Forwarded from حکمت نامتناهی
،
نشست نودویکم حکمت نامتناهی با همکاری مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه برگزار میشود:
نگاهی به مسألهی فهم در حقیقت و روش اثر هانس گئورگ گادامر
با ارائهی
محمدرضا لبیب
سهشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲
ساعت ۱۶
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳، کافه درهباغ
حضور برای آزاد و رایگان است.
پخش از صفحه اینستاگرام لایو باشگاه اندیشه
📝دربارهی نشست را اینجا بخوانید.
#حکمت_نامتناهی #کاوشهایوجودی #مطالعات_دیالوگ #فهم #گادامر #باشگاه_اندیشه
@hekmatenamotanahi
@dialogeschool
@bashgahandishe
نشست نودویکم حکمت نامتناهی با همکاری مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه برگزار میشود:
نگاهی به مسألهی فهم در حقیقت و روش اثر هانس گئورگ گادامر
با ارائهی
محمدرضا لبیب
سهشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲
ساعت ۱۶
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳، کافه درهباغ
حضور برای آزاد و رایگان است.
پخش از صفحه اینستاگرام لایو باشگاه اندیشه
📝دربارهی نشست را اینجا بخوانید.
#حکمت_نامتناهی #کاوشهایوجودی #مطالعات_دیالوگ #فهم #گادامر #باشگاه_اندیشه
@hekmatenamotanahi
@dialogeschool
@bashgahandishe
👍1
کریم مجتهدی:
سقراط گویی در تمام محاورات اعلام میکند که نه برای گفتن، بلکه برای شنیدن آمده است. شنود مستلزم سکوت است و سکوت میتواند دقت و تأمل در گفتار دیگری باشد.
متن ِکامل
#سقراط
#کریم_مجتهدی
@dialogeschool
@bashgahandishe
سقراط گویی در تمام محاورات اعلام میکند که نه برای گفتن، بلکه برای شنیدن آمده است. شنود مستلزم سکوت است و سکوت میتواند دقت و تأمل در گفتار دیگری باشد.
متن ِکامل
#سقراط
#کریم_مجتهدی
@dialogeschool
@bashgahandishe
❤4
Forwarded from حکمت نامتناهی
.
نگاهی به "فهم" در فلسفه گادامر
📝محمدرضا لبیب
“فهمیدن" از جمله افعال گذراست و همواره در انتظار متعلقیست. وقتی از فهمیدن حرف میزنیم همواره از فهمیدنِ چیزی دم میزنیم.
مسأله فهم (understanding) در مرکز فلسفهورزی گادامر قرار دارد. گادامر در اثر مشهورِ خود، "حقیقت و روش" که بر آن است تا خطوط اصلی هرمنوتیک فلسفی را بنیان گذارد، فهم و تفسیر (interpretation) را تحقیقا به یک معنا به کار میبرد.
گادامر بهتبعِ استادش هایدگر، مسأله فهم را خارج از زبانشناسی و معرفتشناسی صرف میبیند و برای آن شأنی وجودشناسانه قائل است.
به نظر گادامر، فهمیدن یک فرآیند است که از خودمان آغاز میشود و در واقع "فهمیدنِ هرچیزی" ، نخست از "فهمیدنِ خودمان" آغاز میشود.
در واقع هرمنوتیک ِ گادامری یا هرمنوتیک فلسفی همانا تباری هایدگری (هایدگرِ دورهی وجود و زمان) و تاحدودی هوسرلی دارد. گادامر در گامهای نخستین حقیقت و روش تکلیفش را با تاریخِ هرمنوتیک و افرادی چون دیلتای و شلایرماخر روشن میکند که فهمیدن صرفاً درک مختصات متن و چیزِ مورد فهم نیست؛ بلکه فرآیند فهم از مبدئی آغاز میشود که ریشه در خویشتنِ فهمنده دارد و از طرف دیگر لزوماً نمیتوان روش مشخصی برای فهم حقیقت توصیه کرد.
گادامر در هرمنوتیک فلسفی ِ خود هرمنوتیک و فهمیدن را اگرچه هایدگری تعریف میکند و هرمنوتیک را وجهِ جهانشمول فلسفه و فهمیدن را نحوه وجود انسانی و صورت ِ ابتدایی تحققِ دازاین در جهان میداند، اما با تفسیر برخی شارحان تمایزهایی چند میان هرمنوتیک استاد و شاگرد وجود دارد.
برای درکِ دقیقتر مسأله فهم نزد گادامر باید دانست که وقتی او مبدأ فهم هرچیزی را خودمان میداند، یعنی دلمشغولِ پدیدارشناسی عمل فهمیدن ناظر به سلوک پدیدارشناسیِ هوسرلی شده، اما درعینحال بیزمانی فهم که در روش علمی مرسوم است را زیر سوال میبرد و مبانی این تلقی خود را ابتدا با زیباییشناسی آغاز می کند و سراغ تحربه هنری میرود و نسبت میان اثر هنری و بازی را برجسته می کند. در تجربۀ هنری و خصوصا آنچه وی تحت عنوان بازی مراد میکند، بازی فعالیتی است که بازیگر میان امر سابجکتیو و آبجکتیو در رفتوآمد است. گاهی این مرز خیلی باریک میشود. همینطور در تجربههای هنری از جمله شعر، نقاشی و... آنچه سهم ما فرآیند فهم است دستکمی از ماتن و مؤلف و پدیده ندارد و هیچ یک محور نیستند و همه در تعامل با هم حضور دارند.
گادامر با به میان کشیدن مفهوم تاریخ اثرگذار، خود را برآمدی از فرهنگ و سنت و پیشداوریها میداند که همینها افق فهم ما را شکل میدهد و در واقع در این افق است که فهم رخ می دهد. از این روست که او قائل به رویداد-بودگی فهم است که در افقی دقیقتر از داشتهها و پیشداوریهای ما شکل گرفته و ما نمیتوانیم در نسبت با پدیدهها و آنچه سر راهنمان قرار میگیرد در تعلیق کامل باشیم و خود را عاری از آنها فرض کنیم.
مفهوم سنت از این رو در هرمنوتیک فلسفی گادامر مورد اهمیت است که فهمیدن در افق سنت رخ میدهد و این خویشتن متناهی از دو سو با نامتناهی در فلسفه گادامر گره میخورد؛ از یک سو آنچه من هستم محصول بینهایت فرآیند فرهنگی، روانی و غیره است و دوم اینکه خود فرآیند، فهم انتهایی ندارد و اگرچه من افق ِ محدودی دارم اما این افق قابل اتساع است.
میتوان گفت در فلسفه گادامر فهم همان تفاهم است یعنی آنجا که افقها به تلاقی میرسند فهم رخ میدهد و این مسیر بیش از رویارویی با هر پدیدهای در" من" در جریان است.
گادامر گشودگی در فرایند فهم را با استفاده از دور هرمنوتیکی تبیین میکند که طی آن خویشتن دائما دستخوش تغییر است و در عینحال تعین هم دارد. این تعین در عین بیتعینی در کنار گشودگی که مقدمه آمیزش افقهاست نیازمند باورمندی به جستوجوی حقیقت نه از طریق روشهای ویژه هر علم بلکه محتاج حضور در فرآیند دیالوگ است که حیات ِ ما انگار عین ِ گفتوگو، زیستن در میانهها و گذر کردن از مرزهاست.
#حکمت_نامتناهی #کاوشهایوجودی #مطالعات_دیالوگ #فهم #گادامر #باشگاه_اندیشه
@hekmatenamotanahi
@dialogeschool
@bashgahandishe
نگاهی به "فهم" در فلسفه گادامر
📝محمدرضا لبیب
“فهمیدن" از جمله افعال گذراست و همواره در انتظار متعلقیست. وقتی از فهمیدن حرف میزنیم همواره از فهمیدنِ چیزی دم میزنیم.
مسأله فهم (understanding) در مرکز فلسفهورزی گادامر قرار دارد. گادامر در اثر مشهورِ خود، "حقیقت و روش" که بر آن است تا خطوط اصلی هرمنوتیک فلسفی را بنیان گذارد، فهم و تفسیر (interpretation) را تحقیقا به یک معنا به کار میبرد.
گادامر بهتبعِ استادش هایدگر، مسأله فهم را خارج از زبانشناسی و معرفتشناسی صرف میبیند و برای آن شأنی وجودشناسانه قائل است.
به نظر گادامر، فهمیدن یک فرآیند است که از خودمان آغاز میشود و در واقع "فهمیدنِ هرچیزی" ، نخست از "فهمیدنِ خودمان" آغاز میشود.
در واقع هرمنوتیک ِ گادامری یا هرمنوتیک فلسفی همانا تباری هایدگری (هایدگرِ دورهی وجود و زمان) و تاحدودی هوسرلی دارد. گادامر در گامهای نخستین حقیقت و روش تکلیفش را با تاریخِ هرمنوتیک و افرادی چون دیلتای و شلایرماخر روشن میکند که فهمیدن صرفاً درک مختصات متن و چیزِ مورد فهم نیست؛ بلکه فرآیند فهم از مبدئی آغاز میشود که ریشه در خویشتنِ فهمنده دارد و از طرف دیگر لزوماً نمیتوان روش مشخصی برای فهم حقیقت توصیه کرد.
گادامر در هرمنوتیک فلسفی ِ خود هرمنوتیک و فهمیدن را اگرچه هایدگری تعریف میکند و هرمنوتیک را وجهِ جهانشمول فلسفه و فهمیدن را نحوه وجود انسانی و صورت ِ ابتدایی تحققِ دازاین در جهان میداند، اما با تفسیر برخی شارحان تمایزهایی چند میان هرمنوتیک استاد و شاگرد وجود دارد.
برای درکِ دقیقتر مسأله فهم نزد گادامر باید دانست که وقتی او مبدأ فهم هرچیزی را خودمان میداند، یعنی دلمشغولِ پدیدارشناسی عمل فهمیدن ناظر به سلوک پدیدارشناسیِ هوسرلی شده، اما درعینحال بیزمانی فهم که در روش علمی مرسوم است را زیر سوال میبرد و مبانی این تلقی خود را ابتدا با زیباییشناسی آغاز می کند و سراغ تحربه هنری میرود و نسبت میان اثر هنری و بازی را برجسته می کند. در تجربۀ هنری و خصوصا آنچه وی تحت عنوان بازی مراد میکند، بازی فعالیتی است که بازیگر میان امر سابجکتیو و آبجکتیو در رفتوآمد است. گاهی این مرز خیلی باریک میشود. همینطور در تجربههای هنری از جمله شعر، نقاشی و... آنچه سهم ما فرآیند فهم است دستکمی از ماتن و مؤلف و پدیده ندارد و هیچ یک محور نیستند و همه در تعامل با هم حضور دارند.
گادامر با به میان کشیدن مفهوم تاریخ اثرگذار، خود را برآمدی از فرهنگ و سنت و پیشداوریها میداند که همینها افق فهم ما را شکل میدهد و در واقع در این افق است که فهم رخ می دهد. از این روست که او قائل به رویداد-بودگی فهم است که در افقی دقیقتر از داشتهها و پیشداوریهای ما شکل گرفته و ما نمیتوانیم در نسبت با پدیدهها و آنچه سر راهنمان قرار میگیرد در تعلیق کامل باشیم و خود را عاری از آنها فرض کنیم.
مفهوم سنت از این رو در هرمنوتیک فلسفی گادامر مورد اهمیت است که فهمیدن در افق سنت رخ میدهد و این خویشتن متناهی از دو سو با نامتناهی در فلسفه گادامر گره میخورد؛ از یک سو آنچه من هستم محصول بینهایت فرآیند فرهنگی، روانی و غیره است و دوم اینکه خود فرآیند، فهم انتهایی ندارد و اگرچه من افق ِ محدودی دارم اما این افق قابل اتساع است.
میتوان گفت در فلسفه گادامر فهم همان تفاهم است یعنی آنجا که افقها به تلاقی میرسند فهم رخ میدهد و این مسیر بیش از رویارویی با هر پدیدهای در" من" در جریان است.
گادامر گشودگی در فرایند فهم را با استفاده از دور هرمنوتیکی تبیین میکند که طی آن خویشتن دائما دستخوش تغییر است و در عینحال تعین هم دارد. این تعین در عین بیتعینی در کنار گشودگی که مقدمه آمیزش افقهاست نیازمند باورمندی به جستوجوی حقیقت نه از طریق روشهای ویژه هر علم بلکه محتاج حضور در فرآیند دیالوگ است که حیات ِ ما انگار عین ِ گفتوگو، زیستن در میانهها و گذر کردن از مرزهاست.
#حکمت_نامتناهی #کاوشهایوجودی #مطالعات_دیالوگ #فهم #گادامر #باشگاه_اندیشه
@hekmatenamotanahi
@dialogeschool
@bashgahandishe
👍1
تعاملاتِ معرفتی ِ هانری کربن و علامه طباطبایی از نگاهِ کریم مجتهدی
بازنشر از آکادمی مطالعات ایرانی لندن
به نظر شما چرا کربن تا این اندازه به این دیالوگ [ با علامه طباطبایی] علاقهمند بود؟
آنچه می گویم کاملا شخصی است، اما فکر می کنم اولین قدم از ناحیه کربن بود. زیرا کربن کلا موضعی دارد که تصور می کند که فلسفه های مادی مسلک غربی و گرایش های تند غربی زندگی را برای انسان دشوار کرده اند و آن را از ریشه های روحی اش جدا ساخته اند و لذا در جستجوی خود به دنبال این است که آیا در شرق راهی هست که بتوان پیدا کرد و چون علامه طباطبایی چهره ای روحانی و معنوی و بسیار بسیار اصیلی است، سعی می کند این را نزد او بیابد. علت دیگر این است که کربن به علامه طباطبایی توجه خیلی خاصی داشت به سبب شباهتی بود که میان افکار این نوع متفکران و بعضی از متفکران عرفانی غربی بود. یعنی یک نوع امکان تبادل فکر در حد اشراق و عرفان در مسائل معنوی بود. اگر چه کربن از منظر گفت و گوی عرفانی با علامه طباطبایی بحث می کرد اما فلسفه های سنتی نیز متضمن این بحثها بود. این دو در گفت گوهایشان اغلب یک نوع همرازی و همدلی با یکدیگر داشتند.
متن کامل مصاحبه را اینجا بخوانید.
#کریم_مجتهدی
#علامه_طباطبایی
@dialogeschool
@bashgahandishe
بازنشر از آکادمی مطالعات ایرانی لندن
به نظر شما چرا کربن تا این اندازه به این دیالوگ [ با علامه طباطبایی] علاقهمند بود؟
آنچه می گویم کاملا شخصی است، اما فکر می کنم اولین قدم از ناحیه کربن بود. زیرا کربن کلا موضعی دارد که تصور می کند که فلسفه های مادی مسلک غربی و گرایش های تند غربی زندگی را برای انسان دشوار کرده اند و آن را از ریشه های روحی اش جدا ساخته اند و لذا در جستجوی خود به دنبال این است که آیا در شرق راهی هست که بتوان پیدا کرد و چون علامه طباطبایی چهره ای روحانی و معنوی و بسیار بسیار اصیلی است، سعی می کند این را نزد او بیابد. علت دیگر این است که کربن به علامه طباطبایی توجه خیلی خاصی داشت به سبب شباهتی بود که میان افکار این نوع متفکران و بعضی از متفکران عرفانی غربی بود. یعنی یک نوع امکان تبادل فکر در حد اشراق و عرفان در مسائل معنوی بود. اگر چه کربن از منظر گفت و گوی عرفانی با علامه طباطبایی بحث می کرد اما فلسفه های سنتی نیز متضمن این بحثها بود. این دو در گفت گوهایشان اغلب یک نوع همرازی و همدلی با یکدیگر داشتند.
متن کامل مصاحبه را اینجا بخوانید.
#کریم_مجتهدی
#علامه_طباطبایی
@dialogeschool
@bashgahandishe
Telegraph
تعاملات معرفتی هانری کربن و علامه طباطبایی در گفتگو با دکتر کریم مجتهدی
باشگاه اندیشه کربن بر این باور است که نه فقط فلسفه های اسلامی ایرانی بعد از ابن رشد به پایان نرسیده بلکه از لحاظ معنوی و عرفانی یک شکوفایی فوق العاده داشته و مصداق بارز آن فرهنگ موجود در ایران است و افکار فردی مانند علامه طباطبایی جنبه زنده و حاضر فعلیت سنت…
👍2
Audio
«واقعیت» و «خود»
در کتابِ اصول فلسفه [و روش] رئالیسم
نوشتهٔ علامه محمدحسین طباطبایی
🎙دکتر علی اصغر مصلح
گفتاری در نسبتِ اندیشه علامه طباطبایی و فلسفه مدرن
چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۹
انجمن جامعه شناسی ایران
#علی_اصغر_مصلح
#علامه_طباطبایی
#خود
#وجود_اجتماعی
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
در کتابِ اصول فلسفه [و روش] رئالیسم
نوشتهٔ علامه محمدحسین طباطبایی
🎙دکتر علی اصغر مصلح
گفتاری در نسبتِ اندیشه علامه طباطبایی و فلسفه مدرن
چهارشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۹
انجمن جامعه شناسی ایران
#علی_اصغر_مصلح
#علامه_طباطبایی
#خود
#وجود_اجتماعی
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
👍1
Forwarded from باشگاه اندیشه
گزارش تصویری نشست
نگاهی به مسألهی فهم در حقیقت و روش اثر هانس گئورگ گادامر
با ارائهی
محمدرضا لبیب
سهشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲
در نشست نودویکم حکمت نامتناهی با همکاری مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه
#حکمت_نامتناهی #کاوشهایوجودی #مطالعات_دیالوگ #فهم #گادامر #باشگاه_اندیشه
@hekmatenamotanahi
@dialogeschool
@bashgahandishe
نگاهی به مسألهی فهم در حقیقت و روش اثر هانس گئورگ گادامر
با ارائهی
محمدرضا لبیب
سهشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲
در نشست نودویکم حکمت نامتناهی با همکاری مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه
#حکمت_نامتناهی #کاوشهایوجودی #مطالعات_دیالوگ #فهم #گادامر #باشگاه_اندیشه
@hekmatenamotanahi
@dialogeschool
@bashgahandishe
حکمت نامتناهی۹۱، نگاهی به مسئله فهم در حقیقت و روش، باشگاه اندیشه،…
فایل صوتی
نشست ۹۱ اُم حکمت نامتناهی
با عنوان
نگاهی به مسئلهی فهم در حقیقت و روش اثر گادامر
با ارائهی
محمدرضا لبیب
و گفتوگو با حضورِ
منصور براهیمی
محمدحسین قدوسی
راهیل قوامی
و...
سهشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲
با همکاری مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه
#حکمت_نامتناهی #کاوشهایوجودی #مطالعات_دیالوگ #فهم #گادامر #باشگاه_اندیشه
@hekmatenamotanahi
@dialogeschool
@bashgahandishe
نشست ۹۱ اُم حکمت نامتناهی
با عنوان
نگاهی به مسئلهی فهم در حقیقت و روش اثر گادامر
با ارائهی
محمدرضا لبیب
و گفتوگو با حضورِ
منصور براهیمی
محمدحسین قدوسی
راهیل قوامی
و...
سهشنبه ۲۶ دی ۱۴۰۲
با همکاری مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه
#حکمت_نامتناهی #کاوشهایوجودی #مطالعات_دیالوگ #فهم #گادامر #باشگاه_اندیشه
@hekmatenamotanahi
@dialogeschool
@bashgahandishe
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دکتر حمید طالبزاده از تفاوت مواجهه وجودی و مواجهه ماهوی با متن میگوید.
#طالب_زاده
#زمان
#تفسیر
#مطالعات_دیالوگ
باز نشر از خانه حکمت
@dialogeschool
@bashgahandishe
#طالب_زاده
#زمان
#تفسیر
#مطالعات_دیالوگ
باز نشر از خانه حکمت
@dialogeschool
@bashgahandishe
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸سرکوب تکثرات یا همنشین کردن آنها، کدام نتیجه بهتری دارد؟
▫️محمدمهدی مجاهدی در گفتوگو با #خبرآنلاین در میزگرد مسأله اصلی ایران که دیگر مدعوین آن میدری و زیدآبادی بودند، میان Government و Governence تمایز میگذارد، و میخواهد به این سوال پاسخ بدهد که مهمترین نقش حکمران در جامعهای که سلسلهمراتب ارزشی مختلف وجود دارد چیست و به عبارت دیگر در صورتی که هر بخشی از جامعه بیانگر یکی از سلسلهمراتب ارزشهای متفاوت است، چه باید کرد تا کمترین تضاد و بیشترین همزیستی میان آنان فراهم شود؟
▫️آیا سرکوب تکثرات نتیجه بهتری دارد یا همنشین کردن معقول آنها در کنار یکدیگر؟
@KhabarOnline_IR
@dialogeschool
@bashgahandishe
▫️محمدمهدی مجاهدی در گفتوگو با #خبرآنلاین در میزگرد مسأله اصلی ایران که دیگر مدعوین آن میدری و زیدآبادی بودند، میان Government و Governence تمایز میگذارد، و میخواهد به این سوال پاسخ بدهد که مهمترین نقش حکمران در جامعهای که سلسلهمراتب ارزشی مختلف وجود دارد چیست و به عبارت دیگر در صورتی که هر بخشی از جامعه بیانگر یکی از سلسلهمراتب ارزشهای متفاوت است، چه باید کرد تا کمترین تضاد و بیشترین همزیستی میان آنان فراهم شود؟
▫️آیا سرکوب تکثرات نتیجه بهتری دارد یا همنشین کردن معقول آنها در کنار یکدیگر؟
@KhabarOnline_IR
@dialogeschool
@bashgahandishe
👍1
بازآفرینی خویشتن: مواجههای فلسفی با تاریخنگاری هویت فرهنگی
نویسنده
حسین مصباحیان
https://doi.org/10.22051/hph.2019.25018.1334
چکیده
این مقاله با به پرسشکشیدن تاریخنگاری هویت فرهنگی نشان میدهد که هویت، سه سطح به هم پیوسته دارد: فردی، ملی (با شاخصۀ فرهنگی در دنیای امروز) و انسانی. در سطح نخست، فرد باید بتواند شمرده شود و شمردهشدن او یعنی آزادی ذهن و عمل و اراده. پس ازاینرو نخست باید در مقیاس فلسفی، مسئلۀ ذهن بنیادی (Subjectivity) یا خودمختاری – خودگردانی (Autonomy) انسان را حل کرد؛ بهنحویکه جامع امکان خود رهبری او و مانع ادعای خدایی او گردد. بدینمعنا که انسان باید واجد دلیری در بهکارگرفتن فهم خویش و مواجهۀ خودگردان با امور اطراف خود شود تا در فرایند بازآفرینی خویشتن ملی- فرهنگی مشارکت فعال و مؤثر داشته باشد. در سطح دوم ملت باید شمرده شود. شمردهشدن با خودشماری در درون مرزهای هویتی متفاوت است. در اولی، فرد یا ملت بهایندلیل شمرده میشود که گاه افزودهای بر تمدن بشری دارد یا نقشی که میتواند در چند ساحتیکردن انسان مدرن داشته باشد، در دومی بهدلیل نبود چنین مؤلفههایی، مدام خود را تکرار میکند، مدام به گذشتهاش پناه میبرد و از تمدنهایی که پدرانش ساختهاند، حرف میزند، غافل از اینکه اینها فقط در صورتی میتوانند شمرده شوند که منابعی برای بازآفرینی هویتی معاصر دانسته شوند. این مقاله دربارۀ نگرشی از هویت ملیفرهنگی بحث کرده است که تمایز ملیفرهنگی را در پیوند با اینهمانی انسانی قرار میدهد و مانع انحراف هویت به یکی از دو بیراهههای نسبیگرایی فرهنگی یا همهشمولی فرهنگ جهانی میشود، فرایندی که در این مقاله، چشمانداز سوم بحث هویت دانسته شده است.
#هویت #نسبی_گرایی #دیالوگ
@howiatschool
@dialogeschool
@bashgahandishe
نویسنده
حسین مصباحیان
https://doi.org/10.22051/hph.2019.25018.1334
چکیده
این مقاله با به پرسشکشیدن تاریخنگاری هویت فرهنگی نشان میدهد که هویت، سه سطح به هم پیوسته دارد: فردی، ملی (با شاخصۀ فرهنگی در دنیای امروز) و انسانی. در سطح نخست، فرد باید بتواند شمرده شود و شمردهشدن او یعنی آزادی ذهن و عمل و اراده. پس ازاینرو نخست باید در مقیاس فلسفی، مسئلۀ ذهن بنیادی (Subjectivity) یا خودمختاری – خودگردانی (Autonomy) انسان را حل کرد؛ بهنحویکه جامع امکان خود رهبری او و مانع ادعای خدایی او گردد. بدینمعنا که انسان باید واجد دلیری در بهکارگرفتن فهم خویش و مواجهۀ خودگردان با امور اطراف خود شود تا در فرایند بازآفرینی خویشتن ملی- فرهنگی مشارکت فعال و مؤثر داشته باشد. در سطح دوم ملت باید شمرده شود. شمردهشدن با خودشماری در درون مرزهای هویتی متفاوت است. در اولی، فرد یا ملت بهایندلیل شمرده میشود که گاه افزودهای بر تمدن بشری دارد یا نقشی که میتواند در چند ساحتیکردن انسان مدرن داشته باشد، در دومی بهدلیل نبود چنین مؤلفههایی، مدام خود را تکرار میکند، مدام به گذشتهاش پناه میبرد و از تمدنهایی که پدرانش ساختهاند، حرف میزند، غافل از اینکه اینها فقط در صورتی میتوانند شمرده شوند که منابعی برای بازآفرینی هویتی معاصر دانسته شوند. این مقاله دربارۀ نگرشی از هویت ملیفرهنگی بحث کرده است که تمایز ملیفرهنگی را در پیوند با اینهمانی انسانی قرار میدهد و مانع انحراف هویت به یکی از دو بیراهههای نسبیگرایی فرهنگی یا همهشمولی فرهنگ جهانی میشود، فرایندی که در این مقاله، چشمانداز سوم بحث هویت دانسته شده است.
#هویت #نسبی_گرایی #دیالوگ
@howiatschool
@dialogeschool
@bashgahandishe
hph.alzahra.ac.ir
بازآفرینی خویشتن: مواجههای فلسفی با تاریخنگاری هویت فرهنگی
این مقاله با به پرسشکشیدن تاریخنگاری هویت فرهنگی نشان میدهد که هویت، سه سطح به هم پیوسته دارد: فردی، ملی (با شاخصۀ فرهنگی در دنیای امروز) و انسانی. در سطح نخست، فرد باید بتواند شمرده شود و شمردهشدن او یعنی آزادی ذهن و عمل و اراده. پس ازاینرو نخست باید…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 کنشگران مرزی؛ طلایه داران گفتگو در ایران
نسخه صوتی
▫️تا چه میزان تصمیمات حاکمیت و قانونگذاری های کلان مطابق میل مردم است؟ اساسا اگر حاکمیت در تصمیم گیری هایش، زمینه و زمانه را نبیند، می تواند جامعه را با مطلوب های خود همراه کند یا جامعه واپس می زند؟
▫️مقصود فراستخواه استاد دانشگاه در گفتگو با برنامه نردبان اکو ایران توضیح می دهد که حاکمیت در ایران دچار ناهمزمانی است. به این معنا که قانونگذاری هایش همراستا با رفتارهای اجتماعی نیست و این قضیه میان ملت و دولت شکاف ایجاد می کند.
▫️از طرف دیگر امکان گفتگو میان جامعه و حاکمیت نیز چندان فراهم نیست، لذا باید کنشگران مرزی، مسیر شکل گیری گفتگو را فراهم آورند.
@ecoiran_webtv
@dialogeschool
@bashgahandishe
نسخه صوتی
▫️تا چه میزان تصمیمات حاکمیت و قانونگذاری های کلان مطابق میل مردم است؟ اساسا اگر حاکمیت در تصمیم گیری هایش، زمینه و زمانه را نبیند، می تواند جامعه را با مطلوب های خود همراه کند یا جامعه واپس می زند؟
▫️مقصود فراستخواه استاد دانشگاه در گفتگو با برنامه نردبان اکو ایران توضیح می دهد که حاکمیت در ایران دچار ناهمزمانی است. به این معنا که قانونگذاری هایش همراستا با رفتارهای اجتماعی نیست و این قضیه میان ملت و دولت شکاف ایجاد می کند.
▫️از طرف دیگر امکان گفتگو میان جامعه و حاکمیت نیز چندان فراهم نیست، لذا باید کنشگران مرزی، مسیر شکل گیری گفتگو را فراهم آورند.
@ecoiran_webtv
@dialogeschool
@bashgahandishe
👍1
دیگریشناسی
📝عبدالکریم رشیدیان*
در فلسفه مدرن رابطه «خود» و «دیگری» به صورت یک مساله فلسفی عمده مطرح میشود. موریس مرلوپونتی این مساله را اساسا غربی میداند. پدیدهشناسی هوسرل به عنوان فلسفهای «اگومحور» همه غیریتها را به خود تقلیل میدهد. لویناس با نقد دیدگاه هوسرل انحلال همه غیریتها در «خود» (اگو) را بنیان فلسفی رویکردی غیراخلاقی میداند. برای لویناس شرط اخلاق به رسمیت شناختن «دیگری» همچون موجودی قائم به ذات و تقلیل ناپذیر است. سارتر نیز با گسست از هوسرل در کتاب «هستی و نیستی» مینویسد: «ما دیگری را ملاقات میکنیم، او را تقویم (ارزیابی یا قیمت گذاری کردن) نمیکنیم.»
ژان فرانسوا لیوتار در کتاب «معارضه» در راستای اندیشه لویناسی تصویری سیاسیتر از رابطه میان خود و دیگری عرضه میکند. معارضه به مفهوم نزاعی است که هیچ قانون مورد پذیرش طرفین برای حل آن وجود ندارد. از این رو هیچ کلامی برای بیعدالتی و هیچ معیاری برای عدالت در دسترس نیست و این مسالهای لویناسی است. در اینجا با «رژیمهای گفتاری» ناهمسازی روبهرو هستیم که باید همانگونه که هستند و بدون کوشش در تحویل یا انحلال آنها به رسمیت شناخته شوند؛ اما فیلسوفان باید از رژیمهای گفتاری ستمدیدگاه جانبداری کنند و آنها را پژواک دهند.
بدینترتیب علیرغم دغدغههای مشابه، بر خلاف الگوی لویناس که گفتوگوست، الگوی لیوتار تریبونی برای توصیف امر سیاسی به عنوان نوعی جدالشناسی میان «خود» و «دیگری» است. در سالهای اخیر با ورود نظریهپردازان فمینیستی، زیست محیطی و فرهنگی به صحنه مفهوم «دیگری شناسی» ابعاد و زمینههای جدیدی یافته است؛ اما این مباحث دیرینه عمدتا بر اساس دو ترس متقابل سازمان یافته است: این ترس که دیگریِ از قبل تقویم شده خود را خرد کند و این ترس که «خودِ» تقویم کننده «دیگری» را جذب یا منحل کند.
فیلیپ فونتن در کتاب «مساله دیگری» مینویسد: «پس هنگامی که میگویم «من» نه تنها خودیتام را طلب میکنم، بلکه غیریتام و به رسمیت شناخته شدن این غیریت را نیز از سوی دیگران انتظار دارم. پس این غیریت، غیریت یک موناد (جوهر) در بسته در درونبودگیاش نیست، بلکه غیریت آزادیهایی است که میخواهند همانطور که هستند به رسمیت شناخته شوند نه در جدالی از آنگونه که پیروزیشان در شکستشان باشد، بلکه در گفتوگویی که هرکس دیگری را به مرتبه یک مخاطب و همگوهر ارتقا میدهد با این دغدغه که انسانیت مشترکشان را به رسمیت بشناسند.»
*مدخل «دیگری شناسی» کتاب «فرهنگ پسامدرن» تالیف دکتر عبدالکریم رشیدیان/نشر نی
#دیالوگ #دیگری_شناسی #دیگری
#عبدالکریم رشیدیان #فرهنگ پسامدرن
#مطالعات_دیالوگ #باشگاه_اندیشه
@dialogeschool
@bashgahandishe
📝عبدالکریم رشیدیان*
در فلسفه مدرن رابطه «خود» و «دیگری» به صورت یک مساله فلسفی عمده مطرح میشود. موریس مرلوپونتی این مساله را اساسا غربی میداند. پدیدهشناسی هوسرل به عنوان فلسفهای «اگومحور» همه غیریتها را به خود تقلیل میدهد. لویناس با نقد دیدگاه هوسرل انحلال همه غیریتها در «خود» (اگو) را بنیان فلسفی رویکردی غیراخلاقی میداند. برای لویناس شرط اخلاق به رسمیت شناختن «دیگری» همچون موجودی قائم به ذات و تقلیل ناپذیر است. سارتر نیز با گسست از هوسرل در کتاب «هستی و نیستی» مینویسد: «ما دیگری را ملاقات میکنیم، او را تقویم (ارزیابی یا قیمت گذاری کردن) نمیکنیم.»
ژان فرانسوا لیوتار در کتاب «معارضه» در راستای اندیشه لویناسی تصویری سیاسیتر از رابطه میان خود و دیگری عرضه میکند. معارضه به مفهوم نزاعی است که هیچ قانون مورد پذیرش طرفین برای حل آن وجود ندارد. از این رو هیچ کلامی برای بیعدالتی و هیچ معیاری برای عدالت در دسترس نیست و این مسالهای لویناسی است. در اینجا با «رژیمهای گفتاری» ناهمسازی روبهرو هستیم که باید همانگونه که هستند و بدون کوشش در تحویل یا انحلال آنها به رسمیت شناخته شوند؛ اما فیلسوفان باید از رژیمهای گفتاری ستمدیدگاه جانبداری کنند و آنها را پژواک دهند.
بدینترتیب علیرغم دغدغههای مشابه، بر خلاف الگوی لویناس که گفتوگوست، الگوی لیوتار تریبونی برای توصیف امر سیاسی به عنوان نوعی جدالشناسی میان «خود» و «دیگری» است. در سالهای اخیر با ورود نظریهپردازان فمینیستی، زیست محیطی و فرهنگی به صحنه مفهوم «دیگری شناسی» ابعاد و زمینههای جدیدی یافته است؛ اما این مباحث دیرینه عمدتا بر اساس دو ترس متقابل سازمان یافته است: این ترس که دیگریِ از قبل تقویم شده خود را خرد کند و این ترس که «خودِ» تقویم کننده «دیگری» را جذب یا منحل کند.
فیلیپ فونتن در کتاب «مساله دیگری» مینویسد: «پس هنگامی که میگویم «من» نه تنها خودیتام را طلب میکنم، بلکه غیریتام و به رسمیت شناخته شدن این غیریت را نیز از سوی دیگران انتظار دارم. پس این غیریت، غیریت یک موناد (جوهر) در بسته در درونبودگیاش نیست، بلکه غیریت آزادیهایی است که میخواهند همانطور که هستند به رسمیت شناخته شوند نه در جدالی از آنگونه که پیروزیشان در شکستشان باشد، بلکه در گفتوگویی که هرکس دیگری را به مرتبه یک مخاطب و همگوهر ارتقا میدهد با این دغدغه که انسانیت مشترکشان را به رسمیت بشناسند.»
*مدخل «دیگری شناسی» کتاب «فرهنگ پسامدرن» تالیف دکتر عبدالکریم رشیدیان/نشر نی
#دیالوگ #دیگری_شناسی #دیگری
#عبدالکریم رشیدیان #فرهنگ پسامدرن
#مطالعات_دیالوگ #باشگاه_اندیشه
@dialogeschool
@bashgahandishe