•
در «فاصلهها»، هایدی مایبام با رجوع به دنیای فلسفه، روانشناسی و ادبیات نشان میدهد که برخلاف تصور معمولمان، همدلی به تعصب و جهتگیری دامن نمیزند، بلکه اتفاقاً سبب میشود در مواجههمان با جهان و دیگران بیطرفتر و منصفتر باشیم.
•
مسئله این است که ما اساساً دنیا را بیطرفانه و عینی نمیبینیم. جهان امتداد منافع، قابلیتها، دلبستگیها و روابط ماست و نگاهمان به آن تابع جایگاه و موقعیتمان در آن است. به این میگویند دیدگاه و اینکه چهچیزی برایمان اهمیت دارد و وقایع را چطور تعبیر میکنیم وابسته به همین زاویهدید است. دیدگاهها با وجود منحصربهفرد بودنشان همگی شباهتها و اشتراکاتی دارند و به گفتۀ مایبام، با بهرهگیری از قدرت تخیل میتوانیم در تاروپود علایق، تواناییها و روابط دیگران جایگیر شویم، دنیا را از آنجا ببینیم و به این ترتیب به شیوهای تازه برای ارزشیابی و تفسیر تجربیاتمان برسیم. این کار فهم و درک ما از دیگران و جهان اطرافمان را بسط میدهد و درعینحال کمک میکند تصویری جامعتر و واقعیتر از هویت و شخصیت خودمان داشته باشیم.
#همدلی
#باشگاه_اندیشه
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
در «فاصلهها»، هایدی مایبام با رجوع به دنیای فلسفه، روانشناسی و ادبیات نشان میدهد که برخلاف تصور معمولمان، همدلی به تعصب و جهتگیری دامن نمیزند، بلکه اتفاقاً سبب میشود در مواجههمان با جهان و دیگران بیطرفتر و منصفتر باشیم.
•
مسئله این است که ما اساساً دنیا را بیطرفانه و عینی نمیبینیم. جهان امتداد منافع، قابلیتها، دلبستگیها و روابط ماست و نگاهمان به آن تابع جایگاه و موقعیتمان در آن است. به این میگویند دیدگاه و اینکه چهچیزی برایمان اهمیت دارد و وقایع را چطور تعبیر میکنیم وابسته به همین زاویهدید است. دیدگاهها با وجود منحصربهفرد بودنشان همگی شباهتها و اشتراکاتی دارند و به گفتۀ مایبام، با بهرهگیری از قدرت تخیل میتوانیم در تاروپود علایق، تواناییها و روابط دیگران جایگیر شویم، دنیا را از آنجا ببینیم و به این ترتیب به شیوهای تازه برای ارزشیابی و تفسیر تجربیاتمان برسیم. این کار فهم و درک ما از دیگران و جهان اطرافمان را بسط میدهد و درعینحال کمک میکند تصویری جامعتر و واقعیتر از هویت و شخصیت خودمان داشته باشیم.
#همدلی
#باشگاه_اندیشه
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
👍1
Forwarded from حکمت نامتناهی
پرسش و گفتوگو
درنگی در شرایط و لوازم گفتوگو (اخلاقِ گفتوگو) در حکمت نامتناهی
حکمت نامتناهی 93
📝محمدرضا لبیب
این ارائه به جایگاه و چگونگی کاربست گفتوگو در حکمت نامتناهی و در یک کلام به اخلاقِ دیالوگ در این سیر می پردازد. ابتدا مروری خواهیم داشت به ارائه آقای محمدحسین قدوسی در نشستِ نود و دوم حکمت نامتناهی که عمدتا انتقاداتی به روالِ گفتوگویی جلسات بود و اجمالا اینکه در ارائه و متن ایشان در دوازده بند این انتقادات و نکات مطرح شده بود :
• مواقعی که گفتوگو عقیم است و کاری پیش نمی برد.
• شکستن مرزها و رفتن و رفتن و ....در سیر ِ ارائه ها نادیده گرفته شده
• صرفِ میل به دیدگاه های جدید کافی نیست و شیوه فراگیری مهم است
• احساس استغنا از یادگیری در میان نیست اما ارائه ها از جان و محتوای مکاتب نیست و عمدتا در مقدمات و کلیات و "من قال" می مانندو نمی توانند در پیشبرد پروژه اصلی مثمر ثمر باشند.
سپس با استخراج مقدمات بحث از این انتقادات به چگونگیِ مواجهه و ایجاد ساختمانی دیالوگی در حکمت نامتناهی پرداخته می شود :
به نظر می رسد نقدهای اقای قدوسی عمدتا به جا بوده است اما صرفا در بیان ِ کاستی دیالوگ در حکمت نامتناهی است و در حیطۀ آسیب شناسی و بررسی جزیی تر و ارائه راهکار برای برون رفت از این شرایط چاره ای نیندیشیده است .
از نظر نگارنده ضعف عمده در شکل ناگرفتن دیالوگ در حکمت نامتناهی ، توجه نداشتن به مقوله پرسش در شکل گیری ِ دیالوگ است و تا این به فهم دقیقی از مقوله پرسش نرسیم نمی توانیم به تصور سیمای صحیحی از مفاهیمِ حکمت، امر نامتناهی،سلوک برسیم و گفتوگویی در خور سامان دهیم. برای درک مفهوم پرسش لازمست تا
مفاهیمی همچون :
• نقشِ پرسش در شکل گیری من گفت و گویی
• رابطه میان پرسش و شنیدن
• رابطه میان پرسش و گشودگی
• پرسش و نسبت برقرار کردن با مفاهیم دیگر و نو
• نقش مراقبه ایِ پرسش
و در نهایت
• ایجاد وضعیتِ دیالوگی از طریق درمیانه قرار گرفتن به واسطۀ پرسش ها
بعد از طرح این جایگاه به سراغ مقوله های حکمت نامتناهی ، دیالوگ و جایگاه محوری پرسش در آن رفته و تلاش می کنیم تا با بیانِ
• نسبتِ حکمت ، دانایی و کنش
• نامتناهی و حکمت
• طیف دیالوگ ورزی
و در نهایت به
• اخلاقِ دیالوگ در حکمت نامتناهی
بپردازیم . در پایان انتقادات و نکات مطرح شده در جلسه نود و دوم را به طور گذرا مرور می کنیم و سعی می کنیم با استفاده از نتایج به دست آمده به چالشی که گوینده محترم ایجاد کرده است پاسخ دهیم.
#حکمت_نامتناهی
#دیالوگ
@hekmatenamotanahi
@bashgahandishe
درنگی در شرایط و لوازم گفتوگو (اخلاقِ گفتوگو) در حکمت نامتناهی
حکمت نامتناهی 93
📝محمدرضا لبیب
این ارائه به جایگاه و چگونگی کاربست گفتوگو در حکمت نامتناهی و در یک کلام به اخلاقِ دیالوگ در این سیر می پردازد. ابتدا مروری خواهیم داشت به ارائه آقای محمدحسین قدوسی در نشستِ نود و دوم حکمت نامتناهی که عمدتا انتقاداتی به روالِ گفتوگویی جلسات بود و اجمالا اینکه در ارائه و متن ایشان در دوازده بند این انتقادات و نکات مطرح شده بود :
• مواقعی که گفتوگو عقیم است و کاری پیش نمی برد.
• شکستن مرزها و رفتن و رفتن و ....در سیر ِ ارائه ها نادیده گرفته شده
• صرفِ میل به دیدگاه های جدید کافی نیست و شیوه فراگیری مهم است
• احساس استغنا از یادگیری در میان نیست اما ارائه ها از جان و محتوای مکاتب نیست و عمدتا در مقدمات و کلیات و "من قال" می مانندو نمی توانند در پیشبرد پروژه اصلی مثمر ثمر باشند.
سپس با استخراج مقدمات بحث از این انتقادات به چگونگیِ مواجهه و ایجاد ساختمانی دیالوگی در حکمت نامتناهی پرداخته می شود :
به نظر می رسد نقدهای اقای قدوسی عمدتا به جا بوده است اما صرفا در بیان ِ کاستی دیالوگ در حکمت نامتناهی است و در حیطۀ آسیب شناسی و بررسی جزیی تر و ارائه راهکار برای برون رفت از این شرایط چاره ای نیندیشیده است .
از نظر نگارنده ضعف عمده در شکل ناگرفتن دیالوگ در حکمت نامتناهی ، توجه نداشتن به مقوله پرسش در شکل گیری ِ دیالوگ است و تا این به فهم دقیقی از مقوله پرسش نرسیم نمی توانیم به تصور سیمای صحیحی از مفاهیمِ حکمت، امر نامتناهی،سلوک برسیم و گفتوگویی در خور سامان دهیم. برای درک مفهوم پرسش لازمست تا
مفاهیمی همچون :
• نقشِ پرسش در شکل گیری من گفت و گویی
• رابطه میان پرسش و شنیدن
• رابطه میان پرسش و گشودگی
• پرسش و نسبت برقرار کردن با مفاهیم دیگر و نو
• نقش مراقبه ایِ پرسش
و در نهایت
• ایجاد وضعیتِ دیالوگی از طریق درمیانه قرار گرفتن به واسطۀ پرسش ها
بعد از طرح این جایگاه به سراغ مقوله های حکمت نامتناهی ، دیالوگ و جایگاه محوری پرسش در آن رفته و تلاش می کنیم تا با بیانِ
• نسبتِ حکمت ، دانایی و کنش
• نامتناهی و حکمت
• طیف دیالوگ ورزی
و در نهایت به
• اخلاقِ دیالوگ در حکمت نامتناهی
بپردازیم . در پایان انتقادات و نکات مطرح شده در جلسه نود و دوم را به طور گذرا مرور می کنیم و سعی می کنیم با استفاده از نتایج به دست آمده به چالشی که گوینده محترم ایجاد کرده است پاسخ دهیم.
#حکمت_نامتناهی
#دیالوگ
@hekmatenamotanahi
@bashgahandishe
Telegram
حکمت نامتناهی
حکمت نامتناهی
نشست نود و سوم
نکاتی درباره مسیر حکمت نامتناهی
با ارائهٔ
راهیل قوامی | ابهام و انسجام در حکمت نامتناهی
رضا رحیمیفرد
محمدجواد قدوسی
محمدرضا لبیب| پرسش و گفتوگو
سهشنبه، ۲۴ بهمن ۱۴۰۲
ساعت ۱۶
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی،…
نشست نود و سوم
نکاتی درباره مسیر حکمت نامتناهی
با ارائهٔ
راهیل قوامی | ابهام و انسجام در حکمت نامتناهی
رضا رحیمیفرد
محمدجواد قدوسی
محمدرضا لبیب| پرسش و گفتوگو
سهشنبه، ۲۴ بهمن ۱۴۰۲
ساعت ۱۶
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی،…
👍2
سندروم گروه اندیشی
📝فاطمه علمدار
لیندون جانسون،سه شنبه ها با گروهی نهار میخورد و همانجا درمورد جنگ ویتنام تصمیمگیری میکردند.اروینگ جنسن که در1982نظریه گروه اندیشی(groupthink)را مطرح کرد،نهارهای سه شنبه جانسون را هم مثال زد.دورهمیِ آدمهای همفکری که حواسشان بود لذت هماهنگی و همدلی گروه رو مخدوش نکنند و بگذارند جانسون از این شبه مشورت و احساس دموکرات بودنِ توام با رهبری مقتدرانه لذت ببرد و خودشان هم از عضو یک «ما»ی منسجم و همدل و تاییدکننده بودن سر ذوق بیایند و خب موفق شدند طی 5سال،کشته های آمریکا در جنگ را از16هزارنفر به550هزار نفر برسانند!
پیچیدگی گروه اندیشی در اینست که آدمها،همان وقتی گرفتارش میشوندکه فکر میکنند خودرأی نیستند و خیلی به تصمیمگیری جمعی مقیدند و برای همین جمعِ به شدت گزینش شده ای از همفکرانشان را دور هم جمع میکنند و نظرشان را میگویند و اجازه میدهند که آنها هم نظر موافقشان را اعلام کنند و استدلال بیاورند که چرا این ایده عالیست!بعید نیست که این مشاوران مورد وثوق و دلسوز،درون خودشان متفاوت فکر کنند و حتی مخالف نظر رئیس جلسه باشند،ولی همه میدانند که اگر بخواهند ساز مخالف بزنند،صفا و صمیمت گروه از بین میرود و اگر پافشاری کنند،نیش و کنایه و تمسخر در انتظارشان است و شاید از قطار گروه پیاده شوند و دیگر طرف مشورت قرارنگیرند و حتی تبدیل شوند به خوارج و منافق!آدمها در دام گروه اندیشی،خودشان را سانسور میکنند ولی طی مکانیسم پیچیده ای از خودفریبی،خودسانسوریشان را زیرکانه و ایثارگرایانه و در راستای منافع مردم تعریف میکنند،چون معتقدند حضور همچو منی در این جلسات لازم است!
پیامد ناگزیر گروه اندیشیِ تصمیمگیران،فاصله گرفتنشان از دنیای واقعی زندگی مردمیست که قرار است زندگیشان از تصمیمات آنها متاثر شود.مثلا تصمیمگیران درون خودشان به این نتیجه میرسند که گروهی از شهروندان باید«سبزپوش»شوند و این سبزپوشی به نفع خود آنها،خانواده هایشان،همه شهروندان دیگر و حتی جهانیان است.تصمیمگیران همدیگر را تایید میکنند و تصمیم میگیرند«آبی پوشان»را مجرم اعلام کنند.در زندگی واقعی ولی مردم نمیفهمند چرا آبی پوشانی که تا دیروز معمولی کنار هم زندگی میکردند،از امروز مجرمند و باید آنها را ترسناک و مخل امنیت ببینند.تصمیمگیران در اتاق فکرهایشان به این نتیجه میرسند که مردم ناآگاه نیاز به فرهنگسازی دارند و همدیگر را تایید میکنند!از بنرهای شهری گرفته تا کتابهای درسی و جشن و عزا پر میشود از آموزشهای مستقیم و غیرمستقیم در مورد خطرات آبی پوشان و به مردم میگویند که اگر آنها را در رستورانها و کافه ها و مغازه ها و مطبهایتان راه بدهید جریمه میشوید.تعداد آبی پوشان ولی روز به روز بیشتر میشود.تصمیمگیران فکر میکنند در نبود مردمِ آگاهی که با مداخلاتشان شهر را برای آبی پوشان ناامن کنند،مجبورند خودشان از مداخلات نظامی و قضایی استفاده کنند تا جلوی عادی شدن آبی پوشی را بگیرند.چون آبی پوشی دیگر آنقدر عادی شده که راز شرم آور اغلب اعضای گروههای تصمیمگیر همفکر،پنهان کردن عزیزان آبی پوش خودشان است!خود آنهایی که دارند قوانین مبارزه با آبی پوشان را سختگیرانه تر میکنند!
پیچیدگی گروه اندیشی در اینست که درحالیکه تک تک افرادِ گروه به تنهایی میفهمند که تصمیم گروه اشتباه است،ولی در جمع برای تاییدش دلیل تراشی میکنند و هیچکس نمیخواهد بشود آن پسرکی که فریاد میزد شاه لخت است و یاران را از نشئگی حسِ"ما درست فکر میکنیم ولی بقیه نمیفهمند"خارج کند.جنسن البته میگوید این حجم از تداوم تصمیمیگریهای واضحا اشتباه در گروههای خالص،از عهده خودسانسورگران محافظه کار به تنهایی برنمیاید،بلکه نیازمند اعضاییست که داوطلبانه نقش محافظان ذهن را برعهده بگیرند و با خلاقیت هرچه تمامتر پیامدها و نتایج تصمیمگیریها را طوری بازتعریف کنند که نبوغ آمیز جلوه کند.محافظان ذهن،تلاش میکنند با هرچه غبارآلوده تر کردن فضا و مشوش تر کردن افکار عمومی،تشخیص فواید و مضرات تصمیمها را برای مردم دشوارتر کنند و با ایجاد جو متشنجی از تمسخر و تحقیرِ مخالفان،امکان گفتگوی منطقی و مستدل درمورد فرایند تصمیمگیری و نتایج آن را سلب کنند و به این ترتیب خیال رئیس جلسه و همراهان را آسوده کنند که در شهر هیچ خبری نیست و همه راضی هستند.
همانطور که برف سرد است و آتش داغ،همه حلقه های خالص سازی شده ای که هیچ ایده مخالفی لذت یکدستیشان را مشوش نمیکند،لاجرم دچار توهماتی میشوند که بدون اینکه خودشان بفهمند،بی وقارشان میکند.وقتی کار خالصسازی به جایی رسید که کودکان در کوچه و خیابان به آنها و لختی شان خندیدند ولی خودشان آنقدر غرق در لذت تایید همفکران بودند که حتی متوجه رقت انگیزی توجیهاتشان نشدند،گروه در سرازیری مرگ افتاده است.
#گروه_اندیشی
#باشگاه_اندیشه
#مطالعات_دیالوگ
منبع:
@fsalamdar63
@dialogeschool
@bashgahandishe
📝فاطمه علمدار
لیندون جانسون،سه شنبه ها با گروهی نهار میخورد و همانجا درمورد جنگ ویتنام تصمیمگیری میکردند.اروینگ جنسن که در1982نظریه گروه اندیشی(groupthink)را مطرح کرد،نهارهای سه شنبه جانسون را هم مثال زد.دورهمیِ آدمهای همفکری که حواسشان بود لذت هماهنگی و همدلی گروه رو مخدوش نکنند و بگذارند جانسون از این شبه مشورت و احساس دموکرات بودنِ توام با رهبری مقتدرانه لذت ببرد و خودشان هم از عضو یک «ما»ی منسجم و همدل و تاییدکننده بودن سر ذوق بیایند و خب موفق شدند طی 5سال،کشته های آمریکا در جنگ را از16هزارنفر به550هزار نفر برسانند!
پیچیدگی گروه اندیشی در اینست که آدمها،همان وقتی گرفتارش میشوندکه فکر میکنند خودرأی نیستند و خیلی به تصمیمگیری جمعی مقیدند و برای همین جمعِ به شدت گزینش شده ای از همفکرانشان را دور هم جمع میکنند و نظرشان را میگویند و اجازه میدهند که آنها هم نظر موافقشان را اعلام کنند و استدلال بیاورند که چرا این ایده عالیست!بعید نیست که این مشاوران مورد وثوق و دلسوز،درون خودشان متفاوت فکر کنند و حتی مخالف نظر رئیس جلسه باشند،ولی همه میدانند که اگر بخواهند ساز مخالف بزنند،صفا و صمیمت گروه از بین میرود و اگر پافشاری کنند،نیش و کنایه و تمسخر در انتظارشان است و شاید از قطار گروه پیاده شوند و دیگر طرف مشورت قرارنگیرند و حتی تبدیل شوند به خوارج و منافق!آدمها در دام گروه اندیشی،خودشان را سانسور میکنند ولی طی مکانیسم پیچیده ای از خودفریبی،خودسانسوریشان را زیرکانه و ایثارگرایانه و در راستای منافع مردم تعریف میکنند،چون معتقدند حضور همچو منی در این جلسات لازم است!
پیامد ناگزیر گروه اندیشیِ تصمیمگیران،فاصله گرفتنشان از دنیای واقعی زندگی مردمیست که قرار است زندگیشان از تصمیمات آنها متاثر شود.مثلا تصمیمگیران درون خودشان به این نتیجه میرسند که گروهی از شهروندان باید«سبزپوش»شوند و این سبزپوشی به نفع خود آنها،خانواده هایشان،همه شهروندان دیگر و حتی جهانیان است.تصمیمگیران همدیگر را تایید میکنند و تصمیم میگیرند«آبی پوشان»را مجرم اعلام کنند.در زندگی واقعی ولی مردم نمیفهمند چرا آبی پوشانی که تا دیروز معمولی کنار هم زندگی میکردند،از امروز مجرمند و باید آنها را ترسناک و مخل امنیت ببینند.تصمیمگیران در اتاق فکرهایشان به این نتیجه میرسند که مردم ناآگاه نیاز به فرهنگسازی دارند و همدیگر را تایید میکنند!از بنرهای شهری گرفته تا کتابهای درسی و جشن و عزا پر میشود از آموزشهای مستقیم و غیرمستقیم در مورد خطرات آبی پوشان و به مردم میگویند که اگر آنها را در رستورانها و کافه ها و مغازه ها و مطبهایتان راه بدهید جریمه میشوید.تعداد آبی پوشان ولی روز به روز بیشتر میشود.تصمیمگیران فکر میکنند در نبود مردمِ آگاهی که با مداخلاتشان شهر را برای آبی پوشان ناامن کنند،مجبورند خودشان از مداخلات نظامی و قضایی استفاده کنند تا جلوی عادی شدن آبی پوشی را بگیرند.چون آبی پوشی دیگر آنقدر عادی شده که راز شرم آور اغلب اعضای گروههای تصمیمگیر همفکر،پنهان کردن عزیزان آبی پوش خودشان است!خود آنهایی که دارند قوانین مبارزه با آبی پوشان را سختگیرانه تر میکنند!
پیچیدگی گروه اندیشی در اینست که درحالیکه تک تک افرادِ گروه به تنهایی میفهمند که تصمیم گروه اشتباه است،ولی در جمع برای تاییدش دلیل تراشی میکنند و هیچکس نمیخواهد بشود آن پسرکی که فریاد میزد شاه لخت است و یاران را از نشئگی حسِ"ما درست فکر میکنیم ولی بقیه نمیفهمند"خارج کند.جنسن البته میگوید این حجم از تداوم تصمیمیگریهای واضحا اشتباه در گروههای خالص،از عهده خودسانسورگران محافظه کار به تنهایی برنمیاید،بلکه نیازمند اعضاییست که داوطلبانه نقش محافظان ذهن را برعهده بگیرند و با خلاقیت هرچه تمامتر پیامدها و نتایج تصمیمگیریها را طوری بازتعریف کنند که نبوغ آمیز جلوه کند.محافظان ذهن،تلاش میکنند با هرچه غبارآلوده تر کردن فضا و مشوش تر کردن افکار عمومی،تشخیص فواید و مضرات تصمیمها را برای مردم دشوارتر کنند و با ایجاد جو متشنجی از تمسخر و تحقیرِ مخالفان،امکان گفتگوی منطقی و مستدل درمورد فرایند تصمیمگیری و نتایج آن را سلب کنند و به این ترتیب خیال رئیس جلسه و همراهان را آسوده کنند که در شهر هیچ خبری نیست و همه راضی هستند.
همانطور که برف سرد است و آتش داغ،همه حلقه های خالص سازی شده ای که هیچ ایده مخالفی لذت یکدستیشان را مشوش نمیکند،لاجرم دچار توهماتی میشوند که بدون اینکه خودشان بفهمند،بی وقارشان میکند.وقتی کار خالصسازی به جایی رسید که کودکان در کوچه و خیابان به آنها و لختی شان خندیدند ولی خودشان آنقدر غرق در لذت تایید همفکران بودند که حتی متوجه رقت انگیزی توجیهاتشان نشدند،گروه در سرازیری مرگ افتاده است.
#گروه_اندیشی
#باشگاه_اندیشه
#مطالعات_دیالوگ
منبع:
@fsalamdar63
@dialogeschool
@bashgahandishe
👍3
حقیقت به روایت علامه طباطبایی و لائودزی - دکتر ع ا مصلح
<unknown>
حقیقت به مثابهٔ نفی اعتباریات؛ بحثی مقایسهای میان علامه طباطبائی و لائودزی
🎤علی اصغر مصلح
🔹رسالةالولایهٔ علامه طباطبائی را میتوان به عنوان نمونهای از حکمتِ مشرقی، در مقایسه با حکمتِ آیینهایی چون هندو، دائو و بودا بازخوانی کرد.
🔹بنیاد حقیقت در نظر علامه، نفی امور اعتباری است که به صورت حدود و قیود ظاهر شدهاند. «وصول هر موجودی به کمالِ حقیقیِ خود، مستلزم فنای آن موجود است؛.... فنای هر موجودی مستلزم بقای حقیقت آن موجود است.»
🔹در کتاب دائو دجینگ، فرزانهٔ دائویی همسان دائوست؛ مطلق/حقیقتی است که حتی اگر نامی بر آن نهاده شد، حقیقی نیست. دائو تهیگاهی است فراتر از دوگانهها و قیود و حدود، حتی فراتر از اندیشه و عقل و نشانه. علامتِ سیر به سوی دائو، فراروی از تقسیمات، کاستهشدن از انسان، بیکنشی و بازگشت به نابیِ است.
🔹در هر دو گونه حکمت، سیر به سوی حقیقت، مقتضی اِسقاط اضافات و نفیِ اعتباریات است. با این تلقی درک و دریافت هر امر اعتباری، اگر همراه با سلب و نفیِ آن و به بیان دائویی نچسبیدن بدان باشد، واسطهای برای تقرب به حقیقت است.
بهمن ۱۴۰۲
@jostarha_yadashtha
@dialogeschool
@bashgahandishe
🎤علی اصغر مصلح
🔹رسالةالولایهٔ علامه طباطبائی را میتوان به عنوان نمونهای از حکمتِ مشرقی، در مقایسه با حکمتِ آیینهایی چون هندو، دائو و بودا بازخوانی کرد.
🔹بنیاد حقیقت در نظر علامه، نفی امور اعتباری است که به صورت حدود و قیود ظاهر شدهاند. «وصول هر موجودی به کمالِ حقیقیِ خود، مستلزم فنای آن موجود است؛.... فنای هر موجودی مستلزم بقای حقیقت آن موجود است.»
🔹در کتاب دائو دجینگ، فرزانهٔ دائویی همسان دائوست؛ مطلق/حقیقتی است که حتی اگر نامی بر آن نهاده شد، حقیقی نیست. دائو تهیگاهی است فراتر از دوگانهها و قیود و حدود، حتی فراتر از اندیشه و عقل و نشانه. علامتِ سیر به سوی دائو، فراروی از تقسیمات، کاستهشدن از انسان، بیکنشی و بازگشت به نابیِ است.
🔹در هر دو گونه حکمت، سیر به سوی حقیقت، مقتضی اِسقاط اضافات و نفیِ اعتباریات است. با این تلقی درک و دریافت هر امر اعتباری، اگر همراه با سلب و نفیِ آن و به بیان دائویی نچسبیدن بدان باشد، واسطهای برای تقرب به حقیقت است.
بهمن ۱۴۰۲
@jostarha_yadashtha
@dialogeschool
@bashgahandishe
❤1👍1
گفتوگو لذت بیپایان است
ما در مکالمه کمبود خود را با درآمیختن با «دیگری» پر میکنیم
همهٔ آدمها تا حدی روش گفتوگو کردن را از فضای خانوادهٔ خود یاد میگیرند. این پارادکس بزرگشدن ما در خانواده است؛ زبان در خانواده آموخته میشود، اما به ما اجازه میدهد فراتر از آن هم برویم. درواقع ابزاری را در اختیار ما میگذارد تا افراد بسیار متفاوت از خودمان را تجربه کنیم و این تجارب را گسترش دهیم. اما بسیاری از ما هنوز به ارزش واقعی گفتوگو پی نبردهایم، شاید به این دلیل که از مکالمههای خوب محروم بودهایم. ولی واقعاً مکالمهٔ خوب چیست؟ چه ضرورتی دارد؟ و آیا میتوان شیوهٔ مکالمههای خوب را آموخت ؟
ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
B2n.ir/e46816
@tarjomaanweb
@dialogeschool
@bashgahandishe
ما در مکالمه کمبود خود را با درآمیختن با «دیگری» پر میکنیم
همهٔ آدمها تا حدی روش گفتوگو کردن را از فضای خانوادهٔ خود یاد میگیرند. این پارادکس بزرگشدن ما در خانواده است؛ زبان در خانواده آموخته میشود، اما به ما اجازه میدهد فراتر از آن هم برویم. درواقع ابزاری را در اختیار ما میگذارد تا افراد بسیار متفاوت از خودمان را تجربه کنیم و این تجارب را گسترش دهیم. اما بسیاری از ما هنوز به ارزش واقعی گفتوگو پی نبردهایم، شاید به این دلیل که از مکالمههای خوب محروم بودهایم. ولی واقعاً مکالمهٔ خوب چیست؟ چه ضرورتی دارد؟ و آیا میتوان شیوهٔ مکالمههای خوب را آموخت ؟
ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
B2n.ir/e46816
@tarjomaanweb
@dialogeschool
@bashgahandishe
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
موزیک ویدیو جدید علیرضا قربانی به نام گفتگو ( اجرای زنده )
Alireza Ghorbani - Goftogoo Live Version
ترانه سرا : حسین منزوی
موزیک : سیاوش ولی پور
تنظیم برای ارکستر : حسام ناصری
تهیه کننده و ناشر: آهنگ اشتیاق و شهرآفتاب
@alirezaghorbani1350
@dialogeschool
@bashgahandishe
Alireza Ghorbani - Goftogoo Live Version
ترانه سرا : حسین منزوی
موزیک : سیاوش ولی پور
تنظیم برای ارکستر : حسام ناصری
تهیه کننده و ناشر: آهنگ اشتیاق و شهرآفتاب
@alirezaghorbani1350
@dialogeschool
@bashgahandishe
گفتوگو
شعرِ حسین منزوی
آهنگِ سیاوش ولیپور
آواز علیرضا قربانی
از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی نه تاب سخن داریم
آوار پریشانیست رو سوی چه بگریزیم
هنگامه ی حیرانیست خود را به که بسپاریم
من راه تو را بسته تو راه مرا بسته
امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم
تشویش هزار آیا وسواس هزار اما
کوریم و نمیبینیم ور نه همه بیماریم
دوران شکوه باغ از خاطر ما رفته است
امروز که صف در صف خشکیده و بی باریم
من راه تو را بسته تو راه مرا بسته
امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم.
#گفت_و_گو
#علیرضا_قربانی
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
شعرِ حسین منزوی
آهنگِ سیاوش ولیپور
آواز علیرضا قربانی
از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی نه تاب سخن داریم
آوار پریشانیست رو سوی چه بگریزیم
هنگامه ی حیرانیست خود را به که بسپاریم
من راه تو را بسته تو راه مرا بسته
امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم
تشویش هزار آیا وسواس هزار اما
کوریم و نمیبینیم ور نه همه بیماریم
دوران شکوه باغ از خاطر ما رفته است
امروز که صف در صف خشکیده و بی باریم
من راه تو را بسته تو راه مرا بسته
امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم.
#گفت_و_گو
#علیرضا_قربانی
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
❤1
Forwarded from حکمت نامتناهی
.
نشست نود و ششم حکمت نامتناهی
سنّت، بازی و نامتناهی در اندیشۀ گادامر
دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۲
ساعت ۱۶
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳، کافه درهباغ
این نشست استثنائاً دوشنبه برگزار میشود.
حضور برای عموم آزاد و رایگان است
پخش از صفحه اینستاگرام لایو باشگاه اندیشه
#کاوشهایوجودی #حکمت_نامتناهی #گادامر #سنت #بازی #نامتناهی #باشگاه_اندیشه
@dialogeschool
@hekmatenamotanahi
@bashgahandishe
نشست نود و ششم حکمت نامتناهی
سنّت، بازی و نامتناهی در اندیشۀ گادامر
دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۲
ساعت ۱۶
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳، کافه درهباغ
این نشست استثنائاً دوشنبه برگزار میشود.
حضور برای عموم آزاد و رایگان است
پخش از صفحه اینستاگرام لایو باشگاه اندیشه
#کاوشهایوجودی #حکمت_نامتناهی #گادامر #سنت #بازی #نامتناهی #باشگاه_اندیشه
@dialogeschool
@hekmatenamotanahi
@bashgahandishe
❤1
Forwarded from باشگاه اندیشه
.
🔰غم برو شادی بیا، محنت برو روزی بیا
آنگاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون شبِ سوری چنانکه عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند.
طبق سنت سالهای اخیر باشگاهاندیشه در واپسین روزهای سال در ضیافتِ قهوه و گفتوگو به گرد آتش جمع خواهیم شد و از خود خواهیم گفت و شنید.
🕰چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۲
ساعت ۱۸
به صرفِ افطار مختصر
📍خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
👤حضور برای عموم آزاد و رایگان است
@bashgahandishe
🔰غم برو شادی بیا، محنت برو روزی بیا
آنگاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون شبِ سوری چنانکه عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند.
طبق سنت سالهای اخیر باشگاهاندیشه در واپسین روزهای سال در ضیافتِ قهوه و گفتوگو به گرد آتش جمع خواهیم شد و از خود خواهیم گفت و شنید.
🕰چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۲
ساعت ۱۸
به صرفِ افطار مختصر
📍خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
👤حضور برای عموم آزاد و رایگان است
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
🔰رویدادهای رایگان و عمومیِ
باشگاه اندیشه در سال ۱۴۰۲
✔️بهار: | فروردین | اردیبهشت | خرداد |
✔️تابستان: | تیر | مرداد | شهریور |
✔️پاییز: | مهر | آبان | آذر |
✔️زمستان: | دی | بهمن | اسفند |
🔹وبسایت:
www.bashgahandishe.com
🔸کانال تلگرام:
t.me/bashgahandishe
🔹صفحه اینستاگرام:
www.instagram.com/bashgah.andisheh
🔸صفحه فیلمهای لایو اینستاگرام:
www.instagram.com/bashgah.andisheh.live
🔹یوتوب:
youtube.com/@clubthought
🌐 شماری از کانالهای مرتبط با باشگاه اندیشه:
✅حکمت نامتناهی
t.me/hekmatenamotanahi
✅مدرسه مطالعات فضا
t.me/fazaschool
✅مدرسه مطالعات دین
t.me/diinschool
✅مدرسه مطالعات اجرا
t.me/ejraaschool
✅مدرسه مطالعات دیالوگ
t.me/dialogeschool
✅مدرسه مطالعات هویت
t.me/howiatschool
✅مدرسه مطالعات نقد اقتصاد سیاسی
t.me/eghtesadesiasischool
✅مدرسه معارف علامه طباطبایی
t.me/allaamehwisdom
🎵کانال صوتها: گنجینه صوتی باشگاه
t.me/bashgahandishevoice
@bashgahandishe
باشگاه اندیشه در سال ۱۴۰۲
✔️بهار: | فروردین | اردیبهشت | خرداد |
✔️تابستان: | تیر | مرداد | شهریور |
✔️پاییز: | مهر | آبان | آذر |
✔️زمستان: | دی | بهمن | اسفند |
🔹وبسایت:
www.bashgahandishe.com
🔸کانال تلگرام:
t.me/bashgahandishe
🔹صفحه اینستاگرام:
www.instagram.com/bashgah.andisheh
🔸صفحه فیلمهای لایو اینستاگرام:
www.instagram.com/bashgah.andisheh.live
🔹یوتوب:
youtube.com/@clubthought
🌐 شماری از کانالهای مرتبط با باشگاه اندیشه:
✅حکمت نامتناهی
t.me/hekmatenamotanahi
✅مدرسه مطالعات فضا
t.me/fazaschool
✅مدرسه مطالعات دین
t.me/diinschool
✅مدرسه مطالعات اجرا
t.me/ejraaschool
✅مدرسه مطالعات دیالوگ
t.me/dialogeschool
✅مدرسه مطالعات هویت
t.me/howiatschool
✅مدرسه مطالعات نقد اقتصاد سیاسی
t.me/eghtesadesiasischool
✅مدرسه معارف علامه طباطبایی
t.me/allaamehwisdom
🎵کانال صوتها: گنجینه صوتی باشگاه
t.me/bashgahandishevoice
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
.
💡باشگاه اندیشه در سال ۱۴۰۲
◾️در سالی که گذشت باشگاه اندیشه میزبان بیش از ۱۵۰ نفر از اندیشمندان (اعم از ارائهدهندگان و مدرّسان) بود، ۱۶۹ رویداد و ۴۰ درسگفتار برگزار کرد، و مجموعاً در حدودِ ۵۰۰۰ شرکتکننده و مخاطب در جمع باشگاه اندیشه حاضر بودند.
عناوین و گزارشهای نوشتاری، شنیداری و دیداری رویدادهای سال گذشتهٔ باشگاه اندیشه را میتوانید در پست رویدادهای رایگان و عمومیِ باشگاه اندیشه مشاهده کنید.
#بهار۱۴۰۲ #تابستان۱۴۰۲ #پاییز۱۴۰۲ #زمستان۱۴۰۲ #مطالعات_هایدگر #مطالعات_هویت #مطالعات_انقلاب #نقداقتصادسیاسی #مدرنیته_و_نقدمتافیزیک #مطالعات_والایش #مطالعات_دیالوگ #مطالعات_دین #مطالعات_اجرا #باشگاه_اندیشه
دریچههای ارتباطیِ باشگاه اندیشه:
تلگرام | اینستاگرام | یوتوب
💡باشگاه اندیشه در سال ۱۴۰۲
◾️در سالی که گذشت باشگاه اندیشه میزبان بیش از ۱۵۰ نفر از اندیشمندان (اعم از ارائهدهندگان و مدرّسان) بود، ۱۶۹ رویداد و ۴۰ درسگفتار برگزار کرد، و مجموعاً در حدودِ ۵۰۰۰ شرکتکننده و مخاطب در جمع باشگاه اندیشه حاضر بودند.
عناوین و گزارشهای نوشتاری، شنیداری و دیداری رویدادهای سال گذشتهٔ باشگاه اندیشه را میتوانید در پست رویدادهای رایگان و عمومیِ باشگاه اندیشه مشاهده کنید.
#بهار۱۴۰۲ #تابستان۱۴۰۲ #پاییز۱۴۰۲ #زمستان۱۴۰۲ #مطالعات_هایدگر #مطالعات_هویت #مطالعات_انقلاب #نقداقتصادسیاسی #مدرنیته_و_نقدمتافیزیک #مطالعات_والایش #مطالعات_دیالوگ #مطالعات_دین #مطالعات_اجرا #باشگاه_اندیشه
دریچههای ارتباطیِ باشگاه اندیشه:
تلگرام | اینستاگرام | یوتوب
Forwarded from باشگاه اندیشه
.
🌱نوروز شد و جهان برآورد نفس...
🪴باشگاه اندیشه سالی سرشار از مهرورزی، صحت و خردمندی برایتان آرزومند است.
#۱۴۰۳
🌐دریچههای ارتباطیِ باشگاه اندیشه:
تلگرام | اینستاگرام | یوتوب
🌱نوروز شد و جهان برآورد نفس...
🪴باشگاه اندیشه سالی سرشار از مهرورزی، صحت و خردمندی برایتان آرزومند است.
#۱۴۰۳
🌐دریچههای ارتباطیِ باشگاه اندیشه:
تلگرام | اینستاگرام | یوتوب
Forwarded from مدرسهٔ مطالعات دیالوگ | باشگاهاندیشه
دربارهی «عید/جشن» و زمانمندیاش
به قلمِ ژان گروندن
ترجمه محمدرضا حسینی بهشتی و مسعود حسینی
عید همیشه از طریقِ زمانمندیِ خاصي مشخص میشود که ما از جای خود برکنده و به درونِ آن کشیده میشویم: هر عیدي برای زمانِ معیني ظاهر میشود که عیدانه است و همهی کساني که در آن سهیم میشوند به حال و هوایي عیدانه ارتقا مییابند، و در بهترین حالت: به نحوي عیدانه دگرگون میشوند. بنابراین، جزوِ ذاتِ عید است که زماني یا مکاني خصوصیتِ عیدانه دارد. این واقعیت خودش را بهنحوي نمونهوار در عودِ¹ عید نشان میدهد. با این حال، چنانکه گادامر بهدرستی ملاحظه میکند، چنین نیست که عیدي که عود میکند چون در یک ترتیبِ زمانی قرار گرفته است عید خوانده شود، بلکه بهعکس، خودِ نظمِ زمانی از طریقِ عود عیدها پدید میآید.
ادامه را در اینستنتویو بخوانید.
منبع متن
ژان گروندن، از هایدگر تا گادامر، ترجمهی سید محمدرضا حسینی بهشتی و سید مسعود حسینی (تهران، نی: ۱۳۹۹)، صص ۱۵۳-۱۵۵.
#مطالعات_دیالوگ #جشن #بازی #گادامر #هایدگر #ژان_گروندن #عید
@dialogeschool
@bashgahandishe
.
به قلمِ ژان گروندن
ترجمه محمدرضا حسینی بهشتی و مسعود حسینی
عید همیشه از طریقِ زمانمندیِ خاصي مشخص میشود که ما از جای خود برکنده و به درونِ آن کشیده میشویم: هر عیدي برای زمانِ معیني ظاهر میشود که عیدانه است و همهی کساني که در آن سهیم میشوند به حال و هوایي عیدانه ارتقا مییابند، و در بهترین حالت: به نحوي عیدانه دگرگون میشوند. بنابراین، جزوِ ذاتِ عید است که زماني یا مکاني خصوصیتِ عیدانه دارد. این واقعیت خودش را بهنحوي نمونهوار در عودِ¹ عید نشان میدهد. با این حال، چنانکه گادامر بهدرستی ملاحظه میکند، چنین نیست که عیدي که عود میکند چون در یک ترتیبِ زمانی قرار گرفته است عید خوانده شود، بلکه بهعکس، خودِ نظمِ زمانی از طریقِ عود عیدها پدید میآید.
ادامه را در اینستنتویو بخوانید.
منبع متن
ژان گروندن، از هایدگر تا گادامر، ترجمهی سید محمدرضا حسینی بهشتی و سید مسعود حسینی (تهران، نی: ۱۳۹۹)، صص ۱۵۳-۱۵۵.
#مطالعات_دیالوگ #جشن #بازی #گادامر #هایدگر #ژان_گروندن #عید
@dialogeschool
@bashgahandishe
.
Telegraph
دربارهی «عید/جشن» و زمانمندیاش
عید همیشه از طریقِ زمانمندیِ خاصي مشخص میشود که ما از جای خود برکنده و به درونِ آن کشیده میشویم: هر عیدي برای زمانِ معیني ظاهر میشود که عیدانه است و همهی کساني که در آن سهیم میشوند به حال و هوایي عیدانه ارتقا مییابند، و در بهترین حالت: به نحوي عیدانه…
پارهای از متن...
کسي که در عیدي شرکت میکند، میخواهد مفاهمه [و ارتباط برقرار] کند. اما مفاهمه کردن لزوماً به معنای رد و بدل کردنِ کلمات نیست، بلکه بیشتر باهمبودن، در یکدیگر سهیم بودن، است. با هم بودن، توافق کردن، مهمتر از توافق کردن بر سرِ این یا آن چیز است. به این ترتیب، در ذاتِ مفاهمهایـارتباطیِ عید نوعي تثبیت کردنِ امرِ گذرا هست. این هم جزوِ زمانمندیِ عیدهاست. عید همیشه امرِ ماندگار را در امرِ گذرا جشن میگیرد، اما بهطوري که هر دو مؤلفه، هم امرِ ماندگار و هم امرِ گذرا، همزمان با هم به اندیشه درمیآیند. وقتي برای یک شخص، برای میلادِ مسیح، برای یک سالگردِ گوته جشن میگیریم، امرِ ماندگار را به یاد میآوریم، اما این همواره در بردارندهی نوعي آگاهی است از آنچه میرود و محو میشود. چند میلادِ مسیحِ دیگر را هنوز با هم جشن خواهیم گرفت؟
متنِ کامل
#مطالعات_دیالوگ #جشن #بازی #گادامر #هایدگر #ژان_گروندن #عید
@dialogeschool
@bashgahandishe
.
کسي که در عیدي شرکت میکند، میخواهد مفاهمه [و ارتباط برقرار] کند. اما مفاهمه کردن لزوماً به معنای رد و بدل کردنِ کلمات نیست، بلکه بیشتر باهمبودن، در یکدیگر سهیم بودن، است. با هم بودن، توافق کردن، مهمتر از توافق کردن بر سرِ این یا آن چیز است. به این ترتیب، در ذاتِ مفاهمهایـارتباطیِ عید نوعي تثبیت کردنِ امرِ گذرا هست. این هم جزوِ زمانمندیِ عیدهاست. عید همیشه امرِ ماندگار را در امرِ گذرا جشن میگیرد، اما بهطوري که هر دو مؤلفه، هم امرِ ماندگار و هم امرِ گذرا، همزمان با هم به اندیشه درمیآیند. وقتي برای یک شخص، برای میلادِ مسیح، برای یک سالگردِ گوته جشن میگیریم، امرِ ماندگار را به یاد میآوریم، اما این همواره در بردارندهی نوعي آگاهی است از آنچه میرود و محو میشود. چند میلادِ مسیحِ دیگر را هنوز با هم جشن خواهیم گرفت؟
متنِ کامل
#مطالعات_دیالوگ #جشن #بازی #گادامر #هایدگر #ژان_گروندن #عید
@dialogeschool
@bashgahandishe
.
Telegram
مدرسهٔ مطالعات دیالوگ | باشگاهاندیشه
دربارهی «عید/جشن» و زمانمندیاش
به قلمِ ژان گروندن
ترجمه محمدرضا حسینی بهشتی و مسعود حسینی
عید همیشه از طریقِ زمانمندیِ خاصي مشخص میشود که ما از جای خود برکنده و به درونِ آن کشیده میشویم: هر عیدي برای زمانِ معیني ظاهر میشود که عیدانه است و همهی کساني…
به قلمِ ژان گروندن
ترجمه محمدرضا حسینی بهشتی و مسعود حسینی
عید همیشه از طریقِ زمانمندیِ خاصي مشخص میشود که ما از جای خود برکنده و به درونِ آن کشیده میشویم: هر عیدي برای زمانِ معیني ظاهر میشود که عیدانه است و همهی کساني…
❤1👍1
حکمت نامتناهی
. نشست نود و ششم حکمت نامتناهی سنّت، بازی و نامتناهی در اندیشۀ گادامر دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۲ ساعت ۱۶ خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳، کافه درهباغ این نشست استثنائاً دوشنبه برگزار میشود. حضور برای عموم آزاد و رایگان است پخش از صفحه…
تٲمّلی دربارهٔ "بازی" و "گفتگو"
📝مسعود زنجانی
فردریش شیلر، نمایشنامه نویس، شاعر، و فیلسوف ایده آلیست آلمانی قرن هجدهم می گوید: "انسان تنها هنگامی بازی می کند که تماماً انسان است، چنانکه انسان تنها هنگامی تماماً انسان است که بازی می کند". از نظر شیلر، مهمترین ویژگی «بازی» این است که در بازی هیچ شقاق و شکافی میان «علاقهٔ درونی» و «وظیفهٔ بیرونی» فرد وجود ندارد. در بازی، علایق و وظایف ما، کاملاً، با یکدیگر تطابق پیدا می کنند، از این رو، ما هم هیچ تعارض و تخاصمی در خود پیدا نمی کنیم. در بازی است که ما به دور از هر گونه «دوگانگی» و «از خود بیگانگی» (الیناسیون)، در نابترین و زیباترین شیوهٔ بودنِ خود، تحقق می یابیم و تماماً انسان می شویم. از نظر شیلر، بازی، راه حلی برای فرارَوی از رویارویی «حس و عقل»، و برون رفتی از تقابلِ «اخلاق و طبیعت» است. بازی امکانِ تحقّقِ زیبایی شناختیِ انسان است.
از نظر شیلر، بازی را می توان آشتی میان «آزادی و ضرورت» نیز دانست. اگرچه بازی بدون آزادیِ بازیگران معنا ندارد، اما هیچیک از بازیگران «فعّال ما یشاء» نیستند، بلکه آزادیِ همه بازیگران مشروط، محدود، و مقیَّد به «قاعدهٔ بازی» است. در واقع، قاعدهٔ بازی، نه تنها مانع آزادی نیست، بلکه شرط تحقُّق آن است. آزادی بدون محدودیت، اساساً، نه ممکن و نه مفید است، چنانکه آزادی، در غیابِ مسۇولیت، همیشه، خود به مخاطره می افتد، و هم مخاطره می آفریند. مهمترین ویژگی بارزِ بازی، به اصطلاح کانت که شیلر هم بسیار متٲثّر از او بود، «هدف در خود» بودنِ آن است، چرا که بازی آلتِ هیچ غایتی بیرون از خود نیست. خودپویی (آزادی) و خود کفایی (استقلال) دو خصیصهٔ ساختاری بازی است.
از نظر هانس ـ گئورک گادامر، فیلسوف آلمانی قرن بیستم، «گفتگو یک بازی است»؛ در ژرف ترین معنای آن. گادامر در نظریهٔ فهم (هرمنوتیک) خود، هر فهمی را یک تفسیر، و هر تفسیر را یک گفتگو میان مفسِّر (خواننده) و متن می داند که به سانِ یک بازی میان آنها تحقّق می یابد. بازی، برای گادامر، استعاره ای است که مُبیِّن ویژگی های بنیادی گفتگو است. گفتگو ارجمندترین گونهٔ بازی است.
یکی از ویژگی هایی که در بازی، برای گادامر، جلب نظر می کند، این است که فاعلیتِ بازیگران، نمی تواند کاملاً یکجانبه، مقتدرانه، و مهاجمانه باشد. به عبارت دیگر، اگرچه فاعلیتِ بازیگران، در بازی، کاملاً از دست نمی رود، اما این فاعلیت، نمی تواند و نباید به گونه ای خودخواهانه و انحصارطلبانه، بروز یابد، بلکه حتی الامکان، باید به گونه ای خوددارانه، و حتی دیگردوستانه، ابراز شود. می توان گفت در بازی، فاعلِ مقتدر، آزادانه و مشتاقانه، اقتدار خود را از دست می دهد و البته از این طریق اقتداری فزونتر می یابد. در بازی، نوع دیگر و برتری از تسلّط، کشف و تجربه می شود که با آیین دائو، می توانیم آن را «تسلّط از پایین»یا «تسلّط زنانه» بنامیم. بازی، فاعلِ گریزان و مهاجم را به فاعلی پذیرا و میزبان مبدّل می کند. در بازی، فاعل فاعلیتِ خود را نه در تهدید، و تثبیتِ خویش بر دیگری، بلکه در تحدید، و تعلیقِ خویش در برابر دیگری می یابد. خصیصهٔ مهم بازی، برای گادامر، خود شکوفایی و خود بازآفرینی است.
در بازی، اقتدار، در درجهٔ نخست، نه متعلّق به بازیگران بلکه متعلّق به خودِ بازی است. در واقع، پیش از آنکه بازیگران بازی را پیش بَرَند، این بازی است که پیشاپیش آنها را پیش بُرده و پیش می بَرَد. بازی نه فقط هنر بازی کردن، بلکه، همزمان، «هنر بازی خوردن» است. بازی، بیش و پیش از هر چیز، مستلزمِ «توانایی شکست خوردن» است. از این منظر، گفتگو و بازی ساختارِ روایی مشابهی دارند، چنانکه گفتگو، همانند بازی، ساختاری زنانه و عاشقانه دارد. در گفتگو، طرفین، «متقابلاً» به یکدیگر اجازه می دهند که باورها، پیشداوری ها، و پیشفرض های مختلف شان ـ به معنای فلسفی کلمه ـ به بازی گرفته شود؛ متزلزل، و عنداللزوم، منهدم شود. به اصطلاح، شرطِ اوّل قدم در بازی این است که همه گاردِ خود را به روی بازی، و به یک معنا، به روی یکدیگر، باز کنند. در بازی، بازیگران، با «آری گفتن» به بازی، زبانِ حالشان چنین است: "بازی برای ما شوخی نیست. ما بازی را جدّی می گیریم، اما هر چه هم پیش آید خوش آید. اگر سرِ ما بشکند، سرِ بازی سلامت!" در گفتگو نیز آنچه آشکار می شود، نه حق بودن یکی از طرفین گفتگو، بلکه حقیقتِ خودِ گفتگو است. از این حیث، گفتگو توانِ قمار کردن، ریسک کردن، و دل باختن، و از دست دادنِ خود است. گفتگو یک ماجرا است.
اکنون اگر اندیشه های پیشگفتهٔ شیلر و گادامر را باهم فکر کنیم، می توانیم بگوییم: "انسان تنها هنگامی گفتگو می کند که تماماً انسان است، چنانکه انسان تنها هنگامی تماماً انسان است که گفتگو می کند”.
#گادامر #شیلر #بازی #گفت_و_گو #دیالوگ #مطالعات_دیالوگ #باشگاه_اندیشه
@dialogeschool
@bashgahandishe
📝مسعود زنجانی
فردریش شیلر، نمایشنامه نویس، شاعر، و فیلسوف ایده آلیست آلمانی قرن هجدهم می گوید: "انسان تنها هنگامی بازی می کند که تماماً انسان است، چنانکه انسان تنها هنگامی تماماً انسان است که بازی می کند". از نظر شیلر، مهمترین ویژگی «بازی» این است که در بازی هیچ شقاق و شکافی میان «علاقهٔ درونی» و «وظیفهٔ بیرونی» فرد وجود ندارد. در بازی، علایق و وظایف ما، کاملاً، با یکدیگر تطابق پیدا می کنند، از این رو، ما هم هیچ تعارض و تخاصمی در خود پیدا نمی کنیم. در بازی است که ما به دور از هر گونه «دوگانگی» و «از خود بیگانگی» (الیناسیون)، در نابترین و زیباترین شیوهٔ بودنِ خود، تحقق می یابیم و تماماً انسان می شویم. از نظر شیلر، بازی، راه حلی برای فرارَوی از رویارویی «حس و عقل»، و برون رفتی از تقابلِ «اخلاق و طبیعت» است. بازی امکانِ تحقّقِ زیبایی شناختیِ انسان است.
از نظر شیلر، بازی را می توان آشتی میان «آزادی و ضرورت» نیز دانست. اگرچه بازی بدون آزادیِ بازیگران معنا ندارد، اما هیچیک از بازیگران «فعّال ما یشاء» نیستند، بلکه آزادیِ همه بازیگران مشروط، محدود، و مقیَّد به «قاعدهٔ بازی» است. در واقع، قاعدهٔ بازی، نه تنها مانع آزادی نیست، بلکه شرط تحقُّق آن است. آزادی بدون محدودیت، اساساً، نه ممکن و نه مفید است، چنانکه آزادی، در غیابِ مسۇولیت، همیشه، خود به مخاطره می افتد، و هم مخاطره می آفریند. مهمترین ویژگی بارزِ بازی، به اصطلاح کانت که شیلر هم بسیار متٲثّر از او بود، «هدف در خود» بودنِ آن است، چرا که بازی آلتِ هیچ غایتی بیرون از خود نیست. خودپویی (آزادی) و خود کفایی (استقلال) دو خصیصهٔ ساختاری بازی است.
از نظر هانس ـ گئورک گادامر، فیلسوف آلمانی قرن بیستم، «گفتگو یک بازی است»؛ در ژرف ترین معنای آن. گادامر در نظریهٔ فهم (هرمنوتیک) خود، هر فهمی را یک تفسیر، و هر تفسیر را یک گفتگو میان مفسِّر (خواننده) و متن می داند که به سانِ یک بازی میان آنها تحقّق می یابد. بازی، برای گادامر، استعاره ای است که مُبیِّن ویژگی های بنیادی گفتگو است. گفتگو ارجمندترین گونهٔ بازی است.
یکی از ویژگی هایی که در بازی، برای گادامر، جلب نظر می کند، این است که فاعلیتِ بازیگران، نمی تواند کاملاً یکجانبه، مقتدرانه، و مهاجمانه باشد. به عبارت دیگر، اگرچه فاعلیتِ بازیگران، در بازی، کاملاً از دست نمی رود، اما این فاعلیت، نمی تواند و نباید به گونه ای خودخواهانه و انحصارطلبانه، بروز یابد، بلکه حتی الامکان، باید به گونه ای خوددارانه، و حتی دیگردوستانه، ابراز شود. می توان گفت در بازی، فاعلِ مقتدر، آزادانه و مشتاقانه، اقتدار خود را از دست می دهد و البته از این طریق اقتداری فزونتر می یابد. در بازی، نوع دیگر و برتری از تسلّط، کشف و تجربه می شود که با آیین دائو، می توانیم آن را «تسلّط از پایین»یا «تسلّط زنانه» بنامیم. بازی، فاعلِ گریزان و مهاجم را به فاعلی پذیرا و میزبان مبدّل می کند. در بازی، فاعل فاعلیتِ خود را نه در تهدید، و تثبیتِ خویش بر دیگری، بلکه در تحدید، و تعلیقِ خویش در برابر دیگری می یابد. خصیصهٔ مهم بازی، برای گادامر، خود شکوفایی و خود بازآفرینی است.
در بازی، اقتدار، در درجهٔ نخست، نه متعلّق به بازیگران بلکه متعلّق به خودِ بازی است. در واقع، پیش از آنکه بازیگران بازی را پیش بَرَند، این بازی است که پیشاپیش آنها را پیش بُرده و پیش می بَرَد. بازی نه فقط هنر بازی کردن، بلکه، همزمان، «هنر بازی خوردن» است. بازی، بیش و پیش از هر چیز، مستلزمِ «توانایی شکست خوردن» است. از این منظر، گفتگو و بازی ساختارِ روایی مشابهی دارند، چنانکه گفتگو، همانند بازی، ساختاری زنانه و عاشقانه دارد. در گفتگو، طرفین، «متقابلاً» به یکدیگر اجازه می دهند که باورها، پیشداوری ها، و پیشفرض های مختلف شان ـ به معنای فلسفی کلمه ـ به بازی گرفته شود؛ متزلزل، و عنداللزوم، منهدم شود. به اصطلاح، شرطِ اوّل قدم در بازی این است که همه گاردِ خود را به روی بازی، و به یک معنا، به روی یکدیگر، باز کنند. در بازی، بازیگران، با «آری گفتن» به بازی، زبانِ حالشان چنین است: "بازی برای ما شوخی نیست. ما بازی را جدّی می گیریم، اما هر چه هم پیش آید خوش آید. اگر سرِ ما بشکند، سرِ بازی سلامت!" در گفتگو نیز آنچه آشکار می شود، نه حق بودن یکی از طرفین گفتگو، بلکه حقیقتِ خودِ گفتگو است. از این حیث، گفتگو توانِ قمار کردن، ریسک کردن، و دل باختن، و از دست دادنِ خود است. گفتگو یک ماجرا است.
اکنون اگر اندیشه های پیشگفتهٔ شیلر و گادامر را باهم فکر کنیم، می توانیم بگوییم: "انسان تنها هنگامی گفتگو می کند که تماماً انسان است، چنانکه انسان تنها هنگامی تماماً انسان است که گفتگو می کند”.
#گادامر #شیلر #بازی #گفت_و_گو #دیالوگ #مطالعات_دیالوگ #باشگاه_اندیشه
@dialogeschool
@bashgahandishe
👍1
Forwarded from تقریرات
🔶سیزدهمین شمارهٔ مجلهٔ تقریرات با پروندهٔ ویژهٔ زنان و روحانیون منتشر شد
در این شماره به این پرسشها پرداختهایم:
1️⃣زنان ایران چگونه توانستند به حق رأی و نمایندگی مجلس دست یابند؟
2️⃣استدلالهای فقهی مخالفان حق رأی زنان چه بود؟
3️⃣کتاب «زن و انتخابات» در چه فضایی و با چه استدلالهایی نوشته شد؟
4️⃣آیا امام علی(ع) هم زنان را ناقصالعقل میدانست؟
(گزارشی از بازتابهای مقالهٔ جدید محمد قندهاری)
همچنین این مقالات و یادداشتها را میتوانید در شمارهٔ ۱۳ تقریرات بخوانید:
✔️محمدرضا لبیب یادداشتی دربارهٔ ناکامیهای فلسفه تطبیقی در ایران نوشته
✔️مرتضی معراجی هم از اهمیت سیاسی محیط زیست سخن گفته
✔️مصطفی سلیمانی از چالشهای اخلاقی تبلیغ دین نوشته
✔️بهجو خزاعی به جای خالی پژوهش در باب ریشههای زرتشتی گنوسیزم پرداخته
✔️علیرضا دهقانی نیز تلاش حیدر حبالله برای نزدیک کردن فقه به زندگی را روایت کرده
🔸نسخه الکترونیکی شمارهٔ جدید تقریرات را میتوانید به صورت ریالی و ارزی از طاقچه (اینجا) خریداری و مطالعه کنید.
📖نحوهٔ تهیهٔ نسخهٔ کاغذی مجله را نیز روزهای آینده در همینجا به اطلاعتان میرسانیم.
@taqriraat
در این شماره به این پرسشها پرداختهایم:
1️⃣زنان ایران چگونه توانستند به حق رأی و نمایندگی مجلس دست یابند؟
2️⃣استدلالهای فقهی مخالفان حق رأی زنان چه بود؟
3️⃣کتاب «زن و انتخابات» در چه فضایی و با چه استدلالهایی نوشته شد؟
4️⃣آیا امام علی(ع) هم زنان را ناقصالعقل میدانست؟
(گزارشی از بازتابهای مقالهٔ جدید محمد قندهاری)
همچنین این مقالات و یادداشتها را میتوانید در شمارهٔ ۱۳ تقریرات بخوانید:
✔️محمدرضا لبیب یادداشتی دربارهٔ ناکامیهای فلسفه تطبیقی در ایران نوشته
✔️مرتضی معراجی هم از اهمیت سیاسی محیط زیست سخن گفته
✔️مصطفی سلیمانی از چالشهای اخلاقی تبلیغ دین نوشته
✔️بهجو خزاعی به جای خالی پژوهش در باب ریشههای زرتشتی گنوسیزم پرداخته
✔️علیرضا دهقانی نیز تلاش حیدر حبالله برای نزدیک کردن فقه به زندگی را روایت کرده
🔸نسخه الکترونیکی شمارهٔ جدید تقریرات را میتوانید به صورت ریالی و ارزی از طاقچه (اینجا) خریداری و مطالعه کنید.
📖نحوهٔ تهیهٔ نسخهٔ کاغذی مجله را نیز روزهای آینده در همینجا به اطلاعتان میرسانیم.
@taqriraat
Forwarded from باشگاه اندیشه
.
سیری در الهیاتِ جدید
با دکتر رسول رسولیپور
دینپژوه و دانشیار فلسفهٔ دین دانشگاه خوارزمی
🌱الهیات دیالوگی: ۱۴۰۰
🌱الهیات امید: ۱۴۰۱
🌱الهیات بخشش: ۱۴۰۲
و
🌱الهیات رخداد: ۱۴۰۳، بهزودی...
#مطالعات_دیالوگ #مطالعات_دین #الهیات_جدید #امید #بخشش #موسی_صدر #رخداد
@bashgahandishe
@dialogeschool
@diinschool
سیری در الهیاتِ جدید
با دکتر رسول رسولیپور
دینپژوه و دانشیار فلسفهٔ دین دانشگاه خوارزمی
🌱الهیات دیالوگی: ۱۴۰۰
🌱الهیات امید: ۱۴۰۱
🌱الهیات بخشش: ۱۴۰۲
و
🌱الهیات رخداد: ۱۴۰۳، بهزودی...
#مطالعات_دیالوگ #مطالعات_دین #الهیات_جدید #امید #بخشش #موسی_صدر #رخداد
@bashgahandishe
@dialogeschool
@diinschool
Forwarded from باشگاه اندیشه
.
این روزها، مقارنست با ایام درگذشتِ دکتر داریوش شایگان
باشگاه اندیشه در همان روزهای نخست این رویداد در نوروز ۱۳۹۷ پروندهای از یادداشتها و نقطهنظرهای افراد مختلف فراهم آورد که میتوانید از اینجا به بعد این مطالب را ملاحظه کنید.
تحریریهٔ باشگاهاندیشه
#داریوش_شایگان
#باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
این روزها، مقارنست با ایام درگذشتِ دکتر داریوش شایگان
باشگاه اندیشه در همان روزهای نخست این رویداد در نوروز ۱۳۹۷ پروندهای از یادداشتها و نقطهنظرهای افراد مختلف فراهم آورد که میتوانید از اینجا به بعد این مطالب را ملاحظه کنید.
تحریریهٔ باشگاهاندیشه
#داریوش_شایگان
#باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
دعای همزمان مسلمانان، یهودیان و مسیحیان نیویورک در داخل کنیسه برای حمایت از مردم غزه
📌موسی صدر:
ادیان یکی بودند و بیش از یک هدف نداشتند: در افتادن با خدایان زمینی و طاغوتها، و یاری مستضعفان و ستمدیدگان. و این دو نمودهای حقیقتی یگانهاند. پس چون غلبهٔ ادیان و پیروزی مستضعفان به دست آمد، مظلومان دیدند که طاغوتها چهره عوض کرده و زودتر از همه به غنائم رسیده و در صدد برآمدهاند که بر آنان به نام ادیان و به سلاح دین حکومت کنند. و اینگونه بود که رنج و محنت محرومان مضاعف گشت و مصیبت ادیان و اختلاف آنها پدید آمد در حالی که هیچ اختلافی نیست مگر در منافع سوء استفادهکنندگان.
منبع ویدئو:
@sahandiranmehr
متن کامل :
imamsadr.ir/imam-in-the-church/
@dialogeschool
@bashgahandishe
دعای همزمان مسلمانان، یهودیان و مسیحیان نیویورک در داخل کنیسه برای حمایت از مردم غزه
📌موسی صدر:
ادیان یکی بودند و بیش از یک هدف نداشتند: در افتادن با خدایان زمینی و طاغوتها، و یاری مستضعفان و ستمدیدگان. و این دو نمودهای حقیقتی یگانهاند. پس چون غلبهٔ ادیان و پیروزی مستضعفان به دست آمد، مظلومان دیدند که طاغوتها چهره عوض کرده و زودتر از همه به غنائم رسیده و در صدد برآمدهاند که بر آنان به نام ادیان و به سلاح دین حکومت کنند. و اینگونه بود که رنج و محنت محرومان مضاعف گشت و مصیبت ادیان و اختلاف آنها پدید آمد در حالی که هیچ اختلافی نیست مگر در منافع سوء استفادهکنندگان.
منبع ویدئو:
@sahandiranmehr
متن کامل :
imamsadr.ir/imam-in-the-church/
@dialogeschool
@bashgahandishe
همنشینیِ متناقضها در هنر
به مناسبتِ ۲۷ مارس ،۸ فروردین روزجهانی تئاتر
📝یون فوسه
نویسنده و نمایشنامه نویس نروژی*
هنر صلح است
هر فردی منحصر به فرد و در عین حال مانند هر فرد دیگری است. ظاهر بیرونی قابل مشاهده ما با هر کس دیگری فرق دارد، البته که خوب است، اما یک چیز دیگر هم هست که درون هر یک از ماست و به تنهایی متعلق به خود شخص به تنهایی است. ممکن است ما این را روح آنها بنامیم. یا ممکن است به این نتیجه برسیم که به آن برچسب نزنیم و آن را به حال خود رها کنیم.
اما در حالی که همه ما شبیه هم نیستیم، شبیه هم نیز هستیم. مردم هر نقطه از جهان اساساً شبیه هم هستند، مهم نیست به چه زبانی صحبت میکنیم، چه رنگ پوستی داریم و رنگ موی ما چیست.
این ممکن است به نوعی یک پارادوکس باشد: اینکه ما کاملاً شبیه هم و در عین حال کاملاً متفاوت هستیم. شاید هر فردی ذاتاً در پیوند جسم و روح خود متناقض باشد، ما شامل زمینیترین و محسوسترین وجود و چیزی هستیم که از محدودیتهای مادی و زمینی فراتر می رود.
هنر، هنر خوب، به روش شگفتانگیز خود موفق میشود چیزهای کاملاً منحصربهفرد را به شکلی جهانشمول ترکیب کند. این به ما امکان میدهد بفهمیم که چه چیزی متفاوت است - ممکن است بگویید چه چیزی خارجی است - در حالی که جهانی است. با انجام این کار، هنر مرزهای بین زبانها، مناطق جغرافیایی و کشورها را درهم میشکند و با این کار نه تنها ویژگیهای فردی هر شخص، بلکه به معنای دیگر، ویژگیهای فردی هر گروه از مردم، برای مثال هر ملتی را گرد هم میآورد.
هنر این کار را با همسطح کردن تفاوتها و یکسان کردن همه چیز انجام نمیدهد، بلکه برعکس، با نشان دادن آنچه با ما متفاوت یا بیگانه است، این کار را میکند. همه هنرهای خوب دقیقاً حاوی چنین عناصری هستند: چیزی بیگانه، چیزی که ما نمیتوانیم کاملاً درک کنیم و در عین حال به نوعی درک میکنیم. به اصطلاح دربرگیرنده یک راز است. آنچه ما را مجذوب خود میکند و به همین دلیل ما را از محدودیتهای خود فراتر میراند و با این کار ماورایی را ایجاد می کند که همه هنر باید هم در خود داشته باشد و هم ما را به سمت آن سوق دهد.
من هیچ راه بهتری برای جمع کردن متضادها سراغ ندارم. این رویکرد دقیقاً معکوس نسبت به درگیریهای خشونتآمیزی است که در جهان شاهد آن هستیم، که اغلب با استفاده از غیرانسانیترین اختراعاتی که فناوری در اختیار ما قرار داده است، وسوسه ویرانگری را برای از بین بردن هر چیز خارجی، هر چیزی منحصر به فرد و متفاوت ایجاد میکند. تروریسم در جهان وجود دارد. جنگ وجود دارد. مردم جنبه حیوانی نیز دارند که با غریزه تجربه کردن دیگری؛ هر چیز خارجی به جای رازی جذاب، بهعنوان تهدیدی برای وجود خود محسوب میشود.
چنین است که منحصر به فرد بودن - همه آن تفاوتهایی که همه ما میتوانیم ببینیم - ناپدید میشود و به یک شباهت جمعی میرسد که در آن هر چیز متفاوت تهدیدی است که باید ریشه کن شود. چیزی که از بیرون به عنوان تفاوت دیده میشود، مثلاً در مذهب یا ایدئولوژی سیاسی، به چیزی تبدیل میشود که باید شکست خورده و از بین برود.
جنگ نبرد با چیزی است که در اعماق همه ما نهفته است: چیزی منحصر به فرد. و همچنین نبردی با هنر است، علیه آنچه در اعماق تمام هنر نهفته است.
من در اینجا نه در مورد تئاتر یا نمایشنامهنویسی به طور خاص، که در مورد هنر به طور کلی صحبت کردهام، اما دلیلش این است که چنان که گفتم، تمام هنرهای خوب، عمیقاً حول یک چیز میچرخد: چیزی به طور کامل منحصر به فرد، کاملاً خاص، و جهانی کردن آن. یکی کردن امر خاص با امر کلی از طریق بیان هنرمندانه آن: نه از بین بردن ویژگی آن، بلکه برجسته کردن این ویژگی، و اجازه دادن به اینکه آنچه بیگانه و ناآشنا است به وضوح در آن بدرخشد.
جنگ و هنر متضاد یکدیگرند، همانطور که جنگ و صلح متضاد یکدیگرند - به همین سادگی. هنر صلح است.
#تئاتر #دیگری #صلح
*نویسنده پیام روز جهانی تئاتر ۲۰۲۴، برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۳
منبع: خبرگزاری مهر
@dialogeschool
@bashgahandishe
به مناسبتِ ۲۷ مارس ،۸ فروردین روزجهانی تئاتر
📝یون فوسه
نویسنده و نمایشنامه نویس نروژی*
هنر صلح است
هر فردی منحصر به فرد و در عین حال مانند هر فرد دیگری است. ظاهر بیرونی قابل مشاهده ما با هر کس دیگری فرق دارد، البته که خوب است، اما یک چیز دیگر هم هست که درون هر یک از ماست و به تنهایی متعلق به خود شخص به تنهایی است. ممکن است ما این را روح آنها بنامیم. یا ممکن است به این نتیجه برسیم که به آن برچسب نزنیم و آن را به حال خود رها کنیم.
اما در حالی که همه ما شبیه هم نیستیم، شبیه هم نیز هستیم. مردم هر نقطه از جهان اساساً شبیه هم هستند، مهم نیست به چه زبانی صحبت میکنیم، چه رنگ پوستی داریم و رنگ موی ما چیست.
این ممکن است به نوعی یک پارادوکس باشد: اینکه ما کاملاً شبیه هم و در عین حال کاملاً متفاوت هستیم. شاید هر فردی ذاتاً در پیوند جسم و روح خود متناقض باشد، ما شامل زمینیترین و محسوسترین وجود و چیزی هستیم که از محدودیتهای مادی و زمینی فراتر می رود.
هنر، هنر خوب، به روش شگفتانگیز خود موفق میشود چیزهای کاملاً منحصربهفرد را به شکلی جهانشمول ترکیب کند. این به ما امکان میدهد بفهمیم که چه چیزی متفاوت است - ممکن است بگویید چه چیزی خارجی است - در حالی که جهانی است. با انجام این کار، هنر مرزهای بین زبانها، مناطق جغرافیایی و کشورها را درهم میشکند و با این کار نه تنها ویژگیهای فردی هر شخص، بلکه به معنای دیگر، ویژگیهای فردی هر گروه از مردم، برای مثال هر ملتی را گرد هم میآورد.
هنر این کار را با همسطح کردن تفاوتها و یکسان کردن همه چیز انجام نمیدهد، بلکه برعکس، با نشان دادن آنچه با ما متفاوت یا بیگانه است، این کار را میکند. همه هنرهای خوب دقیقاً حاوی چنین عناصری هستند: چیزی بیگانه، چیزی که ما نمیتوانیم کاملاً درک کنیم و در عین حال به نوعی درک میکنیم. به اصطلاح دربرگیرنده یک راز است. آنچه ما را مجذوب خود میکند و به همین دلیل ما را از محدودیتهای خود فراتر میراند و با این کار ماورایی را ایجاد می کند که همه هنر باید هم در خود داشته باشد و هم ما را به سمت آن سوق دهد.
من هیچ راه بهتری برای جمع کردن متضادها سراغ ندارم. این رویکرد دقیقاً معکوس نسبت به درگیریهای خشونتآمیزی است که در جهان شاهد آن هستیم، که اغلب با استفاده از غیرانسانیترین اختراعاتی که فناوری در اختیار ما قرار داده است، وسوسه ویرانگری را برای از بین بردن هر چیز خارجی، هر چیزی منحصر به فرد و متفاوت ایجاد میکند. تروریسم در جهان وجود دارد. جنگ وجود دارد. مردم جنبه حیوانی نیز دارند که با غریزه تجربه کردن دیگری؛ هر چیز خارجی به جای رازی جذاب، بهعنوان تهدیدی برای وجود خود محسوب میشود.
چنین است که منحصر به فرد بودن - همه آن تفاوتهایی که همه ما میتوانیم ببینیم - ناپدید میشود و به یک شباهت جمعی میرسد که در آن هر چیز متفاوت تهدیدی است که باید ریشه کن شود. چیزی که از بیرون به عنوان تفاوت دیده میشود، مثلاً در مذهب یا ایدئولوژی سیاسی، به چیزی تبدیل میشود که باید شکست خورده و از بین برود.
جنگ نبرد با چیزی است که در اعماق همه ما نهفته است: چیزی منحصر به فرد. و همچنین نبردی با هنر است، علیه آنچه در اعماق تمام هنر نهفته است.
من در اینجا نه در مورد تئاتر یا نمایشنامهنویسی به طور خاص، که در مورد هنر به طور کلی صحبت کردهام، اما دلیلش این است که چنان که گفتم، تمام هنرهای خوب، عمیقاً حول یک چیز میچرخد: چیزی به طور کامل منحصر به فرد، کاملاً خاص، و جهانی کردن آن. یکی کردن امر خاص با امر کلی از طریق بیان هنرمندانه آن: نه از بین بردن ویژگی آن، بلکه برجسته کردن این ویژگی، و اجازه دادن به اینکه آنچه بیگانه و ناآشنا است به وضوح در آن بدرخشد.
جنگ و هنر متضاد یکدیگرند، همانطور که جنگ و صلح متضاد یکدیگرند - به همین سادگی. هنر صلح است.
#تئاتر #دیگری #صلح
*نویسنده پیام روز جهانی تئاتر ۲۰۲۴، برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۳
منبع: خبرگزاری مهر
@dialogeschool
@bashgahandishe
👍2
سهمِ دیگری در معرفتِ من
معرفیِ اجمالیِ معرفتشناسی اجتماعی به بهانه ویرایش جدید مدخل آن در دانشنامهٔ فلسفی استنفورد
📝 محمدرضا لبیب
معرفتشناسی یکی از شاخههای مهم و بنیادین فلسفه است که همواره جزء دانشهای فلسفی پربحث و فحص میان فیلسوفان در دورهها و مکاتب مختلف بوده است.
این دانش در سنت فلسفهٔ تحلیلی جایگاه ویژهای دارد و فیلسوفان مسلمان نیز به این مبحث عمدتاً در صدرِ نوشتهجات خود پرداختهاند.
یکی از شاخه های نسبتاً جدید معرفتشناسی، معرفتشناسیِ اجتماعی است که این روزها مدخل مربوط به آن در دایرةالمعارفِ فلسفی استنفورد ویرایش جدیدی به خود دیده است.
معرفتشناسی اجتماعی بر آن است تا معرفتشناسان را به حضور دیگران در شکلگیری و یافتن حقیقت و رسیدن به دانایی متوجه سازد و این دانش را از خوانشهایی فردگرایانه که در عصر حاضر متأثر از دکارت شکل گرفته است، برهاند یا دستِکم تلاش کند ابعاد دیگر ِ شکلگیری معرفت نیز دیده شود.
اگرچه از دیرباز یکی از منابعِ مهم در مسأله باورهای موجه در کنار حافظه، ادراکِ حسی، شهود، استدلال، منبعِ گواهی (testimony) بوده است و این منبع را بهعنوان منبع شناخت غیر فردی معرفی میکردهاند اما به نظر میرسد حقِ حضور دیگری در فرآیند معرفت در این جایگاه آنطور که باید پاس داشته نمیشود و معرفتشناسی اجتماعی علاوه بر اینکه به معرفتشناسی گواهی میپردازد و سؤالات و گفتوگوها در این حوزه را توسعه میدهد، سؤالات دیگری نیز طرح میکند که جای تأمل دارد.
در معرفت شناسی اجتماعی بحثِ مستوفایی راجع به اختلافِنظر (disagreement)[رجوع کنید به مجموعه نشستهای مدرسه مطالعات دیالوگ دربارهٔ اختلاف نظر] خصوصا اختلافنظر همتایان معرفتی میشود و اینکه چطور میتوان معرفت را از دل این اختلافات تحصیل کرد.
همینطور به نقش جامعه و گروه در سازهٔ معرفتی آدمی در ساحتهای باور، صدق و توجیه پرداخته میشود.
بهنظر میرسد میتوان معرفتشناسی اجتماعی را دانشی میانرشتهای خواند که همزمان که در پی شناختِ اصول ِ شناخت است، سهمی که عرصه عمومی سیاسی و اقتصادی ایفا میکنند را نیز نادیده نمیگیرد و البته اگرچه رویکردِ اصلی آن تواناتر کردن دانشِ معرفتشناسی است اما تهدیدهایی که پیش روی معرفت اجتماعی قرار دارد را نیز رصد میکند و بر میشمارد.
میتوان گفت این زمینه از آن رو که سهم اجتماع را در فرآیندِ معرفت پر رنگ میبیند،با موضوعاتی همچون دیالوگ، دموکراسی، تکثرگرایی و نسبیگرایی همخانوادگی دارد.
در پایان باید گفت از ویژگیهای این مدخل، نگارش آن توسط سه تن از معرفتشناسان برجسته است که هر یک در شکلگیری ادبیات تحقیقی این رشته سهمی بهسزا ایفا کرده اند.
@dialogeschool
@bashgahandishe
معرفیِ اجمالیِ معرفتشناسی اجتماعی به بهانه ویرایش جدید مدخل آن در دانشنامهٔ فلسفی استنفورد
📝 محمدرضا لبیب
معرفتشناسی یکی از شاخههای مهم و بنیادین فلسفه است که همواره جزء دانشهای فلسفی پربحث و فحص میان فیلسوفان در دورهها و مکاتب مختلف بوده است.
این دانش در سنت فلسفهٔ تحلیلی جایگاه ویژهای دارد و فیلسوفان مسلمان نیز به این مبحث عمدتاً در صدرِ نوشتهجات خود پرداختهاند.
یکی از شاخه های نسبتاً جدید معرفتشناسی، معرفتشناسیِ اجتماعی است که این روزها مدخل مربوط به آن در دایرةالمعارفِ فلسفی استنفورد ویرایش جدیدی به خود دیده است.
معرفتشناسی اجتماعی بر آن است تا معرفتشناسان را به حضور دیگران در شکلگیری و یافتن حقیقت و رسیدن به دانایی متوجه سازد و این دانش را از خوانشهایی فردگرایانه که در عصر حاضر متأثر از دکارت شکل گرفته است، برهاند یا دستِکم تلاش کند ابعاد دیگر ِ شکلگیری معرفت نیز دیده شود.
اگرچه از دیرباز یکی از منابعِ مهم در مسأله باورهای موجه در کنار حافظه، ادراکِ حسی، شهود، استدلال، منبعِ گواهی (testimony) بوده است و این منبع را بهعنوان منبع شناخت غیر فردی معرفی میکردهاند اما به نظر میرسد حقِ حضور دیگری در فرآیند معرفت در این جایگاه آنطور که باید پاس داشته نمیشود و معرفتشناسی اجتماعی علاوه بر اینکه به معرفتشناسی گواهی میپردازد و سؤالات و گفتوگوها در این حوزه را توسعه میدهد، سؤالات دیگری نیز طرح میکند که جای تأمل دارد.
در معرفت شناسی اجتماعی بحثِ مستوفایی راجع به اختلافِنظر (disagreement)[رجوع کنید به مجموعه نشستهای مدرسه مطالعات دیالوگ دربارهٔ اختلاف نظر] خصوصا اختلافنظر همتایان معرفتی میشود و اینکه چطور میتوان معرفت را از دل این اختلافات تحصیل کرد.
همینطور به نقش جامعه و گروه در سازهٔ معرفتی آدمی در ساحتهای باور، صدق و توجیه پرداخته میشود.
بهنظر میرسد میتوان معرفتشناسی اجتماعی را دانشی میانرشتهای خواند که همزمان که در پی شناختِ اصول ِ شناخت است، سهمی که عرصه عمومی سیاسی و اقتصادی ایفا میکنند را نیز نادیده نمیگیرد و البته اگرچه رویکردِ اصلی آن تواناتر کردن دانشِ معرفتشناسی است اما تهدیدهایی که پیش روی معرفت اجتماعی قرار دارد را نیز رصد میکند و بر میشمارد.
میتوان گفت این زمینه از آن رو که سهم اجتماع را در فرآیندِ معرفت پر رنگ میبیند،با موضوعاتی همچون دیالوگ، دموکراسی، تکثرگرایی و نسبیگرایی همخانوادگی دارد.
در پایان باید گفت از ویژگیهای این مدخل، نگارش آن توسط سه تن از معرفتشناسان برجسته است که هر یک در شکلگیری ادبیات تحقیقی این رشته سهمی بهسزا ایفا کرده اند.
@dialogeschool
@bashgahandishe
❤5