اندوه تمام نمی شود؛
تو آن قدر وسیع میشوی،
که اندوه در تو گم میشود.
شمس تبریزی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تو آن قدر وسیع میشوی،
که اندوه در تو گم میشود.
شمس تبریزی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
جمع رکود و تورم یعنی فلاکت
کافیه کمی توی اتوبانهای پایتخت تردد داشته باشی تا احساس کنی باید دوز قرصهای افسردگیات رو بیشتر کنی.
تمام بیلبوردها و بنرهای تبلیغاتی یک حرف مشترک دارند: قسطی زندگی کن.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
کافیه کمی توی اتوبانهای پایتخت تردد داشته باشی تا احساس کنی باید دوز قرصهای افسردگیات رو بیشتر کنی.
تمام بیلبوردها و بنرهای تبلیغاتی یک حرف مشترک دارند: قسطی زندگی کن.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
پروکسیهای امن MTproto
Germany
https://t.me/proxy?server=91.98.137.162&port=443&secret=dd80e344818749bd7ac519130220c25d38
Canada
https://t.me/proxy?server=172.65.105.80&port=25565&secret=ee104462821249bd7ac519130220c25d0963646e2e79656b74616e65742e636f6d
Canada
https://t.me/proxy?server=172.65.111.25&port=22&secret=AAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAA%3D%3D
Canada
https://t.me/proxy?server=172.65.122.51&port=25565&secret=ee104462821249bd7ac519130220c25d0963646e2e79656b74616e65742e636f6d
Canada
https://t.me/proxy?server=172.65.113.134&port=22&secret=AAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAA%3D%3D
Germany
https://t.me/proxy?server=Hub.whiteblox.org.&port=80&secret=3RbZ3hNtxAbJ6L5BQipx2_s%3D
Finland
https://t.me/proxy?server=65.109.147.39&port=443&secret=3XnnAQIAAQAH8AMDhuJMOt0
South Korea
https://t.me/proxy?server=3.36.69.42&port=8443&secret=dd8802d710847a3e6f3b964244eb872902
Irland
https://t.me/proxy?server=54.170.254.224&port=7443&secret=dd8802d710847a3e6f3b964244eb872902
South Korea
https://t.me/proxy?server=3.35.11.252&port=7443&secret=dd8802d710847a3e6f3b964244eb872902
لطفا
برای استفاده سایر کاربران، دوستان و هموطنان، این پروکسیها را به اشتراک بگذارید
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
Germany
https://t.me/proxy?server=91.98.137.162&port=443&secret=dd80e344818749bd7ac519130220c25d38
Canada
https://t.me/proxy?server=172.65.105.80&port=25565&secret=ee104462821249bd7ac519130220c25d0963646e2e79656b74616e65742e636f6d
Canada
https://t.me/proxy?server=172.65.111.25&port=22&secret=AAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAA%3D%3D
Canada
https://t.me/proxy?server=172.65.122.51&port=25565&secret=ee104462821249bd7ac519130220c25d0963646e2e79656b74616e65742e636f6d
Canada
https://t.me/proxy?server=172.65.113.134&port=22&secret=AAAAAAAAAAAAAAAAAAAAAA%3D%3D
Germany
https://t.me/proxy?server=Hub.whiteblox.org.&port=80&secret=3RbZ3hNtxAbJ6L5BQipx2_s%3D
Finland
https://t.me/proxy?server=65.109.147.39&port=443&secret=3XnnAQIAAQAH8AMDhuJMOt0
South Korea
https://t.me/proxy?server=3.36.69.42&port=8443&secret=dd8802d710847a3e6f3b964244eb872902
Irland
https://t.me/proxy?server=54.170.254.224&port=7443&secret=dd8802d710847a3e6f3b964244eb872902
South Korea
https://t.me/proxy?server=3.35.11.252&port=7443&secret=dd8802d710847a3e6f3b964244eb872902
لطفا
برای استفاده سایر کاربران، دوستان و هموطنان، این پروکسیها را به اشتراک بگذارید
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دولت بریتانیا بیانیه مشترک ۳۳ کشور و نماینده عالی اتحادیه اروپا در محکومیت اعدام معترضان در ایران را منتشر کرد. در این بیانیه، امضاکنندگان استفاده از مجازات اعدام برای سرکوب مخالفان، ایجاد رعب و مجازات افرادی را که از حقوق بنیادین خود استفاده میکنند، بهشدت محکوم کردهاند. در بخش دیگری از بیانیه آمده است که مردم ایران باید بتوانند بدون ترس از آزادی بیان و حق تجمع خود استفاده کنند. کشورهای امضاکننده همچنین از رژیم ایران خواستهاند فوراً به استفاده از مجازات اعدام پایان دهد و تمامی افرادی را که بهطور خودسرانه بازداشت شدهاند، آزاد کند: 🇬🇧 بریتانیا | 🇦🇱 آلبانی | 🇦🇹 اتریش | 🇦🇺 استرالیا | 🇧🇪 بلژیک | 🇨🇦 کانادا | 🇭🇷 کرواسی | 🇨🇾 قبرس | 🇨🇿 جمهوری چک | 🇩🇰 دانمارک | 🇪🇪 استونی | 🇪🇺 اتحادیه اروپا | 🇫🇮 فنلاند | 🇫🇷 فرانسه | 🇩🇪 آلمان | 🇭🇺 مجارستان | 🇮🇸 ایسلند | 🇮🇪 ایرلند | 🇮🇹 ایتالیا | 🇱🇻 لتونی | 🇱🇹 لیتوانی | 🇱🇺 لوکزامبورگ | 🇲🇪 مونتهنگرو | 🇳🇱 هلند | 🇳🇿 نیوزیلند | 🇲🇰 مقدونیه شمالی | 🇳🇴 نروژ | 🇵🇹 پرتغال | 🇷🇴 رومانی | 🇸🇰 اسلواکی | 🇸🇮 اسلوونی | 🇪🇸 اسپانیا | 🇸🇪
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ائتلاف پایدار و توانمند چگونه انجام میشود
در شرایط دشوار اقتصادی و زمانی که سیاستهای ارتجاعی، دستاوردهای مدنی را تهدید میکنند، گروهها و سازمانهای مدنی به این نتیجه میرسند که برای ایجاد تغییر، باید با یکدیگر همکاری کنند. اما سوال اصلی اینجاست: چگونه میتوان این همکاری را موثر کرد؟ چرا برخی ائتلافها موفق میشوند تغییر ایجاد کنند و برخی دیگر در حد چند جلسه و بیانیه باقی میمانند؟
آماندا تاترسال، پژوهشگر و فعال مدنی استرالیایی، در کتاب خود با نام «قدرت در ائتلاف - Power in Coalition»، به بررسی دقیق این موضوع پرداخته است. او معتقد است که همه ائتلافها یکسان نیستند و موفقیت آنها هم به شانس بستگی ندارد، بلکه حاصل انتخابهای هوشمندانه است. بر اساس تحقیقات او، پنج اصل کلیدی وجود دارد که یک ائتلاف واقعی و قدرتمند را میسازد.
۱. کیفیت مهمتر از کمیت است
یک باور رایج وجود دارد که هرچه تعداد لوگوهای زیر یک بیانیه یا تعداد سازمانهای عضو یک ائتلاف بیشتر باشد، آن ائتلاف قویتر است. تاترسال میگوید این تصور اشتباه است. او به شعار «کمتر، بیشتر است» باور دارد.
ائتلافهایی که اعضای کمتری دارند اما این اعضا تعهد عمیقتری به هم دارند، معمولاً موفقترند. وقتی تعداد اعضا خیلی زیاد میشود، ائتلاف مانند اقیانوسی میشود به عمق یک سانتیمتر. یعنی اعضا فقط میتوانند روی مخالفت با یک موضوع کلی توافق کنند و توانایی ساختن یک برنامه مشترک و عمیق را ندارند. ائتلافهای موفق، به جای طولانی کردن لیست شرکا، روی انتخاب هوشمندانه تعداد کمتری از سازمانها تمرکز میکنند که قدرت و نفوذ واقعی دارند و میتوانند به یکدیگر اعتماد کنند.
۲. نقش کلیدی افراد و رهبران
ائتلاف ورای اتحاد بین کاغذها و اساسنامهها، به اتحاد بین آدمها وابسته است. تاترسال میگوید که حضور مستقیم رهبران اصلی سازمانها در جلسات ائتلاف حیاتی است. اگر سازمانها فقط کارمندان ردهپایین خود را به جلسات بفرستند، نشاندهنده عدم جدی بودن آنهاست و تصمیمگیریها کند میشود.
همچنین وجود افرادی که بتوانند نقش «رابط» را بازی کنند بسیار مهم است. کسانی که بتوانند زبان و فرهنگ متفاوت سازمانها (مثلاً تفاوت لحن یک اتحادیه کارگری با یک انجمن اولیا و مربیان) را به هم نزدیک کنند.
۳. پیوند زدن منافع صنفی با منافع عمومی
این موضوع یکی از مهمترین بخشهای استراتژی است. سازمانها معمولاً به دنبال منافع اعضای خود هستند (مثل افزایش حقوق یا بهبود شرایط کاری). اما برای پیروزی در سطح جامعه، این خواسته باید با «عدالت» و «نفع عمومی» گره بخورد.
تاترسال از مفهومی به نام «نفع مشترک متقابل» صحبت میکند. ائتلافهای قدرتمند به جای اینکه فقط بگویند با چه چیزی مخالفند (کمپین منفی)، راهحلهای ایجابی و مثبت ارائه میکنند که به نفع کل جامعه است.
۴. برنامهریزی بلندمدت و هوشمندانه
ائتلافهای موفق منتظر نمینشینند تا اتفاقی بیفتد و سپس به آن واکنش نشان دهند. آنها برنامهریزی میکنند، تقویم سیاسی را میشناسند و از فرصتهای مختلف استفاده میکنند تا سیاستمداران را تحت فشار قرار دهند.
بهجای واکنشهای لحظهای به اخبار روزانه، یک ائتلاف قدرتمند ممکن است یک برنامه دو ساله داشته باشد تا در زمان مناسب، بیشترین تأثیر را بر تصمیمگیرندگان بگذارد.
۵. فعالیت در سطوح مختلف (محلی و ملی)
قدرت فقط در دستان پایتخت یا مجلس نیست. مسائل اقتصادی و سیاسی در سطوح محلی، شهری و ملی در هم تنیدهاند. تحقیقات تاترسال نشان میدهد ائتلافهایی که فقط در سطح ملی فعال هستند و ریشهای در محلات و شهرها ندارند، آسیبپذیرند.
یک ائتلاف موفق باید بازوهای محلی داشته باشد که به شهروندان عادی امکان مشارکت بدهد. البته نکته ظریف ماجرا اینجاست که این گروههای محلی نباید فقط مجری دستورات مرکز باشند. آنها نیاز به استقلال عمل دارند تا بتوانند مسائل کلان را با دغدغههای بومی خود تطبیق دهند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
در شرایط دشوار اقتصادی و زمانی که سیاستهای ارتجاعی، دستاوردهای مدنی را تهدید میکنند، گروهها و سازمانهای مدنی به این نتیجه میرسند که برای ایجاد تغییر، باید با یکدیگر همکاری کنند. اما سوال اصلی اینجاست: چگونه میتوان این همکاری را موثر کرد؟ چرا برخی ائتلافها موفق میشوند تغییر ایجاد کنند و برخی دیگر در حد چند جلسه و بیانیه باقی میمانند؟
آماندا تاترسال، پژوهشگر و فعال مدنی استرالیایی، در کتاب خود با نام «قدرت در ائتلاف - Power in Coalition»، به بررسی دقیق این موضوع پرداخته است. او معتقد است که همه ائتلافها یکسان نیستند و موفقیت آنها هم به شانس بستگی ندارد، بلکه حاصل انتخابهای هوشمندانه است. بر اساس تحقیقات او، پنج اصل کلیدی وجود دارد که یک ائتلاف واقعی و قدرتمند را میسازد.
۱. کیفیت مهمتر از کمیت است
یک باور رایج وجود دارد که هرچه تعداد لوگوهای زیر یک بیانیه یا تعداد سازمانهای عضو یک ائتلاف بیشتر باشد، آن ائتلاف قویتر است. تاترسال میگوید این تصور اشتباه است. او به شعار «کمتر، بیشتر است» باور دارد.
ائتلافهایی که اعضای کمتری دارند اما این اعضا تعهد عمیقتری به هم دارند، معمولاً موفقترند. وقتی تعداد اعضا خیلی زیاد میشود، ائتلاف مانند اقیانوسی میشود به عمق یک سانتیمتر. یعنی اعضا فقط میتوانند روی مخالفت با یک موضوع کلی توافق کنند و توانایی ساختن یک برنامه مشترک و عمیق را ندارند. ائتلافهای موفق، به جای طولانی کردن لیست شرکا، روی انتخاب هوشمندانه تعداد کمتری از سازمانها تمرکز میکنند که قدرت و نفوذ واقعی دارند و میتوانند به یکدیگر اعتماد کنند.
۲. نقش کلیدی افراد و رهبران
ائتلاف ورای اتحاد بین کاغذها و اساسنامهها، به اتحاد بین آدمها وابسته است. تاترسال میگوید که حضور مستقیم رهبران اصلی سازمانها در جلسات ائتلاف حیاتی است. اگر سازمانها فقط کارمندان ردهپایین خود را به جلسات بفرستند، نشاندهنده عدم جدی بودن آنهاست و تصمیمگیریها کند میشود.
همچنین وجود افرادی که بتوانند نقش «رابط» را بازی کنند بسیار مهم است. کسانی که بتوانند زبان و فرهنگ متفاوت سازمانها (مثلاً تفاوت لحن یک اتحادیه کارگری با یک انجمن اولیا و مربیان) را به هم نزدیک کنند.
۳. پیوند زدن منافع صنفی با منافع عمومی
این موضوع یکی از مهمترین بخشهای استراتژی است. سازمانها معمولاً به دنبال منافع اعضای خود هستند (مثل افزایش حقوق یا بهبود شرایط کاری). اما برای پیروزی در سطح جامعه، این خواسته باید با «عدالت» و «نفع عمومی» گره بخورد.
تاترسال از مفهومی به نام «نفع مشترک متقابل» صحبت میکند. ائتلافهای قدرتمند به جای اینکه فقط بگویند با چه چیزی مخالفند (کمپین منفی)، راهحلهای ایجابی و مثبت ارائه میکنند که به نفع کل جامعه است.
۴. برنامهریزی بلندمدت و هوشمندانه
ائتلافهای موفق منتظر نمینشینند تا اتفاقی بیفتد و سپس به آن واکنش نشان دهند. آنها برنامهریزی میکنند، تقویم سیاسی را میشناسند و از فرصتهای مختلف استفاده میکنند تا سیاستمداران را تحت فشار قرار دهند.
بهجای واکنشهای لحظهای به اخبار روزانه، یک ائتلاف قدرتمند ممکن است یک برنامه دو ساله داشته باشد تا در زمان مناسب، بیشترین تأثیر را بر تصمیمگیرندگان بگذارد.
۵. فعالیت در سطوح مختلف (محلی و ملی)
قدرت فقط در دستان پایتخت یا مجلس نیست. مسائل اقتصادی و سیاسی در سطوح محلی، شهری و ملی در هم تنیدهاند. تحقیقات تاترسال نشان میدهد ائتلافهایی که فقط در سطح ملی فعال هستند و ریشهای در محلات و شهرها ندارند، آسیبپذیرند.
یک ائتلاف موفق باید بازوهای محلی داشته باشد که به شهروندان عادی امکان مشارکت بدهد. البته نکته ظریف ماجرا اینجاست که این گروههای محلی نباید فقط مجری دستورات مرکز باشند. آنها نیاز به استقلال عمل دارند تا بتوانند مسائل کلان را با دغدغههای بومی خود تطبیق دهند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ایرانیها جزو ۱۰ کشور پرکار جهان
مقایسه آمارهای سال ۲۰۲۴ نشان میدهد ایرانیها به طور متوسط هفتهای ۴۶.۳ ساعت کار میکنند؛ رقمی که ایران را در میان ۱۷۰ کشور جهان در رتبه دهم قرار داده و افسانه کمکاری ایرانیها را رد میکند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
مقایسه آمارهای سال ۲۰۲۴ نشان میدهد ایرانیها به طور متوسط هفتهای ۴۶.۳ ساعت کار میکنند؛ رقمی که ایران را در میان ۱۷۰ کشور جهان در رتبه دهم قرار داده و افسانه کمکاری ایرانیها را رد میکند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«"سرودهایی برای سرزمین مادری" پیشکشی است به تمام آنان که مهر میهن را در سینه دارند و در راه آزادی و آبادی آن جسم و جان میفرسایند.
هدف این مجموعه که با حداقل ابزارهای مربوطه و به صورت خانگی ضبط و ثبت گشته است تنها افکندن نوری است هرچند خُرد بر ظلمات زمانه غمانگیز ما؛ باشد که در پرتو آن یافتنِ چهره های رنجور اما امیدوارِ یکدیگر دوباره ممکن شود».
#نان_کار_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
هدف این مجموعه که با حداقل ابزارهای مربوطه و به صورت خانگی ضبط و ثبت گشته است تنها افکندن نوری است هرچند خُرد بر ظلمات زمانه غمانگیز ما؛ باشد که در پرتو آن یافتنِ چهره های رنجور اما امیدوارِ یکدیگر دوباره ممکن شود».
#نان_کار_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
نمیدانم تابستان چه سالی ملخ به شهر ما هجوم آورد. زیانها رساند. من مامور مبارزه با ملخ در یکی از آبادیها شدم. راستش را بخواهید حتی برای کشتن یک ملخ نقشه نکشیدم. وقتی میان مزارع راه میرفتم، سعی میکردم پا روی ملخها نگذارم. اگر محصول را میخوردند پیدا بود که گرسنهاند.
منطق من ساده و هموار بود. اگر یک روز طلوع و غروب خورشید را نمیدیدم گناهکار بودم. هوای تاریک و روشن مرا اهل مراقبه بار آورد. تماشای مجهول را به من آموخت. من سالها نماز خواندهام. بزرگترها میخواندند، من هم میخواندم. در دبستان ما را برای نماز به مسجد میبردند. روزی در مسجد بسته بود. بقال سر گذر گفت: «نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیک تر باشید!»
مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم، بیآنکه خدایی داشته باشم!
🖋 سهراب سپهری
📙 هنوز در سفرم
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
نمیدانم تابستان چه سالی ملخ به شهر ما هجوم آورد. زیانها رساند. من مامور مبارزه با ملخ در یکی از آبادیها شدم. راستش را بخواهید حتی برای کشتن یک ملخ نقشه نکشیدم. وقتی میان مزارع راه میرفتم، سعی میکردم پا روی ملخها نگذارم. اگر محصول را میخوردند پیدا بود که گرسنهاند.
منطق من ساده و هموار بود. اگر یک روز طلوع و غروب خورشید را نمیدیدم گناهکار بودم. هوای تاریک و روشن مرا اهل مراقبه بار آورد. تماشای مجهول را به من آموخت. من سالها نماز خواندهام. بزرگترها میخواندند، من هم میخواندم. در دبستان ما را برای نماز به مسجد میبردند. روزی در مسجد بسته بود. بقال سر گذر گفت: «نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیک تر باشید!»
مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد و من سالها مذهبی ماندم، بیآنکه خدایی داشته باشم!
🖋 سهراب سپهری
📙 هنوز در سفرم
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
والاستریت ژورنال گزارش داد که جنگ میان آمریکا و ج اسلامی وارد مرحله تازهای شده که محور اصلی آن، فشار اقتصادی و تلاش برای وادار کردن طرف مقابل به عقبنشینی است.
به نوشته این روزنامه، مقامهای ارشد دولت دونالد ترامپ در حال تشدید فشارهای اقتصادی علیه ج اسلامی هستند و در کنار تحریمهای مالی و محاصره دریایی، پایین نگهداشتن قیمت نفت را عاملی مهم برای افزایش فشار بر تهران میدانند.
واشنگتن امیدوار است مجموعه این اقدامات، جمهوری اسلامی را وادار کند تردد کشتیها از تنگه هرمز را دوباره از سر بگیرد و به میز مذاکره بازگردد.
در مقابل، ج اسلامی بر این محاسبه تکیه کرده است که ادامه اختلال در تردد از تنگه هرمز و افزایش قیمت جهانی نفت، هزینه اقتصادی جنگ را برای آمریکا بالا خواهد برد و در نهایت دولت ترامپ را به کاهش فشارها وادار خواهد کرد.
والاستریت ژورنال این وضعیت را نبردی بر سر «اینکه چه کسی زودتر پلک میزند» توصیف کرده و نوشته است که اکنون هر دو طرف تلاش میکنند با تحمیل هزینههای اقتصادی، اراده طرف مقابل برای ادامه رویارویی را درهم بشکنند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
به نوشته این روزنامه، مقامهای ارشد دولت دونالد ترامپ در حال تشدید فشارهای اقتصادی علیه ج اسلامی هستند و در کنار تحریمهای مالی و محاصره دریایی، پایین نگهداشتن قیمت نفت را عاملی مهم برای افزایش فشار بر تهران میدانند.
واشنگتن امیدوار است مجموعه این اقدامات، جمهوری اسلامی را وادار کند تردد کشتیها از تنگه هرمز را دوباره از سر بگیرد و به میز مذاکره بازگردد.
در مقابل، ج اسلامی بر این محاسبه تکیه کرده است که ادامه اختلال در تردد از تنگه هرمز و افزایش قیمت جهانی نفت، هزینه اقتصادی جنگ را برای آمریکا بالا خواهد برد و در نهایت دولت ترامپ را به کاهش فشارها وادار خواهد کرد.
والاستریت ژورنال این وضعیت را نبردی بر سر «اینکه چه کسی زودتر پلک میزند» توصیف کرده و نوشته است که اکنون هر دو طرف تلاش میکنند با تحمیل هزینههای اقتصادی، اراده طرف مقابل برای ادامه رویارویی را درهم بشکنند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ما هم بسیاریم
ما هم روزی
دور ِهم جمع خواهیم شد
تاریکی را از همه ی کوچه ها
منها خواهیم کرد.
ما هم مثل ِ زندگی
ضرب در ضرب
روی نومیدی ضربدر می کشیم.
ما سرانجام
آزادی را میان همه تقسیم خواهیم کرد.
حالا دستت را به من بده
از سکو بالا بیا
روی تخته ی کلاس ِباران و بنفشه بنویس:
اینجا
هر کسی
حق دارد رویایی داشته باشد.
سیدعلی صالحی
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ما هم روزی
دور ِهم جمع خواهیم شد
تاریکی را از همه ی کوچه ها
منها خواهیم کرد.
ما هم مثل ِ زندگی
ضرب در ضرب
روی نومیدی ضربدر می کشیم.
ما سرانجام
آزادی را میان همه تقسیم خواهیم کرد.
حالا دستت را به من بده
از سکو بالا بیا
روی تخته ی کلاس ِباران و بنفشه بنویس:
اینجا
هر کسی
حق دارد رویایی داشته باشد.
سیدعلی صالحی
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
روشنفکران معاصر
من و برادرم در حدود ۹۰ درصد مسائل با یکدیگر همنظر هستیم و تنها در ۱۰ درصد موارد اختلاف نظر داریم.
از این ۱۰ درصد نیز حدود ۵ درصد ناشی از سوءتفاهم و برداشت متفاوت است که با گفتوگو و توضیح برطرف میشود.
از ۵ درصد باقیمانده نیز معمولاً در نیمی از موارد، یکی از ما پس از گفتوگو نظر دیگری را میپذیرد.
اما در حدود یک تا دو درصد از مسائل، به نقطهای میرسیم که هیچکدام نمیتوانیم دیگری را قانع کنیم و هیچکدام نیز حاضر نیستیم نظر طرف مقابل را بپذیریم.
نه لزوماً به این دلیل که یکی منطقی و دیگری غیرمنطقی است؛ بلکه چون دانش، اطلاعات، شرایط و احساسات فعلی ما اجازه نمیدهد از موضع خود عبور کنیم.
در چنین مواردی شاید عاقلانهترین کار این باشد که بپذیریم:
همه اختلافات قرار نیست امروز حل شوند.
اما متأسفانه در چند مهمانی خانوادگی اخیر، دقیقاً بر سر همین یک یا دو درصد وارد مشاجره شدیم.
این اتفاق در حالی رخ داد که پس از مدتها، بیشتر اعضای خانواده و فامیل درجه یک دور هم جمع شده بودند. طبیعی بود که از دیدن این مشاجرهها ناراحت و دلخور شوند.
گمان میکنم بسیاری از آنها از هر دوی ما رنجیده و حتی دلسرد و ناامید شدند.
این موضوع از آن جهت تلختر است که من و برادرم از تحصیلکردهترین اعضای خانواده هستیم و معمولاً مورد احترام دیگران قرار داریم.
از چنین افرادی انتظار میرود نماد گفتوگو، عقلانیت و تحمل نظر مخالف باشند؛ نه اینکه بر سر یک یا دو درصد اختلاف، فضای یک جمع خانوادگی را متشنج کنند.
اما همین اتفاق خانوادگی، برای من تبدیل به تمثیلی از وضعیت جامعه شد.
قصه من و برادرم، در مقیاسی بزرگتر، قصه بخشی از روشنفکران و نخبگان جامعه ماست.
بسیاری از نخبگان در بیش از ۹۵ درصد مسائل اساسی با یکدیگر اشتراک نظر دارند.
درباره ضرورت پیشرفت کشور، کاهش رنج مردم، اصلاح حکمرانی، حفظ منافع ملی و عبور از شرایط نابهنجار، اشتراکات فراوانی دارند.
اما به جای تمرکز بر این اشتراکات، گاهی تمام توان خود را صرف همان یک یا دو درصد اختلاف میکنند.
و اینجاست که یک تراژدی شکل میگیرد:
۹۵ درصد سرمایه مشترک، قربانی یک درصد اختلاف میشود.
به جای آنکه نخبگان دست در دست یکدیگر بگذارند و جامعه را به جلو ببرند، بخش بزرگی از انرژی خود را صرف اثبات اشتباه یکدیگر میکنند.
اختلاف فکری به اختلاف شخصی تبدیل میشود؛ اختلاف شخصی به صفبندی؛ و صفبندی، امکان همکاری را از بین میبرد.
در حالی که شاید آن اختلاف یک درصدی، اساساً چیزی نباشد که امروز بتوان آن را حل کرد.
اگر با دانش امروز، اطلاعات امروز، شرایط امروز و احساسات امروز، من نمیتوانم برادرم را قانع کنم و او نیز نمیتواند مرا قانع کند، چرا باید این اختلاف را به میدان نبرد تبدیل کنیم؟
میتوانیم بگوییم:
«در این موضوع اختلاف داریم. هیچکدام قانع نشدهایم. فعلاً آن را کنار میگذاریم و داوری را به زمان، تجربه و دانش آینده میسپاریم.»
این عقبنشینی نیست.
این بلوغ فکری است.
جامعه برای پیشرفت، به انسانهایی نیاز ندارد که در همه چیز همنظر باشند؛ به انسانهایی نیاز دارد که با وجود اختلاف نظر، بتوانند با یکدیگر همکاری کنند.
همه اختلافات را نباید حل کرد؛ بعضی اختلافات را باید مدیریت کرد، تحمل کرد و به آینده سپرد.
شاید امروز مهمترین وظیفه نخبگان این نباشد که یکدیگر را در آن یک درصد شکست دهند؛ بلکه این باشد که آن ۹۵ درصد اشتراک را به نیرویی برای ساختن آینده تبدیل کنند.
پرسش اصلی نباید این باشد:
«چگونه دیگری را قانع کنم که حق با من است؟»
پرسش مهمتر این است:
«چگونه میتوانیم با وجود این اختلاف، بر سر اشتراکاتمان با هم کار کنیم؟»
اگر من و برادرم بتوانیم این درس ساده را بیاموزیم، میتوانیم دوباره جمع خانوادگی را به محلی برای شادی، آرامش و همدلی تبدیل کنیم.
اگر نخبگان جامعه نیز چنین کنند، میتوانند بخش بزرگی از انرژی و سرمایه اجتماعی ازدسترفته را به جامعه بازگردانند.
لازم نیست برای همکاری، همنظر باشیم؛ کافی است اختلاف نظرمان را مدیریت کنیم.
زیرا گاهی بزرگترین پیروزی، پیروز شدن بر دیگری نیست؛
پیروز شدن بر وسوسه جنگیدن با دیگری است.
بیایید آن یک درصد را به آینده بسپاریم و امروز، برای آن ۹۵ درصدی که میتواند ما را به یکدیگر پیوند دهد، کاری انجام دهیم.
جامعه را نمیتوان با پیروزی بر یکدیگر ساخت؛ جامعه را باید با همکاری با یکدیگر ساخت.
✍علی مرادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
من و برادرم در حدود ۹۰ درصد مسائل با یکدیگر همنظر هستیم و تنها در ۱۰ درصد موارد اختلاف نظر داریم.
از این ۱۰ درصد نیز حدود ۵ درصد ناشی از سوءتفاهم و برداشت متفاوت است که با گفتوگو و توضیح برطرف میشود.
از ۵ درصد باقیمانده نیز معمولاً در نیمی از موارد، یکی از ما پس از گفتوگو نظر دیگری را میپذیرد.
اما در حدود یک تا دو درصد از مسائل، به نقطهای میرسیم که هیچکدام نمیتوانیم دیگری را قانع کنیم و هیچکدام نیز حاضر نیستیم نظر طرف مقابل را بپذیریم.
نه لزوماً به این دلیل که یکی منطقی و دیگری غیرمنطقی است؛ بلکه چون دانش، اطلاعات، شرایط و احساسات فعلی ما اجازه نمیدهد از موضع خود عبور کنیم.
در چنین مواردی شاید عاقلانهترین کار این باشد که بپذیریم:
همه اختلافات قرار نیست امروز حل شوند.
اما متأسفانه در چند مهمانی خانوادگی اخیر، دقیقاً بر سر همین یک یا دو درصد وارد مشاجره شدیم.
این اتفاق در حالی رخ داد که پس از مدتها، بیشتر اعضای خانواده و فامیل درجه یک دور هم جمع شده بودند. طبیعی بود که از دیدن این مشاجرهها ناراحت و دلخور شوند.
گمان میکنم بسیاری از آنها از هر دوی ما رنجیده و حتی دلسرد و ناامید شدند.
این موضوع از آن جهت تلختر است که من و برادرم از تحصیلکردهترین اعضای خانواده هستیم و معمولاً مورد احترام دیگران قرار داریم.
از چنین افرادی انتظار میرود نماد گفتوگو، عقلانیت و تحمل نظر مخالف باشند؛ نه اینکه بر سر یک یا دو درصد اختلاف، فضای یک جمع خانوادگی را متشنج کنند.
اما همین اتفاق خانوادگی، برای من تبدیل به تمثیلی از وضعیت جامعه شد.
قصه من و برادرم، در مقیاسی بزرگتر، قصه بخشی از روشنفکران و نخبگان جامعه ماست.
بسیاری از نخبگان در بیش از ۹۵ درصد مسائل اساسی با یکدیگر اشتراک نظر دارند.
درباره ضرورت پیشرفت کشور، کاهش رنج مردم، اصلاح حکمرانی، حفظ منافع ملی و عبور از شرایط نابهنجار، اشتراکات فراوانی دارند.
اما به جای تمرکز بر این اشتراکات، گاهی تمام توان خود را صرف همان یک یا دو درصد اختلاف میکنند.
و اینجاست که یک تراژدی شکل میگیرد:
۹۵ درصد سرمایه مشترک، قربانی یک درصد اختلاف میشود.
به جای آنکه نخبگان دست در دست یکدیگر بگذارند و جامعه را به جلو ببرند، بخش بزرگی از انرژی خود را صرف اثبات اشتباه یکدیگر میکنند.
اختلاف فکری به اختلاف شخصی تبدیل میشود؛ اختلاف شخصی به صفبندی؛ و صفبندی، امکان همکاری را از بین میبرد.
در حالی که شاید آن اختلاف یک درصدی، اساساً چیزی نباشد که امروز بتوان آن را حل کرد.
اگر با دانش امروز، اطلاعات امروز، شرایط امروز و احساسات امروز، من نمیتوانم برادرم را قانع کنم و او نیز نمیتواند مرا قانع کند، چرا باید این اختلاف را به میدان نبرد تبدیل کنیم؟
میتوانیم بگوییم:
«در این موضوع اختلاف داریم. هیچکدام قانع نشدهایم. فعلاً آن را کنار میگذاریم و داوری را به زمان، تجربه و دانش آینده میسپاریم.»
این عقبنشینی نیست.
این بلوغ فکری است.
جامعه برای پیشرفت، به انسانهایی نیاز ندارد که در همه چیز همنظر باشند؛ به انسانهایی نیاز دارد که با وجود اختلاف نظر، بتوانند با یکدیگر همکاری کنند.
همه اختلافات را نباید حل کرد؛ بعضی اختلافات را باید مدیریت کرد، تحمل کرد و به آینده سپرد.
شاید امروز مهمترین وظیفه نخبگان این نباشد که یکدیگر را در آن یک درصد شکست دهند؛ بلکه این باشد که آن ۹۵ درصد اشتراک را به نیرویی برای ساختن آینده تبدیل کنند.
پرسش اصلی نباید این باشد:
«چگونه دیگری را قانع کنم که حق با من است؟»
پرسش مهمتر این است:
«چگونه میتوانیم با وجود این اختلاف، بر سر اشتراکاتمان با هم کار کنیم؟»
اگر من و برادرم بتوانیم این درس ساده را بیاموزیم، میتوانیم دوباره جمع خانوادگی را به محلی برای شادی، آرامش و همدلی تبدیل کنیم.
اگر نخبگان جامعه نیز چنین کنند، میتوانند بخش بزرگی از انرژی و سرمایه اجتماعی ازدسترفته را به جامعه بازگردانند.
لازم نیست برای همکاری، همنظر باشیم؛ کافی است اختلاف نظرمان را مدیریت کنیم.
زیرا گاهی بزرگترین پیروزی، پیروز شدن بر دیگری نیست؛
پیروز شدن بر وسوسه جنگیدن با دیگری است.
بیایید آن یک درصد را به آینده بسپاریم و امروز، برای آن ۹۵ درصدی که میتواند ما را به یکدیگر پیوند دهد، کاری انجام دهیم.
جامعه را نمیتوان با پیروزی بر یکدیگر ساخت؛ جامعه را باید با همکاری با یکدیگر ساخت.
✍علی مرادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تفنگهای پُر برای شلیک به مغزهای پُر ساخته شدهاند، و مغزهای خالی برای پُر کردن این تفنگها...!
✍ #فردریش_نیچه
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
✍ #فردریش_نیچه
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بانو پروا درگذشت
معصومه شاهپروری با نام هنری «پروا»، خوانندهی قدیمی در سن ۷۵ سالگی در بیمارستانی در اتریش درگذشت.
او از دههی ۱۳۴۰ فعالیت هنری خود را آغاز کرد و با صدای دلنشین و اجرای ترانههای ماندگار، جایگاه ویژهای در خاطرهی موسیقایی ایرانیان به دست آورد.
علاقهمندان به موسیقی قدیمی ایرانی، صدای پروا را به عنوان نمادی از سبک و هنر اصیل ایرانی میشناسند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
معصومه شاهپروری با نام هنری «پروا»، خوانندهی قدیمی در سن ۷۵ سالگی در بیمارستانی در اتریش درگذشت.
او از دههی ۱۳۴۰ فعالیت هنری خود را آغاز کرد و با صدای دلنشین و اجرای ترانههای ماندگار، جایگاه ویژهای در خاطرهی موسیقایی ایرانیان به دست آورد.
علاقهمندان به موسیقی قدیمی ایرانی، صدای پروا را به عنوان نمادی از سبک و هنر اصیل ایرانی میشناسند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing