بچگی خودم رو دیدم و بهش گفتم الان میتونم همه کارایی که تو نمیتونستی انجام بدی رو انجام بدم، اونم گفت من دارم با بابابزرگ میرم بستنی بخورم، اون بُرد.
2
به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم.
نان را تو ببر، که راهت بلند است و طاقتت کوتاه
نمک را بگذار برای من، میخواهم این زخم تا همیشه تازه بماند.
نان را تو ببر، که راهت بلند است و طاقتت کوتاه
نمک را بگذار برای من، میخواهم این زخم تا همیشه تازه بماند.
2
هیچوقت نفهمیدم چرا باید تاوانِ چیزهایی را بدهم که حتی انتخابشان نکرده بودم.
1
یک عمر طول کشید تا بفهمم آن چیزی که در من مُرد، امید نبود؛ آن بچهای بود که هنوز فکر میکرد اگر به اندازهی کافی خوب باشد، بالاخره یک نفر میماند.
1
پرسید او هم تو را میخواست؟ به اندازهی یک قرن سکوت کردم و بعد گفتم، هیچوقت مطمئن نشدم.
2
چه حقیقتِ تلخیست که آدمی گاه در نخستین پناهِ زندگیاش، معنای بیپناهی را میآموزد.
بدترین قسمتِ فمیلی ایشوز این نیست که خونهات هیچوقت امن نبوده؛ اینه که بعداً هر جا اسمِ خانواده میاد، ناخودآگاه دنبال راهِ فرار میگردی.
من درباره این زندگی حتی در بهشت هم گریه خواهم کرد.
1
و اما عزیزم، تلافی اون شب بیداری هایی که بهم دادی، بمونه برای شبی که میفهمی هیچکس اندازهی من پشتت نبود.
بدترین خیانت این بود که کاری کردی به خودم هم شک کنم.
در نهایت اگر لازم باشد برای حفظ آرامشم، از کل دنیا فاصله میگیرم.
6
Dialogues teach the greatest lessons
در نهایت اگر لازم باشد برای حفظ آرامشم، از کل دنیا فاصله میگیرم.
اگر کل دنیا یک نفر باشه چی؟
5
خودت رو بخاطر زودتر نفهمیدن چیزی که فقط زمان میتونست بهت یاد بده، ببخش
هروقت سعی میکنم لبخند بزنم، احساس میکنم به آنچه در درونم است خیانت میکنم.
دلتنگیِ تو فقط نبودنت نیست؛ اینه که هرچی دور و برمه، جای خالیِ تو رو بیشتر به رخم میکشه. بدترینش اینه که شب که میشه، همهچیز ساکت میشه و من میمونم و جای خالیِ کسی که انگار هنوز باید اینجا میبود.
مادرم میگفت، عزیزم کسی را نرنجان معصیت دارد، مادر جان آنها که زندگی را به کامم تلخ کردند مگر مادری نداشتند که این را به آنها گوشزد کند؟
گفت چرا هیچوقت باور نمیکنی دوستت دارند؟ لبخند زدم و گفتم، چون اولین کسی که قرار بود باورم بدهد، خودش دلیلش را از من گرفت.
1
تمام عمرت سعی کردی آنقدر بینیاز باشی که هیچکس فرصت نکند دوباره ناامیدت کند.
1
تلخترین چیز دربارهت اینه که هنوز منتظر همون آدمایی.