IDM طراحی وساخت ایران
127 subscribers
28K photos
16.4K videos
584 files
407 links
طراحی و ساخت ایران
آموزش تکنیک های مهندسی
جامعه شناسی، اقتصاد، فرهنگ، هنر، بهداشت و درمان، حقوق شهروندی و رفاه
@designmanufacturing
Download Telegram
بیانیه جبهه ملی ایران در هفتادویکمین سال‌گرد شهادت دکتر فاطمی

دکتر حسین فاطمی شهید راه آزادی و استقلال ایران
نوزده آبان ۱۴۰۴، هفتادویکمین سالگرد شهادت دکتر حسین فاطمی، از رهبران و بنیانگذاران جبهه ملی ایران برای مبارزه با استبداد داخلی و استعمارگر خارجی بود. اعدام او توسط کودتاچیان ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نه فقط کشتن یک انسان آزادی‌خواه و استقلال‌طلب که اقدامی ددمنشانه به منظور خاموش کردن یک نَهضت ملی پرافتخار بود.
دکتر حسین فاطمی در سنین جوانی در حالی‌که تنها سی‌سال داشت به ضرورت تشکل احزاب و اصناف ملی در قالب جبهه ملی ایران رسید. تأسیس جبهه ملی ایران، نیروی محرکه و قلب تپنده نهضت ملی در ملی شدن صنعت نفت به پیشنهاد او بود. از قضا دکتر فاطمی نخستین کسی بود که در یکی از جلسات شورای مرکزی جبهه ملی ایران، پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت را جهت تصویب در دوره شانزدهم مجلس شورای ملی مطرح کرد. دکتر مصدق درباره نقش دکتر فاطمی در ملی شدن صنعت نفت چنین گفت: «اگر ملی شدن نفت خدمت بزرگی است که به مملکت شده، از آن کسی که اول این پیشنهاد را نمود، باید سپاسگزاری کرد و آن‌کس شهید راه وطن دکتر حسین فاطمی است که در تمام مدت همکاری با این جانب حتی یک ترکِ‌اولی هم از آن بزرگوار دیده نشد.»
نقش او در شکل‌گیری نهضت ملی ایران و پیشنهاد او در قانون ملی شدن صنعت نفت ایران، انکارناشدنی است. شخصیت تأثیرگذار او عامل تعیین‌کننده‌ای در پیشروی اهداف نهضت ملی و دولت ملی داشت. تا جایی‌که استعمار پیرِ بریتانیا دست به کار شد و با تحریک دربار و گروه‌های بنیادگرای متعصب، یعنی فدائیان اسلام، به ترور این رادمرد دست زد.
در روز ۲۳ بهمن ۱۳۳۰ در حالی‌که بر سر مزار محمد مسعود، روزنامه‌نگار شهیدِ راهِ آزادی در حال سخن گفتن از مبارزات مسعود بود، با شلیک گلوله یکی از اعضای فدائیان اسلام، در خون خود درغلطید. دکتر فاطمی از این ترور جان سالم بدر برد، اما جراحت ناشی از این ترور تا دو سال و اندی بعدکه به شهادت رسید، همواره همراه وی بود. او پس از ترور نافرجام حتی در بیمارستان نجمیه نیز مورد سوء‌قصد مجدد مزدوران دربار و بریتانیا قرار گرفت. ترور دکتر حسین فاطمی توسط فدائیان اسلام، هیچگاه از صفحه تاریخ این سرزمین محو نخواهد شد. این ترور، مصداق بارز تروریسم دولتی سیستماتیک است که فدائیان اسلام با تکیه بر بريتانيا به ترور او دست زد.
طنز تلخ تاریخ این است که اکنون با گذشت چهل‌وهفت سال از انقلاب ایران، نه تنها برخی از سران هيأت حاکمه برآمده از آن گروه تروریست هستند، بلکه از همان راه و روش ترور برای حذف مخالفان و روشنفکران استفاده می‌کنند.
جبهه ملی ایران، ملی‌گرایان و رهروان راهِ مصدقِ بزرگ و شهید دکتر حسین فاطمی، هیچگاه آن ترور ناجوانمردانه و ددمنشانه و همراهی آنان با کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را فراموش نمی‌کنند.
نبرد ملت ارگان فدائیان اسلام در فردای کودتا چنین نوشت:
«مصدق غولِ پیرِ خون‌آشام در زیر ضربات محو کننده مسلمانان استعفاء کرد. حسین فاطمی خائِن که از خطر گلوله برادران نجات پیدا کرده بود، قطعه قطعه شد.»
فداییان اسلام کودتا و حمله اراذل و اوباش و نظامیان خائن به خانه دکتر مصدق را گلوله برادران اسلام و ضربات محوکننده مسلمانان‌خواندند!
شگفتا کسانی‌که دکتر فاطمی را ترور کردند، خبر قطعه قطعه شدن او را با بشارت دادند، نه تنها تأیید کننده کودتای ننگین ۲۸ مرداد بودند، بلکه خود کودتاچی بودند، پس از انقلاب ملت ستمدیدهِ ایران، مدعی انقلابی بودن و سکاندار قدرت شدند! کسانی‌که از فلسفی فاسد ستایش می‌کردند و در همان ابتدای انقلاب، او را در بلندای فیضیه نشاندند. خیابان به نام آیت‌الله کاشانی کردند و ترور کننده دکتر فاطمی را به مقام و منصب رساندند.
میراث‌داران کودتا اکنون نه تنها آرمان‌های استقلال‌طلبانه و آزادی‌‌خواهانه ملت ایران را در نهضت پرافتخار ملی به‌رهبری دکتر مصدق و مجاهدت‌های شهید دکتر حسین فاطمی را به تاراج بردند، بلکه همان خط‌مشی مرتجعانه و وابسته، فدائیان اسلام را در پیش گرفتند. سیاست قطعه قطعه کردن مخالفان، نویسندگان و روشنفکران را در داخل و خارج پیشه خود کردند.
دکتر حسین فاطمی روز کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به اختفاء رفت. زیرا قرار بود که او را قطعه قطعه کنند. حکومت برخاسته از کودتا برای پیکر وی جایزه گذاشته بود. شوربختانه روز شش اسفند ۱۳۳۲، کودتاچیان او را دستگیر کردند. پس از دستگیری اراذل و اوباش به سرکردگی شعبان جعفری و البته با فرمان شاه، قصد ترور دوباره وی را داشتند. از همین‌رو، دکتر فاطمی و خواهر شیرزنش سلطنت فاطمی را کنار کاخ شهربانی، با ضربات متعدد چاقو، کاردآجین کردند.
دکتر فاطمی بار دیگر از این ترور جان سالم بدر برد، اما در زندان مخوفِ کودتاچیان، در حالی‌که از پیکر پاکش خون می‌ریخت، با آن پیکر زخمی، نستوه و استوار در دادگاه نظامی، از آرمان‌های نهضت ملی ایران به رهبری دکتر مصدق، جانانه دفاع کرد. او در زندان حسرت یک آه و درخواست عفو را از پادشاه، بر دلِ سیاهِ دربار و دشمنان ایران گذاشت.
دکتر حسین فاطمی در حالی‌که از جراحت دو ترور نافرجام، به شدت بیمار و مجروح بود. به پیشنهاد دو قدرت کودتاگر و دستور پادشاه از روی برانکارد به جوخه آتش سپرده شد و در حالی‌که «زنده‌باد آزادی»، «زنده‌باد مصدق» و «پاینده ایران» سر می‌داد، خون پاکش نهال آزادی ایران‌زمین را آبیاری کرد.
چند دقیقه پیش از شهادت آزموده دادستان ارتش به دکتر فاطمی گفت: «اگر وصیتی دارید بفرمایید، شما که مکرر می‌گفتید من از مرگ ابایی ندارم، مرگ حق است؟» دکتر فاطمی سخنان او را قطع کرد و گفت: «آری آقای آزموده مرگ حق است و من از مرگ ابایی ندارم، آن هم چنین مرگ پرافتخاری، من می‌میرم که نسل جوان ایران از مرگ من عبرتی گرفته و با خون خود از وطنش دفاع کرده و نگذارد جاسوسان اجنبی بر این کشور حکومت کنند. من درهای سفارت انگلیس را بستم، غافل از این‌که تا دربار هست، انگلستان سفارت لازم ندارد.»
اعدام دکتر فاطمی، نه فقط اعدام یک انسان، بلکه ترور عامدانه و سیستماتیکِ دولتی بود که زندگی این شخصیت برومند، تداوم پیدا نکند و نسل‌های بعدی نتوانند پس از دکتر مصدق از رهبري چنین فرد آزادي‌خواه و استقلال‌طلبی بهره‌مند شوند. هیچگاه کودتا، سرکوب، کشتار، شکنجه، خفقان و اختناق ۲۵ ساله، از اذهان خارج نخواهد شد. شگفتا که میراث‌داران آن داغ و درفش اکنون مدعی مبارزه در راه آزادی و مدعی دوباره قدرت بر مردم ستمدیده شده اند.
نظام گذشته نه تنها دکتر فاطمی را چنین بی‌رحمانه اعدام کرد، بلکه در ادامه به سرکوب احزاب، به ویژه ملی‌گرایان راه دکتر مصدق پرداخت. دکتر مصدق را تا آخر عمر پربرکتش در زندان و حصر نگهداشت. اجازه ندادند جریان ملی در ایران دوباره شکل بگیرد و پیوسته آن‌را سرکوب کردند. از این سرکوب و فرصت، میراث‌داران فدائیان اسلام و کاشانی استفاده کرده و انقلاب مردمی را به تاراج بردند و کار ناقص شاه را به طور کامل اجرا کردند. به ویژه قتل‌عام‌های بی‌رحمانه در دهه شصت، قتل‌های سبعانه دگراندیشان در داخل و خارج، استبداد مطلق، نابرابری، فساد و فقر فراگیر، سرکوب همه طبقات اجتماعی، به‌ویژه زنان، کارگران، معلمان و جوانان را در دستور کار خود قرار دادند.
جبهه ملی ایران بر این باور است که مجازات اعدام یک ترور دولتی و یک اقدام شنیع ضد بشری است که باید برای همیشه در کشور با فرهنگ و متمدن ما کنار گذاشته شود.

هیات رهبری اجرائی جبهه ملی ایران
تهران – ۱۹ آبان ۱۴۰۴

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
با تمام اشکهایم
‌
شرم‌تان باد ای خداوندان قدرت!
بس کنید!
بس کنید از این همه ظلم و قساوت،
بس کنید!

ای نگهبانان آزادی!
نگهداران صلح!
ای جهان را لطف‌تان تا قعر دوزخ رهنمون!
سرب داغ است این که می‌بارید بر دل‌های مردم،
سرب داغ!
موج خون است این که می‌رانید بر آن
کشتی خودکامگی را
موج خون!

گر نه کورید و نه کر،
گر مسلسل‌های تان یک لحظه ساکت می‌شوند؛
بشنوید و بنگرید:
بشنوید این "وایِ" مادرهای جان‌آزرده است،
کاندرین شب‌های وحشت سوگواری می‌کنند!
بشنوید این بانگ فرزندان مادر مرده است؛
کز ستم‌های شما هر گوشه زاری می کنند.
بنگرید این کشتزاران را، که مزدوران‌تان
روز و شب، با خون مردم، آبیاری می‌کنند!
بنگرید این خلق عالم را، که دندان بر جگر،
دم‌به‌دم بیدادتان را،
بردباری می کنند!

دست ها از دست‌‌تان ای سنگ چشمان، بر خداست
گرچه می‌دانم،
آنچه بیداری ندارد،
خواب مرگ بی گناهان است و وجدان شماست!
با تمام اشکهایم، باز، -نومیدانه-
خواهش می‌کنم:
‌
بس کنید!
بس کنید!
فکر مادرهای دلواپس کنید.
رحم بر این غنچه‌های نازک نورس کنید.
بس کنید!
‌
«فریدون مشیری»

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دیکتاتورها بلایای طبیعی نیستند آنها با همدستی خود مردم رشد می‌کنند، و اتفاقا قربانیان خود را از میان همان مردمی برمی‌گزینند که آنها را انتخاب کرده‌اند.

📕 جشن بز نر
🖌ماریو بارگاس یوسا

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
غزلیات حافظ 74
@audiobo0ok
🎧 غزلیات حافظ《۷۴》
📖 هر روز یک غزل از حافظ
🎙 غزل شماره ۷۴

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
مردم تا جایی درک عدالت دارند که با منافعشان سازگار باشد.

📚ژان کریستف
✍رومن رولان

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
میزان اعتماد مردم به یکدیگر در ۹۰ کشور جهان

بر اساس داده‌های یک نظرسنجی در سال ۲۰۲۲ (که در سال ۲۰۲۴ منتشر شده)، در کشورهای شمال اروپا بیشتر مردم قابل اعتماد در نظر گرفته می‌شوند.

دانمارک، نروژ، فنلاند، سوئد و ایسلند پنج مورد از شش جایگاه نخست را در میان کشورهای دارای بیشترین میزان اعتماد به دیگران به خود اختصاص داده‌اند.چین (رتبه چهارم با ۶۳ درصد) تنها کشور غیرغربی در میان کشورهای دارای بالاترین سطح اعتماد بین مردم است.

تنها ۱۵ درصد از شهروندان ایرانی بر این باور بوده‌اند که اکثر مردم قابل اعتمادند که ایران را در جایگاه ۶۰اُم این رتبه‌بندی قرار داده است.

اکونومیست فارسی

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
مثل قارچ زاده نشدم بی پدر و مادر، اما مثل قارچ نمو کردم، ولی نه مثل قارچ زود از پا در آمدم. هر جا نَمی بود به خود کشیدم، کسی نشد مرا آبیاری کند. من نمو کردم... مثل درخت سنجد کج و معوج و قانع به آب کم و شدم معلم روستاهای آذربایجان. پدرم می‌گوید: اگر ایران را میان ایرانیان تقسیم کنید از همین بیشتر نصیب تو نمی‌شود. 
  
مرا از آذر شهر به گاوگان فرستادند، ۲۴۰ تومن از حقوقم کسر کردند که چرا در امور مسخره اداری دخالت کرده بودم. به محض اینکه به گاوگان رسیدم شروع به کار کردم. مثل یک گاو پُرکار درس دادم. بعضی‌ها تعجب می‌کردند که چرا با این همه ظلمی که بهت رسیده، باز هم جانفشانی می‌کنی، این آدم‌ها فقط نوک بینی‌شان را می‌دیدند، نه یک قدم آن دورتر را. خودم را به گاوگان عادت دادم و بی‌اعتنا کار کردم...

سعی کن بی‌اعتنا باشی. اما نه اینکه کار نکنی و بیکاره باشی، ها! غرض رفتن است نه رسیدن. زندگی کلاف سردرگمی است. به هیچ‌جا راه نمی‌برد. اما نباید ایستاد. این که می‌دانیم نخواهیم رسید، نباید ایستاد.

صمد بهرنگی

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دلم تنگ است.
بیا ای روشن، ای روشن‌تر از لبخند.
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها،
دلم تنگ است...

مهدی اخوان ثالث

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
‌«سانسور همیشه از پنجره اخلاق وارد می‌شود و بعد شکل‌های دیگر پیدا می‌کند.»
چندوقت پیش یکی گفته بود «کار هنری نکردن»، اعتراضِ هنرمند نیست و هنرمند نباید با «کارنکردن» توهم داشته باشد که دارد اعتراض می‌کند.

ولی ناصر تقوایی در این چنددهه تا آخرین روز و لحظه زندگی‌اش، خلاف این برداشت ساده و دم‌دستی را ثابت کرد؛ با تمام جان و توان و هنرش هم ثابت کرد.

او که در فیلمسازی، مستندسازی، فیلمنامه‌نویسی و نویسندگی، رقیب زیادی در این سرزمین نداشت، معتقد بود در جامعه سانسورزده، جامعه زیر فشار و محدودشده در ده‌ها نوع خط قرمز، هنرمند باید با «نگفتن» حرف بزند و با «نمایش‌ندادن» نمایش دهد.

آنقدر به این روش اعتراضی، باور داشت که حدود سه‌دهه پیش، دست از فیلمسازی کشید و کتابی هم منتشر نکرد، چون از دید او در جامعه سانسورزده حاصل کار هنرمند، دیگر فیلم و کتاب خود هنرمند نیست: «هنری که جامعه‌ات رو پنهان کنه، تبلیغه، نه هنر.»

ناصر تقوایی (۱۴۰۴-۱۳۲۰) برخلاف باوری ساده‌انگارانه، توهم نداشت بلکه عمیقا باور داشت، سانسور همیشه اول از پنجره اخلاق وارد می‌شود، پس باید مقابلش ایستاد تا وارد بقیه زندگیت نشود، تا وارد وجود خودت هم نشود.

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
هر فکر غلطی که دنبال می‌کنیم، جنایتی است که در حق نسل‌های آینده مرتکب می‌شویم.

📚ظلمت در نیمروز
✍آرتور کستلر

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مدلسازی تعدادی از مکانیزم‌ها و کوپلینگ‌های مهم مکانیکی با استفاده از اسباب‌بازی لِگو LEGO

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
غزلیات حافظ 75
@audiobo0ok
🎧 غزلیات حافظ《۷۵》
📖 هر روز یک غزل از حافظ
🎙 غزل شماره ۷۵

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دکان سازمان‌سازی به نام «رییسی» تا کجا پیش خواهد رفت؟

✍️مصطفی فقیهی

پس یادداشت می‌کنیم
‏که علی‌الحساب، بودجه‌های مراکز ذیل از جیب مردم به نزدیکانِ مرحوم ‌ رییسی ⁩ در زمان حیات، خواهد رسید:

‏۱. بنیاد بین‌المللی شهید رییسی
‏۲. اندیشکده‌ی کشورداری شهید رییسی
‏۳. دانشکده‌ی شهید رییسی
‏۴. ساخت سریال تلویزیونی شهید رییسی

‏اقدامات احتمالی بعدی:
‏- ستاد اجرایی فرمان شهید رییسی
‏- موسسه مالی اعتباری شهید رییسی
‏-کمیته‌ی امداد شهید رییسی
‏-موسسه‌ی تنظیم‌ونشر آثار شهید رییسی
‏- خیریه‌ی شهید آیت‌الله رییسی
‏- آستان قدس آیت‌الله شهید رییسی
‏-حوزه‌ی علمیه شهید رییسی
‏- حسینیه‌ی شهید رییسی

❗️‏و از همه مهم‌تر:
‏لیست انتخاباتی شهید رییسی برای شوراها، مجلس و …

‏مابقی‌اش را شما بگویید!

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ضربی ماهور_بیکلام
@bazmemousighi
🎼 قطعه‌ی «ضربی ماهور»
آهنگساز: همایون خرم
پیانو: بردیا صدرنوری
ویولن: بابک شهرکی
۱۳۹۷_تالار رودکی

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خودسوزی در ملأعام، بازتاب توحش ساختار و پژواک فروپاشی اجتماعی‌ست

✍️دكتر نورايمان قهارى، روانشناس

دو خودسوزی اخیر، شاهو صفری و احمد بالدی، داغی تازه بر جان جامعه نشاند و برگ دیگری به پرونده‌ سنگین جنایت‌های جمهوری اسلامی افزود. این مرگ‌ها را نمي‌توان صرفا شخصی دانست؛ آن‌ها بازتاب خشم انباشته، نابرابری‌های مزمن، و حذف مسیرهای اعتراض‌اند. خودسوزی در چنین شرایطی، نه پژواکی از یک بحران فردی، بلکه بازتابی از سرکوب فراگیر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی‌ست. گزارش‌های اخیر سازمان جهانی بهداشت و مطالعات "بار جهانی بیماری‌ها" نشان می‌دهند که بالاترین نرخ خودسوزی، نه در مناطق جنگی، بلکه در کشورهایی دیده می‌شود که با نابرابری ساختاری، انسداد سیاسی، و نبود نهادهای پاسخگو مواجه‌اند، جایی که رنج عمومی نه تنها شنیده نمي‌شود، بلكه انکار می‌شود. ما در ايران شاهد خودسوزى هاى بسيارى از جانب زنان بوده ايم. مطالعات نشان می‌دهند که خودسوزی در بافت‌های مختلف، از ریشه‌های متفاوتی تغذیه می‌کند. در بسیاری از موارد، به‌ویژه در میان زنان، خودسوزی در فضاهای خانگی و در پاسخ به خشونت جنسی، انزوای اجتماعی و محرومیت از حمایت‌های حقوقی رخ می‌دهد. این کنش‌ها الزاماً بی‌معنا نیستند، اما اغلب محصول استیصال، بی‌پناهی و انسداد کامل چشم‌انداز نجات‌اند. در سوی دیگر، خودسوزی در ملأعام، به‌ویژه در نظام‌های سرکوبگر، بیشتر بعنوان کنشی سیاسی یا اعتراضی شناخته می‌شود که تلاش دارد درد فردی را به مسئله‌ای عمومی بدل کند. حتی اگر خودِ فرد، نیت سیاسی نداشته باشد یا آن را کنشی سیاسی نداند. با وجود این‌که معمولاً خودکشی را به اختلالات روانی نسبت می‌دهند، پژوهش‌ها نشان داده‌اند که در بیش از ۶۰٪ از موارد، افرادی که دست به خودسوزی زده‌اند، سابقه‌ اختلال جدی روانپزشکی نداشته‌اند. این داده‌ها، رابطه‌ قطعی میان خودکشی و بیماری روانی را به‌چالش می‌کشند و توجه را به ساختارهای معیوب اجتماعی و سیاسی بعنوان بستر اصلی این کنش‌ها جلب می‌کنند. در بافت‌هایی که ساختار پاسخگو نیست، رسانه خاموش است و مسیرهای مدنی مسدود شده‌اند، بدن انسان بدل به آخرین رسانه می‌شود. این عمل، تلاشی‌ست برای بازگرداندن عاملیت فردی و شکستن سکوتِ ساختاری؛ کنشی دردناک، اما حامل پیام جمعی. با این‌حال، قدرت نمادین خودسوزی، در غیاب روایت‌گری مسئولانه، می‌تواند به الگویی خطرناک بدل شود، به‌ویژه زمانی که رسانه‌ها یا جریان‌های اجتماعی، این کنش‌ها را به‌نحوی تقدیس‌آمیز یا قهرمانانه بازنمایی می‌کنند. چنین مواجهه‌ای، ناخواسته امکان تکرار را در میان آسیب‌پذیرترین اقشار تقویت می‌کند. مرز میان همدلی و اسطوره‌سازی باید دقیق حفظ شود؛ تمرکز ما باید بر پیشگیری، آگاهی‌سازی و بازسازی امید اجتماعی باشد. رویارویی با پدیده‌ خودسوزی نیازمند نگاهی تحلیلی و ساختارمحور است، فراتر از تقلیل آن به انتخاب فردی یا بحران روانی. مواجهه‌ اخلاقی با این وضعیت نه در توجیه و نه در تحسین آن است، بلکه در ساختن فضاهایی‌ست که در آن، زیستن، اعتراض و بقا ممکن بماند. مقاومت و مبارزه زندگی‌محور، از سازمان‌یابی محلی، روایت‌گری جمعی، تا اعتصاب و اعتراض متحدانه، اثربخشی و ماندگاری بسیار بیشتری دارد از مرگی که تنها لحظه‌ای در حافظه‌ جمعی میماند. پیشگیری، نه صرفاً در مداخلات بالینی، بلکه در بازسازی زیرساخت‌های عدالت، امنیت اجتماعی و کرامت انسانی معنا پیدا میکند. قدرت پیوندهای انسانی را نباید دست‌کم گرفت: از گروه‌های شنیدن و همدلی، تا حمایت‌های زنجیره‌ای کوتاه‌مدت، چه در قالب کمک مالی باشد، چه در همراهی عاطفی، همه می‌توانند نجات‌بخش باشند. رسالت ما، ساختن جهانی‌ست که در آن، زندگی، نه مرگ، به زبان اعتراض تبدیل شود. تغییری که از مرگ خودخواسته برنمی‌آید، از زنده‌ماندن، پیوستن و ایستادگی جمعی پدید می‌آید. تغییری که هیچ ساختار سرکوبگری توان ایستادگی در برابر آن را ندارد. در پایان، یادآوری سخن صمد بهرنگی در چارچوب مبارزه با ظلم، آموزگاری که زبان رنج مردم را می‌فهمید، از معنا تهی نیست: "مرگ خیلی آسان می‌تواند الان به سراغ من بیاید، اما من تا می‌توانم زندگی کنم نباید به پیشواز مرگ بروم… مهم این است که زندگی یا مرگ من، چه اثری در زندگی دیگران داشته باشد." امروز نیز در برابر نظامی که زندگی را بی‌ارزش و مرگ را بی‌پاسخ می‌خواهد، ما باید بر زنده‌ماندن، ایستادن و تغییر پافشاری کنیم. نظامی که برای جان انسان‌ها ارزشی قائل نیست، حتی از مرگی که به دست خود انسان رقم بخورد، سود میبرد. یکی از اهداف پایدار سرکوب، شکستن همبستگی، پراکندگی اجتماعی و بی‌حس‌کردن ما نسبت به رنج یکدیگر است. در برابر این منطق، زنده‌ماندن خود شکلی از مقاومت است. زنده بمانیم، و متحدانه بجنگیم.

بازنشر از: تلگرام »دكتر نورايمان قهارى، روانشناس»

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing