Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 کنشگران مرزی؛ طلایه داران گفتگو در ایران
نسخه صوتی
▫️تا چه میزان تصمیمات حاکمیت و قانونگذاری های کلان مطابق میل مردم است؟ اساسا اگر حاکمیت در تصمیم گیری هایش، زمینه و زمانه را نبیند، می تواند جامعه را با مطلوب های خود همراه کند یا جامعه واپس می زند؟
▫️مقصود فراستخواه استاد دانشگاه در گفتگو با برنامه نردبان اکو ایران توضیح می دهد که حاکمیت در ایران دچار ناهمزمانی است. به این معنا که قانونگذاری هایش همراستا با رفتارهای اجتماعی نیست و این قضیه میان ملت و دولت شکاف ایجاد می کند.
▫️از طرف دیگر امکان گفتگو میان جامعه و حاکمیت نیز چندان فراهم نیست، لذا باید کنشگران مرزی، مسیر شکل گیری گفتگو را فراهم آورند.
@ecoiran_webtv
@dialogeschool
@bashgahandishe
نسخه صوتی
▫️تا چه میزان تصمیمات حاکمیت و قانونگذاری های کلان مطابق میل مردم است؟ اساسا اگر حاکمیت در تصمیم گیری هایش، زمینه و زمانه را نبیند، می تواند جامعه را با مطلوب های خود همراه کند یا جامعه واپس می زند؟
▫️مقصود فراستخواه استاد دانشگاه در گفتگو با برنامه نردبان اکو ایران توضیح می دهد که حاکمیت در ایران دچار ناهمزمانی است. به این معنا که قانونگذاری هایش همراستا با رفتارهای اجتماعی نیست و این قضیه میان ملت و دولت شکاف ایجاد می کند.
▫️از طرف دیگر امکان گفتگو میان جامعه و حاکمیت نیز چندان فراهم نیست، لذا باید کنشگران مرزی، مسیر شکل گیری گفتگو را فراهم آورند.
@ecoiran_webtv
@dialogeschool
@bashgahandishe
👍1
دیگریشناسی
📝عبدالکریم رشیدیان*
در فلسفه مدرن رابطه «خود» و «دیگری» به صورت یک مساله فلسفی عمده مطرح میشود. موریس مرلوپونتی این مساله را اساسا غربی میداند. پدیدهشناسی هوسرل به عنوان فلسفهای «اگومحور» همه غیریتها را به خود تقلیل میدهد. لویناس با نقد دیدگاه هوسرل انحلال همه غیریتها در «خود» (اگو) را بنیان فلسفی رویکردی غیراخلاقی میداند. برای لویناس شرط اخلاق به رسمیت شناختن «دیگری» همچون موجودی قائم به ذات و تقلیل ناپذیر است. سارتر نیز با گسست از هوسرل در کتاب «هستی و نیستی» مینویسد: «ما دیگری را ملاقات میکنیم، او را تقویم (ارزیابی یا قیمت گذاری کردن) نمیکنیم.»
ژان فرانسوا لیوتار در کتاب «معارضه» در راستای اندیشه لویناسی تصویری سیاسیتر از رابطه میان خود و دیگری عرضه میکند. معارضه به مفهوم نزاعی است که هیچ قانون مورد پذیرش طرفین برای حل آن وجود ندارد. از این رو هیچ کلامی برای بیعدالتی و هیچ معیاری برای عدالت در دسترس نیست و این مسالهای لویناسی است. در اینجا با «رژیمهای گفتاری» ناهمسازی روبهرو هستیم که باید همانگونه که هستند و بدون کوشش در تحویل یا انحلال آنها به رسمیت شناخته شوند؛ اما فیلسوفان باید از رژیمهای گفتاری ستمدیدگاه جانبداری کنند و آنها را پژواک دهند.
بدینترتیب علیرغم دغدغههای مشابه، بر خلاف الگوی لویناس که گفتوگوست، الگوی لیوتار تریبونی برای توصیف امر سیاسی به عنوان نوعی جدالشناسی میان «خود» و «دیگری» است. در سالهای اخیر با ورود نظریهپردازان فمینیستی، زیست محیطی و فرهنگی به صحنه مفهوم «دیگری شناسی» ابعاد و زمینههای جدیدی یافته است؛ اما این مباحث دیرینه عمدتا بر اساس دو ترس متقابل سازمان یافته است: این ترس که دیگریِ از قبل تقویم شده خود را خرد کند و این ترس که «خودِ» تقویم کننده «دیگری» را جذب یا منحل کند.
فیلیپ فونتن در کتاب «مساله دیگری» مینویسد: «پس هنگامی که میگویم «من» نه تنها خودیتام را طلب میکنم، بلکه غیریتام و به رسمیت شناخته شدن این غیریت را نیز از سوی دیگران انتظار دارم. پس این غیریت، غیریت یک موناد (جوهر) در بسته در درونبودگیاش نیست، بلکه غیریت آزادیهایی است که میخواهند همانطور که هستند به رسمیت شناخته شوند نه در جدالی از آنگونه که پیروزیشان در شکستشان باشد، بلکه در گفتوگویی که هرکس دیگری را به مرتبه یک مخاطب و همگوهر ارتقا میدهد با این دغدغه که انسانیت مشترکشان را به رسمیت بشناسند.»
*مدخل «دیگری شناسی» کتاب «فرهنگ پسامدرن» تالیف دکتر عبدالکریم رشیدیان/نشر نی
#دیالوگ #دیگری_شناسی #دیگری
#عبدالکریم رشیدیان #فرهنگ پسامدرن
#مطالعات_دیالوگ #باشگاه_اندیشه
@dialogeschool
@bashgahandishe
📝عبدالکریم رشیدیان*
در فلسفه مدرن رابطه «خود» و «دیگری» به صورت یک مساله فلسفی عمده مطرح میشود. موریس مرلوپونتی این مساله را اساسا غربی میداند. پدیدهشناسی هوسرل به عنوان فلسفهای «اگومحور» همه غیریتها را به خود تقلیل میدهد. لویناس با نقد دیدگاه هوسرل انحلال همه غیریتها در «خود» (اگو) را بنیان فلسفی رویکردی غیراخلاقی میداند. برای لویناس شرط اخلاق به رسمیت شناختن «دیگری» همچون موجودی قائم به ذات و تقلیل ناپذیر است. سارتر نیز با گسست از هوسرل در کتاب «هستی و نیستی» مینویسد: «ما دیگری را ملاقات میکنیم، او را تقویم (ارزیابی یا قیمت گذاری کردن) نمیکنیم.»
ژان فرانسوا لیوتار در کتاب «معارضه» در راستای اندیشه لویناسی تصویری سیاسیتر از رابطه میان خود و دیگری عرضه میکند. معارضه به مفهوم نزاعی است که هیچ قانون مورد پذیرش طرفین برای حل آن وجود ندارد. از این رو هیچ کلامی برای بیعدالتی و هیچ معیاری برای عدالت در دسترس نیست و این مسالهای لویناسی است. در اینجا با «رژیمهای گفتاری» ناهمسازی روبهرو هستیم که باید همانگونه که هستند و بدون کوشش در تحویل یا انحلال آنها به رسمیت شناخته شوند؛ اما فیلسوفان باید از رژیمهای گفتاری ستمدیدگاه جانبداری کنند و آنها را پژواک دهند.
بدینترتیب علیرغم دغدغههای مشابه، بر خلاف الگوی لویناس که گفتوگوست، الگوی لیوتار تریبونی برای توصیف امر سیاسی به عنوان نوعی جدالشناسی میان «خود» و «دیگری» است. در سالهای اخیر با ورود نظریهپردازان فمینیستی، زیست محیطی و فرهنگی به صحنه مفهوم «دیگری شناسی» ابعاد و زمینههای جدیدی یافته است؛ اما این مباحث دیرینه عمدتا بر اساس دو ترس متقابل سازمان یافته است: این ترس که دیگریِ از قبل تقویم شده خود را خرد کند و این ترس که «خودِ» تقویم کننده «دیگری» را جذب یا منحل کند.
فیلیپ فونتن در کتاب «مساله دیگری» مینویسد: «پس هنگامی که میگویم «من» نه تنها خودیتام را طلب میکنم، بلکه غیریتام و به رسمیت شناخته شدن این غیریت را نیز از سوی دیگران انتظار دارم. پس این غیریت، غیریت یک موناد (جوهر) در بسته در درونبودگیاش نیست، بلکه غیریت آزادیهایی است که میخواهند همانطور که هستند به رسمیت شناخته شوند نه در جدالی از آنگونه که پیروزیشان در شکستشان باشد، بلکه در گفتوگویی که هرکس دیگری را به مرتبه یک مخاطب و همگوهر ارتقا میدهد با این دغدغه که انسانیت مشترکشان را به رسمیت بشناسند.»
*مدخل «دیگری شناسی» کتاب «فرهنگ پسامدرن» تالیف دکتر عبدالکریم رشیدیان/نشر نی
#دیالوگ #دیگری_شناسی #دیگری
#عبدالکریم رشیدیان #فرهنگ پسامدرن
#مطالعات_دیالوگ #باشگاه_اندیشه
@dialogeschool
@bashgahandishe
.
انتشار ِ مقالۀ
امام موسی صدر و دینِ گفتوگویی
نوشتۀ
دکتر رسول رسولیپور
این مقاله طی ۹ جلسه در درسگفتارهای از الهیات کلاسیک تا الهیات دیالوگی در بهار ۱۴۰۰ به میزبانیِ باشگاه اندیشه و کانون گفتوگوی موسسۀ امام موسی صدر ارائه شد.
چکیده:
In my opinion, the religion of Imam Musa Sadr is dialogical one. ImamMusa Sadr is not interested in communication just for the sake of communication. Dialogue for the sake of dialogue can become a hobby and a business, and after examining all aspects of a crisis, it ends without any results and resolving any issue. Musa Sadr is looking for a type of dialogue or religiosity that leads to a purposeful, nurturing, and constructive interaction for the betterment of society. Unlike some religious scholars who have an exclusivist approach to religion and believe that only they have access to absolute truth and suffice with ritual religiosity, which in their opinion guarantees salvation in the hereafter, and at the time of facing fundamental challenges in humanlife - whether at the global level, or even nationally and regionally - adopt a passive and unworldly stance, Imam Musa Sadr defines all religious beliefs, values, and guidelines with a divine and inclusive approach to human person and the world, and believes in interaction and coexistence of human beings from every religion and faith; aimed at unraveling different types of social problems. Adopting a responsible and active stance, he says: “The job of religionis to ease human’s condition and her success in life, and not any benefit and expediency beyond that.” Musa Sadr’s dialogical religion, in this paper, will be examined in five sections: the shoulds (preconditions), the nature (essence), redefinitions (of laws, beliefs, and values), functions and goals, and finally, the existing doubts will be scrutinized.
متن کامل مقاله
@dialogeschool
@bashgahandishe
.
انتشار ِ مقالۀ
امام موسی صدر و دینِ گفتوگویی
نوشتۀ
دکتر رسول رسولیپور
این مقاله طی ۹ جلسه در درسگفتارهای از الهیات کلاسیک تا الهیات دیالوگی در بهار ۱۴۰۰ به میزبانیِ باشگاه اندیشه و کانون گفتوگوی موسسۀ امام موسی صدر ارائه شد.
چکیده:
In my opinion, the religion of Imam Musa Sadr is dialogical one. ImamMusa Sadr is not interested in communication just for the sake of communication. Dialogue for the sake of dialogue can become a hobby and a business, and after examining all aspects of a crisis, it ends without any results and resolving any issue. Musa Sadr is looking for a type of dialogue or religiosity that leads to a purposeful, nurturing, and constructive interaction for the betterment of society. Unlike some religious scholars who have an exclusivist approach to religion and believe that only they have access to absolute truth and suffice with ritual religiosity, which in their opinion guarantees salvation in the hereafter, and at the time of facing fundamental challenges in humanlife - whether at the global level, or even nationally and regionally - adopt a passive and unworldly stance, Imam Musa Sadr defines all religious beliefs, values, and guidelines with a divine and inclusive approach to human person and the world, and believes in interaction and coexistence of human beings from every religion and faith; aimed at unraveling different types of social problems. Adopting a responsible and active stance, he says: “The job of religionis to ease human’s condition and her success in life, and not any benefit and expediency beyond that.” Musa Sadr’s dialogical religion, in this paper, will be examined in five sections: the shoulds (preconditions), the nature (essence), redefinitions (of laws, beliefs, and values), functions and goals, and finally, the existing doubts will be scrutinized.
متن کامل مقاله
@dialogeschool
@bashgahandishe
.
عرفان،تنها راه گفتوگوی ادیان
📝شهرام پازوکی*
عرفان تنها راه گفتگوی ادیانی ابراهیمی یهود، مسیحیت واسلام (در برابر ادیان اصطلاحا شرقی) است، مشاهده می کنیم اگر قرار باشد گفتگویی میان ادیان صورت بگیرد، این موضوع به طور قطع با دیدگاه عرفانی خواهد بود. یعنی هیچگاه میان اهل علم، فقها و شریعت ادیان، نمی تواند گفتگو صورت بگیرد.
این که در این علوم نمی تواند گفتگو صورت بگیرد، هرچند نمی توان در این باره مطلق سخن گفت، ولی ماهیت علم فقه و ماهیت علم کلام به گونه ای است که در آن ها نمی توانند گفتگو ایجاد کنند. به عبارت دیگر نمی توانند در میان متکلمان، کسی مانند مولانا، یا ابن عربی پیدا کنند، تا بتواند گفتگو بکند. گفت و گو کردن به معنای بحث یا صحبتی که شما با من می کنید و امثالهم نیست. بلکه به معنای «همدلی» است.
درواقع این جا از مولانا کمک می گیرم که همزبانی ممکن است پیدا شود، ولی همدلی یافت نمی شود. همدلی همان طور که از عنوان آن برمی آید، مربوط به دل است. دل محور همه مباحث عرفانی است. اگر در سلوک عرفانی نگاهی بیندازیم، در می یابیم مساله اصلی فرد، تصفیه دل است، اگر صحبت از معرفت می کند، معرفت قلبی است، زیرا درعرفان، کانون توجهات از همزبانی به همدلی میان ادیان سوق می یابد، و به قول مولانا همدلی از همزبانی بهتر است. این همدلی، در این جا منتهی به پیدا شدن سروکله عرفان می شود.»
وقتی نگاه کنید به نوشته مرحوم «توشیهیکو ایزوتسو»، می بینید او تلاش می کند اشتراکات عرفانی بین یک عارف مسلمان به نام ابن عربی در آندولس، را با یک حکیم چینی تائویی (با اختلاف تا ۱۸۰۰ سال، و فاصله جغرافیایی بین چین و آندولس) و همچنین چوانگ تسو، یا لائوتسو، بررسی کرده، و بگوید این ها در حقیقت امر، از یک چیز سخن می گویند. اما این همدلی، چیزی نیست که در فقه یا کلام، یا فلسفه پیدا شود.
ایراد از فقه، کلام، یا فلسفه نیست. ماهیت دانش های مذکوریعنی با حصاری که در فقه ، کلام و فلسفه، وجود دارد اجازه نمی دهد، این همدلی محقق شده و فرد متکلم به آن برسد. با بررسی تاریخ عرفان یهودی، درمی یابیم، چند جریان عرفانی یهودی وجود داشته و دارد. عرفان مرکبا، عرفان حسیدی، و از همه مهمتر عرفان کابالا (از ریشه قبول عربی )، از بخش های مختلف عرفان یهودی است، و هنگامی که به یکی از مهمترین آثار این ها یعنی کتاب Zohar که مشهورترین کتاب در باره قبالی (کابالا)، است مراجعه کنید مشاهده می کنید تفسیری که از انبیاء در کتاب Zohar در عرفان قبالی عرفای یهودی مطرح شده است، در مقایسه با کتاب فصوص الحکم محی الدین عربی، این ها از نظر محتوای تفسیری چقدر به هم نزدیک هستند. کسانی که روی این دو متن کار کرده اند، از جمله یکی از دانشجویان دکترای من، متحیر شده اند و برایشان حیرت انگیز بوده که از نظر محتوای عرفانی این دو متن تا این اندازه به یکدیگر نزدیک بوده اند، این در حالی است که هیچ ارتباطی میان این ها نبوده است.
با آن که یهودیت دین شریعتمدار است، ولی عرفان یهودی عرفانی است در آشتی با عرفان دیگر ادیان. از این رو وقتی وارد عرفانش می شویم، مشاهده میکنیم چقدر عرفانش به عرفان دیگر ادیان ابراهیمی نزدیک است.
عارفان از مقام همزبانی میگذرند و در عرفان اساس همزبانی را همدلی میدانند. اگر زبان دلها یکی شود، همزبانی نیز پدیدار میشود. درهمدلی چنان که مولانا نشان داده، چه بسا یک ترک و یک هندی میتوانند با هم گفتگو کنند. همدلی باعث همزبانی است و بدون همدلی در ادیان و نه در فلسفه، گفتگو تحقق نمییابد. همدلی مقام عرفاست که در سکوت هم میتواند رخ دهد. همدلی منشای همزبانی است. گفتگوی حقیقی در میان ادیان تنها از طریق عرفان ممکن است که از همدلی به عنوان مبداء گفتگو سخن میگویند، از این رو گفتگوی ادیان فقط در عرفان طرح شده و در فقه و کلام طرح نشده است.
گفتوگوی حقيقی در اديان وقتی ميسر میشود كه در ابتدا دريابيم كه اديان هريك در ماهيت حقيقت خود راجع به چه چيزی سخن میگويند و اگر ما نتوانيم مثل پديدارشناسان اهل فلسفه سرآغاز اديان را بيابيم، واقعا نمیتوانيم در مسير گفتوگو قدم بگذاريم.
وی يكی از حالتهای گفتوگو را گفتوگو با خود دانست و اذعان كرد: گفتوگو به معنای دقيق لفظ نبايد به معنای طرف ديگر در خارج باشد و گفتوگو در خود آدم نيز رخ میدهد و اساسا گفتوگو در ابتدا در خود آدم رخ میدهد. افلاطون به اين معنا از گفتوگو در رساله خود اشاره میكند. از نظر افلاطون گفتوگو با خويشتن، ذات تفكر است، يكی از اصول گفتوگوی اصيل اين است كه كسی میتواند گفتوگوی اصيل داشته باشد كه خود او در مسير يافتن و پيدا كردن خويش راهی را طی كرده باشد، البته همه اديان معتقدند كه يكی از مقاصد عاليهشان اين است.
*گزیده ای از صحبت های ارائه شده درنشست «عرفان و گفتوگوی اديان» ۳۰بهمن ۱۳۸۶، مؤسسه گفتوگوی اديان
@dialogeschool
@bashgahandishe
.
📝شهرام پازوکی*
عرفان تنها راه گفتگوی ادیانی ابراهیمی یهود، مسیحیت واسلام (در برابر ادیان اصطلاحا شرقی) است، مشاهده می کنیم اگر قرار باشد گفتگویی میان ادیان صورت بگیرد، این موضوع به طور قطع با دیدگاه عرفانی خواهد بود. یعنی هیچگاه میان اهل علم، فقها و شریعت ادیان، نمی تواند گفتگو صورت بگیرد.
این که در این علوم نمی تواند گفتگو صورت بگیرد، هرچند نمی توان در این باره مطلق سخن گفت، ولی ماهیت علم فقه و ماهیت علم کلام به گونه ای است که در آن ها نمی توانند گفتگو ایجاد کنند. به عبارت دیگر نمی توانند در میان متکلمان، کسی مانند مولانا، یا ابن عربی پیدا کنند، تا بتواند گفتگو بکند. گفت و گو کردن به معنای بحث یا صحبتی که شما با من می کنید و امثالهم نیست. بلکه به معنای «همدلی» است.
درواقع این جا از مولانا کمک می گیرم که همزبانی ممکن است پیدا شود، ولی همدلی یافت نمی شود. همدلی همان طور که از عنوان آن برمی آید، مربوط به دل است. دل محور همه مباحث عرفانی است. اگر در سلوک عرفانی نگاهی بیندازیم، در می یابیم مساله اصلی فرد، تصفیه دل است، اگر صحبت از معرفت می کند، معرفت قلبی است، زیرا درعرفان، کانون توجهات از همزبانی به همدلی میان ادیان سوق می یابد، و به قول مولانا همدلی از همزبانی بهتر است. این همدلی، در این جا منتهی به پیدا شدن سروکله عرفان می شود.»
وقتی نگاه کنید به نوشته مرحوم «توشیهیکو ایزوتسو»، می بینید او تلاش می کند اشتراکات عرفانی بین یک عارف مسلمان به نام ابن عربی در آندولس، را با یک حکیم چینی تائویی (با اختلاف تا ۱۸۰۰ سال، و فاصله جغرافیایی بین چین و آندولس) و همچنین چوانگ تسو، یا لائوتسو، بررسی کرده، و بگوید این ها در حقیقت امر، از یک چیز سخن می گویند. اما این همدلی، چیزی نیست که در فقه یا کلام، یا فلسفه پیدا شود.
ایراد از فقه، کلام، یا فلسفه نیست. ماهیت دانش های مذکوریعنی با حصاری که در فقه ، کلام و فلسفه، وجود دارد اجازه نمی دهد، این همدلی محقق شده و فرد متکلم به آن برسد. با بررسی تاریخ عرفان یهودی، درمی یابیم، چند جریان عرفانی یهودی وجود داشته و دارد. عرفان مرکبا، عرفان حسیدی، و از همه مهمتر عرفان کابالا (از ریشه قبول عربی )، از بخش های مختلف عرفان یهودی است، و هنگامی که به یکی از مهمترین آثار این ها یعنی کتاب Zohar که مشهورترین کتاب در باره قبالی (کابالا)، است مراجعه کنید مشاهده می کنید تفسیری که از انبیاء در کتاب Zohar در عرفان قبالی عرفای یهودی مطرح شده است، در مقایسه با کتاب فصوص الحکم محی الدین عربی، این ها از نظر محتوای تفسیری چقدر به هم نزدیک هستند. کسانی که روی این دو متن کار کرده اند، از جمله یکی از دانشجویان دکترای من، متحیر شده اند و برایشان حیرت انگیز بوده که از نظر محتوای عرفانی این دو متن تا این اندازه به یکدیگر نزدیک بوده اند، این در حالی است که هیچ ارتباطی میان این ها نبوده است.
با آن که یهودیت دین شریعتمدار است، ولی عرفان یهودی عرفانی است در آشتی با عرفان دیگر ادیان. از این رو وقتی وارد عرفانش می شویم، مشاهده میکنیم چقدر عرفانش به عرفان دیگر ادیان ابراهیمی نزدیک است.
عارفان از مقام همزبانی میگذرند و در عرفان اساس همزبانی را همدلی میدانند. اگر زبان دلها یکی شود، همزبانی نیز پدیدار میشود. درهمدلی چنان که مولانا نشان داده، چه بسا یک ترک و یک هندی میتوانند با هم گفتگو کنند. همدلی باعث همزبانی است و بدون همدلی در ادیان و نه در فلسفه، گفتگو تحقق نمییابد. همدلی مقام عرفاست که در سکوت هم میتواند رخ دهد. همدلی منشای همزبانی است. گفتگوی حقیقی در میان ادیان تنها از طریق عرفان ممکن است که از همدلی به عنوان مبداء گفتگو سخن میگویند، از این رو گفتگوی ادیان فقط در عرفان طرح شده و در فقه و کلام طرح نشده است.
گفتوگوی حقيقی در اديان وقتی ميسر میشود كه در ابتدا دريابيم كه اديان هريك در ماهيت حقيقت خود راجع به چه چيزی سخن میگويند و اگر ما نتوانيم مثل پديدارشناسان اهل فلسفه سرآغاز اديان را بيابيم، واقعا نمیتوانيم در مسير گفتوگو قدم بگذاريم.
وی يكی از حالتهای گفتوگو را گفتوگو با خود دانست و اذعان كرد: گفتوگو به معنای دقيق لفظ نبايد به معنای طرف ديگر در خارج باشد و گفتوگو در خود آدم نيز رخ میدهد و اساسا گفتوگو در ابتدا در خود آدم رخ میدهد. افلاطون به اين معنا از گفتوگو در رساله خود اشاره میكند. از نظر افلاطون گفتوگو با خويشتن، ذات تفكر است، يكی از اصول گفتوگوی اصيل اين است كه كسی میتواند گفتوگوی اصيل داشته باشد كه خود او در مسير يافتن و پيدا كردن خويش راهی را طی كرده باشد، البته همه اديان معتقدند كه يكی از مقاصد عاليهشان اين است.
*گزیده ای از صحبت های ارائه شده درنشست «عرفان و گفتوگوی اديان» ۳۰بهمن ۱۳۸۶، مؤسسه گفتوگوی اديان
@dialogeschool
@bashgahandishe
.
.
انسانها از رابطه بهوجود میآیند، در رابطه رشد میکنند، در رابطه آسیب میبینند و در رابطه ترمیم میشوند. همه چیز به رابطهها مربوط است.
#یالوم
#رابطه
#باشگاه_اندیشه
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
انسانها از رابطه بهوجود میآیند، در رابطه رشد میکنند، در رابطه آسیب میبینند و در رابطه ترمیم میشوند. همه چیز به رابطهها مربوط است.
#یالوم
#رابطه
#باشگاه_اندیشه
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
👍1
•
در «فاصلهها»، هایدی مایبام با رجوع به دنیای فلسفه، روانشناسی و ادبیات نشان میدهد که برخلاف تصور معمولمان، همدلی به تعصب و جهتگیری دامن نمیزند، بلکه اتفاقاً سبب میشود در مواجههمان با جهان و دیگران بیطرفتر و منصفتر باشیم.
•
مسئله این است که ما اساساً دنیا را بیطرفانه و عینی نمیبینیم. جهان امتداد منافع، قابلیتها، دلبستگیها و روابط ماست و نگاهمان به آن تابع جایگاه و موقعیتمان در آن است. به این میگویند دیدگاه و اینکه چهچیزی برایمان اهمیت دارد و وقایع را چطور تعبیر میکنیم وابسته به همین زاویهدید است. دیدگاهها با وجود منحصربهفرد بودنشان همگی شباهتها و اشتراکاتی دارند و به گفتۀ مایبام، با بهرهگیری از قدرت تخیل میتوانیم در تاروپود علایق، تواناییها و روابط دیگران جایگیر شویم، دنیا را از آنجا ببینیم و به این ترتیب به شیوهای تازه برای ارزشیابی و تفسیر تجربیاتمان برسیم. این کار فهم و درک ما از دیگران و جهان اطرافمان را بسط میدهد و درعینحال کمک میکند تصویری جامعتر و واقعیتر از هویت و شخصیت خودمان داشته باشیم.
#همدلی
#باشگاه_اندیشه
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
در «فاصلهها»، هایدی مایبام با رجوع به دنیای فلسفه، روانشناسی و ادبیات نشان میدهد که برخلاف تصور معمولمان، همدلی به تعصب و جهتگیری دامن نمیزند، بلکه اتفاقاً سبب میشود در مواجههمان با جهان و دیگران بیطرفتر و منصفتر باشیم.
•
مسئله این است که ما اساساً دنیا را بیطرفانه و عینی نمیبینیم. جهان امتداد منافع، قابلیتها، دلبستگیها و روابط ماست و نگاهمان به آن تابع جایگاه و موقعیتمان در آن است. به این میگویند دیدگاه و اینکه چهچیزی برایمان اهمیت دارد و وقایع را چطور تعبیر میکنیم وابسته به همین زاویهدید است. دیدگاهها با وجود منحصربهفرد بودنشان همگی شباهتها و اشتراکاتی دارند و به گفتۀ مایبام، با بهرهگیری از قدرت تخیل میتوانیم در تاروپود علایق، تواناییها و روابط دیگران جایگیر شویم، دنیا را از آنجا ببینیم و به این ترتیب به شیوهای تازه برای ارزشیابی و تفسیر تجربیاتمان برسیم. این کار فهم و درک ما از دیگران و جهان اطرافمان را بسط میدهد و درعینحال کمک میکند تصویری جامعتر و واقعیتر از هویت و شخصیت خودمان داشته باشیم.
#همدلی
#باشگاه_اندیشه
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
👍1
Forwarded from حکمت نامتناهی
پرسش و گفتوگو
درنگی در شرایط و لوازم گفتوگو (اخلاقِ گفتوگو) در حکمت نامتناهی
حکمت نامتناهی 93
📝محمدرضا لبیب
این ارائه به جایگاه و چگونگی کاربست گفتوگو در حکمت نامتناهی و در یک کلام به اخلاقِ دیالوگ در این سیر می پردازد. ابتدا مروری خواهیم داشت به ارائه آقای محمدحسین قدوسی در نشستِ نود و دوم حکمت نامتناهی که عمدتا انتقاداتی به روالِ گفتوگویی جلسات بود و اجمالا اینکه در ارائه و متن ایشان در دوازده بند این انتقادات و نکات مطرح شده بود :
• مواقعی که گفتوگو عقیم است و کاری پیش نمی برد.
• شکستن مرزها و رفتن و رفتن و ....در سیر ِ ارائه ها نادیده گرفته شده
• صرفِ میل به دیدگاه های جدید کافی نیست و شیوه فراگیری مهم است
• احساس استغنا از یادگیری در میان نیست اما ارائه ها از جان و محتوای مکاتب نیست و عمدتا در مقدمات و کلیات و "من قال" می مانندو نمی توانند در پیشبرد پروژه اصلی مثمر ثمر باشند.
سپس با استخراج مقدمات بحث از این انتقادات به چگونگیِ مواجهه و ایجاد ساختمانی دیالوگی در حکمت نامتناهی پرداخته می شود :
به نظر می رسد نقدهای اقای قدوسی عمدتا به جا بوده است اما صرفا در بیان ِ کاستی دیالوگ در حکمت نامتناهی است و در حیطۀ آسیب شناسی و بررسی جزیی تر و ارائه راهکار برای برون رفت از این شرایط چاره ای نیندیشیده است .
از نظر نگارنده ضعف عمده در شکل ناگرفتن دیالوگ در حکمت نامتناهی ، توجه نداشتن به مقوله پرسش در شکل گیری ِ دیالوگ است و تا این به فهم دقیقی از مقوله پرسش نرسیم نمی توانیم به تصور سیمای صحیحی از مفاهیمِ حکمت، امر نامتناهی،سلوک برسیم و گفتوگویی در خور سامان دهیم. برای درک مفهوم پرسش لازمست تا
مفاهیمی همچون :
• نقشِ پرسش در شکل گیری من گفت و گویی
• رابطه میان پرسش و شنیدن
• رابطه میان پرسش و گشودگی
• پرسش و نسبت برقرار کردن با مفاهیم دیگر و نو
• نقش مراقبه ایِ پرسش
و در نهایت
• ایجاد وضعیتِ دیالوگی از طریق درمیانه قرار گرفتن به واسطۀ پرسش ها
بعد از طرح این جایگاه به سراغ مقوله های حکمت نامتناهی ، دیالوگ و جایگاه محوری پرسش در آن رفته و تلاش می کنیم تا با بیانِ
• نسبتِ حکمت ، دانایی و کنش
• نامتناهی و حکمت
• طیف دیالوگ ورزی
و در نهایت به
• اخلاقِ دیالوگ در حکمت نامتناهی
بپردازیم . در پایان انتقادات و نکات مطرح شده در جلسه نود و دوم را به طور گذرا مرور می کنیم و سعی می کنیم با استفاده از نتایج به دست آمده به چالشی که گوینده محترم ایجاد کرده است پاسخ دهیم.
#حکمت_نامتناهی
#دیالوگ
@hekmatenamotanahi
@bashgahandishe
درنگی در شرایط و لوازم گفتوگو (اخلاقِ گفتوگو) در حکمت نامتناهی
حکمت نامتناهی 93
📝محمدرضا لبیب
این ارائه به جایگاه و چگونگی کاربست گفتوگو در حکمت نامتناهی و در یک کلام به اخلاقِ دیالوگ در این سیر می پردازد. ابتدا مروری خواهیم داشت به ارائه آقای محمدحسین قدوسی در نشستِ نود و دوم حکمت نامتناهی که عمدتا انتقاداتی به روالِ گفتوگویی جلسات بود و اجمالا اینکه در ارائه و متن ایشان در دوازده بند این انتقادات و نکات مطرح شده بود :
• مواقعی که گفتوگو عقیم است و کاری پیش نمی برد.
• شکستن مرزها و رفتن و رفتن و ....در سیر ِ ارائه ها نادیده گرفته شده
• صرفِ میل به دیدگاه های جدید کافی نیست و شیوه فراگیری مهم است
• احساس استغنا از یادگیری در میان نیست اما ارائه ها از جان و محتوای مکاتب نیست و عمدتا در مقدمات و کلیات و "من قال" می مانندو نمی توانند در پیشبرد پروژه اصلی مثمر ثمر باشند.
سپس با استخراج مقدمات بحث از این انتقادات به چگونگیِ مواجهه و ایجاد ساختمانی دیالوگی در حکمت نامتناهی پرداخته می شود :
به نظر می رسد نقدهای اقای قدوسی عمدتا به جا بوده است اما صرفا در بیان ِ کاستی دیالوگ در حکمت نامتناهی است و در حیطۀ آسیب شناسی و بررسی جزیی تر و ارائه راهکار برای برون رفت از این شرایط چاره ای نیندیشیده است .
از نظر نگارنده ضعف عمده در شکل ناگرفتن دیالوگ در حکمت نامتناهی ، توجه نداشتن به مقوله پرسش در شکل گیری ِ دیالوگ است و تا این به فهم دقیقی از مقوله پرسش نرسیم نمی توانیم به تصور سیمای صحیحی از مفاهیمِ حکمت، امر نامتناهی،سلوک برسیم و گفتوگویی در خور سامان دهیم. برای درک مفهوم پرسش لازمست تا
مفاهیمی همچون :
• نقشِ پرسش در شکل گیری من گفت و گویی
• رابطه میان پرسش و شنیدن
• رابطه میان پرسش و گشودگی
• پرسش و نسبت برقرار کردن با مفاهیم دیگر و نو
• نقش مراقبه ایِ پرسش
و در نهایت
• ایجاد وضعیتِ دیالوگی از طریق درمیانه قرار گرفتن به واسطۀ پرسش ها
بعد از طرح این جایگاه به سراغ مقوله های حکمت نامتناهی ، دیالوگ و جایگاه محوری پرسش در آن رفته و تلاش می کنیم تا با بیانِ
• نسبتِ حکمت ، دانایی و کنش
• نامتناهی و حکمت
• طیف دیالوگ ورزی
و در نهایت به
• اخلاقِ دیالوگ در حکمت نامتناهی
بپردازیم . در پایان انتقادات و نکات مطرح شده در جلسه نود و دوم را به طور گذرا مرور می کنیم و سعی می کنیم با استفاده از نتایج به دست آمده به چالشی که گوینده محترم ایجاد کرده است پاسخ دهیم.
#حکمت_نامتناهی
#دیالوگ
@hekmatenamotanahi
@bashgahandishe
Telegram
حکمت نامتناهی
حکمت نامتناهی
نشست نود و سوم
نکاتی درباره مسیر حکمت نامتناهی
با ارائهٔ
راهیل قوامی | ابهام و انسجام در حکمت نامتناهی
رضا رحیمیفرد
محمدجواد قدوسی
محمدرضا لبیب| پرسش و گفتوگو
سهشنبه، ۲۴ بهمن ۱۴۰۲
ساعت ۱۶
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی،…
نشست نود و سوم
نکاتی درباره مسیر حکمت نامتناهی
با ارائهٔ
راهیل قوامی | ابهام و انسجام در حکمت نامتناهی
رضا رحیمیفرد
محمدجواد قدوسی
محمدرضا لبیب| پرسش و گفتوگو
سهشنبه، ۲۴ بهمن ۱۴۰۲
ساعت ۱۶
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی،…
👍2
سندروم گروه اندیشی
📝فاطمه علمدار
لیندون جانسون،سه شنبه ها با گروهی نهار میخورد و همانجا درمورد جنگ ویتنام تصمیمگیری میکردند.اروینگ جنسن که در1982نظریه گروه اندیشی(groupthink)را مطرح کرد،نهارهای سه شنبه جانسون را هم مثال زد.دورهمیِ آدمهای همفکری که حواسشان بود لذت هماهنگی و همدلی گروه رو مخدوش نکنند و بگذارند جانسون از این شبه مشورت و احساس دموکرات بودنِ توام با رهبری مقتدرانه لذت ببرد و خودشان هم از عضو یک «ما»ی منسجم و همدل و تاییدکننده بودن سر ذوق بیایند و خب موفق شدند طی 5سال،کشته های آمریکا در جنگ را از16هزارنفر به550هزار نفر برسانند!
پیچیدگی گروه اندیشی در اینست که آدمها،همان وقتی گرفتارش میشوندکه فکر میکنند خودرأی نیستند و خیلی به تصمیمگیری جمعی مقیدند و برای همین جمعِ به شدت گزینش شده ای از همفکرانشان را دور هم جمع میکنند و نظرشان را میگویند و اجازه میدهند که آنها هم نظر موافقشان را اعلام کنند و استدلال بیاورند که چرا این ایده عالیست!بعید نیست که این مشاوران مورد وثوق و دلسوز،درون خودشان متفاوت فکر کنند و حتی مخالف نظر رئیس جلسه باشند،ولی همه میدانند که اگر بخواهند ساز مخالف بزنند،صفا و صمیمت گروه از بین میرود و اگر پافشاری کنند،نیش و کنایه و تمسخر در انتظارشان است و شاید از قطار گروه پیاده شوند و دیگر طرف مشورت قرارنگیرند و حتی تبدیل شوند به خوارج و منافق!آدمها در دام گروه اندیشی،خودشان را سانسور میکنند ولی طی مکانیسم پیچیده ای از خودفریبی،خودسانسوریشان را زیرکانه و ایثارگرایانه و در راستای منافع مردم تعریف میکنند،چون معتقدند حضور همچو منی در این جلسات لازم است!
پیامد ناگزیر گروه اندیشیِ تصمیمگیران،فاصله گرفتنشان از دنیای واقعی زندگی مردمیست که قرار است زندگیشان از تصمیمات آنها متاثر شود.مثلا تصمیمگیران درون خودشان به این نتیجه میرسند که گروهی از شهروندان باید«سبزپوش»شوند و این سبزپوشی به نفع خود آنها،خانواده هایشان،همه شهروندان دیگر و حتی جهانیان است.تصمیمگیران همدیگر را تایید میکنند و تصمیم میگیرند«آبی پوشان»را مجرم اعلام کنند.در زندگی واقعی ولی مردم نمیفهمند چرا آبی پوشانی که تا دیروز معمولی کنار هم زندگی میکردند،از امروز مجرمند و باید آنها را ترسناک و مخل امنیت ببینند.تصمیمگیران در اتاق فکرهایشان به این نتیجه میرسند که مردم ناآگاه نیاز به فرهنگسازی دارند و همدیگر را تایید میکنند!از بنرهای شهری گرفته تا کتابهای درسی و جشن و عزا پر میشود از آموزشهای مستقیم و غیرمستقیم در مورد خطرات آبی پوشان و به مردم میگویند که اگر آنها را در رستورانها و کافه ها و مغازه ها و مطبهایتان راه بدهید جریمه میشوید.تعداد آبی پوشان ولی روز به روز بیشتر میشود.تصمیمگیران فکر میکنند در نبود مردمِ آگاهی که با مداخلاتشان شهر را برای آبی پوشان ناامن کنند،مجبورند خودشان از مداخلات نظامی و قضایی استفاده کنند تا جلوی عادی شدن آبی پوشی را بگیرند.چون آبی پوشی دیگر آنقدر عادی شده که راز شرم آور اغلب اعضای گروههای تصمیمگیر همفکر،پنهان کردن عزیزان آبی پوش خودشان است!خود آنهایی که دارند قوانین مبارزه با آبی پوشان را سختگیرانه تر میکنند!
پیچیدگی گروه اندیشی در اینست که درحالیکه تک تک افرادِ گروه به تنهایی میفهمند که تصمیم گروه اشتباه است،ولی در جمع برای تاییدش دلیل تراشی میکنند و هیچکس نمیخواهد بشود آن پسرکی که فریاد میزد شاه لخت است و یاران را از نشئگی حسِ"ما درست فکر میکنیم ولی بقیه نمیفهمند"خارج کند.جنسن البته میگوید این حجم از تداوم تصمیمیگریهای واضحا اشتباه در گروههای خالص،از عهده خودسانسورگران محافظه کار به تنهایی برنمیاید،بلکه نیازمند اعضاییست که داوطلبانه نقش محافظان ذهن را برعهده بگیرند و با خلاقیت هرچه تمامتر پیامدها و نتایج تصمیمگیریها را طوری بازتعریف کنند که نبوغ آمیز جلوه کند.محافظان ذهن،تلاش میکنند با هرچه غبارآلوده تر کردن فضا و مشوش تر کردن افکار عمومی،تشخیص فواید و مضرات تصمیمها را برای مردم دشوارتر کنند و با ایجاد جو متشنجی از تمسخر و تحقیرِ مخالفان،امکان گفتگوی منطقی و مستدل درمورد فرایند تصمیمگیری و نتایج آن را سلب کنند و به این ترتیب خیال رئیس جلسه و همراهان را آسوده کنند که در شهر هیچ خبری نیست و همه راضی هستند.
همانطور که برف سرد است و آتش داغ،همه حلقه های خالص سازی شده ای که هیچ ایده مخالفی لذت یکدستیشان را مشوش نمیکند،لاجرم دچار توهماتی میشوند که بدون اینکه خودشان بفهمند،بی وقارشان میکند.وقتی کار خالصسازی به جایی رسید که کودکان در کوچه و خیابان به آنها و لختی شان خندیدند ولی خودشان آنقدر غرق در لذت تایید همفکران بودند که حتی متوجه رقت انگیزی توجیهاتشان نشدند،گروه در سرازیری مرگ افتاده است.
#گروه_اندیشی
#باشگاه_اندیشه
#مطالعات_دیالوگ
منبع:
@fsalamdar63
@dialogeschool
@bashgahandishe
📝فاطمه علمدار
لیندون جانسون،سه شنبه ها با گروهی نهار میخورد و همانجا درمورد جنگ ویتنام تصمیمگیری میکردند.اروینگ جنسن که در1982نظریه گروه اندیشی(groupthink)را مطرح کرد،نهارهای سه شنبه جانسون را هم مثال زد.دورهمیِ آدمهای همفکری که حواسشان بود لذت هماهنگی و همدلی گروه رو مخدوش نکنند و بگذارند جانسون از این شبه مشورت و احساس دموکرات بودنِ توام با رهبری مقتدرانه لذت ببرد و خودشان هم از عضو یک «ما»ی منسجم و همدل و تاییدکننده بودن سر ذوق بیایند و خب موفق شدند طی 5سال،کشته های آمریکا در جنگ را از16هزارنفر به550هزار نفر برسانند!
پیچیدگی گروه اندیشی در اینست که آدمها،همان وقتی گرفتارش میشوندکه فکر میکنند خودرأی نیستند و خیلی به تصمیمگیری جمعی مقیدند و برای همین جمعِ به شدت گزینش شده ای از همفکرانشان را دور هم جمع میکنند و نظرشان را میگویند و اجازه میدهند که آنها هم نظر موافقشان را اعلام کنند و استدلال بیاورند که چرا این ایده عالیست!بعید نیست که این مشاوران مورد وثوق و دلسوز،درون خودشان متفاوت فکر کنند و حتی مخالف نظر رئیس جلسه باشند،ولی همه میدانند که اگر بخواهند ساز مخالف بزنند،صفا و صمیمت گروه از بین میرود و اگر پافشاری کنند،نیش و کنایه و تمسخر در انتظارشان است و شاید از قطار گروه پیاده شوند و دیگر طرف مشورت قرارنگیرند و حتی تبدیل شوند به خوارج و منافق!آدمها در دام گروه اندیشی،خودشان را سانسور میکنند ولی طی مکانیسم پیچیده ای از خودفریبی،خودسانسوریشان را زیرکانه و ایثارگرایانه و در راستای منافع مردم تعریف میکنند،چون معتقدند حضور همچو منی در این جلسات لازم است!
پیامد ناگزیر گروه اندیشیِ تصمیمگیران،فاصله گرفتنشان از دنیای واقعی زندگی مردمیست که قرار است زندگیشان از تصمیمات آنها متاثر شود.مثلا تصمیمگیران درون خودشان به این نتیجه میرسند که گروهی از شهروندان باید«سبزپوش»شوند و این سبزپوشی به نفع خود آنها،خانواده هایشان،همه شهروندان دیگر و حتی جهانیان است.تصمیمگیران همدیگر را تایید میکنند و تصمیم میگیرند«آبی پوشان»را مجرم اعلام کنند.در زندگی واقعی ولی مردم نمیفهمند چرا آبی پوشانی که تا دیروز معمولی کنار هم زندگی میکردند،از امروز مجرمند و باید آنها را ترسناک و مخل امنیت ببینند.تصمیمگیران در اتاق فکرهایشان به این نتیجه میرسند که مردم ناآگاه نیاز به فرهنگسازی دارند و همدیگر را تایید میکنند!از بنرهای شهری گرفته تا کتابهای درسی و جشن و عزا پر میشود از آموزشهای مستقیم و غیرمستقیم در مورد خطرات آبی پوشان و به مردم میگویند که اگر آنها را در رستورانها و کافه ها و مغازه ها و مطبهایتان راه بدهید جریمه میشوید.تعداد آبی پوشان ولی روز به روز بیشتر میشود.تصمیمگیران فکر میکنند در نبود مردمِ آگاهی که با مداخلاتشان شهر را برای آبی پوشان ناامن کنند،مجبورند خودشان از مداخلات نظامی و قضایی استفاده کنند تا جلوی عادی شدن آبی پوشی را بگیرند.چون آبی پوشی دیگر آنقدر عادی شده که راز شرم آور اغلب اعضای گروههای تصمیمگیر همفکر،پنهان کردن عزیزان آبی پوش خودشان است!خود آنهایی که دارند قوانین مبارزه با آبی پوشان را سختگیرانه تر میکنند!
پیچیدگی گروه اندیشی در اینست که درحالیکه تک تک افرادِ گروه به تنهایی میفهمند که تصمیم گروه اشتباه است،ولی در جمع برای تاییدش دلیل تراشی میکنند و هیچکس نمیخواهد بشود آن پسرکی که فریاد میزد شاه لخت است و یاران را از نشئگی حسِ"ما درست فکر میکنیم ولی بقیه نمیفهمند"خارج کند.جنسن البته میگوید این حجم از تداوم تصمیمیگریهای واضحا اشتباه در گروههای خالص،از عهده خودسانسورگران محافظه کار به تنهایی برنمیاید،بلکه نیازمند اعضاییست که داوطلبانه نقش محافظان ذهن را برعهده بگیرند و با خلاقیت هرچه تمامتر پیامدها و نتایج تصمیمگیریها را طوری بازتعریف کنند که نبوغ آمیز جلوه کند.محافظان ذهن،تلاش میکنند با هرچه غبارآلوده تر کردن فضا و مشوش تر کردن افکار عمومی،تشخیص فواید و مضرات تصمیمها را برای مردم دشوارتر کنند و با ایجاد جو متشنجی از تمسخر و تحقیرِ مخالفان،امکان گفتگوی منطقی و مستدل درمورد فرایند تصمیمگیری و نتایج آن را سلب کنند و به این ترتیب خیال رئیس جلسه و همراهان را آسوده کنند که در شهر هیچ خبری نیست و همه راضی هستند.
همانطور که برف سرد است و آتش داغ،همه حلقه های خالص سازی شده ای که هیچ ایده مخالفی لذت یکدستیشان را مشوش نمیکند،لاجرم دچار توهماتی میشوند که بدون اینکه خودشان بفهمند،بی وقارشان میکند.وقتی کار خالصسازی به جایی رسید که کودکان در کوچه و خیابان به آنها و لختی شان خندیدند ولی خودشان آنقدر غرق در لذت تایید همفکران بودند که حتی متوجه رقت انگیزی توجیهاتشان نشدند،گروه در سرازیری مرگ افتاده است.
#گروه_اندیشی
#باشگاه_اندیشه
#مطالعات_دیالوگ
منبع:
@fsalamdar63
@dialogeschool
@bashgahandishe
👍3
حقیقت به روایت علامه طباطبایی و لائودزی - دکتر ع ا مصلح
<unknown>
حقیقت به مثابهٔ نفی اعتباریات؛ بحثی مقایسهای میان علامه طباطبائی و لائودزی
🎤علی اصغر مصلح
🔹رسالةالولایهٔ علامه طباطبائی را میتوان به عنوان نمونهای از حکمتِ مشرقی، در مقایسه با حکمتِ آیینهایی چون هندو، دائو و بودا بازخوانی کرد.
🔹بنیاد حقیقت در نظر علامه، نفی امور اعتباری است که به صورت حدود و قیود ظاهر شدهاند. «وصول هر موجودی به کمالِ حقیقیِ خود، مستلزم فنای آن موجود است؛.... فنای هر موجودی مستلزم بقای حقیقت آن موجود است.»
🔹در کتاب دائو دجینگ، فرزانهٔ دائویی همسان دائوست؛ مطلق/حقیقتی است که حتی اگر نامی بر آن نهاده شد، حقیقی نیست. دائو تهیگاهی است فراتر از دوگانهها و قیود و حدود، حتی فراتر از اندیشه و عقل و نشانه. علامتِ سیر به سوی دائو، فراروی از تقسیمات، کاستهشدن از انسان، بیکنشی و بازگشت به نابیِ است.
🔹در هر دو گونه حکمت، سیر به سوی حقیقت، مقتضی اِسقاط اضافات و نفیِ اعتباریات است. با این تلقی درک و دریافت هر امر اعتباری، اگر همراه با سلب و نفیِ آن و به بیان دائویی نچسبیدن بدان باشد، واسطهای برای تقرب به حقیقت است.
بهمن ۱۴۰۲
@jostarha_yadashtha
@dialogeschool
@bashgahandishe
🎤علی اصغر مصلح
🔹رسالةالولایهٔ علامه طباطبائی را میتوان به عنوان نمونهای از حکمتِ مشرقی، در مقایسه با حکمتِ آیینهایی چون هندو، دائو و بودا بازخوانی کرد.
🔹بنیاد حقیقت در نظر علامه، نفی امور اعتباری است که به صورت حدود و قیود ظاهر شدهاند. «وصول هر موجودی به کمالِ حقیقیِ خود، مستلزم فنای آن موجود است؛.... فنای هر موجودی مستلزم بقای حقیقت آن موجود است.»
🔹در کتاب دائو دجینگ، فرزانهٔ دائویی همسان دائوست؛ مطلق/حقیقتی است که حتی اگر نامی بر آن نهاده شد، حقیقی نیست. دائو تهیگاهی است فراتر از دوگانهها و قیود و حدود، حتی فراتر از اندیشه و عقل و نشانه. علامتِ سیر به سوی دائو، فراروی از تقسیمات، کاستهشدن از انسان، بیکنشی و بازگشت به نابیِ است.
🔹در هر دو گونه حکمت، سیر به سوی حقیقت، مقتضی اِسقاط اضافات و نفیِ اعتباریات است. با این تلقی درک و دریافت هر امر اعتباری، اگر همراه با سلب و نفیِ آن و به بیان دائویی نچسبیدن بدان باشد، واسطهای برای تقرب به حقیقت است.
بهمن ۱۴۰۲
@jostarha_yadashtha
@dialogeschool
@bashgahandishe
❤1👍1
گفتوگو لذت بیپایان است
ما در مکالمه کمبود خود را با درآمیختن با «دیگری» پر میکنیم
همهٔ آدمها تا حدی روش گفتوگو کردن را از فضای خانوادهٔ خود یاد میگیرند. این پارادکس بزرگشدن ما در خانواده است؛ زبان در خانواده آموخته میشود، اما به ما اجازه میدهد فراتر از آن هم برویم. درواقع ابزاری را در اختیار ما میگذارد تا افراد بسیار متفاوت از خودمان را تجربه کنیم و این تجارب را گسترش دهیم. اما بسیاری از ما هنوز به ارزش واقعی گفتوگو پی نبردهایم، شاید به این دلیل که از مکالمههای خوب محروم بودهایم. ولی واقعاً مکالمهٔ خوب چیست؟ چه ضرورتی دارد؟ و آیا میتوان شیوهٔ مکالمههای خوب را آموخت ؟
ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
B2n.ir/e46816
@tarjomaanweb
@dialogeschool
@bashgahandishe
ما در مکالمه کمبود خود را با درآمیختن با «دیگری» پر میکنیم
همهٔ آدمها تا حدی روش گفتوگو کردن را از فضای خانوادهٔ خود یاد میگیرند. این پارادکس بزرگشدن ما در خانواده است؛ زبان در خانواده آموخته میشود، اما به ما اجازه میدهد فراتر از آن هم برویم. درواقع ابزاری را در اختیار ما میگذارد تا افراد بسیار متفاوت از خودمان را تجربه کنیم و این تجارب را گسترش دهیم. اما بسیاری از ما هنوز به ارزش واقعی گفتوگو پی نبردهایم، شاید به این دلیل که از مکالمههای خوب محروم بودهایم. ولی واقعاً مکالمهٔ خوب چیست؟ چه ضرورتی دارد؟ و آیا میتوان شیوهٔ مکالمههای خوب را آموخت ؟
ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
B2n.ir/e46816
@tarjomaanweb
@dialogeschool
@bashgahandishe
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
موزیک ویدیو جدید علیرضا قربانی به نام گفتگو ( اجرای زنده )
Alireza Ghorbani - Goftogoo Live Version
ترانه سرا : حسین منزوی
موزیک : سیاوش ولی پور
تنظیم برای ارکستر : حسام ناصری
تهیه کننده و ناشر: آهنگ اشتیاق و شهرآفتاب
@alirezaghorbani1350
@dialogeschool
@bashgahandishe
Alireza Ghorbani - Goftogoo Live Version
ترانه سرا : حسین منزوی
موزیک : سیاوش ولی پور
تنظیم برای ارکستر : حسام ناصری
تهیه کننده و ناشر: آهنگ اشتیاق و شهرآفتاب
@alirezaghorbani1350
@dialogeschool
@bashgahandishe
گفتوگو
شعرِ حسین منزوی
آهنگِ سیاوش ولیپور
آواز علیرضا قربانی
از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی نه تاب سخن داریم
آوار پریشانیست رو سوی چه بگریزیم
هنگامه ی حیرانیست خود را به که بسپاریم
من راه تو را بسته تو راه مرا بسته
امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم
تشویش هزار آیا وسواس هزار اما
کوریم و نمیبینیم ور نه همه بیماریم
دوران شکوه باغ از خاطر ما رفته است
امروز که صف در صف خشکیده و بی باریم
من راه تو را بسته تو راه مرا بسته
امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم.
#گفت_و_گو
#علیرضا_قربانی
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
شعرِ حسین منزوی
آهنگِ سیاوش ولیپور
آواز علیرضا قربانی
از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی نه تاب سخن داریم
آوار پریشانیست رو سوی چه بگریزیم
هنگامه ی حیرانیست خود را به که بسپاریم
من راه تو را بسته تو راه مرا بسته
امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم
تشویش هزار آیا وسواس هزار اما
کوریم و نمیبینیم ور نه همه بیماریم
دوران شکوه باغ از خاطر ما رفته است
امروز که صف در صف خشکیده و بی باریم
من راه تو را بسته تو راه مرا بسته
امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم.
#گفت_و_گو
#علیرضا_قربانی
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
❤1
Forwarded from حکمت نامتناهی
.
نشست نود و ششم حکمت نامتناهی
سنّت، بازی و نامتناهی در اندیشۀ گادامر
دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۲
ساعت ۱۶
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳، کافه درهباغ
این نشست استثنائاً دوشنبه برگزار میشود.
حضور برای عموم آزاد و رایگان است
پخش از صفحه اینستاگرام لایو باشگاه اندیشه
#کاوشهایوجودی #حکمت_نامتناهی #گادامر #سنت #بازی #نامتناهی #باشگاه_اندیشه
@dialogeschool
@hekmatenamotanahi
@bashgahandishe
نشست نود و ششم حکمت نامتناهی
سنّت، بازی و نامتناهی در اندیشۀ گادامر
دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۲
ساعت ۱۶
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳، کافه درهباغ
این نشست استثنائاً دوشنبه برگزار میشود.
حضور برای عموم آزاد و رایگان است
پخش از صفحه اینستاگرام لایو باشگاه اندیشه
#کاوشهایوجودی #حکمت_نامتناهی #گادامر #سنت #بازی #نامتناهی #باشگاه_اندیشه
@dialogeschool
@hekmatenamotanahi
@bashgahandishe
❤1
Forwarded from باشگاه اندیشه
.
🔰غم برو شادی بیا، محنت برو روزی بیا
آنگاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون شبِ سوری چنانکه عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند.
طبق سنت سالهای اخیر باشگاهاندیشه در واپسین روزهای سال در ضیافتِ قهوه و گفتوگو به گرد آتش جمع خواهیم شد و از خود خواهیم گفت و شنید.
🕰چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۲
ساعت ۱۸
به صرفِ افطار مختصر
📍خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
👤حضور برای عموم آزاد و رایگان است
@bashgahandishe
🔰غم برو شادی بیا، محنت برو روزی بیا
آنگاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون شبِ سوری چنانکه عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند.
طبق سنت سالهای اخیر باشگاهاندیشه در واپسین روزهای سال در ضیافتِ قهوه و گفتوگو به گرد آتش جمع خواهیم شد و از خود خواهیم گفت و شنید.
🕰چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۲
ساعت ۱۸
به صرفِ افطار مختصر
📍خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
👤حضور برای عموم آزاد و رایگان است
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
🔰رویدادهای رایگان و عمومیِ
باشگاه اندیشه در سال ۱۴۰۲
✔️بهار: | فروردین | اردیبهشت | خرداد |
✔️تابستان: | تیر | مرداد | شهریور |
✔️پاییز: | مهر | آبان | آذر |
✔️زمستان: | دی | بهمن | اسفند |
🔹وبسایت:
www.bashgahandishe.com
🔸کانال تلگرام:
t.me/bashgahandishe
🔹صفحه اینستاگرام:
www.instagram.com/bashgah.andisheh
🔸صفحه فیلمهای لایو اینستاگرام:
www.instagram.com/bashgah.andisheh.live
🔹یوتوب:
youtube.com/@clubthought
🌐 شماری از کانالهای مرتبط با باشگاه اندیشه:
✅حکمت نامتناهی
t.me/hekmatenamotanahi
✅مدرسه مطالعات فضا
t.me/fazaschool
✅مدرسه مطالعات دین
t.me/diinschool
✅مدرسه مطالعات اجرا
t.me/ejraaschool
✅مدرسه مطالعات دیالوگ
t.me/dialogeschool
✅مدرسه مطالعات هویت
t.me/howiatschool
✅مدرسه مطالعات نقد اقتصاد سیاسی
t.me/eghtesadesiasischool
✅مدرسه معارف علامه طباطبایی
t.me/allaamehwisdom
🎵کانال صوتها: گنجینه صوتی باشگاه
t.me/bashgahandishevoice
@bashgahandishe
باشگاه اندیشه در سال ۱۴۰۲
✔️بهار: | فروردین | اردیبهشت | خرداد |
✔️تابستان: | تیر | مرداد | شهریور |
✔️پاییز: | مهر | آبان | آذر |
✔️زمستان: | دی | بهمن | اسفند |
🔹وبسایت:
www.bashgahandishe.com
🔸کانال تلگرام:
t.me/bashgahandishe
🔹صفحه اینستاگرام:
www.instagram.com/bashgah.andisheh
🔸صفحه فیلمهای لایو اینستاگرام:
www.instagram.com/bashgah.andisheh.live
🔹یوتوب:
youtube.com/@clubthought
🌐 شماری از کانالهای مرتبط با باشگاه اندیشه:
✅حکمت نامتناهی
t.me/hekmatenamotanahi
✅مدرسه مطالعات فضا
t.me/fazaschool
✅مدرسه مطالعات دین
t.me/diinschool
✅مدرسه مطالعات اجرا
t.me/ejraaschool
✅مدرسه مطالعات دیالوگ
t.me/dialogeschool
✅مدرسه مطالعات هویت
t.me/howiatschool
✅مدرسه مطالعات نقد اقتصاد سیاسی
t.me/eghtesadesiasischool
✅مدرسه معارف علامه طباطبایی
t.me/allaamehwisdom
🎵کانال صوتها: گنجینه صوتی باشگاه
t.me/bashgahandishevoice
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
.
💡باشگاه اندیشه در سال ۱۴۰۲
◾️در سالی که گذشت باشگاه اندیشه میزبان بیش از ۱۵۰ نفر از اندیشمندان (اعم از ارائهدهندگان و مدرّسان) بود، ۱۶۹ رویداد و ۴۰ درسگفتار برگزار کرد، و مجموعاً در حدودِ ۵۰۰۰ شرکتکننده و مخاطب در جمع باشگاه اندیشه حاضر بودند.
عناوین و گزارشهای نوشتاری، شنیداری و دیداری رویدادهای سال گذشتهٔ باشگاه اندیشه را میتوانید در پست رویدادهای رایگان و عمومیِ باشگاه اندیشه مشاهده کنید.
#بهار۱۴۰۲ #تابستان۱۴۰۲ #پاییز۱۴۰۲ #زمستان۱۴۰۲ #مطالعات_هایدگر #مطالعات_هویت #مطالعات_انقلاب #نقداقتصادسیاسی #مدرنیته_و_نقدمتافیزیک #مطالعات_والایش #مطالعات_دیالوگ #مطالعات_دین #مطالعات_اجرا #باشگاه_اندیشه
دریچههای ارتباطیِ باشگاه اندیشه:
تلگرام | اینستاگرام | یوتوب
💡باشگاه اندیشه در سال ۱۴۰۲
◾️در سالی که گذشت باشگاه اندیشه میزبان بیش از ۱۵۰ نفر از اندیشمندان (اعم از ارائهدهندگان و مدرّسان) بود، ۱۶۹ رویداد و ۴۰ درسگفتار برگزار کرد، و مجموعاً در حدودِ ۵۰۰۰ شرکتکننده و مخاطب در جمع باشگاه اندیشه حاضر بودند.
عناوین و گزارشهای نوشتاری، شنیداری و دیداری رویدادهای سال گذشتهٔ باشگاه اندیشه را میتوانید در پست رویدادهای رایگان و عمومیِ باشگاه اندیشه مشاهده کنید.
#بهار۱۴۰۲ #تابستان۱۴۰۲ #پاییز۱۴۰۲ #زمستان۱۴۰۲ #مطالعات_هایدگر #مطالعات_هویت #مطالعات_انقلاب #نقداقتصادسیاسی #مدرنیته_و_نقدمتافیزیک #مطالعات_والایش #مطالعات_دیالوگ #مطالعات_دین #مطالعات_اجرا #باشگاه_اندیشه
دریچههای ارتباطیِ باشگاه اندیشه:
تلگرام | اینستاگرام | یوتوب
Forwarded from باشگاه اندیشه
.
🌱نوروز شد و جهان برآورد نفس...
🪴باشگاه اندیشه سالی سرشار از مهرورزی، صحت و خردمندی برایتان آرزومند است.
#۱۴۰۳
🌐دریچههای ارتباطیِ باشگاه اندیشه:
تلگرام | اینستاگرام | یوتوب
🌱نوروز شد و جهان برآورد نفس...
🪴باشگاه اندیشه سالی سرشار از مهرورزی، صحت و خردمندی برایتان آرزومند است.
#۱۴۰۳
🌐دریچههای ارتباطیِ باشگاه اندیشه:
تلگرام | اینستاگرام | یوتوب
Forwarded from مدرسهٔ مطالعات دیالوگ | باشگاهاندیشه
دربارهی «عید/جشن» و زمانمندیاش
به قلمِ ژان گروندن
ترجمه محمدرضا حسینی بهشتی و مسعود حسینی
عید همیشه از طریقِ زمانمندیِ خاصي مشخص میشود که ما از جای خود برکنده و به درونِ آن کشیده میشویم: هر عیدي برای زمانِ معیني ظاهر میشود که عیدانه است و همهی کساني که در آن سهیم میشوند به حال و هوایي عیدانه ارتقا مییابند، و در بهترین حالت: به نحوي عیدانه دگرگون میشوند. بنابراین، جزوِ ذاتِ عید است که زماني یا مکاني خصوصیتِ عیدانه دارد. این واقعیت خودش را بهنحوي نمونهوار در عودِ¹ عید نشان میدهد. با این حال، چنانکه گادامر بهدرستی ملاحظه میکند، چنین نیست که عیدي که عود میکند چون در یک ترتیبِ زمانی قرار گرفته است عید خوانده شود، بلکه بهعکس، خودِ نظمِ زمانی از طریقِ عود عیدها پدید میآید.
ادامه را در اینستنتویو بخوانید.
منبع متن
ژان گروندن، از هایدگر تا گادامر، ترجمهی سید محمدرضا حسینی بهشتی و سید مسعود حسینی (تهران، نی: ۱۳۹۹)، صص ۱۵۳-۱۵۵.
#مطالعات_دیالوگ #جشن #بازی #گادامر #هایدگر #ژان_گروندن #عید
@dialogeschool
@bashgahandishe
.
به قلمِ ژان گروندن
ترجمه محمدرضا حسینی بهشتی و مسعود حسینی
عید همیشه از طریقِ زمانمندیِ خاصي مشخص میشود که ما از جای خود برکنده و به درونِ آن کشیده میشویم: هر عیدي برای زمانِ معیني ظاهر میشود که عیدانه است و همهی کساني که در آن سهیم میشوند به حال و هوایي عیدانه ارتقا مییابند، و در بهترین حالت: به نحوي عیدانه دگرگون میشوند. بنابراین، جزوِ ذاتِ عید است که زماني یا مکاني خصوصیتِ عیدانه دارد. این واقعیت خودش را بهنحوي نمونهوار در عودِ¹ عید نشان میدهد. با این حال، چنانکه گادامر بهدرستی ملاحظه میکند، چنین نیست که عیدي که عود میکند چون در یک ترتیبِ زمانی قرار گرفته است عید خوانده شود، بلکه بهعکس، خودِ نظمِ زمانی از طریقِ عود عیدها پدید میآید.
ادامه را در اینستنتویو بخوانید.
منبع متن
ژان گروندن، از هایدگر تا گادامر، ترجمهی سید محمدرضا حسینی بهشتی و سید مسعود حسینی (تهران، نی: ۱۳۹۹)، صص ۱۵۳-۱۵۵.
#مطالعات_دیالوگ #جشن #بازی #گادامر #هایدگر #ژان_گروندن #عید
@dialogeschool
@bashgahandishe
.
Telegraph
دربارهی «عید/جشن» و زمانمندیاش
عید همیشه از طریقِ زمانمندیِ خاصي مشخص میشود که ما از جای خود برکنده و به درونِ آن کشیده میشویم: هر عیدي برای زمانِ معیني ظاهر میشود که عیدانه است و همهی کساني که در آن سهیم میشوند به حال و هوایي عیدانه ارتقا مییابند، و در بهترین حالت: به نحوي عیدانه…
پارهای از متن...
کسي که در عیدي شرکت میکند، میخواهد مفاهمه [و ارتباط برقرار] کند. اما مفاهمه کردن لزوماً به معنای رد و بدل کردنِ کلمات نیست، بلکه بیشتر باهمبودن، در یکدیگر سهیم بودن، است. با هم بودن، توافق کردن، مهمتر از توافق کردن بر سرِ این یا آن چیز است. به این ترتیب، در ذاتِ مفاهمهایـارتباطیِ عید نوعي تثبیت کردنِ امرِ گذرا هست. این هم جزوِ زمانمندیِ عیدهاست. عید همیشه امرِ ماندگار را در امرِ گذرا جشن میگیرد، اما بهطوري که هر دو مؤلفه، هم امرِ ماندگار و هم امرِ گذرا، همزمان با هم به اندیشه درمیآیند. وقتي برای یک شخص، برای میلادِ مسیح، برای یک سالگردِ گوته جشن میگیریم، امرِ ماندگار را به یاد میآوریم، اما این همواره در بردارندهی نوعي آگاهی است از آنچه میرود و محو میشود. چند میلادِ مسیحِ دیگر را هنوز با هم جشن خواهیم گرفت؟
متنِ کامل
#مطالعات_دیالوگ #جشن #بازی #گادامر #هایدگر #ژان_گروندن #عید
@dialogeschool
@bashgahandishe
.
کسي که در عیدي شرکت میکند، میخواهد مفاهمه [و ارتباط برقرار] کند. اما مفاهمه کردن لزوماً به معنای رد و بدل کردنِ کلمات نیست، بلکه بیشتر باهمبودن، در یکدیگر سهیم بودن، است. با هم بودن، توافق کردن، مهمتر از توافق کردن بر سرِ این یا آن چیز است. به این ترتیب، در ذاتِ مفاهمهایـارتباطیِ عید نوعي تثبیت کردنِ امرِ گذرا هست. این هم جزوِ زمانمندیِ عیدهاست. عید همیشه امرِ ماندگار را در امرِ گذرا جشن میگیرد، اما بهطوري که هر دو مؤلفه، هم امرِ ماندگار و هم امرِ گذرا، همزمان با هم به اندیشه درمیآیند. وقتي برای یک شخص، برای میلادِ مسیح، برای یک سالگردِ گوته جشن میگیریم، امرِ ماندگار را به یاد میآوریم، اما این همواره در بردارندهی نوعي آگاهی است از آنچه میرود و محو میشود. چند میلادِ مسیحِ دیگر را هنوز با هم جشن خواهیم گرفت؟
متنِ کامل
#مطالعات_دیالوگ #جشن #بازی #گادامر #هایدگر #ژان_گروندن #عید
@dialogeschool
@bashgahandishe
.
Telegram
مدرسهٔ مطالعات دیالوگ | باشگاهاندیشه
دربارهی «عید/جشن» و زمانمندیاش
به قلمِ ژان گروندن
ترجمه محمدرضا حسینی بهشتی و مسعود حسینی
عید همیشه از طریقِ زمانمندیِ خاصي مشخص میشود که ما از جای خود برکنده و به درونِ آن کشیده میشویم: هر عیدي برای زمانِ معیني ظاهر میشود که عیدانه است و همهی کساني…
به قلمِ ژان گروندن
ترجمه محمدرضا حسینی بهشتی و مسعود حسینی
عید همیشه از طریقِ زمانمندیِ خاصي مشخص میشود که ما از جای خود برکنده و به درونِ آن کشیده میشویم: هر عیدي برای زمانِ معیني ظاهر میشود که عیدانه است و همهی کساني…
❤1👍1
حکمت نامتناهی
. نشست نود و ششم حکمت نامتناهی سنّت، بازی و نامتناهی در اندیشۀ گادامر دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۲ ساعت ۱۶ خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳، کافه درهباغ این نشست استثنائاً دوشنبه برگزار میشود. حضور برای عموم آزاد و رایگان است پخش از صفحه…
تٲمّلی دربارهٔ "بازی" و "گفتگو"
📝مسعود زنجانی
فردریش شیلر، نمایشنامه نویس، شاعر، و فیلسوف ایده آلیست آلمانی قرن هجدهم می گوید: "انسان تنها هنگامی بازی می کند که تماماً انسان است، چنانکه انسان تنها هنگامی تماماً انسان است که بازی می کند". از نظر شیلر، مهمترین ویژگی «بازی» این است که در بازی هیچ شقاق و شکافی میان «علاقهٔ درونی» و «وظیفهٔ بیرونی» فرد وجود ندارد. در بازی، علایق و وظایف ما، کاملاً، با یکدیگر تطابق پیدا می کنند، از این رو، ما هم هیچ تعارض و تخاصمی در خود پیدا نمی کنیم. در بازی است که ما به دور از هر گونه «دوگانگی» و «از خود بیگانگی» (الیناسیون)، در نابترین و زیباترین شیوهٔ بودنِ خود، تحقق می یابیم و تماماً انسان می شویم. از نظر شیلر، بازی، راه حلی برای فرارَوی از رویارویی «حس و عقل»، و برون رفتی از تقابلِ «اخلاق و طبیعت» است. بازی امکانِ تحقّقِ زیبایی شناختیِ انسان است.
از نظر شیلر، بازی را می توان آشتی میان «آزادی و ضرورت» نیز دانست. اگرچه بازی بدون آزادیِ بازیگران معنا ندارد، اما هیچیک از بازیگران «فعّال ما یشاء» نیستند، بلکه آزادیِ همه بازیگران مشروط، محدود، و مقیَّد به «قاعدهٔ بازی» است. در واقع، قاعدهٔ بازی، نه تنها مانع آزادی نیست، بلکه شرط تحقُّق آن است. آزادی بدون محدودیت، اساساً، نه ممکن و نه مفید است، چنانکه آزادی، در غیابِ مسۇولیت، همیشه، خود به مخاطره می افتد، و هم مخاطره می آفریند. مهمترین ویژگی بارزِ بازی، به اصطلاح کانت که شیلر هم بسیار متٲثّر از او بود، «هدف در خود» بودنِ آن است، چرا که بازی آلتِ هیچ غایتی بیرون از خود نیست. خودپویی (آزادی) و خود کفایی (استقلال) دو خصیصهٔ ساختاری بازی است.
از نظر هانس ـ گئورک گادامر، فیلسوف آلمانی قرن بیستم، «گفتگو یک بازی است»؛ در ژرف ترین معنای آن. گادامر در نظریهٔ فهم (هرمنوتیک) خود، هر فهمی را یک تفسیر، و هر تفسیر را یک گفتگو میان مفسِّر (خواننده) و متن می داند که به سانِ یک بازی میان آنها تحقّق می یابد. بازی، برای گادامر، استعاره ای است که مُبیِّن ویژگی های بنیادی گفتگو است. گفتگو ارجمندترین گونهٔ بازی است.
یکی از ویژگی هایی که در بازی، برای گادامر، جلب نظر می کند، این است که فاعلیتِ بازیگران، نمی تواند کاملاً یکجانبه، مقتدرانه، و مهاجمانه باشد. به عبارت دیگر، اگرچه فاعلیتِ بازیگران، در بازی، کاملاً از دست نمی رود، اما این فاعلیت، نمی تواند و نباید به گونه ای خودخواهانه و انحصارطلبانه، بروز یابد، بلکه حتی الامکان، باید به گونه ای خوددارانه، و حتی دیگردوستانه، ابراز شود. می توان گفت در بازی، فاعلِ مقتدر، آزادانه و مشتاقانه، اقتدار خود را از دست می دهد و البته از این طریق اقتداری فزونتر می یابد. در بازی، نوع دیگر و برتری از تسلّط، کشف و تجربه می شود که با آیین دائو، می توانیم آن را «تسلّط از پایین»یا «تسلّط زنانه» بنامیم. بازی، فاعلِ گریزان و مهاجم را به فاعلی پذیرا و میزبان مبدّل می کند. در بازی، فاعل فاعلیتِ خود را نه در تهدید، و تثبیتِ خویش بر دیگری، بلکه در تحدید، و تعلیقِ خویش در برابر دیگری می یابد. خصیصهٔ مهم بازی، برای گادامر، خود شکوفایی و خود بازآفرینی است.
در بازی، اقتدار، در درجهٔ نخست، نه متعلّق به بازیگران بلکه متعلّق به خودِ بازی است. در واقع، پیش از آنکه بازیگران بازی را پیش بَرَند، این بازی است که پیشاپیش آنها را پیش بُرده و پیش می بَرَد. بازی نه فقط هنر بازی کردن، بلکه، همزمان، «هنر بازی خوردن» است. بازی، بیش و پیش از هر چیز، مستلزمِ «توانایی شکست خوردن» است. از این منظر، گفتگو و بازی ساختارِ روایی مشابهی دارند، چنانکه گفتگو، همانند بازی، ساختاری زنانه و عاشقانه دارد. در گفتگو، طرفین، «متقابلاً» به یکدیگر اجازه می دهند که باورها، پیشداوری ها، و پیشفرض های مختلف شان ـ به معنای فلسفی کلمه ـ به بازی گرفته شود؛ متزلزل، و عنداللزوم، منهدم شود. به اصطلاح، شرطِ اوّل قدم در بازی این است که همه گاردِ خود را به روی بازی، و به یک معنا، به روی یکدیگر، باز کنند. در بازی، بازیگران، با «آری گفتن» به بازی، زبانِ حالشان چنین است: "بازی برای ما شوخی نیست. ما بازی را جدّی می گیریم، اما هر چه هم پیش آید خوش آید. اگر سرِ ما بشکند، سرِ بازی سلامت!" در گفتگو نیز آنچه آشکار می شود، نه حق بودن یکی از طرفین گفتگو، بلکه حقیقتِ خودِ گفتگو است. از این حیث، گفتگو توانِ قمار کردن، ریسک کردن، و دل باختن، و از دست دادنِ خود است. گفتگو یک ماجرا است.
اکنون اگر اندیشه های پیشگفتهٔ شیلر و گادامر را باهم فکر کنیم، می توانیم بگوییم: "انسان تنها هنگامی گفتگو می کند که تماماً انسان است، چنانکه انسان تنها هنگامی تماماً انسان است که گفتگو می کند”.
#گادامر #شیلر #بازی #گفت_و_گو #دیالوگ #مطالعات_دیالوگ #باشگاه_اندیشه
@dialogeschool
@bashgahandishe
📝مسعود زنجانی
فردریش شیلر، نمایشنامه نویس، شاعر، و فیلسوف ایده آلیست آلمانی قرن هجدهم می گوید: "انسان تنها هنگامی بازی می کند که تماماً انسان است، چنانکه انسان تنها هنگامی تماماً انسان است که بازی می کند". از نظر شیلر، مهمترین ویژگی «بازی» این است که در بازی هیچ شقاق و شکافی میان «علاقهٔ درونی» و «وظیفهٔ بیرونی» فرد وجود ندارد. در بازی، علایق و وظایف ما، کاملاً، با یکدیگر تطابق پیدا می کنند، از این رو، ما هم هیچ تعارض و تخاصمی در خود پیدا نمی کنیم. در بازی است که ما به دور از هر گونه «دوگانگی» و «از خود بیگانگی» (الیناسیون)، در نابترین و زیباترین شیوهٔ بودنِ خود، تحقق می یابیم و تماماً انسان می شویم. از نظر شیلر، بازی، راه حلی برای فرارَوی از رویارویی «حس و عقل»، و برون رفتی از تقابلِ «اخلاق و طبیعت» است. بازی امکانِ تحقّقِ زیبایی شناختیِ انسان است.
از نظر شیلر، بازی را می توان آشتی میان «آزادی و ضرورت» نیز دانست. اگرچه بازی بدون آزادیِ بازیگران معنا ندارد، اما هیچیک از بازیگران «فعّال ما یشاء» نیستند، بلکه آزادیِ همه بازیگران مشروط، محدود، و مقیَّد به «قاعدهٔ بازی» است. در واقع، قاعدهٔ بازی، نه تنها مانع آزادی نیست، بلکه شرط تحقُّق آن است. آزادی بدون محدودیت، اساساً، نه ممکن و نه مفید است، چنانکه آزادی، در غیابِ مسۇولیت، همیشه، خود به مخاطره می افتد، و هم مخاطره می آفریند. مهمترین ویژگی بارزِ بازی، به اصطلاح کانت که شیلر هم بسیار متٲثّر از او بود، «هدف در خود» بودنِ آن است، چرا که بازی آلتِ هیچ غایتی بیرون از خود نیست. خودپویی (آزادی) و خود کفایی (استقلال) دو خصیصهٔ ساختاری بازی است.
از نظر هانس ـ گئورک گادامر، فیلسوف آلمانی قرن بیستم، «گفتگو یک بازی است»؛ در ژرف ترین معنای آن. گادامر در نظریهٔ فهم (هرمنوتیک) خود، هر فهمی را یک تفسیر، و هر تفسیر را یک گفتگو میان مفسِّر (خواننده) و متن می داند که به سانِ یک بازی میان آنها تحقّق می یابد. بازی، برای گادامر، استعاره ای است که مُبیِّن ویژگی های بنیادی گفتگو است. گفتگو ارجمندترین گونهٔ بازی است.
یکی از ویژگی هایی که در بازی، برای گادامر، جلب نظر می کند، این است که فاعلیتِ بازیگران، نمی تواند کاملاً یکجانبه، مقتدرانه، و مهاجمانه باشد. به عبارت دیگر، اگرچه فاعلیتِ بازیگران، در بازی، کاملاً از دست نمی رود، اما این فاعلیت، نمی تواند و نباید به گونه ای خودخواهانه و انحصارطلبانه، بروز یابد، بلکه حتی الامکان، باید به گونه ای خوددارانه، و حتی دیگردوستانه، ابراز شود. می توان گفت در بازی، فاعلِ مقتدر، آزادانه و مشتاقانه، اقتدار خود را از دست می دهد و البته از این طریق اقتداری فزونتر می یابد. در بازی، نوع دیگر و برتری از تسلّط، کشف و تجربه می شود که با آیین دائو، می توانیم آن را «تسلّط از پایین»یا «تسلّط زنانه» بنامیم. بازی، فاعلِ گریزان و مهاجم را به فاعلی پذیرا و میزبان مبدّل می کند. در بازی، فاعل فاعلیتِ خود را نه در تهدید، و تثبیتِ خویش بر دیگری، بلکه در تحدید، و تعلیقِ خویش در برابر دیگری می یابد. خصیصهٔ مهم بازی، برای گادامر، خود شکوفایی و خود بازآفرینی است.
در بازی، اقتدار، در درجهٔ نخست، نه متعلّق به بازیگران بلکه متعلّق به خودِ بازی است. در واقع، پیش از آنکه بازیگران بازی را پیش بَرَند، این بازی است که پیشاپیش آنها را پیش بُرده و پیش می بَرَد. بازی نه فقط هنر بازی کردن، بلکه، همزمان، «هنر بازی خوردن» است. بازی، بیش و پیش از هر چیز، مستلزمِ «توانایی شکست خوردن» است. از این منظر، گفتگو و بازی ساختارِ روایی مشابهی دارند، چنانکه گفتگو، همانند بازی، ساختاری زنانه و عاشقانه دارد. در گفتگو، طرفین، «متقابلاً» به یکدیگر اجازه می دهند که باورها، پیشداوری ها، و پیشفرض های مختلف شان ـ به معنای فلسفی کلمه ـ به بازی گرفته شود؛ متزلزل، و عنداللزوم، منهدم شود. به اصطلاح، شرطِ اوّل قدم در بازی این است که همه گاردِ خود را به روی بازی، و به یک معنا، به روی یکدیگر، باز کنند. در بازی، بازیگران، با «آری گفتن» به بازی، زبانِ حالشان چنین است: "بازی برای ما شوخی نیست. ما بازی را جدّی می گیریم، اما هر چه هم پیش آید خوش آید. اگر سرِ ما بشکند، سرِ بازی سلامت!" در گفتگو نیز آنچه آشکار می شود، نه حق بودن یکی از طرفین گفتگو، بلکه حقیقتِ خودِ گفتگو است. از این حیث، گفتگو توانِ قمار کردن، ریسک کردن، و دل باختن، و از دست دادنِ خود است. گفتگو یک ماجرا است.
اکنون اگر اندیشه های پیشگفتهٔ شیلر و گادامر را باهم فکر کنیم، می توانیم بگوییم: "انسان تنها هنگامی گفتگو می کند که تماماً انسان است، چنانکه انسان تنها هنگامی تماماً انسان است که گفتگو می کند”.
#گادامر #شیلر #بازی #گفت_و_گو #دیالوگ #مطالعات_دیالوگ #باشگاه_اندیشه
@dialogeschool
@bashgahandishe
👍1
Forwarded from تقریرات
🔶سیزدهمین شمارهٔ مجلهٔ تقریرات با پروندهٔ ویژهٔ زنان و روحانیون منتشر شد
در این شماره به این پرسشها پرداختهایم:
1️⃣زنان ایران چگونه توانستند به حق رأی و نمایندگی مجلس دست یابند؟
2️⃣استدلالهای فقهی مخالفان حق رأی زنان چه بود؟
3️⃣کتاب «زن و انتخابات» در چه فضایی و با چه استدلالهایی نوشته شد؟
4️⃣آیا امام علی(ع) هم زنان را ناقصالعقل میدانست؟
(گزارشی از بازتابهای مقالهٔ جدید محمد قندهاری)
همچنین این مقالات و یادداشتها را میتوانید در شمارهٔ ۱۳ تقریرات بخوانید:
✔️محمدرضا لبیب یادداشتی دربارهٔ ناکامیهای فلسفه تطبیقی در ایران نوشته
✔️مرتضی معراجی هم از اهمیت سیاسی محیط زیست سخن گفته
✔️مصطفی سلیمانی از چالشهای اخلاقی تبلیغ دین نوشته
✔️بهجو خزاعی به جای خالی پژوهش در باب ریشههای زرتشتی گنوسیزم پرداخته
✔️علیرضا دهقانی نیز تلاش حیدر حبالله برای نزدیک کردن فقه به زندگی را روایت کرده
🔸نسخه الکترونیکی شمارهٔ جدید تقریرات را میتوانید به صورت ریالی و ارزی از طاقچه (اینجا) خریداری و مطالعه کنید.
📖نحوهٔ تهیهٔ نسخهٔ کاغذی مجله را نیز روزهای آینده در همینجا به اطلاعتان میرسانیم.
@taqriraat
در این شماره به این پرسشها پرداختهایم:
1️⃣زنان ایران چگونه توانستند به حق رأی و نمایندگی مجلس دست یابند؟
2️⃣استدلالهای فقهی مخالفان حق رأی زنان چه بود؟
3️⃣کتاب «زن و انتخابات» در چه فضایی و با چه استدلالهایی نوشته شد؟
4️⃣آیا امام علی(ع) هم زنان را ناقصالعقل میدانست؟
(گزارشی از بازتابهای مقالهٔ جدید محمد قندهاری)
همچنین این مقالات و یادداشتها را میتوانید در شمارهٔ ۱۳ تقریرات بخوانید:
✔️محمدرضا لبیب یادداشتی دربارهٔ ناکامیهای فلسفه تطبیقی در ایران نوشته
✔️مرتضی معراجی هم از اهمیت سیاسی محیط زیست سخن گفته
✔️مصطفی سلیمانی از چالشهای اخلاقی تبلیغ دین نوشته
✔️بهجو خزاعی به جای خالی پژوهش در باب ریشههای زرتشتی گنوسیزم پرداخته
✔️علیرضا دهقانی نیز تلاش حیدر حبالله برای نزدیک کردن فقه به زندگی را روایت کرده
🔸نسخه الکترونیکی شمارهٔ جدید تقریرات را میتوانید به صورت ریالی و ارزی از طاقچه (اینجا) خریداری و مطالعه کنید.
📖نحوهٔ تهیهٔ نسخهٔ کاغذی مجله را نیز روزهای آینده در همینجا به اطلاعتان میرسانیم.
@taqriraat