Dialogues teach the greatest lessons
42.9K subscribers
276 photos
20 videos
13 links
غمگین نشده‌ام عزیز مدت هاست غمگین مانده‌ام
Download Telegram
+ چشمای غمگینی داری
- زندگی غمگینی هم دارم
1
من احتمال اینکه تو دوستم بداری را، دوست داشتم
1
به سینه‌اش اشاره کرد؛ گفت: «مانده است این‌جا. سنگین... مثل سرب.»
تو که قصد رفتن کرده بودی چرا تمام آن شب ها با من بی‌خوابی می‌کشیدی؟
آن گونه در هم تنیده‌ ایم که وقتی چشمانت را میبندی من به خواب میروم.
آنچنان مرا در آغوش بکش که گویی می‌خواهی زخمت را از دشمنت پنهان کنی.
2
دچارِ نوعی بهت‌ زدگی و بی‌حسی شده‌ام. احساس خستگی نمی‌کنم، خوابم نمی‌آید، غصه‌دار نیستم، شاد هم نیستم
Wish I were Heather
تو در میان این همه سیاهی آبی بودی
1
پذیرفتن اینکه آدم مورد علاقت آدم زندگیت نیست، خیلی غم‌ انگیزه
نمیدونم عزیزم، فکر کنم دارم تموم میشم
1
ای کاش تموم دنیا ناراحتم میکرد جز تو
1
سلامی صمیمی تر از غم ندیدم؛
به اندازه غم تو را دوست دارم.
1
اینان برای عشق ورزیدن به خدای خویش جز دار زدنِ انسان راهی نمی‌دانند.
یعنی انقدر دوست داشتنی نبودم؟
وقتی گردوغبار زندگی را از لباسش تکاند، تنها سوال سخت و درست را پرسید: «خوب بود یا بد؟ کارم را خوب انجام دادم یا خراب کردم؟»
منم می‌خوام فقط کنارش باشم میکاسای عزیز.
کاش تا قبل تموم شدنم برسم بهت