آمد ز درم خنده به لب بوسه طلب مست
در دامن پندار من می زده بنشست
لبهاش شراب سخن عشق فروریخت
بر اشک نیازم ره دیوانگری بست
آن ترک ستم کیش که ترک دل ما گفت
بازآمد و هر عهدکه بستم همه بشکست
گفتم که دگر در سر من شور غمت نیست
در چشم من آویخت نگاهش که ببین هست
گفتم به خدا سینه ام از عشق تو خالیست
وآن رشته ی پیوند من و زلف تو بگسست
خندیدوازآن چشمه ی خورشیدشررریخت
دل ذره صفت باز به آن سلسله پیوست
او کودک خودخواه زمانست وعجب نیست
گر لعبتم ودر کف او می روم از دست
لعبت والا (شیبانی)
شاهزادهاى آرام، شکیبا و مبارز
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
در دامن پندار من می زده بنشست
لبهاش شراب سخن عشق فروریخت
بر اشک نیازم ره دیوانگری بست
آن ترک ستم کیش که ترک دل ما گفت
بازآمد و هر عهدکه بستم همه بشکست
گفتم که دگر در سر من شور غمت نیست
در چشم من آویخت نگاهش که ببین هست
گفتم به خدا سینه ام از عشق تو خالیست
وآن رشته ی پیوند من و زلف تو بگسست
خندیدوازآن چشمه ی خورشیدشررریخت
دل ذره صفت باز به آن سلسله پیوست
او کودک خودخواه زمانست وعجب نیست
گر لعبتم ودر کف او می روم از دست
لعبت والا (شیبانی)
شاهزادهاى آرام، شکیبا و مبارز
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
برقص!
و بگذار آوازت در شهر بپیچد.
برقص! تا ناکسانی که
دل به اندوه تو بستهاند،
بدانند که ما هرگز
از دوست داشتن و شادمانی
دست نخواهیم کشید
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
و بگذار آوازت در شهر بپیچد.
برقص! تا ناکسانی که
دل به اندوه تو بستهاند،
بدانند که ما هرگز
از دوست داشتن و شادمانی
دست نخواهیم کشید
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
نتایج تازهترین نظرسنجی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران، «ایسپا»، که به سفارش نهاد ریاست جمهوری تهیه میشود نشان میدهد که سطح نارضایتی مردم از وضعیت کشور به «حدود ۹۲ درصد» رسیده است.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بیانیه جبهه ملی ایران در هفتادویکمین سالگرد شهادت دکتر فاطمی
دکتر حسین فاطمی شهید راه آزادی و استقلال ایران
نوزده آبان ۱۴۰۴، هفتادویکمین سالگرد شهادت دکتر حسین فاطمی، از رهبران و بنیانگذاران جبهه ملی ایران برای مبارزه با استبداد داخلی و استعمارگر خارجی بود. اعدام او توسط کودتاچیان ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نه فقط کشتن یک انسان آزادیخواه و استقلالطلب که اقدامی ددمنشانه به منظور خاموش کردن یک نَهضت ملی پرافتخار بود.
دکتر حسین فاطمی در سنین جوانی در حالیکه تنها سیسال داشت به ضرورت تشکل احزاب و اصناف ملی در قالب جبهه ملی ایران رسید. تأسیس جبهه ملی ایران، نیروی محرکه و قلب تپنده نهضت ملی در ملی شدن صنعت نفت به پیشنهاد او بود. از قضا دکتر فاطمی نخستین کسی بود که در یکی از جلسات شورای مرکزی جبهه ملی ایران، پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت را جهت تصویب در دوره شانزدهم مجلس شورای ملی مطرح کرد. دکتر مصدق درباره نقش دکتر فاطمی در ملی شدن صنعت نفت چنین گفت: «اگر ملی شدن نفت خدمت بزرگی است که به مملکت شده، از آن کسی که اول این پیشنهاد را نمود، باید سپاسگزاری کرد و آنکس شهید راه وطن دکتر حسین فاطمی است که در تمام مدت همکاری با این جانب حتی یک ترکِاولی هم از آن بزرگوار دیده نشد.»
نقش او در شکلگیری نهضت ملی ایران و پیشنهاد او در قانون ملی شدن صنعت نفت ایران، انکارناشدنی است. شخصیت تأثیرگذار او عامل تعیینکنندهای در پیشروی اهداف نهضت ملی و دولت ملی داشت. تا جاییکه استعمار پیرِ بریتانیا دست به کار شد و با تحریک دربار و گروههای بنیادگرای متعصب، یعنی فدائیان اسلام، به ترور این رادمرد دست زد.
در روز ۲۳ بهمن ۱۳۳۰ در حالیکه بر سر مزار محمد مسعود، روزنامهنگار شهیدِ راهِ آزادی در حال سخن گفتن از مبارزات مسعود بود، با شلیک گلوله یکی از اعضای فدائیان اسلام، در خون خود درغلطید. دکتر فاطمی از این ترور جان سالم بدر برد، اما جراحت ناشی از این ترور تا دو سال و اندی بعدکه به شهادت رسید، همواره همراه وی بود. او پس از ترور نافرجام حتی در بیمارستان نجمیه نیز مورد سوءقصد مجدد مزدوران دربار و بریتانیا قرار گرفت. ترور دکتر حسین فاطمی توسط فدائیان اسلام، هیچگاه از صفحه تاریخ این سرزمین محو نخواهد شد. این ترور، مصداق بارز تروریسم دولتی سیستماتیک است که فدائیان اسلام با تکیه بر بريتانيا به ترور او دست زد.
طنز تلخ تاریخ این است که اکنون با گذشت چهلوهفت سال از انقلاب ایران، نه تنها برخی از سران هيأت حاکمه برآمده از آن گروه تروریست هستند، بلکه از همان راه و روش ترور برای حذف مخالفان و روشنفکران استفاده میکنند.
جبهه ملی ایران، ملیگرایان و رهروان راهِ مصدقِ بزرگ و شهید دکتر حسین فاطمی، هیچگاه آن ترور ناجوانمردانه و ددمنشانه و همراهی آنان با کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را فراموش نمیکنند.
نبرد ملت ارگان فدائیان اسلام در فردای کودتا چنین نوشت:
«مصدق غولِ پیرِ خونآشام در زیر ضربات محو کننده مسلمانان استعفاء کرد. حسین فاطمی خائِن که از خطر گلوله برادران نجات پیدا کرده بود، قطعه قطعه شد.»
فداییان اسلام کودتا و حمله اراذل و اوباش و نظامیان خائن به خانه دکتر مصدق را گلوله برادران اسلام و ضربات محوکننده مسلمانانخواندند!
شگفتا کسانیکه دکتر فاطمی را ترور کردند، خبر قطعه قطعه شدن او را با بشارت دادند، نه تنها تأیید کننده کودتای ننگین ۲۸ مرداد بودند، بلکه خود کودتاچی بودند، پس از انقلاب ملت ستمدیدهِ ایران، مدعی انقلابی بودن و سکاندار قدرت شدند! کسانیکه از فلسفی فاسد ستایش میکردند و در همان ابتدای انقلاب، او را در بلندای فیضیه نشاندند. خیابان به نام آیتالله کاشانی کردند و ترور کننده دکتر فاطمی را به مقام و منصب رساندند.
میراثداران کودتا اکنون نه تنها آرمانهای استقلالطلبانه و آزادیخواهانه ملت ایران را در نهضت پرافتخار ملی بهرهبری دکتر مصدق و مجاهدتهای شهید دکتر حسین فاطمی را به تاراج بردند، بلکه همان خطمشی مرتجعانه و وابسته، فدائیان اسلام را در پیش گرفتند. سیاست قطعه قطعه کردن مخالفان، نویسندگان و روشنفکران را در داخل و خارج پیشه خود کردند.
دکتر حسین فاطمی روز کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به اختفاء رفت. زیرا قرار بود که او را قطعه قطعه کنند. حکومت برخاسته از کودتا برای پیکر وی جایزه گذاشته بود. شوربختانه روز شش اسفند ۱۳۳۲، کودتاچیان او را دستگیر کردند. پس از دستگیری اراذل و اوباش به سرکردگی شعبان جعفری و البته با فرمان شاه، قصد ترور دوباره وی را داشتند. از همینرو، دکتر فاطمی و خواهر شیرزنش سلطنت فاطمی را کنار کاخ شهربانی، با ضربات متعدد چاقو، کاردآجین کردند.
دکتر حسین فاطمی شهید راه آزادی و استقلال ایران
نوزده آبان ۱۴۰۴، هفتادویکمین سالگرد شهادت دکتر حسین فاطمی، از رهبران و بنیانگذاران جبهه ملی ایران برای مبارزه با استبداد داخلی و استعمارگر خارجی بود. اعدام او توسط کودتاچیان ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نه فقط کشتن یک انسان آزادیخواه و استقلالطلب که اقدامی ددمنشانه به منظور خاموش کردن یک نَهضت ملی پرافتخار بود.
دکتر حسین فاطمی در سنین جوانی در حالیکه تنها سیسال داشت به ضرورت تشکل احزاب و اصناف ملی در قالب جبهه ملی ایران رسید. تأسیس جبهه ملی ایران، نیروی محرکه و قلب تپنده نهضت ملی در ملی شدن صنعت نفت به پیشنهاد او بود. از قضا دکتر فاطمی نخستین کسی بود که در یکی از جلسات شورای مرکزی جبهه ملی ایران، پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت را جهت تصویب در دوره شانزدهم مجلس شورای ملی مطرح کرد. دکتر مصدق درباره نقش دکتر فاطمی در ملی شدن صنعت نفت چنین گفت: «اگر ملی شدن نفت خدمت بزرگی است که به مملکت شده، از آن کسی که اول این پیشنهاد را نمود، باید سپاسگزاری کرد و آنکس شهید راه وطن دکتر حسین فاطمی است که در تمام مدت همکاری با این جانب حتی یک ترکِاولی هم از آن بزرگوار دیده نشد.»
نقش او در شکلگیری نهضت ملی ایران و پیشنهاد او در قانون ملی شدن صنعت نفت ایران، انکارناشدنی است. شخصیت تأثیرگذار او عامل تعیینکنندهای در پیشروی اهداف نهضت ملی و دولت ملی داشت. تا جاییکه استعمار پیرِ بریتانیا دست به کار شد و با تحریک دربار و گروههای بنیادگرای متعصب، یعنی فدائیان اسلام، به ترور این رادمرد دست زد.
در روز ۲۳ بهمن ۱۳۳۰ در حالیکه بر سر مزار محمد مسعود، روزنامهنگار شهیدِ راهِ آزادی در حال سخن گفتن از مبارزات مسعود بود، با شلیک گلوله یکی از اعضای فدائیان اسلام، در خون خود درغلطید. دکتر فاطمی از این ترور جان سالم بدر برد، اما جراحت ناشی از این ترور تا دو سال و اندی بعدکه به شهادت رسید، همواره همراه وی بود. او پس از ترور نافرجام حتی در بیمارستان نجمیه نیز مورد سوءقصد مجدد مزدوران دربار و بریتانیا قرار گرفت. ترور دکتر حسین فاطمی توسط فدائیان اسلام، هیچگاه از صفحه تاریخ این سرزمین محو نخواهد شد. این ترور، مصداق بارز تروریسم دولتی سیستماتیک است که فدائیان اسلام با تکیه بر بريتانيا به ترور او دست زد.
طنز تلخ تاریخ این است که اکنون با گذشت چهلوهفت سال از انقلاب ایران، نه تنها برخی از سران هيأت حاکمه برآمده از آن گروه تروریست هستند، بلکه از همان راه و روش ترور برای حذف مخالفان و روشنفکران استفاده میکنند.
جبهه ملی ایران، ملیگرایان و رهروان راهِ مصدقِ بزرگ و شهید دکتر حسین فاطمی، هیچگاه آن ترور ناجوانمردانه و ددمنشانه و همراهی آنان با کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را فراموش نمیکنند.
نبرد ملت ارگان فدائیان اسلام در فردای کودتا چنین نوشت:
«مصدق غولِ پیرِ خونآشام در زیر ضربات محو کننده مسلمانان استعفاء کرد. حسین فاطمی خائِن که از خطر گلوله برادران نجات پیدا کرده بود، قطعه قطعه شد.»
فداییان اسلام کودتا و حمله اراذل و اوباش و نظامیان خائن به خانه دکتر مصدق را گلوله برادران اسلام و ضربات محوکننده مسلمانانخواندند!
شگفتا کسانیکه دکتر فاطمی را ترور کردند، خبر قطعه قطعه شدن او را با بشارت دادند، نه تنها تأیید کننده کودتای ننگین ۲۸ مرداد بودند، بلکه خود کودتاچی بودند، پس از انقلاب ملت ستمدیدهِ ایران، مدعی انقلابی بودن و سکاندار قدرت شدند! کسانیکه از فلسفی فاسد ستایش میکردند و در همان ابتدای انقلاب، او را در بلندای فیضیه نشاندند. خیابان به نام آیتالله کاشانی کردند و ترور کننده دکتر فاطمی را به مقام و منصب رساندند.
میراثداران کودتا اکنون نه تنها آرمانهای استقلالطلبانه و آزادیخواهانه ملت ایران را در نهضت پرافتخار ملی بهرهبری دکتر مصدق و مجاهدتهای شهید دکتر حسین فاطمی را به تاراج بردند، بلکه همان خطمشی مرتجعانه و وابسته، فدائیان اسلام را در پیش گرفتند. سیاست قطعه قطعه کردن مخالفان، نویسندگان و روشنفکران را در داخل و خارج پیشه خود کردند.
دکتر حسین فاطمی روز کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به اختفاء رفت. زیرا قرار بود که او را قطعه قطعه کنند. حکومت برخاسته از کودتا برای پیکر وی جایزه گذاشته بود. شوربختانه روز شش اسفند ۱۳۳۲، کودتاچیان او را دستگیر کردند. پس از دستگیری اراذل و اوباش به سرکردگی شعبان جعفری و البته با فرمان شاه، قصد ترور دوباره وی را داشتند. از همینرو، دکتر فاطمی و خواهر شیرزنش سلطنت فاطمی را کنار کاخ شهربانی، با ضربات متعدد چاقو، کاردآجین کردند.
دکتر فاطمی بار دیگر از این ترور جان سالم بدر برد، اما در زندان مخوفِ کودتاچیان، در حالیکه از پیکر پاکش خون میریخت، با آن پیکر زخمی، نستوه و استوار در دادگاه نظامی، از آرمانهای نهضت ملی ایران به رهبری دکتر مصدق، جانانه دفاع کرد. او در زندان حسرت یک آه و درخواست عفو را از پادشاه، بر دلِ سیاهِ دربار و دشمنان ایران گذاشت.
دکتر حسین فاطمی در حالیکه از جراحت دو ترور نافرجام، به شدت بیمار و مجروح بود. به پیشنهاد دو قدرت کودتاگر و دستور پادشاه از روی برانکارد به جوخه آتش سپرده شد و در حالیکه «زندهباد آزادی»، «زندهباد مصدق» و «پاینده ایران» سر میداد، خون پاکش نهال آزادی ایرانزمین را آبیاری کرد.
چند دقیقه پیش از شهادت آزموده دادستان ارتش به دکتر فاطمی گفت: «اگر وصیتی دارید بفرمایید، شما که مکرر میگفتید من از مرگ ابایی ندارم، مرگ حق است؟» دکتر فاطمی سخنان او را قطع کرد و گفت: «آری آقای آزموده مرگ حق است و من از مرگ ابایی ندارم، آن هم چنین مرگ پرافتخاری، من میمیرم که نسل جوان ایران از مرگ من عبرتی گرفته و با خون خود از وطنش دفاع کرده و نگذارد جاسوسان اجنبی بر این کشور حکومت کنند. من درهای سفارت انگلیس را بستم، غافل از اینکه تا دربار هست، انگلستان سفارت لازم ندارد.»
اعدام دکتر فاطمی، نه فقط اعدام یک انسان، بلکه ترور عامدانه و سیستماتیکِ دولتی بود که زندگی این شخصیت برومند، تداوم پیدا نکند و نسلهای بعدی نتوانند پس از دکتر مصدق از رهبري چنین فرد آزاديخواه و استقلالطلبی بهرهمند شوند. هیچگاه کودتا، سرکوب، کشتار، شکنجه، خفقان و اختناق ۲۵ ساله، از اذهان خارج نخواهد شد. شگفتا که میراثداران آن داغ و درفش اکنون مدعی مبارزه در راه آزادی و مدعی دوباره قدرت بر مردم ستمدیده شده اند.
نظام گذشته نه تنها دکتر فاطمی را چنین بیرحمانه اعدام کرد، بلکه در ادامه به سرکوب احزاب، به ویژه ملیگرایان راه دکتر مصدق پرداخت. دکتر مصدق را تا آخر عمر پربرکتش در زندان و حصر نگهداشت. اجازه ندادند جریان ملی در ایران دوباره شکل بگیرد و پیوسته آنرا سرکوب کردند. از این سرکوب و فرصت، میراثداران فدائیان اسلام و کاشانی استفاده کرده و انقلاب مردمی را به تاراج بردند و کار ناقص شاه را به طور کامل اجرا کردند. به ویژه قتلعامهای بیرحمانه در دهه شصت، قتلهای سبعانه دگراندیشان در داخل و خارج، استبداد مطلق، نابرابری، فساد و فقر فراگیر، سرکوب همه طبقات اجتماعی، بهویژه زنان، کارگران، معلمان و جوانان را در دستور کار خود قرار دادند.
جبهه ملی ایران بر این باور است که مجازات اعدام یک ترور دولتی و یک اقدام شنیع ضد بشری است که باید برای همیشه در کشور با فرهنگ و متمدن ما کنار گذاشته شود.
هیات رهبری اجرائی جبهه ملی ایران
تهران – ۱۹ آبان ۱۴۰۴
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دکتر حسین فاطمی در حالیکه از جراحت دو ترور نافرجام، به شدت بیمار و مجروح بود. به پیشنهاد دو قدرت کودتاگر و دستور پادشاه از روی برانکارد به جوخه آتش سپرده شد و در حالیکه «زندهباد آزادی»، «زندهباد مصدق» و «پاینده ایران» سر میداد، خون پاکش نهال آزادی ایرانزمین را آبیاری کرد.
چند دقیقه پیش از شهادت آزموده دادستان ارتش به دکتر فاطمی گفت: «اگر وصیتی دارید بفرمایید، شما که مکرر میگفتید من از مرگ ابایی ندارم، مرگ حق است؟» دکتر فاطمی سخنان او را قطع کرد و گفت: «آری آقای آزموده مرگ حق است و من از مرگ ابایی ندارم، آن هم چنین مرگ پرافتخاری، من میمیرم که نسل جوان ایران از مرگ من عبرتی گرفته و با خون خود از وطنش دفاع کرده و نگذارد جاسوسان اجنبی بر این کشور حکومت کنند. من درهای سفارت انگلیس را بستم، غافل از اینکه تا دربار هست، انگلستان سفارت لازم ندارد.»
اعدام دکتر فاطمی، نه فقط اعدام یک انسان، بلکه ترور عامدانه و سیستماتیکِ دولتی بود که زندگی این شخصیت برومند، تداوم پیدا نکند و نسلهای بعدی نتوانند پس از دکتر مصدق از رهبري چنین فرد آزاديخواه و استقلالطلبی بهرهمند شوند. هیچگاه کودتا، سرکوب، کشتار، شکنجه، خفقان و اختناق ۲۵ ساله، از اذهان خارج نخواهد شد. شگفتا که میراثداران آن داغ و درفش اکنون مدعی مبارزه در راه آزادی و مدعی دوباره قدرت بر مردم ستمدیده شده اند.
نظام گذشته نه تنها دکتر فاطمی را چنین بیرحمانه اعدام کرد، بلکه در ادامه به سرکوب احزاب، به ویژه ملیگرایان راه دکتر مصدق پرداخت. دکتر مصدق را تا آخر عمر پربرکتش در زندان و حصر نگهداشت. اجازه ندادند جریان ملی در ایران دوباره شکل بگیرد و پیوسته آنرا سرکوب کردند. از این سرکوب و فرصت، میراثداران فدائیان اسلام و کاشانی استفاده کرده و انقلاب مردمی را به تاراج بردند و کار ناقص شاه را به طور کامل اجرا کردند. به ویژه قتلعامهای بیرحمانه در دهه شصت، قتلهای سبعانه دگراندیشان در داخل و خارج، استبداد مطلق، نابرابری، فساد و فقر فراگیر، سرکوب همه طبقات اجتماعی، بهویژه زنان، کارگران، معلمان و جوانان را در دستور کار خود قرار دادند.
جبهه ملی ایران بر این باور است که مجازات اعدام یک ترور دولتی و یک اقدام شنیع ضد بشری است که باید برای همیشه در کشور با فرهنگ و متمدن ما کنار گذاشته شود.
هیات رهبری اجرائی جبهه ملی ایران
تهران – ۱۹ آبان ۱۴۰۴
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
با تمام اشکهایم
شرمتان باد ای خداوندان قدرت!
بس کنید!
بس کنید از این همه ظلم و قساوت،
بس کنید!
ای نگهبانان آزادی!
نگهداران صلح!
ای جهان را لطفتان تا قعر دوزخ رهنمون!
سرب داغ است این که میبارید بر دلهای مردم،
سرب داغ!
موج خون است این که میرانید بر آن
کشتی خودکامگی را
موج خون!
گر نه کورید و نه کر،
گر مسلسلهای تان یک لحظه ساکت میشوند؛
بشنوید و بنگرید:
بشنوید این "وایِ" مادرهای جانآزرده است،
کاندرین شبهای وحشت سوگواری میکنند!
بشنوید این بانگ فرزندان مادر مرده است؛
کز ستمهای شما هر گوشه زاری می کنند.
بنگرید این کشتزاران را، که مزدورانتان
روز و شب، با خون مردم، آبیاری میکنند!
بنگرید این خلق عالم را، که دندان بر جگر،
دمبهدم بیدادتان را،
بردباری می کنند!
دست ها از دستتان ای سنگ چشمان، بر خداست
گرچه میدانم،
آنچه بیداری ندارد،
خواب مرگ بی گناهان است و وجدان شماست!
با تمام اشکهایم، باز، -نومیدانه-
خواهش میکنم:
بس کنید!
بس کنید!
فکر مادرهای دلواپس کنید.
رحم بر این غنچههای نازک نورس کنید.
بس کنید!
«فریدون مشیری»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
شرمتان باد ای خداوندان قدرت!
بس کنید!
بس کنید از این همه ظلم و قساوت،
بس کنید!
ای نگهبانان آزادی!
نگهداران صلح!
ای جهان را لطفتان تا قعر دوزخ رهنمون!
سرب داغ است این که میبارید بر دلهای مردم،
سرب داغ!
موج خون است این که میرانید بر آن
کشتی خودکامگی را
موج خون!
گر نه کورید و نه کر،
گر مسلسلهای تان یک لحظه ساکت میشوند؛
بشنوید و بنگرید:
بشنوید این "وایِ" مادرهای جانآزرده است،
کاندرین شبهای وحشت سوگواری میکنند!
بشنوید این بانگ فرزندان مادر مرده است؛
کز ستمهای شما هر گوشه زاری می کنند.
بنگرید این کشتزاران را، که مزدورانتان
روز و شب، با خون مردم، آبیاری میکنند!
بنگرید این خلق عالم را، که دندان بر جگر،
دمبهدم بیدادتان را،
بردباری می کنند!
دست ها از دستتان ای سنگ چشمان، بر خداست
گرچه میدانم،
آنچه بیداری ندارد،
خواب مرگ بی گناهان است و وجدان شماست!
با تمام اشکهایم، باز، -نومیدانه-
خواهش میکنم:
بس کنید!
بس کنید!
فکر مادرهای دلواپس کنید.
رحم بر این غنچههای نازک نورس کنید.
بس کنید!
«فریدون مشیری»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دیکتاتورها بلایای طبیعی نیستند آنها با همدستی خود مردم رشد میکنند، و اتفاقا قربانیان خود را از میان همان مردمی برمیگزینند که آنها را انتخاب کردهاند.
📕 جشن بز نر
🖌ماریو بارگاس یوسا
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
📕 جشن بز نر
🖌ماریو بارگاس یوسا
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
مردم تا جایی درک عدالت دارند که با منافعشان سازگار باشد.
📚ژان کریستف
✍رومن رولان
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
📚ژان کریستف
✍رومن رولان
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
میزان اعتماد مردم به یکدیگر در ۹۰ کشور جهان
بر اساس دادههای یک نظرسنجی در سال ۲۰۲۲ (که در سال ۲۰۲۴ منتشر شده)، در کشورهای شمال اروپا بیشتر مردم قابل اعتماد در نظر گرفته میشوند.
دانمارک، نروژ، فنلاند، سوئد و ایسلند پنج مورد از شش جایگاه نخست را در میان کشورهای دارای بیشترین میزان اعتماد به دیگران به خود اختصاص دادهاند.چین (رتبه چهارم با ۶۳ درصد) تنها کشور غیرغربی در میان کشورهای دارای بالاترین سطح اعتماد بین مردم است.
تنها ۱۵ درصد از شهروندان ایرانی بر این باور بودهاند که اکثر مردم قابل اعتمادند که ایران را در جایگاه ۶۰اُم این رتبهبندی قرار داده است.
اکونومیست فارسی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بر اساس دادههای یک نظرسنجی در سال ۲۰۲۲ (که در سال ۲۰۲۴ منتشر شده)، در کشورهای شمال اروپا بیشتر مردم قابل اعتماد در نظر گرفته میشوند.
دانمارک، نروژ، فنلاند، سوئد و ایسلند پنج مورد از شش جایگاه نخست را در میان کشورهای دارای بیشترین میزان اعتماد به دیگران به خود اختصاص دادهاند.چین (رتبه چهارم با ۶۳ درصد) تنها کشور غیرغربی در میان کشورهای دارای بالاترین سطح اعتماد بین مردم است.
تنها ۱۵ درصد از شهروندان ایرانی بر این باور بودهاند که اکثر مردم قابل اعتمادند که ایران را در جایگاه ۶۰اُم این رتبهبندی قرار داده است.
اکونومیست فارسی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
مثل قارچ زاده نشدم بی پدر و مادر، اما مثل قارچ نمو کردم، ولی نه مثل قارچ زود از پا در آمدم. هر جا نَمی بود به خود کشیدم، کسی نشد مرا آبیاری کند. من نمو کردم... مثل درخت سنجد کج و معوج و قانع به آب کم و شدم معلم روستاهای آذربایجان. پدرم میگوید: اگر ایران را میان ایرانیان تقسیم کنید از همین بیشتر نصیب تو نمیشود.
مرا از آذر شهر به گاوگان فرستادند، ۲۴۰ تومن از حقوقم کسر کردند که چرا در امور مسخره اداری دخالت کرده بودم. به محض اینکه به گاوگان رسیدم شروع به کار کردم. مثل یک گاو پُرکار درس دادم. بعضیها تعجب میکردند که چرا با این همه ظلمی که بهت رسیده، باز هم جانفشانی میکنی، این آدمها فقط نوک بینیشان را میدیدند، نه یک قدم آن دورتر را. خودم را به گاوگان عادت دادم و بیاعتنا کار کردم...
سعی کن بیاعتنا باشی. اما نه اینکه کار نکنی و بیکاره باشی، ها! غرض رفتن است نه رسیدن. زندگی کلاف سردرگمی است. به هیچجا راه نمیبرد. اما نباید ایستاد. این که میدانیم نخواهیم رسید، نباید ایستاد.
صمد بهرنگی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
مرا از آذر شهر به گاوگان فرستادند، ۲۴۰ تومن از حقوقم کسر کردند که چرا در امور مسخره اداری دخالت کرده بودم. به محض اینکه به گاوگان رسیدم شروع به کار کردم. مثل یک گاو پُرکار درس دادم. بعضیها تعجب میکردند که چرا با این همه ظلمی که بهت رسیده، باز هم جانفشانی میکنی، این آدمها فقط نوک بینیشان را میدیدند، نه یک قدم آن دورتر را. خودم را به گاوگان عادت دادم و بیاعتنا کار کردم...
سعی کن بیاعتنا باشی. اما نه اینکه کار نکنی و بیکاره باشی، ها! غرض رفتن است نه رسیدن. زندگی کلاف سردرگمی است. به هیچجا راه نمیبرد. اما نباید ایستاد. این که میدانیم نخواهیم رسید، نباید ایستاد.
صمد بهرنگی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
دلم تنگ است.
بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند.
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها،
دلم تنگ است...
مهدی اخوان ثالث
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند.
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها،
دلم تنگ است...
مهدی اخوان ثالث
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
«سانسور همیشه از پنجره اخلاق وارد میشود و بعد شکلهای دیگر پیدا میکند.»
چندوقت پیش یکی گفته بود «کار هنری نکردن»، اعتراضِ هنرمند نیست و هنرمند نباید با «کارنکردن» توهم داشته باشد که دارد اعتراض میکند.
ولی ناصر تقوایی در این چنددهه تا آخرین روز و لحظه زندگیاش، خلاف این برداشت ساده و دمدستی را ثابت کرد؛ با تمام جان و توان و هنرش هم ثابت کرد.
او که در فیلمسازی، مستندسازی، فیلمنامهنویسی و نویسندگی، رقیب زیادی در این سرزمین نداشت، معتقد بود در جامعه سانسورزده، جامعه زیر فشار و محدودشده در دهها نوع خط قرمز، هنرمند باید با «نگفتن» حرف بزند و با «نمایشندادن» نمایش دهد.
آنقدر به این روش اعتراضی، باور داشت که حدود سهدهه پیش، دست از فیلمسازی کشید و کتابی هم منتشر نکرد، چون از دید او در جامعه سانسورزده حاصل کار هنرمند، دیگر فیلم و کتاب خود هنرمند نیست: «هنری که جامعهات رو پنهان کنه، تبلیغه، نه هنر.»
ناصر تقوایی (۱۴۰۴-۱۳۲۰) برخلاف باوری سادهانگارانه، توهم نداشت بلکه عمیقا باور داشت، سانسور همیشه اول از پنجره اخلاق وارد میشود، پس باید مقابلش ایستاد تا وارد بقیه زندگیت نشود، تا وارد وجود خودت هم نشود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
چندوقت پیش یکی گفته بود «کار هنری نکردن»، اعتراضِ هنرمند نیست و هنرمند نباید با «کارنکردن» توهم داشته باشد که دارد اعتراض میکند.
ولی ناصر تقوایی در این چنددهه تا آخرین روز و لحظه زندگیاش، خلاف این برداشت ساده و دمدستی را ثابت کرد؛ با تمام جان و توان و هنرش هم ثابت کرد.
او که در فیلمسازی، مستندسازی، فیلمنامهنویسی و نویسندگی، رقیب زیادی در این سرزمین نداشت، معتقد بود در جامعه سانسورزده، جامعه زیر فشار و محدودشده در دهها نوع خط قرمز، هنرمند باید با «نگفتن» حرف بزند و با «نمایشندادن» نمایش دهد.
آنقدر به این روش اعتراضی، باور داشت که حدود سهدهه پیش، دست از فیلمسازی کشید و کتابی هم منتشر نکرد، چون از دید او در جامعه سانسورزده حاصل کار هنرمند، دیگر فیلم و کتاب خود هنرمند نیست: «هنری که جامعهات رو پنهان کنه، تبلیغه، نه هنر.»
ناصر تقوایی (۱۴۰۴-۱۳۲۰) برخلاف باوری سادهانگارانه، توهم نداشت بلکه عمیقا باور داشت، سانسور همیشه اول از پنجره اخلاق وارد میشود، پس باید مقابلش ایستاد تا وارد بقیه زندگیت نشود، تا وارد وجود خودت هم نشود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing