Dialogues teach the greatest lessons
43.1K subscribers
313 photos
20 videos
13 links
غمگین نشده‌ام عزیز مدت هاست غمگین مانده‌ام
تعرفه : t.me/adverp
Download Telegram
حالا دیگر خیلی تنها شده‌ام و هیچ شلوغی نجاتم نخواهد داد؛ مثل پای قطع شده مردی در جنگ که هیچ صلحی آن را بر نمی‌گرداند
-اصلا تا حالا یبارم بهم گفتی دوستت دارم؟ نه دیگه نگفتی.
+اخه مگه گفتنیه؟
-اره، اره گفتنیه..
+چرا اون کارو کردی؟
-فقط میخواستم حالم خوب بشه..
+با کشتن خودت؟؟
-والا من هر کی رو دیدم حالش خوبه مرده بود.
بله جناب خسرو شکیبایی، منم گاهی اوقات سکوت می‌کنم، چون انقدر رنجیدم که نمی‌خوام حرفی بزنم.
1
منم همینطور جناب حافظ، در اندرون من خسته دل ندانم کیست
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست...
او تو را کشته بود؛ ولی تو انگار طوری هستی که اگر بر مزارت دسته گلی می‌گذاشت، او را می‌بخشیدی.
اما من هنوز نفهمیدم چرا با همه حرف کم میارم، با تو زمان.
بله غاده السمان‌‌ عزیز، منم وقتی که داشتم باورش می‌کردم، خنجرش را در سینه‌ام فرو کرد.
چه بر من گذشته است که به جای پایان رنج ها به پایان خود می‌اندیشم؟
موری هنوزم فکر میکنی عشق، تنها کارِ منطقی انسانه؟
حق با شماست خانوم مگان دیواین، شعار و شاد باش گویی، دردی رو دوا نمیکنه.
درسته الکس عزیز، اگه تکلیف واقعیت و روشن نکنی، واقعیت تکلیف تورو روشن میکنه.
هنگام بغل کردنت چاقو را در قلبم فرو کردی،
می‌شود قاتلی باشی که به صحنه‌ی قتل برمی‌گردد؟
تو از اولم می‌دونستی جمال ثریای عزیز، غمگینت خواهند کرد، بسیار هم غمگین. آن‌گاه مرا به یاد خواهی آورد.
بله جناب داستایفسکی، آن‌چه در درون آدم می‌ماند، بسیار بیشتر از آن چیزیست که با کلمات بیرون می‌آید.
جناب ادگار، منم می‌خواستم رازهام رو بهش بگم، اما دیدم خودش هم یکی از اوناست.