حق با تو بود آكیهیو، یه آدم زمانى خیلى قویه كه بخواد از چیزى محافظت كنه.
من یکجا تمام گناهان بشرم، نتیجهی تمام دوست نداشتنها.
اون داشت گور تورو میکند؛ تو نگران خستگی دستش بودی، بخواب آدم احمق.
1
"آدم وقتی یکی رو دوست داره، قضیه رو حل میکنه؛ نه اینکه بیخیالش بشه."
1
در آغوشم بگیر و نجاتم بده، قاتلی به دنبال من است که گاه به گاه در آینه میبینمش.
1
اون دلیلی که بخاطرش منو ترک کردی رو توی دیگری پیدا کردی؟
1
داستایفسکی عزیز، منم دلم خون بود. میخواستم حرف بزنم، درددل کنم، اما دهانم باز نمیشد.
توی این خونه هیچی تمومی نداره، از ظرفای کثیف بگیر تا حرفای نیشدار آدما به همدیگه اینجا همه چی ادامه داره.
1
توی زندگیت معنایی هست که با مرگی که به طور حتم در انتظارته از بین نره؟
ولی اون بخش از من که داره از ادما فاصله میگیره و حوصله هیچکسو نداره دیگه داره خیلی بزرگ میشه
تمام شد!
کاملا تمام شد!
هیچوقت انقدر تمام نشده بود!
نمیتونید باور کنید تا چه حد تمام شده!
کاملا تمام شد!
هیچوقت انقدر تمام نشده بود!
نمیتونید باور کنید تا چه حد تمام شده!
آیا میتوان بهخاطر وحشت از درد عشق، از عشق چشم پوشید؟
من قبلا به اندازه کافی فرار کردم، الان یه چیزی دارم که باید ازش محافظت کنم... اون چیز تویی، سوفی.