بابک پاکنیا حقوقدان و وکیل دادگستری
تعداد بازداشتیها بسیار بالاست و برخی با سوء استفاده از همین وضعیت در حال سرکیسه کردن خانوادههای بازداشتی هستند!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تعداد بازداشتیها بسیار بالاست و برخی با سوء استفاده از همین وضعیت در حال سرکیسه کردن خانوادههای بازداشتی هستند!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سعید لیلاز: مشروعیت ج اسلامی به مو بند است و به کف تاریخیاش رسیده
+ بقیه حرف ها به کنار، این رجایی که میگوید یک مذهبی دگم بود که از اقتصاد هیچ نمیفهمید و فقط یک مکتبی مخلس بود.. وقتی بنزین را گران کرد گفت فقرا خودرو یا همان کادیلاک را ندارند و این افزایش قیمت برآنها تأثیر ندارد. عوامل فریبی خالص که زنجیره حمل و نقل و کرایه آن را که بر همه چیز اثر میگذارد را پنهان میکند. کار که انجام شد عوام میفهمد چه کلاهی سرش رفته است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
+ بقیه حرف ها به کنار، این رجایی که میگوید یک مذهبی دگم بود که از اقتصاد هیچ نمیفهمید و فقط یک مکتبی مخلس بود.. وقتی بنزین را گران کرد گفت فقرا خودرو یا همان کادیلاک را ندارند و این افزایش قیمت برآنها تأثیر ندارد. عوامل فریبی خالص که زنجیره حمل و نقل و کرایه آن را که بر همه چیز اثر میگذارد را پنهان میکند. کار که انجام شد عوام میفهمد چه کلاهی سرش رفته است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
جمهوری تاجدار- چرا سلطنت لزوما با دموکراسی منافات "دارد" و جمهوری ضرورتا آزادی و دموکراسی "میآورد"
رضا یعقوبی
February 09, 2026
چیزی که امروز به مردم به نام پادشاهی دموکراتیک میفروشند در واقع جمهوری تاجدارند و این تعبیر از خود غربیها است که با سند و مدرک نشان خواهم داد. در کشورهایی مثل بریتانیا و سوئد و هلند و اسپانیا و بلژیک چیزی که "در واقع" کار میکند، حاکمیت قانون، پارلمان منتخب، پاسخگویی دولت، تفکیک قوا، حقوق برابر شهروندان است. و چیزی که "در واقع هیچ کاری نمیکند" نماد موروثی شاه است. چون نه تصمیمی میگیرد نه حکومت میکند نه منبع مشروعیت است و نه به کسی پاسخگو است. خوب دقت کنید که اگر در این کشورها تاج را بردارید چیزی از بین نمیرود! ولی اگر پارلمان و تفکیک قوا را بردارید همه چیز از بین میرود. چون ستونهای آن، جمهوریاند نه سلطنت.
برای همین هم میگوییم اینها پادشاهی دموکراتیک نیستند بلکه جمهوری با تزئین سلطنتیاند. کسانی که میگویند این کشورها به این دلیل آباد و آزاد و مرفهاند که شاه دارند در واقع از فرایند به نتیجه فرار میکنند. خوب دقت کنید آنها نمیگویند چه فرایندی این آبادی و آزادی را به ارمغان آورده بلکه میگویند نتیجهی این کشورها آبادی و آزادی بوده در حالی که آن آبادی و آزادی از فرایند انتخابات و تفکیک قوا و صد البته شکست دادن و گوشهنشین کردن شاه به دست آمده است! برخلافِ اینکه میگویند سلطنت لزوما با دموکراسی منافات ندارد، سلطنت ذاتا با دموکراسی منافات دارد. چون علاوه بر اینکه گفتیم دموکراسی محصول شکست دادن شاه بوده، وراثت نقض برابری سیاسی است و دموکراسی یعنی هیچ کسی "به طور طبیعی" حق حکومت ندارد ولی وقتی در سلطنت یک خانواده "به طور ژنتیکی" باید در راس باشد، این ضد دموکراتیکترین پدیده است. راز دموکراتیک شدن کشورهای پادشاهی "اخته" کردن سلطنت و بیدندان و بیاختیار کردن آن بوده است.
آنها دموکراتیکاند چون جمهوریت در آن کشورها بر سلطنت "غلبه" کرده نه اینکه با هم آشتی کرده باشند. در این کشورها دموکراسی "با وجود" سلطنت کار میکند نه "به خاطر" سلطنت. اما چرا جمهوری "ضرورتا" به معنای دموکراسی است؟ چون مقام موروثی در آن نیست و قدرت در جمهوری مقدس نیست بلکه امری قراردادی است و تمام قدرتهای آن مشروط و موقت و پاسخگو و قابل عزلاند. دموکراسی بدون جمهوری نمیتواند وجود داشته باشد. سلطنت حتی به شکل نمادینش نقض اصل برابری است و خطر بزرگی است برای چاپلوسانی که در آینده به نام تقدس "شخص اول مملکت" نهادهای دیگر را فاسد و سیاست را به فساد و هرج و مرج و دیکتاتوری میکشانند. کسی که امروز به اسم وحدت سکوت میکند عاقلتر نیست بلکه خطر را حس نکرده است.
اما اینجا از ما میپرسند پس جمهوری سوریه و عراق و لیبی و مصر مگر جمهوری نیستند؟ این افراد، جمهوریهای "شکستخورده" و "محققنشده" را به جای جمهوری جا میزنند. آن کشورها جمهوری نیستند بلکه پادشاهیهای مطلقهی تغییر شکل دادهاند. ما نمیتوانیم از روی "اسم" دربارهی نوع حکومت قضاوت کنیم. همانطور که پادشاهیهای دموکراتیک در "اصل" جمهوریاند، جمهوریهای استبدادی هم در "اصل" سلطنت مطلقهاند. ما باید بر اساس "اصل" قضاوت کنیم نه "اسم". وقتی کسی اسم چهارپایه را بگذارد مبل راحتی شما بر اساس اسم قضاوت میکنید و میگویید پس مبل نخواستیم یا بر اساس اصل قضاوت میکنید و میگویید اینکه مبل نیست؟ میتوانید به سوریه و لیبی و غیره بگویید جمهوریهای شکستخورده، محققنشده، مصادرهشده، و ناتمام نه جمهوری و نمیتوانید بگویید پس حالا یک شاه نیاز دارند! بلکه باید بگویید کدام "نهادها" را ندارند یا کدام ساختارهای معیوب را دارند و چطور باید آنها را جمهوریسازی کرد وگرنه به قدرت رساندن یک مستبد که کاری ندارد. فرض کنید به کسی بگویید خانهای که سقف ندارد اصلا خانه نیست و دیگری بگوید ولی اسمش خانه است! هیچ جمهوریِ واقعیای ضد آزادی نیست و هر «جمهوریِ» ضد آزادی، واقعی نیست.
سلطنتطلبان ما را وارد یک دعوای پوشالی کردهاند. وقتی میگویند اینها همه جمهوری بودند و بد بودند یعنی میخواهند راه را برای اقتدارگرایی باز کنند. اما دعوا اصلا اینجا نیست. دعوا اینجا است که اینها اصلا جمهوری نبودند و وقتی بحث اینجا باشد آنوقت به دعوای اصلی و ضروری میرسیم که دعوا بر سر تحقق جمهوری واقعی و ایجاد نهادها و رفع نقصها و جلوگیری از تکرار خطاها است. یعنی دعوا از اسم نظام و نوع حکومت باید برود بر سر ساخت قدرت، پاسخگویی، حق انتخاب که همگی در نقطهی مقابل سلطنتی هستند که نابودش کردیم و دیگر آزمایشش را پس داده و شکست خورده است.
رضا یعقوبی
February 09, 2026
چیزی که امروز به مردم به نام پادشاهی دموکراتیک میفروشند در واقع جمهوری تاجدارند و این تعبیر از خود غربیها است که با سند و مدرک نشان خواهم داد. در کشورهایی مثل بریتانیا و سوئد و هلند و اسپانیا و بلژیک چیزی که "در واقع" کار میکند، حاکمیت قانون، پارلمان منتخب، پاسخگویی دولت، تفکیک قوا، حقوق برابر شهروندان است. و چیزی که "در واقع هیچ کاری نمیکند" نماد موروثی شاه است. چون نه تصمیمی میگیرد نه حکومت میکند نه منبع مشروعیت است و نه به کسی پاسخگو است. خوب دقت کنید که اگر در این کشورها تاج را بردارید چیزی از بین نمیرود! ولی اگر پارلمان و تفکیک قوا را بردارید همه چیز از بین میرود. چون ستونهای آن، جمهوریاند نه سلطنت.
برای همین هم میگوییم اینها پادشاهی دموکراتیک نیستند بلکه جمهوری با تزئین سلطنتیاند. کسانی که میگویند این کشورها به این دلیل آباد و آزاد و مرفهاند که شاه دارند در واقع از فرایند به نتیجه فرار میکنند. خوب دقت کنید آنها نمیگویند چه فرایندی این آبادی و آزادی را به ارمغان آورده بلکه میگویند نتیجهی این کشورها آبادی و آزادی بوده در حالی که آن آبادی و آزادی از فرایند انتخابات و تفکیک قوا و صد البته شکست دادن و گوشهنشین کردن شاه به دست آمده است! برخلافِ اینکه میگویند سلطنت لزوما با دموکراسی منافات ندارد، سلطنت ذاتا با دموکراسی منافات دارد. چون علاوه بر اینکه گفتیم دموکراسی محصول شکست دادن شاه بوده، وراثت نقض برابری سیاسی است و دموکراسی یعنی هیچ کسی "به طور طبیعی" حق حکومت ندارد ولی وقتی در سلطنت یک خانواده "به طور ژنتیکی" باید در راس باشد، این ضد دموکراتیکترین پدیده است. راز دموکراتیک شدن کشورهای پادشاهی "اخته" کردن سلطنت و بیدندان و بیاختیار کردن آن بوده است.
آنها دموکراتیکاند چون جمهوریت در آن کشورها بر سلطنت "غلبه" کرده نه اینکه با هم آشتی کرده باشند. در این کشورها دموکراسی "با وجود" سلطنت کار میکند نه "به خاطر" سلطنت. اما چرا جمهوری "ضرورتا" به معنای دموکراسی است؟ چون مقام موروثی در آن نیست و قدرت در جمهوری مقدس نیست بلکه امری قراردادی است و تمام قدرتهای آن مشروط و موقت و پاسخگو و قابل عزلاند. دموکراسی بدون جمهوری نمیتواند وجود داشته باشد. سلطنت حتی به شکل نمادینش نقض اصل برابری است و خطر بزرگی است برای چاپلوسانی که در آینده به نام تقدس "شخص اول مملکت" نهادهای دیگر را فاسد و سیاست را به فساد و هرج و مرج و دیکتاتوری میکشانند. کسی که امروز به اسم وحدت سکوت میکند عاقلتر نیست بلکه خطر را حس نکرده است.
اما اینجا از ما میپرسند پس جمهوری سوریه و عراق و لیبی و مصر مگر جمهوری نیستند؟ این افراد، جمهوریهای "شکستخورده" و "محققنشده" را به جای جمهوری جا میزنند. آن کشورها جمهوری نیستند بلکه پادشاهیهای مطلقهی تغییر شکل دادهاند. ما نمیتوانیم از روی "اسم" دربارهی نوع حکومت قضاوت کنیم. همانطور که پادشاهیهای دموکراتیک در "اصل" جمهوریاند، جمهوریهای استبدادی هم در "اصل" سلطنت مطلقهاند. ما باید بر اساس "اصل" قضاوت کنیم نه "اسم". وقتی کسی اسم چهارپایه را بگذارد مبل راحتی شما بر اساس اسم قضاوت میکنید و میگویید پس مبل نخواستیم یا بر اساس اصل قضاوت میکنید و میگویید اینکه مبل نیست؟ میتوانید به سوریه و لیبی و غیره بگویید جمهوریهای شکستخورده، محققنشده، مصادرهشده، و ناتمام نه جمهوری و نمیتوانید بگویید پس حالا یک شاه نیاز دارند! بلکه باید بگویید کدام "نهادها" را ندارند یا کدام ساختارهای معیوب را دارند و چطور باید آنها را جمهوریسازی کرد وگرنه به قدرت رساندن یک مستبد که کاری ندارد. فرض کنید به کسی بگویید خانهای که سقف ندارد اصلا خانه نیست و دیگری بگوید ولی اسمش خانه است! هیچ جمهوریِ واقعیای ضد آزادی نیست و هر «جمهوریِ» ضد آزادی، واقعی نیست.
سلطنتطلبان ما را وارد یک دعوای پوشالی کردهاند. وقتی میگویند اینها همه جمهوری بودند و بد بودند یعنی میخواهند راه را برای اقتدارگرایی باز کنند. اما دعوا اصلا اینجا نیست. دعوا اینجا است که اینها اصلا جمهوری نبودند و وقتی بحث اینجا باشد آنوقت به دعوای اصلی و ضروری میرسیم که دعوا بر سر تحقق جمهوری واقعی و ایجاد نهادها و رفع نقصها و جلوگیری از تکرار خطاها است. یعنی دعوا از اسم نظام و نوع حکومت باید برود بر سر ساخت قدرت، پاسخگویی، حق انتخاب که همگی در نقطهی مقابل سلطنتی هستند که نابودش کردیم و دیگر آزمایشش را پس داده و شکست خورده است.
اما برسیم به آنجا که گفتیم خود غربیها به این کشورها میگویند جمهوری تاجدار. ظاهرا اولین کسی که این تعبیر را به کار برده مونتسکیو بوده که یکی از بزرگترین ستونهای علم سیاست است. او میگوید "انگلستان کشوری است که در آن جمهوری زیر شکل سلطنت مخفی شده است" (به نقل از کتاب "جمهوریخواهی"، فیلیپ پتیت ص248). والتر باگهوت هم نوشته است: در انگلستان "نظام جمهوری با زیرکی خود را تحت پوشش نظام سلطنتی جا انداخت". (از کتاب دستیابی به دموکراسی، نشر نگاه معاصر، ص 163).
بیایید ببینیم پادشاهان انگلستان چه بر سر دموکراسی و خواست مردم میآوردند و بعد با عقل خود قضاوت کنیم که آزادی و آبادی در این کشورها محصول شاه است یا محصول "فرایندها و نهادها". اگر پوشش سلطنت در انگلستان به جا مانده برای حفظ ثبات در "گذار" از سلطنت به حاکمیت قانون بوده است که ما در این مرحلهی گذار سلطنت را نابود کردیم و شکستش دادیم و دیگر در آن مرحله نیستیم که شاه مستقر باشد و برای جلوگیری از بیثباتی نگهش داریم تا به هرج و مرج نیفتیم. این کار باید در 57 انجام میشد ولی خود پهلوی با سرکوب وحشیانه، مردم را به این نتیجه رساند که باید برای گذار نابودش کنند و کردند.
در انگلستان در سال 1215 وقتی شاه جان مجبور شد منشور مگنا کارتا را امضا کند، دلیلش این بود که شورش اشراف و شهرها بالا گرفته بود ولی بعد از آرام شدن اوضاع، جان امضایش را پس گرفت و پاپ را وسط کشید و جنگ داخلی راه انداخت. وقتی در آن جنگ داخلی شکست خورد دوباره منشور را امضا کرد و اولین قانونپذیری شاه با زور اجتماعی تحمیل شد نه با فضیلت سلطنت. بعد از آن پادشاهان در تاریخ انگلستان بارها و بارها مردم را به جایی رساندند که مجبور شدند با شاه بجنگند و برکنارش کنند: ادوارد اول خلع شد، ریچارد دوم خلع شد، چارلز اول اعدام شد! هیچکدام از اینها نماد وحدت نبودند و وقتی از قدرت سوء استفاده کردند دشمن جامعه شدند.
مورد فاجعهبار انگلستان زمانی اتفاق افتاد که جیمز دوم بیداد را به حدی رساند که خود پارلمان از یک بیگانه خواست کشور را فتح کند تا او را خلع کنند. پارلمان انگلستان از پادشاه هلند، ویلیام اورانژ خواست به انگلستان حمله کند که در نتیجهی آن جیمز دوم فرار کرد و پارلمان قدرت را به دست گرفت. مشروعیت از تاج نمیآید بلکه از رضایت نهادهای عمومی میآید. این سرگذشت انگلیس را بگذارید کنار تمام کارهایی که پادشاهان گذشته با مجلس ایران کردند. یا مثل پهلویها آن را فاسد و بیاختیار کردند یا آن را به توپ بستند! جمهوری در انگلستان نماد شاه را حذف نکرد چون به زبان بیزبانی میگفت من نیازی به حذف نماد ندارم چون قدرت در دست من است. یک سوپاپ اطمینان روانی و دیگر هیچ.
وجود سلطنت در دموکراسیهای اروپایی نه دلیل موفقیت آنهاست و نه شرط دموکراسی. این سلطنتها نتیجهی شکست تاریخی شاه در برابر جامعهاند؛ بقایای مهارشدهی قدرتی که مغلوب شده است. هر جا سلطنت نتوانست شکست بخورد، دموکراسی هم نیامد. هر جا دموکراسی آمد، اول شاه را شکست داد، حتی اگر بعداً تاج را، بیدندان و بیاختیار، نگه داشت. در پایان نمونههای دیگری با استناد میآورم که در متون انگلیسی به جمهوری تاجدار اشاره شده است:
اچ. جی. ولز (H. G. Wells)، نویسنده و متفکر سیاسی انگلیسی، در کتابش با عنوان "تاریخ مختصر جهان" (A Short History of the World) که در سال ۱۹۲۲ منتشر شد، انگلیس را به عنوان یک "جمهوری تاجدار" توصیف میکند و میگوید این سیستم عملاً جمهوری است اما با یک پادشاه نمادین که قدرت واقعی ندارد، چون قدرت دست پارلمان و دولت منتخب است.
آلفرد، لرد تنیسون (Alfred, Lord Tennyson)، شاعر بزرگ انگلیسی، در سال ۱۸۷۳ در موخرهی کتابش با عنوان "ایدیلهای پادشاه" (Idylls of the King)، از این اصطلاح استفاده کرد و انگلیس را "جمهوری تاجدار" دانست.
جیمز برایس (James Bryce)، دانشمند سیاسی و دیپلمات بریتانیایی، در کتابش "دموکراسیهای مدرن" (Modern Democracies) سال ۱۹۲۱، میگوید این سیستمها "به لحاظ صوری سلطنتیاند، اما در روح و عملکرد جمهوریاند"، چون قدرت واقعی دست مردم و نمایندگانشان است، نه پادشاه موروثی.
رابرت هازل (Robert Hazell)، متخصص حقوق اساسی معاصر از دانشگاه کالج لندن، در مصاحبهاش با لوموند سال ۲۰۲۳، میگوید "بریتانیا مدتهاست که یک 'جمهوری تاجدار' بوده است".
بازنشر از: تلگرام «رضا یعقوبی»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بیایید ببینیم پادشاهان انگلستان چه بر سر دموکراسی و خواست مردم میآوردند و بعد با عقل خود قضاوت کنیم که آزادی و آبادی در این کشورها محصول شاه است یا محصول "فرایندها و نهادها". اگر پوشش سلطنت در انگلستان به جا مانده برای حفظ ثبات در "گذار" از سلطنت به حاکمیت قانون بوده است که ما در این مرحلهی گذار سلطنت را نابود کردیم و شکستش دادیم و دیگر در آن مرحله نیستیم که شاه مستقر باشد و برای جلوگیری از بیثباتی نگهش داریم تا به هرج و مرج نیفتیم. این کار باید در 57 انجام میشد ولی خود پهلوی با سرکوب وحشیانه، مردم را به این نتیجه رساند که باید برای گذار نابودش کنند و کردند.
در انگلستان در سال 1215 وقتی شاه جان مجبور شد منشور مگنا کارتا را امضا کند، دلیلش این بود که شورش اشراف و شهرها بالا گرفته بود ولی بعد از آرام شدن اوضاع، جان امضایش را پس گرفت و پاپ را وسط کشید و جنگ داخلی راه انداخت. وقتی در آن جنگ داخلی شکست خورد دوباره منشور را امضا کرد و اولین قانونپذیری شاه با زور اجتماعی تحمیل شد نه با فضیلت سلطنت. بعد از آن پادشاهان در تاریخ انگلستان بارها و بارها مردم را به جایی رساندند که مجبور شدند با شاه بجنگند و برکنارش کنند: ادوارد اول خلع شد، ریچارد دوم خلع شد، چارلز اول اعدام شد! هیچکدام از اینها نماد وحدت نبودند و وقتی از قدرت سوء استفاده کردند دشمن جامعه شدند.
مورد فاجعهبار انگلستان زمانی اتفاق افتاد که جیمز دوم بیداد را به حدی رساند که خود پارلمان از یک بیگانه خواست کشور را فتح کند تا او را خلع کنند. پارلمان انگلستان از پادشاه هلند، ویلیام اورانژ خواست به انگلستان حمله کند که در نتیجهی آن جیمز دوم فرار کرد و پارلمان قدرت را به دست گرفت. مشروعیت از تاج نمیآید بلکه از رضایت نهادهای عمومی میآید. این سرگذشت انگلیس را بگذارید کنار تمام کارهایی که پادشاهان گذشته با مجلس ایران کردند. یا مثل پهلویها آن را فاسد و بیاختیار کردند یا آن را به توپ بستند! جمهوری در انگلستان نماد شاه را حذف نکرد چون به زبان بیزبانی میگفت من نیازی به حذف نماد ندارم چون قدرت در دست من است. یک سوپاپ اطمینان روانی و دیگر هیچ.
وجود سلطنت در دموکراسیهای اروپایی نه دلیل موفقیت آنهاست و نه شرط دموکراسی. این سلطنتها نتیجهی شکست تاریخی شاه در برابر جامعهاند؛ بقایای مهارشدهی قدرتی که مغلوب شده است. هر جا سلطنت نتوانست شکست بخورد، دموکراسی هم نیامد. هر جا دموکراسی آمد، اول شاه را شکست داد، حتی اگر بعداً تاج را، بیدندان و بیاختیار، نگه داشت. در پایان نمونههای دیگری با استناد میآورم که در متون انگلیسی به جمهوری تاجدار اشاره شده است:
اچ. جی. ولز (H. G. Wells)، نویسنده و متفکر سیاسی انگلیسی، در کتابش با عنوان "تاریخ مختصر جهان" (A Short History of the World) که در سال ۱۹۲۲ منتشر شد، انگلیس را به عنوان یک "جمهوری تاجدار" توصیف میکند و میگوید این سیستم عملاً جمهوری است اما با یک پادشاه نمادین که قدرت واقعی ندارد، چون قدرت دست پارلمان و دولت منتخب است.
آلفرد، لرد تنیسون (Alfred, Lord Tennyson)، شاعر بزرگ انگلیسی، در سال ۱۸۷۳ در موخرهی کتابش با عنوان "ایدیلهای پادشاه" (Idylls of the King)، از این اصطلاح استفاده کرد و انگلیس را "جمهوری تاجدار" دانست.
جیمز برایس (James Bryce)، دانشمند سیاسی و دیپلمات بریتانیایی، در کتابش "دموکراسیهای مدرن" (Modern Democracies) سال ۱۹۲۱، میگوید این سیستمها "به لحاظ صوری سلطنتیاند، اما در روح و عملکرد جمهوریاند"، چون قدرت واقعی دست مردم و نمایندگانشان است، نه پادشاه موروثی.
رابرت هازل (Robert Hazell)، متخصص حقوق اساسی معاصر از دانشگاه کالج لندن، در مصاحبهاش با لوموند سال ۲۰۲۳، میگوید "بریتانیا مدتهاست که یک 'جمهوری تاجدار' بوده است".
بازنشر از: تلگرام «رضا یعقوبی»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
علی شکوری راد، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت با حکم قضایی بازداشت شد
حسین کروبی بازداشت شد
بنابه گفته محمد جلیلیان وکیل مدافع حسین کروبی ایشان بعد از احضار به دادسرای رسانه و فرهنگ بازداشت شده است.
جواد امام، سخنگوی جبهه اصلاحات بازداشت شد
مأمورین اطلاعات سپاه صبح امروز با حضور در منزل جواد امام سخنگوی جبهه اصلاحات و دبیرکل مجمع ایثارگران، وی را بازداشت کردند.
جواد امام در جریان جنبش سبز نیز یکسال حبس تحمل کرده بود.
محسن امینزاده بازداشت شد
محسن امینزاده از مشاوران خاتمی و اعضای اصلی جبهه اصلاحات نیز امشب بازداشت شده است. بیانیه جبهه اصلاحات در همراهی با مردم علت بازداشت از سوی اطلاعات سپاه است.
امینزاده طی سالهای ۸۸ تا ۹۲ نیز در پی اعتراضات ۱۳۸۸ در حبس بوده است.
+ چه شده که رژیم جنایتکار از اپوزیسیون بیخطر احساس خطر کرده است؟!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
حسین کروبی بازداشت شد
بنابه گفته محمد جلیلیان وکیل مدافع حسین کروبی ایشان بعد از احضار به دادسرای رسانه و فرهنگ بازداشت شده است.
جواد امام، سخنگوی جبهه اصلاحات بازداشت شد
مأمورین اطلاعات سپاه صبح امروز با حضور در منزل جواد امام سخنگوی جبهه اصلاحات و دبیرکل مجمع ایثارگران، وی را بازداشت کردند.
جواد امام در جریان جنبش سبز نیز یکسال حبس تحمل کرده بود.
محسن امینزاده بازداشت شد
محسن امینزاده از مشاوران خاتمی و اعضای اصلی جبهه اصلاحات نیز امشب بازداشت شده است. بیانیه جبهه اصلاحات در همراهی با مردم علت بازداشت از سوی اطلاعات سپاه است.
امینزاده طی سالهای ۸۸ تا ۹۲ نیز در پی اعتراضات ۱۳۸۸ در حبس بوده است.
+ چه شده که رژیم جنایتکار از اپوزیسیون بیخطر احساس خطر کرده است؟!
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سند شفاف جنایت علیه بشریت خامنهای ضحاک، سپاه تروریست، بسیج مخلس و الیگارش ولایی رانتخوار جنایتکار
مجروحیت یک دختر ۱۴ ساله با اصابت گلوله ساچمهای مزدوران
طبق ویدیوی دریافتی، یک دختر نوجوان ۱۴ ساله در جریان اعتراضات مردمی دیماه با شلیک مزدوران بسیج هدف قرار گرفت و نزدیک به ۱۰۰ ساچمه به بدن او اصابت کرد.
این تصاویر بار دیگر ثابت میکند که برای تروریستهای بسیج و سپاه پاسداران، هیچ تفاوتی میان کودک، نوجوان، جوان یا پیر وجود ندارد. آنها به کسی رحم نمیکنند؛ نه به سن، نه به جنسیت، نه به بیگناهی.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
مجروحیت یک دختر ۱۴ ساله با اصابت گلوله ساچمهای مزدوران
طبق ویدیوی دریافتی، یک دختر نوجوان ۱۴ ساله در جریان اعتراضات مردمی دیماه با شلیک مزدوران بسیج هدف قرار گرفت و نزدیک به ۱۰۰ ساچمه به بدن او اصابت کرد.
این تصاویر بار دیگر ثابت میکند که برای تروریستهای بسیج و سپاه پاسداران، هیچ تفاوتی میان کودک، نوجوان، جوان یا پیر وجود ندارد. آنها به کسی رحم نمیکنند؛ نه به سن، نه به جنسیت، نه به بیگناهی.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترس مجری صدا و سیما از افشای اطلاعات شخصی گماشتگان ولایی شبکه حکومتی
یک مجری مزدور صدا و سیمای آخوندها در تازهترین اظهارات خود اعلام کرد که افشای آدرس و شماره تلفن وابستگان این شبکه توسط مردم، باعث ایجاد ترس و نگرانی در بین کارکنان شده است. این اظهارات نشاندهندهی ضعف و وحشت حکومت و نفرت مردم از صدا و سیمایی است که دست در خون شهدای مردم دارد.
ادامهی افشای نام و مشخصات کسانی که دستشان به خون مردم آلوده است هم اینک یک ضرورت مهم است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
یک مجری مزدور صدا و سیمای آخوندها در تازهترین اظهارات خود اعلام کرد که افشای آدرس و شماره تلفن وابستگان این شبکه توسط مردم، باعث ایجاد ترس و نگرانی در بین کارکنان شده است. این اظهارات نشاندهندهی ضعف و وحشت حکومت و نفرت مردم از صدا و سیمایی است که دست در خون شهدای مردم دارد.
ادامهی افشای نام و مشخصات کسانی که دستشان به خون مردم آلوده است هم اینک یک ضرورت مهم است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بیانیه ۷۷ جامعهشناس داخل کشور درباره اعتراضات دیماه ۱۴۰۴
با درد و اندوهی سترگ در سوگ کشته شدن هزاران تن از هموطنانمان، بر تداوم کنشگری علمی و مسئولیت مدنی خود بهعنوان اجتماع علمی جامعهشناسان تاکید داریم و در راستای آموختهها و تبیینهای جامعهشناختی؛ نکات زیر را اعلام میداریم:
۱- روایتسازی یکطرفه از اعتراضات و سرکوب آن با فعالیتهای جانبدارانه صدا و سیما، رسانههای کنترل شده در قامت کارخانه تولید روایت رسمی و تکرار برچسبزنیهای امنیتی به معترضان؛ نشانگر ناشنیده انگاری یا بیاعتنایی به پیام اساسی تحولجویی جامعه ایران است. این فضاسازی امنیتی و تک صدایانه، به معنای نادیده گرفتن علتهای بنیادین بروز اعتراضات و زمینهسازی مجدد برای تکرار اعتراض مردم است.
۲- بررسی و تبیین جامعهشناختی چهار ساحت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی ایران کنونی در بردارنده این پیام است که جبران سرمایه اجتماعی و مشروعیت از کف داده در جامعه با توسل به گفتمانسازی ملیگرایانه دوران هشت سال جنگ ایران و عراق و حتی جنگ دوازده روزه با اسرائیل؛ دیگر امکانپذیر نیست.
وضعیت کنونی حاصل برونداد سالها انسداد سیاسی و اقتصادی است که طیفهایی از مردم را برای برون رفت از بنبست کنونی، ناگزیر به سوی یاریگری کشورهای خارجی؛ رهنمون ساخته است و این امر اجتماعی بیسابقه را قابل درنگ و بررسی همهجانبه میسازد.
۳- تکرار جرم انگاری برای معترضان بازداشت شده و در رأس آنان متخصصان و فعالان حرفهای صنوف درمانی، حقوقی، رسانهای، هنری و دانشجویی؛ از مصادیق تضییع حقوق بشر بوده و جامعه را به دوران جدید اعتراضات گستردهتر و عمیقتر، پیش میبرد.
۴- ابهام در آمار و وضعیت کشتهشدگان، مجروحان و بازداشت شدگان؛ مورد پذیرش جامعه مدنی نبوده و یک ایران در انتظار شفافیت وقایع خونبار تاریخ این سرزمین است. وقایعی که هر از چندگاهی بخشی از سرمایههای انسانی ایران را از آن میستاند و هربار سوگی عظیم بر نهاد جامعه مینشاند که جبران ناپذیر است.
۵- ما جامعهشناسان ایران بر این باوریم که به رسمیت شناختن حق سوگواری جمعی، نه تنها یک ضرورت انسانی، بلکه پیششرطی جامعهشناختی برای جلوگیری از فروپاشی کامل پیوندهای اجتماعی است. ممانعت از برگزاری مناسک سوگ و نادیده انگاشتن ابعاد فاجعه، تنها به انباشت ترومای جمعی و تعمیق خشمهای فرونهفته میانجامد که در آینده به شکلی مهارناپذیر سر بر خواهد آورد. با این حال، تبیین جامعهشناختی وضعیت کنونی نشان میدهد که
جامعه ایران، با وجود تحمل رنجی سترگ، از انفعال و ابژگی به عاملیت و سوژگی تغییر وضعیت داده است. امید ما به آینده ایران، نه یک خوشبینی سادهانگارانه، بلکه ریشه در پویایی همین بلوغ مدنی و اراده معطوف به زندگی دارد؛ ارادهای که در بطن خود، توان بازسازی ساختارهای فرسوده و حرکت به سوی حکمرانی مبتنی بر کرامت، عدالت و عقلانیت را پرورانده است
. ما همگام با جامعه، چشمانتظار طلوع نظمی هستیم که در آن، حقوق بشر و جان انسانها فراتر از هر مصلحت سیاسی شمرده شود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
با درد و اندوهی سترگ در سوگ کشته شدن هزاران تن از هموطنانمان، بر تداوم کنشگری علمی و مسئولیت مدنی خود بهعنوان اجتماع علمی جامعهشناسان تاکید داریم و در راستای آموختهها و تبیینهای جامعهشناختی؛ نکات زیر را اعلام میداریم:
۱- روایتسازی یکطرفه از اعتراضات و سرکوب آن با فعالیتهای جانبدارانه صدا و سیما، رسانههای کنترل شده در قامت کارخانه تولید روایت رسمی و تکرار برچسبزنیهای امنیتی به معترضان؛ نشانگر ناشنیده انگاری یا بیاعتنایی به پیام اساسی تحولجویی جامعه ایران است. این فضاسازی امنیتی و تک صدایانه، به معنای نادیده گرفتن علتهای بنیادین بروز اعتراضات و زمینهسازی مجدد برای تکرار اعتراض مردم است.
۲- بررسی و تبیین جامعهشناختی چهار ساحت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی ایران کنونی در بردارنده این پیام است که جبران سرمایه اجتماعی و مشروعیت از کف داده در جامعه با توسل به گفتمانسازی ملیگرایانه دوران هشت سال جنگ ایران و عراق و حتی جنگ دوازده روزه با اسرائیل؛ دیگر امکانپذیر نیست.
وضعیت کنونی حاصل برونداد سالها انسداد سیاسی و اقتصادی است که طیفهایی از مردم را برای برون رفت از بنبست کنونی، ناگزیر به سوی یاریگری کشورهای خارجی؛ رهنمون ساخته است و این امر اجتماعی بیسابقه را قابل درنگ و بررسی همهجانبه میسازد.
۳- تکرار جرم انگاری برای معترضان بازداشت شده و در رأس آنان متخصصان و فعالان حرفهای صنوف درمانی، حقوقی، رسانهای، هنری و دانشجویی؛ از مصادیق تضییع حقوق بشر بوده و جامعه را به دوران جدید اعتراضات گستردهتر و عمیقتر، پیش میبرد.
۴- ابهام در آمار و وضعیت کشتهشدگان، مجروحان و بازداشت شدگان؛ مورد پذیرش جامعه مدنی نبوده و یک ایران در انتظار شفافیت وقایع خونبار تاریخ این سرزمین است. وقایعی که هر از چندگاهی بخشی از سرمایههای انسانی ایران را از آن میستاند و هربار سوگی عظیم بر نهاد جامعه مینشاند که جبران ناپذیر است.
۵- ما جامعهشناسان ایران بر این باوریم که به رسمیت شناختن حق سوگواری جمعی، نه تنها یک ضرورت انسانی، بلکه پیششرطی جامعهشناختی برای جلوگیری از فروپاشی کامل پیوندهای اجتماعی است. ممانعت از برگزاری مناسک سوگ و نادیده انگاشتن ابعاد فاجعه، تنها به انباشت ترومای جمعی و تعمیق خشمهای فرونهفته میانجامد که در آینده به شکلی مهارناپذیر سر بر خواهد آورد. با این حال، تبیین جامعهشناختی وضعیت کنونی نشان میدهد که
جامعه ایران، با وجود تحمل رنجی سترگ، از انفعال و ابژگی به عاملیت و سوژگی تغییر وضعیت داده است. امید ما به آینده ایران، نه یک خوشبینی سادهانگارانه، بلکه ریشه در پویایی همین بلوغ مدنی و اراده معطوف به زندگی دارد؛ ارادهای که در بطن خود، توان بازسازی ساختارهای فرسوده و حرکت به سوی حکمرانی مبتنی بر کرامت، عدالت و عقلانیت را پرورانده است
. ما همگام با جامعه، چشمانتظار طلوع نظمی هستیم که در آن، حقوق بشر و جان انسانها فراتر از هر مصلحت سیاسی شمرده شود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
جامعه جراحان ایران در بیانیه رسمی هرگونه تعدی به ارائه دهندگان خدمات پزشکی و برهم زدن امنیت مراکز درمانی و نیز تهدید یا محدودسازی فعالیت کادر درمان و ایجاد اختلال در کارکرد بیمارستان ها را محکوم کردند و اعلام کردند، هر گونه تعدی به روند درمان و فضاهای درمانی را تعدی به حق اساسی زیستن انسانها تلقی میکنند
متن کامل بیانیه جامعه جراحان ایران:
جامعه جراحان ایران، ضمن ابراز تأسف و تأثر از آنچه که در دی ماه ۱۴۰۴ در صحنه اجتماعی میهن عزیز رخ نمود با تأکید بر اصل بی طرفی در عرصه پزشکی، اعلام می دارد که ساحت جامعه پزشکی، فارغ از هرگونه تبعیض، وابستگی و پیش داوری، در هر موقعیتی به پاس داشت جان انسان های نیازمند و ارائه خدمات درمانی بطور کامل پایبند است.
هرگونه تعدی به ارائه دهندگان خدمات پزشکی و برهم زدن امنیت مراکز درمانی و نیز تهدید یا محدودسازی فعالیت کادر درمان و ایجاد اختلال در کارکرد بیمارستان ها و آمبولانس ها از جانب هر کس و به هر دلیل و به هر شکلی که باشد مردود است. اینگونه رفتارها، با مسلمات اخلاقی و موازین انسانی در تضاد است و در نهایت خطری برای امنیت عمومی جامعه بهشمار می آیند.
جامعه جراحان ایران، تعدی به تعدادی از ارائه دهندگان خدمات سلامت در محیط های درمانی و در حین ارائه خدمت به بیماران در جریان رویدادهای دی ماه را به شدت محکوم می کند و آن را مغایر با تمامی اصول انسانی و اخلاقی می داند. این در حالی است که براساس تمامی موازین و معیارها، کادر درمان، مراکز درمانی و ابزارهای امدادی باید در همه حالات از ایمنی کامل برخوردار باشند. هرگونه انحراف از این اصول، نقض تعهدات مسلم انسانی و اجتماعی تلقی میشود.
جامعه پزشکی نباید در معرض انتقام جویی اجتماعی قرار بگیرد. هر تعدی به روند درمان و فضاهای درمانی، در حقیقت، تعدی به حق اساسی زیستن انسانهاست؛ لذا جامعه جراحان ایران، بر اهمیت احترام عملی به بی طرفی پزشکی، تضمین امنیت مراکز درمانی و پرهیز از هرگونه خشونت علیه جان انسان ها تأکید می ورزد. همچنین جامعه جراحان ایران، با قدردانی عمیق از جامعه پزشکی، از تلاش های پزشکان، پرستاران و کادر درمان در مداوای همه دردمندان و مصدومان رویداد دی ماه صمیمانه سپاسگزار است.
این بزرگواران با تعهد انسانی خود، بدون تمایز، به یاری هم وطنان شتافتند و جان های بسیاری را نجات دادند و در آن لحظات بحرانی و غمبار، همچون همه ی بحرانهای قبل از آن در صحنه خدمترسانی به هم میهنان عزیز حاضر بودند و کمال مسئولیت پذیری اجتماعی را به نمایش گذاشتند.
جامعه جراحان ایران
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
متن کامل بیانیه جامعه جراحان ایران:
جامعه جراحان ایران، ضمن ابراز تأسف و تأثر از آنچه که در دی ماه ۱۴۰۴ در صحنه اجتماعی میهن عزیز رخ نمود با تأکید بر اصل بی طرفی در عرصه پزشکی، اعلام می دارد که ساحت جامعه پزشکی، فارغ از هرگونه تبعیض، وابستگی و پیش داوری، در هر موقعیتی به پاس داشت جان انسان های نیازمند و ارائه خدمات درمانی بطور کامل پایبند است.
هرگونه تعدی به ارائه دهندگان خدمات پزشکی و برهم زدن امنیت مراکز درمانی و نیز تهدید یا محدودسازی فعالیت کادر درمان و ایجاد اختلال در کارکرد بیمارستان ها و آمبولانس ها از جانب هر کس و به هر دلیل و به هر شکلی که باشد مردود است. اینگونه رفتارها، با مسلمات اخلاقی و موازین انسانی در تضاد است و در نهایت خطری برای امنیت عمومی جامعه بهشمار می آیند.
جامعه جراحان ایران، تعدی به تعدادی از ارائه دهندگان خدمات سلامت در محیط های درمانی و در حین ارائه خدمت به بیماران در جریان رویدادهای دی ماه را به شدت محکوم می کند و آن را مغایر با تمامی اصول انسانی و اخلاقی می داند. این در حالی است که براساس تمامی موازین و معیارها، کادر درمان، مراکز درمانی و ابزارهای امدادی باید در همه حالات از ایمنی کامل برخوردار باشند. هرگونه انحراف از این اصول، نقض تعهدات مسلم انسانی و اجتماعی تلقی میشود.
جامعه پزشکی نباید در معرض انتقام جویی اجتماعی قرار بگیرد. هر تعدی به روند درمان و فضاهای درمانی، در حقیقت، تعدی به حق اساسی زیستن انسانهاست؛ لذا جامعه جراحان ایران، بر اهمیت احترام عملی به بی طرفی پزشکی، تضمین امنیت مراکز درمانی و پرهیز از هرگونه خشونت علیه جان انسان ها تأکید می ورزد. همچنین جامعه جراحان ایران، با قدردانی عمیق از جامعه پزشکی، از تلاش های پزشکان، پرستاران و کادر درمان در مداوای همه دردمندان و مصدومان رویداد دی ماه صمیمانه سپاسگزار است.
این بزرگواران با تعهد انسانی خود، بدون تمایز، به یاری هم وطنان شتافتند و جان های بسیاری را نجات دادند و در آن لحظات بحرانی و غمبار، همچون همه ی بحرانهای قبل از آن در صحنه خدمترسانی به هم میهنان عزیز حاضر بودند و کمال مسئولیت پذیری اجتماعی را به نمایش گذاشتند.
جامعه جراحان ایران
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه درباره کشتار و بازداشت کارگران معترض
پیرو بیانیههای پیشین سندیکای کارگران شرکت واحد در رابطه با قتلعام و سرکوب وحشیانه اعتراضات دیماه که در روزهای ۱۸ و ۱۹ به اوج خود رسید، و با توجه به هفتهها قطع اینترنت و محدودیتهای گسترده ارتباطی، بهتدریج اخبار مربوط به جانباختن صدها کارگر که در این اعتراضات شرکت داشتند در دسترس عموم قرار میگیرد. همچنین بنا به گزارشهای منتشرشده، بسیاری از کارگران عسلویه که قصد اعتصاب داشتند بهصورت جمعی بازداشت شده و در سولههای همان شرکت در بازداشت نگهداری میشوند.
در این روزها، خیابانهای کشور شاهد صحنههایی بود که هیچ انسانی هرگز فراموش نخواهد کرد: در میان هزاران نوجوان و جوان معترض جانباخته، صدها کارگر نیز که برای نان، برای زندهماندن و برای رهایی از فقر، تحقیر و خفقان به خیابان آمده بودند، با گلوله پاسخ گرفتند. کارگرانی که سالها بار اقتصاد این کشور را بر دوش کشیدهاند؛ کارگرانی که در کارخانهها و کارگاهها و بیابانها، از گرمای عسلویه در جنوب تا سرمای استخوانسوز مناطق سردسیر، در تاریکی معادن، در میدانهای میوه و ترهبار، و در جادهها، بیمارستانها و مدارس در سختترین شرایط کار کردهاند، امروز یا زیر خاکاند یا محبوس در بازداشتگاههایی که حتی نام و نشانشان اعلام نمیشود.
کارگری که برای نان فریاد میزند، کارگری که از فقر به ستوه آمده و حقش را میخواهد، نه مجرم است و نه تهدید. هیچ جامعهای با گلوله بر دهان کارگران و جوانان به آرامش و ثبات نرسیده است؛ خشونت تنها صدای اعتراض را بلندتر کرده است. این کشتار جمعی، که هنوز ابعاد هولناک آن بهطور کامل روشن نشده است، زخمی است بر پیکر تمام طبقه کارگر؛ طبقهای که در تمام دهههای گذشته، با وجود سرکوب بیامان، پرچم عدالتخواهی و آزادگی را زمین نگذاشته است.
در برابر این وضعیت دردناک و سرکوب گستردهای که کارگران و مردم معترض با آن روبهرو شدهاند، سندیکای کارگران شرکت واحد بار دیگر اعلام میکند:
• کشتار کارگران و معترضان، جنایتی نابخشودنی است که هیچگونه توجیهی ندارد.
• بازداشت کارگران، تلاشی آشکار برای خاموشکردن صدای گرسنگی و اعتراض است.
• مسئولیت جان تکتک بازداشتشدگان بر عهده نهادهایی است که آنان را بیخبر از خانوادهها ربوده و در بازداشت نگه داشتهاند.
• خانوادههای بازداشتشدگان حق دارند از وضعیت عزیزان خود آگاه شوند و هیچ نهادی حق پنهانکاری در این زمینه را ندارد.
• باید فهرست اسامی جانباختگان و بازداشتشدگان بهطور شفاف اعلام و وضعیت آنان مشخص شود.
• کارگران و دیگر معترضان بازداشتشده در سراسر کشور باید فوراً و بدون هیچ قید و شرطی آزاد شوند.
سندیکای کارگران شرکت واحد، همصدا با مردم بهستوهآمده، خواهان شفافیت کامل درباره وضعیت تمامی بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، دسترسی خانوادهها به آنان، و پایان فوری سرکوب و خشونت علیه کارگران و مردم معترض است.
زندانی سیاسی آزاد باید گردد.
آمران و عاملان این جنایات باید در دادگاههای عادلانه و علنی محاکمه شوند.
عدالت و آزادی و برابری حق مردم ایران است.
چاره کارگران و زحمتکشان وحدت و تشکیلات است!
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۲۰ بهمن ۱۴۰۴
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
پیرو بیانیههای پیشین سندیکای کارگران شرکت واحد در رابطه با قتلعام و سرکوب وحشیانه اعتراضات دیماه که در روزهای ۱۸ و ۱۹ به اوج خود رسید، و با توجه به هفتهها قطع اینترنت و محدودیتهای گسترده ارتباطی، بهتدریج اخبار مربوط به جانباختن صدها کارگر که در این اعتراضات شرکت داشتند در دسترس عموم قرار میگیرد. همچنین بنا به گزارشهای منتشرشده، بسیاری از کارگران عسلویه که قصد اعتصاب داشتند بهصورت جمعی بازداشت شده و در سولههای همان شرکت در بازداشت نگهداری میشوند.
در این روزها، خیابانهای کشور شاهد صحنههایی بود که هیچ انسانی هرگز فراموش نخواهد کرد: در میان هزاران نوجوان و جوان معترض جانباخته، صدها کارگر نیز که برای نان، برای زندهماندن و برای رهایی از فقر، تحقیر و خفقان به خیابان آمده بودند، با گلوله پاسخ گرفتند. کارگرانی که سالها بار اقتصاد این کشور را بر دوش کشیدهاند؛ کارگرانی که در کارخانهها و کارگاهها و بیابانها، از گرمای عسلویه در جنوب تا سرمای استخوانسوز مناطق سردسیر، در تاریکی معادن، در میدانهای میوه و ترهبار، و در جادهها، بیمارستانها و مدارس در سختترین شرایط کار کردهاند، امروز یا زیر خاکاند یا محبوس در بازداشتگاههایی که حتی نام و نشانشان اعلام نمیشود.
کارگری که برای نان فریاد میزند، کارگری که از فقر به ستوه آمده و حقش را میخواهد، نه مجرم است و نه تهدید. هیچ جامعهای با گلوله بر دهان کارگران و جوانان به آرامش و ثبات نرسیده است؛ خشونت تنها صدای اعتراض را بلندتر کرده است. این کشتار جمعی، که هنوز ابعاد هولناک آن بهطور کامل روشن نشده است، زخمی است بر پیکر تمام طبقه کارگر؛ طبقهای که در تمام دهههای گذشته، با وجود سرکوب بیامان، پرچم عدالتخواهی و آزادگی را زمین نگذاشته است.
در برابر این وضعیت دردناک و سرکوب گستردهای که کارگران و مردم معترض با آن روبهرو شدهاند، سندیکای کارگران شرکت واحد بار دیگر اعلام میکند:
• کشتار کارگران و معترضان، جنایتی نابخشودنی است که هیچگونه توجیهی ندارد.
• بازداشت کارگران، تلاشی آشکار برای خاموشکردن صدای گرسنگی و اعتراض است.
• مسئولیت جان تکتک بازداشتشدگان بر عهده نهادهایی است که آنان را بیخبر از خانوادهها ربوده و در بازداشت نگه داشتهاند.
• خانوادههای بازداشتشدگان حق دارند از وضعیت عزیزان خود آگاه شوند و هیچ نهادی حق پنهانکاری در این زمینه را ندارد.
• باید فهرست اسامی جانباختگان و بازداشتشدگان بهطور شفاف اعلام و وضعیت آنان مشخص شود.
• کارگران و دیگر معترضان بازداشتشده در سراسر کشور باید فوراً و بدون هیچ قید و شرطی آزاد شوند.
سندیکای کارگران شرکت واحد، همصدا با مردم بهستوهآمده، خواهان شفافیت کامل درباره وضعیت تمامی بازداشتشدگان اعتراضات دیماه، دسترسی خانوادهها به آنان، و پایان فوری سرکوب و خشونت علیه کارگران و مردم معترض است.
زندانی سیاسی آزاد باید گردد.
آمران و عاملان این جنایات باید در دادگاههای عادلانه و علنی محاکمه شوند.
عدالت و آزادی و برابری حق مردم ایران است.
چاره کارگران و زحمتکشان وحدت و تشکیلات است!
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۲۰ بهمن ۱۴۰۴
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت(ارکان ثالث)
اعتصاب کارگران ارکان ثالث و پیمانکاری پالایشگاه دهم پارس جنوبی در پنجمین روز، دوشنبه ۲۰ بهمن ماه ۱۴۰۴مقاومت و همبستگی کارگران نفت در زیر سایه شرایط امنیتی
همکاران در پالایشگاه دهم مجتمع گاز پارس جنوبی برای پنجمین روز متوالی در اعتراض به شرایط رفاهی، پرداختهای ناقص و فشار کاری، دست به اعتصاب زدند.
طیق گزارش همکاران افزایش تراکم جمعیتی در خوابگاههای کارگری و عدم رعایت حریم خصوصی باعث شده فشار روانی و جسمی بر آنها افزایش یابد.
همچنین افزایش سرسامآور نرخ اجارهبها در شهرهای میزبان صنعت نفت مانند جم، کنگان و عسلویه، امکان سکونت مستقل را برای بسیاری از کارگران از بین برده است.
به گفته همکاران عدم پرداخت هزینه قطع امکانات خوابگاهی و نقایص جدی در پرداخت اضافهکارها از دیگر دلایل اصلی اعتصاب است.
کارگران اعتصابی اعلام کردهاند که برخلاف انتظار برای دریافت پاسخ نسبت به خواسته هایشان با برخوردهای تهدیدآمیز از سوی حراست پالایشگاه و مدیران ناظر بر اجرای پیمان مواجه شدهاند.
مدیریت ناظر بر اجرای پیمان، مسبب اصلی چپاول پیمانکار و عامل تمامی زد و بندها به جای آنکه پاسخگوی مشکلات کارگران باشد تهدید کردهاست که در صورت ادامه اعتصاب، کسورات اضافهکار اعمال شده و محدودیتهای بیشتری بر کارگران تحمیل خواهد شد.
⚙️ شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت(ارکان ثالث) ضمن حمایت از اعتصاب همکاران در پالایشگاه دهم پارس جنوبی و اعتراضات دیگر بخشهای نفت، اعلام میدارد در همبستگی با تمامی کارگران نفت، اینگونه زورگویی ها را از عوامل مزدور و چپاولگر نفت افشا نموده در روز مناسب آنها را پاسخگو خواهیم نمود.
ما کارگران نفت در پاسخ به اینگونه فشارهای مدیران نفت و سرکوبگریها قطعا با همبستگی بیشتری به اعتراضات باز خواهیم گشت.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
اعتصاب کارگران ارکان ثالث و پیمانکاری پالایشگاه دهم پارس جنوبی در پنجمین روز، دوشنبه ۲۰ بهمن ماه ۱۴۰۴مقاومت و همبستگی کارگران نفت در زیر سایه شرایط امنیتی
همکاران در پالایشگاه دهم مجتمع گاز پارس جنوبی برای پنجمین روز متوالی در اعتراض به شرایط رفاهی، پرداختهای ناقص و فشار کاری، دست به اعتصاب زدند.
طیق گزارش همکاران افزایش تراکم جمعیتی در خوابگاههای کارگری و عدم رعایت حریم خصوصی باعث شده فشار روانی و جسمی بر آنها افزایش یابد.
همچنین افزایش سرسامآور نرخ اجارهبها در شهرهای میزبان صنعت نفت مانند جم، کنگان و عسلویه، امکان سکونت مستقل را برای بسیاری از کارگران از بین برده است.
به گفته همکاران عدم پرداخت هزینه قطع امکانات خوابگاهی و نقایص جدی در پرداخت اضافهکارها از دیگر دلایل اصلی اعتصاب است.
کارگران اعتصابی اعلام کردهاند که برخلاف انتظار برای دریافت پاسخ نسبت به خواسته هایشان با برخوردهای تهدیدآمیز از سوی حراست پالایشگاه و مدیران ناظر بر اجرای پیمان مواجه شدهاند.
مدیریت ناظر بر اجرای پیمان، مسبب اصلی چپاول پیمانکار و عامل تمامی زد و بندها به جای آنکه پاسخگوی مشکلات کارگران باشد تهدید کردهاست که در صورت ادامه اعتصاب، کسورات اضافهکار اعمال شده و محدودیتهای بیشتری بر کارگران تحمیل خواهد شد.
⚙️ شورای سازماندهی اعتراضات کارگران غیر رسمی نفت(ارکان ثالث) ضمن حمایت از اعتصاب همکاران در پالایشگاه دهم پارس جنوبی و اعتراضات دیگر بخشهای نفت، اعلام میدارد در همبستگی با تمامی کارگران نفت، اینگونه زورگویی ها را از عوامل مزدور و چپاولگر نفت افشا نموده در روز مناسب آنها را پاسخگو خواهیم نمود.
ما کارگران نفت در پاسخ به اینگونه فشارهای مدیران نفت و سرکوبگریها قطعا با همبستگی بیشتری به اعتراضات باز خواهیم گشت.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
یا رب تو زمانه را دلیلی بفرست
نمرودان را پشه چو پیلی بفرست
فرعونصفتان همه زبردست شدند
موسی و عصا و رود نیلی بفرست
«ابوسعید ابوالخیر»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
نمرودان را پشه چو پیلی بفرست
فرعونصفتان همه زبردست شدند
موسی و عصا و رود نیلی بفرست
«ابوسعید ابوالخیر»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
پدران مقدس؛ میدانید، شما خون مردم را میمکید!
🖌 فئودور داستایوفسکی
📕 برادران کارامازوف
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
🖌 فئودور داستایوفسکی
📕 برادران کارامازوف
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
هنری که خود را "بیطرف" میخواند،
سرانجام به اهریمن کمک میکند.
«بزرگ علوی»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
سرانجام به اهریمن کمک میکند.
«بزرگ علوی»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
رقص اندوه در آیینهای سوگواری
خوانشی انسانشناختی، تاریخی و روانفرهنگی با تمرکز بر ایران معاصر
این روزها در ایران شاهد شکلگیری الگوهای نوینی از سوگواری جمعی بودهایم که در آن، بدنِ سوگوار از طریق حرکت، رقص، کوبش و کنشهای ریتمیک، اندوه و خشم خود را در مراسم تدفین و یادبود بیان میکند. این پدیده نه امری نوظهور یا بیسابقه، بلکه بازگشتی غریزی و تاریخی به کهنترین اشکال بیان سوگ در شرایط انسداد زبانی، سیاسی و آیینی است، انجا که زبان از سوگ بازمیماند.
سوگ، یکی از بنیادیترین تجربههای انسانی است؛ اما تاریخ نشان میدهد که همیشه امکان بیان آزادانهی آن وجود نداشته است. در شرایطی که سوگ سرکوب میشود، رسمیسازی میگردد یا از معنا تهی میشود، بدن بهعنوان نخستین و کهنترین رسانهی انسانی وارد عمل میشود.
آنچه امروز در ایران بهصورت «رقص خشم» یا «رقص اندوه» در تشییع و خاکسپاریها دیده میشود، پاسخی بدنی به سوگی است که ناگهانی است، جمعی است، ناعادلانه است و امکان سوگواری امن و رسمی برای آن وجود ندارد.
بدن بهمثابه رسانهی سوگ در انسانشناسی، صرفاً حامل احساسات نیست، بلکه تولیدکنندهی معناست.
مارسل موس و ویکتور ترنر نشان دادهاند که آیینها، بهویژه آیینهای گذار (مانند مرگ)، زمانی که ساختارهای رسمی فرو میریزند، به رفتارهای بدنی شدید، تکرارشونده و گاه آشوبناک متوسل میشوند.
● رقص در سوگ:
تخلیهی هیجان و نظمبخشی به آشوب درونیست و تلاشی برای بازگرداندن معنا به مرگیست که بی معنا انگاشته میشود.
▪️پیشینههای تاریخی و فرهنگی:
ایران باستان و آیین سوگ سیاوش:
آیین «سوگ سیاوش» یکی از بارزترین نمونههای سوگ آیینی در فرهنگ ایرانی است. در این آیین، حرکتهای جمعی، ناله، فریاد و چرخش و بازنمایی بدنِ زخمی و معترض، نقش محوری داشتهاند.
سیاوش، نماد مرگِ ناحق است؛ و همین ویژگی، این آیین را به سوگهای امروز ایران پیوند میزند.
● یونان باستان:
در یونان باستان، سوگواری بهویژه توسط زنان، شامل حرکات ریتمیک، کوبیدن بدن
و کنشهای تکرارشوندهی جمعی بود. این رفتارها در متون کلاسیک، نه بهعنوان «اغراق»، بلکه بهعنوان ضرورت روانی–اجتماعی سوگ توصیف شدهاند.
● فرهنگهای آفریقایی:
در بسیاری از جوامع آفریقایی (یوروبا، آشانتی، دگون)، تشییع جنازه با رقص همراه است و نوع رقص بسته به «علت مرگ» تغییر میکند.
مرگ ناعادلانه یا خشونتبار، رقصهای خشنتر و پرتنشتری تولید میکند.
رقص، در این فرهنگها، اعتراض به مرگ و همزمان همراهی با روح متوفی است.
● آیینهای شیعی و حرکتهای ریتمیک:
سینهزنی، زنجیرزنی و حرکتهای هماهنگ جمعی در آیینهای عاشورایی، در لایههای عمیقتر خود، نوعی رقص سوگ کنترلشده محسوب می شود.
اما هنگامی که این فرمها دیگر پاسخگوی شدت اندوه نیستند، بدن فرمهای بداهه و نو خلق میکند.
● رقصهای سوگ معاصر در ایران واجد ویژگیهای زیرند:
خودجوش و غیرنهادی هستند.
فاقد متن رسمی یا رهبری آیینیاند.
ترکیبی از اندوه، خشم، اعتراض و عشق هستند.
این رقصها را میتوان نوعی کنش مقاومتی بدن دانست؛ بدنی که اجازهی فریاد ندارد، اجازهی سوگواری آزاد ندارد، اما هنوز زنده است.
● تحلیل روانفرهنگی:
از منظر روانکاوی، سوگِ سرکوبشده به اشکال بدنی بازمیگردد.
فروید سوگ ناتمام را منبع ملانکولی میداند؛ اما در سطح جمعی، این سوگ میتواند به خشم بدنی، حرکتهای انفجاری و کنشهای آیینی نوظهور
تبدیل شود.
رقص در این معنا، نه نشانهی سلامت کامل، و نه نشانهی بیماری؛ بلکه تلاش بدن برای زنده ماندن روان است.
رقص خشم و رقص اندوه در ایران امروز،
بدعت نیست، بیریشه نیست.
و صرفاً واکنش احساسی لحظهای نیست، بلکه بازگشت انسان به کهنترین زبان خود است:
زبان بدن، وقتی زبان گفتار شکست خورده است.
این رقصها تاریخاند. سوگی که فراموش نمیشود.
گردآوری: خانم فرحناز شمشادی
روانشناس و مشاور، نویسنده و شاعر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
رقص اندوه در آیینهای سوگواری
خوانشی انسانشناختی، تاریخی و روانفرهنگی با تمرکز بر ایران معاصر
این روزها در ایران شاهد شکلگیری الگوهای نوینی از سوگواری جمعی بودهایم که در آن، بدنِ سوگوار از طریق حرکت، رقص، کوبش و کنشهای ریتمیک، اندوه و خشم خود را در مراسم تدفین و یادبود بیان میکند. این پدیده نه امری نوظهور یا بیسابقه، بلکه بازگشتی غریزی و تاریخی به کهنترین اشکال بیان سوگ در شرایط انسداد زبانی، سیاسی و آیینی است، انجا که زبان از سوگ بازمیماند.
سوگ، یکی از بنیادیترین تجربههای انسانی است؛ اما تاریخ نشان میدهد که همیشه امکان بیان آزادانهی آن وجود نداشته است. در شرایطی که سوگ سرکوب میشود، رسمیسازی میگردد یا از معنا تهی میشود، بدن بهعنوان نخستین و کهنترین رسانهی انسانی وارد عمل میشود.
آنچه امروز در ایران بهصورت «رقص خشم» یا «رقص اندوه» در تشییع و خاکسپاریها دیده میشود، پاسخی بدنی به سوگی است که ناگهانی است، جمعی است، ناعادلانه است و امکان سوگواری امن و رسمی برای آن وجود ندارد.
بدن بهمثابه رسانهی سوگ در انسانشناسی، صرفاً حامل احساسات نیست، بلکه تولیدکنندهی معناست.
مارسل موس و ویکتور ترنر نشان دادهاند که آیینها، بهویژه آیینهای گذار (مانند مرگ)، زمانی که ساختارهای رسمی فرو میریزند، به رفتارهای بدنی شدید، تکرارشونده و گاه آشوبناک متوسل میشوند.
● رقص در سوگ:
تخلیهی هیجان و نظمبخشی به آشوب درونیست و تلاشی برای بازگرداندن معنا به مرگیست که بی معنا انگاشته میشود.
▪️پیشینههای تاریخی و فرهنگی:
ایران باستان و آیین سوگ سیاوش:
آیین «سوگ سیاوش» یکی از بارزترین نمونههای سوگ آیینی در فرهنگ ایرانی است. در این آیین، حرکتهای جمعی، ناله، فریاد و چرخش و بازنمایی بدنِ زخمی و معترض، نقش محوری داشتهاند.
سیاوش، نماد مرگِ ناحق است؛ و همین ویژگی، این آیین را به سوگهای امروز ایران پیوند میزند.
● یونان باستان:
در یونان باستان، سوگواری بهویژه توسط زنان، شامل حرکات ریتمیک، کوبیدن بدن
و کنشهای تکرارشوندهی جمعی بود. این رفتارها در متون کلاسیک، نه بهعنوان «اغراق»، بلکه بهعنوان ضرورت روانی–اجتماعی سوگ توصیف شدهاند.
● فرهنگهای آفریقایی:
در بسیاری از جوامع آفریقایی (یوروبا، آشانتی، دگون)، تشییع جنازه با رقص همراه است و نوع رقص بسته به «علت مرگ» تغییر میکند.
مرگ ناعادلانه یا خشونتبار، رقصهای خشنتر و پرتنشتری تولید میکند.
رقص، در این فرهنگها، اعتراض به مرگ و همزمان همراهی با روح متوفی است.
● آیینهای شیعی و حرکتهای ریتمیک:
سینهزنی، زنجیرزنی و حرکتهای هماهنگ جمعی در آیینهای عاشورایی، در لایههای عمیقتر خود، نوعی رقص سوگ کنترلشده محسوب می شود.
اما هنگامی که این فرمها دیگر پاسخگوی شدت اندوه نیستند، بدن فرمهای بداهه و نو خلق میکند.
● رقصهای سوگ معاصر در ایران واجد ویژگیهای زیرند:
خودجوش و غیرنهادی هستند.
فاقد متن رسمی یا رهبری آیینیاند.
ترکیبی از اندوه، خشم، اعتراض و عشق هستند.
این رقصها را میتوان نوعی کنش مقاومتی بدن دانست؛ بدنی که اجازهی فریاد ندارد، اجازهی سوگواری آزاد ندارد، اما هنوز زنده است.
● تحلیل روانفرهنگی:
از منظر روانکاوی، سوگِ سرکوبشده به اشکال بدنی بازمیگردد.
فروید سوگ ناتمام را منبع ملانکولی میداند؛ اما در سطح جمعی، این سوگ میتواند به خشم بدنی، حرکتهای انفجاری و کنشهای آیینی نوظهور
تبدیل شود.
رقص در این معنا، نه نشانهی سلامت کامل، و نه نشانهی بیماری؛ بلکه تلاش بدن برای زنده ماندن روان است.
رقص خشم و رقص اندوه در ایران امروز،
بدعت نیست، بیریشه نیست.
و صرفاً واکنش احساسی لحظهای نیست، بلکه بازگشت انسان به کهنترین زبان خود است:
زبان بدن، وقتی زبان گفتار شکست خورده است.
این رقصها تاریخاند. سوگی که فراموش نمیشود.
گردآوری: خانم فرحناز شمشادی
روانشناس و مشاور، نویسنده و شاعر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
@SonnatiMusic - Dela Didi
🎼 سپیده
خواننده: محمدرضا شجریان
آهنگساز: محمدرضا لطفی
شعر: از ﺳﺎﯾﻪ
ﺩﻻ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺍﺯ ﺷﺐ ﺳﺮﺩ
ﭼﻮ ﺁﺗﺶ ﺳﺮ ﺯ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ
ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮔﻠﺮﻧﮓ ﻭ ﮔﻠﮕﻮﻥ
ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺷﺖ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﮔﺸﺖ ﺍﺯﯾﻦ ﺧﻮﻥ
ﻧﮕﺮ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺷﺐ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﺳﺤﺮ ﮐﺮﺩ
ﭼﻪ ﺧﻨﺠﺮﻫﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ دلها ﮔﺬﺭ ﮐﺮﺩ
ﺯ ﻫﺮ ﺧﻮﻥ ﺩﻟﯽ ﺳﺮﻭﯼ ﻗﺪ ﺍﻓﺮﺍﺷﺖ
ﺯ ﻫﺮ ﺳﺮﻭﯼ ﺗﺬﺭﻭﯼ ﻧﻐﻤﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ
ﺻﺪﺍﯼ ﺧﻮﻥ ﺩﺭ ﺁﻭﺍﺯ ﺗﺬﺭﻭ ﺍﺳﺖ
ﺩﻻ ﺍﯾﻦ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺧﻮﻥ ﺳﺮﻭ ﺍﺳﺖ
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خواننده: محمدرضا شجریان
آهنگساز: محمدرضا لطفی
شعر: از ﺳﺎﯾﻪ
ﺩﻻ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺍﺯ ﺷﺐ ﺳﺮﺩ
ﭼﻮ ﺁﺗﺶ ﺳﺮ ﺯ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩ
ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﮔﻠﺮﻧﮓ ﻭ ﮔﻠﮕﻮﻥ
ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺷﺖ ﺷﻘﺎﯾﻖ ﮔﺸﺖ ﺍﺯﯾﻦ ﺧﻮﻥ
ﻧﮕﺮ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺷﺐ ﺧﻮﻧﯿﻦ ﺳﺤﺮ ﮐﺮﺩ
ﭼﻪ ﺧﻨﺠﺮﻫﺎ ﮐﻪ ﺍﺯ دلها ﮔﺬﺭ ﮐﺮﺩ
ﺯ ﻫﺮ ﺧﻮﻥ ﺩﻟﯽ ﺳﺮﻭﯼ ﻗﺪ ﺍﻓﺮﺍﺷﺖ
ﺯ ﻫﺮ ﺳﺮﻭﯼ ﺗﺬﺭﻭﯼ ﻧﻐﻤﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ
ﺻﺪﺍﯼ ﺧﻮﻥ ﺩﺭ ﺁﻭﺍﺯ ﺗﺬﺭﻭ ﺍﺳﺖ
ﺩﻻ ﺍﯾﻦ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺧﻮﻥ ﺳﺮﻭ ﺍﺳﺖ
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
سعیده منتظری، دختر آیتالله حسینعلی منتظری، نوشت:
«شرمسارم اگر در گذشته احیانا قدمی در جهت تایید ج اسلامی، این حکومت مستبد، برداشتهام. نزدیک به چهل روز است که سایه مرگ بر سر شهرها و روستاهای ایران و در هر کوی و برزن گسترده شده است.»
سعیده منتظری اعلام کرد: «در پی کشتار بزرگی که در ۱۸ و ۱۹ دیماه بر مردم روا داشته شد و منجر به جان باختن چند هزار تن از هموطنانم و نیز مجروح شدن بسیاری شد، بهتزدهام و البته شرمسار.»
او تاکید کرد: «بهتزده از اینکه مگر میشود انسان تا این اندازه درندهخو شود که علیرغم این ادعا که «در عوض در ایران امنیت داریم»، برای دو روز حکومت بیشتر، اینچنین مردم را به خاک و خون بکشد؟!»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
«شرمسارم اگر در گذشته احیانا قدمی در جهت تایید ج اسلامی، این حکومت مستبد، برداشتهام. نزدیک به چهل روز است که سایه مرگ بر سر شهرها و روستاهای ایران و در هر کوی و برزن گسترده شده است.»
سعیده منتظری اعلام کرد: «در پی کشتار بزرگی که در ۱۸ و ۱۹ دیماه بر مردم روا داشته شد و منجر به جان باختن چند هزار تن از هموطنانم و نیز مجروح شدن بسیاری شد، بهتزدهام و البته شرمسار.»
او تاکید کرد: «بهتزده از اینکه مگر میشود انسان تا این اندازه درندهخو شود که علیرغم این ادعا که «در عوض در ایران امنیت داریم»، برای دو روز حکومت بیشتر، اینچنین مردم را به خاک و خون بکشد؟!»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراقب غول درونمان باشیم
پاتریک اسمیت انیماتور درباره این اثر خود نوشته است:
این سخن به نقل قولی از آملیا روسلی شاعر ایتالیایی، شباهت بسیار دارد:
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
پاتریک اسمیت انیماتور درباره این اثر خود نوشته است:
در همه ما یک غول وجود دارد. نحوه انتخاب ما برای کنترل آن، تعیین میکند که ما به چه کسی تبدیل میشویم.
این سخن به نقل قولی از آملیا روسلی شاعر ایتالیایی، شباهت بسیار دارد:
بیست روز وقت دارم برای برپاساختن یک انقلاب، بیست روز دیگر وقت دارم تا خود واقعیام را بازشناسم.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing