آسمان تاریک و تاریکتر میشود سیاهی و کبودی در رقابتند اما ستارهها هنوز برای تو میدرخشند.
حق با توئه راسل؛ ترس از عشق همون ترس از زندگیه و کسی که از زندگی بترسه، مردهای بیش نیست.
حالا که قراره ثابت کنیم کدوممون بدبختتریم، باید به عرضت برسونم که به منم خیلی خوش نمیگذره.
باید سیارهمون رو نجات بدیم، درخت بکاریم و خودمون رو ازش حلق آویز کنیم
این همون زندگی بعدیه که توی زندگی قبلی منتظرش بودی...؟
مدت ها کنار خشمم نشستم آنقدر که بالاخره به من گفت اسم واقعیاش " سوگ " بوده است
سرنوشت مرا در سنی غمگین کرد که مردم در آن سن آرزوهایشان را برآورده میکنند.
اما اگه همیشه دنبال معنای زندگی بگردی، هرگز زندگی نمیکنی
- ما به هم قول داده بودیم.
+ قولها برای اینن که شکسته بشن ویلیام
+ قولها برای اینن که شکسته بشن ویلیام
تمام عمر به دنبال شاهدی گشتی تا رنجت را تایید کند.
خودت مگر آنجا نبودی؟
خودت مگر آنجا نبودی؟
کسایی مثل ما که خانواده های خوبی نداشتن،
هیچوقت نمیتونن پدر و مادر خوبی بشن.
هیچوقت نمیتونن پدر و مادر خوبی بشن.
و در آخر بين خودمان باشد؛
گفتم قویام و نمیشکنم، دروغ گفته بودم،
قوی نبودم و شکستم، بسیار هم شکستم.
گفتم قویام و نمیشکنم، دروغ گفته بودم،
قوی نبودم و شکستم، بسیار هم شکستم.
1
چه بر تو گذشت که بجای پایان رنجها، به پایان خود میاندیشی؟
1