حق با تو بود ال، تنها موندن بهتر از بودن با آدم اشتباهه
اره لیوای حق با توئه، چه بدنت سالم باشه چه نه، مرده مردست.
درسته جناب ویکتور هوگو، مردن مسئله مهمی نیست؛ زندگینکردن وحشتناک است.
از توضیح دادن استعاره ها متنفرم!
مردم یا متوجه حرف هایم میشوند یا نه؛ من مسئول فهم دیگران نیستم.
مردم یا متوجه حرف هایم میشوند یا نه؛ من مسئول فهم دیگران نیستم.
آیدا! این که مرا به سوی تو میکشد عشق نیست، شکوه توست؛ و آنچه مرا به انتخاب تو برمیانگیزد، نیاز تن من نیست، یگانگی ارواح و اندیشههای ماست.
ببین دایان، خانوادهی بد مثل یه منجلابه؛ توام حق داشتی وقتی فرصتش و پیدا کردی ازش بیای بیرون.
بله آقای ابتهاج، منم نخواهم ایستاد رو به روی او، جز برای بوسه دادن.
1
-اسم کتابت رو گذاشتی "تو شارون منی"، این یعنی چی؟
+پلوتو همیشه شارون رو کنار خودش نگه میداره.
اون قمریه که بدون توجه به اینکه پلوتو توی منظومه شمسی هست یا نه، تا ابد باهاش میمونه.
پس این یعنی قرار نیست برای همه آدم خاصی باشیم، فقط باید شارون خودمون رو پیدا کنیم.
+پلوتو همیشه شارون رو کنار خودش نگه میداره.
اون قمریه که بدون توجه به اینکه پلوتو توی منظومه شمسی هست یا نه، تا ابد باهاش میمونه.
پس این یعنی قرار نیست برای همه آدم خاصی باشیم، فقط باید شارون خودمون رو پیدا کنیم.
کسی که هدفی در آینده نمیدید، ناچار تسلیم واپسنگری میشد و اندیشههای گذشته را نشخوار میکرد که همین باعث سقوط او میشد.
درسته جناب نیچه، کسی که چرایی زندگی را یافته است، با هر چگونگی خواهد ساخت.
بله جناب البرکامو، همهی بدبختی انسانها از این است که به زبان صریح و روشن حرف نمیزنند.
منم همینطور آقای البرکامو،
ﻗﺼﺪ ﻣﺮﺩﻥ ﻧﺪﺍﺭﻡ
ﻭ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ.
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﺭﺍ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ،
ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺏ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻨﻢ.
ﻗﺼﺪ ﻣﺮﺩﻥ ﻧﺪﺍﺭﻡ
ﻭ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺮﺩ.
ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﺭﺍ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ،
ﻣﯽﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﻪ ﺧﻮﺏ ﺗﻤﺎﻡ ﮐﻨﻢ.
حق با شماست آقای البرکامو، آدم ها باهم ازدواج میکنند، بازهم کمی همدیگر را دوست دارند و کار میکنند. آنقدر کار میکنند که دوست داشتن را فراموش کنند.
عقل محتاط است. ترسان و لرزان گام برمیدارد. با خودش میگوید: "مراقب باش آسیبی نبینی." اما مگر عشق اینطور است؟