آخوند الیگارش مفتخور جنایتکار محمدامین باقری، برادر مصباحالهدی باقری، داماد کشتهشده خامنهای ضحاک با نعشی رسوا، در واکنش به بیانیه دفتر مجتبی خامنهای درباره تکذیب اظهارات آیتالله محمدباقر خرازی، با کنایه نوشت:
«خدا را شاکریم که بالاخره بخشی به نام روابط عمومی دفتر رهبر انقلاب هم اعلام وجود کرد! خداوند به حجتالاسلام خرازی عمر پربرکت عنایت کند که باعث این رخداد شدند.»
او سپس با حمله به دفتر مجتبی خامنهای افزود:
«پس روابط عمومی هم داشتند و قالیباف، پزشکیان، عراقچی و… آن همه دروغ به ایشان نسبت میدادند و صدایی از این دفتر درنمیآمد، اما حالا یکباره واکنش نشان دادهاند. آن وقت مرده بودید؟!»
محمدامین باقری همچنین مشروعیت مواضع منتشرشده از سوی روابط عمومی دفتر مجتبی خامنهای را زیر سؤال برد و نوشت:
«روابط عمومی سخنانش برای ما حجیت ندارد؛ مگر اینکه خود رهبر اعلام کند هر چه روابط عمومی گفت، برای شما حجت باشد.»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
«خدا را شاکریم که بالاخره بخشی به نام روابط عمومی دفتر رهبر انقلاب هم اعلام وجود کرد! خداوند به حجتالاسلام خرازی عمر پربرکت عنایت کند که باعث این رخداد شدند.»
او سپس با حمله به دفتر مجتبی خامنهای افزود:
«پس روابط عمومی هم داشتند و قالیباف، پزشکیان، عراقچی و… آن همه دروغ به ایشان نسبت میدادند و صدایی از این دفتر درنمیآمد، اما حالا یکباره واکنش نشان دادهاند. آن وقت مرده بودید؟!»
محمدامین باقری همچنین مشروعیت مواضع منتشرشده از سوی روابط عمومی دفتر مجتبی خامنهای را زیر سؤال برد و نوشت:
«روابط عمومی سخنانش برای ما حجیت ندارد؛ مگر اینکه خود رهبر اعلام کند هر چه روابط عمومی گفت، برای شما حجت باشد.»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
جنگ قدرت گرگها به بیت نابود شده خامنهای ضحاک رسید؛ برادرها علیه هم شمشیر کشیدند
اختلافات در رأس هرم ج کثیف اسلامی دیگر پشت درهای بسته نمانده است. پس از انتشار اظهارات محمدباقر خرازی، پدرزن مسعود خامنهای، درباره نقش مجتبی خامنهای در تهدید مسعود پزشکیان، دفتر منتسب به مجتبی خامنهای با انتشار اطلاعیهای این ادعاها را تکذیب کرد.
این تکذیبیه در حالی منتشر شد که محمدباقر خرازی تنها یک روحانی حکومتی نیست، بلکه به واسطه نسبت خانوادگی با مسعود خامنهای و سابقه حضور در جریان حزبالله، از نزدیکان بیت خامنهای به شمار میرود. او نیز ساعاتی بعد با انتشار پیامی کنایهآمیز، ضمن پذیرش ظاهری تکذیبیه، از «تغییرات مهم آینده» سخن گفت؛ وی فرمان لشکرکشی به تهران را هم صادر کرده است. پیامی که به گمانهزنیها درباره شکاف در درون بیت خامنهای دامن زد.
آنچه این روزها از درون بیت خامنهای به بیرون درز میکند، بیش از هر زمان دیگری از تشدید اختلافات و جنگ قدرت در بالاترین سطوح جمهوری اسلامی حکایت دارد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
اختلافات در رأس هرم ج کثیف اسلامی دیگر پشت درهای بسته نمانده است. پس از انتشار اظهارات محمدباقر خرازی، پدرزن مسعود خامنهای، درباره نقش مجتبی خامنهای در تهدید مسعود پزشکیان، دفتر منتسب به مجتبی خامنهای با انتشار اطلاعیهای این ادعاها را تکذیب کرد.
این تکذیبیه در حالی منتشر شد که محمدباقر خرازی تنها یک روحانی حکومتی نیست، بلکه به واسطه نسبت خانوادگی با مسعود خامنهای و سابقه حضور در جریان حزبالله، از نزدیکان بیت خامنهای به شمار میرود. او نیز ساعاتی بعد با انتشار پیامی کنایهآمیز، ضمن پذیرش ظاهری تکذیبیه، از «تغییرات مهم آینده» سخن گفت؛ وی فرمان لشکرکشی به تهران را هم صادر کرده است. پیامی که به گمانهزنیها درباره شکاف در درون بیت خامنهای دامن زد.
آنچه این روزها از درون بیت خامنهای به بیرون درز میکند، بیش از هر زمان دیگری از تشدید اختلافات و جنگ قدرت در بالاترین سطوح جمهوری اسلامی حکایت دارد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ساعت ۸:۱۵ ششم اوت؛ هیروشیما/
وقتی شهر در دیگ قیر میجوشید
«حالا بمب زنده است... و چه حس عجیبی دارد که پشت سر تو باشد.» این جمله را کاپیتان رابرت اِی. لوئیس، کمکخلبان بمبافکن آمریکایی B-29، ساعت ۷:۴۵ صبح ششم اوت ۱۹۴۵ در دفترچه پروازش نوشت. تنها ۳۰ دقیقه بعد، آنها به نقطه رهاسازی مخوفترین سلاحی میرسیدند که جهان تا آن روز به خود دیده بود. همهچیز برای پرتاب «پسر کوچک» آماده بود؛ نخستین بمب اتمی که در جنگ به کار گرفته شد و قدرتی معادل ۱۵ هزارتن تیانتی داشت. سرگرد توماس دبلیو. فِرِبی، بمبارانچی هواپیما، در حالی که دستانش از اضطراب میلرزید، خود را برای رها کردن بمب آماده میکرد.
با تسلیم آلمان در مه ۱۹۴۵، جنگ در اروپا به پایان رسید؛ اما جنگ جهانی دوم هنوز تمام نشده بود. ژاپن همچنان مقاومت میکرد و از پذیرش تسلیم بیقیدوشرط سر باز میزد. درست در همین زمان، آمریکاییها موفق شده بودند نخستین بمب اتمی خود را بسازند؛ سلاحی که هنوز هیچکس در جهان از وجودش خبر نداشت. این بمب در ۵ اوت ۱۹۴۵ به جزیره تینیان، در مجمعالجزایر ماریانای شمالی، منتقل شد.
آمریکا میخواست ژاپن را وادار به تسلیم کند، اما این تنها یک روی سکه بود. آنها قصد داشتند سلاح جدید خود را هم، نه در فضای کنترلشده آزمایشگاه، بلکه در شرایط واقعی جنگ بیازمایند. برای انجام این مأموریت، ۱۲ نفر از خدمه یک بمبافکن آمریکایی B-29 انتخاب شدند. این هواپیما «انولا گی» نام داشت؛ نامی که به افتخار مادر خلبان و فرمانده مأموریت، سرهنگ پل دبلیو. تیبتس جونیور، بر آن گذاشته شده بود.
هنوز بامداد ششم اوت فرانرسیده بود که گزارشهای هواشناسی، از میان گزینههای تعیینشده برای بمباران، هیروشیما را بهعنوان هدف نهایی انتخاب کرد. در این گزارش آمده بود که هیروشیما صافترین و آفتابیترین آسمان را در میان شهرهای مورد نظر دارد. تصور کنید؛ تنها به جرم داشتن آسمانی صاف و آفتابی، برای سهمگینترین مرگ تاریخ انتخاب شوید.
پس از نیمهشب، آخرین جلسه توجیهی تیم پروازی برگزار شد. به اعضای خدمه حتی کپسولهای سیانور داده شد تا اگر به اسارت درآمدند، از آن استفاده کنند. به آنها گفته شده بود بمبی که حمل میکنند، قدرتی معادل ۲۰ هزارتن تیانتی دارد. هنوز جلسه به پایان نرسیده بود که ساعت ۱:۳۷ بامداد، سه هواپیمای شناسایی برای بررسی مجدد وضعیت آبوهوا بر فراز هیروشیما به پرواز درآمدند. همهچیز در آن نقشه شوم، دقیق و طبق برنامه پیش میرفت.
ساعت ۲:۴۵ بامداد، هواپیمایی که بمب را حمل میکرد، از پایگاه آمریکایی جزیره تینیان در مجمعالجزایر ماریانای شمالی به پرواز درآمد. وزن هواپیما بیش از حد معمول و حدود ۶۵ تن بود. برای حفظ ایمنی پرواز، ویلیام پارسونز، افسر تسلیحات و مسئول آمادهسازی نهایی بمب، بخشهایی از آن را در طول پرواز مونتاژ و مسلح کرد.
موریس جپسن، دستیار افسر تسلیحات، حدود ۳۰ دقیقه پیش از رسیدن به هدف، ضامنها و پلاگهای نهایی را روی بمب نصب کرد. همان لحظه بود که رابرت اِی. لوئیس، کمکخلبان هواپیما، در دفترچه خود نوشت: «حالا بمب زنده است... و چه حس عجیبی دارد که پشت سر تو باشد.»
ساعت ۷:۴۵ صبح، بمب آماده تحویل سرگرد توماس دبلیو. فِرِبی، بمبارانچی هواپیما، شد؛ کسی که وظیفه رها کردن آن را بر عهده داشت. بمبافکن B-29 بهآرامی اوج میگرفت تا به ارتفاع حدود ۹۵۰۰ متری برسد. حالا خدمه پرواز، از دور، میتوانستند هیروشیما را ببینند؛ شهری که هنوز در آرامش یک صبح آفتابی غرق بود و ساکنانش هیچ تصوری از سرنوشتی که تنها چند دقیقه بعد در انتظارشان بود، نداشتند.
در هیروشیما، مردم صبحی آفتابی با آسمانی صاف و هوایی دلانگیز را آغاز کرده بودند. آنها هنوز نمیدانستند جنگ دقیقاً چه زمانی به پایان خواهد رسید و حتی تصور هم نمیکردند که قرار است از آخرین قربانیان جنگ جهانی دوم باشند. نزدیک به پنج سال بود که با جنگ زندگی میکردند و آن روز هم، مانند بسیاری از روزهای گذشته، زندگی عادی خود را، هرچند در سایه جنگ، آغاز کرده بودند.
وقتی بمبافکن به ارتفاع حدود ۹۵۰۰ متری رسید، گزارش هواشناسی بار دیگر تأیید کرد که شرایط برای حمله مناسب است و هیروشیما همچنان بهترین هدف به شمار میرود. هدفگیری روی پل آیوی انجام شد و حدود ساعت ۸:۱۲ صبح به وقت محلی، هواپیما به نزدیکی پل رسید.
ادامه در صفحه 2⃣⏬
وقتی شهر در دیگ قیر میجوشید
«حالا بمب زنده است... و چه حس عجیبی دارد که پشت سر تو باشد.» این جمله را کاپیتان رابرت اِی. لوئیس، کمکخلبان بمبافکن آمریکایی B-29، ساعت ۷:۴۵ صبح ششم اوت ۱۹۴۵ در دفترچه پروازش نوشت. تنها ۳۰ دقیقه بعد، آنها به نقطه رهاسازی مخوفترین سلاحی میرسیدند که جهان تا آن روز به خود دیده بود. همهچیز برای پرتاب «پسر کوچک» آماده بود؛ نخستین بمب اتمی که در جنگ به کار گرفته شد و قدرتی معادل ۱۵ هزارتن تیانتی داشت. سرگرد توماس دبلیو. فِرِبی، بمبارانچی هواپیما، در حالی که دستانش از اضطراب میلرزید، خود را برای رها کردن بمب آماده میکرد.
با تسلیم آلمان در مه ۱۹۴۵، جنگ در اروپا به پایان رسید؛ اما جنگ جهانی دوم هنوز تمام نشده بود. ژاپن همچنان مقاومت میکرد و از پذیرش تسلیم بیقیدوشرط سر باز میزد. درست در همین زمان، آمریکاییها موفق شده بودند نخستین بمب اتمی خود را بسازند؛ سلاحی که هنوز هیچکس در جهان از وجودش خبر نداشت. این بمب در ۵ اوت ۱۹۴۵ به جزیره تینیان، در مجمعالجزایر ماریانای شمالی، منتقل شد.
آمریکا میخواست ژاپن را وادار به تسلیم کند، اما این تنها یک روی سکه بود. آنها قصد داشتند سلاح جدید خود را هم، نه در فضای کنترلشده آزمایشگاه، بلکه در شرایط واقعی جنگ بیازمایند. برای انجام این مأموریت، ۱۲ نفر از خدمه یک بمبافکن آمریکایی B-29 انتخاب شدند. این هواپیما «انولا گی» نام داشت؛ نامی که به افتخار مادر خلبان و فرمانده مأموریت، سرهنگ پل دبلیو. تیبتس جونیور، بر آن گذاشته شده بود.
هنوز بامداد ششم اوت فرانرسیده بود که گزارشهای هواشناسی، از میان گزینههای تعیینشده برای بمباران، هیروشیما را بهعنوان هدف نهایی انتخاب کرد. در این گزارش آمده بود که هیروشیما صافترین و آفتابیترین آسمان را در میان شهرهای مورد نظر دارد. تصور کنید؛ تنها به جرم داشتن آسمانی صاف و آفتابی، برای سهمگینترین مرگ تاریخ انتخاب شوید.
پس از نیمهشب، آخرین جلسه توجیهی تیم پروازی برگزار شد. به اعضای خدمه حتی کپسولهای سیانور داده شد تا اگر به اسارت درآمدند، از آن استفاده کنند. به آنها گفته شده بود بمبی که حمل میکنند، قدرتی معادل ۲۰ هزارتن تیانتی دارد. هنوز جلسه به پایان نرسیده بود که ساعت ۱:۳۷ بامداد، سه هواپیمای شناسایی برای بررسی مجدد وضعیت آبوهوا بر فراز هیروشیما به پرواز درآمدند. همهچیز در آن نقشه شوم، دقیق و طبق برنامه پیش میرفت.
ساعت ۲:۴۵ بامداد، هواپیمایی که بمب را حمل میکرد، از پایگاه آمریکایی جزیره تینیان در مجمعالجزایر ماریانای شمالی به پرواز درآمد. وزن هواپیما بیش از حد معمول و حدود ۶۵ تن بود. برای حفظ ایمنی پرواز، ویلیام پارسونز، افسر تسلیحات و مسئول آمادهسازی نهایی بمب، بخشهایی از آن را در طول پرواز مونتاژ و مسلح کرد.
موریس جپسن، دستیار افسر تسلیحات، حدود ۳۰ دقیقه پیش از رسیدن به هدف، ضامنها و پلاگهای نهایی را روی بمب نصب کرد. همان لحظه بود که رابرت اِی. لوئیس، کمکخلبان هواپیما، در دفترچه خود نوشت: «حالا بمب زنده است... و چه حس عجیبی دارد که پشت سر تو باشد.»
ساعت ۷:۴۵ صبح، بمب آماده تحویل سرگرد توماس دبلیو. فِرِبی، بمبارانچی هواپیما، شد؛ کسی که وظیفه رها کردن آن را بر عهده داشت. بمبافکن B-29 بهآرامی اوج میگرفت تا به ارتفاع حدود ۹۵۰۰ متری برسد. حالا خدمه پرواز، از دور، میتوانستند هیروشیما را ببینند؛ شهری که هنوز در آرامش یک صبح آفتابی غرق بود و ساکنانش هیچ تصوری از سرنوشتی که تنها چند دقیقه بعد در انتظارشان بود، نداشتند.
در هیروشیما، مردم صبحی آفتابی با آسمانی صاف و هوایی دلانگیز را آغاز کرده بودند. آنها هنوز نمیدانستند جنگ دقیقاً چه زمانی به پایان خواهد رسید و حتی تصور هم نمیکردند که قرار است از آخرین قربانیان جنگ جهانی دوم باشند. نزدیک به پنج سال بود که با جنگ زندگی میکردند و آن روز هم، مانند بسیاری از روزهای گذشته، زندگی عادی خود را، هرچند در سایه جنگ، آغاز کرده بودند.
وقتی بمبافکن به ارتفاع حدود ۹۵۰۰ متری رسید، گزارش هواشناسی بار دیگر تأیید کرد که شرایط برای حمله مناسب است و هیروشیما همچنان بهترین هدف به شمار میرود. هدفگیری روی پل آیوی انجام شد و حدود ساعت ۸:۱۲ صبح به وقت محلی، هواپیما به نزدیکی پل رسید.
ادامه در صفحه 2⃣⏬
صفحه 2⃣
ساعت ۸:۱۵ صبح ششم اوت ۱۹۴۵، برابر با ۱۵ مرداد ۱۳۲۴، هواپیما بالای پل بود و سرگرد توماس دبلیو. فِرِبی، در لحظهای که توانست لرزش دستانش را کنترل کند، دکمه رهاسازی بمب را فشرد. بمب از هواپیما جدا شد و در همان لحظه، هواپیما ناگهان سبک شد و دماغه آن به سمت بالا آمد. پل تیبتس هم بلافاصله یک گردش تند ۱۵۵ درجهای به سمت راست انجام داد تا هرچه سریعتر از موج انفجار فاصله بگیرد.
بمب تا ارتفاع حدود ۵۵۰ متری از سطح زمین پایین آمد و میان آسمان و زمین منفجر شد. نور خیرهکنندهای همهجا را فرا گرفت. همان لحظه، برخی از خدمه هواپیما طعم فلز را در دهان خود احساس کردند، اما آنچه بیش از همه آنها را به وحشت انداخت، دو موج ضربهای بسیار شدیدی بود که لحظاتی بعد به بدنه هواپیما برخورد کرد.
گروهبان جورج آر. «باب» کارون، توپچی دم بمبافکن، آنچه را میدید باور نمیکرد. ستونی عظیم از دود و ابری قارچشکل با سرعت به آسمان برخاسته بود. او همان کسی بود که این عکس را که از مشهورترین عکسهای لحظات پس از انفجار است را ثبت کرد. در همان لحظه، صدای پل تیبتس از طریق اینترکام در کابین پیچید: «بچهها، شما همین حالا اولین بمب اتمی تاریخ را رها کردید.»
ابر انفجار با سرعتی باورنکردنی تا ارتفاعی نزدیک به ۱۴ کیلومتر اوج گرفت. برخی از خدمه پرواز بعدها در خاطرات خود نوشتند که شهر، زیر لایهای از دود و آتش، شبیه دیگی از قیر جوشان و سیاه به نظر میرسید. هواپیما پس از دور زدن بر فراز منطقه، از ویرانی بهجامانده عکسبرداری کرد و سپس راه بازگشت به جزیره تینیان را در پیش گرفت. این مأموریت در مجموع حدود ۱۲ ساعت و ۱۳ دقیقه طول کشید و هواپیما حدود ساعت ۲:۵۸ بعدازظهر در تینیان به زمین نشست.
در لحظه رها شدن بمب، جمعیت هیروشیما با احتساب حدود ۴۰ هزار نیروی نظامی مستقر در شهر، به نزدیک ۳۵۰ هزار نفر میرسید. بر اساس گزارشهای معتبر، حدود ۸۰ هزار نفر تنها در لحظات نخست انفجار، ساعت ۸:۱۵ صبح، جان خود را از دست دادند. به خاطر مصاحبههایی که سالها بعد با بازماندگان این فاجعه انجام شد و در کتاب مشهور «هیروشیما؛ شهادتهای مستقیم» گردآوری شد، امروز میدانیم که در ساعت ۸:۱۵ صبح ششم اوت ۱۹۴۵، دقیقاً چه بر مردم هیروشیما گذشت.
بازماندگان هیروشیما بعدها بارها از اصطلاح «پیکا-دون» استفاده کردند؛ واژهای ژاپنی که به معنای «نور خیرهکننده و صدای انفجار» است؛ تصویری که بیش از هر چیز در ذهنشان باقی مانده بود. بسیاری روایت کردهاند که نوری سفید، آبی و زرد، مانند هزاران لامپ منیزیمی یا خورشیدی که ناگهان از آسمان بر زمین افتاده باشد، همهجا را روشن کرد. بعضیها میگفتند با وجود آنکه چشمانشان بسته بود، باز هم شدت آن نور را احساس کردند.
بازماندگان میگفتند پوستشان در همان لحظه سوخت، لباسهایشان آتش گرفت یا از هم دریده شد. بعضیها روایت میکردند که پوست دست و بازویشان مانند دستکشی از بدن جدا شده بود. موج انفجار ساختمانها را فرو ریخت، شیشهها را در هم شکست و بسیاری از مردم را به هوا پرتاب کرد. تنها در چند ثانیه، شهر در میان گردوغبار و تاریکی فرو رفت.
آتشسوزی عظیمی سراسر هیروشیما را فرا گرفت. مجروحان و سوختگان، با پوستهای آویزان و دستهایی که از شدت سوختگی رو به جلو گرفته بودند، مانند اشباح در خیابانها سرگردان بودند. بیشتر آنها تنها یک کلمه را فریاد میزدند: «آب... آب...» اجساد در خیابانها و رودخانهها پراکنده بود. اندکی بعد، باران سیاه آغاز شد. بسیاری گمان میکردند این باران میتواند تشنگیشان را برطرف کند و از آن نوشیدند، بیآنکه بدانند قطرات آن آغشته به ذرات رادیواکتیو و بسیار خطرناک است.
بخش بزرگی از شهر ویران شد. شعاع تخریب شدید به حدود ۱ تا ۱.۶ کیلومتر میرسید و آتشسوزیهای گسترده تا مناطق دورتر هم ادامه پیدا کرد. شماری از مجروحان برای درمان به شهرهای دیگر، از جمله ناکازاکی، منتقل شدند، بیآنکه کسی بداند تنها سه روز بعد، همان سرنوشت در انتظار ناکازاکی هم خواهد بود. بر اساس گزارشهای رسمی، تا پایان سال ۱۹۴۵ شمار جانباختگان هیروشیما به حدود ۱۴۰ هزار نفر رسید.
حسن ظهوری
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ساعت ۸:۱۵ صبح ششم اوت ۱۹۴۵، برابر با ۱۵ مرداد ۱۳۲۴، هواپیما بالای پل بود و سرگرد توماس دبلیو. فِرِبی، در لحظهای که توانست لرزش دستانش را کنترل کند، دکمه رهاسازی بمب را فشرد. بمب از هواپیما جدا شد و در همان لحظه، هواپیما ناگهان سبک شد و دماغه آن به سمت بالا آمد. پل تیبتس هم بلافاصله یک گردش تند ۱۵۵ درجهای به سمت راست انجام داد تا هرچه سریعتر از موج انفجار فاصله بگیرد.
بمب تا ارتفاع حدود ۵۵۰ متری از سطح زمین پایین آمد و میان آسمان و زمین منفجر شد. نور خیرهکنندهای همهجا را فرا گرفت. همان لحظه، برخی از خدمه هواپیما طعم فلز را در دهان خود احساس کردند، اما آنچه بیش از همه آنها را به وحشت انداخت، دو موج ضربهای بسیار شدیدی بود که لحظاتی بعد به بدنه هواپیما برخورد کرد.
گروهبان جورج آر. «باب» کارون، توپچی دم بمبافکن، آنچه را میدید باور نمیکرد. ستونی عظیم از دود و ابری قارچشکل با سرعت به آسمان برخاسته بود. او همان کسی بود که این عکس را که از مشهورترین عکسهای لحظات پس از انفجار است را ثبت کرد. در همان لحظه، صدای پل تیبتس از طریق اینترکام در کابین پیچید: «بچهها، شما همین حالا اولین بمب اتمی تاریخ را رها کردید.»
ابر انفجار با سرعتی باورنکردنی تا ارتفاعی نزدیک به ۱۴ کیلومتر اوج گرفت. برخی از خدمه پرواز بعدها در خاطرات خود نوشتند که شهر، زیر لایهای از دود و آتش، شبیه دیگی از قیر جوشان و سیاه به نظر میرسید. هواپیما پس از دور زدن بر فراز منطقه، از ویرانی بهجامانده عکسبرداری کرد و سپس راه بازگشت به جزیره تینیان را در پیش گرفت. این مأموریت در مجموع حدود ۱۲ ساعت و ۱۳ دقیقه طول کشید و هواپیما حدود ساعت ۲:۵۸ بعدازظهر در تینیان به زمین نشست.
در لحظه رها شدن بمب، جمعیت هیروشیما با احتساب حدود ۴۰ هزار نیروی نظامی مستقر در شهر، به نزدیک ۳۵۰ هزار نفر میرسید. بر اساس گزارشهای معتبر، حدود ۸۰ هزار نفر تنها در لحظات نخست انفجار، ساعت ۸:۱۵ صبح، جان خود را از دست دادند. به خاطر مصاحبههایی که سالها بعد با بازماندگان این فاجعه انجام شد و در کتاب مشهور «هیروشیما؛ شهادتهای مستقیم» گردآوری شد، امروز میدانیم که در ساعت ۸:۱۵ صبح ششم اوت ۱۹۴۵، دقیقاً چه بر مردم هیروشیما گذشت.
بازماندگان هیروشیما بعدها بارها از اصطلاح «پیکا-دون» استفاده کردند؛ واژهای ژاپنی که به معنای «نور خیرهکننده و صدای انفجار» است؛ تصویری که بیش از هر چیز در ذهنشان باقی مانده بود. بسیاری روایت کردهاند که نوری سفید، آبی و زرد، مانند هزاران لامپ منیزیمی یا خورشیدی که ناگهان از آسمان بر زمین افتاده باشد، همهجا را روشن کرد. بعضیها میگفتند با وجود آنکه چشمانشان بسته بود، باز هم شدت آن نور را احساس کردند.
بازماندگان میگفتند پوستشان در همان لحظه سوخت، لباسهایشان آتش گرفت یا از هم دریده شد. بعضیها روایت میکردند که پوست دست و بازویشان مانند دستکشی از بدن جدا شده بود. موج انفجار ساختمانها را فرو ریخت، شیشهها را در هم شکست و بسیاری از مردم را به هوا پرتاب کرد. تنها در چند ثانیه، شهر در میان گردوغبار و تاریکی فرو رفت.
آتشسوزی عظیمی سراسر هیروشیما را فرا گرفت. مجروحان و سوختگان، با پوستهای آویزان و دستهایی که از شدت سوختگی رو به جلو گرفته بودند، مانند اشباح در خیابانها سرگردان بودند. بیشتر آنها تنها یک کلمه را فریاد میزدند: «آب... آب...» اجساد در خیابانها و رودخانهها پراکنده بود. اندکی بعد، باران سیاه آغاز شد. بسیاری گمان میکردند این باران میتواند تشنگیشان را برطرف کند و از آن نوشیدند، بیآنکه بدانند قطرات آن آغشته به ذرات رادیواکتیو و بسیار خطرناک است.
بخش بزرگی از شهر ویران شد. شعاع تخریب شدید به حدود ۱ تا ۱.۶ کیلومتر میرسید و آتشسوزیهای گسترده تا مناطق دورتر هم ادامه پیدا کرد. شماری از مجروحان برای درمان به شهرهای دیگر، از جمله ناکازاکی، منتقل شدند، بیآنکه کسی بداند تنها سه روز بعد، همان سرنوشت در انتظار ناکازاکی هم خواهد بود. بر اساس گزارشهای رسمی، تا پایان سال ۱۹۴۵ شمار جانباختگان هیروشیما به حدود ۱۴۰ هزار نفر رسید.
حسن ظهوری
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حسين راغفر: مشكل ايران اقتصاد است واگر مسئولين نتوانند اين مشكل را حل بكنند
ج اسلامى سقوط خواهد كرد ...!
و وی از غارت ثروت ايران توسط تراستی ها [الیگارش ولایی رانت خوار جنایتکار] می گوید.
+ چه بهتر که سقوط کند، فقط سقوطش با نابودی ایران همراه نشود!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ج اسلامى سقوط خواهد كرد ...!
و وی از غارت ثروت ايران توسط تراستی ها [الیگارش ولایی رانت خوار جنایتکار] می گوید.
+ چه بهتر که سقوط کند، فقط سقوطش با نابودی ایران همراه نشود!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بیانیهٔ تند هشت کشور اسلامی در اعتراض به اقدامات غیرقانونی اسرائیل علیه فلسطینیها
✍ م. حامد
در بیانیهٔ مشترکی که وزیران امور خارجه: « عربستان سعودی، اردن، امارات متحده عربی، قطر، جمهوری اندونزی، جمهوری اسلامی پاکستان، جمهوری عربی مصر، و جمهوری ترکیه تجاوزهای مداوم اسرائیل به نوار غزه، بهویژه هدف قرار دادن مراکز بهداشتی و درمانی، حمله به زیرساختهای غیرنظامی، و تداوم قربانی کردن غیرنظامیان از جمله زنان و کودکان را، که نقض فاحش قوانین بینالمللی از جمله قوانین بینالمللی انساندوستانه است، قاطعانه محکوم و تقبیح میکنند.»
حماس از بیانیهٔ این هشت وزیر استقبال کرده و آن را نشانهٔ نقضهای گستردهٔ آتشبس از سوی اسرائیل دانسته است. این گروه از کشورهای میانجی و آمریکا خواسته است که برای جلوگیری از «خرابکاری در توافق» اقدام فوری انجام دهند.
+ ج کثیف اسلامی کجاست؟
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
✍ م. حامد
در بیانیهٔ مشترکی که وزیران امور خارجه: « عربستان سعودی، اردن، امارات متحده عربی، قطر، جمهوری اندونزی، جمهوری اسلامی پاکستان، جمهوری عربی مصر، و جمهوری ترکیه تجاوزهای مداوم اسرائیل به نوار غزه، بهویژه هدف قرار دادن مراکز بهداشتی و درمانی، حمله به زیرساختهای غیرنظامی، و تداوم قربانی کردن غیرنظامیان از جمله زنان و کودکان را، که نقض فاحش قوانین بینالمللی از جمله قوانین بینالمللی انساندوستانه است، قاطعانه محکوم و تقبیح میکنند.»
حماس از بیانیهٔ این هشت وزیر استقبال کرده و آن را نشانهٔ نقضهای گستردهٔ آتشبس از سوی اسرائیل دانسته است. این گروه از کشورهای میانجی و آمریکا خواسته است که برای جلوگیری از «خرابکاری در توافق» اقدام فوری انجام دهند.
+ ج کثیف اسلامی کجاست؟
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
۸۵ سال قبل در چنین روزی، "تاگور" ملقب به Gurudev (پیشوای الهی) شاعر، فیلسوف و یکی از بزرگترین چهرههای فرهنگی تاریخ جهان، در سن ۸۰ سالگی درگذشت.
+ او نخستین آسیایی است که برنده نوبل ادبیات شد، تاگور تنها انسانی است که سرود ملی ۲ کشور (هند، بنگلادش) از اشعار او انتخاب شد، سرود ملی سریلانکا نیز با الهام از مکتب فکری اوست.
🔖 تاگور و ایران
تاگور شیفته فرهنگ غنی ایران بود، دولت ایران با اطلاع از این ماجرا در سال ۱۳۱۱ این چهره عظیم جهان را بعنوان مهمان ویژه رضاشاه به ایران دعوت کرد این رویداد موجب پیوند عاطفی مردم دو کشور شد، جشن تولد ۷۱ سالگی تاگور در ایران با حضور بزرگان ادب و هنر برپا شد، وی در بیانات خود اعلام کرد یک ایرانی است و اجدادش متعلق به ایران هستند.
✏️ تاگور ضد استعمار و حامی بزرگ گاندی و استقلال هند بود؛ او لقب مهاتما (روح بزرگ) را بعنوان لقب ملی و جهانی گاندی تثبیت کرد، گاندی در تنگناهای ناامیدی، به نزد تاگور میرفت و چند روزی را در خانه او میماند تا برای ادامه مبارزه سیاسی تجدید قوای فکری و روحی کند.
📸 دو اسطوره تاریخ هند در یک قاب تاگور/گاندی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
+ او نخستین آسیایی است که برنده نوبل ادبیات شد، تاگور تنها انسانی است که سرود ملی ۲ کشور (هند، بنگلادش) از اشعار او انتخاب شد، سرود ملی سریلانکا نیز با الهام از مکتب فکری اوست.
🔖 تاگور و ایران
تاگور شیفته فرهنگ غنی ایران بود، دولت ایران با اطلاع از این ماجرا در سال ۱۳۱۱ این چهره عظیم جهان را بعنوان مهمان ویژه رضاشاه به ایران دعوت کرد این رویداد موجب پیوند عاطفی مردم دو کشور شد، جشن تولد ۷۱ سالگی تاگور در ایران با حضور بزرگان ادب و هنر برپا شد، وی در بیانات خود اعلام کرد یک ایرانی است و اجدادش متعلق به ایران هستند.
✏️ تاگور ضد استعمار و حامی بزرگ گاندی و استقلال هند بود؛ او لقب مهاتما (روح بزرگ) را بعنوان لقب ملی و جهانی گاندی تثبیت کرد، گاندی در تنگناهای ناامیدی، به نزد تاگور میرفت و چند روزی را در خانه او میماند تا برای ادامه مبارزه سیاسی تجدید قوای فکری و روحی کند.
📸 دو اسطوره تاریخ هند در یک قاب تاگور/گاندی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
حاجیدلیگانی، نماینده منصوب مجلس و محسن رضایی مشاور پخمه نظامی خامنهای ضحاک با نعشی رسوا
ما قدرت چهارم جهانیم و حق وتو میخواهیم
مردم این شرایط کنونی را درک کنند!
+ گندهگویی در برابر اقتصادی ویران و کشتاری که هر روز ادامه دارد. این حرفها از اتاق فکر حکومت دروغ و فساد و جنایت میآید و این تفالهها نشخوار میکنند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ما قدرت چهارم جهانیم و حق وتو میخواهیم
مردم این شرایط کنونی را درک کنند!
+ گندهگویی در برابر اقتصادی ویران و کشتاری که هر روز ادامه دارد. این حرفها از اتاق فکر حکومت دروغ و فساد و جنایت میآید و این تفالهها نشخوار میکنند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تکنیک «چمنکاری مصنوعی» موسوم به Astroturfing
در این شیوه، اکانتهای تبلیغاتی متعلق به پروژه و سرگروههای آن وارد بخش نظرات میشوند و شروع به تعریف و تمجید از پروژه میکنند.
◾️مکانیسم روانی روش چمنکاری مصنوعی
1️⃣تأیید اجتماعی: انسانها بهطور طبیعی به دنبال تأیید و پذیرش اجتماعی هستند
2️⃣ اثر دنبالهروی: افراد تمایل دارند از رفتار دیگران پیروی کنند
3️⃣تأثیر تکرار: تکرار یک پیام میتواند آن را قدرتمندتر و معتبرتر نشان دهد
پروژه پرریسک FNDK:
❌ برخلاف ادعاهای خود، فاقد مجوز رسمی و تأییدیه از نهادهای نظارتی مالی است.
❌ اطلاعات شفافی درباره تیم توسعهدهنده پروژه و محل فعالیت آن ارائه نشده است
❌هیچگونه اطلاعات رسمی درباره واقعیبودن محصول ادعایی و فعالیت استیکینگ آن وجود ندارد
❌تمرکز پروژه بر تبلیغات در شبکههای اجتماعی است، نه ارائه اطلاعات شفاف فنی، محتوایی و عملکردی.
❌ حجم نقدینگی و معاملات این پروژه بسیار پایین است و در فهرست رسمی هیچیک از صرافیهای معتبر قرار ندارد.
❌ سود وعدهدادهشده غیرمنطقی و برخلاف واقعیتهای حاکم بر بازارهای مالی و رمزارزی است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
در این شیوه، اکانتهای تبلیغاتی متعلق به پروژه و سرگروههای آن وارد بخش نظرات میشوند و شروع به تعریف و تمجید از پروژه میکنند.
◾️مکانیسم روانی روش چمنکاری مصنوعی
1️⃣تأیید اجتماعی: انسانها بهطور طبیعی به دنبال تأیید و پذیرش اجتماعی هستند
2️⃣ اثر دنبالهروی: افراد تمایل دارند از رفتار دیگران پیروی کنند
3️⃣تأثیر تکرار: تکرار یک پیام میتواند آن را قدرتمندتر و معتبرتر نشان دهد
پروژه پرریسک FNDK:
❌ برخلاف ادعاهای خود، فاقد مجوز رسمی و تأییدیه از نهادهای نظارتی مالی است.
❌ اطلاعات شفافی درباره تیم توسعهدهنده پروژه و محل فعالیت آن ارائه نشده است
❌هیچگونه اطلاعات رسمی درباره واقعیبودن محصول ادعایی و فعالیت استیکینگ آن وجود ندارد
❌تمرکز پروژه بر تبلیغات در شبکههای اجتماعی است، نه ارائه اطلاعات شفاف فنی، محتوایی و عملکردی.
❌ حجم نقدینگی و معاملات این پروژه بسیار پایین است و در فهرست رسمی هیچیک از صرافیهای معتبر قرار ندارد.
❌ سود وعدهدادهشده غیرمنطقی و برخلاف واقعیتهای حاکم بر بازارهای مالی و رمزارزی است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
این آمار تنها مواردی را شامل میشود که بنیاد برومند موفق به ثبت و تأیید آنها شده است. با توجه به نبود شفافیت در قوه قضاییه، اعلامنشدن بسیاری از اعدامها و محدودیت دسترسی به اطلاعات زندانها، احتمال میرود شمار واقعی اعدامشدگان بیشتر از رقم اعلامشده باشد.
ایجاد یک جنبش گسترده و سراسری علیه اعدام یکی از ضروریترین مسائل فعالان مدنی و مدافعان حقوق بشر در شرایط کنونی است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ایجاد یک جنبش گسترده و سراسری علیه اعدام یکی از ضروریترین مسائل فعالان مدنی و مدافعان حقوق بشر در شرایط کنونی است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
به هر صورت، فلک اقبال ما را بر نمیتابد
گمان کردهست خوشبختیم و فکر انتقام از ماست
فاضل نظری
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
گمان کردهست خوشبختیم و فکر انتقام از ماست
فاضل نظری
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
آهای آیندگان،
شما که از دلِ توفانی بیرون میجهید
که ما را بلعیده است
وقتی از ضعف های ما حرف می زنید
یادتان باشد
که از زمانهی سختِ ما هم چیزی بگویید.
برتولت برشت
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
شما که از دلِ توفانی بیرون میجهید
که ما را بلعیده است
وقتی از ضعف های ما حرف می زنید
یادتان باشد
که از زمانهی سختِ ما هم چیزی بگویید.
برتولت برشت
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
برای از بین بردن تاریکی،شمشیر نکش.
خشمگین نشو..
فریاد نزن...
برای از بین تاریکی،چراغ روشن کن.
تاریک اندیشی؛قفلی است که تنها با کلید روشن اندیشی باز می شود..
امیرکبیر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خشمگین نشو..
فریاد نزن...
برای از بین تاریکی،چراغ روشن کن.
تاریک اندیشی؛قفلی است که تنها با کلید روشن اندیشی باز می شود..
امیرکبیر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
سنای ایالات متحده، طرح قانونی بزرگ ترین تحریم ها علیه روسیه و ایران را با رای ۸۶ به ۱۱ تصویب کرد،
این طرح همچنین تحریمهای علیه بخشهای انرژی و تسلیحاتی ایران را تا سال ۲۰۳۱ تمدید میکند
+ پا روی گلوی حکومت دروغ و فساد و جنایت گذاشتهاند یا روی گلوی مردم؟
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
این طرح همچنین تحریمهای علیه بخشهای انرژی و تسلیحاتی ایران را تا سال ۲۰۳۱ تمدید میکند
+ پا روی گلوی حکومت دروغ و فساد و جنایت گذاشتهاند یا روی گلوی مردم؟
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
سایت Learn Anything ، گوگل نسل جدید؟
این سایت وقتی که واردش میشید یک سرچ بار داره که در مورد هر چیزی (تاکید میکنیم ، هر چیزی) که فکرش رو بکنید مطلب برای یادگیری داره! از زبان های برنامه نویسی و متد های آموزش هوش مصنوعی گرفته تا کشور ها و ...
🔹وقتی کلمه مورد نظرتون رو داخلش سرچ کنید از سایت های مختلف براتون مطلب میاره ! البته در نظر داشته باشید منظور ما از هرچیزی ، هر چیزی هستش که توی گوگل با safesearch:on در دسترسه!
لینک سایت
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
این سایت وقتی که واردش میشید یک سرچ بار داره که در مورد هر چیزی (تاکید میکنیم ، هر چیزی) که فکرش رو بکنید مطلب برای یادگیری داره! از زبان های برنامه نویسی و متد های آموزش هوش مصنوعی گرفته تا کشور ها و ...
🔹وقتی کلمه مورد نظرتون رو داخلش سرچ کنید از سایت های مختلف براتون مطلب میاره ! البته در نظر داشته باشید منظور ما از هرچیزی ، هر چیزی هستش که توی گوگل با safesearch:on در دسترسه!
لینک سایت
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
❤1
گاردین: ج اسلامی بهدنبال فرسایشیکردن بحران برای ضربه سیاسی به ترامپ است
روزنامه گاردین در تحلیلی نوشت ج اسلامی تلاش میکند با طولانیکردن مذاکرات و ادامه تنشها، دونالد ترامپ را تا انتخابات میاندورهای آمریکا درگیر نگه دارد و از این طریق به جایگاه سیاسی او آسیب بزند.
در این گزارش آمده است که تهران امیدوار است با فرسایشیکردن بحران، هزینه سیاسی مشابه آنچه در جریان بحران گروگانگیری سال ۱۹۷۹ برای جیمی کارتر ایجاد شد، متوجه ترامپ شود.
گاردین همچنین نوشته است که برخی ناظران معتقدند اگر ترامپ احساس کند این راهبرد با هدف تضعیف سیاسی او دنبال میشود، ممکن است با واکنشی سختتر علیه جمهوری اسلامی پاسخ دهد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
روزنامه گاردین در تحلیلی نوشت ج اسلامی تلاش میکند با طولانیکردن مذاکرات و ادامه تنشها، دونالد ترامپ را تا انتخابات میاندورهای آمریکا درگیر نگه دارد و از این طریق به جایگاه سیاسی او آسیب بزند.
در این گزارش آمده است که تهران امیدوار است با فرسایشیکردن بحران، هزینه سیاسی مشابه آنچه در جریان بحران گروگانگیری سال ۱۹۷۹ برای جیمی کارتر ایجاد شد، متوجه ترامپ شود.
گاردین همچنین نوشته است که برخی ناظران معتقدند اگر ترامپ احساس کند این راهبرد با هدف تضعیف سیاسی او دنبال میشود، ممکن است با واکنشی سختتر علیه جمهوری اسلامی پاسخ دهد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
محسن فلاحیان، انگلزاده علی فلاحیان، وزیر بدنام اطلاعات در دوره هاشمی رفسنجانی، با هویت «محسن آیدین» بهعنوان تراستی فروش نفت در امارات، مبلغ ۲۰۰ میلیون درهم از پول نفت کشور را با همکاری مهرناز قاسمی به رمزارز تبدیل کرده و در حال متواری شدن به ایتالیاست.
🖌فریبرز کلانتری
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
🖌فریبرز کلانتری
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing