Dialogues teach the greatest lessons
43.6K subscribers
313 photos
20 videos
13 links
غمگین نشده‌ام عزیز مدت هاست غمگین مانده‌ام
تعرفه : t.me/adverp
Download Telegram
I let you win but you let me down
1
تو مرا نخواستی و من تازه فهمیدم عشق هم می‌تواند آدم را جایی پشت در جا بگذارد.
1
من با غم بزرگ نشدم؛ غم بود که قد کشید و به من رسید.
2
با فرودِ شب، جهان از مألوف‌بودن بازمی‌ایستاد؛ اشیا غریب، صداها بیگانه و خویشتن، دورترین موجودِ شناخته‌شده‌ی این حوالی می‌شد.
1
دل گرفتارِ همان دل که گرفتارم نیست.
think I'll miss you forever
لبخندت قشنگ‌ترین زخمی بود که به من زدی؛ از آن روز، هر بار یادت می‌افتم، جای نبودنت دوباره باز می‌شود.
بهم بگو، یه قلب میتونه بشکنه؛ وقتی قبلا از کار افتاده؟
به همان شدتی که به دیگری نزدیک می‌شوی
به سوی خود‌، مأیوسانه باز خواهی گشت.
اما عزیزم، تو چه میدانی ایستادن روی زانوهای شکسته میان کسانی که نامم را می‌دانستند اما دردم را نه، چگونه است؟ و کاش هرگز ندانی.
1
آدم گاهی کسی را با تمامِ چیزی که از خودش باقی مانده دوست می‌دارد، بعد از رفتنش می‌فهمد همان تکه‌های باقی‌مانده هم مال خودش نبوده‌اند؛ دردناک‌تر از شکستن، برگشتن به خودی‌ست که دیگر چیزی برای پناه دادن به تو ندارد.
ولی من درمورد خانواده‌م بهت گفته بودم.
روحم زمانی پناهِ آخرین روشنایی‌ام بود؛ آمدی و تاریکی را درست از جایی آغاز کردی که من هنوز امید را پنهان کرده بودم.
چه غریب است که آدم بخواهد تمامِ عمر از کسی مراقبت کند، اما ناخواسته به یکی از زخم‌هایش بدل شود.
شب که می‌شود، دلتنگی بی‌اجازه کنار آدم می‌نشیند.
1
اگه میتونستی فراموشش کنه، واقعا میخواستی؟
کاش کسی می‌آمد و این خوابِ لعنتی را شیرین‌تر از بیداری می‌کرد.