Dialogues teach the greatest lessons
42.8K subscribers
285 photos
20 videos
13 links
غمگین نشده‌ام عزیز مدت هاست غمگین مانده‌ام
Download Telegram
توام دوسم نداشتی
ما می‌خواهیم در وطن زندگی کنیم نه فقط برایش غصه بخوریم
افسوس چه را بخوریم؟ جوانی؟ ما هرگز جوان نبوده‌ایم.
تو شبیه شبی هستی که ستمگران می‌میرند و انقلاب پیروز می‌شود
من تکه نانم را امروز می‌خواهم نه در بهشت
نفرین عالم بر آنان که پدران سرزمینم را شرمنده فرزندانشان کردند
زمان و مکان مناسبی برای جوانی نبود، کاش در روزگار دیگری می‌زیستیم ما همگی حیف بودیم..
مردمانی بی تصمیم در حاشیه‌ی جهان خویش، گران زندگی می‌کردند اما ارزان می‌مردند
فقیران، فقیران را کتک می‌زدند تا پولداران در قصر های خود زندگی کنند
وقتی حکومتی به مردمش ظلم می‌کند نافرمانی دیگر جرم نیست بلکه یک وظیفه است
فکر کنم برای اولین باره که هممون میدونیم به چی فکر میکنیم
از کتابِ قصه‌ی نسلِ ما خون جاری می‌شود
با غم آنهایی که برای ما جان دادند چه باید کرد؟
همه چیز گران بود الا جانمان
گفت نمردیم و چه چیزها دیدیم
" ای کاش مرده بودیم و نمی‌دیدیم "
‏‌‏انقدر جوان مرد، کسی پیر نشد.
شب‌ها طولانی‌تر شدن، یا ما خسته‌تریم؟
1
درد آنقدر گسترده بود که اشک نمی‌دانست
بر کدام نام،
در کدام شهر،
سرازیر شود
بی دینِ بی دینم اگر ایمان شما هستید.
به هرحال این اوضاعی است که می‌بینید و تفسیر لازم ندارد، ما هم می‌سوزیم و می‌سازیم
قسمتمان این بوده یا نبوده دیگر اهمیت ندارد، سگ بریند روی قسمت و همه چیز