گاهی اوقات اینجوریه که طرف واقعا دوست نداره.
فقط میدونه که تو آدم خوبی هستی،
و نمیخواد ببینه اون عشقی که بهش دادی رو به کس دیگهای بدی؛ همین.
فقط میدونه که تو آدم خوبی هستی،
و نمیخواد ببینه اون عشقی که بهش دادی رو به کس دیگهای بدی؛ همین.
2
غروب جمعه، شبیه آخرین صفحهی کتابیه که هیچوقت پایانش رو دوست نداشتی.
1
باور به اینکه کسی فکر کند من جذابم در حالی که خودم نمیتوانم در آینه به خودم نگاه کنم، سخت است.
2
مطمئنم او نیز از اینکه بر اساس ظاهرش قضاوت میشود ناراحت است.
1
Forwarded from Hidden Chat
عمو چرا همه دردا درمان میشن جز دردی که خانواده بهت میزنه؟ چرا تا سالها واسه اون جمله بابا یا اون کار مامان غمگینیم؟
3
از میان مارها جان سالم به در بُردم ولی یک پروانه مرا کشت.
3
این پول واقعا چیز عجیبیه، باعث میشه هیچی از زندگیم نفهمم
فقط میدونم اگه باشه مامانم کمتر کار میکنه.
فقط میدونم اگه باشه مامانم کمتر کار میکنه.
2
آب بود، شنا هم بلد بودم
ولی من راه رسیدنم دریا نبود، پرواز بود
ولی من راه رسیدنم دریا نبود، پرواز بود
اگر در کسی گم شده باشی، هرگز نمیتوانی خود را بیابی.
1
اگر میشد گذشته رو عوض کرد، شاید هنوز همه کنار هم بودیم.
یک جورهایی آرزو میکنم که ای کاش هرگز او را ندیده بودم.
عاشق شدن آسونه، قسمت سخت زمانیه که بخوای ازش خلاص بشی.
تمام عمر خواستم سقفی برای رویای کسی باشم آخر بر ویرانهی خودم باران گرفت.
1
برخی زندگیها بیآنکه زیسته شوند از میان میروند.
1