:

چیست مزدِ کارِ من؟ دیدارِ یار
گر چه خود بوبکر بخشد چل هزار
(مثنوی، د ۲: ۵۷۹)

به تعبیر مولانا، مزدِ پیامبر از آنهمه مجاهدت و استقامت، دیدار یار است و هیچ بهرۀ مالی دیگری نمی‌تواند هم‌طراز چنین پاداشی باشد. آخر، کسی که مزه و حلاوت دیدار را بچشد، دنیا و هر چه در آن است به چشم او مُردار می‌نُماید:

هر که از دیدار برخوردار شد
این جهان در چشمِ او مُردار شد
(مثنوی، د ۲: ۵۸۵)

این باور و نگاه را در قصه‌ٔ «زاری‌های شعیب و گریستنِ او» که در غزلیات شمس آمده می‌بینیم. شعیب، زاری‌ها می‌کرد و اشک‎ها می‌ریخت. از آسمان ندا آمد که زاری بس است، اگر از بیم دوزخ است آمرزیدمت و اگر در طلبِ بهشت، ارزانی تو باد! شعیب پاسخ می‌دهد: نه این و نه آن، من طالبِ دیدارم. اگر دریاها شعله‌ور شوند من همچنان در پیِ دیدار و ملاقات خواهم دوید و دل به دریاهای آتش خواهم سپرد:

بانگ شعیب و ناله‌اش وان اشک همچون ژاله‌اش
چون شد ز حد، از آسمان آمد سحرگاهش ندا:

گر مجرمی بخشیدمت وز جُرم آمرزیدمت
فردوس خواهی دادمت، خامُش! رها کن این دعا

گفتا نه این خواهم نه آن، دیدار حق خواهم عیان
گر هفت بحر آتش شود من در روم بهر لقا

گر راندۀ آن منظرم، بسته‌ست از او چشم ترم
من در جحیم اولی‌ترم جنّت نشاید مر مرا

جنّت مرا بی‌ روی او هم دوزخ‌ست و هم عدو
من سوختم زین رنگ و بو کو فَرِّ انوار بقا؟
(دیوان شمس، غزلِ ۳)

باز به او می‌گویند کمتر گریه کن، نابینا می‌شوی! پاسخ می‌دهد اگر روزی از دیدار برخوردار شوم، همهٔ اجزای من چشم می‌شوند و غمی از نابینایی نخواهم داشت. و اگر بناست چشم من از دیدار محروم بماند، همان بهتر که نابینا شود:

گفتند باری کم گری تا کم نگردد مُبصِری
که چشم نابینا شود چون بگذرد از حد بُکا

گفت ار دو چشمم عاقبت خواهند دیدن آن صفت
هر جزو من چشمی شود کی غم خورم من از عَمی؟

ور عاقبت این چشم من محروم خواهد ماندن
تا کور گردد آن بصر کاو نیست لایق دوست را

پاسخی که شعیبِ اشکبار می‌دهد نظیرِ پاسخ سعدی است:

دیده را فایده آن است که دلبر بیند
ور نبیند چه بوَد فایده بینایی را؟



#صدیق_قطبی

@sedigh_63
ما ایوب نبودیم

یادداشت دکتر هادی خانیکی در شماره۵٩٧۶ روزنامه اعتماد | ١٨ بهمن ١۴٠٣


زان يار دلنوازم شكری است با شكايت
گر نكته‌دان عشقی بشنو تو اين حكايت
حافظ


1- همسرم كه هفته پيش خبر ابتلايش را به بيماري سرطان سينه اعلام كردم، ديروز در معرض جراحی قرار گرفت و به سرطانيان تحت درمان پيوست. خندان و شكيبا و بي‌هراس به اتاق عمل رفت و چهار ساعت بعد صبور و آرام و بی‌ناله به ميان ما برگشت. بيماری‌های سخت برای انسان به مثابه يادند و يادآور كه می‌آيند تا ببينيم و بدانيم. كه نه. خود در خانه‌ای امن ساكنيم و نه ديگران در دنيايی بي‌رنج مقيم‌اند. «مای امن» و آنهای بي‌رنج در جامعه افسانه‌اند و بايد با وقوف به اين حقيقت امروز به رنج‌های بی‌شمار مردمی انديشيد كه به گفته قيصر امين‌پور « درد نام ديگر آنهاست.»

2- من از امروز در برابر كسی كه زندگی پرتلاطم مرا از سال‌هاي دور و حيات طوفانی و سرطانی مرا در اين سال‌های نزديک به نيكويی محافظت كرده است، بيشتر عهده‌دار مراقبت شده‌ام. مراقبت نه به معنای مقابله به مثل و جبران خدمات بی‌چشمداشت، بلكه به معنای خلق دنيای بين‌الاذهانی و بين‌العينی ديگری ميان واقعيت درد و بيماری و حقيقت اميد و تاب‌آوری سرطان در جان و تن انسان‌های متفاوت به گونه‌های متفاوت عمل می‌كند و گاه موهبتی می‌شود برای طلب جهانی متفاوت و آميخته به شفقت و مراقبت. خانم نفيسه مرشد‌زاده در مقدمه كتاب خواندنی «ما ايوب نبوديم» كه به همت خانم فاطمه ستوده، سيزده گزارش مستند را از مواجهه با مراقبت از ديگری به زيبایی روايت كرده است، اين وجه از مراقبت را به خوبی ترسيم می‌كند: در مراقبت، چيزهاي ظريفی از دست می‌روند، مثل همين سكوت يا كلمه‌های تازه و چيزهای ظريفی به دست می‌آيند كه گاهی حتی اسم هم ندارند. به دست‌آمده‌ها و از دست‌رفته‌ها مراقبت بيشترشان نامریی و ديرياب هستند. شبيه كانی‌های زيرزمينی كند و ناملموس، در بستر ساليان شكل می‌گيرند… گفتن قصه‌های پنهان راحت نيست… رنگ باختن هويت مستقل مراقبت فقط يکی از پيچيدگی‌های ماجراست. شبيه هر وضعيت ديگری كه به انسان در حياتش مربوط می‌شود، مراقبت هم هزار روی تاريک و روشن دارد… مراقب ميانجی دو جهان است. جهان مردمان رنج ديده و جهان عافيت‌انديشان فراموشكار.

3- خانم سوزان سانتاگ نويسنده هنرمند و كنشگر منتقد سياسی كه زيست سرطانی را با تجربه سرطان سينه آغاز كرد و پس از آن دو بار ديگر نيز به انواع سخت‌تر آن مبتلا شد، بيماری را نيمه تاریک زندگی می‌داند و بيماری سرطان را گرفتار در دام استعاره و رازوارگی. به تعبير او بسيار دشوار بتوان در قلمرو بيماران اقامت گزيد و اسير پيشداوری‌هایی از جنس استعاره‌های فاحش نبود كه مناظر اين سرزمين را پوشانده‌اند. سرطان سينه در زنان بيشتر به دام اين دست استعاره‌ها و كليشه‌ها و انگ‌ها می‌افتد و در فرهنگ مذكر زنان مظلوم را مظلوم‌تر می‌كند. روزهای سختی كه در سال پيش در زيرزمين بخش شيمی‌درمانی بيمارستان پارس همنشين سرطان بودم، با ديدن زنان جوانی، سخت‌تر می‌گذراندم كه مدام در انديشه پنهان كردن بيماری سرطان سينه خويش از همسران‌شان بودند تا مبادا گرفتار طلاق آنان يا زخم‌زبان ديگران نشوند. سانتاگ در چنين مواقع و مواردی از دلسوزی بيزار است و ترحم را حسی سست و نابجا می‌داند كه تنها زمانی به درد می‌خورد كه تبديل به حركت شود. ما نمی‌توانيم در تماشای رنج ديگران متوقف شويم و بی‌تفاوت بمانيم. سرطان پستان امروز شايع‌ترين سرطان در ميان زنان ايرانی است كه حدود 25 تا 30 درصد از كل ابتلائات را به خود اختصاص داده است. وضعيت معيشتی و غذایی مردم و فقر و نابرابری آنان و آلودگی‌‌های فزاينده زيست‌محيطی در ايران، زنان ايرانی را در برابر اين بيماری آسيب‌پذيرتر كرده است. در باب درد و رنجی كه به سراغ زنان ما آمده است و می‌آيد در سطوح حكمرانی و كنشگری مدنی همدرد و هم‌مساله و همراه شويم.

متن کامل

🆔 @HadiKhaniki
مقصود از وجودِ عالَم


بوبر در جشن هشتادمین زادروزش گفت: «من فیلسوف، پیامبر یا الهی‌دان نیستم، بلکه مردی هستم که چیزی دیده و به سوی پنجره رفته است و به آنچه دیده اشاره می‌کند.»(ص۲)

مسیح می‌گوید: «هنگامی که دو یا سه نفر به نام من در کنار هم باشند، من ناگزیر حضور خواهم داشت»، و بوبر آن را این‌گونه باز می‌چیند: «هنگامی که دو یا سه نفر به‌راستی گرد هم بیایند، به نام خدا گرد هم آمده‌اند.»(ص۱۰)

«یک پیش از ظهر، پس از یک وجد «دینی» صبح‌گاهی، مرد جوان ناآشنایی به دیدار من آمد ولی روح من آنجا نبود. من قطعاً بدون برخوردی دوستانه به او گوش نسپردم و بی‌توجه.تر از همهٔ همسالانش که عادت داشتند در این ساعات روز نزد من بیایند با او رفتار نکردم؛ همان کسانی که به چشم پیش‌گویی به من نگاه می‌کردند که می‌شد با او صحبت کرد! من با توجه و صراحت با او سخن گفتم و با این حال تنها چیزی که از آن خودداری کردم حدس زدن سؤالاتی بود که او نپرسید. دیری نگذشت که از طریق یکی از دوستانش _خود او دیگر زنده نبودــ به محتوای بنیادین آن پرسش‌ها پی بردم. پی بردم که او نه به صورت حاشیه‌ای بلکه برای پرسشی سرنوشت‌ساز نزد من آمده بود، نه برای گپ و گفت، بلکه برای تصمیم‌گیری، آن هم درست به سوی من، درست در این لحظه. هنگامی که ما درمانده نزد یک انسان می‌رویم چه انتظاری داریم؟ بی‌شک حضوری را انتظار داریم که از طریق آن به ما گفته شود که معنی همچنان وجود دارد.»(ص۵۹)

◽️(دیدار ناگهان: زندگی‌نامهٔ خودنوشت، مارتین بوبر، ترجمه حسین مرکبی، نشر هرمس، ۱۴۰۳)

شمس تبریزی می‌گفت:

«مقصود از وجودِ عالَم، ملاقات دو دوست بود، که روی در روی هم نهند جهتِ خدا، دور از هوا. مقصود نان نی، نانبا نی، قصابی و قصاب نی. چنان که این ساعت به خدمتِ مولانا آسوده‌ایم.»(مقالات شمس تبریزی، تصحیح محمدعلی موحد، ص۶۲۸)

@sedigh_63
👍2
🔹️موسسه امام صدر و کانون گفت‌‌وگو برگزار می‌کنند:

نشست «گفت‌و‌گوی ربوده شده»
نیم قرن پس از سخنرانی امام موسی صدر در کلیسای کبوشین

📌با اکران مستند گفت‌و‌گوی ربوده شده
همراه با واکاوی اندیشه‌‌ی گفت‌وگویی امام صدر


زمان : سه‌شنبه ۳۰ بهمن ساعت ۱۶:۰۰
مکان: موسسه‌ی امام موسی صدر واقع در میدان هفت تیر، بالاتر از مسجد الجواد کوچه شریعتی پلاک ۱۰ واحد ۱ و ۲

حضور برای عموم آزاد و رایگان است.

🆔 @imammoussasadr
🆔️ @dialoguecenter
2
.
🔰مدرسه مطالعات دیالوگ و مدرسه مطالعات دین باشگاه اندیشه برگزار می‌کنند:

سال چهارم لیالیِ لیلی
الهیات گشوده


👤با حضورِ
رسول رسولی‌پور
دین‌پژوه و دانشیار فلسفه دانشگاه خوارزمی

📅شنبه تا دوشنبه، ۱۸، ۱۹ و ۲۰ اسفند ۱۴۰۳
🕰از ساعت ۱۷:۳۰


☘️پایان نشست‌ها با ضیافت مختصر افطار همراه خواهد بود.

🧭خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه ناییی، پلاک ۲۳، شبستان باشگاه اندیشه

💡حضور برای عموم آزاد و رایگان است
پخش از صفحه اینستاگرام لایو باشگاه اندیشه

📝درباره‌ی نشست‌ها را این‌جا بخوانید.

#مطالعات_دیالوگ #الهیات_گشوده #رسولی‌پور #باشگاه_اندیشه

@dialogeschool | @diinschool | @bashgahandishe
1
باشگاه اندیشه
. 🔰مدرسه مطالعات دیالوگ و مدرسه مطالعات دین باشگاه اندیشه برگزار می‌کنند: سال چهارم لیالیِ لیلی الهیات گشوده 👤با حضورِ رسول رسولی‌پور دین‌پژوه و دانشیار فلسفه دانشگاه خوارزمی 📅شنبه تا دوشنبه، ۱۸، ۱۹ و ۲۰ اسفند ۱۴۰۳ 🕰از ساعت ۱۷:۳۰ ☘️پایان نشست‌ها با ضیافت…
.
دربارۀ نشست‌های سال چهارم لیالیِ لیلی: الهیات گشوده

📝رسول رسولی‌پور

الهیات گشوده در سپهر الهیات فلسفی و فلسفه دین، رویکرد نوینی است که در میان گونه‌های خداباوری، چالش‌های فراوانی را برانگیخته است. خدای توصیف شده در الهیات گشوده، تغییرپذیر، انفعال‌پذیر، زمان‌مند، ریسک‌پذیر و فاقد علم پیشین به افعال اختیاری انسان است. در فلسفه و کلام اسلامی، هر چند این عنوان (الهیات گشوده) سابقه ندارد، اما دیدگاه برخی از متفکران مسلمان؛ به‌ویژه صدرالمتألهین، در موضوع مشیت و عنایت الهی، و در تبیین چگونگی رابطه خدا با جهان، نفیا و اثباتا به نتایج این رویکرد جدید پهلو می‌زند. وجه تسمیه الهیات گشوده را می‌توان از طرفی، در گشودگی خدا نسبت به جهان و مخلوقات آن خصوصاً انسان جست‌وجو نمود، و از طرف دیگر، در گشوده بودن آینده؛ به این معنا که آینده، حتمی و از پیش تعیّن یافته نخواهد بود و این مخلوقات هستند که با انتخاب‌های آزاد خود آینده را شکل می‌دهند.به اعتقاد خداباوران گشوده، خدا با قدرت مطلقش مخلوقات را آفرید و بر تمام مخلوقات نظارت و حاكمیت دارد. او با آزادی و اختیار تصمیم گرفت موجوداتی را خلق كند كه بتوانند عشق و محبت خدا را تجربه كنند. خدا به ما عشق و محبت دارد و تمایل دارد كه انسان وارد یک ارتباط عاشقانه، دوسویه و متقابل با او شود و اینكه انسان با آزادی و اختیار خود برای برآورده كردن اهداف خدا، با او مشاركت داشته باشد. به اعتقاد نظریه‌پردازان الهیات گشوده، خدا و جهان رابطه‌یی دوسویه و پویا دارند و با هم در تعامل هستند. این‌گونه نیست که فقط خدا بر مخلوقات تأثیرگذار باشد بلکه مخلوقات نیز می‌توانند خدا را تحت تأثیر قرار دهند. خدا به خواست و اراده خودش جهانی را آفریده که در آن، انسان‌ها آزادی عمل و اختیار چشمگیری دارند.

#مطالعات_دیالوگ #الهیات_گشوده #رسولی‌پور #باشگاه_اندیشه

@dialogeschool | @diinschool | @bashgahandishe
1
Audio
⬛️ همدلی؛ اسب تروای اخلاق
📢 امید کشمیری
جمعه، 17 اسفند 1403
🪩 شهر فلسفۀ ایران
#امید_کشمیری
#همدلی
www.philosophycity.ir
Audio
🛑 همدلی در عصر روبات‌ها
🎤 کاوه بهبهانی
🗓 جمعه، 17 اسفند 1403
🏛 شهر فلسفۀ ایران
#همدلی
#روبات‌ها
#کاوه_بهبهانی
www.philosophycity.ir
۱/۲
🔹# پیام دیکاستری برای گفتگوی بین ادیان به مناسبت ماه رمضان و عید فطر 1446 هجری / 2025 میلادی، ۰۷.۰۳.۲۰۲۵

🔸به مناسبت ماه رمضان و عید فطر ۱۴۴۶ هجری / ۲۰۲۵ میلادی، دیکاستری برای گفتگوی بین ادیان پیام تبریکی با عنوان "مسیحیان و مسلمانان: آنچه امیدواریم با هم بشویم" برای مسلمانان جهان فرستاده است.

🔻متن پیام که به امضای رئیس دیکاستری، عالیجناب کاردینال جورج جیکوب کوواکاد، و دبیر همان دیکاستری، مونسینیور ایندونیل کودیتوواکو جاناکاراتنه کانکانامالاگه، رسیده است به شرح زیر است:

🔻## مسیحیان و مسلمانان:
## آنچه که امیدواریم با هم بشویم

خواهران و برادران مسلمان عزیز،

در آغاز ماه رمضان، دیکاستری برای گفتگوی بین ادیان، گرم‌ترین تبریکات و دوستی خود را به شما تقدیم می‌کند.

این زمان روزه‌داری، دعا و اشتراک‌گذاری، فرصتی ویژه برای نزدیک‌تر شدن به خداوند و تجدید ارزش‌های بنیادین دین، شفقت و همبستگی است.

امسال، رمضان تا حد زیادی با ایام روزه مسیحیان (لنت) همزمان است، که برای مسیحیان دوره‌ای از روزه‌داری، تضرع و بازگشت به مسیح است.

این نزدیکی در تقویم معنوی، فرصتی منحصر به فرد را برای ما فراهم می‌کند تا مسیحیان و مسلمانان، شانه به شانه هم، در یک فرآیند مشترک تطهیر، دعا و خیریه گام بردارند.

برای ما کاتولیک‌ها، اشتراک این زمان با شما موجب شادی است، زیرا به ما یادآوری می‌کند که همه ما زائرانی در این زمین هستیم و همه ما در پی زندگی بهتری هستیم.

امسال، می‌خواهیم با شما نه تنها درباره آنچه می‌توانیم با هم انجام دهیم تا زندگی بهتری داشته باشیم، بلکه بیش از همه درباره آنچه می‌خواهیم با هم بشویم، به عنوان مسیحیان و مسلمانان، در جهانی که در جستجوی امید است، تأمل کنیم.

آیا می‌خواهیم صرفاً همکارانی برای جهانی بهتر باشیم یا خواهران و برادران واقعی که شاهد مشترک دوستی خداوند با تمام بشریت هستند؟

رمضان بیش از صرفاً یک ماه روزه‌داری، برای ما کاتولیک‌ها به عنوان مدرسه‌ای برای تحول درونی به نظر می‌رسد.

مسلمانان با امتناع از غذا و نوشیدنی، می‌آموزند که امیال خود را کنترل کنند و به آنچه ضروری است روی آورند.

این زمان انضباط معنوی، دعوتی برای پرورش تقوا، فضیلتی که انسان را به خدا نزدیک‌تر می‌کند و قلب را به روی دیگران می‌گشاید.

همانطور که می‌دانید، در سنت مسیحی، فصل مقدس روزه ما را دعوت می‌کند تا مسیر مشابهی را دنبال کنیم: از طریق روزه‌داری، دعا و صدقه دادن، ما به دنبال تطهیر قلوب خود و تمرکز مجدد بر آن کسی هستیم که زندگی ما را هدایت و رهبری می‌کند.

این اعمال معنوی، اگرچه به شکل‌های مختلف بیان می‌شوند، به ما یادآوری می‌کنند که ایمان صرفاً در مورد تظاهرات بیرونی نیست، بلکه مسیری از تحول درونی است.

در جهانی که با بی‌عدالتی، درگیری و عدم اطمینان نسبت به آینده مشخص می‌شود، رسالت مشترک ما بسیار بیش از اعمال معنوی مشابه است.

جهان ما تشنه برادری و گفتگوی واقعی است.

مسلمانان و مسیحیان می‌توانند با هم شاهد این امید باشند، با این اعتقاد که دوستی علیرغم بار تاریخ و ایدئولوژی‌هایی که طرد را ترویج می‌کنند، امکان‌پذیر است.

امید صرفاً خوش‌بینی نیست: فضیلتی است که ریشه در ایمان به خداوند، بخشنده و خالق ما دارد. برای شما، دوستان مسلمان عزیز، امید با اعتماد به رحمت الهی، که می‌بخشد و هدایت می‌کند، تغذیه می‌شود. برای ما مسیحیان، این امید در یقین به اینکه عشق خداوند قوی‌تر از تمام آزمایش‌ها و موانع است، ریشه دارد.

پس، ما می‌خواهیم، با هم، خواهران و برادرانی در بشریت شویم که عمیقاً یکدیگر را ارج می‌نهند.

اعتماد ما به خداوند، گنجی است که ما را، فراتر از تفاوت‌هایمان، متحد می‌کند. این به ما یادآوری می‌کند که همه ما موجودات معنوی، مجسم و محبوب هستیم که فراخوانده شده‌ایم تا در کرامت و احترام متقابل زندگی کنیم.

علاوه بر این، ما می‌خواهیم با رد تمام اشکال خشونت، تبعیض و طرد، نگهبان این کرامت مقدس شویم.

امسال، همانطور که دو سنت معنوی ما در جشن رمضان و لنت همگرا می‌شوند، فرصتی منحصر به فرد داریم تا به جهان نشان دهیم که ایمان، انسان‌ها و جوامع را متحول می‌کند و نیرویی برای وحدت و آشتی است.

https://press.vatican.va/content/salastampa/en/bollettino/pubblico/2025/03/07/250307b.html?fbclid=IwY2xjawI7OLBleHRuA2FlbQIxMQABHSMoNk2b32dH5OexY9S8IxEdQcmZZL-hFrD9YjzQRaSHe-MOhzFp5WOt4w_aem_ifPV9zaz8BTYbS-4bnH99w

https://x.com/jordandenari/status/1899107302193418363?t=8S0cjJ7VhvyGwS_rHoCKRQ&s=19

https://x.com/FGhoddoussi/status/1899162016507408820?t=G3TVtDLny2FSrBhOTWdM3A&s=19
۲/۲
در جهانی که "وسوسه ساختن فرهنگ دیوارها، برافراشتن دیوارها، دیوارها در قلب، دیوارها در زمین برای جلوگیری از این مواجهه با فرهنگ‌های دیگر، با مردم دیگر" دوباره ظاهر می‌شود (پاپ فرانسیس، فراتلی توتی، ۲۷)، چالش ما این است که از طریق گفتگو، آینده‌ای مشترک بر پایه برادری بسازیم.

ما نمی‌خواهیم صرفاً همزیستی داشته باشیم؛ ما می‌خواهیم در احترام صادقانه و متقابل زندگی کنیم.

ارزش‌های مشترک ما، همچون عدالت، شفقت و احترام به آفرینش، باید الهام‌بخش اعمال و روابط ما باشد و به عنوان قطب‌نمای ما در ساختن پل‌ها به جای دیوارها، دفاع از عدالت به جای ستم، و حفاظت از محیط زیست به جای تخریب آن عمل کند.

ایمان و ارزش‌های ما باید به ما کمک کند تا صداهایی باشیم که علیه بی‌عدالتی و بی‌تفاوتی سخن بگویند و زیبایی تنوع انسانی را اعلام کنند.

در این فصل رمضان و نزدیک شدن عید فطر، ما خوشحالیم که این امید را با شما به اشتراک می‌گذاریم.

باشد که دعاهای ما، حرکات همبستگی ما و تلاش‌های ما برای صلح، نشانه‌های ملموسی از دوستی صادقانه ما با شما باشد.

باشد که این عید، مناسبتی برای دیدارهای برادرانه بین مسلمانان و مسیحیان باشد، که در آن بتوانیم با هم خوبی خداوند را جشن بگیریم.

چنین لحظات ساده اما عمیق اشتراک‌گذاری، بذرهای امیدی هستند که می‌توانند جوامع ما و جهان ما را متحول کنند. باشد که دوستی ما نسیمی تازه برای جهانی باشد که تشنه صلح و برادری است!

باشد که روزه‌داری و دیگر اعمال تقوا در طول رمضان و جشن عید فطر که آن را به پایان می‌رساند، میوه‌های فراوانی از صلح، امید، برادری و شادی به شما ارمغان آورد.

از واتیکان، ۴ فوریه ۲۰۲۵

🔻کاردینال جورج جیکوب کوواکاد
رئیس

🔻مونسینیور ایندونیل کودیتوواکو جاناکاراتنه کانکانامالاگه
دبیر

🔻توضیح:
"دیکاستری" یک بخش اداری از کوریای رومی است، که نهاد مرکزی حاکم بر کلیسای کاتولیک می‌باشد. این اصطلاح از واژه یونانی "دیکاستریون" گرفته شده است که در اصل به دادگاه عدالت اشاره داشت. در زمینه واتیکان و حکومت کلیسای کاتولیک، دیکاستری‌ها بخش‌هایی هستند که به پاپ در اداره کلیسای جهانی کمک می‌کنند.
دیکاستری ها عملا به صورت وزارتخانه‌ها عمل میکنند و منصب کاردینال جورج جیکوب کوواکاد به مانند وزیر روابط فی مابین ادیان است.

https://press.vatican.va/content/salastampa/en/bollettino/pubblico/2025/03/07/250307b.html?fbclid=IwY2xjawI7OLBleHRuA2FlbQIxMQABHSMoNk2b32dH5OexY9S8IxEdQcmZZL-hFrD9YjzQRaSHe-MOhzFp5WOt4w_aem_ifPV9zaz8BTYbS-4bnH99w


https://x.com/jordandenari/status/1899107302193418363?t=8S0cjJ7VhvyGwS_rHoCKRQ&s=19

https://x.com/FGhoddoussi/status/1899162536869515410?t=pA3IMZ-zAsOTvoXVa2tf7g&s=19
.
💡باشگاه اندیشه در سال ۱۴۰۳


◾️در سالی که گذشت، باشگاه اندیشه میزبان بیش از ۱۹۰ نفر از اندیشمندان (اعم از ارائه‌دهندگان و مدرّسان) بود، ۱۸۰ رویداد و ۳۵ درس‌گفتار برگزار کرد، و مجموعاً در حدودِ ۷۰۰۰ شرکت‌کننده و مخاطب در جمع باشگاه اندیشه حاضر بودند.

🗒عناوین و گزارش‌های نوشتاری، شنیداری و دیداری رویدادهای سال گذشتهٔ باشگاه اندیشه را می‌توانید در پست رویدادها و دوره‌های ۱۴۰۳ باشگاه اندیشه مشاهده کنید.

🔰دریچه‎های ارتباطی باشگاه اندیشه:
🌐 تلگرام | گنجینه | اینستاگرام | پخش زنده | یوتوب | سایت

🌐 برخی کانال‎های باشگاه اندیشه: حکمت نامتناهی | مطالعات دیالوگ | مطالعات فضا | مطالعات دین | مطالعات اجرا |مطالعات اتوپیا | مدرسۀ معارف علامه طباطبایی | مطالعات تاریخ ایران و پیرامون | مطالعات هویت | مطالعات نقداقتصادسیاسی |

#بهار۱۴۰۳ #تابستان۱۴۰۳ #پاییز۱۴۰۳ #زمستان۱۴۰۳ #مطالعات_اتوپیا #مطالعات_دین #مطالعات_دیالوگ #مطالعات_نقداقتصادسیاسی #مطالعات_هویت #مطالعات_هایدگر #مدرنیته_و_نقدمتافیزیک #مطالعات_اجرا #مطالعات_فضا #مطالعات_تاریخ_ایران_و_پیرامون #حکمت_نامتناهی #حلقه_کلیدر #انجمن_زنان_پژوهشگر_تاریخ #باشگاه_اندیشه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
آشپزی با شنیدن و دیالوگ بدون کلمات

بخشی از گفت‌وگوی حسین نصیری با آرمین میلانی (سرآشپز) در اپیزود پنجاه‌ونهم پادکست کوزی کرنر

@cozycornershow
@Dialogeschool
@bashgahandishe
👍1
«گفت‌وگو» فراسوی توهم «حقیقت»

📝 محمدرضا اسمخانی


❇️ در جهانی که خدایان یا غایب‌اند یا به سبب تکثرْ مرجعیت‌ کلاسیک‌شان را از دست داده‌اند، و برخلاف توهم بسیاری، در جهانی که «حقیقت»ای هم در کار نیست و هرچه هست «تفاسیر انسانی» است براساس منظومۀ علایق/ارزشها/اهداف‌شان؛ انسانی-اخلاقی‌ترین چارچوب برای پیشرفت «گفتگوگرایی» (conversationalism) یا «مذاکره‌گرایی» است. «تفسیر از چشم‌اندازی خاص» مبدء عزیمت همۀ طرح‌ها است، و «گفتگو» تنها مجمعی است برای گردهم‌آوری و آمیزش این «تفسیر-چشم‌انداز»ها، و یگانه مجراست برای گذر از وضع طبیعیِ گرگ‌سانِ «جنگ» به وضع انسانیِ «توافق».

این همان ایدئال/هنجاری است که فلاسفۀ مدرن پساکانتی‌ای همچون هابرماس (عقلانیت ارتباطی-دیالوگی به جای عقلانیت مونولوگی)، فلاسفۀ پسامدرنِ پسانسبی‌گرایی‌ همچون رورتی (گفتگو به جای شناخت) و فلاسفۀ علمی همچون پوپر (عقلانیت انتقادی) بدان رسیده‌اند. روغنِ چرخ‌های ماشین گفتگو نیز عبارت‌اند از اعتقاد به خطاپذیری، یادگیری از دیگری، و رشد و مانند آن؛ خصمِ آن هم، همانطورکه بسیاری از فلاسفه تلنگر زده‌اند، نیروهای مسدودکننده و مانع‌تراش‌اند: استبداد، خودرأیی، منافع شخصی، تحجّر و جزم‌اندیشی.

🔅 از گفتگو/مذاکره نباید دوری کرد بخصوص اگر هدف «خیر جمعی» باشد؛ با دشمنی که اسلحه روی شقیقه‌ گذاشته است مجبور به مذاکره می‌شوید؛ و اگر «حیوان عاقل» (بخوانید «حیوان دیالوگ‌مدار») باشید، با مردمِ بُریده و بَری از شما نیز روزی به همین نتیجه خواهید رسید. در دو مقولۀ «حجاب» و «بشار اسد» چند دهه به گفتگو گوش سپرده نشد، تا زور ارادۀ جمعی چربید و خواسته‌اش را عملی کرد. همین‌سان، اگر بصیرت سیاسی می‌بود، پیغام آن «مرد ژاپنی» زیر سقف دلار ده‌هزارتومانی دریافت می‌شد که امید فراوان بود به گشایش‌ها؛ مسیر «نه جنگ نه مذاکره» برگرفته شد، تا اکنون تن داده شود به ترکیبِ «یا جنگ یا مذاکرۀ» ترامپ-نتانیاهو زیر سقف دلار صدهزارتومانی.

باری، از منظر فلسفۀ سیاسی، دو مدل اصلی برای ارتباط داخلی-خارجی وجود دارد: یا مدل «ما-آنها» که گفتگوی بیناسوژگیِ انسان‌ها و «فضای دلایل» را مبنا قرار می‌دهد، و هدفش رشد دائمی خویشتن است در ارتباط برسازنده با دیگری؛ و یا مدل «دوست-دشمن»ای که با تشبث مداوم به حقایق ایدئولوژیک‌آلود مرزبندی‌های «جنگ و صلح» را مشخص می‌کند. تاریخ-تجربه آموخته است که مقدم بر مدل دوم، که کارش همیشه به تهدید/استفاده از نیروهای فیزیکیِ (از باتوم تا بمب‌افکن) می‌انجامد، باید مدام کوشید در رئالیته‌کردن گزینۀ ایدئال نخست...

▪️منبع: 🔗 اینستاگرام نویسنده


@dialogeschool | @bashgahandishe
.
هر تجربه درونی بر مرز بین خود و دیگری استوار است.

میخاییل باختین


@dialogeschool
@bashgahandishe
absHeydariFard.pdf
217.8 KB
📢چکیده سخنرانی دوشنبه پژوهشکده فلسفه تحلیلی
سخنران: سحر حیدری فرد، دانشگاه ایالتی اوهایو
عنوان: هستی شناسی پویای گروه های اجتماعی
⏱️زمان: دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۸:۳۰ (به تغییر ساعت دقت نمایید)
👈برگزاری صرفا به صورت مجازی در لینک قرار گرفته در فایل چکیده

شرکت برای عموم آزاد است