نگاهت همان دردِ زیباییست که اگر تمام شود، دلم برای زخمش تنگ میشود.
1
امشب از آن شبهاست که حتی سکوت هم سنگینتر از همیشه روی سینهام افتاده؛ انگار تمام چیزهایی که نگفتم، آمدهاند کنار تختم نشستهاند.
3
اگه یه روز مجبور بشی تمام حقیقت خودت رو بشنوی، هنوز میتونی خودت رو تحمل کنی؟
1
این شب ها، هرچقدر هم ذهنم شلوغ باشد، آخرِ تمام فکرهایم به تو میرسد.
1
آدم گاهی آنقدر خستهست که حتی غمش هم بیصدا میشود.
1
چه چیزی درونت مُرده که هنوز داری با جای خالی اش زندگی میکنی؟
1
گاهی یک چیز کوچک، تمام دردهای دفنشده را بر می گرداند یک صدا، یک بو، یک حس و ناگهان دوباره همان آدمِ سابق میشوی. بدتر از برگشتنِ درد، این است که بفهمی هیچوقت نرفته بود.
1
هیچوقت اون شب طولانی رو که هیچکس برای کمک سراغت نیومد فراموش نکن.
4
من همیشه تاوان رفتنِ آدمهایی را دادهام که رفتنشان انتخاب من نبود.
1
شب که میشود، دلتنگیات بلندتر از سکوت اتاق میشود؛ انگار تمامِ تاریکی فقط آمده تا نبودنت را یادم بیندازد.
1
اگر دیگر نتوانم کسی را شبیه تو دوست داشته باشم چی؟
1
خواب بهت ثابت میکنه برای واقعی بودن یک تجربه، همیشه لازم نیست یک اتفاق واقعاً افتاده باشه.
2
گاهی فقط دلم میخواد یکی بفهمه این سکوت از بیحرفی نیست؛ از اینه که دیگه نمیدونم چطور بگم از درون چقدر خستهام.
2
شازده کوچولو پرسید : غم انگیزتر از اینکه بیای و کسی خوشحال نشه چیه؟
روباه گفت : اینکه بری و کسی متوجه نشه..
روباه گفت : اینکه بری و کسی متوجه نشه..
باباها وقتی دوست دارن یکاری بکنن اما نمیشه، خیلی گناه دارن
بعضی چیز ها خیلی قبلتر از اینکه بفهمیم دیگه نداریمشون، از دستمون رفتن.