IDM طراحی وساخت ایران
Photo
سراسر کشور صحنه مبارزه انقلابی زنان علیه خشونت سیستماتیک حکومتی با پرچم «زن زندگی آزادی»!
بیانیه مشترک تشکلها و گروههای دانشجویی به مناسبت روز جهانی منع خشونت علیه زنان - ۲۵ نوامبر
نقطه آغاز انقلاب «زن زندگی آزادی»، فورانِ خشم جامعهای عاصی از خشونت سیستماتیکِ علیه زنان بود؛ انقلابی که با قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، عموم مردم و در صف مقدم، ما زنان را برای ریشهکن کردن خشونت علیه زنان به خیابانها آورد.
ما موجودیت ج اسلامی را نشانه گرفتهایم و صراحتا اعلام کرده و میکنیم که این وضعیت، به هیچ عنوان تحمل نمیشود.
حکومت اسلامی طی بیش از سه سال گذشته، تلاش کرد آتشی را که روز ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ شعلهور کرده بود، خاموش کند. اما در تمام این مدت، چه زمانی که با تهدید و «جنگ علیه زنان» به میدان آمد و چه زمانی که با سیاستهای جنگافروزانه خاورمیانه را به آتش کشید، چه زمانی که احکام فلهای اعدام و زندان و شلاق صادر و اجرا کرد؛ تنها یک پاسخ از ما شنید: «نه!».
یک «نه» سیاسی و عملگرا از جنس بیحجابی، علیه آپارتاید جنسیتی و برای مبارزه مداوم با تمام قوانین متحجر و ضدانسانی. «نه» ما زنان، کوئیرها و مردان برابری خواه، علیه وضعیت فاجعهباری که جمهوری اسلامی مسبب آن است، نماینده بسیاری از بخشهای معترض و ناراضی جامعه شده و امروز همه میدانند که انقلاب «زن زندگی آزادی» پیشران حرکت جمعی مردم ایران به سمت رهایی است.
این انقلاب نقطه امید جامعه و همزمان نقطه بحران حکومت است ...
حکومتی که پس از شکست مفتضحانه در جنگ دوازده روزه، پیروزیاش را در سرنگون نشدن ترجمه میکند، خوب میداند که جنگی تعیینکننده در پیش دارد و آن جنگ مقابل زنان و اکثریت جامعه است؛ جنگی که پیروزی مردم در آن میتواند خاتمهدهنده تمامی اشکال خشونت، تبعیض، بیحقوقی و سرکوب علیه زنان و افراد الجیبیتیکیو پلاس باشد.
در روز ۲۵ نوامبر و در ادامه آن، دو هفته نارنجی، که به مبارزه با واقعیت خشن موجود علیه زنان تعلق دارد، فریاد برابریخواهی و آزادیخواهی را برای رهایی از نظم کهنه مردسالار و ضدزن بلند خواهیم کرد. در «روزهای نارنجی» بار دیگر اعتراض خود به حکومت زنستیز را نشان میدهیم و بر ضرورت ساختن جامعهای عاری از خشونت جنسی و جنسیتی تاکید میکنیم.
#زن_زندگی_آزادی
تماس با ما ⬅️ @isf_uni_admin
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بیانیه مشترک تشکلها و گروههای دانشجویی به مناسبت روز جهانی منع خشونت علیه زنان - ۲۵ نوامبر
نقطه آغاز انقلاب «زن زندگی آزادی»، فورانِ خشم جامعهای عاصی از خشونت سیستماتیکِ علیه زنان بود؛ انقلابی که با قتل حکومتی مهسا ژینا امینی، عموم مردم و در صف مقدم، ما زنان را برای ریشهکن کردن خشونت علیه زنان به خیابانها آورد.
ما موجودیت ج اسلامی را نشانه گرفتهایم و صراحتا اعلام کرده و میکنیم که این وضعیت، به هیچ عنوان تحمل نمیشود.
حکومت اسلامی طی بیش از سه سال گذشته، تلاش کرد آتشی را که روز ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ شعلهور کرده بود، خاموش کند. اما در تمام این مدت، چه زمانی که با تهدید و «جنگ علیه زنان» به میدان آمد و چه زمانی که با سیاستهای جنگافروزانه خاورمیانه را به آتش کشید، چه زمانی که احکام فلهای اعدام و زندان و شلاق صادر و اجرا کرد؛ تنها یک پاسخ از ما شنید: «نه!».
یک «نه» سیاسی و عملگرا از جنس بیحجابی، علیه آپارتاید جنسیتی و برای مبارزه مداوم با تمام قوانین متحجر و ضدانسانی. «نه» ما زنان، کوئیرها و مردان برابری خواه، علیه وضعیت فاجعهباری که جمهوری اسلامی مسبب آن است، نماینده بسیاری از بخشهای معترض و ناراضی جامعه شده و امروز همه میدانند که انقلاب «زن زندگی آزادی» پیشران حرکت جمعی مردم ایران به سمت رهایی است.
این انقلاب نقطه امید جامعه و همزمان نقطه بحران حکومت است ...
حکومتی که پس از شکست مفتضحانه در جنگ دوازده روزه، پیروزیاش را در سرنگون نشدن ترجمه میکند، خوب میداند که جنگی تعیینکننده در پیش دارد و آن جنگ مقابل زنان و اکثریت جامعه است؛ جنگی که پیروزی مردم در آن میتواند خاتمهدهنده تمامی اشکال خشونت، تبعیض، بیحقوقی و سرکوب علیه زنان و افراد الجیبیتیکیو پلاس باشد.
در روز ۲۵ نوامبر و در ادامه آن، دو هفته نارنجی، که به مبارزه با واقعیت خشن موجود علیه زنان تعلق دارد، فریاد برابریخواهی و آزادیخواهی را برای رهایی از نظم کهنه مردسالار و ضدزن بلند خواهیم کرد. در «روزهای نارنجی» بار دیگر اعتراض خود به حکومت زنستیز را نشان میدهیم و بر ضرورت ساختن جامعهای عاری از خشونت جنسی و جنسیتی تاکید میکنیم.
✍️ لیست امضاکنندگان:
تشکل دانشجویان پیشرو
نهاد آزادیخواهان دانشگاه تهران شمال
تشکل «داد» دانشجویان مبارز دانشگاه تهران
انجمن دانشجویان آزادیخواه دانشگاه بهشتی
نهاد دانشجویان دانشگاه آزاد اصفهان
اتحاد دانشگاه صنعتی اصفهان
اتحاد دانشجویان دانشگاه الزهرا
صدای آزاد دانشگاه (دانشگاه هنر اصفهان)
➕جمعی از دانشجویان:
دانشگاه اصفهان
دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
دانشگاه علوم پزشکی ارومیه
دانشگاه آزاد کردستان
#زن_زندگی_آزادی
تماس با ما ⬅️ @isf_uni_admin
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
X (formerly Twitter)
دانشجویان پیشرو (@daneshjo_pishro) on X
تشکل مستقل از حکومت دانشجویان پیشرو (دانشگاه اصفهان)
(تأسیس: ۱۳۹۸/۰۲/۲۷)
✊شعار تشکل: #اعتراض_اعتصاب_انقلاب
(تأسیس: ۱۳۹۸/۰۲/۲۷)
✊شعار تشکل: #اعتراض_اعتصاب_انقلاب
بیانیه کانون صنفی فرهنگیان استان مازندران برای سرزمین سوخته ام
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان میکنند
آتش، آتش زبانه میکشد
دود بالا میرود
طبیعتِ خشمگین، اگرچه در دل میگرید
اما از زبانش آتش میپراکند
و ما دستوپا بسته نگاه میکنیم!!!!
با خود چه کردهایم؟!!!
سرزمین سبزمان، دریاچههای عمیق، رودهای خروشان وتالابهای پرآب چه شدند؟
هزاران سال پیش، اگر ایران، یکی از کانونهای پیدایش تمدن بشری شد، باعثش سرزمینی چهارفصل و همیشه سرزنده وقابل سکونت در تمام فصلها بود.
کجاست آن همه سرزندگی؟!!
کجاست تمدنِ ما؟؟؟؟
بر سرزمین مادریمان چه رفتهاست؟!!!
ما فرزندان ناسپاس، آتش به جانش زدیم.
آن زندگانِ سبز که با هر شاخ و برگشان برایمان زندگی ساختند، ریشه در خاک دواندند تا از سیل در امان باشیم، سایه افکندند تا در آرامش بمانیم، بمانیم و زندگی کنیم
ما چه کردیم؟!!!
گاه نابخردانه، آتش به جانش زدیم و سوزاندیمشان
گاه صدای تیر که آمد، سکوت کردیم تا جنگلبان را محاکمه کنند و شکارچی زنده بماند و آزادانه بساط تفریح و خوشگذرانی و لذت نورچشمیها فراهم شود
یا صدای اره را شنیدیم و نشنیده گرفتیم تا صنعتِ چوبشان رونق بگیرد و هزینهی زیادهخواهیها وتبلیغات اندیشههای کهنه و زنگزدهشان تامین شود
ما چه کردیم؟؟!! چه کردیم جز سکوت؟؟؟
هر روز جای دهها درخت، یک ویلا از زمین رویید و ما باز نگاه کردیم و زیرِ بار تجمل و نخوت سیمانیاش که خود را به رخ ما میکشید، له شدیم
ما با خود چه کردیم؟؟!!
روزگاری دسته دسته پرندگان مهاجر به تالابهای ایران که پناهگاه امنشان بود، میآمدند
ما چه کردیم؟
سکوت کردیم تا شکارشان کنند
نگاه کردیم تا کارخانهها، زبالهسوزها و پتروشیمیها مسمومشان کنند
به قیمت جانِ طبیعت و جانِ مردم
چه قیمت گزافی!!!!!
ما نابخردانه کشورمان را به دست افرادی سپردیم که جز جاهطلبی و قدرت و افکار پوسیده چیزی در چنته ندارند. ما خود، آتش به جانمان افکندیم.
آتش مقدس ایرانیان، آتشی که سالهاست نگاهبانش هستند تا زنده بماند، آتشی که برای انسان زندگی ساخت چه شد که بلایِ جان جنگل و مردمانش شد؟!
اگر دیگران نگران سوختن تفریحگاهشان هستند، مردم شمال به عزای سوختن خانه و زیستگاه و پناهشان نشستهاند.
اگر از این غم چون شمع قطره قطره آب شویم
اگر از این درد بمیریم
کم است.
چرا کشوری که بخش بزرگی از قدیمیترین جنگلهای جهان را داراست، هلیکوپتر اطفای حریق ندارد؟
سازمان محیط زیست دقیقا کارش چیست؟
وارد کردن زین اسب ؟!! یا رسیدگی به محیط زیست و هوای آلوده و سمی شهرها که به بالاترین درجه ممکن رسیده است؟! یک نفر به ما بگوید مسئول این نابسامانیها کیست؟
آی مسئولین از خانههای امنتان بیرون بیایید و نفس بکشید تا بوی سوختن جنگل به مشامتان برسد.
تا صدای زبانهی آتش و نالههای مردم را بشنوید و خفقان دود
صدای گریهی کودکانی که هوا برای تنفس و آب برای آشامیدن ندارند
از خانههای امنتان بیرون بیایید و نتیجهی ۴۷سال حکمرانیتان را ببینید.
خشکسالی نتیجهی بیتدبیری و سیاستهای غلط شماست نه تغییرات اقلیمی که اگر تغییری هم هست باز نتیجهی تصمیمات غلط و نابجای شماست.
دلم میسوزد و کاری ز دستم برنمیآید
تحمل میرود اما شب غم سر نمیآید.
کانون صنفی فرهنگیان مازندران
+ کاری از دستمان برمیآید، آن هم همبستگی، سازماندهی و تشکیلات محلی برای برنامهریزی سرنگونی حکومت دروغ و فساد و جنایت است
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
صحبت از پژمردن یک برگ نیست
وای جنگل را بیابان میکنند
آتش، آتش زبانه میکشد
دود بالا میرود
طبیعتِ خشمگین، اگرچه در دل میگرید
اما از زبانش آتش میپراکند
و ما دستوپا بسته نگاه میکنیم!!!!
با خود چه کردهایم؟!!!
سرزمین سبزمان، دریاچههای عمیق، رودهای خروشان وتالابهای پرآب چه شدند؟
هزاران سال پیش، اگر ایران، یکی از کانونهای پیدایش تمدن بشری شد، باعثش سرزمینی چهارفصل و همیشه سرزنده وقابل سکونت در تمام فصلها بود.
کجاست آن همه سرزندگی؟!!
کجاست تمدنِ ما؟؟؟؟
بر سرزمین مادریمان چه رفتهاست؟!!!
ما فرزندان ناسپاس، آتش به جانش زدیم.
آن زندگانِ سبز که با هر شاخ و برگشان برایمان زندگی ساختند، ریشه در خاک دواندند تا از سیل در امان باشیم، سایه افکندند تا در آرامش بمانیم، بمانیم و زندگی کنیم
ما چه کردیم؟!!!
گاه نابخردانه، آتش به جانش زدیم و سوزاندیمشان
گاه صدای تیر که آمد، سکوت کردیم تا جنگلبان را محاکمه کنند و شکارچی زنده بماند و آزادانه بساط تفریح و خوشگذرانی و لذت نورچشمیها فراهم شود
یا صدای اره را شنیدیم و نشنیده گرفتیم تا صنعتِ چوبشان رونق بگیرد و هزینهی زیادهخواهیها وتبلیغات اندیشههای کهنه و زنگزدهشان تامین شود
ما چه کردیم؟؟!! چه کردیم جز سکوت؟؟؟
هر روز جای دهها درخت، یک ویلا از زمین رویید و ما باز نگاه کردیم و زیرِ بار تجمل و نخوت سیمانیاش که خود را به رخ ما میکشید، له شدیم
ما با خود چه کردیم؟؟!!
روزگاری دسته دسته پرندگان مهاجر به تالابهای ایران که پناهگاه امنشان بود، میآمدند
ما چه کردیم؟
سکوت کردیم تا شکارشان کنند
نگاه کردیم تا کارخانهها، زبالهسوزها و پتروشیمیها مسمومشان کنند
به قیمت جانِ طبیعت و جانِ مردم
چه قیمت گزافی!!!!!
ما نابخردانه کشورمان را به دست افرادی سپردیم که جز جاهطلبی و قدرت و افکار پوسیده چیزی در چنته ندارند. ما خود، آتش به جانمان افکندیم.
آتش مقدس ایرانیان، آتشی که سالهاست نگاهبانش هستند تا زنده بماند، آتشی که برای انسان زندگی ساخت چه شد که بلایِ جان جنگل و مردمانش شد؟!
اگر دیگران نگران سوختن تفریحگاهشان هستند، مردم شمال به عزای سوختن خانه و زیستگاه و پناهشان نشستهاند.
اگر از این غم چون شمع قطره قطره آب شویم
اگر از این درد بمیریم
کم است.
چرا کشوری که بخش بزرگی از قدیمیترین جنگلهای جهان را داراست، هلیکوپتر اطفای حریق ندارد؟
سازمان محیط زیست دقیقا کارش چیست؟
وارد کردن زین اسب ؟!! یا رسیدگی به محیط زیست و هوای آلوده و سمی شهرها که به بالاترین درجه ممکن رسیده است؟! یک نفر به ما بگوید مسئول این نابسامانیها کیست؟
آی مسئولین از خانههای امنتان بیرون بیایید و نفس بکشید تا بوی سوختن جنگل به مشامتان برسد.
تا صدای زبانهی آتش و نالههای مردم را بشنوید و خفقان دود
صدای گریهی کودکانی که هوا برای تنفس و آب برای آشامیدن ندارند
از خانههای امنتان بیرون بیایید و نتیجهی ۴۷سال حکمرانیتان را ببینید.
خشکسالی نتیجهی بیتدبیری و سیاستهای غلط شماست نه تغییرات اقلیمی که اگر تغییری هم هست باز نتیجهی تصمیمات غلط و نابجای شماست.
دلم میسوزد و کاری ز دستم برنمیآید
تحمل میرود اما شب غم سر نمیآید.
کانون صنفی فرهنگیان مازندران
+ کاری از دستمان برمیآید، آن هم همبستگی، سازماندهی و تشکیلات محلی برای برنامهریزی سرنگونی حکومت دروغ و فساد و جنایت است
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
یگانگی/شیرین مهربد
@katibehchannel
🎼 یگانگی
خواننده: شیرین مهربد
آهنگساز: بابک بیات
ترانهسرا: شهریار دادور
تنظیمکننده: بامداد بیات
اجرا: سال ۱۳۸۵
با من از خوشهی گندم
با من از امید مردم
با من از جنگل و دریا
با من از خورشید فردا
با من از یگانگی حرف بزن
با من از جوانه بودن
نفْس یک ترانه بودن
با من از شکوفه دادن
در سحرگاه شکفتن
با من از یگانگی حرف بزن
با من از ستاره باران
در شب سرد زمستان
بگو از سرود یاران
در دل وحشت زندان
با من از سپیده و دار
با من از لحظهی دیدار
بگو از زمزمهی باد
در شب بیداد و فریاد
بگو از اوج غریو یک صدا
که رها میشود از گلوی ما
با من از یگانگی حرف بزن...
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خواننده: شیرین مهربد
آهنگساز: بابک بیات
ترانهسرا: شهریار دادور
تنظیمکننده: بامداد بیات
اجرا: سال ۱۳۸۵
با من از خوشهی گندم
با من از امید مردم
با من از جنگل و دریا
با من از خورشید فردا
با من از یگانگی حرف بزن
با من از جوانه بودن
نفْس یک ترانه بودن
با من از شکوفه دادن
در سحرگاه شکفتن
با من از یگانگی حرف بزن
با من از ستاره باران
در شب سرد زمستان
بگو از سرود یاران
در دل وحشت زندان
با من از سپیده و دار
با من از لحظهی دیدار
بگو از زمزمهی باد
در شب بیداد و فریاد
بگو از اوج غریو یک صدا
که رها میشود از گلوی ما
با من از یگانگی حرف بزن...
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بند دلت کجاست؟
که پاره میشود
از دردهای مزمن زهرآلود،
از هجمهی سنگین ترسها
و اضطرابها...
بند دلت کجاست؟
جایی میان استخوانهای
شکسته
و یا
کبودی زیر چشمهایت؟
لابهلای
هول و هراسهای غماندود
و
متصل به بغضهای مداوم
و ترس
از صدای چرخیدن کلید کسی در قفل در؛
کسی که زمانی یار بود.
ترس از چشمهایش که روزی در تو شوق
میآفرید؟
بند دلت کجا پاره میشود ؟
از خشم،
از فریاد،
از سالها ندیده شدن،
از خیانت،
از رنجهایی که با رنگ عشق بر شانههایت هوار کرد؟
حالا که تلخی سالها صبوریات
را با
طعم گس غرور لهیدهات میبلعی
و درد
در تکتک سلولهایت
رسوب میکند.
و مینشیند تا ابد
و بند دلت است هر لحظه
که پاره میشود
که پاره میشود...
«ایراندخت صابری»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
که پاره میشود
از دردهای مزمن زهرآلود،
از هجمهی سنگین ترسها
و اضطرابها...
بند دلت کجاست؟
جایی میان استخوانهای
شکسته
و یا
کبودی زیر چشمهایت؟
لابهلای
هول و هراسهای غماندود
و
متصل به بغضهای مداوم
و ترس
از صدای چرخیدن کلید کسی در قفل در؛
کسی که زمانی یار بود.
ترس از چشمهایش که روزی در تو شوق
میآفرید؟
بند دلت کجا پاره میشود ؟
از خشم،
از فریاد،
از سالها ندیده شدن،
از خیانت،
از رنجهایی که با رنگ عشق بر شانههایت هوار کرد؟
حالا که تلخی سالها صبوریات
را با
طعم گس غرور لهیدهات میبلعی
و درد
در تکتک سلولهایت
رسوب میکند.
و مینشیند تا ابد
و بند دلت است هر لحظه
که پاره میشود
که پاره میشود...
«ایراندخت صابری»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
«هزارهٔ دوم آهوی کوهی»
تا کجا میبَرَد این نقشِ به دیوار مرا؟
– تا بدانجا که فرو میماند
چشم از دیدن و
لب نیز ز گفتار مرا.
لاجوردِ افق صبحِ نشابور و هَری ست
که درین کاشی کوچک متراکم شده است
میبَرَد جانب فَرغانه و فَرخار مرا.
گَردِ خاکسترِ حلاج و دعای مانی،
شعلهٔ آتشِ کَرْکوی و سرودِ زرتشت
پوریای ولی، آن شاعر رزم و خوارزم
مینمایند درین آینه رخسار مرا.
این چه حُزنیست که در همهمهٔ کاشیهاست؟
جامهٔ سوگِ سیاووش به تن پوشیدهست
این طنینی که سُرایند خموشیها،
از عمقِ فراموشیها
و به گوش آید، ازین گونه، به تکرار مرا.
تا کجا میبَرَد این نقشِ به دیوار مرا؟
– تا درودی به «سمرقندِ چو قند»
و به رودِ سخنِ رودکی آن دم که سرود:
«کس فرستاد به سرّ اندر عیّار مرا.»
شاخ نیلوفرِ مَرو است گَهِ زادنِ مهر
کز دل شطِّ روانِ شنها
میکند جلوه، ازین گونه، به دیدار مرا.
سبزی سروِ قد افراشتهٔ کاشمرست
کز نهانْ سوی قرون،
میشود در نظر این لحظه پدیدار مرا.
چشمِ آن «آهوی سرگشتهٔ کوهی» ست هنوز
که نگه میکند از آن سوی اعصار مرا
بوتهٔ گندم روییده بر آن بامْ سفال
بادآوردهٔ آن خرمنِ آتش زده است
که به یاد آوَرَد از فتنهٔ تاتار مرا.
نقشِ اسلیمیِ آن طاق نماهای بلند
واجُرِ صیقلیِ سر درِ ایوانِ بزرگ
میشود بر سر، چون صاعقه، آوار مرا.
وان کتیبه
که بر آن
نامِ کس از سلسلهای،
نیست پیدا و
خبر میدهد
از سلسلهٔ کار مرا.
کیمیا کاری و دستانِ کدامین دستان
گسترانیده شکوهی به موازاتِ اَبَد
روی آن پنجره با زینتِ عریانیهاش
که گذر میدهد از روزنِ اسرار مرا؟
عجبا کز گذرِ کاشیِ این مَزگَتِ پیر
هوسِ «کوی مغان است دگر بار مرا»
گرچه بس ناژوی واژونه
در آن حاشیهاش
مینماید به نظر،
پیکر مزدک و آن باغِ نگون سار مرا.
در فضایی که مکان گم شده از وسعتِ آن
میروم سوی قرونی که زمان برده ز یاد
گویی از شهپرِ جبریل در آویختهام
یا که سیمرغ گرفته ست به منقار مرا.
تا کجا میبَرَد این نقشِ به دیوار مرا؟
– تا بدانجا که فرو می مانَد،
چشم از دیدن و لب نیز ز گفتار مرا.
«شفیعی کدکنی»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تا کجا میبَرَد این نقشِ به دیوار مرا؟
– تا بدانجا که فرو میماند
چشم از دیدن و
لب نیز ز گفتار مرا.
لاجوردِ افق صبحِ نشابور و هَری ست
که درین کاشی کوچک متراکم شده است
میبَرَد جانب فَرغانه و فَرخار مرا.
گَردِ خاکسترِ حلاج و دعای مانی،
شعلهٔ آتشِ کَرْکوی و سرودِ زرتشت
پوریای ولی، آن شاعر رزم و خوارزم
مینمایند درین آینه رخسار مرا.
این چه حُزنیست که در همهمهٔ کاشیهاست؟
جامهٔ سوگِ سیاووش به تن پوشیدهست
این طنینی که سُرایند خموشیها،
از عمقِ فراموشیها
و به گوش آید، ازین گونه، به تکرار مرا.
تا کجا میبَرَد این نقشِ به دیوار مرا؟
– تا درودی به «سمرقندِ چو قند»
و به رودِ سخنِ رودکی آن دم که سرود:
«کس فرستاد به سرّ اندر عیّار مرا.»
شاخ نیلوفرِ مَرو است گَهِ زادنِ مهر
کز دل شطِّ روانِ شنها
میکند جلوه، ازین گونه، به دیدار مرا.
سبزی سروِ قد افراشتهٔ کاشمرست
کز نهانْ سوی قرون،
میشود در نظر این لحظه پدیدار مرا.
چشمِ آن «آهوی سرگشتهٔ کوهی» ست هنوز
که نگه میکند از آن سوی اعصار مرا
بوتهٔ گندم روییده بر آن بامْ سفال
بادآوردهٔ آن خرمنِ آتش زده است
که به یاد آوَرَد از فتنهٔ تاتار مرا.
نقشِ اسلیمیِ آن طاق نماهای بلند
واجُرِ صیقلیِ سر درِ ایوانِ بزرگ
میشود بر سر، چون صاعقه، آوار مرا.
وان کتیبه
که بر آن
نامِ کس از سلسلهای،
نیست پیدا و
خبر میدهد
از سلسلهٔ کار مرا.
کیمیا کاری و دستانِ کدامین دستان
گسترانیده شکوهی به موازاتِ اَبَد
روی آن پنجره با زینتِ عریانیهاش
که گذر میدهد از روزنِ اسرار مرا؟
عجبا کز گذرِ کاشیِ این مَزگَتِ پیر
هوسِ «کوی مغان است دگر بار مرا»
گرچه بس ناژوی واژونه
در آن حاشیهاش
مینماید به نظر،
پیکر مزدک و آن باغِ نگون سار مرا.
در فضایی که مکان گم شده از وسعتِ آن
میروم سوی قرونی که زمان برده ز یاد
گویی از شهپرِ جبریل در آویختهام
یا که سیمرغ گرفته ست به منقار مرا.
تا کجا میبَرَد این نقشِ به دیوار مرا؟
– تا بدانجا که فرو می مانَد،
چشم از دیدن و لب نیز ز گفتار مرا.
«شفیعی کدکنی»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
آدمی تا زمانی که
سختی هایش را میفهمد
زنده است.
ولی وقتی سختیهای دیگران
را درک می کند
آن وقت یک انسان است
لئو تولستوی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
سختی هایش را میفهمد
زنده است.
ولی وقتی سختیهای دیگران
را درک می کند
آن وقت یک انسان است
لئو تولستوی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
از بهرِ دلِ ما را، در رقص درآ یارا
وز ناز چنین میکن آن زلفِ کمند ای جان
✦ مولانا
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
وز ناز چنین میکن آن زلفِ کمند ای جان
✦ مولانا
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
سالهاست منتظر آمدن روزهای بهترم
ولی نمیدانم چرا هنوز هم
دیروزها بهترند...!
✍ احمد محمود
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ولی نمیدانم چرا هنوز هم
دیروزها بهترند...!
✍ احمد محمود
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ایکس هشدار استفاده از VPN را در کنار موقعیت مکانی نمایش میدهد
همانطور که نیکیتا بیر (از مدیران ایکس) وعده داده بود، دقت و شفافیت اطلاعات حسابهای کاربری افزایش یافته است. این پلتفرم اکنون علاوه بر نمایش موقعیت مکانی تقریبی، در صورتی که کاربر از ابزارهای تغییر آیپی استفاده کند، برچسب یا هشداری مبنی بر «استفاده از VPN» (آیکونی شبیه سپر با علامت تعجب در داخل آن) را نیز در کنار موقعیت مکانی او نمایش میدهد.
همچنین کاربرانی که از VPN استفاده نمیکنند در کنار موقعیت مکانی آنها آیکون اینفورمیشن(information icon) که شامل یک دایره که داخل آن علامت تعجب(!) وجود دارد، نمایش داده میشود.
این تغییر جدید بخشی از تلاشهای ایلان ماسک و تیم فنی ایکس برای مقابله با ارتشهای سایبری، رباتها و حسابهای جعلی است که سعی دارند با تغییر موقعیت مکانی خود، بر افکار عمومی در کشورهای دیگر تأثیر بگذارند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
همانطور که نیکیتا بیر (از مدیران ایکس) وعده داده بود، دقت و شفافیت اطلاعات حسابهای کاربری افزایش یافته است. این پلتفرم اکنون علاوه بر نمایش موقعیت مکانی تقریبی، در صورتی که کاربر از ابزارهای تغییر آیپی استفاده کند، برچسب یا هشداری مبنی بر «استفاده از VPN» (آیکونی شبیه سپر با علامت تعجب در داخل آن) را نیز در کنار موقعیت مکانی او نمایش میدهد.
همچنین کاربرانی که از VPN استفاده نمیکنند در کنار موقعیت مکانی آنها آیکون اینفورمیشن(information icon) که شامل یک دایره که داخل آن علامت تعجب(!) وجود دارد، نمایش داده میشود.
این تغییر جدید بخشی از تلاشهای ایلان ماسک و تیم فنی ایکس برای مقابله با ارتشهای سایبری، رباتها و حسابهای جعلی است که سعی دارند با تغییر موقعیت مکانی خود، بر افکار عمومی در کشورهای دیگر تأثیر بگذارند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
علی قلهکی: تا پایان دولت روحانی، حدود ۱۲۰۰ سیم کارت سفید در کشور وجود داشت/ این میزان تا اردیبهشت ۱۴۰۳ به دهها برابر افزایش پیدا کرد (۵۰۰۰۰ عدد) و در شرایط فعلی پیشبینی می شود میزان سیمکارتهای سفید، بالاتر از ارقام ذکر شده در سال گذشته است!/ مرجع اصلی تشخیص سیمکارت سفید، وزارت ارشاد بود ولی در شرایط فعلی مجموعههای دیگر هم اضافه شدهاند/ بخشی از این سیمکارتها صرفا بر روی یک پلتفرم رفع فیلتر هستند و برای مقاصد خاصی استفاده میشوند/ اینترنتهای سفید به دلیل استفاده نکردن از فیلترشکن، راحتتر تحتِ رصد قرار میگیرد/ پزشکیان باید به قولش در مورد فیلترینگ عمل کند
+ نگوییم اینترنت سفید، بگوییم اینترنت گماشته - رانتی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
+ نگوییم اینترنت سفید، بگوییم اینترنت گماشته - رانتی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
Naser Masoudi SazoAvaz
DelAhangaan ناصر مسعودی ساز و آواز سه گاه
خواننده : ناصر مسعودی
ساز و آواز سه گاه
شعر ملک الشعرا بهار
سنتور رضا ورزنده
از برگ سبز 232
در طواف شمع میگفت این سخن پروانهای
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ساز و آواز سه گاه
شعر ملک الشعرا بهار
سنتور رضا ورزنده
از برگ سبز 232
در طواف شمع میگفت این سخن پروانهای
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ناصر مسعودی، خواننده، آهنگساز و نوازنده برجسته گیلان ملقب به «بلبل گیلان» که به عنوان یکی از مهمترین چهرههای موسیقی گیلانی شناخته میشد، در سن ۹۰ سالگی درگذشت
آقای مسعودی پس از چند ماه بیماری در بیمارستان آریای رشت درگذشت.
او مسنترین خواننده باقیمانده ترانههای گیلکی بود و آثاری ماندگار مانند گل پامچال، چقد جنگلا خوسی (موسیقی تیتراژ سریال میرزا کوچک خان)، کوراشیم و بنفشه گل از خود به جای گذاشت.
او در طول ۵۰ سال فعالیت هنری، بیش از ۵۰۰ آهنگ خلق کرد که شامل بیش از ۲۰۰ قطعه فارسی و سنتی و بیش از ۲۵۰ ترانه محلی گیلکی میشود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
آقای مسعودی پس از چند ماه بیماری در بیمارستان آریای رشت درگذشت.
او مسنترین خواننده باقیمانده ترانههای گیلکی بود و آثاری ماندگار مانند گل پامچال، چقد جنگلا خوسی (موسیقی تیتراژ سریال میرزا کوچک خان)، کوراشیم و بنفشه گل از خود به جای گذاشت.
او در طول ۵۰ سال فعالیت هنری، بیش از ۵۰۰ آهنگ خلق کرد که شامل بیش از ۲۰۰ قطعه فارسی و سنتی و بیش از ۲۵۰ ترانه محلی گیلکی میشود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing