از میان مارها جان سالم به در بُردم ولی یک پروانه مرا کشت.
3
این پول واقعا چیز عجیبیه، باعث میشه هیچی از زندگیم نفهمم
فقط میدونم اگه باشه مامانم کمتر کار میکنه.
فقط میدونم اگه باشه مامانم کمتر کار میکنه.
2
آب بود، شنا هم بلد بودم
ولی من راه رسیدنم دریا نبود، پرواز بود
ولی من راه رسیدنم دریا نبود، پرواز بود
اگر در کسی گم شده باشی، هرگز نمیتوانی خود را بیابی.
1
اگر میشد گذشته رو عوض کرد، شاید هنوز همه کنار هم بودیم.
یک جورهایی آرزو میکنم که ای کاش هرگز او را ندیده بودم.
عاشق شدن آسونه، قسمت سخت زمانیه که بخوای ازش خلاص بشی.
تمام عمر خواستم سقفی برای رویای کسی باشم آخر بر ویرانهی خودم باران گرفت.
1
برخی زندگیها بیآنکه زیسته شوند از میان میروند.
1
ظاهرأ کنار اومدم، ولی فکر اینکه میتونست یک جور دیگه باشه واقعا آزاردهندست.
2
خسته شدم از بس برای چیزایی تلاش کردم که بقیه راحت از بدو تولد داشتنش.
1
آدم خوبی بود، من را هم دوست داشت
با این حال چیزی بینمان شکل نگرفت، میدانی؟
من پژمرده تر از آن بودم که با محبت او به زندگی برگردم.
با این حال چیزی بینمان شکل نگرفت، میدانی؟
من پژمرده تر از آن بودم که با محبت او به زندگی برگردم.
1