Forwarded from حکمت نامتناهی
حکمت نامتناهی/نشست ۸۲ ام
«میمهسیس»
نشستِ چهارم:
مفهومِ باستانی در دنیای پل ریکور
ارائه:
منصور براهیمی
سه شنبه
۰۹ آبان ۱۴۰۲
ساعت ۱۶
#میمهسیس #محاکات #کاوشهای_وجودی
#حکمت_نامتناهی
@hekmatenamotanahi
@bashgahandishe
«میمهسیس»
نشستِ چهارم:
مفهومِ باستانی در دنیای پل ریکور
ارائه:
منصور براهیمی
سه شنبه
۰۹ آبان ۱۴۰۲
ساعت ۱۶
#میمهسیس #محاکات #کاوشهای_وجودی
#حکمت_نامتناهی
@hekmatenamotanahi
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه برگزار میکند:
مواجهات؛
عنوان مجموعهای از نشستها و قرارهاست که
بناست مواجههٔ وجودی با دستاوردهای دیگران داشته باشیم.
دستاوردهایی که عمدتاً ناشی از نگاهی بلاواسطه به متن زندگی بوده است.
مقصود اصلی این قرارها، دیدار با «خویشتن» برای سیر محاکمه انفسی از رهگذرِ دیالوگ با «دیگری» است.
نشستِ نخست: سیرِ انفسی در آفاقِ اندیشه | اسدالله رحمانزاده | ۹ خرداد ۱۴۰۲
نشستِ دوم: زیستن در موقعیتِ مرزی | هادی خانیکی | ۲۹ آبان ۱۴۰۲
#مطالعات_دیالوگ #مواجهات #حکمت_نامتناهی #باشگاه_اندیشه #محاکمه #محاکمات #خویشتن #دیگری
@bashgahandishe
مواجهات؛
عنوان مجموعهای از نشستها و قرارهاست که
بناست مواجههٔ وجودی با دستاوردهای دیگران داشته باشیم.
دستاوردهایی که عمدتاً ناشی از نگاهی بلاواسطه به متن زندگی بوده است.
مقصود اصلی این قرارها، دیدار با «خویشتن» برای سیر محاکمه انفسی از رهگذرِ دیالوگ با «دیگری» است.
نشستِ نخست: سیرِ انفسی در آفاقِ اندیشه | اسدالله رحمانزاده | ۹ خرداد ۱۴۰۲
نشستِ دوم: زیستن در موقعیتِ مرزی | هادی خانیکی | ۲۹ آبان ۱۴۰۲
#مطالعات_دیالوگ #مواجهات #حکمت_نامتناهی #باشگاه_اندیشه #محاکمه #محاکمات #خویشتن #دیگری
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه برگزار میکند:
مواجهات - نشست دوم
زیستن در موقعیتِ مرزی
در گفتوگو با دکتر هادی خانیکی
دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲
ساعت۱۸:۳۰
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
پخش از صفحه اینستاگرام لایو باشگاه اندیشه
📝چکیده
در این نشست، سراغ تجربهٔ زیست ِ سرطانی دکتر هادی خانیکی میرویم و برآنیم تا طی گفتوگویی، ابعاد وجودی این تجربه را مشاهده کنیم، بفهمیم، بازشناسیم و در یک کلام با دستاوردهای وی از این سیر مواجه شویم و دستاوردی برای خویش صید کنیم.
#مطالعات_دیالوگ #هادی_خانیکی #مواجهات #موقعیت_مرزی #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
مواجهات - نشست دوم
زیستن در موقعیتِ مرزی
در گفتوگو با دکتر هادی خانیکی
دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲
ساعت۱۸:۳۰
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
پخش از صفحه اینستاگرام لایو باشگاه اندیشه
📝چکیده
در این نشست، سراغ تجربهٔ زیست ِ سرطانی دکتر هادی خانیکی میرویم و برآنیم تا طی گفتوگویی، ابعاد وجودی این تجربه را مشاهده کنیم، بفهمیم، بازشناسیم و در یک کلام با دستاوردهای وی از این سیر مواجه شویم و دستاوردی برای خویش صید کنیم.
#مطالعات_دیالوگ #هادی_خانیکی #مواجهات #موقعیت_مرزی #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه برگزار میکند:
مواجهات - نشست دوم
زیستن در موقعیتِ مرزی
در گفتوگو با دکتر هادی خانیکی
دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲
ساعت۱۸:۳۰
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
پخش از صفحه اینستاگرام لایو باشگاه اندیشه
📝چکیده
در این نشست، سراغ تجربهٔ زیست ِ سرطانی دکتر هادی خانیکی میرویم و برآنیم تا طی گفتوگویی، ابعاد وجودی این تجربه را مشاهده کنیم، بفهمیم، بازشناسیم و در یک کلام با دستاوردهای وی از این سیر مواجه شویم و دستاوردی برای خویش صید کنیم.
#مطالعات_دیالوگ #هادی_خانیکی #مواجهات #موقعیت_مرزی #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
مواجهات - نشست دوم
زیستن در موقعیتِ مرزی
در گفتوگو با دکتر هادی خانیکی
دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲
ساعت۱۸:۳۰
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
ورود برای عموم آزاد و رایگان است.
پخش از صفحه اینستاگرام لایو باشگاه اندیشه
📝چکیده
در این نشست، سراغ تجربهٔ زیست ِ سرطانی دکتر هادی خانیکی میرویم و برآنیم تا طی گفتوگویی، ابعاد وجودی این تجربه را مشاهده کنیم، بفهمیم، بازشناسیم و در یک کلام با دستاوردهای وی از این سیر مواجه شویم و دستاوردی برای خویش صید کنیم.
#مطالعات_دیالوگ #هادی_خانیکی #مواجهات #موقعیت_مرزی #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
گزارش تصویری نشست دوم مواجهات
با عنوانِ
زیستن در موقعیتِ مرزی
در گفتوگو با دکتر هادی خانیکی
و میزبانی محمدرضا لبیب
دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲
بههمت مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه
#مطالعات_دیالوگ #هادی_خانیکی #مواجهات #موقعیت_مرزی #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
با عنوانِ
زیستن در موقعیتِ مرزی
در گفتوگو با دکتر هادی خانیکی
و میزبانی محمدرضا لبیب
دوشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۲
بههمت مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه
#مطالعات_دیالوگ #هادی_خانیکی #مواجهات #موقعیت_مرزی #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
Forwarded from باشگاه اندیشه
ادای احترام به رالز
تامس نیگل
ترجمهی جواد حیدری
بازنشر از کانال عقل آبی
توضیح مترجم: «تامس نیگل در مهرماه امسال کتابی منتشر کرده است به اسم «فلسفهی تحلیلی و زندگی انسانی» [=Analytic Philosophy and Human Life]. این کتاب پنج بخش دارد: ۱) مرگ و زندگی؛ ۲) اخلاقشناسی؛ ۳) روانشناسی اخلاق؛ ۴) واقعیت؛ ۵) ادای احترام (Tributes). در بخش ادای احترام نیگل به متفکرانی میپردازد که در طول بیش از ۶۰ سال فلسفهورزیاش رابطهی عمیق عاطفی داشتند مثل رالز، نازیک، دورکین، دیویدسن و ... . در مورد استادش رالز میگوید:
✅در ترم بهار ۱۹۵۵ اولین درسم را با جان رالز بهعنوان دانشجوی سال اولی گذراندم. در آن زمان او مجبور بود با لکنتزبان جدی دستوپنجه نرم کند، که سالها بعد تا حد زیادی برطرف شد. این لکنتزبان باید تدریس را برای او دشوار کرده باشد، اگرچه شاید به این کار آمده باشد که با پیوند او و دانشجویانش در یک اضطراب مشترک نظرها را بیشتر جلب خود کرده باشد.
✅ولی، این تنها جنبهای بود که او در آن به نظر آسیبپذیر میآمد. در طی چهل و هشت سال بعد، اگرچه همواره دانشجوی او بودم، با هم دوست و رفیق نیز شدیم. اما باید بگویم که من هرگز دوست دیگری اینقدر متفاوت از خودم نداشتم که بالاترین تحسین و علاقه به او با این احساس درهم آمیخته شده باشد که او از سطح کاملاً متفاوتی از انسانیت به وجود آمده است.
✅دربارهی ویژگی شخصی او صحبت میکنم نه دستاوردهای او، اگرچه این دو بههم مرتبطاند. هر کسی که جک را میشناخت از خلوص و رهایی او از هوای نفسانی متأثر میشد، اما این ویژگی او فراسوی فضیلت بود: امیدوارم موجب سوتفاهم نشود اگر بگویم که احساس غالب من از جک این است که او اشرافزادهی طبیعی بود.
✅البته او عمیقاً برابریطلب و دموکرات بود که زندگی بسیار ساده، حتی زاهدانهای داشت، غالباً ژندهپوش بود، و دیناری خرج خودش نکرد. نوعی اتکای بهنفس و دوریگزینی درونی داشت که علیرغم تواضع واقعی و ابراز منظم عدمقطعیتاش [در مسائل مختلف] بالاتر از همهی ما بماند. چیزی متکی به خود در او وجود داشت که تنها میتوانم آن را اشرافی توصیف کنم. اگرچه او از تعارض کناره میگرفت و سنجیدگی ظریفی در رفتار داشت، به نظر نمیرسید که نیازی به تأیید دیگران داشته باشد. و واکنشهای اخلاقی و اجتماعی او سطحی از فرهیختگی را نشان میدهد که خارج از شعاع رفتارهایی بود که به آنها خوگر شده بودم. مثلاً، اعتقاد دارم که او هرگز برای بورس تحقیقاتی با بوجهی فدرال درخواست نداد، چون اعتقاد نداشت که دولت باید از تلاشهای افرادی مانند او حمایت کند—اگرچه او البته برای دیگران توصیهنامه مینوشت.
✅همهی اینها باعث میشد که دشوار باشد مسیر ظریفی را از سر بگذارنیم که در آن دانشجو و معلم دوست شوند. چنین فرایندی هرگز ساده نیست، اما در این مورد از جانب من چنین فرایندی پیچیده بود: شکاف شخصیتی عظیمی را احساس میکردم بین جوان جویای نام و بیملاحظه و دستوپاچلفتیای که من باشم و شخصیت نجیب و متکی به خود رالز که او را بسیار بسیار تحسین و ستایش میکردم. هر کاری میکردم نمیتوانستم خودم را از چشم او بهعنوان بربری مضحک نبینم.
✅به مرور زمان نرمنرمک دریافتم که او از دیگران نمیخواهد که مثل خودش عاری از تکبر و رذیلتهای از این دست باشند، اما من همیشه در معنویت فطری او معیاری میدیدم که از طریق آن میتوانستم محدودیتهایم را بسنجم، حتی اگر او این طور نمیخواست. نمیدانم که او به این صورت روی دیگران تأثیر میگذاشت یا نه؛ کاملاً احساس میکنم که او از این نوع دسترسناپذیری که ارائه میکرد خبر نداشت، چون مطمئن بود که چنین خلوصی در دسترس همگان قرار دارد. مهم است بدانیم که او بینش اخلاقی کانت را «اشرافیت همگان» توصیف میکرد.
✅به نظرم، ذات جک به بهترین نحوی در جملات زیبا و پایانی کتاب نظریهای درباب عدالت بیان شده است که برای بسیاری از شما آشناست:
@sedigh_63
@bashgahandishe
.
تامس نیگل
ترجمهی جواد حیدری
بازنشر از کانال عقل آبی
توضیح مترجم: «تامس نیگل در مهرماه امسال کتابی منتشر کرده است به اسم «فلسفهی تحلیلی و زندگی انسانی» [=Analytic Philosophy and Human Life]. این کتاب پنج بخش دارد: ۱) مرگ و زندگی؛ ۲) اخلاقشناسی؛ ۳) روانشناسی اخلاق؛ ۴) واقعیت؛ ۵) ادای احترام (Tributes). در بخش ادای احترام نیگل به متفکرانی میپردازد که در طول بیش از ۶۰ سال فلسفهورزیاش رابطهی عمیق عاطفی داشتند مثل رالز، نازیک، دورکین، دیویدسن و ... . در مورد استادش رالز میگوید:
✅در ترم بهار ۱۹۵۵ اولین درسم را با جان رالز بهعنوان دانشجوی سال اولی گذراندم. در آن زمان او مجبور بود با لکنتزبان جدی دستوپنجه نرم کند، که سالها بعد تا حد زیادی برطرف شد. این لکنتزبان باید تدریس را برای او دشوار کرده باشد، اگرچه شاید به این کار آمده باشد که با پیوند او و دانشجویانش در یک اضطراب مشترک نظرها را بیشتر جلب خود کرده باشد.
✅ولی، این تنها جنبهای بود که او در آن به نظر آسیبپذیر میآمد. در طی چهل و هشت سال بعد، اگرچه همواره دانشجوی او بودم، با هم دوست و رفیق نیز شدیم. اما باید بگویم که من هرگز دوست دیگری اینقدر متفاوت از خودم نداشتم که بالاترین تحسین و علاقه به او با این احساس درهم آمیخته شده باشد که او از سطح کاملاً متفاوتی از انسانیت به وجود آمده است.
✅دربارهی ویژگی شخصی او صحبت میکنم نه دستاوردهای او، اگرچه این دو بههم مرتبطاند. هر کسی که جک را میشناخت از خلوص و رهایی او از هوای نفسانی متأثر میشد، اما این ویژگی او فراسوی فضیلت بود: امیدوارم موجب سوتفاهم نشود اگر بگویم که احساس غالب من از جک این است که او اشرافزادهی طبیعی بود.
✅البته او عمیقاً برابریطلب و دموکرات بود که زندگی بسیار ساده، حتی زاهدانهای داشت، غالباً ژندهپوش بود، و دیناری خرج خودش نکرد. نوعی اتکای بهنفس و دوریگزینی درونی داشت که علیرغم تواضع واقعی و ابراز منظم عدمقطعیتاش [در مسائل مختلف] بالاتر از همهی ما بماند. چیزی متکی به خود در او وجود داشت که تنها میتوانم آن را اشرافی توصیف کنم. اگرچه او از تعارض کناره میگرفت و سنجیدگی ظریفی در رفتار داشت، به نظر نمیرسید که نیازی به تأیید دیگران داشته باشد. و واکنشهای اخلاقی و اجتماعی او سطحی از فرهیختگی را نشان میدهد که خارج از شعاع رفتارهایی بود که به آنها خوگر شده بودم. مثلاً، اعتقاد دارم که او هرگز برای بورس تحقیقاتی با بوجهی فدرال درخواست نداد، چون اعتقاد نداشت که دولت باید از تلاشهای افرادی مانند او حمایت کند—اگرچه او البته برای دیگران توصیهنامه مینوشت.
✅همهی اینها باعث میشد که دشوار باشد مسیر ظریفی را از سر بگذارنیم که در آن دانشجو و معلم دوست شوند. چنین فرایندی هرگز ساده نیست، اما در این مورد از جانب من چنین فرایندی پیچیده بود: شکاف شخصیتی عظیمی را احساس میکردم بین جوان جویای نام و بیملاحظه و دستوپاچلفتیای که من باشم و شخصیت نجیب و متکی به خود رالز که او را بسیار بسیار تحسین و ستایش میکردم. هر کاری میکردم نمیتوانستم خودم را از چشم او بهعنوان بربری مضحک نبینم.
✅به مرور زمان نرمنرمک دریافتم که او از دیگران نمیخواهد که مثل خودش عاری از تکبر و رذیلتهای از این دست باشند، اما من همیشه در معنویت فطری او معیاری میدیدم که از طریق آن میتوانستم محدودیتهایم را بسنجم، حتی اگر او این طور نمیخواست. نمیدانم که او به این صورت روی دیگران تأثیر میگذاشت یا نه؛ کاملاً احساس میکنم که او از این نوع دسترسناپذیری که ارائه میکرد خبر نداشت، چون مطمئن بود که چنین خلوصی در دسترس همگان قرار دارد. مهم است بدانیم که او بینش اخلاقی کانت را «اشرافیت همگان» توصیف میکرد.
✅به نظرم، ذات جک به بهترین نحوی در جملات زیبا و پایانی کتاب نظریهای درباب عدالت بیان شده است که برای بسیاری از شما آشناست:
منظر ابدیت منظری از مکان خاصی فراسوی جهان یک موجود متعالی نیست، بلکه شکلی از تفکر و احساس است که اشخاص عقلانی میتوانند در درون این جهان به خود بگیرند. و با انجام چنین کاری، آنها میتوانند، فارغ از نسلشان، همهی منظرهای فردی را در طرحی واحد گرد آورند و با یکدیگر به اصول نظامبخشی دست یابند که هر کس میتواند با پیروی از آنها از چشمانداز خاص خود تأییدشان کند. خلوص قلب، اگر بتوان به آن دست یافت، این است که از این دیدگاه بهطور واضح امور را دریابیم و با رضایت خاطر و خویشتنداری عمل کنیم.
@sedigh_63
@bashgahandishe
.
سرشتِ گفتوگویی فلسفه و معمای عقیمماندن فلسفهورزی در ایران معاصر
📝محمدرضا لبیب
دبیر مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه
بهمناسبت روز جهانی فلسفه و همزمانیِ آن با سالگرد درگذشتِ علامهٔ طباطبایی
عموما «فلسفه» را با کلیدواژههایی همچون «پرسش و نقادی» به یاد میآوریم، اما جستوجوی «فلسفه» در عامترین معنای خود در تاریخِ شکلگیریاش نشان میدهد که این مفهوم در بنیادهای تاریخی خود کمابیش همواره ناظر به «نسبتها» بوده است.
ادامه متن را در اینستنتویو بخوانید.
#مطالعات_دیالوگ #طباطبایی #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
@Dialogeschool
.
📝محمدرضا لبیب
دبیر مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه
بهمناسبت روز جهانی فلسفه و همزمانیِ آن با سالگرد درگذشتِ علامهٔ طباطبایی
عموما «فلسفه» را با کلیدواژههایی همچون «پرسش و نقادی» به یاد میآوریم، اما جستوجوی «فلسفه» در عامترین معنای خود در تاریخِ شکلگیریاش نشان میدهد که این مفهوم در بنیادهای تاریخی خود کمابیش همواره ناظر به «نسبتها» بوده است.
ادامه متن را در اینستنتویو بخوانید.
#مطالعات_دیالوگ #طباطبایی #باشگاه_اندیشه
@bashgahandishe
@Dialogeschool
.
👍1
Forwarded from باشگاه اندیشه
تفاوت گفتوگوی مدرن با دوران کلاسیک
سیدصادق حقیقت، محقق حوزوی و استاد علوم سیاسی دانشگاه مفید معتقد است پیش نیازهای گفتوگو در گفتمان کلاسیک با پیش نیازهای گفتوگو در گفتمان مدرن متفاوت است.
شفقنا نوشت: «این روزها مجدداً ضرورت گفت و گو در سطوح مختلف ملی و سیاسی مورد توجه قرار گرفته است. اگر بخواهیم به عمق مساله بپردازیم، به عنوان سؤال اول آیا مفهوم گفتوگو در دوران قدیم و جدید تفاوتی دارد؟
گفتوگو یک مفهومی است که از 2500 سال پیش در زمان سقراط، افلاطون و ارسطو سابقه دارد و چون افلاطون معتقد بود که به عالم مثل راه پیدا کرده و هر فیلسوفی که به درستی فلسفه بداند به آن عالم راه پیدا میکند، با گفتوگو میتواند دیگران را برای یافتن حقیقت تشویق و ترغیب کند. بنابراین، گفتوگو در یونان باستان به معنای ابزاری برای کشف حقیقت است. یک نقطه مثبت که در گفتوگوی یونان وجود دارد، این است که دو طرف حاضر به صحبت کردن با هم و شنیدن سخنان یکدیگر هستند و سقراط و افلاطون علیرغم مقامی که داشتند، گفتوگو میکنند. به طور کلی گفتوگو در تاریخ فلسفه سیاسی ریشه مند است. به طور کلی، منطق و ارجاع به کتاب یا متن در مقابل خطابه (سخنرانی، دعوا و شعار) قرار میگیرد (logic vs. rhetoric).
در دوران مدرن گفتوگو تفاوتی با دوران کلاسیک پیدا کرده است. تفاوت اصلی گفتوگو در دوران مدرن و کلاسیک این است که فرض دوران مدرن این است که انسانها با هم برابر هستند و برای یافتن حقیقت و اجماع و توافق بر سر حقیقت با هم گفتوگو میکنند. بنابراین، در گفتمان یا پارادایم کلاسیک حقیقت کشف شدنی بود، و در دوران مدرن، امری برساخته. مثلاً افلاطون به عالم مثل دسترسی دارد و حقیقت را کشف کرده و دوست دارد که دیگران هم بتوانند به آن عالم راه پیدا کنند، اما در دوران مدرن گفتوگو ابزاری برای تحقق اجماع است؛ چه در گفتمان چپ باشد مثل یورگن هابرماس و چه در گفتمان راست فکری و لیبرالیسم باشد مثل جان راولز. در هر دو مدل، گفتوگو برای تحقق اجماع و توافق بر سر مسائل سیاسی و اجتماعی است.
یک دولت اسلامی- مانند جمهوری اسلامی ایران- به کدام نحله گفتوگویی تعلق دارد؟ یا به عبارتی، به گفتمان گفتوگوی کلاسیک روی آورده یا گفتمان کلاسیک مدرن را در پیش گرفته است؟
ادامهی مطلب را در اینستنتویو بخوانید.
بازنشر از انصافنیوز
#بازنشر #مطالعات_دیالوگ #دیالوگ #گفتوگو #حقیقت #باشگاه_اندیشه
@Dialogeschool
@bashgahandishe
.
سیدصادق حقیقت، محقق حوزوی و استاد علوم سیاسی دانشگاه مفید معتقد است پیش نیازهای گفتوگو در گفتمان کلاسیک با پیش نیازهای گفتوگو در گفتمان مدرن متفاوت است.
شفقنا نوشت: «این روزها مجدداً ضرورت گفت و گو در سطوح مختلف ملی و سیاسی مورد توجه قرار گرفته است. اگر بخواهیم به عمق مساله بپردازیم، به عنوان سؤال اول آیا مفهوم گفتوگو در دوران قدیم و جدید تفاوتی دارد؟
گفتوگو یک مفهومی است که از 2500 سال پیش در زمان سقراط، افلاطون و ارسطو سابقه دارد و چون افلاطون معتقد بود که به عالم مثل راه پیدا کرده و هر فیلسوفی که به درستی فلسفه بداند به آن عالم راه پیدا میکند، با گفتوگو میتواند دیگران را برای یافتن حقیقت تشویق و ترغیب کند. بنابراین، گفتوگو در یونان باستان به معنای ابزاری برای کشف حقیقت است. یک نقطه مثبت که در گفتوگوی یونان وجود دارد، این است که دو طرف حاضر به صحبت کردن با هم و شنیدن سخنان یکدیگر هستند و سقراط و افلاطون علیرغم مقامی که داشتند، گفتوگو میکنند. به طور کلی گفتوگو در تاریخ فلسفه سیاسی ریشه مند است. به طور کلی، منطق و ارجاع به کتاب یا متن در مقابل خطابه (سخنرانی، دعوا و شعار) قرار میگیرد (logic vs. rhetoric).
در دوران مدرن گفتوگو تفاوتی با دوران کلاسیک پیدا کرده است. تفاوت اصلی گفتوگو در دوران مدرن و کلاسیک این است که فرض دوران مدرن این است که انسانها با هم برابر هستند و برای یافتن حقیقت و اجماع و توافق بر سر حقیقت با هم گفتوگو میکنند. بنابراین، در گفتمان یا پارادایم کلاسیک حقیقت کشف شدنی بود، و در دوران مدرن، امری برساخته. مثلاً افلاطون به عالم مثل دسترسی دارد و حقیقت را کشف کرده و دوست دارد که دیگران هم بتوانند به آن عالم راه پیدا کنند، اما در دوران مدرن گفتوگو ابزاری برای تحقق اجماع است؛ چه در گفتمان چپ باشد مثل یورگن هابرماس و چه در گفتمان راست فکری و لیبرالیسم باشد مثل جان راولز. در هر دو مدل، گفتوگو برای تحقق اجماع و توافق بر سر مسائل سیاسی و اجتماعی است.
یک دولت اسلامی- مانند جمهوری اسلامی ایران- به کدام نحله گفتوگویی تعلق دارد؟ یا به عبارتی، به گفتمان گفتوگوی کلاسیک روی آورده یا گفتمان کلاسیک مدرن را در پیش گرفته است؟
ادامهی مطلب را در اینستنتویو بخوانید.
بازنشر از انصافنیوز
#بازنشر #مطالعات_دیالوگ #دیالوگ #گفتوگو #حقیقت #باشگاه_اندیشه
@Dialogeschool
@bashgahandishe
.
Telegraph
تفاوت گفتوگوی مدرن با دوران کلاسیک
تفاوت گفتوگوی مدرن با دوران کلاسیک ۶ آذر ۱۴۰۲۰ زمان تقریبی مطالعه ۱۱ دقیقه سیدصادق حقیقت، محقق حوزوی و استاد علوم سیاسی دانشگاه مفید معتقد است پیش نیازهای گفتوگو در گفتمان کلاسیک با پیش نیازهای گفتوگو در گفتمان مدرن متفاوت است. شفقنا نوشت: «این روزها مجدداً…
Forwarded from باشگاه اندیشه
💢 تفنگ و گل باطلنمای گفتوگو
کارل پوپر میگفت: «با کسی که ترجیح میدهد بهجای آنکه در بحث با شما مجاب شود، شما را به گلوله ببندد، نمیتوان گفتوگوی عقلانی راه انداخت.»
▫️به این معناست که گفتوگوی عقلانی و عمومی، لوازم و پیششرطهای خودش را دارد، حدّ و مرزهایی دارد، چارچوبی دارد که به آن تن داد؛ یعنی “چارچوب عقل” که پادزهر خشونت و قهر است.
▫️همچنان که مدارا و آزادی هم حدود خودشان را دارند، گفتوگو هم چنین است. گفتوگوی نامحدود و بیچارچوب، در واقع باطلنمای گفتوگوست؛ نامعقول، تصنّعی و زائد است.
▫️در چارچوب عقل، آنچه بر گفتوگو مقدّم است، حقِّ برابر شهروندان است. همهی طرفهای گفتوگو باید از حقّ برابر برخوردار باشند و همهی طرفها به حقوق بنیادین یکدیگر حرمت نهند؛ چه حقّ حیات و زندگی باشد که طبیعیترین حقّ افراد است، چه حقّ امنیّت، و چه حقّ آزادی.
▫️حقّ آزادی دربرگیرندهی همهی آزادیهای اساسی برابر است؛ آزادی عقیده، آزادی وجدان، آزادی انتخاب، آزادی بیان، آزادی شخصی، آزادی سیاسی، آزادی دارایی.
▫️پس، گفتوگو میان طرفهای مُحقّ و آزاد است در جامعهی باز. بدون این حقوق و بدون این آزادی، و در جامعهی بسته، گفتوگو نمیتوان کرد. گفتوگو پرتاب کلمات و اندیشههاست نه پرتاب گلولهها و آتشها.
▫️همچنان که پوپر گفت، با کسی که با تفنگ در برابر ما ایستاده است و آمادهی شلّیک گلوله است، نمیتوان گفتوگو کرد. چون گفتوگو میان زندههاست نه مردهها.
▫️با کسی که ما را به سبب مخالفت و انتقاد راهی زندان میکند، اندیشهی ما را کنترل میکند، بیان ما را سانسور و محدود میکند و بهدنبال تحمیل عقیده و ایدئولوژی خودش بر عقاید ما و تحمیل سبک زندگی خودش بر زندگی ماست، نمیتوان گفتوگو کرد. این پارادوکس گفتوگوست.
▫️جبّاریّت سزاوار گفتوگو نیست. دشمن آزادی و حقّ، داعیهی گفتوگو نمیتواند داشته باشد. دعوت به گفتوگو میکنند، در همان حال که خونهای پاک بسیار بر زمین جاریست و کالبدهایی که از روح و جان خالیست؛
درحالی که دستهایشان بر ماشه و تفنگهایشان آمادهی شلّیک است؛
درحالی که زندانها پُر میشوند.
بازنشر از جوش دریا
#بازنشر #مطالعات_دیالوگ #دیالوگ #رضا_زمان #باشگاه_اندیشه
@Dialogeschool
@bashgahandishe
کارل پوپر میگفت: «با کسی که ترجیح میدهد بهجای آنکه در بحث با شما مجاب شود، شما را به گلوله ببندد، نمیتوان گفتوگوی عقلانی راه انداخت.»
▫️به این معناست که گفتوگوی عقلانی و عمومی، لوازم و پیششرطهای خودش را دارد، حدّ و مرزهایی دارد، چارچوبی دارد که به آن تن داد؛ یعنی “چارچوب عقل” که پادزهر خشونت و قهر است.
▫️همچنان که مدارا و آزادی هم حدود خودشان را دارند، گفتوگو هم چنین است. گفتوگوی نامحدود و بیچارچوب، در واقع باطلنمای گفتوگوست؛ نامعقول، تصنّعی و زائد است.
▫️در چارچوب عقل، آنچه بر گفتوگو مقدّم است، حقِّ برابر شهروندان است. همهی طرفهای گفتوگو باید از حقّ برابر برخوردار باشند و همهی طرفها به حقوق بنیادین یکدیگر حرمت نهند؛ چه حقّ حیات و زندگی باشد که طبیعیترین حقّ افراد است، چه حقّ امنیّت، و چه حقّ آزادی.
▫️حقّ آزادی دربرگیرندهی همهی آزادیهای اساسی برابر است؛ آزادی عقیده، آزادی وجدان، آزادی انتخاب، آزادی بیان، آزادی شخصی، آزادی سیاسی، آزادی دارایی.
▫️پس، گفتوگو میان طرفهای مُحقّ و آزاد است در جامعهی باز. بدون این حقوق و بدون این آزادی، و در جامعهی بسته، گفتوگو نمیتوان کرد. گفتوگو پرتاب کلمات و اندیشههاست نه پرتاب گلولهها و آتشها.
▫️همچنان که پوپر گفت، با کسی که با تفنگ در برابر ما ایستاده است و آمادهی شلّیک گلوله است، نمیتوان گفتوگو کرد. چون گفتوگو میان زندههاست نه مردهها.
▫️با کسی که ما را به سبب مخالفت و انتقاد راهی زندان میکند، اندیشهی ما را کنترل میکند، بیان ما را سانسور و محدود میکند و بهدنبال تحمیل عقیده و ایدئولوژی خودش بر عقاید ما و تحمیل سبک زندگی خودش بر زندگی ماست، نمیتوان گفتوگو کرد. این پارادوکس گفتوگوست.
▫️جبّاریّت سزاوار گفتوگو نیست. دشمن آزادی و حقّ، داعیهی گفتوگو نمیتواند داشته باشد. دعوت به گفتوگو میکنند، در همان حال که خونهای پاک بسیار بر زمین جاریست و کالبدهایی که از روح و جان خالیست؛
درحالی که دستهایشان بر ماشه و تفنگهایشان آمادهی شلّیک است؛
درحالی که زندانها پُر میشوند.
بازنشر از جوش دریا
#بازنشر #مطالعات_دیالوگ #دیالوگ #رضا_زمان #باشگاه_اندیشه
@Dialogeschool
@bashgahandishe
👍1
Forwarded from باشگاه اندیشه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به فکر دیگران باش (فكّر بغيرك)
شعر و صدای محمود درویش
بازنشر از قدحهای نهانی
هنگامی که صبحانهت را حاضر میکنی،
به دیگران فکر کن
(غذای کبوتران را از یاد مبر)
هنگامی که به جنگ میروی،
به دیگران فکر کن
(از یاد مبر آنان را که در جستوجوی صلح اند)
هنگامی که قبض آب را میپردازی،
به دیگران فکر کن
(آنانی که برای نوشیدن تنها ابرها را دارند)
هنگامی که به خانه، خانۀ خود، برمیگردی،
به دیگران فکر کن
(از یاد مبر مردمانی را که خانه در خیمهها دارند)
هنگام خوابیدن و شمردن ستارهها،
به دیگران فکر کن
(مردمانی که جایی برای خواب ندارند)
هنگامی که خود را با استعارهها رهایی میبخشی،
به دیگران فکر کن
(کسانی که حق سخن گفتن از آنان گرفته شده)
هنگامی که به دیگرانِ دور فکر میکنی،
به خویشتن فکر کن
(و بگو: ای کاش شمعی باشم در تاریکی)
#بازنشر #مطالعات_دیالوگ #باشگاه_اندیشه
@dialogeschool
@bashgahandishe
شعر و صدای محمود درویش
بازنشر از قدحهای نهانی
هنگامی که صبحانهت را حاضر میکنی،
به دیگران فکر کن
(غذای کبوتران را از یاد مبر)
هنگامی که به جنگ میروی،
به دیگران فکر کن
(از یاد مبر آنان را که در جستوجوی صلح اند)
هنگامی که قبض آب را میپردازی،
به دیگران فکر کن
(آنانی که برای نوشیدن تنها ابرها را دارند)
هنگامی که به خانه، خانۀ خود، برمیگردی،
به دیگران فکر کن
(از یاد مبر مردمانی را که خانه در خیمهها دارند)
هنگام خوابیدن و شمردن ستارهها،
به دیگران فکر کن
(مردمانی که جایی برای خواب ندارند)
هنگامی که خود را با استعارهها رهایی میبخشی،
به دیگران فکر کن
(کسانی که حق سخن گفتن از آنان گرفته شده)
هنگامی که به دیگرانِ دور فکر میکنی،
به خویشتن فکر کن
(و بگو: ای کاش شمعی باشم در تاریکی)
#بازنشر #مطالعات_دیالوگ #باشگاه_اندیشه
@dialogeschool
@bashgahandishe
مُحبت درست نشود،
مَگر میانِ دو تن؛
که یکی، دیگری را گوید: ای مَن….
#تذکره_الاولیا
#دیگری
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
مَگر میانِ دو تن؛
که یکی، دیگری را گوید: ای مَن….
#تذکره_الاولیا
#دیگری
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
«هایدگر نخستین مشخصهی ذاتیِ «گفتن» را «شنیدن» و «خموش ماندن» میداند، و نه سخنپردازی دربارهی این یا آن چیز. در اینجا نیز هایدگر تمایل عادی و همیشگی ما و حتی گرایش زبانشناختی ما به اولی دانستن عمل سخنگویی (سبک کلام، گفتوگو) را معکوس میکند. فهمیدن همان شنیدن است. به عبارت دیگر، نخستین رابطهی فرد با کلام، نه عرضه که دریافت آن است. «شنیدن سازندهی گفتار است.» این اولویت شنیدن، نشانگر رابطهی بنیادین کلام با گشودگی [آدمی] نسبت به جهان و دیگران است.»
پل ریکور، «رسالت هرمنوتیک»
در دیوید ک. هوی، حلقهی انتقادی، ترجمهی مراد فرهادپور، تهران، انتشارات روشنگران، ۱۳۷۸، صص. ۳۴-۳۵
منبع : کانال آنسو
#هایدگر #ریکور #شنیدن
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
پل ریکور، «رسالت هرمنوتیک»
در دیوید ک. هوی، حلقهی انتقادی، ترجمهی مراد فرهادپور، تهران، انتشارات روشنگران، ۱۳۷۸، صص. ۳۴-۳۵
منبع : کانال آنسو
#هایدگر #ریکور #شنیدن
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
«خویشتنِ حقیقی» (Self) همانا ارتباط است؛ بیهیچ رابطهای خویشتنی نیز وجود نخواهد داشت. زمانی که خویشتن، خود را در آینههای بیشماری منعکس میکند واقعا وجود دارد و ریشه مییابد. با ساختن کلبهای بر بالای قلهی «اِورست» و تنها در آن به مراقبه نشستن نمیتوانید خود را بشناسید؛ اینگونه تنها با خیالات و اوهام خویش ملاقات خواهید کرد، و این به معنای فردیت یافتن نیست. در چنین شرایطی شما تنهایید و خویشتنِ حقیقی شما پنهان است. خویشتن شما در رفتار و کردارتان تجلی مییابد؛ نه در آنچه که میپندارید هستید، بلکه در آنچه انجام میدهید. و هر زمان سخن از عملکرد ماست، مسئله ارتباط با دیگران است.
کارل گوستاو یونگ
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
کارل گوستاو یونگ
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
👍1👎1
Rewend - HAWNIYAZ
Kayhan Kalhor, Aynur, Cemil Qocgiri & Salman Gambarov
هاونیاز (HAWNIYAZ)
به معنی «با هم بودن» یا «برای یکدیگر»
موسیقی فولکلور کردی
گویش کرمانجی
صدای آینور دوغان
آهنگسازی کیهان کلهر
#هم
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
به معنی «با هم بودن» یا «برای یکدیگر»
موسیقی فولکلور کردی
گویش کرمانجی
صدای آینور دوغان
آهنگسازی کیهان کلهر
#هم
#مطالعات_دیالوگ
@dialogeschool
@bashgahandishe
🔥1