مدرسهٔ مطالعات دیالوگ‌ | باشگاه‌اندیشه
437 subscribers
324 photos
33 videos
39 files
274 links
تماس:
@labibreza
Download Telegram
گزارش تصویری نشست دوم مواجهات

با عنوانِ
زیستن در موقعیتِ مرزی

در گفت‌وگو با دکتر هادی خانیکی
و میزبانی محمدرضا لبیب

دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲
به‌همت مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه

#مطالعات_دیالوگ #هادی_خانیکی #مواجهات #موقعیت_مرزی #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
ادای احترام به رالز
تامس نیگل
ترجمه‌ی جواد حیدری

بازنشر از کانال عقل آبی

توضیح مترجم: «تامس نیگل در مهرماه امسال کتابی منتشر کرده است به اسم «فلسفه‌ی تحلیلی و زندگی انسانی» [=Analytic Philosophy and Human Life]. این کتاب پنج بخش دارد: ۱) مرگ و زندگی؛ ۲) اخلاق‌شناسی؛ ۳) روان‌شناسی اخلاق؛ ۴) واقعیت؛ ۵) ادای احترام (Tributes). در بخش ادای احترام نیگل به متفکرانی می‌پردازد که در طول بیش از ۶۰ سال فلسفه‌ورزی‌اش رابطه‌ی عمیق عاطفی داشتند مثل رالز، نازیک، دورکین، دیویدسن و ... . در مورد استادش رالز می‌گوید:

در ترم بهار ۱۹۵۵ اولین درسم را با جان رالز به‌عنوان دانشجوی سال اولی گذراندم. در آن زمان او مجبور بود با لکنت‌زبان جدی دست‌وپنجه نرم کند، که سال‌ها بعد تا حد زیادی برطرف شد. این لکنت‌زبان باید تدریس را برای او دشوار کرده باشد، اگرچه شاید به این کار آمده باشد که با پیوند او و دانشجویانش در یک اضطراب مشترک نظرها را بیشتر جلب خود کرده باشد.

ولی، این تنها جنبه‌ای بود که او در آن به نظر آسیب‌پذیر می‌آمد. در طی چهل و هشت سال بعد، اگرچه همواره دانشجوی او بودم، با هم دوست و رفیق نیز شدیم. اما باید بگویم که من هرگز دوست دیگری این‌قدر متفاوت از خودم نداشتم که بالاترین تحسین و علاقه به او با این احساس درهم آمیخته شده باشد که او از سطح کاملاً متفاوتی از انسانیت به وجود آمده است.

درباره‌ی ویژگی شخصی او صحبت می‌کنم نه دستاوردهای او، اگرچه این دو به‌هم مرتبط‌اند. هر کسی که جک را می‌شناخت از خلوص و رهایی او از هوای نفسانی متأثر می‌شد، اما این ویژگی او فراسوی فضیلت بود: امیدوارم موجب سوتفاهم نشود اگر بگویم که احساس غالب من از جک این است که او اشراف‌زاده‌ی طبیعی بود.

البته او عمیقاً برابری‌طلب و دموکرات بود که زندگی بسیار ساده‌، حتی زاهدانه‌ای داشت، غالباً ژنده‌پوش بود، و دیناری خرج خودش نکرد. نوعی اتکای به‌نفس و دوری‌گزینی درونی داشت که علی‌رغم تواضع واقعی‌ و ابراز منظم عدم‌قطعیت‌اش [در مسائل مختلف] بالاتر از همه‌ی ما بماند. چیزی متکی به خود در او وجود داشت که تنها می‌توانم آن را اشرافی توصیف کنم. اگرچه او از تعارض کناره می‌گرفت و سنجیدگی ظریفی در رفتار داشت، به نظر نمی‌رسید که نیازی به تأیید دیگران داشته باشد. و واکنش‌های اخلاقی و اجتماعی او سطحی از فرهیختگی را نشان می‌دهد که خارج از شعاع رفتارهایی بود که به آن‌ها خوگر شده بودم. مثلاً، اعتقاد دارم که او هرگز برای بورس تحقیقاتی با بوجه‌ی فدرال درخواست نداد، چون اعتقاد نداشت که دولت باید از تلاش‌های افرادی مانند او حمایت کند—اگرچه او البته برای دیگران توصیه‌نامه می‌نوشت.

همه‌ی این‌ها باعث می‌شد که دشوار باشد مسیر ظریفی را از سر بگذارنیم که در آن دانشجو و معلم دوست شوند. چنین فرایندی هرگز ساده نیست، اما در این مورد از جانب من چنین فرایندی پیچیده بود: شکاف شخصیتی عظیمی را احساس می‌کردم بین جوان جویای نام و بی‌ملاحظه و دست‌وپاچلفتی‌ای که من باشم و شخصیت نجیب و متکی به خود رالز که او را بسیار بسیار تحسین و ستایش می‌کردم. هر کاری می‌کردم نمی‌توانستم خودم را از چشم او به‌عنوان بربری مضحک نبینم.

به مرور زمان نرم‌نرمک دریافتم که او از دیگران نمی‌خواهد که مثل خودش عاری از تکبر و رذیلت‌های از این دست باشند، اما من همیشه در معنویت فطری او معیاری می‌دیدم که از طریق آن می‌توانستم محدودیت‌هایم را بسنجم، حتی اگر او این طور نمی‌خواست. نمی‌دانم که او به این صورت روی دیگران تأثیر می‌گذاشت یا نه؛ کاملاً احساس می‌کنم که او از این نوع دسترس‌ناپذیری که ارائه می‌کرد خبر نداشت، چون مطمئن بود که چنین خلوصی در دسترس همگان قرار دارد. مهم است بدانیم که او بینش اخلاقی کانت را «اشرافیت همگان» توصیف می‌کرد.

به نظرم، ذات جک به‌ بهترین نحوی در جملات زیبا و پایانی کتاب نظریه‌ای درباب عدالت بیان شده است که برای بسیاری از شما آشناست:
منظر ابدیت منظری از مکان خاصی فراسوی جهان یک موجود متعالی نیست، بلکه شکلی از تفکر و احساس است که اشخاص عقلانی می‌توانند در درون این جهان به خود بگیرند. و با انجام چنین کاری، آن‌ها می‌توانند، فارغ از نسل‌شان، همه‌ی منظرهای فردی را در طرحی واحد گرد آورند و با یکدیگر به اصول نظام‌بخشی دست یابند که هر کس می‌تواند با پیروی از آن‌ها از چشم‌انداز خاص خود تأییدشان کند. خلوص قلب، اگر بتوان به آن دست یافت، این است که از این دیدگاه به‌طور واضح امور را دریابیم و با رضایت خاطر و خویشتن‌داری عمل کنیم.


@sedigh_63
@bashgahandishe
.
سرشتِ گفت‌وگویی فلسفه و معمای عقیم‌ماندن فلسفه‌ورزی در ایران معاصر

📝محمدرضا لبیب
دبیر مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه

به‌مناسبت روز جهانی فلسفه و همزمانیِ آن با سالگرد درگذشتِ علامهٔ طباطبایی

عموما «فلسفه» را با کلیدواژه‌هایی همچون «پرسش و نقادی» به یاد می‌آوریم، اما جست‌وجوی «فلسفه» در عام‌ترین معنای خود در تاریخِ شکل‌گیری‌اش نشان می‌دهد که این مفهوم در بنیادهای تاریخی خود کمابیش همواره ناظر به «نسبت‌ها» بوده است.

ادامه متن را در اینستنت‌ویو بخوانید.

#مطالعات_دیالوگ #طباطبایی #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
@Dialogeschool
.
👍1
تفاوت گفت‌وگوی مدرن با دوران کلاسیک

سیدصادق حقیقت، محقق حوزوی و استاد علوم سیاسی دانشگاه مفید معتقد است پیش نیازهای گفت‌وگو در گفتمان کلاسیک با پیش نیازهای گفت‌وگو در گفتمان مدرن متفاوت است.

شفقنا نوشت: «این روزها مجدداً ضرورت گفت و گو در سطوح مختلف ملی و سیاسی مورد توجه قرار گرفته است. اگر بخواهیم به عمق مساله بپردازیم، به عنوان سؤال اول آیا مفهوم گفت‌وگو در دوران قدیم و جدید تفاوتی دارد؟

گفت‌وگو یک مفهومی است که از 2500 سال پیش در زمان سقراط، افلاطون و ارسطو سابقه دارد و چون افلاطون معتقد بود که به عالم مثل راه پیدا کرده و هر فیلسوفی که به درستی فلسفه بداند به آن عالم راه پیدا می‌کند، با گفت‌وگو می‌تواند دیگران را برای یافتن حقیقت تشویق و ترغیب کند. بنابراین، گفت‌وگو در یونان باستان به معنای ابزاری برای کشف حقیقت است. یک نقطه مثبت که در گفت‌وگوی یونان وجود دارد، این است که دو طرف حاضر به صحبت کردن با هم و شنیدن سخنان یکدیگر هستند و سقراط و افلاطون علیرغم مقامی که داشتند، گفت‌وگو می‌کنند. به طور کلی گفت‌وگو در تاریخ فلسفه سیاسی ریشه مند است. به طور کلی، منطق و ارجاع به کتاب یا متن در مقابل خطابه (سخنرانی، دعوا و شعار) قرار می‌گیرد (logic vs. rhetoric).

در دوران مدرن گفت‌وگو تفاوتی با دوران کلاسیک پیدا کرده است. تفاوت اصلی گفت‌وگو در دوران مدرن و کلاسیک این است که فرض دوران مدرن این است که انسان‌ها با هم برابر هستند و برای یافتن حقیقت و اجماع و توافق بر سر حقیقت با هم گفت‌وگو می‌کنند. بنابراین، در گفتمان یا پارادایم کلاسیک حقیقت کشف شدنی بود، و در دوران مدرن، امری برساخته. مثلاً افلاطون به عالم مثل دسترسی دارد و حقیقت را کشف کرده و دوست دارد که دیگران هم بتوانند به آن عالم راه پیدا کنند، اما در دوران مدرن گفت‌وگو ابزاری برای تحقق اجماع است؛ چه در گفتمان چپ باشد مثل یورگن هابرماس و چه در گفتمان راست فکری و لیبرالیسم باشد مثل جان راولز. در هر دو مدل، گفت‌وگو برای تحقق اجماع و توافق بر سر مسائل سیاسی و اجتماعی است.

یک دولت اسلامی- مانند جمهوری اسلامی ایران- به کدام نحله گفت‌وگویی تعلق دارد؟ یا به عبارتی، به گفتمان گفت‌وگوی کلاسیک روی آورده یا گفتمان کلاسیک مدرن را در پیش گرفته است؟

ادامه‌ی مطلب را در اینستنت‌ویو بخوانید.

بازنشر از انصاف‌نیوز

#بازنشر #مطالعات_دیالوگ #دیالوگ #گفت‌وگو #حقیقت #باشگاه_اندیشه
@Dialogeschool
@bashgahandishe
.
💢 تفنگ و گل باطل‌نمای گفت‌وگو

کارل پوپر می‌گفت: «با کسی که ترجیح می‌دهد به‌جای آن‌‌که در بحث با شما مجاب شود، شما را به گلوله ببندد، نمی‌توان گفت‌وگوی عقلانی راه انداخت.»

▫️به این معناست که گفت‌وگوی عقلانی و عمومی، لوازم و پیش‌شرط‌های خودش را دارد، حدّ و مرزهایی دارد، چارچوبی دارد که به آن تن داد؛ یعنی “چارچوب عقل” که پادزهر خشونت و قهر است.

▫️همچنان که مدارا و آزادی هم حدود خودشان را دارند، گفت‌وگو هم چنین است. گفت‌وگوی نامحدود و بی‌چارچوب، در واقع باطل‌نمای گفت‌وگوست؛ نامعقول، تصنّعی و زائد است.

▫️در چارچوب عقل، آنچه بر گفت‌وگو مقدّم است، حقِّ برابر شهروندان است. همه‌ی طرف‌های گفت‌وگو باید از حقّ برابر برخوردار باشند و همه‌ی طرف‌ها به حقوق بنیادین یکدیگر حرمت نهند؛ چه حقّ حیات و زندگی باشد که طبیعی‌ترین حقّ افراد است، چه حقّ امنیّت، و چه حقّ آزادی.

▫️حقّ آزادی دربرگیرنده‌ی همه‌ی آزادی‌های اساسی برابر است؛ آزادی عقیده، آزادی وجدان، آزادی انتخاب، آزادی بیان، آزادی شخصی، آزادی سیاسی، آزادی دارایی.

▫️پس، گفت‌وگو میان طرف‌های مُحقّ و آزاد است در جامعه‌ی باز. بدون این حقوق و بدون این آزادی، و در جامعه‌ی بسته، گفت‌وگو نمی‌توان کرد. گفت‌وگو پرتاب کلمات و اندیشه‌هاست نه پرتاب گلوله‌ها و آتش‌ها.

▫️همچنان که پوپر گفت، با کسی که با تفنگ در برابر ما ایستاده است و آماده‌ی شلّیک گلوله است، نمی‌توان گفت‌وگو کرد. چون گفت‌وگو میان زنده‌هاست نه مرده‌ها.

▫️با کسی که ما را به سبب مخالفت و انتقاد راهی زندان می‌کند، اندیشه‌ی ما را کنترل می‌کند، بیان ما را سانسور و محدود می‌کند و به‌دنبال تحمیل عقیده و ایدئولوژی خودش بر عقاید ما و تحمیل سبک زندگی خودش بر زندگی ماست، نمی‌توان گفت‌وگو کرد. این پارادوکس گفت‌وگوست.

▫️جبّاریّت سزاوار گفت‌وگو نیست. دشمن آزادی و حقّ، داعیه‌ی گفت‌وگو نمی‌تواند داشته باشد. دعوت به گفت‌وگو می‌کنند، در همان حال که خون‌های پاک بسیار بر زمین جاری‌ست و کالبدهایی که از روح و جان خالی‌ست؛
درحالی که دست‌هایشان بر ماشه و تفنگ‌هایشان آماده‌ی شلّیک است؛
درحالی که زندان‌ها پُر می‌شوند.

بازنشر از جوش دریا

#بازنشر #مطالعات_دیالوگ #دیالوگ #رضا_زمان #باشگاه_اندیشه
@Dialogeschool
@bashgahandishe
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به فکر دیگران باش (فكّر بغيرك)
شعر و صدای محمود درویش

بازنشر از قدح‌های نهانی

هنگامی که صبحانه‌ت را حاضر می‌کنی،
به دیگران فکر کن
(غذای کبوتران را از یاد مبر)

هنگامی که به جنگ می‌روی،
به دیگران فکر کن
(از یاد مبر آنان را که در جست‌وجوی صلح‌ اند)

هنگامی که قبض آب را می‌پردازی،
به دیگران فکر کن
(آنانی که برای نوشیدن تنها ابرها را دارند)

هنگامی که به خانه، خانۀ خود، برمی‌گردی،
به دیگران فکر کن
(از یاد مبر مردمانی را که خانه در خیمه‌ها دارند)

هنگام خوابیدن و شمردن ستاره‌ها،
به دیگران فکر کن
(مردمانی که جایی برای خواب ندارند)

هنگامی که خود را با استعاره‌ها رهایی می‌بخشی،
به دیگران فکر کن
(کسانی که حق سخن گفتن از آنان گرفته شده)

هنگامی که به دیگرانِ دور فکر می‌کنی،
به خویشتن فکر کن
(و بگو: ای کاش شمعی باشم در تاریکی)

#بازنشر #مطالعات_دیالوگ #باشگاه_اندیشه

@dialogeschool
@bashgahandishe
مُحبت درست نشود،
مَگر میانِ دو تن؛
که یکی، دیگری را گوید: ای مَن….

#تذکره_الاولیا
#دیگری
#مطالعات_دیالوگ

@dialogeschool
@bashgahandishe
«هایدگر نخستین مشخصه‌ی ذاتیِ «گفتن» را «شنیدن» و «خموش ماندن» می‌داند، و نه سخن‌پردازی درباره‌ی این یا آن چیز. در این‌جا نیز هایدگر تمایل عادی و همیشگی ما و حتی گرایش زبان‌شناختی ما به اولی دانستن عمل سخن‌گویی (سبک کلام، گفت‌وگو) را معکوس می‌کند. فهمیدن همان شنیدن است. به عبارت دیگر، نخستین رابطه‌ی فرد با کلام، نه عرضه که دریافت آن است. «شنیدن سازنده‌ی گفتار است.» این اولویت شنیدن، نشانگر رابطه‌ی بنیادین کلام با گشودگی [آدمی] نسبت به جهان و دیگران است.»

پل ریکور، «رسالت هرمنوتیک»
در دیوید ک. هوی، حلقه‌ی انتقادی، ترجمه‌ی مراد فرهادپور، تهران، انتشارات روشنگران، ۱۳۷۸، صص. ۳۴-۳۵

منبع : کانال آن‌سو


#هایدگر #ریکور #شنیدن
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
«خویشتنِ حقیقی» (Self) همانا ارتباط است؛ بی‌هیچ رابطه‌ای خویشتنی نیز وجود نخواهد داشت. زمانی که خویشتن، خود را در آینه‌های بی‌شماری منعکس می‌کند واقعا وجود دارد و ریشه می‌یابد. با ساختن کلبه‌ای بر بالای قله‌ی «اِورست» و تنها در آن به مراقبه نشستن نمی‌توانید خود را بشناسید؛ این‌گونه تنها با خیالات و اوهام خویش ملاقات خواهید کرد، و این به معنای فردیت یافتن نیست. در چنین شرایطی شما تنهایید و خویشتنِ حقیقی‌ شما پنهان است. خویشتن شما در رفتار و کردارتان تجلی می‌یابد؛ نه در آن‌چه که می‌پندارید هستید، بلکه در آن‌چه انجام می‌دهید. و هر زمان سخن از عملکرد ماست، مسئله ارتباط‌ با دیگران است.


کارل گوستاو یونگ


#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
👍1👎1
Rewend - HAWNIYAZ
Kayhan Kalhor, Aynur, Cemil Qocgiri & Salman Gambarov
هاونیاز (HAWNIYAZ)
به معنی «با هم بودن» یا «برای یکدیگر»
موسیقی فولکلور کردی
گویش کرمانجی
صدای آینور دوغان
آهنگ‌سازی کیهان کلهر

#هم
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
🔥1
کارنامهٔ مدرسهٔ مطالعات دیالوگ باشگاه‌اندیشه
رویدادها و کلاس‌ها | شروع : بهار ۱۴۰۱

معرفی مدرسهٔ مطالعات دیالوگ

امکان و امتناع گفت‌وگو در ایران/هادی خانیکی

پرونده اختلاف نظر/تابستان ۱۴۰۱ :

اطلاعیه پرونده اختلاف نظر
درباره پرونده اختلاف نظر


نشست اول :
آشنایی با مفاهیم«معرفت شناسی اختلاف نظر »/ دکتر غزاله حجتی
چکیده نشست / صوت / گزارش مکتوب

نشست دوم :
شواهدِ واحد می‌توانند رویکرد های باوری متفاوتی را موجه کنند/ دکتر محسن زمانی
چکیده نشست / متن مقاله / صوت / گزارش مکتوب

نشست سوم :
شواهدِ واحد نمی‌توانند رویکرد های باوری متفاوتی را موجه کنند/ دکترمحمود مروارید
چکیده نشست / متن مقاله / صوت / گزارش مکتوب

نشست چهارم :
چکیده ارائه خویشتن‌داری معرفتی در مواجهه با اختلاف‌نظر سیاسی:بررسی نظرات رالز و نیگل /دکتر جواد حیدری /گزارش نشست/صوت

نشست پنجم
چکیده ارائه اختلاف‌نظر فلسفی دینی و توافق سیاسی: نگاهی به لیبرالیسم سیاسی جان رالز / دکتر حسین هوشمند /گزارش نشست / صوت

نشست ششم
اختلاف‌‌نظر و نسبی‌گرایی/دکتر حسین شیخ‌رضایی/چکیده/صوت/مقاله مرجع/گزارش نشست

نشست هفتم
اختلاف‌نظر آنتیگونه و کرئون: بازسازی اجتماعی یا تخریب؟/دکتر ابراهیم آزادگان/چکیده/صوت/فایل ارائه

نشست هشتم
نگاهی به اختلاف نظر در سنت فکری ایرانی در آیینه ادب فارسی/اردشیر منصوری/چکیده/صوت/



سنت،عقلانیت و روایت از نگاهِ مک اینتایر /۲جلسه/ منصور براهیمی،محمدرضا لبیب

پادکست تمهیدات همراه با علی‌اصغر مصلح|
۱۹ اپیزود


نجاتِ گفت‌وگو|شرایطِ امکان دیالوگ /علی‌اصغر مصلح

عین القضات در گفت‌وگو /صبا فدوی، جواد میری، علیرضا تقوی، میلاد دخانچی، محمدرضا لبیب

خود در آینهٔ دیگری | راضیه زینلی

درآمدی بر تفکر نقادانه| هومن پناهنده

در جست‌وجوی معنای زندگی|غزاله حجتی

ترجمه و تحلیل مقالهٔ «نگاهِ عقلانی به سنت:نوشتهٔ کارل پوپر»|هومن پناهنده


نقادی علیهِ نقادی |محمد مهدی مجاهدی

الهیاتِ بخشش|رسول رسولی‌پور ۶جلسه

پروندهٔ گفت‌وگو هم مسأله و هم راه حل:

گفت‌وگو هم مسأله و هم راه‌حل|هادی خانیکی

روشنفکران ایرانی و مسالهٔ گفت‌وگو|هادی خانیکی

درنگی در امکان کنش مرزی در این روزها|مقصود فراستخواه، هادی خانیکی

گشودگی به دیگری در بستر سنت |محمدرضا لبیب

تخاصم گفتمان ها و تصویر مبهمِ گفت‌وگو|علی الهی خراسانی

تاملی در نواندیشی دینی در ایران|عبدالکریم سروش،مصطفی ملکیان،امیر مازیار، حسین هوشمند

دوره‌ی درآمدی به آداب گفت‌وگوی انتقادی:
بر اساس «في آداب البحث والمناظرة»
رساله‌ای از احمد طاشکبری‌زاده

درآمدی به تفکر نقادانه ۲|هومن پناهنده

مواجهه دیالوگی با زیستن در متن تناقض ها|هادی خانیکی

مجلس محاکات، تاملی در آئینِ عزا | امیر مازیار

درنگی در سیمای میمه سیس در تاریخِ اندیشه |محمدرضا لبیب

مفهومِ باستانی در دنیای پل ریکور|منصور براهیمی

پروندهٔ مواجهات ۲ جلسه :

نشستِ نخست: سیرِ انفسی در آفاقِ اندیشه | اسدالله رحمان‌زاده

نشستِ دوم: زیستن در موقعیتِ مرزی | هادی خانیکی

سرشت گفت‌وگویی فلسفه و معمای عقیم‌ماندن فلسفه ورزی در ایران| محمدرضا لبیب

رسالۀ عملیه/ مذاکرۀ روحی / محمدحسین قدوسی

نگاهی به مسالۀ "فهم" در حقیقت و روش / محمدرضا لبیب

پرسش و گفت‌وگو / محمدرضا لبیب

سنت، بازی و نامتناهی در اندیشۀ گادامر / محمدرضا لبیب

الهبات رخداد/ سه جلسه/ رسول رسولی‌پور

جایگاه کارگران در ساختمان صلح اجتماعی / محمد مالجو، پرویز صداقت، احمد بخارایی، بیتا مدنی

قرآن، هرمنوتیک و باطن/ محمد هادی گرامی، احمد بستانی، فدایی مهربانی

همگرایی حوزه‌های معرفت بشری / محمدحسین قدوسی

مساله دانشگاه در ایران/ هادی خانیکی، مقصود فراستخواه، لیلا فلاحتی

ما و عطار / نشست نخست / محمدرضا بهشتی، محمدرضا لبیب

درآمدی بر هرمنوتیک بایبلی معاصر / فاطمه توفیقی،نسیم حسنی

آشنایی با اندیشه‌های آلن واتس/ رسول رسولی‌پور

آشنایی با مبانی زبان‌شناسی اجتماعی / شیدا احمدی

گفت‌وگو دربارۀ کتاب روایت و کنش جمعی/ الهام شوشتری‌زاده، زهرا رهایی، فخرالسادات محتشمی‌پور، محمدرضا لبیب

ما و عطار / نشست دوم / علیرضا خطیب‌زاده، محمدمهدی فلاح

دستور زایشی- گشتاری؛ یک بررسی اجمالی / شیدا احمدی

امکان آفرینش در با هم بودن/ خبرآنلاین/محمدرضا لبیب

دموکراتیزه کردن تکنولوژی/ احسان ارضروم چیلر

بی نهایت راه به سوی بی نهایت واقعیت/ منصور براهیمی

ما و عطار /نشست سوم/ زهره معماری، نرگس زارع‌زاده

#مطالعات_دیالوگ
#دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
👍3
مدرسهٔ مطالعات دیالوگ‌ | باشگاه‌اندیشه pinned «سرشتِ گفت‌وگویی فلسفه و معمای عقیم‌ماندن فلسفه‌ورزی در ایران معاصر 📝محمدرضا لبیب دبیر مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه به‌مناسبت روز جهانی فلسفه و همزمانیِ آن با سالگرد درگذشتِ علامهٔ طباطبایی عموما «فلسفه» را با کلیدواژه‌هایی همچون «پرسش و نقادی» به…»
مدرسهٔ مطالعات دیالوگ‌ | باشگاه‌اندیشه pinned «کارنامهٔ مدرسهٔ مطالعات دیالوگ باشگاه‌اندیشه رویدادها و کلاس‌ها | شروع : بهار ۱۴۰۱ معرفی مدرسهٔ مطالعات دیالوگ امکان و امتناع گفت‌وگو در ایران/هادی خانیکی پرونده اختلاف نظر/تابستان ۱۴۰۱ : اطلاعیه پرونده اختلاف نظر درباره پرونده اختلاف نظر نشست اول…»
درباره‌ی «عید/جشن» و زمانمندی‌اش

به قلمِ ژان گروندن
ترجمه محمدرضا حسینی بهشتی و مسعود حسینی

عید همیشه از طریقِ زمان‌مندیِ خاصي مشخص می‌شود که ما از جای خود برکنده و به درونِ آن کشیده می‌شویم: هر عیدي برای زمانِ معیني ظاهر می‌شود که عیدانه است و همه‌ی کساني که در آن سهیم‌ می‌شوند به حال و هوایي عیدانه ارتقا می‌یابند، و در بهترین حالت: به نحوي عیدانه دگرگون می‌شوند. بنابراین، جزوِ ذاتِ عید است که زماني یا مکاني خصوصیتِ عیدانه دارد. این واقعیت خودش را به‌نحوي نمونه‌وار در عودِ¹ عید نشان می‌دهد. با این حال، چنان‌که گادامر به‌درستی ملاحظه می‌کند، چنین نیست که عیدي که عود می‌کند چون در یک ترتیبِ زمانی قرار گرفته است عید خوانده شود، بلکه به‌عکس، خودِ نظمِ زمانی از طریقِ عود عیدها پدید می‌آید.

ادامه را در اینستنت‌ویو بخوانید.

منبع متن

ژان گروندن، از هایدگر تا گادامر، ترجمه‌ی سید محمدرضا حسینی بهشتی و سید مسعود حسینی (تهران، نی: ۱۳۹۹)، صص ۱۵۳-۱۵۵.

#مطالعات_دیالوگ #جشن #بازی #گادامر #هایدگر #ژان_گروندن #عید
@dialogeschool
@bashgahandishe
.
👍2
Dialogue is really aimed at going into the whole thought process and changing the way the thought process occurs collectively. We haven't really paid much attention to thought as a process. We have engaged in thoughts, but we have only paid attention to the content, not to the process.

David Bohm


هدف گفت‌وگو در واقع ورود به کل فرآیند اندیشه و تغییر روشی است که در فرآیندِ جمعی اندیشیدن رخ می‌دهد.

ما واقعاً به اندیشه به عنوان یک «فرآیند» توجه زیادی نکرده‌ایم.
ما درگیرِ «اندیشه‌ها» بوده‌ایم، اما فقط به فرآورده توجه کرده‌ایم، نه به فرآیند.

#مطالعات_دیالوگ #دیوید_بوهم #باهم_اندیشیدن
@dialogeschool
@bashgahandishe
.
👍31
رواداری در اسلام
به مناسبت دهم دی، سالگرد درگذشتِ مرحوم دکتر فلاطوری

📝عبدالجواد فلاطوری؛ ترجمه سیدمحمدباقر تلغری‌زاده

بازنشر از زیتون

*اشاره
متن زیر ترجمه یکی از سخنرانی های مرحوم استاد عبد الجواد فلاطوری است، که متاسفانه تاریخ دقیق آن معلوم نیست. این متن به مناسبت بیست و چهارمین سالگرد درگذشت آن مرحوم از کتابی به نشانی زیر برگرفته شده است:

Prof. Dr. A. Falaturi: Dialog zwischen Christentum und Islam, Islamische Akademie Deutschland, 2. Auflage, S.58-65, Hamburg 2002.
سیدمحمدباقر تلغری‌زاده


من نمی خوام این سخنرانی را به عنوان یک مسلمان ایراد کنم، یعنی قصدم ادای شهادتین و بیان چکیده ای از اصول عقاید [مسلمانی] نیست، بلکه بر آنم تا با توجه به موضوع سخنمان، همچون یک ناظر خارجی [و بی طرف و با نگاهی برون دینی ] قرآن و دیگر منابع اسلام را مورد توجه قرار دهم و درباره آنها اندیشه و تامل کنم.

ادامه را در اینستنت‌ویو بخوانید.

#بازنشر #فلاطوری #رواداری #اسلام #فلسفه #باشگاه_اندیشه
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
.
👍1