اصل تعادلِ فضیلت
مهربانی، زمانی فضیلت است که از آگاهی برخیزد؛
نه از ترسِ رد شدن، نیاز به تأیید یا ناتوانی در «نه» گفتن.
بسیاری از انسانها گمان میکنند هرچه بیشتر از خود بگذرند، انسان بهتری هستند. اما گاهی آنچه «مهربانی» نامیده میشود، تنها ترسی پنهان از تعارض یا میل به پذیرفته شدن است.
هر فضیلتی که از تعادل خارج شود، آرامآرام به نقطهضعف تبدیل میشود.
شجاعتِ بیحکمت، بیپروایی است.
سخاوتِ بیمرز، فرسودگی است.
اعتمادِ بیبصیرت، سادهلوحی است.
و مهربانیِ بیمرز، دعوتی برای سوءاستفاده.
انسانِ فرزانه، قلبی مهربان دارد؛ اما مرزهایش نیز روشن است. او میبخشد، اما خود را قربانی نمیکند. کمک میکند، اما مسئولیت زندگی دیگران را بر دوش نمیکشد.
تعادل، روحِ همهی فضیلتهاست. همان فضیلتی که در جای درست و به اندازهی درست به کار گرفته شود، زندگی میآفریند؛ اما اگر از حد بگذرد، همان نیرو میتواند ویرانگر شود.
هوشیار باش...
مهربانی، زمانی فضیلت است که از آگاهی برخیزد؛
نه از ترسِ رد شدن، نیاز به تأیید یا ناتوانی در «نه» گفتن.
بسیاری از انسانها گمان میکنند هرچه بیشتر از خود بگذرند، انسان بهتری هستند. اما گاهی آنچه «مهربانی» نامیده میشود، تنها ترسی پنهان از تعارض یا میل به پذیرفته شدن است.
هر فضیلتی که از تعادل خارج شود، آرامآرام به نقطهضعف تبدیل میشود.
شجاعتِ بیحکمت، بیپروایی است.
سخاوتِ بیمرز، فرسودگی است.
اعتمادِ بیبصیرت، سادهلوحی است.
و مهربانیِ بیمرز، دعوتی برای سوءاستفاده.
انسانِ فرزانه، قلبی مهربان دارد؛ اما مرزهایش نیز روشن است. او میبخشد، اما خود را قربانی نمیکند. کمک میکند، اما مسئولیت زندگی دیگران را بر دوش نمیکشد.
تعادل، روحِ همهی فضیلتهاست. همان فضیلتی که در جای درست و به اندازهی درست به کار گرفته شود، زندگی میآفریند؛ اما اگر از حد بگذرد، همان نیرو میتواند ویرانگر شود.
فضیلت، در افراط معنا نمییابد؛ فضیلت، هنرِ نگه داشتنِ تعادل میان قلبِ مهربان و ستونِ اقتدار است.
هوشیار باش...
❤5🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اصل اعتدال
روزگار، دو روز بیش نیست؛
روزی به سود تو و روزی به زیان تو.
اگر روزگار بر وفقِ مراد تو بود، مغرور مشو؛ زیرا هیچ قلهای جایگاهِ همیشگیِ انسان نیست.
و اگر روزگار بر تو سخت گرفت، نومید مشو؛ زیرا هیچ زمستانی ابدی نیست.
بیشتر انسانها ارزشِ خود را با شرایط میسنجند؛ در کامیابی، خود را شکستناپذیر میپندارند و در ناکامی، خود را شکستخورده. اما فرزانه، خود را با هیچیک از این دو تعریف نمیکند.
او میداند که پیروزی، آزمونِ فروتنی است و شکست، آزمونِ استقامت.
زندگی، مانند فصلها در گردش است. اگر به بهار دل ببندی، از پاییز خواهی رنجید؛ و اگر در زمستان مأیوس شوی، هرگز شکوفههای بهار را نخواهی دید.
آنچه انسان را بزرگ میکند، نه پیروزیهایش است و نه شکستهایش؛ بلکه کیفیتِ حضورش در هر دو است.
هوشیار باش...
روزگار، دو روز بیش نیست؛
روزی به سود تو و روزی به زیان تو.
اگر روزگار بر وفقِ مراد تو بود، مغرور مشو؛ زیرا هیچ قلهای جایگاهِ همیشگیِ انسان نیست.
و اگر روزگار بر تو سخت گرفت، نومید مشو؛ زیرا هیچ زمستانی ابدی نیست.
بیشتر انسانها ارزشِ خود را با شرایط میسنجند؛ در کامیابی، خود را شکستناپذیر میپندارند و در ناکامی، خود را شکستخورده. اما فرزانه، خود را با هیچیک از این دو تعریف نمیکند.
او میداند که پیروزی، آزمونِ فروتنی است و شکست، آزمونِ استقامت.
زندگی، مانند فصلها در گردش است. اگر به بهار دل ببندی، از پاییز خواهی رنجید؛ و اگر در زمستان مأیوس شوی، هرگز شکوفههای بهار را نخواهی دید.
آنچه انسان را بزرگ میکند، نه پیروزیهایش است و نه شکستهایش؛ بلکه کیفیتِ حضورش در هر دو است.
در روزهای پیروزی، فروتن بمان؛ و در روزهای شکست، استوار. زیرا هیچکدام ماندگار نیستند، اما شخصیتی که در این میان میسازی، تا همیشه با تو خواهد ماند.
هوشیار باش...
❤5
اصل خویشتنداری
شمشیرِ خوب، شمشیری است که در نیام بماند.
انسانِ ضعیف، برای اثبات قدرتش به نمایش آن نیاز دارد.
اما انسانِ قدرتمند، آنقدر بر خویش مسلط است که نیازی به اثبات چیزی ندارد.
خشم، قدرت است؛ اما مهار خشم، قدرتی بالاتر.
سخن، قدرت است؛ اما سکوتِ بهموقع، قدرتی عمیقتر.
توانِ ضربه زدن، قدرت است؛ اما دانستنِ اینکه چه زمانی نباید ضربه زد، نشانهی بلوغ قدرت است.
قدرت وقتی ارزشمند میشود که تحت فرمان آگاهی باشد، نه تحت فرمان هیجان.
هوشیار باش...
شمشیرِ خوب، شمشیری است که در نیام بماند.
قدرت واقعی، در تواناییِ استفاده از قدرت نیست؛
در تواناییِ استفاده نکردن از آن، زمانی است که میتوانی.
انسانِ ضعیف، برای اثبات قدرتش به نمایش آن نیاز دارد.
اما انسانِ قدرتمند، آنقدر بر خویش مسلط است که نیازی به اثبات چیزی ندارد.
خشم، قدرت است؛ اما مهار خشم، قدرتی بالاتر.
سخن، قدرت است؛ اما سکوتِ بهموقع، قدرتی عمیقتر.
توانِ ضربه زدن، قدرت است؛ اما دانستنِ اینکه چه زمانی نباید ضربه زد، نشانهی بلوغ قدرت است.
قدرت وقتی ارزشمند میشود که تحت فرمان آگاهی باشد، نه تحت فرمان هیجان.
شمشیرت را تیز نگه دار، اما دستت را آرام؛ زیرا بزرگترین پیروزی، لحظهای است که میتوانی بجنگی، اما انتخاب میکنی که نجنگی.
هوشیار باش...
❤3
اصل تغییر
یا تغییر میکنی،
یا محکومی به تکرار.
زندگی هیچگاه در یک نقطه متوقف نمیماند. اگر آگاهانه مسیرت را تغییر ندهی، عادتها، ترسها، محیط و گذشتهات به جای تو انتخاب خواهند کرد.
تکرار، همیشه نشانهی ثبات نیست!
گاهی فقط زندگی کردنِ دوبارهی همان الگوهایی است که هنوز جرئت نکردهای ببینی و تغییرشان دهی.
تغییر الزاماً به معنای ترک همهچیز نیست!
گاهی تنها کافی است یک فکر، یک واکنش، یک عادت یا یک انتخاب را متفاوت انجام دهی. همین تفاوت کوچک میتواند آغازِ مسیری کاملاً تازه باشد.
اگر همانگونه فکر کنی که همیشه فکر کردهای، همانگونه انتخاب کنی که همیشه انتخاب کردهای و همانگونه عمل کنی که همیشه عمل کردهای، انتظارِ نتیجهای متفاوت، چیزی جز امید بستن به معجزهای بیدلیل نیست.
سرنوشت، در نقطهای تغییر میکند که انسان تصمیم میگیرد دیگر نسخهی دیروزِ خودش نباشد.
هوشیار باش...
یا تغییر میکنی،
یا محکومی به تکرار.
زندگی هیچگاه در یک نقطه متوقف نمیماند. اگر آگاهانه مسیرت را تغییر ندهی، عادتها، ترسها، محیط و گذشتهات به جای تو انتخاب خواهند کرد.
تکرار، همیشه نشانهی ثبات نیست!
گاهی فقط زندگی کردنِ دوبارهی همان الگوهایی است که هنوز جرئت نکردهای ببینی و تغییرشان دهی.
تغییر الزاماً به معنای ترک همهچیز نیست!
گاهی تنها کافی است یک فکر، یک واکنش، یک عادت یا یک انتخاب را متفاوت انجام دهی. همین تفاوت کوچک میتواند آغازِ مسیری کاملاً تازه باشد.
اگر همانگونه فکر کنی که همیشه فکر کردهای، همانگونه انتخاب کنی که همیشه انتخاب کردهای و همانگونه عمل کنی که همیشه عمل کردهای، انتظارِ نتیجهای متفاوت، چیزی جز امید بستن به معجزهای بیدلیل نیست.
سرنوشت، در نقطهای تغییر میکند که انسان تصمیم میگیرد دیگر نسخهی دیروزِ خودش نباشد.
تغییر، خیانت به گذشته نیست؛ وفاداری به انسانی است که هنوز میتوانی بشوی.
هوشیار باش...
❤3
اصل «انریو» (Enryo)
انریو، هنرِ خویشتنداری و ملاحظه است؛
تواناییِ خواستن، بدون تحمیل کردن.
انسانِ آگاه میفهمد که داشتنِ خواسته، به معنای محق بودن در تحمیل آن نیست. احساسات، نیازها و خواستههای ما واقعیاند؛ اما واقعی بودن آنها، مسئولیت ما در قبال دیگران را از میان نمیبرد.
گاهی بلوغ یعنی حرفت را نگویی، نه از ترس؛ بلکه از آن رو که میدانی گفتنش چیزی جز زخمی تازه ایجاد نمیکند.
گاهی یعنی خواستهات را مطرح کنی، اما آزادیِ دیگری برای نپذیرفتنش را نیز به رسمیت بشناسی.
و گاهی یعنی یک قدم عقب بروی تا فضای کافی برای دیگری باقی بماند.
تو میتوانی قدرتمند باشی، اما تحمیلگر نباشی.
میتوانی خواستهای داشته باشی، اما اسیر خواستهات نباشی.
میتوانی احساس عمیقی داشته باشی، اما آن را به باری بر دوش دیگری تبدیل نکنی.
هوشیار باش...
انریو، هنرِ خویشتنداری و ملاحظه است؛
تواناییِ خواستن، بدون تحمیل کردن.
انسانِ آگاه میفهمد که داشتنِ خواسته، به معنای محق بودن در تحمیل آن نیست. احساسات، نیازها و خواستههای ما واقعیاند؛ اما واقعی بودن آنها، مسئولیت ما در قبال دیگران را از میان نمیبرد.
گاهی بلوغ یعنی حرفت را نگویی، نه از ترس؛ بلکه از آن رو که میدانی گفتنش چیزی جز زخمی تازه ایجاد نمیکند.
گاهی یعنی خواستهات را مطرح کنی، اما آزادیِ دیگری برای نپذیرفتنش را نیز به رسمیت بشناسی.
و گاهی یعنی یک قدم عقب بروی تا فضای کافی برای دیگری باقی بماند.
انریو سرکوب خواستهها نیست؛ تنظیم رابطهی میان «من» و «دیگری» است.
تو میتوانی قدرتمند باشی، اما تحمیلگر نباشی.
میتوانی خواستهای داشته باشی، اما اسیر خواستهات نباشی.
میتوانی احساس عمیقی داشته باشی، اما آن را به باری بر دوش دیگری تبدیل نکنی.
بلوغ، آن نیست که خواستههایت را حذف کنی؛ آن است که بیاموزی خواستههایت را بدون ربودن آزادیِ دیگران زندگی کنی.
هوشیار باش...
❤2
اصلِ دیدارهای معنادار
هر انسانی که وارد زندگی ما میشود، چیزی را آشکار میکند.
بعضی آدمها میآیند تا مرهم باشند؛
بعضی میآیند تا زخمی را که سالها ندیدهایم، به ما نشان دهند.
بعضی چیزی به ما میآموزند و بعضی، چیزی را از ما میگیرند؛
اما گاهی آنچه از دست میرود، همان چیزی است که دیگر برای ادامهی مسیر به آن نیاز نداریم.
هر دیدار، آینهای است برای شناختن بخشی از خود؛
گاهی ظرفیتِ عشق، گاهی ضعفِ وابستگی، گاهی مرزهای فراموششده و گاهی قدرتِ رها کردن.
مهم نیست چه کسی وارد زندگی تو شد؛
مهم این است که پس از رفتنش، چه چیزی در تو بیدار شد.
از برخی باید آموخت،
از برخی باید گذشت،
و از برخی باید سپاسگزار بود؛
نه به خاطر زخمی که زدند، بلکه به خاطر حقیقتی که آن زخم آشکار کرد.
هوشیار باش...
هیچ دیداری بیاثر نیست؛
هر انسانی که وارد زندگی ما میشود، چیزی را آشکار میکند.
بعضی آدمها میآیند تا مرهم باشند؛
بعضی میآیند تا زخمی را که سالها ندیدهایم، به ما نشان دهند.
بعضی چیزی به ما میآموزند و بعضی، چیزی را از ما میگیرند؛
اما گاهی آنچه از دست میرود، همان چیزی است که دیگر برای ادامهی مسیر به آن نیاز نداریم.
هر دیدار، آینهای است برای شناختن بخشی از خود؛
گاهی ظرفیتِ عشق، گاهی ضعفِ وابستگی، گاهی مرزهای فراموششده و گاهی قدرتِ رها کردن.
مهم نیست چه کسی وارد زندگی تو شد؛
مهم این است که پس از رفتنش، چه چیزی در تو بیدار شد.
از برخی باید آموخت،
از برخی باید گذشت،
و از برخی باید سپاسگزار بود؛
نه به خاطر زخمی که زدند، بلکه به خاطر حقیقتی که آن زخم آشکار کرد.
هر دیدار یا چیزی به تو میآموزد، یا چیزی را از تو میگیرد؛ و گاهی آنچه از تو گرفته میشود، بهای رهایی توست.
هوشیار باش...
👍2
اصل «یوهـاکو» (Yohaku)
یوهـاکو، فضای خالیای است که آگاهانه باقی گذاشته میشود؛
نه از سرِ کمبود، بلکه از سرِ فهم.
ما آموختهایم همهچیز را پر کنیم؛
تقویم را با قرارها، ذهن را با فکرها، خانه را با اشیا، سکوت را با کلمات و زندگی را با تلاشِ بیوقفه.
اما گاهی آنچه زندگی به آن نیاز دارد، چیزی برای افزودن نیست؛ فضایی برای بودن است.
فضای خالی، فرصتِ نفس کشیدن میدهد.
سکوت، امکانِ شنیدن میدهد.
فاصله، امکانِ دیدن میدهد.
و خلأ، گاهی چیزی را آشکار میکند که در ازدحام هرگز دیده نمیشد.
یوهـاکو به ما میآموزد که کامل بودن، الزاماً به معنای پُر بودن نیست.
گاهی باید چیزی را حذف کنی، نه برای اینکه چیزی کم داری؛
بلکه برای اینکه بالاخره بتوانی آنچه واقعاً مهم است را ببینی.
گزاره ماندگار
هوشیار باش...
یوهـاکو، فضای خالیای است که آگاهانه باقی گذاشته میشود؛
نه از سرِ کمبود، بلکه از سرِ فهم.
ما آموختهایم همهچیز را پر کنیم؛
تقویم را با قرارها، ذهن را با فکرها، خانه را با اشیا، سکوت را با کلمات و زندگی را با تلاشِ بیوقفه.
اما گاهی آنچه زندگی به آن نیاز دارد، چیزی برای افزودن نیست؛ فضایی برای بودن است.
فضای خالی، فرصتِ نفس کشیدن میدهد.
سکوت، امکانِ شنیدن میدهد.
فاصله، امکانِ دیدن میدهد.
و خلأ، گاهی چیزی را آشکار میکند که در ازدحام هرگز دیده نمیشد.
یوهـاکو به ما میآموزد که کامل بودن، الزاماً به معنای پُر بودن نیست.
گاهی باید چیزی را حذف کنی، نه برای اینکه چیزی کم داری؛
بلکه برای اینکه بالاخره بتوانی آنچه واقعاً مهم است را ببینی.
گزاره ماندگار
هر جای خالی، نشانهی فقدان نیست؛ بعضی خلأها، آگاهانه ساخته شدهاند تا حقیقت فرصتِ ظهور پیدا کند.
هوشیار باش...
❤5
اصل «گامان»
بیآنکه تلخیِ آن را بر دوش دیگران بگذاری.
گامان دعوتی است به صبوری، نه از سرِ ضعف، بلکه از جایگاهِ قدرت درونی.
بعضی طوفانها را نمیتوان متوقف کرد؛
بعضی اتفاقها را نمیتوان تغییر داد؛
و بعضی دردها را نمیتوان یکشبه از میان برداشت.
اما میتوان انتخاب کرد که چگونه از میان آنها عبور کنیم.
گامان به معنای سرکوبِ خشم، اندوه یا رنج نیست.
به معنای انکارِ احساسات نیز نیست.
یعنی احساس را ببینی، آن را بپذیری، اما اجازه ندهی رنجِ تو به رنجِ دیگران تبدیل شود.
شکایت، همیشه تغییری ایجاد نمیکند؛
اما نحوهی مواجههی تو با سختی، میتواند تو را تغییر دهد.
قدرت واقعی گاهی در جنگیدن نیست؛
در آرام ماندن، تحمل کردن و ادامه دادن است، زمانی که شرایط از کنترل تو خارج شدهاند.
هوشیار باش...
گامان، هنرِ ایستادگی در برابر سختی است؛
بیآنکه تلخیِ آن را بر دوش دیگران بگذاری.
گامان دعوتی است به صبوری، نه از سرِ ضعف، بلکه از جایگاهِ قدرت درونی.
بعضی طوفانها را نمیتوان متوقف کرد؛
بعضی اتفاقها را نمیتوان تغییر داد؛
و بعضی دردها را نمیتوان یکشبه از میان برداشت.
اما میتوان انتخاب کرد که چگونه از میان آنها عبور کنیم.
گامان به معنای سرکوبِ خشم، اندوه یا رنج نیست.
به معنای انکارِ احساسات نیز نیست.
یعنی احساس را ببینی، آن را بپذیری، اما اجازه ندهی رنجِ تو به رنجِ دیگران تبدیل شود.
شکایت، همیشه تغییری ایجاد نمیکند؛
اما نحوهی مواجههی تو با سختی، میتواند تو را تغییر دهد.
قدرت واقعی گاهی در جنگیدن نیست؛
در آرام ماندن، تحمل کردن و ادامه دادن است، زمانی که شرایط از کنترل تو خارج شدهاند.
همهی طوفانها را نمیتوان متوقف کرد؛ اما میتوان چنان استوار بود که طوفان، وقارِ تو را با خود نبرد.
هوشیار باش...
❤1
اصلِ اثر
خودت را به رخ نکش؛
بگذار اثرت به جای تو سخن بگوید.
نیازی نیست مدام دربارهی تواناییهایت توضیح بدهی، خودت را اثبات کنی یا نامت را پیش از کارت به دیگران معرفی کنی.
ارزشِ واقعی، در چیزی است که از تو باقی میماند؛ نه تصویری که از خودت میسازی.
شهرت ممکن است با صدا ساخته شود،
اما اعتبار با اثر ساخته میشود.
ادعا میتواند توجه بگیرد، اما تنها عمل است که اعتماد میسازد.
ممکن است دیگران برای مدتی سخنانت را بشنوند، اما آنچه واقعاً در ذهن و زندگیشان باقی میماند، چیزی است که ساختهای، آموختهای، بخشیدهای یا تغییر دادهای.
انسانِ عمیق، کمتر دربارهی خودش سخن میگوید و بیشتر چیزی میآفریند که نیازی به توضیح ندارد.
در نهایت، زمان بسیاری از صداها را خاموش میکند؛
اما آثارِ اصیل، ردپاهایی هستند که حتی پس از رفتنِ صاحبشان نیز سخن میگویند.
هوشیار باش...
خودت را به رخ نکش؛
بگذار اثرت به جای تو سخن بگوید.
نیازی نیست مدام دربارهی تواناییهایت توضیح بدهی، خودت را اثبات کنی یا نامت را پیش از کارت به دیگران معرفی کنی.
ارزشِ واقعی، در چیزی است که از تو باقی میماند؛ نه تصویری که از خودت میسازی.
شهرت ممکن است با صدا ساخته شود،
اما اعتبار با اثر ساخته میشود.
ادعا میتواند توجه بگیرد، اما تنها عمل است که اعتماد میسازد.
ممکن است دیگران برای مدتی سخنانت را بشنوند، اما آنچه واقعاً در ذهن و زندگیشان باقی میماند، چیزی است که ساختهای، آموختهای، بخشیدهای یا تغییر دادهای.
انسانِ عمیق، کمتر دربارهی خودش سخن میگوید و بیشتر چیزی میآفریند که نیازی به توضیح ندارد.
در نهایت، زمان بسیاری از صداها را خاموش میکند؛
اما آثارِ اصیل، ردپاهایی هستند که حتی پس از رفتنِ صاحبشان نیز سخن میگویند.
خودت را ثابت نکن؛ چیزی بیافرین که وجودت را ثابت کند.
هوشیار باش...
❤1
اصل «ایچیگو ایچیـه» (Ichi-go Ichi-e)
ممکن است روزی دوباره در همان مکان باشی، همان آدمها را ببینی و حتی شرایطی شبیه امروز را تجربه کنی؛ اما این لحظه، با همین ترکیبِ آدمها، احساسات، آگاهی و امکانها، دیگر هرگز تکرار نخواهد شد.
ما اغلب زندگی را به تعویق میاندازیم؛
برای گفتنِ یک جمله،
برای دیدنِ یک انسان،
برای تجربه کردنِ یک لحظه،
برای آغاز کردنِ چیزی که همیشه در ذهنمان بوده است.
گمان میکنیم «بعداً» دوباره خواهد آمد.
اما «بعداً» هرگز همان «اکنون» نیست.
ایچیگو ایچیـه دعوتی است به حضور کامل؛ به دیدنِ ارزشِ چیزی که همین حالا در برابر توست، پیش از آنکه به خاطره تبدیل شود.
زندگی در لحظههایی اتفاق میافتد که دیگر بازنخواهند گشت.
هوشیار باش...
هر لحظه، تنها یکبار اتفاق میافتد.
ممکن است روزی دوباره در همان مکان باشی، همان آدمها را ببینی و حتی شرایطی شبیه امروز را تجربه کنی؛ اما این لحظه، با همین ترکیبِ آدمها، احساسات، آگاهی و امکانها، دیگر هرگز تکرار نخواهد شد.
ما اغلب زندگی را به تعویق میاندازیم؛
برای گفتنِ یک جمله،
برای دیدنِ یک انسان،
برای تجربه کردنِ یک لحظه،
برای آغاز کردنِ چیزی که همیشه در ذهنمان بوده است.
گمان میکنیم «بعداً» دوباره خواهد آمد.
اما «بعداً» هرگز همان «اکنون» نیست.
ایچیگو ایچیـه دعوتی است به حضور کامل؛ به دیدنِ ارزشِ چیزی که همین حالا در برابر توست، پیش از آنکه به خاطره تبدیل شود.
زندگی در لحظههایی اتفاق میافتد که دیگر بازنخواهند گشت.
لحظه را زندگی کن؛ زیرا حتی اگر فردا دوباره شبیه امروز باشد، امروز دیگر وجود نخواهد داشت.
هوشیار باش...
❤1
اصلِ اصالت
آدمها شبیه قهوهاند؛
اگر خودِ قهوه را دوست داشته باشی، تلخیاش هم بخشی از طعمِ آن میشود.
وقتی اصالتِ یک انسان را بپذیری، دیگر لازم نیست برای دوستداشتنش مدام چیزی به او اضافه کنی؛ نه توجهِ همیشگی، نه تأیید، نه هیجان، نه رفتارهای مطابق میل تو.
شیر و عسل میتوانند قهوه را شیرینتر کنند، اما اگر تنها به خاطر شیرینیِ افزودنیها قهوه را بخواهی، روزی خودِ شیرینی برایت عادی و بیمزه میشود.
رابطهای که بر پایهی «آنچه از دیگری میگیرم» بنا شود، دیر یا زود به مطالبه تبدیل میشود.
اما وقتی کسی را با تمامیتِ وجودش، با تلخیها، سکوتها، تفاوتها و نقصهایش میپذیری، آنچه به رابطه اضافه میشود، دیگر شرطِ دوست داشتن نیست؛ تبدیل به زیباییِ آن میشود.
هوشیار باش...
آدمها شبیه قهوهاند؛
اگر خودِ قهوه را دوست داشته باشی، تلخیاش هم بخشی از طعمِ آن میشود.
وقتی اصالتِ یک انسان را بپذیری، دیگر لازم نیست برای دوستداشتنش مدام چیزی به او اضافه کنی؛ نه توجهِ همیشگی، نه تأیید، نه هیجان، نه رفتارهای مطابق میل تو.
شیر و عسل میتوانند قهوه را شیرینتر کنند، اما اگر تنها به خاطر شیرینیِ افزودنیها قهوه را بخواهی، روزی خودِ شیرینی برایت عادی و بیمزه میشود.
رابطهای که بر پایهی «آنچه از دیگری میگیرم» بنا شود، دیر یا زود به مطالبه تبدیل میشود.
اما وقتی کسی را با تمامیتِ وجودش، با تلخیها، سکوتها، تفاوتها و نقصهایش میپذیری، آنچه به رابطه اضافه میشود، دیگر شرطِ دوست داشتن نیست؛ تبدیل به زیباییِ آن میشود.
انسان را برای اصالتش بخواه، نه برای افزودنیهایی که موقتاً زندگیات را شیرین میکنند.
اگر خودِ قهوه را نپسندی، هیچ مقدار شیر و عسلی تو را برای همیشه راضی نخواهد کرد.
آدمها را نیز باید برای خودشان خواست، نه برای طعمی که موقتاً به زندگی ما میدهند.
هوشیار باش...
❤4