اما من هنوز نفهمیدم چرا با همه حرف کم میارم، با تو زمان.
بله غاده السمان عزیز، منم وقتی که داشتم باورش میکردم، خنجرش را در سینهام فرو کرد.
چه بر من گذشته است که به جای پایان رنج ها به پایان خود میاندیشم؟
حق با شماست خانوم مگان دیواین، شعار و شاد باش گویی، دردی رو دوا نمیکنه.
درسته الکس عزیز، اگه تکلیف واقعیت و روشن نکنی، واقعیت تکلیف تورو روشن میکنه.
هنگام بغل کردنت چاقو را در قلبم فرو کردی،
میشود قاتلی باشی که به صحنهی قتل برمیگردد؟
میشود قاتلی باشی که به صحنهی قتل برمیگردد؟
تو از اولم میدونستی جمال ثریای عزیز، غمگینت خواهند کرد، بسیار هم غمگین. آنگاه مرا به یاد خواهی آورد.
بله جناب داستایفسکی، آنچه در درون آدم میماند، بسیار بیشتر از آن چیزیست که با کلمات بیرون میآید.
جناب ادگار، منم میخواستم رازهام رو بهش بگم، اما دیدم خودش هم یکی از اوناست.
جناب شوپنهاور حق با شماست، به ندرت در هر صد نفر، یک نفر ارزش آن را دارد که با او بحث کنی.
درسته نزار قبانی عزیز،
میدانستم او کشته خواهد شد؛
او زیبا بود در عصر زشتی ها.
میدانستم او کشته خواهد شد؛
او زیبا بود در عصر زشتی ها.
گَه مرا پس میزنی، گَه باز پیشم میکشی،
[کاش بفهمه جناب شهریار]
آنچه دستت داده ام نامش دل است، افسار نه.
[کاش بفهمه جناب شهریار]
آنچه دستت داده ام نامش دل است، افسار نه.