«موومنت (Movement) در ساختار موسیقی»
یکی از المانهای ساختاری آهنگ که در موسیقی معاصر کمتر به چشم میخوره موومنتها هستن. بخشهایی از آهنگها که مستقل هستن، امّا در کنار هم یک اثر رو شکل میدن. واژهٔ موومنت بیشتر در آثار کلاسیک (مثل سمفونیها یا سوناتها) به کار میره.
در موسیقی معاصر هر موومنت میتونه ساختار خودش رو داشته باشه. هر موومنت میتونه ورس، کورس و بریج خودش رو داشته باشه. تصور کنید چند آهنگ بهم چسبیده میشن. چنین تصمیم هنریای بیشتر به جهتگیری مفهومی اثر ارتباط داره.
یکی از المانهای ساختاری آهنگ که در موسیقی معاصر کمتر به چشم میخوره موومنتها هستن. بخشهایی از آهنگها که مستقل هستن، امّا در کنار هم یک اثر رو شکل میدن. واژهٔ موومنت بیشتر در آثار کلاسیک (مثل سمفونیها یا سوناتها) به کار میره.
در موسیقی معاصر هر موومنت میتونه ساختار خودش رو داشته باشه. هر موومنت میتونه ورس، کورس و بریج خودش رو داشته باشه. تصور کنید چند آهنگ بهم چسبیده میشن. چنین تصمیم هنریای بیشتر به جهتگیری مفهومی اثر ارتباط داره.
«اجرای جم (Jam) در موسیقی»
اجرای جم یا جمینگ (Jamming) یکی از متداولترین روشها برای ایدهپردازی و ساخت آهنگ در اجراهای گروهیه. حالتی که موسیقی بهصورت بداهه، بدون ساختار از پیشتعیینشده، توسط نوازندگان شکل میگیره.
معمولاً جم در تمرینها کاربرد پیدا میکنه. امّا بعضی اوقات با گروههایی مواجه میشیم که از جم بهعنوان بخشی از قطعهٔ نهایی یا اجرای زنده هم استفاده میکنن.
اجرای جم یا جمینگ (Jamming) یکی از متداولترین روشها برای ایدهپردازی و ساخت آهنگ در اجراهای گروهیه. حالتی که موسیقی بهصورت بداهه، بدون ساختار از پیشتعیینشده، توسط نوازندگان شکل میگیره.
معمولاً جم در تمرینها کاربرد پیدا میکنه. امّا بعضی اوقات با گروههایی مواجه میشیم که از جم بهعنوان بخشی از قطعهٔ نهایی یا اجرای زنده هم استفاده میکنن.
«منظور از بَلِد (Ballad) در گفتوگوی موسیقایی»
وقتی میگیم «این آهنگ یک بَلِده»، معمولاً به آهنگی اشاره میکنیم که از نظر احساسی بار سنگینی داره، و اغلب بر روایت یا انتقال حالت عاطفی تمرکز میکنه. آهنگهایی که آهسته، ملودیک، و معمولاً عاطفی هستن.
در حالت عادی یک بَلِد، آهنگی آوازمحوره، که در کنار خودش یک ملودی سادهٔ پیانو و یا گیتار آکوستیک داره.
وقتی میگیم «این آهنگ یک بَلِده»، معمولاً به آهنگی اشاره میکنیم که از نظر احساسی بار سنگینی داره، و اغلب بر روایت یا انتقال حالت عاطفی تمرکز میکنه. آهنگهایی که آهسته، ملودیک، و معمولاً عاطفی هستن.
در حالت عادی یک بَلِد، آهنگی آوازمحوره، که در کنار خودش یک ملودی سادهٔ پیانو و یا گیتار آکوستیک داره.
«ویبراتو (Vibrato) در موسیقی»
ویبراتو نوعی لرزش و ویبره در صداست که بهشکل عمد و زنده اجرا میشه. ویبراتو معمولاً در صدای خواننده و یا سازهای زنده مثل ویولن ایجاد میشه و تأثیر بهسزایی در بافت صدا ایجاد میکنه.
ویبراتو نوعی لرزش و ویبره در صداست که بهشکل عمد و زنده اجرا میشه. ویبراتو معمولاً در صدای خواننده و یا سازهای زنده مثل ویولن ایجاد میشه و تأثیر بهسزایی در بافت صدا ایجاد میکنه.
«کامپلیشن (Compilation) در موسیقی»
کامپایشن نوعی فرمت نشر موسیقیست. مثل آلبوم، مثل ایپی. کامپلیشنها مجموعهای از آهنگها هستن که ممکنه در سشنهای ضبط متفاوت، توسط مهندسین متفاوت و یا بدون انضباط مفهومی در کنار هم قرار بگیرن.
کامپلیشنها زمانی منتشر میشن که یه موزیسین حس میکنه آثار جالبی داره، امّا این آثار اونقدری کامل و منضبط نیستن که بهعنوان یک آلبوم منتشر بشن.
«میکستیپ (Mixtape) در موسیقی»
در فرهنگ هیپهاپ، کامپلیشنها با نام میکستیپ هم شناخته میشن. در اساس یک معنی دارن، امّا در معمولاً کامپلیشنهای هیپهاپ، میکستیپ خطاب میشن.
کامپایشن نوعی فرمت نشر موسیقیست. مثل آلبوم، مثل ایپی. کامپلیشنها مجموعهای از آهنگها هستن که ممکنه در سشنهای ضبط متفاوت، توسط مهندسین متفاوت و یا بدون انضباط مفهومی در کنار هم قرار بگیرن.
کامپلیشنها زمانی منتشر میشن که یه موزیسین حس میکنه آثار جالبی داره، امّا این آثار اونقدری کامل و منضبط نیستن که بهعنوان یک آلبوم منتشر بشن.
«میکستیپ (Mixtape) در موسیقی»
در فرهنگ هیپهاپ، کامپلیشنها با نام میکستیپ هم شناخته میشن. در اساس یک معنی دارن، امّا در معمولاً کامپلیشنهای هیپهاپ، میکستیپ خطاب میشن.
Swing vs. Straight
«سوئینگ (Swing) در موسیقی»
سوئینگ یعنی نتهایی که روی کاغذ بهصورت مساوی نوشته شدن رو، در اجرا بهطور نابرابر بنوازیم. نت اول کمی طولانیتر، و نت دوم کوتاهتر (00:05). این الگوی «بلند، کوتاه» به ضرب حالت تابدار، منعطف و شُلتری میده.
سوئینگ در قلب فرهنگ جَز قرار داره. بهویژه آثار دهههای ۳۰ و ۴۰ میلادی.
«ریتم متریک در موسیقی»
ریتمی که بر اساس فواصل برابر زمانی شکل میگیره (00:00). عملاً برخلاف سوئینگ. زمانی که شما ملودیتون رو با سوئینگ اجرا میکنید، ریتم متریک رو بههم زدید.
سوئینگ یعنی نتهایی که روی کاغذ بهصورت مساوی نوشته شدن رو، در اجرا بهطور نابرابر بنوازیم. نت اول کمی طولانیتر، و نت دوم کوتاهتر (00:05). این الگوی «بلند، کوتاه» به ضرب حالت تابدار، منعطف و شُلتری میده.
سوئینگ در قلب فرهنگ جَز قرار داره. بهویژه آثار دهههای ۳۰ و ۴۰ میلادی.
«ریتم متریک در موسیقی»
ریتمی که بر اساس فواصل برابر زمانی شکل میگیره (00:00). عملاً برخلاف سوئینگ. زمانی که شما ملودیتون رو با سوئینگ اجرا میکنید، ریتم متریک رو بههم زدید.
«نوار مغناطیسی (Magnetic Tape) در موسیقی»
یکی از اوّلین فرمتهای ضبط و حفظ صدا در آثار معاصر بود. در قرن ۲۰ نوار مغناطیسی ابزار اصلی ضبط موسیقی بود. صدای آنالوگ روی تِیْپ ثبت میشد، و نقشی حیاتی در پروسهٔ ضبط، بازپخش و پروداکشن آهنگ داشت.
با گذر زمان و پیشرفت تکنولوژی، ابزارهایی مثل سیدیها و هارد درایوها جایگزین نوار مغناطیسی شدن.
یکی از اوّلین فرمتهای ضبط و حفظ صدا در آثار معاصر بود. در قرن ۲۰ نوار مغناطیسی ابزار اصلی ضبط موسیقی بود. صدای آنالوگ روی تِیْپ ثبت میشد، و نقشی حیاتی در پروسهٔ ضبط، بازپخش و پروداکشن آهنگ داشت.
با گذر زمان و پیشرفت تکنولوژی، ابزارهایی مثل سیدیها و هارد درایوها جایگزین نوار مغناطیسی شدن.
«لوپ (Loop) در موسیقی»
لوپها بخشهای کوتاهی از صدا یا موسیقی هستن که بهطور مداوم و پشتسرهم تکرار میشن. لوپ یکی از المانهای موسیقی الکترونیک، هیپهاپ، امبینت، و بسیاری از استایلهای معاصر موسیقی هستن.
لوپها یکی از المانهای مهم برای تصویرسازی در موسیقی هستن. با تکرار و ایجاد حس مستی، شنونده بهمرور از زمین کنده میشه و وارد دنیای ساخته شده در اون لوپ میشه.
لوپها بخشهای کوتاهی از صدا یا موسیقی هستن که بهطور مداوم و پشتسرهم تکرار میشن. لوپ یکی از المانهای موسیقی الکترونیک، هیپهاپ، امبینت، و بسیاری از استایلهای معاصر موسیقی هستن.
لوپها یکی از المانهای مهم برای تصویرسازی در موسیقی هستن. با تکرار و ایجاد حس مستی، شنونده بهمرور از زمین کنده میشه و وارد دنیای ساخته شده در اون لوپ میشه.
«درون (Drone) در موسیقی»
استفاده از صدایی ممتد، کشیده و پایدار که بهعنوان زمینه یا بافت صوتی جریان داره.
درونها معمولاً تغییرات کمی دارن و به جای حرکت ملودیک یا ریتمیک، سکون و پایداری رو به موسیقی اضافه میکنن.
درون در ابتدا صرفاً یک تکنیک بود که با اجرای گروههایی مثل پینک فلوید در دههٔ ۶۰ و ۷۰ بیشتر شنیده شد. سپس با افزایش محبوبیّت موسیقی الکترونیک در دههٔ ۷۰ میلادی، درونها بیشتر و بیشتر بهکار گرفته شدن.
نهایتاً توسعه پیدا کردن و از یک تکنیک، به یک استایل موسیقی بدل شدن.
استفاده از صدایی ممتد، کشیده و پایدار که بهعنوان زمینه یا بافت صوتی جریان داره.
درونها معمولاً تغییرات کمی دارن و به جای حرکت ملودیک یا ریتمیک، سکون و پایداری رو به موسیقی اضافه میکنن.
درون در ابتدا صرفاً یک تکنیک بود که با اجرای گروههایی مثل پینک فلوید در دههٔ ۶۰ و ۷۰ بیشتر شنیده شد. سپس با افزایش محبوبیّت موسیقی الکترونیک در دههٔ ۷۰ میلادی، درونها بیشتر و بیشتر بهکار گرفته شدن.
نهایتاً توسعه پیدا کردن و از یک تکنیک، به یک استایل موسیقی بدل شدن.
«موسیقی تجربی (Experimental Music)»
نوعی از موسیقی که بهجای تبعیّت از ساختارها و قواعد تثبیتشده، بر آزمون، تجربهگری و باز کردن امکانهای نوین شنیداری تمرکز داره.
در این نوع موسیقی، هدف اصلی لزوماً خلق اثری زیبا، خوشآهنگ یا حتی «موسیقایی» نیست؛ بلکه جستوجو در ناشناختهها و گشودن درهایی تازه به روی صداست.
«موسیقی آوانگارد (Avant-Garde Music)»
هر موسیقی آوانگاردی، تجربیست. امّا هر تجربیای، آوانگارد نیست.
آوانگارد معمولاً در دل یک سنت شکل میگیره و در حال تقابل آگاهانه با اون سنته. هنرمند آوانگارد اغلب بهخوبی با سنت موسیقایی پیش از خود آشناست و دقیقاً میدونه از چه چیزی فاصله میگیره.
در مقابل، موسیقی اکسپریمنتال میتونه بدون درگیری با تاریخ موسیقی یا ساختارهای هنری پیشین، صرفاً بر پایهٔ تجربهگری، تصادف، یا آزمون ابزارها و روشهای تازه شکل بگیره.
آثار آوانگارد مسیری جدید در مقابل خودشون باز میکنن، بهطوری که برای نسلهای بعد الهامبخش هستن. در طرف مقابل موسیقی تجربی لزوماً در تاریخ موسیقی وارد نمیشه.
نوعی از موسیقی که بهجای تبعیّت از ساختارها و قواعد تثبیتشده، بر آزمون، تجربهگری و باز کردن امکانهای نوین شنیداری تمرکز داره.
در این نوع موسیقی، هدف اصلی لزوماً خلق اثری زیبا، خوشآهنگ یا حتی «موسیقایی» نیست؛ بلکه جستوجو در ناشناختهها و گشودن درهایی تازه به روی صداست.
«موسیقی آوانگارد (Avant-Garde Music)»
هر موسیقی آوانگاردی، تجربیست. امّا هر تجربیای، آوانگارد نیست.
آوانگارد معمولاً در دل یک سنت شکل میگیره و در حال تقابل آگاهانه با اون سنته. هنرمند آوانگارد اغلب بهخوبی با سنت موسیقایی پیش از خود آشناست و دقیقاً میدونه از چه چیزی فاصله میگیره.
در مقابل، موسیقی اکسپریمنتال میتونه بدون درگیری با تاریخ موسیقی یا ساختارهای هنری پیشین، صرفاً بر پایهٔ تجربهگری، تصادف، یا آزمون ابزارها و روشهای تازه شکل بگیره.
آثار آوانگارد مسیری جدید در مقابل خودشون باز میکنن، بهطوری که برای نسلهای بعد الهامبخش هستن. در طرف مقابل موسیقی تجربی لزوماً در تاریخ موسیقی وارد نمیشه.
«اصطلاح اکت (Act) در گفتوگوی موسیقایی»
لفظ «اکت» راهی برای خطاب کردن یک موزیسین، دوئو، گروه یا کالکتیوه. این لفظ یه اصطلاح جامعه، فلذا میتونید یک گروه رو بهعنوان یک اکت خطاب کنید، همچنین یک موزیسین سولو رو هم بهعنوان اکت خطاب کنید.
لفظ «اکت» راهی برای خطاب کردن یک موزیسین، دوئو، گروه یا کالکتیوه. این لفظ یه اصطلاح جامعه، فلذا میتونید یک گروه رو بهعنوان یک اکت خطاب کنید، همچنین یک موزیسین سولو رو هم بهعنوان اکت خطاب کنید.
«منظور از آلبوم مفهومی (Concept Album) در گفتوگوی موسیقایی»
یک اثر موسیقی که دارای یک داستان، موضوع یا ایده مرکزی مشترکه. این نوع آلبومها مجموعهای از آهنگهای مرتبط هستن که در کنار یکدیگر یک تجربهٔ شنیداری رو شکل میدن.
این نوع آثار همونطور که انتظار میره، بر انتقال پیام و قصهگویی تمرکز میکنن.
یک اثر موسیقی که دارای یک داستان، موضوع یا ایده مرکزی مشترکه. این نوع آلبومها مجموعهای از آهنگهای مرتبط هستن که در کنار یکدیگر یک تجربهٔ شنیداری رو شکل میدن.
این نوع آثار همونطور که انتظار میره، بر انتقال پیام و قصهگویی تمرکز میکنن.
«آهنگسازی (Composition) در موسیقی»
پروسهٔ ساخت آهنگ و ملودی. خیلیها این پروسه رو با پروداکشن اشتباه میگیرن. منظور از آهنگ خود ملودی و مسیریه که طی میکنه، نه لزوماً اثر نهاییای که به گوش من و شما میرسه.
آهنگسازی میتونه شامل عناصری مانند ملودی، هارمونی، ریتم و ساختار موسیقی باشه.
«اُرکستریشن (Orchestration) در موسیقی»
اُرکستریشن بخشی از آهنگسازیه که برای اجراهای اُرکسترال بهکار میره. طبیعتاً زمانی که تعداد زیادی نوازنده دارید باید بتونید فرکانسها و نقش هر گروه رو مدیریّت کنید تا ملودی و هارمونیها به تناسب برسن. طبیعتاً هر آهنگی قرار نیست اُرکستریشن داشته باشه.
بسیاری از مواقع آهنگساز و اُرکستریتور افراد متفاوتی هستن. چرا که مدیریّت این دو پروژه میتونه مهارتهای متفاوتی رو شامل بشه.
«اصطلاح فلو (Flow) در موسیقی»
لفظ فلو، بهتعبیری همون ملودیه منتها در موسیقی هیپهاپ. طبیعتاً در رپ تمرکز بیشتر روی آوا، قافیهها و ریتمه. در مقابل، در استایلهای دیگهٔ آواز، تمرکز بیشتری روی کورد پروگرشنها میشنویم.
پروسهٔ ساخت آهنگ و ملودی. خیلیها این پروسه رو با پروداکشن اشتباه میگیرن. منظور از آهنگ خود ملودی و مسیریه که طی میکنه، نه لزوماً اثر نهاییای که به گوش من و شما میرسه.
آهنگسازی میتونه شامل عناصری مانند ملودی، هارمونی، ریتم و ساختار موسیقی باشه.
«اُرکستریشن (Orchestration) در موسیقی»
اُرکستریشن بخشی از آهنگسازیه که برای اجراهای اُرکسترال بهکار میره. طبیعتاً زمانی که تعداد زیادی نوازنده دارید باید بتونید فرکانسها و نقش هر گروه رو مدیریّت کنید تا ملودی و هارمونیها به تناسب برسن. طبیعتاً هر آهنگی قرار نیست اُرکستریشن داشته باشه.
بسیاری از مواقع آهنگساز و اُرکستریتور افراد متفاوتی هستن. چرا که مدیریّت این دو پروژه میتونه مهارتهای متفاوتی رو شامل بشه.
«اصطلاح فلو (Flow) در موسیقی»
لفظ فلو، بهتعبیری همون ملودیه منتها در موسیقی هیپهاپ. طبیعتاً در رپ تمرکز بیشتر روی آوا، قافیهها و ریتمه. در مقابل، در استایلهای دیگهٔ آواز، تمرکز بیشتری روی کورد پروگرشنها میشنویم.
«موسیقی مستقل (Independent Music)»
«موسیقی مستقل» اثریست که خارج مارکت و صنعت نشر قرار داره. در پاسخ به قدرت گرفتن صنعت نشر موسیقی، بسیاری از موزیسینها برای پس گرفتن قدرت، خودشون آثارشون رو نشر دادن. با اینکه این رفتار باعث میشه بسیاری از این آثار وارد جریان اصلی نشن، امّا بسیاری از موزیسینها این شیوهٔ نشر رو ترجیح میدن.
نشر مستقل، رابطهٔ نزدیکی با موسیقی آندرگروند داره.
«موسیقی مستقل» اثریست که خارج مارکت و صنعت نشر قرار داره. در پاسخ به قدرت گرفتن صنعت نشر موسیقی، بسیاری از موزیسینها برای پس گرفتن قدرت، خودشون آثارشون رو نشر دادن. با اینکه این رفتار باعث میشه بسیاری از این آثار وارد جریان اصلی نشن، امّا بسیاری از موزیسینها این شیوهٔ نشر رو ترجیح میدن.
نشر مستقل، رابطهٔ نزدیکی با موسیقی آندرگروند داره.
«منظور از وکال دلیوری (Vocal Delivery) در موسیقی»
مجموعهٔ ویژگیهایی که آوازِ خوانندهها رو خاص میکنه. میشه گفت دستخط هر خوانندهست. فارق از تکنیک و زبان، طوری که هر خواننده جملات رو ادا میکنه یا تکنیکش شخصیسازی میکنه.
بهعنوان مثال، آوازهای بغضآلود رابرت اسمیث؛ هیچ تکنیکی او رو مجبور نمیکنه که با بغض آواز بخونه، امّا او اینکار رو انجام میده.
مجموعهٔ ویژگیهایی که آوازِ خوانندهها رو خاص میکنه. میشه گفت دستخط هر خوانندهست. فارق از تکنیک و زبان، طوری که هر خواننده جملات رو ادا میکنه یا تکنیکش شخصیسازی میکنه.
بهعنوان مثال، آوازهای بغضآلود رابرت اسمیث؛ هیچ تکنیکی او رو مجبور نمیکنه که با بغض آواز بخونه، امّا او اینکار رو انجام میده.
Common Musical Textures
«بافت موسیقایی (Musical Texture) در موسیقی»
این مفهوم برخلاف بافت صوتی یک ویژگیِ صوت نیست. بلکه یک ویژگی در آهنگسازیست. به نحوهٔ ترکیب شدن چند ملودی در کنار هم، بافت موسیقایی اون گفته میشه.
«انواع متداول بافتهای موسیقایی»
- مونوفونیک (00:00): بافتی که از یک ملودی شکل گرفته. مثل یک اجرای سولو پیانو یا اجرای یک خواننده. بافتهای مونوفونیک لزوماُ توسط یک نفر اجرا نمیشن. میتونن چند نفر باشن، یا میتونن ملودی رو در آکتیوهای مختلفی اجرا کنن.
- هوموفونیک (00:11): بافتی که یک ملودی در مرکز داره، و سایر ملودیها در اطراف ملودی مرکزی (بهعنوان نوعی هارمونی) حضور دارن. اکثر آهنگهای معاصر هوموفونیک هستن.
- پولیفونیک (00:24): بافتی که دو یا چند ملودی مرکزی داره.
- هتروفونیک (00:41): بافتی که دو یا چند نسخهٔ مختلف از یک ملودی یکسان داره. این بافت کمتر در موسیقی غرب بهکار گرفته میشه.
این مفهوم برخلاف بافت صوتی یک ویژگیِ صوت نیست. بلکه یک ویژگی در آهنگسازیست. به نحوهٔ ترکیب شدن چند ملودی در کنار هم، بافت موسیقایی اون گفته میشه.
«انواع متداول بافتهای موسیقایی»
- مونوفونیک (00:00): بافتی که از یک ملودی شکل گرفته. مثل یک اجرای سولو پیانو یا اجرای یک خواننده. بافتهای مونوفونیک لزوماُ توسط یک نفر اجرا نمیشن. میتونن چند نفر باشن، یا میتونن ملودی رو در آکتیوهای مختلفی اجرا کنن.
- هوموفونیک (00:11): بافتی که یک ملودی در مرکز داره، و سایر ملودیها در اطراف ملودی مرکزی (بهعنوان نوعی هارمونی) حضور دارن. اکثر آهنگهای معاصر هوموفونیک هستن.
- پولیفونیک (00:24): بافتی که دو یا چند ملودی مرکزی داره.
- هتروفونیک (00:41): بافتی که دو یا چند نسخهٔ مختلف از یک ملودی یکسان داره. این بافت کمتر در موسیقی غرب بهکار گرفته میشه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«پولیریتم (Polyrhythm) در موسیقی»
۲ یا چند خط ملودی یا بیت که فواصل زمانی یکسانی ندارن. در ویدیوْ نمونهای از یک پلیریتم ۲:۳:۴:۵:۶ میبینید. ۵ بیت داریم. یکیشون ۲ مرتبه در هر میزان نواخته میشه، یکی ۳ مرتبه، یکی ۴ مرتبه و قس علی هذا. بهخاطر تعدد بیتها کمی پیچیدهست امّا در کل ساختار سادهای داره، چون فواصل زمانیِ بیتها از هم دور نیستن.
پولیریتمهای متداول (مثل ۲:۳) ریتمهای ملموس و سادهای هستن. امّا این ترکیب ریتمها میتونن خیلی پیچیده بشن (مثلاً پولیریتم ۵:۱۱، بیت اوّل ۵ مرتبه در هر میزان، بیت دوم ۱۱ مرتبه در هر میزان).
در استایلهایی مثل «مَث راک» یا موسیقی پروگرِسیو استفادههای زیادی از پولیریتمهای پیچیده و چالشبرانگیز به گوش میخوره.
۲ یا چند خط ملودی یا بیت که فواصل زمانی یکسانی ندارن. در ویدیوْ نمونهای از یک پلیریتم ۲:۳:۴:۵:۶ میبینید. ۵ بیت داریم. یکیشون ۲ مرتبه در هر میزان نواخته میشه، یکی ۳ مرتبه، یکی ۴ مرتبه و قس علی هذا. بهخاطر تعدد بیتها کمی پیچیدهست امّا در کل ساختار سادهای داره، چون فواصل زمانیِ بیتها از هم دور نیستن.
پولیریتمهای متداول (مثل ۲:۳) ریتمهای ملموس و سادهای هستن. امّا این ترکیب ریتمها میتونن خیلی پیچیده بشن (مثلاً پولیریتم ۵:۱۱، بیت اوّل ۵ مرتبه در هر میزان، بیت دوم ۱۱ مرتبه در هر میزان).
در استایلهایی مثل «مَث راک» یا موسیقی پروگرِسیو استفادههای زیادی از پولیریتمهای پیچیده و چالشبرانگیز به گوش میخوره.
«سوپرانو (Soprano) در آواز»
بالاترین محدودهٔ صوتی در آواز خانمها سوپرانو نام داره. برخی اوقات این لفظ در خصوص بالاترین رِجیستِر صدای سازها هم استفاده میشه. اجراهای حاوی سوپرانو رو معمولاً در موسیقی اُپِرا میشنویم.
«کَوْنتِرتِنور (Countertenor) در آواز»
محدودهٔ صوتی آقایون در حالت عادی به محدودهٔ سوپرانو نمیرسه (مگر موارد خاص مثل قبل از بلوغ)، با این حال آقایون هم میتونن به این محدودهٔ صوتی نزدیک بشن، که به اون فالسِتو یا کَوْنتِرتِنور گفته میشه.
بالاترین محدودهٔ صوتی در آواز خانمها سوپرانو نام داره. برخی اوقات این لفظ در خصوص بالاترین رِجیستِر صدای سازها هم استفاده میشه. اجراهای حاوی سوپرانو رو معمولاً در موسیقی اُپِرا میشنویم.
«کَوْنتِرتِنور (Countertenor) در آواز»
محدودهٔ صوتی آقایون در حالت عادی به محدودهٔ سوپرانو نمیرسه (مگر موارد خاص مثل قبل از بلوغ)، با این حال آقایون هم میتونن به این محدودهٔ صوتی نزدیک بشن، که به اون فالسِتو یا کَوْنتِرتِنور گفته میشه.
«کورد (Chord) در موسیقی»
وقتی چند نت رو همزمان مینوازیم، در حال نواختن یک کورد هستیم.
در قرون وسطی با پیچیدهتر شدن بافتهای موسیقایی کوردها مطرح شدن، و بهمرور در موسیقی معاصر بهعنوان یک المان جداییناپذیر در هارمونایز کردن ملودیها بهکار میرن.
«توالی کورد (Chord Progression) در موسیقی»
وقتی چند کورد مختلف رو مینوازیم (غالباً در یک گام مشترک)، به یک توالی میرسیم؛ مثل یه ریف گیتار در ابتدای آهنگ راک.
کورد پروگرشنها در موسیقی معاصر بهعنوان فونداسیون هارمونی بهکار میرن. کورد پروگرشن در اسکلت آهنگ قرار داره و مثل یک ستون عمل میکنه، سپس ملودیهای دیگهٔ آهنگ بر روی این بستر سوار میشن.
اکثر آهنگهای معاصر با یک کورد پروگرشن شکل میگیرن، امّا خیلی وقتها موزیسینها تصمیم میگیرن که پروگرشن رو حذف کنن، و صرفاً ملودیهایی که بر پایهٔ اون نوشتن رو در آهنگ باقی بذارن.
وقتی چند نت رو همزمان مینوازیم، در حال نواختن یک کورد هستیم.
در قرون وسطی با پیچیدهتر شدن بافتهای موسیقایی کوردها مطرح شدن، و بهمرور در موسیقی معاصر بهعنوان یک المان جداییناپذیر در هارمونایز کردن ملودیها بهکار میرن.
«توالی کورد (Chord Progression) در موسیقی»
وقتی چند کورد مختلف رو مینوازیم (غالباً در یک گام مشترک)، به یک توالی میرسیم؛ مثل یه ریف گیتار در ابتدای آهنگ راک.
کورد پروگرشنها در موسیقی معاصر بهعنوان فونداسیون هارمونی بهکار میرن. کورد پروگرشن در اسکلت آهنگ قرار داره و مثل یک ستون عمل میکنه، سپس ملودیهای دیگهٔ آهنگ بر روی این بستر سوار میشن.
اکثر آهنگهای معاصر با یک کورد پروگرشن شکل میگیرن، امّا خیلی وقتها موزیسینها تصمیم میگیرن که پروگرشن رو حذف کنن، و صرفاً ملودیهایی که بر پایهٔ اون نوشتن رو در آهنگ باقی بذارن.
«موسیقی روانگردان (Psychedelic Music)»
در دههٔ ۶۰ میلادی، با رواج مصرف روانگردانهایی مثل ماشروم و اِلاِسدی، یک جریان موسیقایی جدید شکل گرفت. موسیقی سایکِدِلیک سعی داشت حس مصرف مخدرها رو بازسازی کنه.
این جنبش با تکیهٔ سنگین بر فیدبَک، دیلِی، لوپها، درونها و... فضایی ایجاد میکرد که حس مستی و سستی رو منتقل کنه.
موسیقی سایکِدِلیک بهمرور از فرهنگ هیپیها خارج شد، و در دهههای بعد مورد استفاده قرار گرفت. بهطوریکه در حال حاضر موسیقی روانگردان بیشتر از اینکه یک سبک موسیقایی باشه، به یک رویکرد و تکنیک شباهت داره. رویکردی که میتونه در هر استایل موسیقیای بازسازی بشه.
در دههٔ ۶۰ میلادی، با رواج مصرف روانگردانهایی مثل ماشروم و اِلاِسدی، یک جریان موسیقایی جدید شکل گرفت. موسیقی سایکِدِلیک سعی داشت حس مصرف مخدرها رو بازسازی کنه.
این جنبش با تکیهٔ سنگین بر فیدبَک، دیلِی، لوپها، درونها و... فضایی ایجاد میکرد که حس مستی و سستی رو منتقل کنه.
موسیقی سایکِدِلیک بهمرور از فرهنگ هیپیها خارج شد، و در دهههای بعد مورد استفاده قرار گرفت. بهطوریکه در حال حاضر موسیقی روانگردان بیشتر از اینکه یک سبک موسیقایی باشه، به یک رویکرد و تکنیک شباهت داره. رویکردی که میتونه در هر استایل موسیقیای بازسازی بشه.