IDM طراحی وساخت ایران
127 subscribers
28K photos
16.4K videos
584 files
411 links
طراحی و ساخت ایران
آموزش تکنیک های مهندسی
جامعه شناسی، اقتصاد، فرهنگ، هنر، بهداشت و درمان، حقوق شهروندی و رفاه
@designmanufacturing
Download Telegram
دبیر کل خانه پرستار، خبر خودکشی پرستار بیمارستان امام خمینی کرمانشاه را تایید کرده است. به گفته محمد شریفی‌مقدم، این پرستار پس از «تمدید نشدن قراردادش» به زندگی خود پایان داده است.

دو روز پیش خبر خودکشی این پرستار ۳۲ ساله منتشر شد. همچنین دبیر کل خانه پرستار، شمار پرستاران جوانی که پارسال درگذشته‌اند را «قابل توجه» عنوان کرده است.

او تاکید کرده است که دلیل مرگ همه این افراد روشن نیست. گزارش‌ها از شمار بالایی خودکشی پرستاران در ایران حکایت دارد.

 اگر به خودکشی فکر می‌کنید، در ایران با اورژانس اجتماعی با شماره تلفن ۱۲۳ تماس بگیرید؛ در افغانستان با شماره ۱۱۹

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«خیابان، تریبون زندانی سیاسی»
▪️قدرت ما جمع ما
همبسته علیه سرکوب

به‌تازگی «خیابان، تریبون زندانی سیاسی» تراکت‌هایی در اعتراض به حکم بیش از ۶۰ سال حبس برای فعالان حقوق زنان و فعالان سیاسی گیلان، تهیه کرده است.
این تراکت‌ها در فروردین جاری و در خیابان‌های شهر رشت، نصب شدند.
بر اساس حکم شعبه سوم دادگاه انقلاب رشت به ریاست قاضی مهدی راسخی:
«زهره دادرس» به ۹ سال و ۶ ماه حبس (به اتهام تشکیل ‌گروه با هدف برهم زدن امنیت ملی به ۶ سال و یک روز حبس تعزیری
و‌ به اتهام اجتماع و تبانی، به ۳ سال و شش ماه و یک روز حبس تعزیری) محکوم شد.
همچنین«فروغ سمیع‌نیا»، «سارا جهانی»، «یاسمین حشدری»، «شیوا شاه‌سیاه»، «نگین رضایی»، «متین یزدانی»، «آزاده چاوشیان» و‌ «زهرا دادرس» هریک به ۶ سال و ‌۳ ماه و ۱۷ روز حبس (اجتماع و تبانی به سه سال و شش ماه و یک روز حبس و برای اتهام عضویت در گروه، به دو سال و هفت ماه و شانزده روز حبس) محکوم شدند.
از سوی دیگر «جلوه جواهری» و «هومن طاهری» به اتهام تبلیغ علیه نظام به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شدند.

حکم ۶۰ سال زندان فعالان حقوق زنان، شکسته باد

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
امیر تفرشی:
در نوجوانی پایۀ ثابت هیأت "حاج علیرضا " [پناهیان] بودم.
مداح هیأت هم، برادرش "حاج احمد" بود و همیشه آخر سینه‌زنی فقط یک ربع با دَم " #آقا_بیا " شور می‌گرفتیم. یک روز با همین شور بردن‌مان خانه و حسینیۀ #منتظری را ویران کردیم.

#به_فکر_ما_تجاوز_شد!

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
@SonnatMusic - Kavire Del
Marjan
🎼«کویر دل»
خواننده: مرجان
بر اساس ترانه‌ای فرانسوی
اجرای Viens Dans Ma Vie (به زندگی من بیا) از آژدا پکان

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
"عيساي مسيح"

روی جاده‌ی مرگت به تو برخوردم.
راهی که از اتفاق پیش گرفته بودم
بی‌آن که بدانم
تو از آن می‌گذری.

هیاهوی جماعت که به گوشم آمد
خواستم برگردم
اما کنجکاوی
مانعم شد.

از غریو و هیاهو
ناگهان ضعفی عجیب عارضم شد
اما ماندم و
پا پس نکشیدم.

انبوه بی‌سر و پاها با تمام قوت غریو می‌کشید
اما چنان ضعیف بود
که به اقیانوسی بیمار و خفه می‌مانست.

حلقه‌یی از خار خلنده بر سر داشتی و
به من نگاه نکردی.
گذشتی و
بر دوش خود بردی
همه‌ی محنت ِ مرا.

‌‌لنگستون هيوز
ترجمه: احمد شاملو

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
حسین فرجی روزنامه‌نگار باسابقه درگذشت

حسین فرجی، روزنامه‌نگار و از چهره‌های سرشناس و باسابقه تلویزیونی بر اثر ابتلا به بیماری سرطان در بیمارستانی در شهر لس‌آنجلس درگذشت.

این روزنامه‌نگار فعالیت رسانه‌ای خود را در اواخر دهه ۴۰ خورشیدی در کانال سوم تلویزیون و با برنامه "شانسِ" ویدا قهرمانی آغاز کرد.

آقای فرجی در ادامه فعالیت خود مدیر و سردبیر بخش خبر تلویزیون ملی ایران در واحد بندرعباس، مهاباد و تهران شد. او در  سال ۱۳۵۲ در بخش فارسی "رادیو آلمان" استخدام شد.

حسین فرجی در نهایت به کشور آمریکا مهاجرت‌ کرد و با تلویزیون‌های ماهواره‌ای لس‌آنجلس همکاری داشت.

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
تندبادی
در شب همه‌ برگ‌های درختان را کنده است
تنها یک برگ باقی مانده
رقصنده‌ای تنها بر شاخه‌ای برهنه

با این مثال
خشونت ادعا می‌کند
که بله،
البته
گاه‌ لطیفه‌ کوچکی را دوست می‌دارد

ویسوا شیمبورسکا

#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
شب، امشب نيز
- شب افسرده؟ زندان

شب ِ طولاني پاييز -
چو شب‌هاي دگر دم کرده و غمگين

بر آماسيده و ماسيده بر هر چيز
همه خوابيده‌اند، آسوده و بي غم

و من خوابم نمي‌آيد
نمي‌گيرد دلم آرام

درين تاريک بي روزن
مگر پيغام دارد با شما، پيغام

شما را اين نه دشنام است، نه نفرين
همين مي‌پرسم امشب از شمايي خوابتان چون سنگ‌ها سنگين

چگونه مي‌توان خوابيد، با اين ضجه? ديوار با ديوار؟
الا يا سنگ‌هاي خارهاي کر، با گريبان‌هاي زنّار ِ فرنگ آذين؟

نمي‌دانم شما دانيد اين، يا ني؟
درين همسايه جغدي هست و ويراني

- چه ويراني! کهن‌تر يادگار از دورتر اعصار -
که مي‌آيد از او هر شب، صداهاي پريشاني

-"... جوانمردا! جوانمردا!
چنين بي اعتنا مگذر

ترا با آذر ِ پاک اهورايي دهم سوگند
بدين خواري مبين خاکستر ِ سردم

هنوزم آتشي در ژرفناي ِ ژرف ِ دل باقي ست
اگرچه اينک سراپا سردي و ويراني و دردم

جوانمردا! بيا بنگر، بيا بنگر
به آيين ِ جوانمردان، وگرنه همچو همدردان

گريبان پاره کن، يا چاره کن درد ِ مرا ديگر
بدين سردي مرا با خويشتن مگذار

ز پاي افتاده‌ام، دستم نمي‌گيرند
دريغا! حسرتا! دردا!

جوانمردا! جوانمردا ...."
مدان اين جغد، نالان ورد مي‌گيرد

بسي با ناشناسي که خطابش رو به سوي اوست
چنين مي‌گويد و مي‌گريد و آرام نپذيرد

و گر لختي سکوتش هست، پنداري
چُگور سالخورده اندُهان را گوش مي‌مالد

که راه ِ نوحه را ديگر کند، آنگاه
به نجوايي، همه دلتنگي و اندوه، مي‌نالد:

"... زمين پر غم، هوا پر غم
غم است و غم همه عالم

به سر هر دم رو مي‌ريزد دم از ساليان آوار
غم ِ عالم براي يک دل ِ تنها

به تو سوگند بسيار استي غم، راستي بسيار ...."
الا يا سنگ‌هاي خارهاي کر، با گريبان‌هاي زُنّاري

به تنگ آمد دلم - بيچاره - از آن ورد و اين تکرار
نمي‌دانم شما آيا نمي‌دانيد؟

درين همسايه جغدي هست، و ويراني
- درخشان از ميان تيرگي‌هايش دو چشم ِ هول وحشتناک -

که مي‌گويند روزي، روزگاري خانه‌اي بوده ست، يا باغي
ولي امروز

( به باز آورده؟ چوپان ِ بد ماند )
چنان چون گوسفندي، که‌اش دَرَد گرگي،

از او مانده همين داغي .
دلم مي‌سوزد و کاري ز دستم بر نمي‌آيد

الا يا سنگ‌هاي ِ خاره کر، با گريبان‌هاي زناري
نمي‌دانم کدامين چاره بايد کرد؟

نمي‌دانم که چون من يا شما آيا
گريبان پاره بايد کرد، يا دل را ز سنگ خاره بايد کرد؟

مهدی اخوان ثالث

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
اگر هیچ عدالتی
برای مردم وجود ندارد؛
پس بگذار
تا
که هیچ آرامشی هم برای حکومت ها وجود نداشته باشد...

«امیلیانو زاپاتا»

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در حکومت دروغ و فساد و جنایت خامنه‌ای ضحاک، شادی مبارزه است

رامشگری مازندرانی

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing