کانال گفتمان توسعه
124 subscribers
198 photos
20 videos
55 files
85 links
در این کانال که به منظور آگاهی بخشی عمومی ایجاد شده است و موضوعات برگزیده در ارتباط با توسعه ارائه می گردد.
Download Telegram
میزان توسعه یافتگی مردمان در کشور های مختلف دنیا

پاکستان از هند بدتر و ایران از هند بهتر است.
اما عربستان و عمان و امارات و ترکیه وضعیت بهتری از ایران دارند.
📍ما به توسعه نمی‌رسیم؟📍

در خبرها آمده بود که مریم فربودی اقتصاددان جوان ایرانی که فارغ‌التحصیل دانشگاه صنعتی شریف است و اکنون استاد دانشگاه ام‌آی‌تی، برنده‌ی یک جایزه‌ی مهم پژوهشی بین‌المللی در اقتصاد شده است. مانند فربودی کم نیستند نخبگان ایرانی که جلای وطن می‌کنند یا در مملکت خویش اگر بمانند هیچ‌گاه از درهای گزینش و انتخاب رد نمی‌شوند. با آغاز انتصابات در دولت، بسیار از گرایشات جناحی مدیران منتخب و غلظت و حدتِ اصلاح‌طلبی یا اصولگرایی مواضع آن‌ها صحبت شد. انتقادهایی شد که چرا برخی گزینه‌های منصوب‌شده به اندازه‌ی کافی اصلاح‌طلب نیستند یا اصول‌گرایند. اما از شناسنامه‌ی اصلاح‌طلب یا اصول‌گرای مدیران مهم‌تر، ساختار گزینش در کشور، ساختاری نهادینه‌شده پش از انقلاب فرهنگیِ سال ۱۳۵۹، است که پیشاپیش دست و پای سیاست‌گذار را در تصمیم‌گیری و استفاده از بسیاری نخبگانِ بیرون از ساختار می‌بندد؛ و همواره بخش قابل توجهی از سرمایه‌های علمی و اجرایی کشور را بیرون از حلقه‌ی بسته‌ی گزینش‌شدگان می‌گذارد. ما هاضمه‌ی ساختار حاکمیتی‌مان را آن‌قدری ضعیف کرده‌ایم که نه‌تنها توان جذب و هضم نخبگان و مشاورانی از ملیت‌های دیگر را ــ‌چنان‌که مسعود پزشکیان عادی‌اش می‌داند‌‌ــ ندارد که بخش قابل توجهی از مردمان کشور خود را هم خلاف ذائقه‌ و هضم‌ناپذیر تشخیص می‌دهد. چیزی جز اعتماد عمومی و بازتاب افکار عمومی، پابند و دستبند سیاستمدار در گزینش همکارانش نباید باشد، ما اما با دستبندها و پابندهای قانونی و شبه‌قانونی، نوشته و نانوشته، با گزینش و استعلام‌های پیچیده و تودرتو، انتخاب بهترین متخصصان برای توسعه‌ی کشور، بر اساس عقل سلیم و نه بر اساس ایدئولوژی را به مطالبه‌ای ناممکن و ممتنع تبدیل کرده‌ایم. و با این امتناع، راه تصور آینده‌ای متفاوت را مسدود ساخته‌ایم؛ و با این انسداد کشورمان را در چشم‌انداز شهروندان، بی‌آینده کرده‌ایم.
وفاق و اصلاحات برآمده از آن، تصویری متفاوت از آینده را قابل‌تصور نمی‌سازد، مادامی که در ساختار رابطه‌‌مان با خارج و ساختار رابطه‌مان با داخل بازنگری نکرده باشیم؛ دو ساختاری که یکی از تسخیر سفارت امریکا بدین‌سو پیوند اقتصاد ایران با اقتصاد جهانی و شبکه‌ای را در تعلیق فرو برده، و دیگری از انقلاب فرهنگی بدین‌سو، پیوند نهاد حکمرانی ما با تخصص‌گرایی و شایسته‌سالاری به اغما کشانده است. در غیاب چشم‌اندازی از پیوند با اقتصاد جهانی و شبکه‌ای، و در غیاب چشم‌اندازی از اتکای نهاد حکمرانیِ بر سرمایه‌های داخلی، دستگاه بوروکراسی ما جلسه پشت جلسه برگزار می‌کند: جلسات رفع فیلترینگ پس از جلسات فیلترینگ. جلسات آزادسازی واردات آیفون پس از جلسات ممنوعیت واردات آیفون. جلسات تشخیص دارویی بودن «قلم انسولین»، پس از جلسات تشخیصِ لوکس بودن «قلم انسولین»؛ جلساتی فرسایشی و گاه مستهلک‌کننده‌ صرفاً برای بازگرداندن کشور به مدیریت مبتنی بر عقل سلیم. و ما مشغول چنین تلاش‌های فرسوده‌کننده‌ای در بازگشت به عقل سلیم، از قطار توسعه جا مانده‌ایم؛ و تورمی شدن اقتصاد ایران همزمان به سرعت راه خود را ادامه می‌دهد. تجربه‌ی اخیر آرژانتین در مبارزه با تورم را مرور ‌کنیم: خاویر میلی را که یکسال پیش با به‌دست گرفتن سکان ریاست‌جمهوری آرژانتین و تعطیلی نیمی از وزارتخانه‌های این کشور و کاستن از بسیاری هزینه‌های بی‌فایده‌‌ی دستگاه بوروکراسی و قطع بسیاری از یارانه‌ها، ماه گذشته، توانست نرخ تورم ماهانه‌ی آرژانتین را بالاخره بعد از یکسال به کم‌ترین میزان سه‌سال اخیر آن برساند. ما اما به یاد می‌آوریم تعداد قرارگاه‌ها و کمیته‌ها و ستادهای بی‌حاصلی را که در این چندساله‌ی اخیر برای گوشت و نان و لبنیات و چای و...  ساخته‌ایم و به اسم کنترل تورم، بودجه پای‌شان ریخته‌ایم؛ یک قلمِ آن: ۷۵ هزار میلیارد تومان فقط برای طرح هوشمندسازی یارانه‌ی آرد و نان؛ و دقت کنیم که این فاکتوری‌ست جدا از ریخت‌وپاش‌ها در توزیع یارانه‌ی آرد و نان! و توجه کنیم که این فقط یک قلم، داستان و ماجرای نان، است. و این‌که البته کناررفتگان از دولت، با پایان عضویت در ستادها و قرارگاه‌های نان و شیر و گوشت و ماست، احتمالاً با چشم طمع به بودجه‌های نهادهای موازی غیردولتی، با پیشنهاد‌ قرارگاه‌ها و ستادها و کمیته‌های دیگری صف کشیده‌اند: «قرارگاه» مبارزه با سقط جنین، و برای اولین بار، «کلینیک ترک» بی‌حجابی.

✍️از متن دیباچه‌ی اندیشه پویا ۹۳ به قلم سردبیر؛ رضا خجسته‌رحیمی. 

@andishepouya
Forwarded from اندیشه ورزی
🌱انسان توسعه یافته کیست؟
▫️ سید مصطفی گنجی


🪧 ۱. انسان توسعه‌يافته، انسانی است كه به حقوق و تكاليف مدنی خود آگاه است. وظايف خود را عمل می‌كند و حقوق خود را مطالبه می‌كند.

🪧 ۲. انسان توسعه‌يافته، اعتماد به‌نفس منطقی دارد. به توانايی‌های انسانی‌اش باور دارد، خودش را محيط بر مسائل زندگی‌اش می‌داند و می‌فهمد كه انسان موجودی خلاق و مبتكر و توانمند است. می‌داند كه در درون انسان، نيرویی وجود دارد كه اگر اراده كند می‌‌تواند همه مشكلات را با تعقل و تدبير، حل و فصل كند.

🪧 ۳. انسان توسعه‌يافته، مهربان و آرام است. خوب گوش می‌كند. خوب فكر می‌كند. با عجله سخن نمی‌گويد، وقتی با او برخورد می‌‌كنی، امواج آرام‌بخش و مهربانی، سراسر وجودتان را پر می‌‌كند.

🪧 ۴. انسان توسعه‌يافته، از نياز به نمايش و تظاهر، عبور كرده است، در سخن گفتن اظهار فضل نمی‌‌كند و از چاپلوسی ديگران مشمئز می‌‌شود.


🪧 ۵. انسان توسعه‌يافته، روحيه مشاركت‌پذيري، هم‌فكری و هم‌كاری با ديگران دارد. به تفكر جمعی و مشورت اعتقاد دارد، تقسيم كار را می‌‌فهمد، اصول مقدماتی مديريت را بلد است و كاملا باور دارد كه عقل كل نيست.

🪧 ۶. انسان توسعه‌يافته، جوپذير نيست، در مقابل تبليغات زيان‌بار و يا كذب، روحيه پايداری و نگاه كارشناسی دارد. در گرداب تبليغات سوء قرار نمی‌گيرد و هر نگرشی را در قالب عقل و تجربه و مشورت به تجزيه و تحليل می‌گيرد و بعد تصميم می‌‌گيرد.

🪧 ۷. انسان توسعه‌يافته، روحيه هم‌زيستی مسالمت‌آميز با جامعه دارد، با خودش سازگار و با محيط زندگی‌‌اش هماهنگ است، محيط زندگی‌‌اش را تغيير می‌‌دهد، اما با شرايط نمی‌‌جنگد.

🪧 ۸. انسان توسعه‌يافته، به تندرستی جسمی و سلامتی روحی و روانی خود اهميت می‌‌دهد. ورزش می‌‌كند، تفريح می‌كند و به واقع زندگی می‌‌كند. نوع لباس پوشيدنش، روش گفتاری‌‌اش، منش كرداری‌‌اش و حتی نوع نگاه و چهره‌اش به‌گونه‌ای است كه مورد پذيرش اجتماع است و در همه امورات متعادل است.

🪧 ۹. انسان توسعه‌يافته، اجازه می‌‌دهد ديگران حرف خود را تمام كنند. ياد گرفته است بيشتر سكوت كند تا حرف بزند. بيشتر بشنود تا بگويد.

🪧 ۱۰. انسان توسعه‌يافته، به مطالعه و تحقيق اعتقاد دارد و كتاب می‌‌خواند.

🪧 ۱۱. انسان توسعه‌يافته، برای كل جامعه و آينده آن تلاش می‌‌كند و نه صرفا برای گروه و اطرافيان يا قوم خود.

🪧 ۱۲. انسان توسعه‌يافته، مرعوب مقامات اداری و حكومتی نيست. می‌‌داند كه اين مقامات تنها در سازمان مطبوع خود صاحب مقام هستند و در عرصه اجتماع همگی خدمت‌گزار شهروندان هستند.

🪧۱۳. انسان توسعه‌يافته، بخش مهمی از زندگی خود را برای به‌جای‌گذاشتن ميراثی ارزشمند برای جامعه، طراحی می‌‌كند، مسئوليت كاری را كه در آن تخصص ندارد نمی‌‌پذيرد و مسئوليت كاری را به كسی كه در آن كار تخصصی ندارد نمی‌‌سپارد و اگر خواست ثروتمند شود، نهاد‌های دولتی و حكومتی را ترك می‌‌كند.
▫️اندیشه ورزی
https://t.me/andishe_varzi1334
چه می‌شد اگر دبی خارطوم بود...

بیایید یک لحظه تصور کنید در همسایگی جنوبی ما به جای این شیخ‌نشین‌‌های ثروتمند کشورهایی با شرایط مشابه یمن یا سودان وجود داشتند. دبی وضعیتی مشابه خارطوم داشت یا دوحه مانند صنعا بود. از شما به‌عنوان یک شهروند عادی کشور ایران که اولویت نخست‌تان یک زندگی با استانداردهای رفاهی بالاتر است می‌پرسم  این به سود رفاه شما می‌شد یا به زیان آن؟ آیا وجود شهری مانند دبی در نزدیکی ایران قدری دسترسی ما به امکانات جهان مدرن را ساده‌تر نکرده است؟ اگر به جای دبی شهر بنغازی لیبی در آنجا واقع شده بود آیا اکنون به‌عنوان شهروند یک کشور همسایه احساس امنیت زیادتری می‌کردید؟ آیا دسترسی بیشتر و ارزان‌تری به انواع وسایل رفاهی داشتید؟

اکنون بیایید برعکس همین را تصور کنید. فرض کنید همسایۀ شرقی ما افغانستان از لحاظ وضعیت اقتصادی و ثبات سیاسی دست‌کم مشابه ترکیه بود. باز به‌عنوان یک شهروند عادی ایران که رفاه و امنیت برایش اولویت دارند امروز احساس آسودگی بیشتری می‌کردید یا برعکس احساس می‌کردید به زیان‌تان شده است؟ اگر پاکستان اقتصاد و صنایعی در حد و اندازۀ ژاپن داشت برای ما بهتر بود یا بدتر؟ اگر سنگاپور به جای شرق آسیا در غرب آسیا واقع شده بود برای ما بهتر می‌شد یا بدتر؟ اگر فردا روزی امنیت و اقتصاد ترکیه به هم بخورد، صنعت گردشگری آن از میان برود، مسکن در آنجا بی‌ارزش شود و صنایع و زیرساخت‌های دیگرش منهدم شوند و در عوض چندین گروه مسلح و متخاصم پیرامون مسائل مذهبی و عقیدتی و اتنیکی در آنجا شکل بگیرند و پای کشورهای دیگر به آنجا باز شود آیا به رفاه و امنیت و ثبات کشور ایران افزوده می‌شود یا از آن کاسته می‌شود؟

توجه کنید در اینجا بسیار تعیین‌کننده است که این پرسش را به‌عنوان چه کسی پاسخ بدهید. اگر کسی عقیده‌اش این باشد که رفاه و امنیت و آسایش اهمیتی ندارند و دنبال ارزش‌ها و آرمان‌های والای دیگری هستند که از نظرشان اولویت دارند، ممکن است از زمین خوردن ترکیه و سعودی یا عقب‌مانده ماندن افغانستان و پاکستان بسیار هم شادمان بشود. البته بطلان عقاید این دسته از افراد را می‌توان با قدری موشکافی منطقی نشان داد و به یاری نظریۀ اقتصادی، حقوقی و اخلاقی توضیح داد که عقایدشان اتفاقاً عین بی‌اخلاقی و بی‌دردی و از محنت دیگران بی‌غم بودن است. بااین‌همه در اینجا مخاطب من آنان نیستند و قصد قانع کردنشان را ندارم. مخاطب من افراد عادی هستند که بسیاری مواقع از روی ناآگاهی عقایدی را طرح می‌کنند که از نقطۀ عزیمت و مبانی آن‌ها آگاه نیستند.

رواج این‌گونه عقاید میان افراد عادی می‌تواند دلایل گوناگونی داشته باشد. بی‌گمان یک دلیل آن روان‌شناختی و احساس سرخوردگی یا رقابت با همسایگان است که در شرایط افراطی به باورهایی می‌انجامد که با رفاه و آسایش و امنیت جامعه‌ای که خود فرد به آن تعلق دارد در تعارض‌اند. اما به جز این موارد یکی دیگر از دلایل رواج این دست باورها این است که گاهی در لفافۀ به‌اصطلاح علوم سیاسی و روابط بین‌الملل بیان می‌شوند و با واژگان و مفاهیم شیکی همچون «استراتژی»، «تخاصم»، «تضاد تاریخی»، «موازنۀ قوا» بیان می‌شوند. این موضوع البته محدود به ایران نیست. در اروپا بالای یک قرن است که بر روی این دیوانگی‌های آشکار عنوان فاخر «رئال پالتیک» را گذاشته‌اند و آن را از طریق دانشگاه رواج می‌دهند. در اینجا من قصد پرداختن به این نظریات را ندارم. تنها با همین چند مثال «رئال» از منطقۀ خودمان که ابتدا ذکر کردم مخاطب را به داوری فرا می‌خوانم. این طرز فکر را یک بار برای همیشه از ذهنتان دور بریزید: هیچ دشمنی ذاتی و همیشگی و رفع‌ناشدنی میان ایران با هیچ کشوری در جهان وجود ندارد. البته معنای چنین حرفی این نیست که هیچ کشوری هیچ‌گاه به دلایل واهی با ما دشمنی نکرده است یا در آینده نخواهد کرد. همان‌طور که باورهای غلط میان ما رواج دارد کاملاً محتمل است که همین باورها میان دیگران هم رواج داشته باشند. من در ذهن مردم یا رهبران کشورهای دیگر حضور ندارم که ببینم آن‌ها چگونه می‌اندیشند. تنها می‌گویم عقل و دلیل منطقی و تجربی می‌گوید که باید بسیار نادان باشند اگر تصور کنند پیشرفت و توسعه و ثبات یک کشور ۸۵ میلیونی به زیان آن‌ها تمام می‌شود. اگر دقت کنید توسعه اغلب منطقه‌ای اتفاق می‌افتد. کمتر از پنجاه سال پیش سرانۀ تولید ناخالص داخلی شرق آسیا پایین‌تر از آفریقای جنوب صحرا بود. امروز سرانۀ بعضی کشورهای شرق آسیا از اغلب کشورهای اروپایی جلوتر است. چینی‌ها اگر پنجاه سال پیش پیشرفت صنایع و محصولات ژاپنی را به زیان خود می‌دیدند و با استدلال «رئال پالتیک» و استنادات واهی به «تاریخ» تمام تلاش خود را برای توقف آن به کار می‌بستند، امروز درصد بالایی از آنان از گرسنگی تلف شده بودند؛ هرچند شاید در بدبخت کردن ژاپنی‌ها هم به توفیق‌هایی دست یافته بودند.




-alamehrpouia-

@uttweet
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بوروندی، کشوری در آفریقاست که نصف ساکنانش دسترسی به آب تمیز ندارن و این مساله باعث بیماری‌های پوستی و تنفسی زیادی شده. اما اونها با اسپین‌سایکل تونستن یه دوچرخه رو تبدیل به ماشین لباسشویی کنن. وسیله‌ای که در شرایط سختی مثل سیل و زلزله هم خیلی به‌درد می‌خوره.


« Tavanmand »


@uttweet
پیش‌بینی رشد GDP کشور ها در قرن ۲۱ ؛

به نظر می رسد چین که اخیرا از اتحادیه اروپا جلو زده، در حدود ده سال آینده، آمریکا را هم پشت سر خواهد گذاشت و سپس هند در حدود سال 2050 به اروپا خواهد رسید و در سال 2075 آمریکا را پشت سر خواهد گذاشت !
SekkePod Episode 92
Sekke Podcast
قسمت نود و دوم پادکست سکه

«درس‌هایی از دنیا برای توسعه ایران»

09:34 توسعه در ده سال: کره جنوبی
44:11 داستان توسعه دبی
53:12 جورج واشنگتن نقش اول توسعه آمریکا
1:13:16 انگلیس اولین کشور توسعه‌یافته
1:20:10 انقلاب و ویرانی؛ فرانسه
1:24:41 تجربه روسیه
1:29:42 مارکسیسم به روش چین

کانال تلگرام وقایع اقتصادیه - پویا ناظران

حامی مالی:

آژانس توسعه دیجیتال میرکا | وب‌سایت

سبد گردان ویستا | وب‌سایت

@Sekke_Podcast
@Economics_and_Finance
@sokhanranihaa
@sokhanranihaa
🔊فایل صوتی

دکتر آذرخش مکری

ارتباط فرهنگ و توسعه


.
🆔 @sokhanranihaa
🆔 @
🆑 #کانال‌سخنرانی‌ها
🌹
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸قاتل ایران؛ تحریم!
🔸در تحریم نمی‌شه توسعه داشت.


🔹در بلندمدت نمی‌شه تحریم بود. در تحریم نمی‌شه توسعه داشت.
توسعه محصول آرامش در کشوره و تحریم، مهم‌ترین کاری که می‌کنه اینه که آرامش را در کشور به هم می‌زنه؛ آرامش در سیاست، آرامش در اقتصاد و در یک کلام، آرامش در جامعه.
و برای همین‌هاست که رفع تحریم یه امر مهم نیست. مهم‌ترین امره.
با تحریم شاید بشه بقا داشت ولی توسعه، نه! و توسعه‌نیافتگی طولانی‌مدت بقای یه کشور رو هم به خطر می‌اندازه. توسعه یه چیز لاکچری نیست که بگیم خیلی از کشورها نداشتن، طوری هم نشده؛ توسعه یه الزامه و نبودش شاید باعث بشه برای همیشه ایران از بین بره.




-رسانه اقتصادی چُراز-

@uttweet
مسئله ایران توسعه است!

توسعه بدون دسترسی به بازارهای دنیا محاله! دسترسی به بازاری میخواهیم که هم مشتری پولدار داشته باشه و هم فروشنده فناوری. بزرگترین بازار دنیا، بازار غربه، که کلانترش آمریکاست.

ورود به بازار غرب مستلزم حداقلی از تعامل با آمریکاست، آمریکایی که نه عدل و انصاف سرش میشه، نه قول و تعهد. فقط دنبال منافعشه، و برای کسب منافع از زورش استفاده می‌کنه. از دلار، شورای امنیت، FATF و کلی نهاد دیگه هم استفاده می‌کنه تا زورش رو اعمال کنه.

اما چه میشه کرد که برای ساختن کشور، به تجارت نیازمندیم، و کلی کشور، از چین و مالزی، تا امارات و قطر، تا برزیل و آلمان، همه و همه بازار غرب رو انتخاب کردن، و آمریکا رو بعنوان کلانتر پذیرفتن. کره که زمانی GDPش از کشور ما کمتر بود، از قِبَل همین بازار غرب، الان GDPش بیش از ۱۰ برابر ماست.

منطق تعامل با این آمریکا (و هر کشور دیگه‌ای)، بازی دیلمای زندانی‌ست. اگه روابط بلندمدت تکرارشونده با منافع متوازن، در طول زمان، تعریف کردیم، همکاری پایدار خواهیم داشت. اگه نه، خیانت خواهد کرد و در تنش قرار می‌گیریم.



اگه کسی پیش فرض توسعه رو قبول نداره، باید بگه پیشنهاد جایگزینش برای آینده ایران چیه.

اگه کسی قبول داره مسئله توسعه است، ولی اهمیت تجارت بخش خصوصی در بازار غرب رو قبول نداره، یک مثال نقض بیاره، از کشوری که بدون بازار غرب توسعه یافته.

اگه کسی مسئله توسعه، و اهمیت تجارت رو قبول داره، ولی مدعی‌ست که آمریکا با ایران خصومت داره، موجودیت ایران رو نمی‌پذیره، و لذا حاضر به تعامل بر مبنای منافع متقابل هم نیست، پس F14ها از کجا آمدند؟ یک مثال از کشور دیگه‌ای بزنه که آمریکا باهاش اینجوری تا می‌کنه.

اگه کسی مدعی‌ست تخاصم آمریکا با ایران یک مورد استثنائی‌ست، شواهدش چیست؟

اگه بگه قانون داماتو و خروج شرکتهای نفتی آمریکا در نیمه دهه ۷۰، قائله میکونوس رو یادآور میشم.

اگه بگه «محور شرارت» خواندن ایران بعد از همکاری در حمله آمریکا به افغانستان، قائله کشتی کرین‌اِی رو یادآور میشم.

اگه بگه کاتسا، هدف‌گذاری حقوقی برجام، بجای هدفگذاری منافع اقتصادی رو یادآور میشم.

اگه بگه خروج از برجام، نبود بازی دیلمای زندانی تکرار شونده در طراحی برجام رو یادآور میشم.



در ظاهر، نتیجه بحث بالا این میشه که مشکل امروز ما، نداشتن سیاستگذاری‌ست که بتونه یک بسته سیاست خارجی جامع، با ضمایم اقتصادی، بانکی، و صنعتی‌ تهیه کرده و روی میز سیاستمدار بگذاره.

اما این نتیجه‌گیری غلطه!! ایکاش مشکل کشورمون فقط همین بود! مشکل بسیار عمیق‌تر و ریشه‌دار‌تر از سیاستگذاریه. بن‌بستی که در توسعه کشور ایجاد شده، و مشکلات ریشه‌داری که علت این بن‌بست بوده‌اند، انگیزه سومین جلسه مباحثات من در پادکست سکه بود.


در سومین اپیزود از مباحثات من و دکتر مهدی ناجی، میرم سراغ اون ریشه‌های عمیق‌تر مشکلات کشور. صورت‌بندی‌مون از صفحه بازی قدرت رو به امروز ایران خواهیم آورد، تا بفهمیم، چرا به اینجا رسیدیم؟


لینک یوتوب:
https://youtu.be/IELmR7Jmojs

لینک کست‌باکس:
https://castbox.fm/vb/778313645

لینک تلگرام:
https://t.me/Sekke_Podcast/392
کتاب ۳۰ ویژگی ها
از سوی انتشارات فرزان روز در حوزه رشد فردی، مدیریت اجتماعی و مبانی حکمرانی منتشر شده است.

۳۰ ویژگی ها، در قالب ۵۴ مقاله کوتاه به خوانندگان جستجوگر به منظور دریافت بهتر انسان ها از خود، محیط و حکمرانی تدوین شده است. محورهای این کتاب می تواند موضوعات جذابی برای محفل های نوروزی باشد.

در کتاب «۳۰ ویژگی‌ها» دکتر محمود سریع‌القلم، استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه علوم سیاسی و توسعه، دیدگاه های خود را در باره ابعاد پیچیده توسعه بیان می کند.

«سی ویژگی افرادِ حیله‌گر» و «سی ویژگی یک فردِ نُرمال» از این دست هستند. فهرست کتاب، در واقع دیدگاه سریع القلم درباره ویژگی‌های شخصیتی انسان‌ها ، جامعه، مدیریت گروهی و جمعی، و شیوه های حکمرانی است. در آثار سریع القلم شاخص های توسعه، شامل برخی موار بسیار مهم شامل اهمیت به نظم و قانون، احترام به دیگران، ادب و فروتنی،صداقت و درستکاری، تفکر بلندمدت، ثبات شخصیتی، تلاش و پشتکار، مسئولیت‌پذیری، و برخی شاخص های ضد توسعه شامل خودمحوری، تظاهر و دورویی، وعده‌های پوچ، استفاده از فریب، عدم صداقت، و بی مسئولیتی و ... هستند.

https://t.me/Development_discourse
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔵 تاریخچه دولت رفاه در کشورهای اسکاندیناوی



-Choraz-

@uttweet
کتاب در جستجوی راهی برای حفظ دموکراسی در دورانی است که دموکراسی سخت در معرض تهدید است.

نویسندگان این کتاب در جستجوی این راه به تاریخ و تجربه‌های تاریخی رجوع می‌کنند تا از نمونه‌های تاریخی مختلف زوال دموکراسی و شیوه مقابله دموکراسی با اقتدار درس‌هایی برای آینده استخراج کنند.

چنانکه در این کتاب مطرح شده ترامپ یکی از نمونه‌های بارز این خطر است، چون نه با کودتا و خشونت، بلکه از صندوق‌های رأی و طی فرایندی دموکراتیک بیرون آمده، اما خصمِ دموکراسی است و دست‌به‌کارِ زوالِ آن.

نویسندگان در کتاب «دموکراسی‌ها چگونه می‌میرند» با ارجاع به نمونه‌هایی از این نوع دموکراسی‌ستیزی در گذشتۀ تاریخی دنیا پیشینۀ این شیوه خطرناک و عواقب وخیم آن را نشان می‌دهند تا با مطالعۀ گذشته شیوه‌هایی را برای پیش‌گیری از زوال دموکراسی استخراج کنند.

آن‌ها در کتاب «دموکراسی‌ها چگونه می‌میرند» هشدار می‌دهند که انتخابات و قانون نیز می‌تواند علیه دموکراسی عمل کند و از همین رو باید مراقب بود که کسانی در کارزارهای انتخاباتی پیروز نشوند و به قدرت نرسند که حضورشان می‌تواند تهدیدی علیه دموکراسی باشد.

در ادامه فایل صوتی خلاصه کتاب تقدیم می شود :