Dialogues teach the greatest lessons
42.8K subscribers
287 photos
20 videos
13 links
غمگین نشده‌ام عزیز مدت هاست غمگین مانده‌ام
تعرفه : t.me/adverp
Download Telegram
+ فردا دم آفتاب اعداممون می کنن.
- کاش فردا هوا ابری باشه.
گلوله نمی‌دانست، شکارچی نمی‌دانست، پرنده برای آزادی‌‌اش بال بال میزد؛ خدا که می‌دانست.. نمی‌دانست؟
دنیا چه میدونه کامیونِ جنازه یعنی چی؟
خدا به دادشان نرسید پس آنها تصمیم
گرفتند خودشان را به خدا برسانند.
در شبی گیر کردیم که تمومی نداره
کاش من می‌مُردم
وطن خاک نیست؛ وطن، هم‌ وطنه..
2
ما حالمون خوب نیست، خوبم نمیشیم
و مرد در من، هرآنچه زنده بود
سپهر کجایی بابا؟
7
نمی‌دانم چه خواهد شد و راستش را بخواهی دیگر برایم اهمیتی ندارد؛ من برای تمام احتمالات زندگی خسته‌ام.
در اين مدت، زندگی به گونه‌ای سپری شده است كه مى‌توانم سال‌ها بی‌آنكه حادثه‌اى غم‌انگیز رخ دهد، غمگین بمانم.
بالاتر از سیاهی دقیقاً رنگ این روزهای ماست
گریه بس نیست
باید برای این همه مرگ، مرد
از هفته‌ دیگه هر روز چهلمه
ما آدم های معمولی بودیم، از فوتبال خوشمان می‌آمد، از درخت های پاییز و دست های در هم گره خورده و چیزهای دیگر عکس می‌گرفتیم و می‌نوشتیم
شما ما را سیاسی کردید!
ما گفتیم دخل و خرجمون با هم نمی‌خونه سفره‌مون کوچیک شده، اومدن آدمای سر سفره رو کم کردن
1
قبلا این موقع سال بوی عید میداد، الان بوی خون میده
منم همینطور داستایفسکی عزیز، هروقت سعی میکنم لبخند بزنم احساس میکنم به آنچه رخ داده است، خیانت میکنم!
یک ماه قبل؛ امروز، هزاران آرزو تیر خوردند
2
گاهی نمی‌گذرد حتی اگر یک ماه گذشته باشد