Dialogues teach the greatest lessons
42.8K subscribers
286 photos
20 videos
14 links
غمگین نشده‌ام عزیز مدت هاست غمگین مانده‌ام
Download Telegram
یه لایه‌ی دیگه غم روم بشینه سقوط می‌کنم
مگه تو چقدر اذیتش کردی که تو چنل من جوینه؟
1
چرا دیگر این نیز نمی‌گذرد؟
اون بانمک بود و منم پر از زخم های باز، نشد
دلم برات تنگ شده. دلم برای حرف‌ زدن با تو تنگ شده.
من چندان دوستی ندارم. راستش را بخواهید می‌توانید «چندان» را بردارید، چون در واقع دوستی ندارم.
فهمیدم که دیگر نمی‌ترسیدم؛ نه از این تاریکی و نه از هیچ تاریکی دیگری.
آدم های ساکت پر سر و صدا ترین مغز هارو دارن
2
ای‌ در‌ دلم‌ نشسته
از‌ تو‌ کجا‌ گریزم؟
جوری به من خیره می‌شد که انگار بهترین و جالب‌ترین موجود جهان بودم.
گمونم از این ترسیدم که کم‌کم بهت اهمیت بدم و اگه بهت اهمیت می‌دادم و یه وقت بلایی سرت می‌اومد چی؟
من از چشمان زیادی گذر کردم، اما فقط غرق چشمان تو شدم.
رویاها
زیباتر از آن‌اند که حقیقت داشته باشند
به رویا می‌مانی
دور و دست‌نیافتنی
همیشه تو را این‌گونه احساس کرده‌ام
دور از بودن‌.
چند سال طول میکشد تا یک دقیقه را فراموش کرد؟
فکرش رو بکن. وقتی ما ستاره‌ای رو می‌بینیم، ممکنه اون‌قدر طول کشیده باشه تا نورش به ما برسه که خود ستاره مُرده باشه، ممکنه کلاً منفجر شده باشه. منظورم اینه که دنیا پُر از آدم‌های خُل‌و‌چِله که آرزوشون رو به ستاره‌هایی می‌گن که ممکنه دیگه اصلاً وجود نداشته باشن!
از جهنم اومده بود
جز کنار، هیچ ز اهل دنیا نگیر.
زانوی غم منم، بغلم کن
توام دوسم نداشتی
ما می‌خواهیم در وطن زندگی کنیم نه فقط برایش غصه بخوریم
افسوس چه را بخوریم؟ جوانی؟ ما هرگز جوان نبوده‌ایم.