درسته لیوای، درد بهترین راه برای ادب کردنه؛ اما من دیگه کشش ندارم.
هیستوریای عزیز، منم دوست دارم دست از زندگی کردن برای بقیه بردارم، منم دوست دارم برای خودم زندگی کنم.
منم همینطور ارن، منم دیگه وقت اینو ندارم که به درست یا غلط بودنش فکر کنم، به هرحال یه داستان ترسناک پایانش خوشحال کننده نیست.
حق با تو بود کنی آکرمن، همه برای زندگی کردن باید مست چیزی باشن، همه برای ادامه دادن برده یه چیزی هستن.
یه قسمتی از قلب من همیشه منتظر تو میمونه ولی مغزم میدونه همچی تموم شده
من فکر میکردم میتوانم او را از یاد ببرم، اما دیر فهمیدم انسان آنچه را که دوست داشته، هرگز فراموش نخواهد کرد
منم همینطور گریسی، منم دیگه به نیمه پر لیوان باور ندارم، چون لیوانم تیکه تیکه شده.
درسته جناب مولانا،
در نیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید وسلام
در نیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید وسلام
منم اگه قراره بخاطر نجات دادنِ او بمیرم، هیچ مشکلی ندارم سونجه عزیز.
منم همینطور گتو، منم هیچوقت نتونستم توی این دنیا از ته دل لبخند بزنم.
اسنوی عزیزم. درست میگفتی عشق حقیقی همیشه قدرتمند ترین چیز بوده...
وقتی میبینمش یادم میره قرار بود دیگه دوسش نداشته باشم.
به من میگن زیاد فحش میدم آقای بوکوفسکی، یعنی چی؟ برای اونایی که زندگیم رو به گه کشیدن شعر بنویسم؟
هزارتا رویا کشته میشه تا یاد بگیری زندگی رویایی نیست
درسته پینکی، توی قفس بودن وحشتناکه، ولی وحشتناک تر از اون قفسیه که برای خودمون درست میکنیم.
فروغ فرخزاد عزیز، فعلا میسازم چه میشود کرد؟
مگر میشود دنیا را پاره کرد و از داخلش خوشبختی درآورد؟ همین است که است
مگر میشود دنیا را پاره کرد و از داخلش خوشبختی درآورد؟ همین است که است
حالا اصلا سر صدایی نیست جینکس، با این سکوت چیکار کنم؟