مدرسهٔ مطالعات دیالوگ‌ | باشگاه‌اندیشه
437 subscribers
324 photos
33 videos
39 files
274 links
تماس:
@labibreza
Download Telegram
باشگاه اندیشه
امکان و امتناع «گفت و گو » در ایران با حضور ِ دکتر هادی خانیکی استاد برجسته علوم ارتباطات و پژوهشگر دیالوگ شنبه بیست فروردین ماه هزار و چهارصد و یک ساعت ۱۸ چکیده به صرف افطاری مختصر ورود برای همگان آزاد و رایگان است ‌. خیابان انقلاب ، خیابان وصال…
امکان و امتناع «گفت و گو » در ایران

با حضور ِ
دکتر هادی خانیکی
استاد برجسته علوم ارتباطات و پژوهشگر دیالوگ

شنبه
بیست فروردین ماه هزار و چهارصد و یک
ساعت ۱۸

به صرف افطاری مختصر

ورود برای همگان آزاد و رایگان است ‌.

خیابان انقلاب ، خیابان وصال شیرازی ، کوچه نایبی ، پلاک ۲۳

امروزه کمتر کسی است که در اهمیت «گفت و گو» تردید کند . بسیاری از متفکران و اندیشمندان حوزه های مختلف از علوم اجتماعی و تربیتی تا فیلسوفان و حتی دانشمندان علوم پایه و علوم زیستی «دیالوگ» را چاره ای برای بسیاری از گره ها در زندگی اجتماعی آدمیان در جهانِ مدرن می دانند . که البته همین توصیه فراوان به گفت و گو و دیالوگ گاهی دچار کژفهمی و یا سهل گیری می و یا تعابیرِ ضد گفت و گویانه شود .
اما واقعا
دیالوگ چیست ؟ و دیالوگ چه نیست ؟
چه قدر به جایگاه گفت و گو در« کیفیت زندگی» واقف هستیم ؟
آیا جامعه ایرانی پذیرای گفت و گو است ؟
سنت ستبر ایرانی و اسلامی ما چه قدر با دیالوگ همراهی می کند ؟
چه موانعی برای گفت و گو در ایران ِ امروز وجود دارد ؟
چه نسبتی میان توسعه و گفت و گو وجود دارد ؟
آیا ضرورتی برای گفت و گو های بین نسلی احساس می کنیم ؟
شرایط ایجاد میدان های گفت و گو اجتماعی چیست ؟
و اینکه
آیا همیشه بهترین راه ، «گفت و گو» است ؟

گروه ِ مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه ، در اولین حضور اجتماعی خود میزبان یکی از چهره های برجسته کشور در حوزه گفت و گو و نظریه های ارتباطات است تا ضمن در میان گذاشتن این سوالات از راهنمایی های وی در طراحی مسیر فعالیت های آتی بهره برد .

@bashgahandishe
☘️
این نگاه مشترک می‌تواند مسئله را در داد و ستد طرفین روشن کند و اینجا گفت‌وگو شکل می‌گیرد ؛
چرا که پیش‌نیاز گفت‌وگو، خلق شدن مفهومی مشترک است.
مقصریابی و تلاش برای اینکه همیشه یک طرف به طور مطلق محکوم شود، یکی از مهم‌ترین موانع گفت‌وگو است که در جامعه ما به وفور دیده می‌شود.
این شیوه در نهایت به فضاهای غیرگفت‌وگویی می‌انجامد.

مسئله آب در ایران، یک واقعیت عینی و جدی است، اما در عین جدیت به فهم نخبگان از موضوع منجر نشده است.
کدام اندیشمند، روشنفکر و هنرمند در آن حدی که مسئله آب و مخاطراتش برای ایران مهم است، به مسئله توجه کرده است؟
چقدر آب را تهدیدی برای دموکراسی و آزادی دیده‌ایم؟

هادی خانیکی
ششمین گردهمایی سالانه کانون گفت‌وگو
(۳ اسفند ۹۶)

شما چه مانع دیگری برای گفت و گو در ایرانِ امروز می شناسید ؟

امکان و امتناع «گفت و گو » در ایران

با حضور ِ
دکتر هادی خانیکی
استاد برجسته علوم ارتباطات و پژوهشگر دیالوگ

شنبه
بیست فروردین ماه هزار و چهارصد و یک
ساعت ۱۸

به صرف افطاری مختصر

ورود برای همگان آزاد و رایگان است ‌.

خیابان انقلاب ، خیابان وصال شیرازی ، کوچه نایبی ، پلاک ۲۳

@bashgahandishe
مدرسهٔ مطالعات دیالوگ‌ | باشگاه‌اندیشه
صوتِ نشست ِ «امکان و امتناع گفت و گو در ایران» با حضور ِ دکتر هادی خانیکی استاد برجسته ارتباطات و پژوهشگر گفت وگو بیست فروردین ماه هزار و چهارصد و یک باشگاه اندیشه #مطالعات_دیالوگ #گفتگو #گفت_و_گو @bashgahandishe – امکان و امتناع گفت و گو در ایران، هادی خانیکی، باشگاه اندیشه، 1401.01.20
اخلاق گفت‌وگو یعنی پذیرای دیگری بودن/ متکلم وحده شدن نسبتی با دیالوگ ندارد

نشست «امکان و امتناع گفت‌وگو در ایران» شنبه ۲۰ فروردین‌ماه با سخنرانی دکتر هادی خانیکی، در باشگاه اندیشه برگزار شد .

آیا ‌جامعه ایران پذیرای گفت‌وگو است؟ طبیعتا به این سوال نمی‌شود به صورت مطلق جواب داد که آیا پذیرا هست یا نیست، چون هم پذیرا هست و هم پذیرا نیست. دیروز خدمت دکتر شفیعی کدکنی بودم و به ضرورت این بحث می‌خواستم نظر ایشان را هم راجع به این مسئله بدانم. از ایشان پرسیدم نظر شما در این رابطه چیست و جامعه ایران چقدر امکان گفت‌وگو دارد؟ ایشان در همین رابطه مقاله‌ای درباره مکاتبه خواجه نصیرالدین طوسی و صدرالدین قونوی را به من معرفی کرد. در صحبتی که با هم داشتیم ایشان به چند لازمه گفت‌وگو اشاره کرد. اولین لازمه گفت‌وگو از نظر ایشان وجود آزادی است. به دلایل استبدادزدگی تاریخی ما، این امکان برای ما نبوده یا کم بوده است.
ما آنچه از گفت‌وگو در سنت خودمان داریم چند نامه منسوب به ابوسعید و ابن سینا است، یکی دو نامه میان سنایی و خیام است، مکاتبات عین القضات و غزالی و چند نمونه دیگر است. این مکاتبات نشان‌دهنده این است که دانشمندان ما چقدر اهل گفت‌وگو بودند.
مقاله‌ای که ایشان به من معرفی کرد از این جهت جالب است که نوع برخورد این دو شخصیت را با هم نشان می‌دهد. مهمترین نکته آن حرمت گذاشتن به طرف مقابل است. واژگانی که خواجه نصیر طوسی برای قونوی به کار می‌برد و واژگانی که قونوی برای نصیرالدین طوسی به کار می‌رود کاملا محترمانه است. جاهایی که خواجه نصیر نمی‌خواهد حرف‌های قونوی را قبول کند در نهایت ادب حرف‌های خودش را عرضه می‌کند. با این توصیف ما در سنت خودمان در حوزه مکاتبات و مراسلات گفت‌وگویی ضعف داریم.

متن کامل گزارش نشست:
https://bit.ly/38A2Mcd
منبع: ایکنا
@bashgahandishe
باشگاه اندیشه
امکان و امتناع «گفت و گو » در ایران با حضور ِ دکتر هادی خانیکی استاد برجسته علوم ارتباطات و پژوهشگر دیالوگ شنبه بیست فروردین ماه هزار و چهارصد و یک ساعت ۱۸ چکیده به صرف افطاری مختصر ورود برای همگان آزاد و رایگان است ‌. خیابان انقلاب ، خیابان وصال…
درد كه كسی را نمی‌كشد

یادداشت دکتر هادی خانیكی در شماره ۵۱۸۹ روزنامه اعتماد، دوشنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۱


نقش اصلی ارتباطات بالا بردن توان شنیدن، دیدن و گفتن معانی نهفته در پیام‌ها است؛ رسانه‌ها هم در هر صورتی كه باشند، شنیداری، دیداری، نوشتاری یا تلفیقی و تركیبی و شبكه‌ای در بهترین وجه باید بتوانند جهان‌ها و عرصه‌های بسته را در مقیاس‌های فردی و جمعی به روی هم بگشایند. كار ویژه ارتباطات فراهم آوردن زمینه‌ای بین‌الاذهانی است كه در آن «زبان»، قدرت مكالمه و مفاهمه میان كنشگران و مخاطبان را بهتر و بیشتر سامان می‌دهد. «روایت» و «جستار» در ارتباطات به ویژه در روزنامه‌نگاری نوین برای انجام این مهم، امروز حرف اول را می‌زند. جستار روایی، ظرفیت و بستر مناسبی برای انتقال و فهم معنا و مشاركت دادن صداهای دیگر در فرآیند گفت‌وگو بر سر موضوع‌های غامض، ابهام‌زا و رازآلود است. منطق گفت‌وگویی نهفته در «جستارهای روایی» غریبگی‌ها را به آشنایی، بیم‌ها را به امید و ناتوانی‌ها را به توانایی نزدیك می‌كند. خانم دكتر رویا پورآذر كه در تبیین روایت و جستار، كارهای ارزنده‌ای را سامان داده است، حال و هوا و كاربرد جستارهای روایی در خلق فضاهای جدیدی كه باید آفرید را خوب ترسیم می‌كند: «جستار روایی متنی غیر داستانی است كه سبكی دلنشین، ساختاری ظاهرا ولنگار، سخنی شبیه زبان شفاهی و گاهی چاشنی طنز ظریفی دارد و با استفاده از داستان یا ساختار داستانی، روایت نویسنده یا گوینده را از مبحثی كه كمتر به آن پرداخته شده، ارایه می‌دهد.» این مقدمه را برای بازاندیشی در نقش ارتباطات و كاركرد رسانه‌ها و تلاش برای گفت‌وگویی كردن ذهن و زبان گوینده و مخاطب در سطوح مختلف اجتماعی مفید می‌دانم. شاید تجربه‌ها و زیسته‌های دور و نزدیك یكایك ما به گشودگی فضاهای اجتماعی بسته كه سرشار از نگرانی و دلهره و هراس است، كمك كند. من این روزها به سرعت از ابتلا به بیماری سرطان پانكراس مطلع شدم، شتاب و آگاهی از درد و ضرورت ورود سریع به روند درمان به خودی خود می‌توانست و می‌تواند موجب نگرانی و دلهره و هراس باشد.

رویارویی‌ام با این رخداد و ترسیم تصویر واقعی آن بنا به منطق فهمی كه از هستی و خالق آن، انسان و رنج‌ها و توانایی‌هایش و جهان‌های مختلفی كه تاكنون در آنها زیسته‌ام، دارم، مرا به مسیری متفاوت در گفت‌وگو بر سر بیماری و اكنون و آینده‌اش كشاند. بنا به این منطق هیچ رازی در بیماری سرطان نیست كه باید نهفته بماند. ناگفتنی‌های سرطان تنها ناشناختگی‌های درد و درمان است، برای بقیه جوانب آن نیازی به پرده‌پوشی نیست. داستان ابتلا به سرطان و تلاش‌های سنجیده و معقول برای درمان آن در قالب همان جستارهای روایی، فضایی مملو از همدلی، همدردی، همراهی و همكاری می‌آفریند كه فرد، خانواده، دوستان و پزشك را به دنیایی دیگر می‌برد. به راستی می‌توان خدا را در این میان بهتر دید و به امید به صورتی واقعی‌تر دل بست. توانش ارتباطی و قدرت گفت‌وگو در چنین وضعی روشن‌تر به چشم می‌آید. اگر این دنیای من با آنچه در صورت متعارف ارتباطات می‌آید، قدری متفاوت است، تنها به عنوان یك تجربه یا یك زیست متفاوت بپذیرید و در غیر این صورت به آن در قالب پروتكلی مفید در ارتباطات سلامت بنگرید. این سطور را در حالی می‌نویسم كه تزریق شیمی‌درمانی در بیمارستان آغاز شده است و من همچنان «با امید بدون خوش‌بینی» در اندیشه گفت‌وگو بر سر سرطانم، هم با خود و هم با دیگران و هم با خدای خود. كتاب «درد كه كسی را نمی‌كشد» جاناتان فرنزان را كه شامل پنج جستار درباره گم‌شده‌های خلوت و شلوغی است، می‌خوانم و از آن بهره می‌برم. نكته آغازین این اثر پندی ارتباطی دارد كه می‌گوید: «سكوت وقتی حربه كارسازی است كه كسی، جایی، انتظار صدایت را داشته باشد.» بنا به تجربه زیسته این روزهایم، نتیجه می‌گیرم كه «سرطان كسی را نمی‌كشد.» و روایت من هم از رویارویی با آن این است كه «بهبود و رهایی از بیماری وقتی دیدنی است كه كسی و جایی، امید آن را داشته باشد» و به واقع می‌بینم كه این امید دیدنی است.

@HadiKhaniki
https://bit.ly/3uQPwZs
@bashgahandishe
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روایت داریوش شایگان از خواندن متون مقدس ادیان و آیین های دیگر در کنار علامه طباطبایی :
طوری تفسیر میکرد انگار یک هندوست...

#علامه_طباطبایی
#داریوش_شایگان
#آئین
#آیین

@Bashgahandishe
مروری بر مواضع سیاسی-اجتماعی علامه طباطبایی
📝محمدحسین قدوسی
۱۴۰۱/۰۲/۱۶

هر اندیشه ، آئین و فکر تاثیرگذار و برجسته که میتواند فایده بخش و اثر گذار باشد ، میتواند به همان میزان دستخوش تفاسیری حاشیه ای ، بعید و یا مخرب شود .

علامه طباطبایی بیش از چهار دهه است که در میان ما نیست ، اما میراث ارزشمند فکری او همچنان باقی و جاری است .
میراثی سترگ که بیش از آثار مکتوب و گفته ها و سیرهٔ او ، «نحوهٔ تفکر و طریق تدین و تعقل» او ست که همچنان می توان از این چشمهٔ جوشان در رفع غبارها و گره های این روزها بهره گرفت .

آن چه در پرداختن به میراث ارزشمند این اندیشمند کمتر بدان پرداخته شده همین مطلب است و آنچه سخن بیشتری در موردش می رود جزییاتی است که نه تنها گرهی نمی گشاید بلکه خود گره هایی نو می افزاید ...

#علامه_طباطبایی
متن کامل یادداشت :

https://www.bashgaheandishe.ir/fa-ir/content/detail/174/Moroori/

@bashgahandishe
باشگاه اندیشه
مروری بر مواضع سیاسی-اجتماعی علامه طباطبایی 📝محمدحسین قدوسی ۱۴۰۱/۰۲/۱۶ هر اندیشه ، آئین و فکر تاثیرگذار و برجسته که میتواند فایده بخش و اثر گذار باشد…
... اما اساسی‌ترین ویژگی منحصر به فرد ایشان، توجه و علاقه نهادینه و اساسی به «ارتباط فکری و گفتگو» با افکار و صاحب نظرانی بود که متعلق به «حوزه‌های فکری کاملا متفاوت و بیگانه» هستند. اگرچه امروزه این شعار اکثر جریانات و صاحبان تریبون و منبرهاست اما آنچه که ایشان انجام می‌داد کاملاً متفاوت از اینها بود.

اکنون جریانات و صاحبان اندیشه، تریبون‌ها و کرسی‌هایی از این نوع دارند اما رفتار مناظره و ارشاد دیگران، ارتباط به قصد مجاب کردن و یا اطلاع یافتن از اندیشه‌های دیگران به قصد اعلام موضع و هرچیزی از این نوع کاملاً متفاوت از رفتاری است که علامه در دوران مهمی از زندگی خود با سختی و مشقت بسیار و با مسافرت‌هایی پی‌در‌پی و بدون کمترین امکانات انجام داده است.

گفتگو کردن در دوره‌ای تاریخی که عصر بیانیه‌ها و مانیفست‌ها و برخوردهای سخت فیزیکی، مسلحانه و حتی قلمی بود غیر از این دوره ماست. مداومت و ممارست بیش از دو دهه در گفتگو با «حلقه تهران»-با وجود مانع زبان و بُعد مکان- نشان از باور عمیق به طریق گفتگو است نه تبلیغ آیین خود یا تلاش برای مجاب کردن و مانند آن.


رجوع علامه به اندیشه‌های دیگران به قصد افزودن و گفتگو کردن و پیدا کردن حقایق جدید و آشنایی با مکاتبی است که به طور طبیعی هیچ انگیزه‌ای در شناخت آنها برای یک عالم روحانی حوزوی نباید وجود داشته باشد.

نه تنها مدارا در این رفتارها مشهود است بلکه سرتاسر «اعتماد و ایمان» به حقایقی است که نزد خودفرد موجود نیست و تنها آن را در اندیشه‌های دیگران و در حوزه‌های متفاوت می‌تواند بیابد. چنین ویژگی در این حد از اعتلا و برتری در هیچ یک از عالمان حوزوی و دانشگاهی ما موجود نیست و این مختص علامه طباطبائی است.


دوران حضور ایشان در «حلقه تهران» و رفتارهای بدیع او، بدون این نگاه هیچ توجیه و تفسیری نمی‌تواند داشته باشد. کلمات و جملاتی که از علامه در مورد «حوزه‌های فکری و عرفانی و فرهنگی غیر اسلامی» نقل می‌شود، انصافاً شگفت‌انگیز است و با نگاه متداول حوزوی قابل توجیه نیست. همچنین است قضاوت ایشان در مورد «شخصیت‌های غیر مسلمان» که به تواتر نقل شده و سیره عملی او نیز این را تایید می‌کند.


مروری بر مواضع سیاسی-اجتماعی علامه طباطبایی /محمدحسین قدوسی

#مطالعات_دیالوگ
#علامه_طباطبایی

@bashgahandishe
(دائو از آن حیث که)
مرکزگریز باشد و نه مرکزگرا،
(فیض خود را در صورت عالم) بسط بخشد.

- رسالۀ هِنگ‌شیِن ( 恒先، متعلّق به عصر دودمان جّوی شرقی 770-256 ق.م.)

منبع: کانال معارف شرقی

@bashgahandishe
سرطان ، گفت و گو ، امید و زندگی

📝دکتر هادی خانیکی
(یادداشتی از در بیمارستان پارس تهران)*

چو غنچه گرچه فروبستگي است كار جهان/ تو همچو باد بهاري، گره گشا مي‌باش...حافظ»


1) سومين دوره شيمي درماني را در بيمارستان آغاز كردم. به دعوت ماهنامه مديريت ارتباطات و انجمن‌هاي روابط عمومي از همين زيرزمين بخش شيمي درماني، سخني كوتاه و تصويري براي آغاز هفته روابط عمومي داشتم كه با حسن سليقه، مطلع غزل گره‌گشايانه حافظ را در برابر همه فروبستگي‌ها برگزيده‌اند. اگر بار پيشين روز معلم را با شيمي درماني پشت سر نهادم، اين ‌بار بايد روز جهاني ارتباطات در بيمارستان باشم تا در كسوت «معلمي ارتباطات» ناگزير باشم به ‌طور مضاعف درباره مهماني ناخوانده و ناگهاني گفت‌وگو كنم. گفت‌وگوهاي سرطاني هم گفت‌وگو با خويش است و هم «گفت‌وگو با ديگري.» شايد به سمت ارتباطات و دنياها و ابزارهايش ممكن‌تر و عمومي‌تر نيز باشد.

2) هرچه بيشتر آمده‌ام به رغم درمان رضايت‌بخش و همت پزشكان، سيمايم سرطاني‌تر شده است، اگرچه صدايم همچنان غيرسرطاني است. از نشانگان برجسته درمان شيميايي كه ريزش مو است برخوردار شده‌ام و از تكيدگي چهره و كاهش آشكار وزن. تهوع هم كه مي‌تواند اختصاص به بيماري و بمباران‌هاي شيميايي‌اش نداشته باشد، وجوه اجتماعي، سياسي، فرهنگي و اقتصادي زندگي هر شهروندي در هر روز، سرشار از صحنه‌هاي تهوع‌آور است. از منظر تجربه يك بيمار سرطاني بگويم؛ سرطان سفير مرگ نيست، سفير درد است و به همان ميزان نيز سفير تاب‌آوري و نهايتا سفير زندگي. اگر «سيما» را سرطاني كند، باكي نيست، «صدا» را به گفت‌وگو و اميد نزديك مي‌كند و آموخته‌ايم كه «تنها صداست كه مي‌ماند.»

3) به همت دوستان عزيز در خبرآنلاين، شب پنجشنبه گذشته اتاقي در كلاب هاوس اختصاص به همين موضوع گفت‌وگو، اميد و زندگي يافت. بزرگاني از جهان گسترده انديشه و دانش و سياست به آثار درهم‌آميختگي اين 3 ساحت حيات به ويژه رويارويي با بيماري‌هاي سخت پرداختند. 
گرچه لطف آنان شامل حال اين كمترين نيز بود، اما به واقع اهميت اين 3 مولفه به هم پيوسته را در اين مدت ابتلاي به سرطان به وضوح ديده‌ام. من كاري شايسته گستردگي و اثر بخشي «گفت‌وگو» در جامعه ايراني نداشتم، اما به راستي نقش آن را در افق گشايي از فروبستگي‌ها تجربه كرده‌ام كه آفرينش همين گفت‌وگوهاي سرطاني است. در گفت‌وگوي «بيمار و پزشك» كه ميشل فوكو از دشواري‌ها و حتي امتناع آن سخن مي‌گفت در اين تجربه با نمونه‌هاي ممكن و موفقي روبه رو بود. گفت‌وگوي بيمار و خويشاوندان كه معمولا در ابتلاي به سرطان با نوعي رازداري و رازآلودگي همراه است در تجربه من به گونه‌اي جديد از همدلي و همزباني و همراهي تبديل شد و از اين 2 مهم‌تر «گفت‌وگوي فرد و جامعه» زمينه‌هاي قابل مشاهده‌اي از تبديل امر شخصي به امري اجتماعي را فراهم كرد و نشان داد كه مي‌توان در جامعه‌اي متكثر و متنوع با به رسميت شناختن همه تفاوت‌ها، فصل مشتركي براي بازسازي همبستگي‌هاي اجتماعي (اگرچه در سطوحي خرد و محدود) پيدا كرد.


4)چهارشنبه گذشته در «یازدهمین همایش سلامت روان و رسانه»که به «کرونا، شبه علم و سلامت»اختصاص داشت،درباره «شبه علم، انگ و فهم معنای بیماری» از تجربه زیسته ام در سرطان سخن گفتم. سخن من گرچه ابتدایی و تجربی بود، اما می خواستم به این مهم بپردازم که بیماری همیشه سلامت را مختل نمی کند و مفهوم سلامت همواره بر مبنای فقدان بیماری تعریف نمی شود. انسان صرفا موجودی بیولوژیک نیست، خصوصیت ها و رفتارهایی در ورای آن دارد که روان،اجتماعی بودن و باور مندی از جمله آنها است. معناسازی بیماری از جمله در سرطان، بستگی به معنایی دارد که بیمار به تناسب جهان یا جهان‌هایی که در آنها زیسته یا به آنها امیدوار است، برای خود و دیگران خلق می کند، در خلق این معنا، گریز و پرهیز از «شبه علم»که مبتنی بر شواهد نامعتبر و حتی اطلاعات آشفته و اعتباریات ذهنی است، ضرورت دارد، چنانکه وانهادن«انگ اجتماعی و استعاره های شکل گرفته در اذهان عمومی مهم است.من به واقع و به وضوح دریافتم که در سرطان باید کار درمان را با اعتماد به پزشک حاذق و مسوول سپرد و عملا بیماری ورزید و بیشتر گوشی برای شنیدن داشت.«انگ اجتماعی سرطان» و برابری آن با نابودکنندگی محتوم تندرستی نیز باید دور شد و البته در این باره باید بیشتر خواند و آموخت. کتاب « داغ ننگ» اورینگ گافمن در این باره خواندنی است.

*روزنامه اعتماد دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۱

@badhgshandishe
مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه برگزار می کند :

دربارهٔ «اختلاف نظر»

بهار و تابستان ۱۴۰۱

شروع نشست ها
۲۱ خرداد ۱۴۰۱

همراه با گفتارهایی از :

(به ترتیب الفبا )

دکتر محمد ابراهیم آزادگان ، دکتر غزاله حجتی ، دکتر جواد حیدری، دکتر هادی خانیکی ، دکتر محسن زمانی ،آیت الله سروش محلاتی ، دکتر حسین شیخ رضایی ، دکتر مروارید ، اردشیر منصوری، محمدرضا لبیب و ...

در روزهای آینده خبرها و محتواهای بیشتری دربارهٔ این نشست ها از کانال باشگاه اندیشه منتشر خواهد شد.

حضور برای همه آزاد و رایگان است.

درباره نشست ها

#اختلاف_نظر
#مطالعات_دیالوگ

@bashgahandishe
باشگاه اندیشه
مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه برگزار می کند : دربارهٔ «اختلاف نظر» بهار و تابستان ۱۴۰۱ شروع نشست ها ۲۱ خرداد ۱۴۰۱ همراه با گفتارهایی از : (به ترتیب الفبا ) دکتر محمد ابراهیم آزادگان ، دکتر غزاله حجتی ، دکتر جواد حیدری، دکتر هادی خانیکی ، دکتر…
درباره پرونده «اختلاف نظر»

اختلاف نظر ، امری به ظاهر رایج و بدیهی است که در شاخه های مختلف علوم و زندگی روزمره دیده می شود . اما در طی تاریخ طولانی فلسفه، کمتر به عنوان موضوعی مستقل به رسمیت شناخته شده است .
به نظر می رسد یکی از تلاش های اندیشمندان در تاریخ تفکر ، در کنار پاسخ به سوالات اساسی و غیر اساسی _ متناسب با نیاز ها و خواسته آدمیان_ حل اختلاف ها و پر کردن شکاف های میان یکدیگر بوده است . عموما میل عالمان بر این است که گزاره هایی معقول و منسجم درباره عالم داشته باشند و برای نیل به این مقصود می بایست ابتدا به حل و فصل دیدگاه خود در کنار دیدگاه های دیگر بپردازند. در سطح زندگی روزمره نیز بارها با انواع «اختلاف نظر» مواجه می شویم و هر کجا که صحبت از حقوق اساسی ادمیان مثل آزادی و حق انتخاب و همزیستی در کنار دیگران می شود ، "اختلاف" پر رنگ تر می شود و بیشتر رخ می نماید.

مدرسه مطالعات دیالوگ باشگاه اندیشه در نخستین رویدادهای عمومی خود ، به سراغ مساله " اختلاف نظر" رفته و بنا دارد با حضور صاحب نظران شاخه های گوناگون معرفت به مساله " اختلاف نظر " بپردازد و بر آنیم تا در این سلسله نشست ها و گفت و گو ها به این سوالات کما بیش بپردازیم :
• اختلاف نظر چیست ؟ چطور «اختلاف نظر» را بفهمیم ؟
• آیا شواهد واحد می توانند رویکرد های باوریِ متفاوتی را توجیه کنند ؟
• سیمای «اختلاف نظر» در آییئه سنت فکری ایرانی، اسلامی ما چیست ؟
• سهم توجه به «اختلاف نظر» در علوم اجتماعی ، سیاسی و دینی چه میزان است ؟ و در هریک با چه چالش هایی مواجه هستیم ؟
• آیا «اختلاف نظر» منجر به بازسازی می شود یا تخریب ؟
• رابطه «اختلاف نظر» با نسبی گرایی چیست ؟
• راه های مواجهه با «اختلاف نظر» کدامند ؟
و در پایان
• «اختلاف نظر» مدارا یا دیالوگ ؟

شروع نشست ها از 21 خرداد ۱۴۰۱ خواهد بود و همراهان این پرونده (به ترتیب الفبا ) :
دکتر محمد ابراهیم آزادگان ، دکتر غزاله حجتی ، دکتر جواد حیدری، دکتر هادی خانیکی ، دکتر محسن زمانی ،آیت الله سروش محلاتی ، دکتر حسین شیخ رضایی ، دکتر مروارید ، اردشیر منصوری، محمدرضا لبیب و ... هستند که هر هفته شنبه ها ساعت 18:30 در شبستان باشگاه اندیشه به نشانی خیابان وصال شیرازی ، کوچه نائبی ، پلاک 23 میزبان مخاطبین و علاقه مندان هستیم .

حضور برای همه آزاد و رایگان است.
#اختلاف_نظر
#مطالعات_دیالوگ
@bashgahandishe
آشنایی با مفاهیم
«معرفت شناسی اختلاف نظر »
بحثی مقدماتی

📝دکتر غزاله حجتی*


اختلاف‌نظر با دیگری پدیده‌ای بسیار آشنا است. ممکن است در خانواده‌ی خود، در محل کار خود، در گروه‌های کوچک یا بزرگی که عضو آن هستیم یا در جامعه‌ای که در آن به سر می‌بریم با دیگران اختلاف‌نظرهایی ساده یا پیچیده داشته باشیم. اختلاف‌نظر با پیروان فرهنگ‌ها و فرقه‌های مذهبی نیز بیانگر اختلاف‌نظری نه درون‌گروهی بلکه جهان‌شمول است که از دیرباز یکی از مسائل مهم انسانی به شمار آمده است. آیا این اختلاف‌نظرها می‌توانند درخور مباحثه‌ی فلسفی باشند؟ معرفت‌شناسی اختلاف‌نظر شاخه‌ای نسبتاً جدید در مباحث معرفت‌شناسی است که دقیقاً به همین پرسش می‌پردازد.
مطابق آنچه معرفت‌شناسان اختلاف‌نظر گفته‌اند، هر اختلاف‌نظری واجد اهمیت فلسفی نیست. ممکن است اختلاف‌نظر بین کسی رخ دهد که در شاخه‌ای از دانش بشری متخصص به شمار می‌آید و کسی که در آن زمینه چیزی نمی‌داند. ممکن است اختلاف‌نظر بین کسانی رخ دهد که از حیث دسترسی به شواهد و دلایل ذی‌ربط در سطحی برابر نیستند و، برای نمونه، یک طرف به اطلاعات و شواهد دسترسی ندارد در حالی که طرف دیگر مدعایش را بر اساس اطلاعاتِ سنجیده و ارزیابی‌شده مطرح می‌کند. تکلیفِ چنین اختلاف‌نظرهایی پیشایش روشن است: با در نظر داشتن همین شرایط، رأی کسی را باید پذیرفت که واجد تخصص است؛ ادعای کسی را باید پذیرفت که به اطلاعات، شواهد و دلایل دسترسی مناسبی دارد. آنچه می‌تواند پدیده‌ی اختلاف‌نظر را به سطح بحث فلسفی ارتقا دهد بروز آن بین کسانی است که به‌اصطلاح «همتا» شمرده می‌شوند، یعنی کسانی که از نظر قوای معرفتی، فضیلت‌های فکری و دسترسی به دلایل و شواهد و دانش پس‌زمینه‌ای در سطحی تقریباً برابر قرار دارند؛ مثلاً هر دو (یا چند) طرف اختلاف متخصص محسوب می‌شوند یا باورهای خود را از طریق قوایی یکسان با دسترسی به شواهدی تقریباً برابر به دست آورده‌اند. این شرایطی است که می‌توانیم آن را اختلاف‌نظر ایدئال بخوانیم.
اینک، پرسش این است که با در نظر داشتن این شرایط، با اختلاف‌نظر چه باید کرد و آیا خود اختلاف‌نظر می‌تواند شاهدی باشد بر اینکه باید در صحت دیدگاه خود تردید کنیم، از اطمینانمان به آن بکاهیم یا حتی از آن دست بشوییم؟ یا، برخلاف آن، مجاز و موجه‌ایم همچنان بر دیدگاه خود پای بفشاریم و آن را حفظ کنیم؟ بحث مقدماتی ما به طرح و توضیح این پرسش‌ها و پاسخ‌های محتمل به آن‌ها اختصاص خواهد داشت.

*پژوهشگر فلسفه دین
مولف کتاب «اختلاف نظر دینی»
مترجم کتاب«اختلاف نظر» نوشته برایان فرانسیس

#مطالعات_دیالوگ
#اختلاف_نظر

@bashgahandishe
درباره_اختلاف_نظر۱،_آشنایی_با_مفاهیم_معرفت_شناسی_اختلاف_نظر،_غزاله.MP3
133.2 MB
پرونده «اختلاف نظر»

صوت نشست اول

آشنایی با مفاهیم
«معرفت شناسی اختلاف نظر »

دکتر غزاله حجتی

شنبه
۲۱ خرداد ۱۴۰۱

#مطالعات_دیالوگ
#اختلاف_نظر

@bashgahandishe
باشگاه اندیشه
گزارش نخستین نشست پرونده اختلاف‌نظر با مفاهیم معرفت‌شناختی اختلاف‌نظر با حضورِ دکتر غزاله حجتی پژوهشگر فلسفه دین #مطالعات_دیالوگ #اختلاف_نظر @bashgahandishe
نشست دوم

شواهد و باور-۱
(شواهدِ واحد می‌توانند رویکرد های باوری متفاوتی را موجه کنند.)

با حضورِ
دکتر محسن زمانی
پژوهشگر و استاد فلسفه تحلیلی

شنبه
۲۸ خرداد ۱۴۰۱
ساعت ۱۸:۳۰

خیابان انقلاب،
خیابان وصال شیرازی
کوچه نایبی
پلاک ۲۳


#مطالعات_دیالوگ
#اختلاف_نظر

@bashgahandishe
باشگاه اندیشه
نشست دوم شواهد و باور-۱ (شواهدِ واحد می‌توانند رویکرد های باوری متفاوتی را موجه کنند.) با حضورِ دکتر محسن زمانی پژوهشگر و استاد فلسفه تحلیلی شنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۱ ساعت ۱۸:۳۰ خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی کوچه نایبی پلاک ۲۳ #مطالعات_دیالوگ #اختلاف_نظر…
نشست دوم

شواهد و باور-۱
(شواهدِ واحد می‌توانند رویکرد های باوری متفاوتی را موجه کنند.)

📝دکتر محسن زمانی

وقتی با کسی اختلافِ نظر داریم که شواهدمان درباره‌یِ موضوعِ اختلافی یکی است، آیا باید در باورِ خود تجدیدِ نظری کنیم؟
سئوالِ آسانی نیست.
شاید به این خاطر موقعیتِ وصف‌شده در سئوال را پرسش‌برانگیر می‌یابیم که فکر می‌کنیم: «نمی‌شود که هر دو درست بگوییم، بالاخره شواهدِ مشترک‌مان حداکثرِ نظرِ یکی از ما دو نفر را حمایت می‌کند».
اگر با این گفته هم‌دل اید، اصلِ یک‌تایی را درست می‌دانید و اگر هم‌دل نیستید این اصل را نادرست می‌شمرید.
تامس کِلی معتقد است تمایزی که ویلیام جیمز به آن اشاره کرده است، به کارِ نشان دادنِ نادرستیِ اصلِ یک‌تایی می‌آید. جیمز می‌گوید ما دو هدفِ معرفتی داریم که همیشه هم‌سو نیستند: یکی به کذب‌ها باور نیاوردن و دیگری به صدق‌ها باور آوردن. کلی استدلال می‌‌کند چون معقول است که آدم‌ها وزن‌هایِ متفاوتی به هر یک از دو هدف بدهند، اصلِ یک‌تایی غلط است.
کلی استدلال‌هایِ دیگری هم برایِ ردِ اصلِ یک‌تایی می‌آورد. در این جلسه برخی از این استدلالِ‌هایِ کلی را تقریر می‌کنم، از جمله استدلالی را که از ویلیام جیمز الهام گرفته است.

(متن کامل مقاله مورد بحث به پیوست آمده است.)

شنبه
۲۸ خرداد ۱۴۰۱
ساعت ۱۸:۳۰

خیابان انقلاب،
خیابان وصال شیرازی
کوچه نایبی
پلاک ۲۳

#مطالعات_دیالوگ
#اختلاف_نظر

@bashgahandishe