Forwarded from توسعه یعنی آزادی
ارائه خلاصه (جملات برگزیده) این کتاب به صورت فایل صوتی از کانال توسعه یعنی آزادی
کتاب افیون روشنفکران، نوشته رمون آرون از معروف ترین نقد های ایدئولوژی کمونیسم است که در میانه قرن بیستم در فرانسه منتشر شد.
این کتاب با حدود ۶۰ سال تاخیر در ایران ترجمه شد !!
🎤 مهران محمدی
کتاب افیون روشنفکران، نوشته رمون آرون از معروف ترین نقد های ایدئولوژی کمونیسم است که در میانه قرن بیستم در فرانسه منتشر شد.
این کتاب با حدود ۶۰ سال تاخیر در ایران ترجمه شد !!
🎤 مهران محمدی
Forwarded from توسعه یعنی آزادی
توسعه یعنی آزادی
Voice message
گزیده هایی از متن کتاب و توضیحات تکمیلی در مورد کتاب افیون روشنفکران، به قلم رمون آرون در این کانال در دسترس است :
https://t.me/The_Opium_of_the_Intellectuals/3
https://t.me/The_Opium_of_the_Intellectuals/3
Forwarded from توسعه یعنی آزادی
Forwarded from توییتر دانشگاه تهرانی ها
توسعه یافتگی این نیست که با واژهای فناوریهای پیشرفته نانو، هسته ای، هوش مصنوعی و... بازی کنیم و فکر کنیم توسعه یافته و پیشرفته هستیم. از مصادیق بارز توسعه یافتگی بهبود ایمنی کار، اجرای اصول مدون HSE و دادن آموزش مناسب به کارگران است. متاسفانه رقم فوتیهای معدن طبس بسیار بزرگ است.
_Mohsen.Reyhani_
@uttweet
_Mohsen.Reyhani_
@uttweet
مقدمه محسن رنانی بر کتاب مدرسه رویایی
پویش فکری توسعه
🎒 به مناسبت بازگشایی مدارس
🎙مقدمه محسن رنانی بر کتاب مدرسه رویایی
✅ کتاب صوتی مدرسه رویایی به همت پویش فکری توسعه به صورت رایگان برای استفاده عموم آماده شده است. پیشنهاد میکنیم اگر تا کنون این کتاب ارزشمند را گوش ندادید، حتماً گوش کنید و یا نسخه فیزیکی آن را تهیه و مطالعه کنید.
🔊 دسترسی رایگان به پادکست کتاب مدرسه رویایی
⬇️ دانلود رایگان فایل PDF کتاب مدرسه رویایی به همراه مقدمه محسن رنانی
📖 تهیه نسخه فیزیکی کتاب مدرسه رویایی
🔊 دسترسی به پادکست «چگونه کودکان شادتری داشته باشیم»
@pooyrshfekri
🎙مقدمه محسن رنانی بر کتاب مدرسه رویایی
✅ کتاب صوتی مدرسه رویایی به همت پویش فکری توسعه به صورت رایگان برای استفاده عموم آماده شده است. پیشنهاد میکنیم اگر تا کنون این کتاب ارزشمند را گوش ندادید، حتماً گوش کنید و یا نسخه فیزیکی آن را تهیه و مطالعه کنید.
🔊 دسترسی رایگان به پادکست کتاب مدرسه رویایی
⬇️ دانلود رایگان فایل PDF کتاب مدرسه رویایی به همراه مقدمه محسن رنانی
📖 تهیه نسخه فیزیکی کتاب مدرسه رویایی
🔊 دسترسی به پادکست «چگونه کودکان شادتری داشته باشیم»
@pooyrshfekri
Forwarded from شبکه توسعه
🔲⭕️تفاوت دانشگاه هاروارد با دانشگاه های ما
دکتر فرزاد دهقانیان، استاد دانشگاه فردوسی
دروس عمومی مصوب وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران، به جز دروس فارسی، زبان عمومی و تربیت بدنی (در مجموع ۸ واحد)، شامل ۱۴ واحد دیگر در چهار دسته مبانی نظری اسلام، اخلاق اسلامی، انقلاب اسلامی، تاریخ و تمدن اسلامی، آشنایی با منابع اسلامی و یک درس دانش خانواده و تنظیم جمعیت است [+].
به عنوان نمونهای برای مقایسه با ایران، دروس عمومی (General Education) در دانشگاههای آمریکا تنوع بسیار زیادی دارد و هر دانشگاه بر اساس اهداف خود دروس مختلفی را ارائه میدهد که در طول زمان بهروزرسانی میشود. به طور مثال، دروس عمومی دانشگاه هاروارد که به صورت قبول/مردود (Pass/Fail) نمرهدهی میشوند، در چهار دسته زیر ارائه میشوند:
1- زیباییشناسی و فرهنگ - نمونه کلاسها: خودت باش (Act Natural)، فرهنگ غذا خوردن، خلاقیت
2- اخلاق و شهروندی - نمونه کلاسها: شادی/خوشبختی (Happiness)، آشنایی با جهل، دروغ، مزخرفات و فریب
3- تاریخ، جوامع و افراد - نمونه کلاسها: اسلحه در آمریکا، پروژه دموکراسی
4- علم و فناوری - نمونه کلاسها: هوش مصنوعی، محاسبات و تفکر [+].
همچنین، دروس عمومی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا به صورت زیر دستهبندی شدهاند:
1- اهداف پایه - نمونه کلاسها: زبان، فرهنگ و تفکر انتقادی، اصول سخنرانی عمومی، علم و شبهعلم
2- جهان طبیعی و اشکال مختلف حیات - نمونه کلاسها: زمینشناسی، ریاضیات عمومی، شیمی عمومی
3- هنر و بشریت - نمونه کلاسها: تاریخچه هنرهای اسلامی، زنان خاورمیانه، سنتهای بصری اروپایی
4- فرد و جامعه - نمونه کلاسها: آزادی بیان، آسیا در جهان امروز، سیاست جهانی
5- فهم توسعه فردی - نمونه کلاسها: کودک در خانواده، تغذیه و سلامت، سبک زندگی سالم
6- مطالعات قومی - نمونه کلاسها: اقوام بومی کالیفرنیا، اقوام آسیایی-آمریکایی، مطالعه سرخپوستان [+].
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
توانمندسازی جامعه به معنای تقویت قابلیتها و مهارتهای افراد و گروهها برای مشارکت فعال و مؤثر در زندگی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است. در این زمینه، دروس عمومی دانشگاهی نقش مهمی در توانمندسازی جامعه ایفا میکنند. دروس عمومی با فراهم آوردن دانش، مهارتها، و ارزشهایی که برای مشارکت فعال و مؤثر در جامعه ضروری هستند، میتوانند نقش مهمی در توانمندسازی جامعه داشته باشند. این دروس به افراد کمک میکنند تا به عنوان شهروندانی آگاه و مسئول، در جهت توسعه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه خود تلاش کنند.
بررسی دروس عمومی دانشگاههای ایران به وضوح نشان میدهد که دروس ارائه شده تناسبی با نیازهای امروز جامعه ایران ندارند. اصلاح و به روزرسانی این برنامهها نیازمند مطالعات جامع است، اما به عنوان پیشنهاد اولیه، دروسی همچون مبانی علم اقتصاد، آشنایی با هوش مصنوعی، اصول نگارش و ارائه، فلسفه علم، تفکر انتقادی، آشنایی با اقوام ایرانی، تاریخ معاصر ایران، تاریخچه هنر در ایران، تغذیه و سلامت، و شاد زیستن میتوانند به عنوان دروس عمومی انتخابی در برنامه درسی دانشگاهها اضافه شوند. ارائه این دروس متنوع در دانشگاههای جامع کشور بهسادگی قابل اجرا خواهد بود.
در نهایت، اگر وزارتخانههای علوم و آموزش و پرورش برنامه جامعی برای تأثیرگذاری در توسعه فرهنگ عمومی جامعه نداشته باشند، فرهنگ عمومی به افراد و رسانههای غیرمتخصص و سلبریتیها سپرده خواهد شد که میتواند موجب بروز آسیبهای جدی در بلندمدت شود.
شبکه توسعه
@I_D_Network
به نقل از کانال تلگرامی دکتر دهقانیان
@systemdiary
دکتر فرزاد دهقانیان، استاد دانشگاه فردوسی
دروس عمومی مصوب وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران، به جز دروس فارسی، زبان عمومی و تربیت بدنی (در مجموع ۸ واحد)، شامل ۱۴ واحد دیگر در چهار دسته مبانی نظری اسلام، اخلاق اسلامی، انقلاب اسلامی، تاریخ و تمدن اسلامی، آشنایی با منابع اسلامی و یک درس دانش خانواده و تنظیم جمعیت است [+].
به عنوان نمونهای برای مقایسه با ایران، دروس عمومی (General Education) در دانشگاههای آمریکا تنوع بسیار زیادی دارد و هر دانشگاه بر اساس اهداف خود دروس مختلفی را ارائه میدهد که در طول زمان بهروزرسانی میشود. به طور مثال، دروس عمومی دانشگاه هاروارد که به صورت قبول/مردود (Pass/Fail) نمرهدهی میشوند، در چهار دسته زیر ارائه میشوند:
1- زیباییشناسی و فرهنگ - نمونه کلاسها: خودت باش (Act Natural)، فرهنگ غذا خوردن، خلاقیت
2- اخلاق و شهروندی - نمونه کلاسها: شادی/خوشبختی (Happiness)، آشنایی با جهل، دروغ، مزخرفات و فریب
3- تاریخ، جوامع و افراد - نمونه کلاسها: اسلحه در آمریکا، پروژه دموکراسی
4- علم و فناوری - نمونه کلاسها: هوش مصنوعی، محاسبات و تفکر [+].
همچنین، دروس عمومی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا به صورت زیر دستهبندی شدهاند:
1- اهداف پایه - نمونه کلاسها: زبان، فرهنگ و تفکر انتقادی، اصول سخنرانی عمومی، علم و شبهعلم
2- جهان طبیعی و اشکال مختلف حیات - نمونه کلاسها: زمینشناسی، ریاضیات عمومی، شیمی عمومی
3- هنر و بشریت - نمونه کلاسها: تاریخچه هنرهای اسلامی، زنان خاورمیانه، سنتهای بصری اروپایی
4- فرد و جامعه - نمونه کلاسها: آزادی بیان، آسیا در جهان امروز، سیاست جهانی
5- فهم توسعه فردی - نمونه کلاسها: کودک در خانواده، تغذیه و سلامت، سبک زندگی سالم
6- مطالعات قومی - نمونه کلاسها: اقوام بومی کالیفرنیا، اقوام آسیایی-آمریکایی، مطالعه سرخپوستان [+].
☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:
توانمندسازی جامعه به معنای تقویت قابلیتها و مهارتهای افراد و گروهها برای مشارکت فعال و مؤثر در زندگی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است. در این زمینه، دروس عمومی دانشگاهی نقش مهمی در توانمندسازی جامعه ایفا میکنند. دروس عمومی با فراهم آوردن دانش، مهارتها، و ارزشهایی که برای مشارکت فعال و مؤثر در جامعه ضروری هستند، میتوانند نقش مهمی در توانمندسازی جامعه داشته باشند. این دروس به افراد کمک میکنند تا به عنوان شهروندانی آگاه و مسئول، در جهت توسعه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه خود تلاش کنند.
بررسی دروس عمومی دانشگاههای ایران به وضوح نشان میدهد که دروس ارائه شده تناسبی با نیازهای امروز جامعه ایران ندارند. اصلاح و به روزرسانی این برنامهها نیازمند مطالعات جامع است، اما به عنوان پیشنهاد اولیه، دروسی همچون مبانی علم اقتصاد، آشنایی با هوش مصنوعی، اصول نگارش و ارائه، فلسفه علم، تفکر انتقادی، آشنایی با اقوام ایرانی، تاریخ معاصر ایران، تاریخچه هنر در ایران، تغذیه و سلامت، و شاد زیستن میتوانند به عنوان دروس عمومی انتخابی در برنامه درسی دانشگاهها اضافه شوند. ارائه این دروس متنوع در دانشگاههای جامع کشور بهسادگی قابل اجرا خواهد بود.
در نهایت، اگر وزارتخانههای علوم و آموزش و پرورش برنامه جامعی برای تأثیرگذاری در توسعه فرهنگ عمومی جامعه نداشته باشند، فرهنگ عمومی به افراد و رسانههای غیرمتخصص و سلبریتیها سپرده خواهد شد که میتواند موجب بروز آسیبهای جدی در بلندمدت شود.
شبکه توسعه
@I_D_Network
به نقل از کانال تلگرامی دکتر دهقانیان
@systemdiary
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
راه رسیدن به توسعه در دولت پزشکیان چیست !؟
📍ما به توسعه نمیرسیم؟📍
در خبرها آمده بود که مریم فربودی اقتصاددان جوان ایرانی که فارغالتحصیل دانشگاه صنعتی شریف است و اکنون استاد دانشگاه امآیتی، برندهی یک جایزهی مهم پژوهشی بینالمللی در اقتصاد شده است. مانند فربودی کم نیستند نخبگان ایرانی که جلای وطن میکنند یا در مملکت خویش اگر بمانند هیچگاه از درهای گزینش و انتخاب رد نمیشوند. با آغاز انتصابات در دولت، بسیار از گرایشات جناحی مدیران منتخب و غلظت و حدتِ اصلاحطلبی یا اصولگرایی مواضع آنها صحبت شد. انتقادهایی شد که چرا برخی گزینههای منصوبشده به اندازهی کافی اصلاحطلب نیستند یا اصولگرایند. اما از شناسنامهی اصلاحطلب یا اصولگرای مدیران مهمتر، ساختار گزینش در کشور، ساختاری نهادینهشده پش از انقلاب فرهنگیِ سال ۱۳۵۹، است که پیشاپیش دست و پای سیاستگذار را در تصمیمگیری و استفاده از بسیاری نخبگانِ بیرون از ساختار میبندد؛ و همواره بخش قابل توجهی از سرمایههای علمی و اجرایی کشور را بیرون از حلقهی بستهی گزینششدگان میگذارد. ما هاضمهی ساختار حاکمیتیمان را آنقدری ضعیف کردهایم که نهتنها توان جذب و هضم نخبگان و مشاورانی از ملیتهای دیگر را ــچنانکه مسعود پزشکیان عادیاش میداندــ ندارد که بخش قابل توجهی از مردمان کشور خود را هم خلاف ذائقه و هضمناپذیر تشخیص میدهد. چیزی جز اعتماد عمومی و بازتاب افکار عمومی، پابند و دستبند سیاستمدار در گزینش همکارانش نباید باشد، ما اما با دستبندها و پابندهای قانونی و شبهقانونی، نوشته و نانوشته، با گزینش و استعلامهای پیچیده و تودرتو، انتخاب بهترین متخصصان برای توسعهی کشور، بر اساس عقل سلیم و نه بر اساس ایدئولوژی را به مطالبهای ناممکن و ممتنع تبدیل کردهایم. و با این امتناع، راه تصور آیندهای متفاوت را مسدود ساختهایم؛ و با این انسداد کشورمان را در چشمانداز شهروندان، بیآینده کردهایم.
وفاق و اصلاحات برآمده از آن، تصویری متفاوت از آینده را قابلتصور نمیسازد، مادامی که در ساختار رابطهمان با خارج و ساختار رابطهمان با داخل بازنگری نکرده باشیم؛ دو ساختاری که یکی از تسخیر سفارت امریکا بدینسو پیوند اقتصاد ایران با اقتصاد جهانی و شبکهای را در تعلیق فرو برده، و دیگری از انقلاب فرهنگی بدینسو، پیوند نهاد حکمرانی ما با تخصصگرایی و شایستهسالاری به اغما کشانده است. در غیاب چشماندازی از پیوند با اقتصاد جهانی و شبکهای، و در غیاب چشماندازی از اتکای نهاد حکمرانیِ بر سرمایههای داخلی، دستگاه بوروکراسی ما جلسه پشت جلسه برگزار میکند: جلسات رفع فیلترینگ پس از جلسات فیلترینگ. جلسات آزادسازی واردات آیفون پس از جلسات ممنوعیت واردات آیفون. جلسات تشخیص دارویی بودن «قلم انسولین»، پس از جلسات تشخیصِ لوکس بودن «قلم انسولین»؛ جلساتی فرسایشی و گاه مستهلککننده صرفاً برای بازگرداندن کشور به مدیریت مبتنی بر عقل سلیم. و ما مشغول چنین تلاشهای فرسودهکنندهای در بازگشت به عقل سلیم، از قطار توسعه جا ماندهایم؛ و تورمی شدن اقتصاد ایران همزمان به سرعت راه خود را ادامه میدهد. تجربهی اخیر آرژانتین در مبارزه با تورم را مرور کنیم: خاویر میلی را که یکسال پیش با بهدست گرفتن سکان ریاستجمهوری آرژانتین و تعطیلی نیمی از وزارتخانههای این کشور و کاستن از بسیاری هزینههای بیفایدهی دستگاه بوروکراسی و قطع بسیاری از یارانهها، ماه گذشته، توانست نرخ تورم ماهانهی آرژانتین را بالاخره بعد از یکسال به کمترین میزان سهسال اخیر آن برساند. ما اما به یاد میآوریم تعداد قرارگاهها و کمیتهها و ستادهای بیحاصلی را که در این چندسالهی اخیر برای گوشت و نان و لبنیات و چای و... ساختهایم و به اسم کنترل تورم، بودجه پایشان ریختهایم؛ یک قلمِ آن: ۷۵ هزار میلیارد تومان فقط برای طرح هوشمندسازی یارانهی آرد و نان؛ و دقت کنیم که این فاکتوریست جدا از ریختوپاشها در توزیع یارانهی آرد و نان! و توجه کنیم که این فقط یک قلم، داستان و ماجرای نان، است. و اینکه البته کناررفتگان از دولت، با پایان عضویت در ستادها و قرارگاههای نان و شیر و گوشت و ماست، احتمالاً با چشم طمع به بودجههای نهادهای موازی غیردولتی، با پیشنهاد قرارگاهها و ستادها و کمیتههای دیگری صف کشیدهاند: «قرارگاه» مبارزه با سقط جنین، و برای اولین بار، «کلینیک ترک» بیحجابی.
✍️از متن دیباچهی اندیشه پویا ۹۳ به قلم سردبیر؛ رضا خجستهرحیمی.
@andishepouya
در خبرها آمده بود که مریم فربودی اقتصاددان جوان ایرانی که فارغالتحصیل دانشگاه صنعتی شریف است و اکنون استاد دانشگاه امآیتی، برندهی یک جایزهی مهم پژوهشی بینالمللی در اقتصاد شده است. مانند فربودی کم نیستند نخبگان ایرانی که جلای وطن میکنند یا در مملکت خویش اگر بمانند هیچگاه از درهای گزینش و انتخاب رد نمیشوند. با آغاز انتصابات در دولت، بسیار از گرایشات جناحی مدیران منتخب و غلظت و حدتِ اصلاحطلبی یا اصولگرایی مواضع آنها صحبت شد. انتقادهایی شد که چرا برخی گزینههای منصوبشده به اندازهی کافی اصلاحطلب نیستند یا اصولگرایند. اما از شناسنامهی اصلاحطلب یا اصولگرای مدیران مهمتر، ساختار گزینش در کشور، ساختاری نهادینهشده پش از انقلاب فرهنگیِ سال ۱۳۵۹، است که پیشاپیش دست و پای سیاستگذار را در تصمیمگیری و استفاده از بسیاری نخبگانِ بیرون از ساختار میبندد؛ و همواره بخش قابل توجهی از سرمایههای علمی و اجرایی کشور را بیرون از حلقهی بستهی گزینششدگان میگذارد. ما هاضمهی ساختار حاکمیتیمان را آنقدری ضعیف کردهایم که نهتنها توان جذب و هضم نخبگان و مشاورانی از ملیتهای دیگر را ــچنانکه مسعود پزشکیان عادیاش میداندــ ندارد که بخش قابل توجهی از مردمان کشور خود را هم خلاف ذائقه و هضمناپذیر تشخیص میدهد. چیزی جز اعتماد عمومی و بازتاب افکار عمومی، پابند و دستبند سیاستمدار در گزینش همکارانش نباید باشد، ما اما با دستبندها و پابندهای قانونی و شبهقانونی، نوشته و نانوشته، با گزینش و استعلامهای پیچیده و تودرتو، انتخاب بهترین متخصصان برای توسعهی کشور، بر اساس عقل سلیم و نه بر اساس ایدئولوژی را به مطالبهای ناممکن و ممتنع تبدیل کردهایم. و با این امتناع، راه تصور آیندهای متفاوت را مسدود ساختهایم؛ و با این انسداد کشورمان را در چشمانداز شهروندان، بیآینده کردهایم.
وفاق و اصلاحات برآمده از آن، تصویری متفاوت از آینده را قابلتصور نمیسازد، مادامی که در ساختار رابطهمان با خارج و ساختار رابطهمان با داخل بازنگری نکرده باشیم؛ دو ساختاری که یکی از تسخیر سفارت امریکا بدینسو پیوند اقتصاد ایران با اقتصاد جهانی و شبکهای را در تعلیق فرو برده، و دیگری از انقلاب فرهنگی بدینسو، پیوند نهاد حکمرانی ما با تخصصگرایی و شایستهسالاری به اغما کشانده است. در غیاب چشماندازی از پیوند با اقتصاد جهانی و شبکهای، و در غیاب چشماندازی از اتکای نهاد حکمرانیِ بر سرمایههای داخلی، دستگاه بوروکراسی ما جلسه پشت جلسه برگزار میکند: جلسات رفع فیلترینگ پس از جلسات فیلترینگ. جلسات آزادسازی واردات آیفون پس از جلسات ممنوعیت واردات آیفون. جلسات تشخیص دارویی بودن «قلم انسولین»، پس از جلسات تشخیصِ لوکس بودن «قلم انسولین»؛ جلساتی فرسایشی و گاه مستهلککننده صرفاً برای بازگرداندن کشور به مدیریت مبتنی بر عقل سلیم. و ما مشغول چنین تلاشهای فرسودهکنندهای در بازگشت به عقل سلیم، از قطار توسعه جا ماندهایم؛ و تورمی شدن اقتصاد ایران همزمان به سرعت راه خود را ادامه میدهد. تجربهی اخیر آرژانتین در مبارزه با تورم را مرور کنیم: خاویر میلی را که یکسال پیش با بهدست گرفتن سکان ریاستجمهوری آرژانتین و تعطیلی نیمی از وزارتخانههای این کشور و کاستن از بسیاری هزینههای بیفایدهی دستگاه بوروکراسی و قطع بسیاری از یارانهها، ماه گذشته، توانست نرخ تورم ماهانهی آرژانتین را بالاخره بعد از یکسال به کمترین میزان سهسال اخیر آن برساند. ما اما به یاد میآوریم تعداد قرارگاهها و کمیتهها و ستادهای بیحاصلی را که در این چندسالهی اخیر برای گوشت و نان و لبنیات و چای و... ساختهایم و به اسم کنترل تورم، بودجه پایشان ریختهایم؛ یک قلمِ آن: ۷۵ هزار میلیارد تومان فقط برای طرح هوشمندسازی یارانهی آرد و نان؛ و دقت کنیم که این فاکتوریست جدا از ریختوپاشها در توزیع یارانهی آرد و نان! و توجه کنیم که این فقط یک قلم، داستان و ماجرای نان، است. و اینکه البته کناررفتگان از دولت، با پایان عضویت در ستادها و قرارگاههای نان و شیر و گوشت و ماست، احتمالاً با چشم طمع به بودجههای نهادهای موازی غیردولتی، با پیشنهاد قرارگاهها و ستادها و کمیتههای دیگری صف کشیدهاند: «قرارگاه» مبارزه با سقط جنین، و برای اولین بار، «کلینیک ترک» بیحجابی.
✍️از متن دیباچهی اندیشه پویا ۹۳ به قلم سردبیر؛ رضا خجستهرحیمی.
@andishepouya
Forwarded from اندیشه ورزی
🌱انسان توسعه یافته کیست؟
▫️ سید مصطفی گنجی
🪧 ۱. انسان توسعهيافته، انسانی است كه به حقوق و تكاليف مدنی خود آگاه است. وظايف خود را عمل میكند و حقوق خود را مطالبه میكند.
🪧 ۲. انسان توسعهيافته، اعتماد بهنفس منطقی دارد. به توانايیهای انسانیاش باور دارد، خودش را محيط بر مسائل زندگیاش میداند و میفهمد كه انسان موجودی خلاق و مبتكر و توانمند است. میداند كه در درون انسان، نيرویی وجود دارد كه اگر اراده كند میتواند همه مشكلات را با تعقل و تدبير، حل و فصل كند.
🪧 ۳. انسان توسعهيافته، مهربان و آرام است. خوب گوش میكند. خوب فكر میكند. با عجله سخن نمیگويد، وقتی با او برخورد میكنی، امواج آرامبخش و مهربانی، سراسر وجودتان را پر میكند.
🪧 ۴. انسان توسعهيافته، از نياز به نمايش و تظاهر، عبور كرده است، در سخن گفتن اظهار فضل نمیكند و از چاپلوسی ديگران مشمئز میشود.
🪧 ۵. انسان توسعهيافته، روحيه مشاركتپذيري، همفكری و همكاری با ديگران دارد. به تفكر جمعی و مشورت اعتقاد دارد، تقسيم كار را میفهمد، اصول مقدماتی مديريت را بلد است و كاملا باور دارد كه عقل كل نيست.
🪧 ۶. انسان توسعهيافته، جوپذير نيست، در مقابل تبليغات زيانبار و يا كذب، روحيه پايداری و نگاه كارشناسی دارد. در گرداب تبليغات سوء قرار نمیگيرد و هر نگرشی را در قالب عقل و تجربه و مشورت به تجزيه و تحليل میگيرد و بعد تصميم میگيرد.
🪧 ۷. انسان توسعهيافته، روحيه همزيستی مسالمتآميز با جامعه دارد، با خودش سازگار و با محيط زندگیاش هماهنگ است، محيط زندگیاش را تغيير میدهد، اما با شرايط نمیجنگد.
🪧 ۸. انسان توسعهيافته، به تندرستی جسمی و سلامتی روحی و روانی خود اهميت میدهد. ورزش میكند، تفريح میكند و به واقع زندگی میكند. نوع لباس پوشيدنش، روش گفتاریاش، منش كرداریاش و حتی نوع نگاه و چهرهاش بهگونهای است كه مورد پذيرش اجتماع است و در همه امورات متعادل است.
🪧 ۹. انسان توسعهيافته، اجازه میدهد ديگران حرف خود را تمام كنند. ياد گرفته است بيشتر سكوت كند تا حرف بزند. بيشتر بشنود تا بگويد.
🪧 ۱۰. انسان توسعهيافته، به مطالعه و تحقيق اعتقاد دارد و كتاب میخواند.
🪧 ۱۱. انسان توسعهيافته، برای كل جامعه و آينده آن تلاش میكند و نه صرفا برای گروه و اطرافيان يا قوم خود.
🪧 ۱۲. انسان توسعهيافته، مرعوب مقامات اداری و حكومتی نيست. میداند كه اين مقامات تنها در سازمان مطبوع خود صاحب مقام هستند و در عرصه اجتماع همگی خدمتگزار شهروندان هستند.
🪧۱۳. انسان توسعهيافته، بخش مهمی از زندگی خود را برای بهجایگذاشتن ميراثی ارزشمند برای جامعه، طراحی میكند، مسئوليت كاری را كه در آن تخصص ندارد نمیپذيرد و مسئوليت كاری را به كسی كه در آن كار تخصصی ندارد نمیسپارد و اگر خواست ثروتمند شود، نهادهای دولتی و حكومتی را ترك میكند.
▫️اندیشه ورزی
https://t.me/andishe_varzi1334
▫️ سید مصطفی گنجی
🪧 ۱. انسان توسعهيافته، انسانی است كه به حقوق و تكاليف مدنی خود آگاه است. وظايف خود را عمل میكند و حقوق خود را مطالبه میكند.
🪧 ۲. انسان توسعهيافته، اعتماد بهنفس منطقی دارد. به توانايیهای انسانیاش باور دارد، خودش را محيط بر مسائل زندگیاش میداند و میفهمد كه انسان موجودی خلاق و مبتكر و توانمند است. میداند كه در درون انسان، نيرویی وجود دارد كه اگر اراده كند میتواند همه مشكلات را با تعقل و تدبير، حل و فصل كند.
🪧 ۳. انسان توسعهيافته، مهربان و آرام است. خوب گوش میكند. خوب فكر میكند. با عجله سخن نمیگويد، وقتی با او برخورد میكنی، امواج آرامبخش و مهربانی، سراسر وجودتان را پر میكند.
🪧 ۴. انسان توسعهيافته، از نياز به نمايش و تظاهر، عبور كرده است، در سخن گفتن اظهار فضل نمیكند و از چاپلوسی ديگران مشمئز میشود.
🪧 ۵. انسان توسعهيافته، روحيه مشاركتپذيري، همفكری و همكاری با ديگران دارد. به تفكر جمعی و مشورت اعتقاد دارد، تقسيم كار را میفهمد، اصول مقدماتی مديريت را بلد است و كاملا باور دارد كه عقل كل نيست.
🪧 ۶. انسان توسعهيافته، جوپذير نيست، در مقابل تبليغات زيانبار و يا كذب، روحيه پايداری و نگاه كارشناسی دارد. در گرداب تبليغات سوء قرار نمیگيرد و هر نگرشی را در قالب عقل و تجربه و مشورت به تجزيه و تحليل میگيرد و بعد تصميم میگيرد.
🪧 ۷. انسان توسعهيافته، روحيه همزيستی مسالمتآميز با جامعه دارد، با خودش سازگار و با محيط زندگیاش هماهنگ است، محيط زندگیاش را تغيير میدهد، اما با شرايط نمیجنگد.
🪧 ۸. انسان توسعهيافته، به تندرستی جسمی و سلامتی روحی و روانی خود اهميت میدهد. ورزش میكند، تفريح میكند و به واقع زندگی میكند. نوع لباس پوشيدنش، روش گفتاریاش، منش كرداریاش و حتی نوع نگاه و چهرهاش بهگونهای است كه مورد پذيرش اجتماع است و در همه امورات متعادل است.
🪧 ۹. انسان توسعهيافته، اجازه میدهد ديگران حرف خود را تمام كنند. ياد گرفته است بيشتر سكوت كند تا حرف بزند. بيشتر بشنود تا بگويد.
🪧 ۱۰. انسان توسعهيافته، به مطالعه و تحقيق اعتقاد دارد و كتاب میخواند.
🪧 ۱۱. انسان توسعهيافته، برای كل جامعه و آينده آن تلاش میكند و نه صرفا برای گروه و اطرافيان يا قوم خود.
🪧 ۱۲. انسان توسعهيافته، مرعوب مقامات اداری و حكومتی نيست. میداند كه اين مقامات تنها در سازمان مطبوع خود صاحب مقام هستند و در عرصه اجتماع همگی خدمتگزار شهروندان هستند.
🪧۱۳. انسان توسعهيافته، بخش مهمی از زندگی خود را برای بهجایگذاشتن ميراثی ارزشمند برای جامعه، طراحی میكند، مسئوليت كاری را كه در آن تخصص ندارد نمیپذيرد و مسئوليت كاری را به كسی كه در آن كار تخصصی ندارد نمیسپارد و اگر خواست ثروتمند شود، نهادهای دولتی و حكومتی را ترك میكند.
▫️اندیشه ورزی
https://t.me/andishe_varzi1334
Forwarded from توییتر دانشگاه تهرانی ها
چه میشد اگر دبی خارطوم بود...
بیایید یک لحظه تصور کنید در همسایگی جنوبی ما به جای این شیخنشینهای ثروتمند کشورهایی با شرایط مشابه یمن یا سودان وجود داشتند. دبی وضعیتی مشابه خارطوم داشت یا دوحه مانند صنعا بود. از شما بهعنوان یک شهروند عادی کشور ایران که اولویت نخستتان یک زندگی با استانداردهای رفاهی بالاتر است میپرسم این به سود رفاه شما میشد یا به زیان آن؟ آیا وجود شهری مانند دبی در نزدیکی ایران قدری دسترسی ما به امکانات جهان مدرن را سادهتر نکرده است؟ اگر به جای دبی شهر بنغازی لیبی در آنجا واقع شده بود آیا اکنون بهعنوان شهروند یک کشور همسایه احساس امنیت زیادتری میکردید؟ آیا دسترسی بیشتر و ارزانتری به انواع وسایل رفاهی داشتید؟
اکنون بیایید برعکس همین را تصور کنید. فرض کنید همسایۀ شرقی ما افغانستان از لحاظ وضعیت اقتصادی و ثبات سیاسی دستکم مشابه ترکیه بود. باز بهعنوان یک شهروند عادی ایران که رفاه و امنیت برایش اولویت دارند امروز احساس آسودگی بیشتری میکردید یا برعکس احساس میکردید به زیانتان شده است؟ اگر پاکستان اقتصاد و صنایعی در حد و اندازۀ ژاپن داشت برای ما بهتر بود یا بدتر؟ اگر سنگاپور به جای شرق آسیا در غرب آسیا واقع شده بود برای ما بهتر میشد یا بدتر؟ اگر فردا روزی امنیت و اقتصاد ترکیه به هم بخورد، صنعت گردشگری آن از میان برود، مسکن در آنجا بیارزش شود و صنایع و زیرساختهای دیگرش منهدم شوند و در عوض چندین گروه مسلح و متخاصم پیرامون مسائل مذهبی و عقیدتی و اتنیکی در آنجا شکل بگیرند و پای کشورهای دیگر به آنجا باز شود آیا به رفاه و امنیت و ثبات کشور ایران افزوده میشود یا از آن کاسته میشود؟
توجه کنید در اینجا بسیار تعیینکننده است که این پرسش را بهعنوان چه کسی پاسخ بدهید. اگر کسی عقیدهاش این باشد که رفاه و امنیت و آسایش اهمیتی ندارند و دنبال ارزشها و آرمانهای والای دیگری هستند که از نظرشان اولویت دارند، ممکن است از زمین خوردن ترکیه و سعودی یا عقبمانده ماندن افغانستان و پاکستان بسیار هم شادمان بشود. البته بطلان عقاید این دسته از افراد را میتوان با قدری موشکافی منطقی نشان داد و به یاری نظریۀ اقتصادی، حقوقی و اخلاقی توضیح داد که عقایدشان اتفاقاً عین بیاخلاقی و بیدردی و از محنت دیگران بیغم بودن است. بااینهمه در اینجا مخاطب من آنان نیستند و قصد قانع کردنشان را ندارم. مخاطب من افراد عادی هستند که بسیاری مواقع از روی ناآگاهی عقایدی را طرح میکنند که از نقطۀ عزیمت و مبانی آنها آگاه نیستند.
رواج اینگونه عقاید میان افراد عادی میتواند دلایل گوناگونی داشته باشد. بیگمان یک دلیل آن روانشناختی و احساس سرخوردگی یا رقابت با همسایگان است که در شرایط افراطی به باورهایی میانجامد که با رفاه و آسایش و امنیت جامعهای که خود فرد به آن تعلق دارد در تعارضاند. اما به جز این موارد یکی دیگر از دلایل رواج این دست باورها این است که گاهی در لفافۀ بهاصطلاح علوم سیاسی و روابط بینالملل بیان میشوند و با واژگان و مفاهیم شیکی همچون «استراتژی»، «تخاصم»، «تضاد تاریخی»، «موازنۀ قوا» بیان میشوند. این موضوع البته محدود به ایران نیست. در اروپا بالای یک قرن است که بر روی این دیوانگیهای آشکار عنوان فاخر «رئال پالتیک» را گذاشتهاند و آن را از طریق دانشگاه رواج میدهند. در اینجا من قصد پرداختن به این نظریات را ندارم. تنها با همین چند مثال «رئال» از منطقۀ خودمان که ابتدا ذکر کردم مخاطب را به داوری فرا میخوانم. این طرز فکر را یک بار برای همیشه از ذهنتان دور بریزید: هیچ دشمنی ذاتی و همیشگی و رفعناشدنی میان ایران با هیچ کشوری در جهان وجود ندارد. البته معنای چنین حرفی این نیست که هیچ کشوری هیچگاه به دلایل واهی با ما دشمنی نکرده است یا در آینده نخواهد کرد. همانطور که باورهای غلط میان ما رواج دارد کاملاً محتمل است که همین باورها میان دیگران هم رواج داشته باشند. من در ذهن مردم یا رهبران کشورهای دیگر حضور ندارم که ببینم آنها چگونه میاندیشند. تنها میگویم عقل و دلیل منطقی و تجربی میگوید که باید بسیار نادان باشند اگر تصور کنند پیشرفت و توسعه و ثبات یک کشور ۸۵ میلیونی به زیان آنها تمام میشود. اگر دقت کنید توسعه اغلب منطقهای اتفاق میافتد. کمتر از پنجاه سال پیش سرانۀ تولید ناخالص داخلی شرق آسیا پایینتر از آفریقای جنوب صحرا بود. امروز سرانۀ بعضی کشورهای شرق آسیا از اغلب کشورهای اروپایی جلوتر است. چینیها اگر پنجاه سال پیش پیشرفت صنایع و محصولات ژاپنی را به زیان خود میدیدند و با استدلال «رئال پالتیک» و استنادات واهی به «تاریخ» تمام تلاش خود را برای توقف آن به کار میبستند، امروز درصد بالایی از آنان از گرسنگی تلف شده بودند؛ هرچند شاید در بدبخت کردن ژاپنیها هم به توفیقهایی دست یافته بودند.
-alamehrpouia-
@uttweet
بیایید یک لحظه تصور کنید در همسایگی جنوبی ما به جای این شیخنشینهای ثروتمند کشورهایی با شرایط مشابه یمن یا سودان وجود داشتند. دبی وضعیتی مشابه خارطوم داشت یا دوحه مانند صنعا بود. از شما بهعنوان یک شهروند عادی کشور ایران که اولویت نخستتان یک زندگی با استانداردهای رفاهی بالاتر است میپرسم این به سود رفاه شما میشد یا به زیان آن؟ آیا وجود شهری مانند دبی در نزدیکی ایران قدری دسترسی ما به امکانات جهان مدرن را سادهتر نکرده است؟ اگر به جای دبی شهر بنغازی لیبی در آنجا واقع شده بود آیا اکنون بهعنوان شهروند یک کشور همسایه احساس امنیت زیادتری میکردید؟ آیا دسترسی بیشتر و ارزانتری به انواع وسایل رفاهی داشتید؟
اکنون بیایید برعکس همین را تصور کنید. فرض کنید همسایۀ شرقی ما افغانستان از لحاظ وضعیت اقتصادی و ثبات سیاسی دستکم مشابه ترکیه بود. باز بهعنوان یک شهروند عادی ایران که رفاه و امنیت برایش اولویت دارند امروز احساس آسودگی بیشتری میکردید یا برعکس احساس میکردید به زیانتان شده است؟ اگر پاکستان اقتصاد و صنایعی در حد و اندازۀ ژاپن داشت برای ما بهتر بود یا بدتر؟ اگر سنگاپور به جای شرق آسیا در غرب آسیا واقع شده بود برای ما بهتر میشد یا بدتر؟ اگر فردا روزی امنیت و اقتصاد ترکیه به هم بخورد، صنعت گردشگری آن از میان برود، مسکن در آنجا بیارزش شود و صنایع و زیرساختهای دیگرش منهدم شوند و در عوض چندین گروه مسلح و متخاصم پیرامون مسائل مذهبی و عقیدتی و اتنیکی در آنجا شکل بگیرند و پای کشورهای دیگر به آنجا باز شود آیا به رفاه و امنیت و ثبات کشور ایران افزوده میشود یا از آن کاسته میشود؟
توجه کنید در اینجا بسیار تعیینکننده است که این پرسش را بهعنوان چه کسی پاسخ بدهید. اگر کسی عقیدهاش این باشد که رفاه و امنیت و آسایش اهمیتی ندارند و دنبال ارزشها و آرمانهای والای دیگری هستند که از نظرشان اولویت دارند، ممکن است از زمین خوردن ترکیه و سعودی یا عقبمانده ماندن افغانستان و پاکستان بسیار هم شادمان بشود. البته بطلان عقاید این دسته از افراد را میتوان با قدری موشکافی منطقی نشان داد و به یاری نظریۀ اقتصادی، حقوقی و اخلاقی توضیح داد که عقایدشان اتفاقاً عین بیاخلاقی و بیدردی و از محنت دیگران بیغم بودن است. بااینهمه در اینجا مخاطب من آنان نیستند و قصد قانع کردنشان را ندارم. مخاطب من افراد عادی هستند که بسیاری مواقع از روی ناآگاهی عقایدی را طرح میکنند که از نقطۀ عزیمت و مبانی آنها آگاه نیستند.
رواج اینگونه عقاید میان افراد عادی میتواند دلایل گوناگونی داشته باشد. بیگمان یک دلیل آن روانشناختی و احساس سرخوردگی یا رقابت با همسایگان است که در شرایط افراطی به باورهایی میانجامد که با رفاه و آسایش و امنیت جامعهای که خود فرد به آن تعلق دارد در تعارضاند. اما به جز این موارد یکی دیگر از دلایل رواج این دست باورها این است که گاهی در لفافۀ بهاصطلاح علوم سیاسی و روابط بینالملل بیان میشوند و با واژگان و مفاهیم شیکی همچون «استراتژی»، «تخاصم»، «تضاد تاریخی»، «موازنۀ قوا» بیان میشوند. این موضوع البته محدود به ایران نیست. در اروپا بالای یک قرن است که بر روی این دیوانگیهای آشکار عنوان فاخر «رئال پالتیک» را گذاشتهاند و آن را از طریق دانشگاه رواج میدهند. در اینجا من قصد پرداختن به این نظریات را ندارم. تنها با همین چند مثال «رئال» از منطقۀ خودمان که ابتدا ذکر کردم مخاطب را به داوری فرا میخوانم. این طرز فکر را یک بار برای همیشه از ذهنتان دور بریزید: هیچ دشمنی ذاتی و همیشگی و رفعناشدنی میان ایران با هیچ کشوری در جهان وجود ندارد. البته معنای چنین حرفی این نیست که هیچ کشوری هیچگاه به دلایل واهی با ما دشمنی نکرده است یا در آینده نخواهد کرد. همانطور که باورهای غلط میان ما رواج دارد کاملاً محتمل است که همین باورها میان دیگران هم رواج داشته باشند. من در ذهن مردم یا رهبران کشورهای دیگر حضور ندارم که ببینم آنها چگونه میاندیشند. تنها میگویم عقل و دلیل منطقی و تجربی میگوید که باید بسیار نادان باشند اگر تصور کنند پیشرفت و توسعه و ثبات یک کشور ۸۵ میلیونی به زیان آنها تمام میشود. اگر دقت کنید توسعه اغلب منطقهای اتفاق میافتد. کمتر از پنجاه سال پیش سرانۀ تولید ناخالص داخلی شرق آسیا پایینتر از آفریقای جنوب صحرا بود. امروز سرانۀ بعضی کشورهای شرق آسیا از اغلب کشورهای اروپایی جلوتر است. چینیها اگر پنجاه سال پیش پیشرفت صنایع و محصولات ژاپنی را به زیان خود میدیدند و با استدلال «رئال پالتیک» و استنادات واهی به «تاریخ» تمام تلاش خود را برای توقف آن به کار میبستند، امروز درصد بالایی از آنان از گرسنگی تلف شده بودند؛ هرچند شاید در بدبخت کردن ژاپنیها هم به توفیقهایی دست یافته بودند.
-alamehrpouia-
@uttweet
Forwarded from توییتر دانشگاه تهرانی ها
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بوروندی، کشوری در آفریقاست که نصف ساکنانش دسترسی به آب تمیز ندارن و این مساله باعث بیماریهای پوستی و تنفسی زیادی شده. اما اونها با اسپینسایکل تونستن یه دوچرخه رو تبدیل به ماشین لباسشویی کنن. وسیلهای که در شرایط سختی مثل سیل و زلزله هم خیلی بهدرد میخوره.
« Tavanmand »
@uttweet
« Tavanmand »
@uttweet
SekkePod Episode 92
Sekke Podcast
قسمت نود و دوم پادکست سکه
«درسهایی از دنیا برای توسعه ایران»
09:34 توسعه در ده سال: کره جنوبی
44:11 داستان توسعه دبی
53:12 جورج واشنگتن نقش اول توسعه آمریکا
1:13:16 انگلیس اولین کشور توسعهیافته
1:20:10 انقلاب و ویرانی؛ فرانسه
1:24:41 تجربه روسیه
1:29:42 مارکسیسم به روش چین
کانال تلگرام وقایع اقتصادیه - پویا ناظران
حامی مالی:
آژانس توسعه دیجیتال میرکا | وبسایت
سبد گردان ویستا | وبسایت
@Sekke_Podcast
@Economics_and_Finance
«درسهایی از دنیا برای توسعه ایران»
09:34 توسعه در ده سال: کره جنوبی
44:11 داستان توسعه دبی
53:12 جورج واشنگتن نقش اول توسعه آمریکا
1:13:16 انگلیس اولین کشور توسعهیافته
1:20:10 انقلاب و ویرانی؛ فرانسه
1:24:41 تجربه روسیه
1:29:42 مارکسیسم به روش چین
کانال تلگرام وقایع اقتصادیه - پویا ناظران
حامی مالی:
آژانس توسعه دیجیتال میرکا | وبسایت
سبد گردان ویستا | وبسایت
@Sekke_Podcast
@Economics_and_Finance