ششم دیماه ۱۳۹۶، روزی بود که ویدا موحد، که بعدها به دختر خیابان انقلاب معروف شد، از یک سکو بالا رفت و شالش را عنوان نمادی از سیطرهی ایدئولوژیک نظام و سرکوب زنان، به چوبی بست و تکان داد.
از آن پس جنبش زنان در مبارزه با انواع تبعیض جانی تازه گرفت. این حرکت که در پی فعالیتهایی چون چهارشنبههای سفید شکل گرفته بود، زنان بسیاری را به حقوق خود آگاهتر کرد و به آنها شهامت و جسارت بیشتری برای ابراز خواستههای خود بخشید.
نهم دی ۹۶، سه روز پس از اقدام ویدا موحد، دختر دیگری به نام نرگس حسینی در همان نقطه به روی سکو رفت و پس از آن شمار دیگری از دختران ایرانی دست به این اقدام زدند و حدود یک ماه بعد نیروی انتظامی تهران اعلام کرد ۲۹ نفر را در این رابطه بازداشت کرده است.
به هر روی حقیقت آنست که راهی را که ویدا آغاز کرد همچنان توسط زنان ایران زمین ادامه دارد و این مبارزه برای احقاق خود علیه تبعیض و حجاب اجباری ادامه دارد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
از آن پس جنبش زنان در مبارزه با انواع تبعیض جانی تازه گرفت. این حرکت که در پی فعالیتهایی چون چهارشنبههای سفید شکل گرفته بود، زنان بسیاری را به حقوق خود آگاهتر کرد و به آنها شهامت و جسارت بیشتری برای ابراز خواستههای خود بخشید.
نهم دی ۹۶، سه روز پس از اقدام ویدا موحد، دختر دیگری به نام نرگس حسینی در همان نقطه به روی سکو رفت و پس از آن شمار دیگری از دختران ایرانی دست به این اقدام زدند و حدود یک ماه بعد نیروی انتظامی تهران اعلام کرد ۲۹ نفر را در این رابطه بازداشت کرده است.
به هر روی حقیقت آنست که راهی را که ویدا آغاز کرد همچنان توسط زنان ایران زمین ادامه دارد و این مبارزه برای احقاق خود علیه تبعیض و حجاب اجباری ادامه دارد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بهرام بیضایی، نویسنده، پژوهشگر و کارگردان سرشناس تئاتر و سینما، در ۸۷ سالگی درگذشت
مژده شمسایی، همسر او، با انتشار تصویری از بیضایی و شعری، خبر درگذشت این هنرمند را اعلام کرد.
شمسایی در یادداشتی نوشت:
«زمین زیر پایم سست است وقتی او بر آن راه نمیرود. هوا برایم تنگ است وقتی او در کنارم نفس نمیکشد.»
بیضایی از تاثیرگذارترین نویسندگان و پژوهشگران حوزه ادبیات نمایشی به شمار میرفت و آثار او جایگاهی برجسته در تاریخ تئاتر و سینمای ایران دارد.
او کارگردانی فیلمها و نمایشهای مطرحی چون «مرگ یزدگرد»، «غریبه و مه» و «باشو غریبه کوچک» را در کارنامه داشت و با نگاه پژوهشمحور و اسطورهشناسانه خود، بر چندین نسل از هنرمندان تاثیر گذاشت.
بیضایی در شهریور سال ۱۳۸۹ از ادامه کار در ایران ناامید شد و به دعوت عباس میلانی، مورخ و ایرانشناس و مدیر برنامه مطالعات ایرانی در دانشگاه استنفورد، به آمریکا رفت و فعالیتهای آموزشی و نمایشی خود را در این دانشگاه ادامه داد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
مژده شمسایی، همسر او، با انتشار تصویری از بیضایی و شعری، خبر درگذشت این هنرمند را اعلام کرد.
شمسایی در یادداشتی نوشت:
«زمین زیر پایم سست است وقتی او بر آن راه نمیرود. هوا برایم تنگ است وقتی او در کنارم نفس نمیکشد.»
بیضایی از تاثیرگذارترین نویسندگان و پژوهشگران حوزه ادبیات نمایشی به شمار میرفت و آثار او جایگاهی برجسته در تاریخ تئاتر و سینمای ایران دارد.
او کارگردانی فیلمها و نمایشهای مطرحی چون «مرگ یزدگرد»، «غریبه و مه» و «باشو غریبه کوچک» را در کارنامه داشت و با نگاه پژوهشمحور و اسطورهشناسانه خود، بر چندین نسل از هنرمندان تاثیر گذاشت.
بیضایی در شهریور سال ۱۳۸۹ از ادامه کار در ایران ناامید شد و به دعوت عباس میلانی، مورخ و ایرانشناس و مدیر برنامه مطالعات ایرانی در دانشگاه استنفورد، به آمریکا رفت و فعالیتهای آموزشی و نمایشی خود را در این دانشگاه ادامه داد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
وابستگی ذهنی به قدرت
بالاخره ما خرِ کی باشیم؟
سالها پیش، در یکی از کلاسهای دانشگاه، دانشجویان مدام از استادشان میپرسیدند:
استاد، شما اصلاحطلبی یا اصولگرا؟
دل در گرو نظام داری یا از نظام سابق دفاع میکنی؟
استاد هیچوقت پاسخ نمیداد. تا اینکه در آخرین جلسه ترم، وقتی پرسشها تکرار شد، لبخندی زد و گفت:
«در رو ببندید... میخواهم براتون یه قصه بگم.»
و چنین گفت:
روزی روزگاری، یک گورخر از سمت دشت آمد کنار رودخانه تا آب بخورد. در همان لحظه، خری از سمت دیگر رودخانه آمد و او هم سر در آب کرد. چشم در چشم شدند، سلام و احوالپرسی کردند.
گورخر از خر پرسید:
ـ پسرعمو، چرا اینقدر رنجوری؟
این زخمها، این آثار شلاق بر کمرت از چیست؟
خر آهی کشید و گفت:
از دست آدمیزاد! بار بر دوش ما میگذارد، کتکمان میزند، غذای درست نمیدهد... اما چارهای نداریم. عمرمان با اطاعت گره خورده.
گورخر گفت:
ـ چرا میمانی؟ بزن به دل آب، بیا سمت دشت. آزادی آنجاست؛ نه پالان هست، نه افسار، نه صاحب.
خر گفت:
ـ من تنها نیستم، خانواده دارم، فامیل دارم، قوم و قبیله دارم.
گورخر گفت:
ـ همهتان بیایید، جا برای همه هست. فردا همینجا قرارمان.
فردا رسید. گورخر از آنسوی آب منتظر بود. خرها آمدند، اما هنوز لب آب ایستاده بودند. گورخر فریاد زد:
بیایید! اینجا آزادی است!
اما خرها پچپچ میکردند. بالاخره یکی از خرهای ریشسفید جلو آمد و گفت:
ـ پسرعمو، فرض کنیم همهی حرفهایت درست باشد... ما آمدیم آن طرف، خرِ کی باشیم؟!
استاد در پایان گفت:
«ما ملت، سالهاست منتظریم کسی بیاید که برایش خر باشیم - نه اینکه بفهمیم اصلاً چرا باید خر کسی باشیم!»
همهی کلاس در سکوت فرو رفت.
کسی جرأت نکرد چیزی بگوید.
حالا بیایید بپرسیم:
ما بالاخره خرِ کی باشیم؟
این پرسش، به ظاهر طنزآمیز، اما ریشه در عمیقترین بحرانهای اجتماعی ما دارد:
وابستگی ذهنی به قدرت.
چه در دل نظام ج اسلامی، چه در میان اپوزیسیون، چه در گروههای بهظاهر آزادیخواه، چه در بین طرفداران پادشاهی، اغلب همان ذهنیت وجود دارد:
«به کدام اردوگاه بپیوندیم؟
زیر پرچم چه کسی برویم؟»
ما هنوز سیستم فکری مستقل نداریم.
تفکر سیستمی (شورایی) یعنی فهمیدن جایگاه خود، روابط خود و مسئولیت خود در کل ساختار جامعه.
اما ما هنوز درگیر الگوی قبیلهای هستیم؛ همان الگویی که میگوید:
اگر قرار است تغییری باشد، باید کسی بیاید و ما خر او باشیم.
از «خر بودن» تا «خِرَد ورزیدن»
تفکر سیستمی راه دیگری پیش مینهد:
در این نگرش، هر فرد بخشی از یک کل هوشمند است. هیچکس «صاحب» دیگری نیست، بلکه همه «عاملان مشترک یک هدف ملی»اند.
در چنین مدلی، «رهبر» نقش هماهنگکننده دارد، نه مالک.
و مردم، دیگر خر کسی نیستند؛ بلکه ستونهای خودآگاه یک سازه ملیاند.
اما تا زمانی که ذهن ما از وابستگی به چهرهها، جناحها و "پالانهای رنگارنگ" رها نشود، هیچ گورخری از آنسوی رودخانه نمیتواند ما را نجات دهد.
کلام اخر :
راه آزادی از درون ذهن ما آغاز میشود:
آری، ما باید از نو بپرسیم:
«خرِ کی باشیم؟»
یا «با خردِ، که باشیم؟"
این تفاوتِ یک " دال" ، همان فاصلهی " تمدن" و "تباهی" است.
وقتی مردم به جای" اطاعت،" به تفکر سیستمی (شورایی) روی بیاورند، دیگر کسی نمیتواند بر آنها پالان بگذارد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بالاخره ما خرِ کی باشیم؟
سالها پیش، در یکی از کلاسهای دانشگاه، دانشجویان مدام از استادشان میپرسیدند:
استاد، شما اصلاحطلبی یا اصولگرا؟
دل در گرو نظام داری یا از نظام سابق دفاع میکنی؟
استاد هیچوقت پاسخ نمیداد. تا اینکه در آخرین جلسه ترم، وقتی پرسشها تکرار شد، لبخندی زد و گفت:
«در رو ببندید... میخواهم براتون یه قصه بگم.»
و چنین گفت:
روزی روزگاری، یک گورخر از سمت دشت آمد کنار رودخانه تا آب بخورد. در همان لحظه، خری از سمت دیگر رودخانه آمد و او هم سر در آب کرد. چشم در چشم شدند، سلام و احوالپرسی کردند.
گورخر از خر پرسید:
ـ پسرعمو، چرا اینقدر رنجوری؟
این زخمها، این آثار شلاق بر کمرت از چیست؟
خر آهی کشید و گفت:
از دست آدمیزاد! بار بر دوش ما میگذارد، کتکمان میزند، غذای درست نمیدهد... اما چارهای نداریم. عمرمان با اطاعت گره خورده.
گورخر گفت:
ـ چرا میمانی؟ بزن به دل آب، بیا سمت دشت. آزادی آنجاست؛ نه پالان هست، نه افسار، نه صاحب.
خر گفت:
ـ من تنها نیستم، خانواده دارم، فامیل دارم، قوم و قبیله دارم.
گورخر گفت:
ـ همهتان بیایید، جا برای همه هست. فردا همینجا قرارمان.
فردا رسید. گورخر از آنسوی آب منتظر بود. خرها آمدند، اما هنوز لب آب ایستاده بودند. گورخر فریاد زد:
بیایید! اینجا آزادی است!
اما خرها پچپچ میکردند. بالاخره یکی از خرهای ریشسفید جلو آمد و گفت:
ـ پسرعمو، فرض کنیم همهی حرفهایت درست باشد... ما آمدیم آن طرف، خرِ کی باشیم؟!
استاد در پایان گفت:
«ما ملت، سالهاست منتظریم کسی بیاید که برایش خر باشیم - نه اینکه بفهمیم اصلاً چرا باید خر کسی باشیم!»
همهی کلاس در سکوت فرو رفت.
کسی جرأت نکرد چیزی بگوید.
حالا بیایید بپرسیم:
ما بالاخره خرِ کی باشیم؟
این پرسش، به ظاهر طنزآمیز، اما ریشه در عمیقترین بحرانهای اجتماعی ما دارد:
وابستگی ذهنی به قدرت.
چه در دل نظام ج اسلامی، چه در میان اپوزیسیون، چه در گروههای بهظاهر آزادیخواه، چه در بین طرفداران پادشاهی، اغلب همان ذهنیت وجود دارد:
«به کدام اردوگاه بپیوندیم؟
زیر پرچم چه کسی برویم؟»
ما هنوز سیستم فکری مستقل نداریم.
تفکر سیستمی (شورایی) یعنی فهمیدن جایگاه خود، روابط خود و مسئولیت خود در کل ساختار جامعه.
اما ما هنوز درگیر الگوی قبیلهای هستیم؛ همان الگویی که میگوید:
اگر قرار است تغییری باشد، باید کسی بیاید و ما خر او باشیم.
از «خر بودن» تا «خِرَد ورزیدن»
تفکر سیستمی راه دیگری پیش مینهد:
در این نگرش، هر فرد بخشی از یک کل هوشمند است. هیچکس «صاحب» دیگری نیست، بلکه همه «عاملان مشترک یک هدف ملی»اند.
در چنین مدلی، «رهبر» نقش هماهنگکننده دارد، نه مالک.
و مردم، دیگر خر کسی نیستند؛ بلکه ستونهای خودآگاه یک سازه ملیاند.
اما تا زمانی که ذهن ما از وابستگی به چهرهها، جناحها و "پالانهای رنگارنگ" رها نشود، هیچ گورخری از آنسوی رودخانه نمیتواند ما را نجات دهد.
کلام اخر :
راه آزادی از درون ذهن ما آغاز میشود:
آری، ما باید از نو بپرسیم:
«خرِ کی باشیم؟»
یا «با خردِ، که باشیم؟"
این تفاوتِ یک " دال" ، همان فاصلهی " تمدن" و "تباهی" است.
وقتی مردم به جای" اطاعت،" به تفکر سیستمی (شورایی) روی بیاورند، دیگر کسی نمیتواند بر آنها پالان بگذارد.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
قند پارسی (۲)
@jarasmusic
📃 «قند پارسی» (حکایتهای شیرین)
برنامه شماره (۲)
این برنامه با هدف پاسداشت زبان و ادبیات فارسی و روایت داستانهایی پندآموز از متون كهن تقدیم میشود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
برنامه شماره (۲)
این برنامه با هدف پاسداشت زبان و ادبیات فارسی و روایت داستانهایی پندآموز از متون كهن تقدیم میشود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
من میروم و نگاه تو،
تنها چیزیست که با خود میبرم.
🖌 بهرام بیضایی
📕 چریکهی تارا
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تنها چیزیست که با خود میبرم.
🖌 بهرام بیضایی
📕 چریکهی تارا
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
گردونه
از اطاقک تاریک
پا بیرون می گذاریم
در نور جاری ی صبح
تنه ی درختان مرده
در جاده افتاده
ما را، دلتنگ می کند
با زنجیر اتصال، غم یکسان داریم
و تازیانه در ردیف گام
وسوسه مان می کند
باری سنگ بر زمین
و سنگ دلان خود سلامتند
و ما سنگ می شکنیم
از نان حرام، نیز نخواهیم گذشت
برده ایم و کالای کشتی
وقتی سنگ شکستیم
و آب در زمین نفوذ کرد
براه می افتد
و ابهام تیره ی استخوان ما سوخته است
خون غلیظ روی ستاره می میرد
و از درخت خشک، برگ می افتد
و مرگ سپید روز
تولد سیاه شب است.
«هوتن نجات»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
از اطاقک تاریک
پا بیرون می گذاریم
در نور جاری ی صبح
تنه ی درختان مرده
در جاده افتاده
ما را، دلتنگ می کند
با زنجیر اتصال، غم یکسان داریم
و تازیانه در ردیف گام
وسوسه مان می کند
باری سنگ بر زمین
و سنگ دلان خود سلامتند
و ما سنگ می شکنیم
از نان حرام، نیز نخواهیم گذشت
برده ایم و کالای کشتی
وقتی سنگ شکستیم
و آب در زمین نفوذ کرد
براه می افتد
و ابهام تیره ی استخوان ما سوخته است
خون غلیظ روی ستاره می میرد
و از درخت خشک، برگ می افتد
و مرگ سپید روز
تولد سیاه شب است.
«هوتن نجات»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
«نمایشنامهای که اجازهی اجرا نگرفت!»
«چهار صندوق» نمایشنامهای سیاسی از بهرام بیضایی: چهار انسان خسته از بنبستهای زندگی برای نجات خود مترسکی میسازند، اما این مترسک کمکم به هیولایی بدل میشود که اختیار جامعه را به دست میگیرد.
چهار شخصیت اصلی با چهار رنگ روی صحنه ظاهر میشوند؛ هر رنگ نماد قشری از جامعه است:
سیاه: تودهی مردم
زرد: روشنفکر
قرمز: بازاری
سبز: مذهبی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
«چهار صندوق» نمایشنامهای سیاسی از بهرام بیضایی: چهار انسان خسته از بنبستهای زندگی برای نجات خود مترسکی میسازند، اما این مترسک کمکم به هیولایی بدل میشود که اختیار جامعه را به دست میگیرد.
چهار شخصیت اصلی با چهار رنگ روی صحنه ظاهر میشوند؛ هر رنگ نماد قشری از جامعه است:
سیاه: تودهی مردم
زرد: روشنفکر
قرمز: بازاری
سبز: مذهبی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
IDM طراحی وساخت ایران
Photo
بهرام بیضایی(زاده ۵ دی ۱۳۱۷ آران) کارگردان تئاتر و سینما، نمایشنامهنویس، تدوینگر و تهیهکننده
از فیلمسازان صاحب سبک و معتبر سینمای ایران و از نویسندگان برجسته ادبیات نوین فارسی بهشمار میرود. برخی از نمایشنامههای بیضایی به انگلیسی و فرانسوی و آلمانی و عربی و زبانهای دیگر درآمده و در آسیا و اروپا و آمریکای شمالی چاپ و اجرا شده است.
ده فیلم بلند، چهار فیلم کوتاه، کمابیش هفتاد کتاب و نمایشهایی بر صحنههای شهرهای مختلف ایران و گاه جهان از سال ۱۳۴۱ به بعد کارنامه هنریِ بیضایی را تشکیل میدهد. او جز این کارها به استادی و آموزش نمایش و سینما و امور مربوطه در دانشگاهها و آموزشگاههای گوناگون در ایران و بیرون از ایران پرداخته است.
وی از چهرههایی است که با کسانی چون اکبر رادی در نویسندگی و ناصر تقوایی در سینما و دیگران در دگرگونی نمایش و سینما در ایران نقش مهمّی داشت. باشو، غریبه کوچک - که در رأیگیری منقّدان ایرانی همراهِ با گوزنها کارِ مسعود کیمیایی برترین فیلم تاریخ سینمای ایران شناخته شده و سگکشی که پرفروشترین فیلم سال ۱۳۸۰ ایران شد، دو تا از مهمترین فیلمهای بیضایی است. در نمایش نیز اغلب او را مهمترین نمایشنامهنویس تاریخ ادبیات فارسی گفتهاند، که با نمایشنامههایی مانند هشتمین سفر سندباد و ندبه و مرگ یزدگرد و همراه کسانی چون غلامحسین ساعدی و اکبر رادی گونه جدیدی از نمایشنامه را در ایران استوار کرده و به سطحی جدّیتر رسانیدند. رگبار اولین ساخته بلند بیضایی است. نسخه کاملا ترمیمشده اولین فیلم بلند وی که مراحل ترمیم آن توسط بنیاد تحت مدیریت مارتین اسکورسیزی انجام شده، در جشنواره سینما ریترواتو ایتالیا در سال ۲۰۱۳ بر روی پرده رفت.
پدر بهرام بیضایی (ذکایی بیضایی آرانی) تعزیهخوان بودهاست که در سال ۱۳۶۵ درگذشت و عمو (ادیب بیضایی آرانی) و پدربزرگش (ابن روح آرانی) دستاندرکار تعزیه و تنظیم متن برای تعزیه بودهاند. او در سالهای آخر دبیرستان دو نمایشنامه با زبان تاریخی نوشت. وی تحصیلات دانشگاهیاش را در رشته ادبیات ناتمام گذاشت و در سال ۱۳۳۸ به استخدام اداره کل ثبت اسناد و املاک دماوند درآمد. در سال ۱۳۴۱ به اداره هنرهای دراماتیک که بعدها به اداره برنامههای تئاتر تغییر نام داد منتقل شد. در این سال پژوهشهای نمایش در ایران را در مجله موسیقی چاپ کرد.
او یکی از پایهگذاران و اعضای اصلی کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ بود که درسال ۱۳۵۷ از آن کانون کنارهگیری کرد. وی در سال ۱۳۴۸ بهعنوان استاد مدعو با دانشگاه تهران همکاری کرد و در سال ۱۳۵۲ از اداره برنامههای تئاتر به دانشگاه تهران بهعنوان استادیار تمام وقت نمایش دانشکده هنرهای زیبا و مدیریت رشته هنرهای نمایشی انتقال یافت. او در سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ خانوادهاش از ایران مهاجرت کردند. در سال ۱۳۷۵ به دعوت پارلمان بینالمللی نویسندگان در استراسبورگ اقامت کرد. در سال ۱۳۷۶ به ایران بازگشت و کار بر روی نمایش بانو آئویی نوشته میشیما یوکیو را پس از ۱۸ سال دوری از صحنه آغاز کرد.
وی در آمریکا اقامت دارد و در دانشگاه استنفورد تدریس و تحقیق میکند. در سال ۲۰۱۲ جایزه میراث فرهنگ دانشگاه استنفورد به او اهدا شد و در سال ۲۰۱۳ نیز دانشگاه هاروارد جایزه سینا را به وی اهدا کرد. چنانکه خود گفته، در سالهای پس از انقلاب فرهنگی اجازه تدریس در دانشگاههای ایران را نداشته است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
از فیلمسازان صاحب سبک و معتبر سینمای ایران و از نویسندگان برجسته ادبیات نوین فارسی بهشمار میرود. برخی از نمایشنامههای بیضایی به انگلیسی و فرانسوی و آلمانی و عربی و زبانهای دیگر درآمده و در آسیا و اروپا و آمریکای شمالی چاپ و اجرا شده است.
ده فیلم بلند، چهار فیلم کوتاه، کمابیش هفتاد کتاب و نمایشهایی بر صحنههای شهرهای مختلف ایران و گاه جهان از سال ۱۳۴۱ به بعد کارنامه هنریِ بیضایی را تشکیل میدهد. او جز این کارها به استادی و آموزش نمایش و سینما و امور مربوطه در دانشگاهها و آموزشگاههای گوناگون در ایران و بیرون از ایران پرداخته است.
وی از چهرههایی است که با کسانی چون اکبر رادی در نویسندگی و ناصر تقوایی در سینما و دیگران در دگرگونی نمایش و سینما در ایران نقش مهمّی داشت. باشو، غریبه کوچک - که در رأیگیری منقّدان ایرانی همراهِ با گوزنها کارِ مسعود کیمیایی برترین فیلم تاریخ سینمای ایران شناخته شده و سگکشی که پرفروشترین فیلم سال ۱۳۸۰ ایران شد، دو تا از مهمترین فیلمهای بیضایی است. در نمایش نیز اغلب او را مهمترین نمایشنامهنویس تاریخ ادبیات فارسی گفتهاند، که با نمایشنامههایی مانند هشتمین سفر سندباد و ندبه و مرگ یزدگرد و همراه کسانی چون غلامحسین ساعدی و اکبر رادی گونه جدیدی از نمایشنامه را در ایران استوار کرده و به سطحی جدّیتر رسانیدند. رگبار اولین ساخته بلند بیضایی است. نسخه کاملا ترمیمشده اولین فیلم بلند وی که مراحل ترمیم آن توسط بنیاد تحت مدیریت مارتین اسکورسیزی انجام شده، در جشنواره سینما ریترواتو ایتالیا در سال ۲۰۱۳ بر روی پرده رفت.
پدر بهرام بیضایی (ذکایی بیضایی آرانی) تعزیهخوان بودهاست که در سال ۱۳۶۵ درگذشت و عمو (ادیب بیضایی آرانی) و پدربزرگش (ابن روح آرانی) دستاندرکار تعزیه و تنظیم متن برای تعزیه بودهاند. او در سالهای آخر دبیرستان دو نمایشنامه با زبان تاریخی نوشت. وی تحصیلات دانشگاهیاش را در رشته ادبیات ناتمام گذاشت و در سال ۱۳۳۸ به استخدام اداره کل ثبت اسناد و املاک دماوند درآمد. در سال ۱۳۴۱ به اداره هنرهای دراماتیک که بعدها به اداره برنامههای تئاتر تغییر نام داد منتقل شد. در این سال پژوهشهای نمایش در ایران را در مجله موسیقی چاپ کرد.
او یکی از پایهگذاران و اعضای اصلی کانون نویسندگان ایران در سال ۱۳۴۷ بود که درسال ۱۳۵۷ از آن کانون کنارهگیری کرد. وی در سال ۱۳۴۸ بهعنوان استاد مدعو با دانشگاه تهران همکاری کرد و در سال ۱۳۵۲ از اداره برنامههای تئاتر به دانشگاه تهران بهعنوان استادیار تمام وقت نمایش دانشکده هنرهای زیبا و مدیریت رشته هنرهای نمایشی انتقال یافت. او در سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶ خانوادهاش از ایران مهاجرت کردند. در سال ۱۳۷۵ به دعوت پارلمان بینالمللی نویسندگان در استراسبورگ اقامت کرد. در سال ۱۳۷۶ به ایران بازگشت و کار بر روی نمایش بانو آئویی نوشته میشیما یوکیو را پس از ۱۸ سال دوری از صحنه آغاز کرد.
وی در آمریکا اقامت دارد و در دانشگاه استنفورد تدریس و تحقیق میکند. در سال ۲۰۱۲ جایزه میراث فرهنگ دانشگاه استنفورد به او اهدا شد و در سال ۲۰۱۳ نیز دانشگاه هاروارد جایزه سینا را به وی اهدا کرد. چنانکه خود گفته، در سالهای پس از انقلاب فرهنگی اجازه تدریس در دانشگاههای ایران را نداشته است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دشمن ِ تو این سپاه نیست پادشاه.
دشمن را تو خود پروردهای.
دشمنِ تو پریشانیِ مردمان است.
✍بهرام بیضایی
📚مرگ یزدگرد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دشمن را تو خود پروردهای.
دشمنِ تو پریشانیِ مردمان است.
✍بهرام بیضایی
📚مرگ یزدگرد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
طرح برد انجمن دانشگاه شریف به مناسبت سالگرد آغاز جنبش دختران خیابان انقلاب
جهان ترانه می شود
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
جهان ترانه می شود
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
حکومت دروغ و فساد و جنایت
این شرکت ها، دلارهاشون رو به دولت پس ندادن. مثلاً ردیف هفت، شرکت فولاد کاوه جنوب کیش، متعلق به بنیاد مستضعفان ۶۴۵ میلیون دلار پول رو به کشور برنگردانده.
+ الیگارش های ولایی جنایتکار، برای تداوم دزدی خود مدافع حکومت و تامین کننده مزد اوباش سرکوب برای رژیم هستند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
این شرکت ها، دلارهاشون رو به دولت پس ندادن. مثلاً ردیف هفت، شرکت فولاد کاوه جنوب کیش، متعلق به بنیاد مستضعفان ۶۴۵ میلیون دلار پول رو به کشور برنگردانده.
+ الیگارش های ولایی جنایتکار، برای تداوم دزدی خود مدافع حکومت و تامین کننده مزد اوباش سرکوب برای رژیم هستند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
📈میزان تورم آذرماه ۱۴۰۴ اعلام شده از مرکز آمار
🔺تورم نقطه به نقطه خانوارهای کشور ۵۲.۶ درصد (تورم نقطه به نقطه یعنی کالاها در آذرماه ۱۴۰۴ نسبت به آذرماه سال پیش ۵۲.۶ درصد گرانتر شدهاند.)
🔺تورم خوراکی ها و آشامیدنی ها ۷۲.۳
🔺تورم آذر ماه ۱۴۰۴ در مقایسه با ماه قبل، ۳.۲ درصد افزایش داشته است./مرکز آمار ایران
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
🔺تورم نقطه به نقطه خانوارهای کشور ۵۲.۶ درصد (تورم نقطه به نقطه یعنی کالاها در آذرماه ۱۴۰۴ نسبت به آذرماه سال پیش ۵۲.۶ درصد گرانتر شدهاند.)
🔺تورم خوراکی ها و آشامیدنی ها ۷۲.۳
🔺تورم آذر ماه ۱۴۰۴ در مقایسه با ماه قبل، ۳.۲ درصد افزایش داشته است./مرکز آمار ایران
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
کارمندان سازمان بهزیستی در سراسر کشور امروز تجمع و به مدت ۲ ساعت اعتصاب کردند و علت آن را چنین اعلام کردند:
با وجود گلایه مکرر، دولت تنها ۲۰ درصد افزایش حقوق را تصویب کرده و این در حالی است که حقوق بسیاری از همکاران زیر ۱۶ تا ۱۷ میلیون تومان است و حتی با این افزایش، حقوق، کمتر از ۳ میلیون تومان افزایش خواهد داشت
یکشنبه ۷ دی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
با وجود گلایه مکرر، دولت تنها ۲۰ درصد افزایش حقوق را تصویب کرده و این در حالی است که حقوق بسیاری از همکاران زیر ۱۶ تا ۱۷ میلیون تومان است و حتی با این افزایش، حقوق، کمتر از ۳ میلیون تومان افزایش خواهد داشت
یکشنبه ۷ دی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing