Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
انیمیشن سهبعدی از تشریح نحوه عملکرد سیستم توربوشارژر و نمایش اجزای مختلف آن
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
رقم «سبد معیشت کارگران» ۹۰میلیون تومان شد/ توفیقی: به هزینه زندگی کارگران فقط در چهارماه، ۴۷میلیون اضافه شد/ دستمزد دیگر کفاف ۱۰ روز ماه را هم نمیدهد
فرامرز توفیقی، فعال کارگری:
▫️سبد معیشت یک خانواده متوسط کارگری در پایان تیرماه به حدود ۹۰ میلیون تومان رسیده است.
▫️این رقم نسبت به ۴۲ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان در اسفند سال گذشته، حدود ۴۷ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان افزایش داشته است.
▫️حقوق ماهانه یک کارگر متأهل دارای یک فرزند و یک سال سابقه، با احتساب مزایا، حدود ۲۴ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان است.
▫️قدرت پوشش این دستمزد از ۵۸.۲۴ درصد در ابتدای سال به ۲۷.۵۸ درصد در پایان تیرماه کاهش یافته است.
▫️دستمزد فعلی تنها برای ۸.۲۷ روز از هزینههای حداقلی زندگی کفایت میکند.
نرخ تورم نقطهای خوراکیها در تیرماه نیز به ۱۲۸.۱ درصد رسیده است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
فرامرز توفیقی، فعال کارگری:
▫️سبد معیشت یک خانواده متوسط کارگری در پایان تیرماه به حدود ۹۰ میلیون تومان رسیده است.
▫️این رقم نسبت به ۴۲ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان در اسفند سال گذشته، حدود ۴۷ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان افزایش داشته است.
▫️حقوق ماهانه یک کارگر متأهل دارای یک فرزند و یک سال سابقه، با احتساب مزایا، حدود ۲۴ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان است.
▫️قدرت پوشش این دستمزد از ۵۸.۲۴ درصد در ابتدای سال به ۲۷.۵۸ درصد در پایان تیرماه کاهش یافته است.
▫️دستمزد فعلی تنها برای ۸.۲۷ روز از هزینههای حداقلی زندگی کفایت میکند.
نرخ تورم نقطهای خوراکیها در تیرماه نیز به ۱۲۸.۱ درصد رسیده است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آموزش ۷۰ زبان یکجا، تضمینی، به کمک سنگریزه و تف تازه
+ این مزخرفات مشتری دارد که گفته میشود. همین پامنبری ها هنوز که هنوز است باور میکنند؛ وگرنه یک نفرشان بلند میشود و تو دهنش میزند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
+ این مزخرفات مشتری دارد که گفته میشود. همین پامنبری ها هنوز که هنوز است باور میکنند؛ وگرنه یک نفرشان بلند میشود و تو دهنش میزند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
مرتضی کیوان؛ تو به خاک افتادی، کمر عشق شکست...
در بحبوحه بگیر و ببند حکومت نظامی پس از کودتای ۲۸ مرداد، مرتضی کیوان سه نفر را در خانه خود پنهان ساخته بود. گمان بردند و هجوم آوردند. آن سه تن گریختند، ولی پناه دهندگان، کیوان و همسرش پوری سلطانی دستگیر شدند. هنوز سه ماه از ازدواج آنها نگذشته بود. کمتر از دو ماه پس از دستگیری، مرتضی کیوان را در بیست و هفتم مهر ماه سال ۱۳۳۳؛ در حالیکه فقط ۳۳ سالش بود، در برابر جوخه آتش قرار دادند.
مرتضی کیوان از نخستین ویراستاران به معنی امروزی بود؛ اما هیچکدام از اینها سبب شهرت او نیست، بلکه آنچه نام او را جاودان کرده است توانایی شگفتش در دوستیابی و شناخت و پرورش استعدادهای ادبی و هنری بود. کیوان با وجود عمر کوتاهش، یکتنه مانند بنگاه استعدادیابی ظاهر شد و در شناخته شدن و پر و بال دادن طیف وسیعی از اهالی قلم نقش بسزایی ایفا کرد.
کیوان از نسلی بود که به گفته اسلامی ندوشن «وجه مشترکش، نوطلبی و رو به آینده داشتن بود.» دورهای که همه فکر میکردند ایران رو به تغییر است و میخواستند در این تغییر حضور داشته باشند.
احمد شاملو شاعری که کمتر از تاثیر کسی بر خود سخن گفته است، میگوید با کیوان برحسب تصادف آشنا شده، ولی از همان اولین روز آشنایی انگار صد سال بوده که یکدیگر را میشناسند: «من از او بسیار چیزها آموختم. مرتضی برای من واقعا یک انسان نمونه بود. یک انسان فوقالعاده.»
#نجف_دریابندری نیز مبهوت نیروی کشف استعدادهای جوان در کیوان است. خود یکی از این استعدادها بوده است: «من آن روزها جوان شهرستانی خام و گمنامی بودم و حتی خودم چندان چیزی در جبین خود نمیدیدم. کیوان بود که دست مرا گرفت و راهی که بعد از او طی کردم پیش پایم گذاشت. نه این که هرگز یک کلمه درباره کارم و آیندهام به من چیزی گفته باشد. او فقط مرا جدی گرفت و با من طوری رفتار کرد که انگار من هم برای خودم یک کسی هستم.»
روایت #آیدا از واپسین جملات احمد شاملو، پس از اعدام مرتضی کیوان، هم سخت تکان دهنده است: «شاملو سه روز بود که نخوابیده بود و درد شدید داشت. بهش گفتم: احمد یه خرده چشمات رو هم بذار شاید خوابت ببره. شاملو گفت: نه! این طوری بهتر میبینمش. زلال میبینمش. گفتم: کی رو؟ گفت: مرتضی کیوان رو؛ و بعد رفت تو اغما و دیگه حرف نزد. این آخرین حرف شاملو بود.»
🥀 و در آخر، قطعه شعر شاملو بیاد مرتضی کیوان
از عموهایت - برای سیاوش کوچک
نه به خاطر آفتاب، نه به خاطر حماسه
به خاطر سایهی بام کوچکش
به خاطر ترانهای کوچکتر از دستهای تو
نه به خاطر جنگلها، نه به خاطر دریا
به خاطر یک برگ
به خاطر یک قطره
روشنتر از چشمهای تو
نه به خاطر دیوارها - به خاطر یک چَپَر
نه بهخاطر همه انسانها - به خاطر نوزادِ دشمنش شاید
نه به خاطر دنیا - به خاطر خانهی تو
به خاطر یقینِ کوچکت
که انسان دنیایی است
به خاطر آرزوی یک لحظهی من که پیشِ تو باشم
به خاطر دستهای کوچکت در دستهای بزرگِ من
و لبهای بزرگ من بر گونههای بیگناه تو
به خاطر پرستوئی در باد، هنگامی که تو هلهله میکنی
به خاطر شبنمی بر برگ، هنگامی که تو خفتهای
به خاطر یک لبخند، هنگامی که مرا در کنار ِ خود ببینی
بهخاطر یک سرود
بهخاطر یک قصه در سردترینِ شب ها، تاریکترینِ شبها.
بهخاطر عروسکهای تو، نه به خاطر انسانهای بزرگ.
به خاطر سنگفرشی که مرا به تو میرساند
نه بهخاطر شاهراههای دوردست
به خاطر ناودان، هنگامی که میبارد
به خاطر کندوها و زنبورهای کوچک
به خاطر جار بلند ابر در آسمانِ بزرگ آرام
به خاطر تو
به خاطر هر چیز کوچک هر چیز پاک بر خاک افتادند.
به یاد آر
عموهایت را میگویم
از مرتضا سخن میگویم.
احمد شاملو
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
در بحبوحه بگیر و ببند حکومت نظامی پس از کودتای ۲۸ مرداد، مرتضی کیوان سه نفر را در خانه خود پنهان ساخته بود. گمان بردند و هجوم آوردند. آن سه تن گریختند، ولی پناه دهندگان، کیوان و همسرش پوری سلطانی دستگیر شدند. هنوز سه ماه از ازدواج آنها نگذشته بود. کمتر از دو ماه پس از دستگیری، مرتضی کیوان را در بیست و هفتم مهر ماه سال ۱۳۳۳؛ در حالیکه فقط ۳۳ سالش بود، در برابر جوخه آتش قرار دادند.
مرتضی کیوان از نخستین ویراستاران به معنی امروزی بود؛ اما هیچکدام از اینها سبب شهرت او نیست، بلکه آنچه نام او را جاودان کرده است توانایی شگفتش در دوستیابی و شناخت و پرورش استعدادهای ادبی و هنری بود. کیوان با وجود عمر کوتاهش، یکتنه مانند بنگاه استعدادیابی ظاهر شد و در شناخته شدن و پر و بال دادن طیف وسیعی از اهالی قلم نقش بسزایی ایفا کرد.
کیوان از نسلی بود که به گفته اسلامی ندوشن «وجه مشترکش، نوطلبی و رو به آینده داشتن بود.» دورهای که همه فکر میکردند ایران رو به تغییر است و میخواستند در این تغییر حضور داشته باشند.
احمد شاملو شاعری که کمتر از تاثیر کسی بر خود سخن گفته است، میگوید با کیوان برحسب تصادف آشنا شده، ولی از همان اولین روز آشنایی انگار صد سال بوده که یکدیگر را میشناسند: «من از او بسیار چیزها آموختم. مرتضی برای من واقعا یک انسان نمونه بود. یک انسان فوقالعاده.»
#نجف_دریابندری نیز مبهوت نیروی کشف استعدادهای جوان در کیوان است. خود یکی از این استعدادها بوده است: «من آن روزها جوان شهرستانی خام و گمنامی بودم و حتی خودم چندان چیزی در جبین خود نمیدیدم. کیوان بود که دست مرا گرفت و راهی که بعد از او طی کردم پیش پایم گذاشت. نه این که هرگز یک کلمه درباره کارم و آیندهام به من چیزی گفته باشد. او فقط مرا جدی گرفت و با من طوری رفتار کرد که انگار من هم برای خودم یک کسی هستم.»
روایت #آیدا از واپسین جملات احمد شاملو، پس از اعدام مرتضی کیوان، هم سخت تکان دهنده است: «شاملو سه روز بود که نخوابیده بود و درد شدید داشت. بهش گفتم: احمد یه خرده چشمات رو هم بذار شاید خوابت ببره. شاملو گفت: نه! این طوری بهتر میبینمش. زلال میبینمش. گفتم: کی رو؟ گفت: مرتضی کیوان رو؛ و بعد رفت تو اغما و دیگه حرف نزد. این آخرین حرف شاملو بود.»
🥀 و در آخر، قطعه شعر شاملو بیاد مرتضی کیوان
از عموهایت - برای سیاوش کوچک
نه به خاطر آفتاب، نه به خاطر حماسه
به خاطر سایهی بام کوچکش
به خاطر ترانهای کوچکتر از دستهای تو
نه به خاطر جنگلها، نه به خاطر دریا
به خاطر یک برگ
به خاطر یک قطره
روشنتر از چشمهای تو
نه به خاطر دیوارها - به خاطر یک چَپَر
نه بهخاطر همه انسانها - به خاطر نوزادِ دشمنش شاید
نه به خاطر دنیا - به خاطر خانهی تو
به خاطر یقینِ کوچکت
که انسان دنیایی است
به خاطر آرزوی یک لحظهی من که پیشِ تو باشم
به خاطر دستهای کوچکت در دستهای بزرگِ من
و لبهای بزرگ من بر گونههای بیگناه تو
به خاطر پرستوئی در باد، هنگامی که تو هلهله میکنی
به خاطر شبنمی بر برگ، هنگامی که تو خفتهای
به خاطر یک لبخند، هنگامی که مرا در کنار ِ خود ببینی
بهخاطر یک سرود
بهخاطر یک قصه در سردترینِ شب ها، تاریکترینِ شبها.
بهخاطر عروسکهای تو، نه به خاطر انسانهای بزرگ.
به خاطر سنگفرشی که مرا به تو میرساند
نه بهخاطر شاهراههای دوردست
به خاطر ناودان، هنگامی که میبارد
به خاطر کندوها و زنبورهای کوچک
به خاطر جار بلند ابر در آسمانِ بزرگ آرام
به خاطر تو
به خاطر هر چیز کوچک هر چیز پاک بر خاک افتادند.
به یاد آر
عموهایت را میگویم
از مرتضا سخن میگویم.
احمد شاملو
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
Telegram
تجربه نوشتن
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم میگریند
مهدی اخوان ثالث
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
در دلم میگریند
مهدی اخوان ثالث
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
هشدار پالایشگاهها درباره بنزین؛ کسری روزانه به ۸ میلیون لیتر رسید
دبیر انجمن کارفرمایی صنعت پالایش نفت اعلام کرد پالایشگاههای کشور با حداکثر ظرفیت در حال تولید هستند و دیگر امکان افزایش تولید بنزین وجود ندارد؛ در حالی که مصرف از تولید داخلی پیشی گرفته و کشور با کسری روزانه ۸ میلیون لیتر مواجه است.
ناصر عاشوری گفت در ۲۴ روز نخست تیرماه، متوسط توزیع بنزین به ۱۳۴ میلیون لیتر در روز رسیده، در حالی که ۱۰ پالایشگاه کشور ۱۱۱ میلیون لیتر در روز تولید داشتهاند. به گفته او، با افزودن حدود ۱۵ میلیون لیتر حاصل از اختلاط محصولات پتروشیمی، میزان تأمین به ۱۲۷ میلیون لیتر میرسد و همچنان روزانه ۸ میلیون لیتر کسری باقی میماند.
او هشدار داد این ناترازی در صورت افزایش مصرف میتواند در شهریورماه به حدود ۱۵ میلیون لیتر در روز برسد. عاشوری همچنین گفت ظرفیت تولید فرآوردههای نفتی کشور طی ۱۰ سال گذشته از ۵۷ میلیون لیتر به ۱۲۱ میلیون لیتر در روز افزایش یافته و از این پس افزایش بیشتر تولید پالایشگاهها امکانپذیر نیست.
این مقام صنفی، چالش تأمین خوراک، قیمتگذاری دستوری و کندی حرکت پالایشگاهها به سمت پتروپالایشی شدن را از مشکلات اصلی صنعت پالایش دانست و تأکید کرد دولت نمیتواند در شرایط ناترازی از پالایشگاهها انتظار افزایش نامحدود تولید داشته باشد.
+ همه این حرفها را باور نمیکنم. چون وقتی حکومت دروغ و فساد و جنایت طرحهای رفع ناترازی میدهد هیچکدام مبتنی بر کاهش مصرف سوخت نیست و هدف فقط گران کردن بنزین است. مثلاً طرحی برای واردات خودروی کم مصرف یا توسعه حمل و نقل عمومی یا خودروی برقی بیان نمیشود و قاچاق سوخت توسط سپاه تروریست کاملا در حال انجام است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دبیر انجمن کارفرمایی صنعت پالایش نفت اعلام کرد پالایشگاههای کشور با حداکثر ظرفیت در حال تولید هستند و دیگر امکان افزایش تولید بنزین وجود ندارد؛ در حالی که مصرف از تولید داخلی پیشی گرفته و کشور با کسری روزانه ۸ میلیون لیتر مواجه است.
ناصر عاشوری گفت در ۲۴ روز نخست تیرماه، متوسط توزیع بنزین به ۱۳۴ میلیون لیتر در روز رسیده، در حالی که ۱۰ پالایشگاه کشور ۱۱۱ میلیون لیتر در روز تولید داشتهاند. به گفته او، با افزودن حدود ۱۵ میلیون لیتر حاصل از اختلاط محصولات پتروشیمی، میزان تأمین به ۱۲۷ میلیون لیتر میرسد و همچنان روزانه ۸ میلیون لیتر کسری باقی میماند.
او هشدار داد این ناترازی در صورت افزایش مصرف میتواند در شهریورماه به حدود ۱۵ میلیون لیتر در روز برسد. عاشوری همچنین گفت ظرفیت تولید فرآوردههای نفتی کشور طی ۱۰ سال گذشته از ۵۷ میلیون لیتر به ۱۲۱ میلیون لیتر در روز افزایش یافته و از این پس افزایش بیشتر تولید پالایشگاهها امکانپذیر نیست.
این مقام صنفی، چالش تأمین خوراک، قیمتگذاری دستوری و کندی حرکت پالایشگاهها به سمت پتروپالایشی شدن را از مشکلات اصلی صنعت پالایش دانست و تأکید کرد دولت نمیتواند در شرایط ناترازی از پالایشگاهها انتظار افزایش نامحدود تولید داشته باشد.
+ همه این حرفها را باور نمیکنم. چون وقتی حکومت دروغ و فساد و جنایت طرحهای رفع ناترازی میدهد هیچکدام مبتنی بر کاهش مصرف سوخت نیست و هدف فقط گران کردن بنزین است. مثلاً طرحی برای واردات خودروی کم مصرف یا توسعه حمل و نقل عمومی یا خودروی برقی بیان نمیشود و قاچاق سوخت توسط سپاه تروریست کاملا در حال انجام است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
پیشنهاد رشوه به قشقایی ها برای خیانت به مصدق"
همان نماینده اصل چهار گفت: آقای قشقایی تو بهترین وضع را داری همهچیز هست. ببین ایلت، ملکت، مالت، قدرتت همهچیز. ما هم همهجور کمک میکنیم و ما به تو پنج میلیون دلار میدهیم و بعد هم تمام کارها را دست شما میگذاریم در جنوب و از وزرا هم هر چند نفر را که شما بگویید وزیر، هر کس را شما بگویید ما وزیر میکنیم. فقط زاهدی نخستوزیر بشود و شاه شاه و مصدق برود. گفتم آقایون من اینکار را نمیکنم برای اینکه ما به مصدق قول دادیم و خانواده ما قریب پانصد سال است نمیگویم جلوتر در فارس هست. ما هیچ چیزی نداشتیم یک قولی داشتیم. فردا نوه، نتیجه، اولاد ما بگویند ما رفتیم پول گرفتیم و خیانت کردیم نمیآید. من خودم میمیرم ولی نمیخواهم نسل آتی من خجالت بکشد. گفت خیلی خوب. عین این حرف را در آنجا به برادرهایم زده بود. یعنی محمدحسین و خسرو را سفیر خواسته بود. خسرو به محمدحسین گفته بود تو برادر بزرگتر هستی جواب بده. گفته بود بدون جواب سؤال قبول نمیکنم. ولی بعد که من رفتم تهران سفیر به من گفت قشقایی بیایید و اینکار را بکنید. شما شاه را قبول کنید و زاهدی را هم قبول کنید. اگر نکنید مالتان میرود، ایلتان میرود. گفتم آقا مالم میرود، ایلم میرود ناموسم میرود، جانم میرود ولی قولم نمیرود. همه این اتفاقات میافتد. مگر چند صد سال خا نواده ما باید این همه ملک داشته باشد. خدا هم که از نوع دنیایی نمیسازد. تا حالا دست ما بوده است حالا دست مردم باشد. من اینکار را نمیکنم. آنها هم نکردند. گفت خیلی خب. گفتم من منتظر همهچیز هستم ولی قول من برنمیگردد. من آمدم توی ایل. رفتم به مصدق همه اینها را گفتم. گفتم آقای مصدق اجازه بفرمایید من چهارصد پانصد نفر از قشقایی بیارم با خرج خودم در اینجا باغ انجیر بزرگی است مقداریش را اینجا توی شهر نگاه میدارم. اینها کودتا که کردند من نمیگذارم کودتایشان راه بیافتد. گفت نه آقاجان نه آقاجان. اگر شما اینکار را بکنید نظامیها دلخور میشوند. گفتم نظامی پدر شما را درمیآورد. گفت نخیر. خدا رحمت کند تقصیر نمیگویم سوءظن داشت حتی به ما هم سوءظن داشت.
🔻مصدق؟
🔺بله،همین فکر میکرد بنده میخواهم پانصد نفر را بیاورم خودم کودتا بکنم.ایشان را بردارم خودم بشوم در صورتی که اصلاً. گفتم پس بنده مرخص میشوم ولی یک عرضی بهتان میکنم. گفت چه است؟ عرض کردم که من میروم،شما را میگیرند،این بساط بهم میخورد شما را دو سه سال حبس میکنند،بعد آزادتان میکنند ولی پدر ماها را درمیآورند. ملک میرود، مال میرود، ناموس میرود جان میرود همهچیز ما میرود ولی من با شما هستم. گفت آقاجان این آرزوی من است. گفتم قربان به زودی به آرزویتان میرسید. ما رفتیم ایل. که بعد شنیدید که یک فرستادند مصدق را بگیرند که نصیری را مصدق گرفت و کودتای اول به هم خورد.
✍️بخشی از مصاحبه ناصرخان قشقایی(١٢٧٨-١٣۶٢) با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد،نوار دوم
❌لینک مصاحبه کامل ناصرخان قشقایی
https://t.me/iranianoralhistoryproject/869
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
همان نماینده اصل چهار گفت: آقای قشقایی تو بهترین وضع را داری همهچیز هست. ببین ایلت، ملکت، مالت، قدرتت همهچیز. ما هم همهجور کمک میکنیم و ما به تو پنج میلیون دلار میدهیم و بعد هم تمام کارها را دست شما میگذاریم در جنوب و از وزرا هم هر چند نفر را که شما بگویید وزیر، هر کس را شما بگویید ما وزیر میکنیم. فقط زاهدی نخستوزیر بشود و شاه شاه و مصدق برود. گفتم آقایون من اینکار را نمیکنم برای اینکه ما به مصدق قول دادیم و خانواده ما قریب پانصد سال است نمیگویم جلوتر در فارس هست. ما هیچ چیزی نداشتیم یک قولی داشتیم. فردا نوه، نتیجه، اولاد ما بگویند ما رفتیم پول گرفتیم و خیانت کردیم نمیآید. من خودم میمیرم ولی نمیخواهم نسل آتی من خجالت بکشد. گفت خیلی خوب. عین این حرف را در آنجا به برادرهایم زده بود. یعنی محمدحسین و خسرو را سفیر خواسته بود. خسرو به محمدحسین گفته بود تو برادر بزرگتر هستی جواب بده. گفته بود بدون جواب سؤال قبول نمیکنم. ولی بعد که من رفتم تهران سفیر به من گفت قشقایی بیایید و اینکار را بکنید. شما شاه را قبول کنید و زاهدی را هم قبول کنید. اگر نکنید مالتان میرود، ایلتان میرود. گفتم آقا مالم میرود، ایلم میرود ناموسم میرود، جانم میرود ولی قولم نمیرود. همه این اتفاقات میافتد. مگر چند صد سال خا نواده ما باید این همه ملک داشته باشد. خدا هم که از نوع دنیایی نمیسازد. تا حالا دست ما بوده است حالا دست مردم باشد. من اینکار را نمیکنم. آنها هم نکردند. گفت خیلی خب. گفتم من منتظر همهچیز هستم ولی قول من برنمیگردد. من آمدم توی ایل. رفتم به مصدق همه اینها را گفتم. گفتم آقای مصدق اجازه بفرمایید من چهارصد پانصد نفر از قشقایی بیارم با خرج خودم در اینجا باغ انجیر بزرگی است مقداریش را اینجا توی شهر نگاه میدارم. اینها کودتا که کردند من نمیگذارم کودتایشان راه بیافتد. گفت نه آقاجان نه آقاجان. اگر شما اینکار را بکنید نظامیها دلخور میشوند. گفتم نظامی پدر شما را درمیآورد. گفت نخیر. خدا رحمت کند تقصیر نمیگویم سوءظن داشت حتی به ما هم سوءظن داشت.
🔻مصدق؟
🔺بله،همین فکر میکرد بنده میخواهم پانصد نفر را بیاورم خودم کودتا بکنم.ایشان را بردارم خودم بشوم در صورتی که اصلاً. گفتم پس بنده مرخص میشوم ولی یک عرضی بهتان میکنم. گفت چه است؟ عرض کردم که من میروم،شما را میگیرند،این بساط بهم میخورد شما را دو سه سال حبس میکنند،بعد آزادتان میکنند ولی پدر ماها را درمیآورند. ملک میرود، مال میرود، ناموس میرود جان میرود همهچیز ما میرود ولی من با شما هستم. گفت آقاجان این آرزوی من است. گفتم قربان به زودی به آرزویتان میرسید. ما رفتیم ایل. که بعد شنیدید که یک فرستادند مصدق را بگیرند که نصیری را مصدق گرفت و کودتای اول به هم خورد.
✍️بخشی از مصاحبه ناصرخان قشقایی(١٢٧٨-١٣۶٢) با پروژه تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد،نوار دوم
❌لینک مصاحبه کامل ناصرخان قشقایی
https://t.me/iranianoralhistoryproject/869
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
Telegram
پروژه تاریخ شفاهی ایران
🔘محمدناصر قشقایی، متولد۱۲۷۸ درگذشت ۱۳۶۲
ایلخان قشقایی
نماینده ایل قشقایی در مجلس شورای ملی
سناتور فارس در مجلس سنا
@iranianoralhistoryproject
@iranianoralhistoryproject
ایلخان قشقایی
نماینده ایل قشقایی در مجلس شورای ملی
سناتور فارس در مجلس سنا
@iranianoralhistoryproject
@iranianoralhistoryproject
تجمع اعتراضی کارکنان بهداشت مقابل وزارت بهداشت
کارکنان بهداشت کشور صبح روز دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، در اعتراض به وضعیت معیشتی خود مقابل وزارت بهداشت تجمع کردند.
اوضاع معیشتی بهداشتی ها بخصوص نیروهای رسمی و پیمانی باسابقه واقعا اسفباره اضافه کاری ساعتی سی هزار تومن حتی از کار دانشجویی ساعتی هم کمتره مبلغش
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
کارکنان بهداشت کشور صبح روز دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، در اعتراض به وضعیت معیشتی خود مقابل وزارت بهداشت تجمع کردند.
اوضاع معیشتی بهداشتی ها بخصوص نیروهای رسمی و پیمانی باسابقه واقعا اسفباره اضافه کاری ساعتی سی هزار تومن حتی از کار دانشجویی ساعتی هم کمتره مبلغش
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تلفن سفید، دیکتاتوری سیاه
مصطفا آلاحمد
در دههی سی میلادی، زمانی که ایتالیا زیر سایهی فاشیسم، نفس میکشید، سینمایی شکل گرفت که تلاش میکرد «واقعیت» را از چشم مردم پنهان کند. سینمایی که مشکلات طاقتفرسای مردم در سلطهی دیکتاتوری موسیلینی را زیر فرش جارو میکرد و صحنهها و زندگیهایی را نشان میداد که بدون هیچ دغدغهای بود. گویی مردم ایتالیا شادترین و ثروتمندترین مردم دنیا هستند. این سینما به سینمای «تلفن سفید» (Telefoni Bianchi) معروف شد، زیرا در خانههای اشرافیِ فیلمها، همیشه یک تلفن سفید براق که نماد ثروتی بود که مردم واقعی هرگز لمسش نکرده بودند، روی میز میدرخشید.
سینمای «تلفن سفید» دنیایی رؤیایی میساخت: لباسهای فاخر، آپارتمانهای لوکس، عاشقانههای لوس و سبک و زندگیهایی که حتی یک غبار از فقر و سیاست به آنها نمیرسید. این سینما بخشی از پروپاگاندای نرم رژیم فاشیستی بود: بیضرر، سرگرمکننده و دور از مسائل سیاسی. گویی یک پردهی مخملی سفید روی واقعیت سیاه ِ دوران کشیده شده باشد تا کسی فقر، جنگ، سرکوب و بیعدالتی بیرون از سالن سینما را نبیند و اعتراضی در کار نباشد.
رژیم موسولینی این فیلمها را دوست داشت، زیرا «بیخطر» بودند. نه نقدی، نه پرسشی، نه زخم سیاسی. فقط رؤیاهایی شیک و مطیع. تلفن سفید با سرگرمی، خنده و زندگیهای فانتزی مردم را دچار توهم و خیال میکرد تا از واقعیتِ جنگ و فقر دور نگه دارد.
اما تاریخ، مسیرش را تغییر داد. پس از تزلزل و سقوط رژیم فاشیستی در جنگ جهانی دوم، تصویری شکل گرفت که جهانِ سینما را تکان داد. فیلمسازان ایتالیایی این پردهی دروغ را کنار زدند و سینمای نئورئالیسم ایتالیا را شکل دادند. سینمایی که خیابانهای خشن، فقر، انسان واقعی و درد را روی پرده افشا میکرد. حالا دوربین از بالکنهای اشرافی پایین آمده بود و روی خیابانهای سیاه شهر، واقعیت غمانگیزی را تصویر میکرد که نتیجه حکومت دیکتاتوری بود. این نمایش سیاهیها، دیکتاتوری فاشیستی را افشا و استیضاح میکرد.
«تلفن سفید» امروز یک یادآوری است: هر گاه قدرت، توهم میسازد تا واقعیت دیده نشود، جایی در همان تاریکی، نور حقیقت دوباره راهش را پیدا خواهد کرد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
مصطفا آلاحمد
در دههی سی میلادی، زمانی که ایتالیا زیر سایهی فاشیسم، نفس میکشید، سینمایی شکل گرفت که تلاش میکرد «واقعیت» را از چشم مردم پنهان کند. سینمایی که مشکلات طاقتفرسای مردم در سلطهی دیکتاتوری موسیلینی را زیر فرش جارو میکرد و صحنهها و زندگیهایی را نشان میداد که بدون هیچ دغدغهای بود. گویی مردم ایتالیا شادترین و ثروتمندترین مردم دنیا هستند. این سینما به سینمای «تلفن سفید» (Telefoni Bianchi) معروف شد، زیرا در خانههای اشرافیِ فیلمها، همیشه یک تلفن سفید براق که نماد ثروتی بود که مردم واقعی هرگز لمسش نکرده بودند، روی میز میدرخشید.
سینمای «تلفن سفید» دنیایی رؤیایی میساخت: لباسهای فاخر، آپارتمانهای لوکس، عاشقانههای لوس و سبک و زندگیهایی که حتی یک غبار از فقر و سیاست به آنها نمیرسید. این سینما بخشی از پروپاگاندای نرم رژیم فاشیستی بود: بیضرر، سرگرمکننده و دور از مسائل سیاسی. گویی یک پردهی مخملی سفید روی واقعیت سیاه ِ دوران کشیده شده باشد تا کسی فقر، جنگ، سرکوب و بیعدالتی بیرون از سالن سینما را نبیند و اعتراضی در کار نباشد.
رژیم موسولینی این فیلمها را دوست داشت، زیرا «بیخطر» بودند. نه نقدی، نه پرسشی، نه زخم سیاسی. فقط رؤیاهایی شیک و مطیع. تلفن سفید با سرگرمی، خنده و زندگیهای فانتزی مردم را دچار توهم و خیال میکرد تا از واقعیتِ جنگ و فقر دور نگه دارد.
اما تاریخ، مسیرش را تغییر داد. پس از تزلزل و سقوط رژیم فاشیستی در جنگ جهانی دوم، تصویری شکل گرفت که جهانِ سینما را تکان داد. فیلمسازان ایتالیایی این پردهی دروغ را کنار زدند و سینمای نئورئالیسم ایتالیا را شکل دادند. سینمایی که خیابانهای خشن، فقر، انسان واقعی و درد را روی پرده افشا میکرد. حالا دوربین از بالکنهای اشرافی پایین آمده بود و روی خیابانهای سیاه شهر، واقعیت غمانگیزی را تصویر میکرد که نتیجه حکومت دیکتاتوری بود. این نمایش سیاهیها، دیکتاتوری فاشیستی را افشا و استیضاح میکرد.
«تلفن سفید» امروز یک یادآوری است: هر گاه قدرت، توهم میسازد تا واقعیت دیده نشود، جایی در همان تاریکی، نور حقیقت دوباره راهش را پیدا خواهد کرد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مردادماه در تاریخ معاصر ایران، یادآور دو رویداد مهم و تلخ است؛ در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ فرمان برکناری دکتر محمد مصدق از مقام نخستوزیری صادر شد و تنها سه روز بعد، در ۲۸ مرداد، کودتایی با مشارکت و نقش مؤثر آمریکا و بریتانیا به سقوط دولت قانونی او انجامید.
با این حال، مردادماه را نمیتوان تنها از منظر یک شکست سیاسی روایت کرد. این مقطع از تاریخ، همزمان یادآور مبارزه برای استقلال کشور، مقابله با مداخلات قدرتهای خارجی و کوشش برای بازگرداندن اختیار منابع و تعیین سرنوشت ایران به مردم آن است.
زندهیاد دکتر فریبرز رئیسدانا در بخشی از سخنان خود به عملکرد و دستاوردهای دکتر مصدق میپردازد؛ از ملیشدن صنعت نفت و دفاع از استقلال اقتصادی کشور گرفته تا تلاش برای استقرار حاکمیت قانون، تقویت نهادهای ملی و کاهش نفوذ قدرتهای خارجی در امور ایران.
بازخوانی این بخش از تاریخ شاید تنها به معنای مرور رویدادهای گذشته نباشد؛ بلکه میتواند زمینهای برای تأمل درباره این پرسش فراهم کند که چرا مفاهیمی همچون استقلال، آزادی و حاکمیت ملی، همچنان جایگاهی اساسی و ماندگار در تاریخ سیاسی ایران دارند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
با این حال، مردادماه را نمیتوان تنها از منظر یک شکست سیاسی روایت کرد. این مقطع از تاریخ، همزمان یادآور مبارزه برای استقلال کشور، مقابله با مداخلات قدرتهای خارجی و کوشش برای بازگرداندن اختیار منابع و تعیین سرنوشت ایران به مردم آن است.
زندهیاد دکتر فریبرز رئیسدانا در بخشی از سخنان خود به عملکرد و دستاوردهای دکتر مصدق میپردازد؛ از ملیشدن صنعت نفت و دفاع از استقلال اقتصادی کشور گرفته تا تلاش برای استقرار حاکمیت قانون، تقویت نهادهای ملی و کاهش نفوذ قدرتهای خارجی در امور ایران.
بازخوانی این بخش از تاریخ شاید تنها به معنای مرور رویدادهای گذشته نباشد؛ بلکه میتواند زمینهای برای تأمل درباره این پرسش فراهم کند که چرا مفاهیمی همچون استقلال، آزادی و حاکمیت ملی، همچنان جایگاهی اساسی و ماندگار در تاریخ سیاسی ایران دارند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
امام جمعه حاجی آباد بندرعباس به خاطر افشاگری علیه مسولین شهر به دادگاه کشیده شده و او را مجبور به عذرخواهی کردند،
حالا امده عذرخواهی کرده
این نوع عذرخواهی :(
🔻من از بانک های رباخوار و از قاضی ظالم و مسولین بی کفایت عذرخواهی می کنم
🔻من از روحانیون ساکت که منفعت خود را مصلحت اسلام می دانند عذر می خواهم
🔻ما گوسفندان از گرگ های درنده عذر می خواهیم اگر گوشتی به تن نداریم
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
حالا امده عذرخواهی کرده
این نوع عذرخواهی :(
🔻من از بانک های رباخوار و از قاضی ظالم و مسولین بی کفایت عذرخواهی می کنم
🔻من از روحانیون ساکت که منفعت خود را مصلحت اسلام می دانند عذر می خواهم
🔻ما گوسفندان از گرگ های درنده عذر می خواهیم اگر گوشتی به تن نداریم
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
حکومت اسلامی است دیگر، دیگر جمهوری را هم یدک نمیکشد
دکتر مسعود محمدیان مانع فساد شده، عزلش کردند.
این خبر پس از انتشار، حذف شد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دکتر مسعود محمدیان مانع فساد شده، عزلش کردند.
این خبر پس از انتشار، حذف شد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
اولین تصاویر واقعی، مشکوک و کیک از جلسه پربار حضرت امام خامنه ای و پرزیدنت پزشکیان
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ابعاد عملیاتی کودتای ۲۸ مرداد
✍ کورش احمدی
در سالگرد کودتای ۲۸ مرداد نگاهی دوباره به این رویداد تاریخی مهم ضروری است. این رویداد را اگر در کنار مشروطه، کودتای ۱۲۹۹ و انقلاب ۵۷ مهمترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران به حساب آوریم، اغراق نکردهایم. ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به مثابه گسلی عریض و عمیق ایران قبل و بعد آن را از هم جدا کرد. ایرانِ قبل از آن پیگیر احیا و تحقق آرمانهای مشروطه و در رأس همه حکومت قانون و حکومت برآمده از آرای مردم بود. در حالی که دولتهای بعد از آن کودتا به نحوی سیستماتیک سعی در بهحاشیهراندن آرمانهای مشروطه و تعطیلی حکومت قانون داشتند تا آنجا که از مقطع ۱۳۴۲ به بعد و در مقام واکنش، به قول مهندس بازرگان، جامعه نیز زبان قانون و مطالبه حکومت قانون را رها کرد و مطالبات خود را اغلب از راههای متفاوت و بعضا مخرب پی گرفت. مفاهیمی مانند آزادی احزاب، آزادی مطبوعات، حقوق و آزادیهای فردی، روند قضائی منصفانه، امکان فرستادن معدودی نماینده واقعی به مجلس و بسیاری دیگر در قبل از گسل ۲۸ مرداد باقی ماندند و در زمره آرزوهای ناممکن ایرانیان درآمدند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
✍ کورش احمدی
در سالگرد کودتای ۲۸ مرداد نگاهی دوباره به این رویداد تاریخی مهم ضروری است. این رویداد را اگر در کنار مشروطه، کودتای ۱۲۹۹ و انقلاب ۵۷ مهمترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران به حساب آوریم، اغراق نکردهایم. ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به مثابه گسلی عریض و عمیق ایران قبل و بعد آن را از هم جدا کرد. ایرانِ قبل از آن پیگیر احیا و تحقق آرمانهای مشروطه و در رأس همه حکومت قانون و حکومت برآمده از آرای مردم بود. در حالی که دولتهای بعد از آن کودتا به نحوی سیستماتیک سعی در بهحاشیهراندن آرمانهای مشروطه و تعطیلی حکومت قانون داشتند تا آنجا که از مقطع ۱۳۴۲ به بعد و در مقام واکنش، به قول مهندس بازرگان، جامعه نیز زبان قانون و مطالبه حکومت قانون را رها کرد و مطالبات خود را اغلب از راههای متفاوت و بعضا مخرب پی گرفت. مفاهیمی مانند آزادی احزاب، آزادی مطبوعات، حقوق و آزادیهای فردی، روند قضائی منصفانه، امکان فرستادن معدودی نماینده واقعی به مجلس و بسیاری دیگر در قبل از گسل ۲۸ مرداد باقی ماندند و در زمره آرزوهای ناممکن ایرانیان درآمدند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing