دیدم بلای ناگهان
عاشــق شدم، دیوانـه هم
جانم به جان آمد همی
از خویـش و از بیگانـه هم
دیوانه شـد زو عشــق هم،
ناگـه برآورد آتشـی
شـد رختِ شهری سـوخته،
خاشاکِ این ویرانه هم
امیرخسرو دهلوی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
عاشــق شدم، دیوانـه هم
جانم به جان آمد همی
از خویـش و از بیگانـه هم
دیوانه شـد زو عشــق هم،
ناگـه برآورد آتشـی
شـد رختِ شهری سـوخته،
خاشاکِ این ویرانه هم
امیرخسرو دهلوی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
@MousighiGolha
Sepideh Jandaghi-Avaye Tanhaei
🎼 آوای تنهایی (بدون ساز)
خواننده: سپیده جندقی
شعر: تورج نگهبان
اجرای نخست: الهه در گلهای رنگارنگ ۵۵۶ با آهنگسازی و تنظیم فریدون شهبازیان
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خواننده: سپیده جندقی
شعر: تورج نگهبان
اجرای نخست: الهه در گلهای رنگارنگ ۵۵۶ با آهنگسازی و تنظیم فریدون شهبازیان
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرق جریان متناوب و مستقیم
جریان متناوب وقتی به یک لامپ اعمال میشود بدلیل فرکانس سینوسی اش در هر ثانیه ۶۰ بار لامپ خاموش و روشن میشود که این مورد با چشم عادی قابل رویت نیست ولی وقتی با یک دوربین فریم بالا به لامپ بنگریم چشمک زدنش را خواهیم دید
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
جریان متناوب وقتی به یک لامپ اعمال میشود بدلیل فرکانس سینوسی اش در هر ثانیه ۶۰ بار لامپ خاموش و روشن میشود که این مورد با چشم عادی قابل رویت نیست ولی وقتی با یک دوربین فریم بالا به لامپ بنگریم چشمک زدنش را خواهیم دید
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
روزنامههای اقتصادی ایران نفهمیدند که تنها بندر تجاری ایران سوخته و تعطیل است!
+ سانسور در ایران بیداد میکند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
+ سانسور در ایران بیداد میکند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سپاه تروریست اسکله اختصاصی دارد اما محموله نظامی را از اسکله تجاری وارد میکند!
سوخت موشک را وسط اسکله و محیط شهری دپو کرده بودند!
به اعتراف ضرغامی، چندین تن، تیانتی را وسط شهرکهای مسکونی دپو کرده بودند! با قطار پوششی، مواد خطرناک جابجا کرده و حادثه انفجار قطار نیشاپور را رقم زدند!
تاسیسات آب سنگین و غنیسازی را در منطقه باستانی الموت جانمایی کردهاند! از محیطهای کارگری مثل الومینای جاجرم برای ساخت سوخت موشک استفاده کردند! سالهاست از مردم عادی و کارگر و شهرک مسکونی و فضای باستانی و طبیعی، بهعنوان سپر انسانی برای پروژههای موشکی و هستهای و نظامی سوءاستفاده میکنند!
جنایات این کثافت ها انتها ندارد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
سوخت موشک را وسط اسکله و محیط شهری دپو کرده بودند!
به اعتراف ضرغامی، چندین تن، تیانتی را وسط شهرکهای مسکونی دپو کرده بودند! با قطار پوششی، مواد خطرناک جابجا کرده و حادثه انفجار قطار نیشاپور را رقم زدند!
تاسیسات آب سنگین و غنیسازی را در منطقه باستانی الموت جانمایی کردهاند! از محیطهای کارگری مثل الومینای جاجرم برای ساخت سوخت موشک استفاده کردند! سالهاست از مردم عادی و کارگر و شهرک مسکونی و فضای باستانی و طبیعی، بهعنوان سپر انسانی برای پروژههای موشکی و هستهای و نظامی سوءاستفاده میکنند!
جنایات این کثافت ها انتها ندارد
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
فاجعه بندر رجایی همچنان ادامه دارد
امروز یکشنبه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۴، در حالی که مقامات ج کثیف اسلامی با ادعاهای تکراری، مدعی کنترل آتشسوزی در بندر رجایی بودند، انفجار چندین کانتینر بار دیگر این بندر را به جهنمی از شعله و دود تبدیل کرد.
این فاجعه نه تنها خسارتهای مالی و انسانی را تشدید کرد، بلکه بار دیگر ناکارآمدی و بیکفایتی نظام در مدیریت بحران را عیان ساخت.
وقتی تسلیحات سپاه تروریستی پاسداران جای کالاهای ضروری را میگیرد و دروغهای مسئولین فاسد جای شفافیت، نتیجه جز ویرانی و افزایش رنج مردم نیست.
متاسفانه تا به حال ۲۸ کشته، ۱۱۰۰ مصدوم و هزاران خودرو و کانتینر از دست رفتهاند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
امروز یکشنبه هفتم اردیبهشت ۱۴۰۴، در حالی که مقامات ج کثیف اسلامی با ادعاهای تکراری، مدعی کنترل آتشسوزی در بندر رجایی بودند، انفجار چندین کانتینر بار دیگر این بندر را به جهنمی از شعله و دود تبدیل کرد.
این فاجعه نه تنها خسارتهای مالی و انسانی را تشدید کرد، بلکه بار دیگر ناکارآمدی و بیکفایتی نظام در مدیریت بحران را عیان ساخت.
وقتی تسلیحات سپاه تروریستی پاسداران جای کالاهای ضروری را میگیرد و دروغهای مسئولین فاسد جای شفافیت، نتیجه جز ویرانی و افزایش رنج مردم نیست.
متاسفانه تا به حال ۲۸ کشته، ۱۱۰۰ مصدوم و هزاران خودرو و کانتینر از دست رفتهاند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
فریاد
استاد شجریان
🎼 فریاد
خواننده: محمدرضا شجریان
آهنگسازان: حسین علیزاده، کیهان کلهر
شعر: اخوان ثالث (م. امید)
خانهام آتش گرفتهست، آتشی جانسوز.
هر طرف میسوزد این آتش،
پردهها و فرشها را، تارشان با پود.
من به هرسو میدوم گریان،
در لهیبِ آتش پر دود؛
وز میان خندههایم، تلخ،
و خروش گریهام، ناشاد،
از درون خستهٔ سوزان،
می کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد......
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خواننده: محمدرضا شجریان
آهنگسازان: حسین علیزاده، کیهان کلهر
شعر: اخوان ثالث (م. امید)
خانهام آتش گرفتهست، آتشی جانسوز.
هر طرف میسوزد این آتش،
پردهها و فرشها را، تارشان با پود.
من به هرسو میدوم گریان،
در لهیبِ آتش پر دود؛
وز میان خندههایم، تلخ،
و خروش گریهام، ناشاد،
از درون خستهٔ سوزان،
می کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد......
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در خیابان کارگر شمالی تهران، فریاد عصیان یک شهروند عاصی طنین انداخت.
او با در دست داشتن پلاکاردی جسورانه، نوشت:
«تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود»
و
«مرگ بر اصل ولایت فقیه».
این هموطن شجاع هنگام بازداشت هم خاموش نشد؛ با صدایی رسا شعار میداد:
«مرگ بر خامنهای جنایتکار»
«مرگ بر جمهوری اسلامی»
«مرگ بر اصل ولایت فقیه».
مردم دیگر از خشم لبریز شدهاند؛ دیگر طاقتی نمانده.
هر روز فاجعهای تازه: از انفجار بندر رجایی تا هزاران مصیبتی که بیپاسخ مانده.
فریادها، هر چند تکنفره، آغاز شده؛ شعلههایی که خاموش نخواهد شد.
یکشنبه ۷ اردیبهشتماه ۱۴۰۴
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
او با در دست داشتن پلاکاردی جسورانه، نوشت:
«تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود»
و
«مرگ بر اصل ولایت فقیه».
این هموطن شجاع هنگام بازداشت هم خاموش نشد؛ با صدایی رسا شعار میداد:
«مرگ بر خامنهای جنایتکار»
«مرگ بر جمهوری اسلامی»
«مرگ بر اصل ولایت فقیه».
مردم دیگر از خشم لبریز شدهاند؛ دیگر طاقتی نمانده.
هر روز فاجعهای تازه: از انفجار بندر رجایی تا هزاران مصیبتی که بیپاسخ مانده.
فریادها، هر چند تکنفره، آغاز شده؛ شعلههایی که خاموش نخواهد شد.
یکشنبه ۷ اردیبهشتماه ۱۴۰۴
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
نرگس محمدی (برنده نوبل صلح):
ما در میان فاجعهها هستیم. فاجعه بزرگ و سرمنشاء فجایع، رژیمی است که مسئولیتپذیر نیست. جمهوری اسلامی، رژیمی است که صرفا به بقای خود میاندیشد و در دیدگاه این رژیم، مردم جایگاهی ندارند.
این فعال حقوق بشر با تاکید بر اینکه "ما مردم ایران هستیم که باید برای برونرفت از این وضعیت راه چاره بیندیشیم"، افزود: «به مردم عزیز ایران و خانوادههای داغدار تسلیت عرض میکنم.»
او در ادامه نوشت: ما به واقع عزاداریم. من هم باور دارم که این عزای عمومی است. به واقع عزای عمومی ما مردم ایران، برای زیستن تحت حکومت استبدادی و ناکارامد و غیرپاسخگوست، ولی با امید و همدلی و عزم و اراده، به این وضعیت پایان خواهیم بخشید.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ما در میان فاجعهها هستیم. فاجعه بزرگ و سرمنشاء فجایع، رژیمی است که مسئولیتپذیر نیست. جمهوری اسلامی، رژیمی است که صرفا به بقای خود میاندیشد و در دیدگاه این رژیم، مردم جایگاهی ندارند.
این فعال حقوق بشر با تاکید بر اینکه "ما مردم ایران هستیم که باید برای برونرفت از این وضعیت راه چاره بیندیشیم"، افزود: «به مردم عزیز ایران و خانوادههای داغدار تسلیت عرض میکنم.»
او در ادامه نوشت: ما به واقع عزاداریم. من هم باور دارم که این عزای عمومی است. به واقع عزای عمومی ما مردم ایران، برای زیستن تحت حکومت استبدادی و ناکارامد و غیرپاسخگوست، ولی با امید و همدلی و عزم و اراده، به این وضعیت پایان خواهیم بخشید.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خانهام آتش گرفتهست، آتشی جانسوز
هر طرف میسوزد این آتش
پردهها و فرشها را، تارشان با پود
من به هر سو میدوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وز میان خندههایم تلخ
و خروش گریهام، ناشاد
از درون خستهٔ سوزان
میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد
خانهام آتش گرفتهست، آتشی بیرحم
همچنان میسوزد این آتش
نقشهایی را که من بستم به خونِ دل
بر سر و چشم، در و دیوار
در شب رسوای بیساحل
وای بر من، سوزد و سوزد
غنچه هایی را که پروردم به دشواری
در دهان گود گلدانها
روزهای سخت بیماری...
«مهدی اخوان ثالث»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
هر طرف میسوزد این آتش
پردهها و فرشها را، تارشان با پود
من به هر سو میدوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وز میان خندههایم تلخ
و خروش گریهام، ناشاد
از درون خستهٔ سوزان
میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد
خانهام آتش گرفتهست، آتشی بیرحم
همچنان میسوزد این آتش
نقشهایی را که من بستم به خونِ دل
بر سر و چشم، در و دیوار
در شب رسوای بیساحل
وای بر من، سوزد و سوزد
غنچه هایی را که پروردم به دشواری
در دهان گود گلدانها
روزهای سخت بیماری...
«مهدی اخوان ثالث»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
هر قدر ، انسان شریف تر و نجیب تر و حساستر باشد از جنایت دیگران بیشتر رنج میبرد،
و این دو علت دارد یکی اینکه خود را مستحق خیانت نمی بیند،
و دیگر اینکه منتظر نیست که سایرین با او عملی کنند که خود او با سایرین نکرده است.
📕 سه تفنگدار
🖌 الکساندر دوما
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
و این دو علت دارد یکی اینکه خود را مستحق خیانت نمی بیند،
و دیگر اینکه منتظر نیست که سایرین با او عملی کنند که خود او با سایرین نکرده است.
📕 سه تفنگدار
🖌 الکساندر دوما
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
آنکس که نمیخواهد استدلال منطقی کند متعصب است،
آنکه توانایی استدلال منطقی را ندارد ابله است
و آنکس که جرات این کار را ندارد، برده است
برتراند راسل
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
آنکه توانایی استدلال منطقی را ندارد ابله است
و آنکس که جرات این کار را ندارد، برده است
برتراند راسل
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نحوه اتصال فیبر نوری
فیوژن فیبر نوری یا اتصال دائم فیبر نوری یک فرایند است که از طریق ذوب کردن دو قطعه فیبر نوری توسط یک دستگاه فیوژن آن ها را به یکدیگر متصل می کنند؛ این فرایند به طور گسترده در صنعت استفاده می شود
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
فیوژن فیبر نوری یا اتصال دائم فیبر نوری یک فرایند است که از طریق ذوب کردن دو قطعه فیبر نوری توسط یک دستگاه فیوژن آن ها را به یکدیگر متصل می کنند؛ این فرایند به طور گسترده در صنعت استفاده می شود
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
شبم از بیستارگی شبِ گور
در دلم پرتوِ سـتارهی دور
آذرخشم گهی نشانه گرفت
گَه تگرگم به تازیانه گرفت
بر سـرم آشـیانه بسـت کلاغ
آسـمان تیره گشـت چون پرِ زاغ
مرغ شبخوان که با دلم میخواند،
رفت و این آشـیانه خالی ماند.
آهوان گم شدند در شب دشت؛
آه از آن
رفتگانِ
بیبرگشـت.
هوشنگ ابتهاج
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
در دلم پرتوِ سـتارهی دور
آذرخشم گهی نشانه گرفت
گَه تگرگم به تازیانه گرفت
بر سـرم آشـیانه بسـت کلاغ
آسـمان تیره گشـت چون پرِ زاغ
مرغ شبخوان که با دلم میخواند،
رفت و این آشـیانه خالی ماند.
آهوان گم شدند در شب دشت؛
آه از آن
رفتگانِ
بیبرگشـت.
هوشنگ ابتهاج
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
IDM طراحی وساخت ایران
Photo
نسل اول کارگران ایران (سالهای ۱۲۸۵ - ۱۳۲۰)
کار کودکان در مزارع، کارگاهها، دکانها و باربری امری طبیعی و رایج و در افكار عمومی نیز از مشروعیت برخوردار بود. کارگران خردسال آسیبپذیرترین و بیحقوقترین بخش نیروی کار بودند. دستمزد ناچیزی میگرفتند. قدرت دفاع از خود و جرأت اعتراض کردن نداشتند. به همین جهت برای کارفرمایان «بیدردسر» بودند.
پاولویچ و ایرانسكی مینویسند:«از اطفال در زیر زمینهای مرطوب و تاریك تحت شرایط بهداشتی فوقالعاده مدهشی در زمستان روزانه ٩ و در تابستان ١٠ ساعت کار میکشند. مزد روزانه اینان در حدود ۴ شاهی و ناهار نیز به عهده خودشان است. غالبا" صاحبان کارخانهها پدران اطفال را متهم میکنند که در تغذیه اطفالشان سهلانگاری نموده و بدین ترتیب نمیتوانند از آنان کار لازم را بكشند.
از جمله کارگاههای که در آنها کودکان تحت استثمار وحشیانه قرار داشتند، قالیبافیهای کرمان بود. در اینجا بچههای شش ساله تحت شرایط طاقتفرسایی به کار گرفته میشدند. این وضع شامل کودکان و زنان در قالیبافیهای سراسر کشور نیزمیشد.
سلطانزاده حق داشت، هنگامی که نوشت: «استثمار در کارگاههای قالیبافی که کارفرمایان به معنای واقعی کلمه عرق زنان و کودکان را در میآورند، وحشتناك است... این استثمار بیرحمانه تنها منحصر به کرمان نبود بلكه در خراسان، کاشان، آذربایجان، سلطانآباد (اراك)، فارس و همهجا و هرجا که قالیبافی دایر است چنین استثماری وجود دارد. خوراك معمولی آنان (زنان و کودکان قالیباف) فقط نان و آب است و اگر گرانی یا قحطی شروع شود، مرگ و میر در میان آنان به سرعت برقآسا افزایش مییابد. چنین است نحوهی تولید آن قالیهای نفیس و زیبایی که در ایران و خارجه زینتبخش بهترین کاخ ها و سالنهای بورژواهاست.»
🔻یوسف افتخاری صحنههای دلگدازی را از حمل تفالههای نفت توسط زنان و تحقير آنان از جانب انگليسیهای «متمدن» توصيف ميکند:
«استفاده زنان کارگر از تفاله نفت منظرهی اسفانگيزی داشت. زنان کارگر پيتهای نفت را با آن مايهی سياه که معروف به تفالهی نفت بود پر کرده و روی سر گذاشته برای پختن نان و سير کردن بچههای صغير و لخت و گرسنهی خود به طرف اتاقهای بوريایی روانه میشدند. پوشاک آنها عبارت از يك پيراهن بلند و پاره پاره بود که قسمت کمی از بدن را مستور میکرد. مايهی سياهی که روی سر گذاشته بودند در اثر حرکت به صورت آنها ريخته تمام اعضای بدنشان را آلوده میکرد. انگليسیها با زنهای شيکپوش خود جلوی زنان ستمديده و صاحب اصلی ثروت و نفت را گرفته از مناظر رقتبار آنها عكسبرداری میکردند. عكسهایی که انگليسیها از زنان و کارگران بر میداشتند منظرهی رقتانگيزی داشت. عكس اسكلتهای نفتآلود و متحرک، هر بيننده را متأثر و متألم ميکرد. متأسفانه اين مناظر آلمآور اسباب تفريح و سرگرمی و خندهی زنان و مردان انگيسیهای مأمور حوزه نفتی خوزستان شده بود. در موقع عكسبرداری خنده و تفريح و مسخرهی انگليسیها در نظر زنان و مردان کارگر به مراتب زشتتر و مسخرهی انگليسیها در نظر زنان و مردان کارگر به مراتب زشتتر و بدتر و ناگوارتر از برهنهگی و گرسنهگی و بدبختیهای ديگر بود.»
🔻شكراله مانی، کارگر پارچهباف و منشی «شورای مرکزی اتحاديههای کارگری ايران» که قبلا" خود کارفرما و دارای «سه دستگاه پارچهبافی» بوده، از جمله افرادی است که میتواند وضع ناگوار کارگران آن زمان را به تصوير بكشد. او مینويسد:
«با آنکه خودم از کارگران هنرمند و در صنعت نساجی از استادان درجه اول به شمار میآمدم، در چنگ کسانی اسير شدم که کمترين اطلاعی از فن بافندهگی نداشتند. کوتاه سخن، بيش از دو سال زير دست اين مردان نالايق خودپسند جان کندم. اکثر شبها بینان و گاهی سد جوعی داشتم. ساير کارگران پارچهباف تهران هم حالشان بهتر از من نبود، بلكه زندگانی بعضی از آنها خيلی سختتر از من میگذشت. تمام کارگران پارچهباف تهران که قريب یک هزار نفر بودند، مانند گدايان زندگی میکردند. هيچیک دارای زن يا خانه و لوازم زندگی نبودند. مسكن آنها منحصر به گوشهی کارخانهها يعنی طويلههای مخروبه و شترخانههای گوشه کاروانسراها بود.»
📕 شوق یک خیز بلند
🖌 جلیل محمودی و ناصر سعیدی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
کار کودکان در مزارع، کارگاهها، دکانها و باربری امری طبیعی و رایج و در افكار عمومی نیز از مشروعیت برخوردار بود. کارگران خردسال آسیبپذیرترین و بیحقوقترین بخش نیروی کار بودند. دستمزد ناچیزی میگرفتند. قدرت دفاع از خود و جرأت اعتراض کردن نداشتند. به همین جهت برای کارفرمایان «بیدردسر» بودند.
پاولویچ و ایرانسكی مینویسند:«از اطفال در زیر زمینهای مرطوب و تاریك تحت شرایط بهداشتی فوقالعاده مدهشی در زمستان روزانه ٩ و در تابستان ١٠ ساعت کار میکشند. مزد روزانه اینان در حدود ۴ شاهی و ناهار نیز به عهده خودشان است. غالبا" صاحبان کارخانهها پدران اطفال را متهم میکنند که در تغذیه اطفالشان سهلانگاری نموده و بدین ترتیب نمیتوانند از آنان کار لازم را بكشند.
از جمله کارگاههای که در آنها کودکان تحت استثمار وحشیانه قرار داشتند، قالیبافیهای کرمان بود. در اینجا بچههای شش ساله تحت شرایط طاقتفرسایی به کار گرفته میشدند. این وضع شامل کودکان و زنان در قالیبافیهای سراسر کشور نیزمیشد.
سلطانزاده حق داشت، هنگامی که نوشت: «استثمار در کارگاههای قالیبافی که کارفرمایان به معنای واقعی کلمه عرق زنان و کودکان را در میآورند، وحشتناك است... این استثمار بیرحمانه تنها منحصر به کرمان نبود بلكه در خراسان، کاشان، آذربایجان، سلطانآباد (اراك)، فارس و همهجا و هرجا که قالیبافی دایر است چنین استثماری وجود دارد. خوراك معمولی آنان (زنان و کودکان قالیباف) فقط نان و آب است و اگر گرانی یا قحطی شروع شود، مرگ و میر در میان آنان به سرعت برقآسا افزایش مییابد. چنین است نحوهی تولید آن قالیهای نفیس و زیبایی که در ایران و خارجه زینتبخش بهترین کاخ ها و سالنهای بورژواهاست.»
🔻یوسف افتخاری صحنههای دلگدازی را از حمل تفالههای نفت توسط زنان و تحقير آنان از جانب انگليسیهای «متمدن» توصيف ميکند:
«استفاده زنان کارگر از تفاله نفت منظرهی اسفانگيزی داشت. زنان کارگر پيتهای نفت را با آن مايهی سياه که معروف به تفالهی نفت بود پر کرده و روی سر گذاشته برای پختن نان و سير کردن بچههای صغير و لخت و گرسنهی خود به طرف اتاقهای بوريایی روانه میشدند. پوشاک آنها عبارت از يك پيراهن بلند و پاره پاره بود که قسمت کمی از بدن را مستور میکرد. مايهی سياهی که روی سر گذاشته بودند در اثر حرکت به صورت آنها ريخته تمام اعضای بدنشان را آلوده میکرد. انگليسیها با زنهای شيکپوش خود جلوی زنان ستمديده و صاحب اصلی ثروت و نفت را گرفته از مناظر رقتبار آنها عكسبرداری میکردند. عكسهایی که انگليسیها از زنان و کارگران بر میداشتند منظرهی رقتانگيزی داشت. عكس اسكلتهای نفتآلود و متحرک، هر بيننده را متأثر و متألم ميکرد. متأسفانه اين مناظر آلمآور اسباب تفريح و سرگرمی و خندهی زنان و مردان انگيسیهای مأمور حوزه نفتی خوزستان شده بود. در موقع عكسبرداری خنده و تفريح و مسخرهی انگليسیها در نظر زنان و مردان کارگر به مراتب زشتتر و مسخرهی انگليسیها در نظر زنان و مردان کارگر به مراتب زشتتر و بدتر و ناگوارتر از برهنهگی و گرسنهگی و بدبختیهای ديگر بود.»
🔻شكراله مانی، کارگر پارچهباف و منشی «شورای مرکزی اتحاديههای کارگری ايران» که قبلا" خود کارفرما و دارای «سه دستگاه پارچهبافی» بوده، از جمله افرادی است که میتواند وضع ناگوار کارگران آن زمان را به تصوير بكشد. او مینويسد:
«با آنکه خودم از کارگران هنرمند و در صنعت نساجی از استادان درجه اول به شمار میآمدم، در چنگ کسانی اسير شدم که کمترين اطلاعی از فن بافندهگی نداشتند. کوتاه سخن، بيش از دو سال زير دست اين مردان نالايق خودپسند جان کندم. اکثر شبها بینان و گاهی سد جوعی داشتم. ساير کارگران پارچهباف تهران هم حالشان بهتر از من نبود، بلكه زندگانی بعضی از آنها خيلی سختتر از من میگذشت. تمام کارگران پارچهباف تهران که قريب یک هزار نفر بودند، مانند گدايان زندگی میکردند. هيچیک دارای زن يا خانه و لوازم زندگی نبودند. مسكن آنها منحصر به گوشهی کارخانهها يعنی طويلههای مخروبه و شترخانههای گوشه کاروانسراها بود.»
📕 شوق یک خیز بلند
🖌 جلیل محمودی و ناصر سعیدی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing