رفتار کرکودیلها صادقانه است:
آنها سعی میکنند ما را شکار کنند و بخورند؛
اما رفتار آدم ها نه، آنها ابتدا وانمود میکنند که دوست شما هستند!
«استیو اروین»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
آنها سعی میکنند ما را شکار کنند و بخورند؛
اما رفتار آدم ها نه، آنها ابتدا وانمود میکنند که دوست شما هستند!
«استیو اروین»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
خورشید ما به چوبهی اعدام بسته شد
از صبح و آفتاب در اینجا سخن مگو ..
«حسین منزوی»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
از صبح و آفتاب در اینجا سخن مگو ..
«حسین منزوی»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
شادی در رسیدن به قله نیست
بلکه در صعود است،
در شور و شعف بالا رفتن از بلندیهاست.
فقط، راستش شما نمیفهمید،
نمیتوانید بفهمید.
آدم باید بتواند
این مسیر را طی کند
تا این حال را بفهمد...
📕#شاهکار
🖌 #امیل_زولا
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
بلکه در صعود است،
در شور و شعف بالا رفتن از بلندیهاست.
فقط، راستش شما نمیفهمید،
نمیتوانید بفهمید.
آدم باید بتواند
این مسیر را طی کند
تا این حال را بفهمد...
📕#شاهکار
🖌 #امیل_زولا
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
انسان تنها زمانى حق دارد به انسانى ديگر از بالا به پايين بنگرد كه ناگزير است او را يارى رساند تا روى پاى خود بايستد.
#گابريل_گارسيا_ماركز
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#گابريل_گارسيا_ماركز
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
وقتی ما مهستان داشتیم، دنیا در چه حالی بود
مهستان مجلسي بود از شاهزادگان و بزرگان كه در صورتيكه شاهنشاه را بي كفايت مي ديدند او را بركنار و شاه ديگري به جاي او بر مي گزيدند.
🔷بلاش ايرانگرا بود. ظهور مسبحيت و خطر آنرا درك كرده بود كه از دين زرتشت و الفباي ايراني پشتيباني كرد و رسوم يوناني برجا مانده را برانداخت.
🔷 در اين سده عيسي مسيح در فلسطين به دنيا آمد و در ٢٧ سالگي دين جديدي را مطرح كرد كه در جامعه يهوديان تنش ايجاد كرد و سرانجام او را به صليب كشيدند.
🔷در اين سده روميان براي ٧ روز هفته نامهايي بنام ستارگان برگزيدند مانند روز خورشيد Sunday روز ماه Monday.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
مهستان مجلسي بود از شاهزادگان و بزرگان كه در صورتيكه شاهنشاه را بي كفايت مي ديدند او را بركنار و شاه ديگري به جاي او بر مي گزيدند.
🔷بلاش ايرانگرا بود. ظهور مسبحيت و خطر آنرا درك كرده بود كه از دين زرتشت و الفباي ايراني پشتيباني كرد و رسوم يوناني برجا مانده را برانداخت.
🔷 در اين سده عيسي مسيح در فلسطين به دنيا آمد و در ٢٧ سالگي دين جديدي را مطرح كرد كه در جامعه يهوديان تنش ايجاد كرد و سرانجام او را به صليب كشيدند.
🔷در اين سده روميان براي ٧ روز هفته نامهايي بنام ستارگان برگزيدند مانند روز خورشيد Sunday روز ماه Monday.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
من آن زنم- غزاله- فیلی نژاد
@injaZanVojuddarad
🎼" من آن زنم "
🎤 #غزاله_فیلی_نژاد
گیسو به حیله چرا پوشم
گُردآفرید چرا باشم
من آن زنم که به نامردی
سوی حصار نخواهم شد
یک دشت شعر و سخن دارم
حال از هوای وطن دارم
چابک غزال غزل هستم
آسان شکار نخواهم شد
#سیمین_بهبهانی
#زن_زندگی_آزادی
#پوشش_اختیاری
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
🎤 #غزاله_فیلی_نژاد
گیسو به حیله چرا پوشم
گُردآفرید چرا باشم
من آن زنم که به نامردی
سوی حصار نخواهم شد
یک دشت شعر و سخن دارم
حال از هوای وطن دارم
چابک غزال غزل هستم
آسان شکار نخواهم شد
#سیمین_بهبهانی
#زن_زندگی_آزادی
#پوشش_اختیاری
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
قصهی این زخمِ دیرپای پر از درد
نوشته ای از:
آنیشا اسدالهی، مهران رئوف، رضا شهابی، کیوان مهتدی
۲۸ مرداد ۱۴۰۲، زندان اوین
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
نوشته ای از:
آنیشا اسدالهی، مهران رئوف، رضا شهابی، کیوان مهتدی
۲۸ مرداد ۱۴۰۲، زندان اوین
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
IDM طراحی وساخت ایران
قصهی این زخمِ دیرپای پر از درد نوشته ای از: آنیشا اسدالهی، مهران رئوف، رضا شهابی، کیوان مهتدی ۲۸ مرداد ۱۴۰۲، زندان اوین #انقلاب_ایران @designmanufacturing
آنیشا اسدالهی، مهران رئوف، رضا شهابی و کیوان مهتدی
"قصه ی این زخم ِ دیرپای پر از درد"
بیانیه مشترک به مناسبت سالگرد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
فقط کف خیابان ـــ از سوی دیگر، نباید به دام تئوری توطئه بیفتیم
«شکست در عرصهی عمل به شکست به واسطهی انفعال و بی عملی ترجیح دارد.»
بیژن جزنی، در اشاره به کودتای ۲۸ مرداد
چه بر سر مردمی میآید که صبح فریاد میزنند درود بر مصدق و هنگام غروب میگویند مرگ بر مصدق؟ آیا ما هنوز همان مردم هستیم؟ اصلاً آیا چنین برداشتی هرگز دربارهی جامعهی ما مصداق داشته است؟ فصل جدید مبارزات و مقاومت شجاعانه چند سال اخیر به وضوح خط بطلانی بر چنین برداشتی از جامعهی امروز ما میکشد. به علاوه، نگاهی دقیقتر به تاریخ و گذشتهی خودمان نشان میدهد که چنین تصویری از جامعهی ما از ابتدا و از اساس دروغ بوده است. به شهادت تاریخ، مردمی که فریاد زدند درود بر مصدق، کارگران، روشنفکران، زحمتکشان، مبارزان ملیِ ضداستعماری از هر قشری، مبارزان چپ، و زنان و جوانان ترقیخواهی بودند که با حضور خود در خیابان نخستین اقدام به کودتا را ناکام گذاشتند. فریاد دوم اما به چند روز بعد و به بخشی از اراذل و اوباش پرهیاهو، مزدورهایی با به اصطلاح دلارهای بهبهانی در دست، و دنبالهروهای وعاظ با حمایت طبقه زمیندار و تجار بزرگ و وابستگان دربار و بخشی از ارتش مربوط میشد که جملگی طبق نقشهی طراحان کودتای آژاکس حرکت میکردند.
همین تصویر کاذب از مردم ما، و حضور دو جبههی متخاصم در لوای کلمهی واحد «مردم» نشان میدهد که باید با دقت و بدون تعصب و پیشداوری، گذشتهی خود را بررسی کنیم. امروز بیش از هر زمان دیگری ناگزیریم نقد نسبت به گذشته را به امروز بکشانیم. تجربهی مبارزات این چند سال بار دیگر نشان داده که ما میتوانیم تاریخ خود را بسازیم، ولی نه در شرایطی که خود انتخاب کرده باشیم، بلکه در شرایط داده شدهای که میراث گذشته است و خواه ناخواه با آن درگیر هستیم. جوانان ما سال گذشته بر آن شدند که همه چیز را به نحوی انقلابی دگرگون کنند و چیزی یکسره نو بیافرینند، اما درست در همین دورهی بحرانی بخشی از ما با ترس و لرز از ارواح گذشته مدد گرفت، شعارها و نامهایشان را به عاریت گرفت تا باز همان نیروهای قدیمی با زبان عاریتی در صحنهی جدید تاریخ ظاهر شود. پس در این میان به کدام تجربهها و کدام جریانهای تاریخی میتوانیم اتکا کنیم و کدامشان چراغ راه آیندهی ما خواهد شد؟
در حافظهی جمعی ما ۲۸ مرداد یکی از معدود لحظات تعیینکنندهای است که تاریخ ما را به دو دوراهی «پیش» و «پس» از خود تقسیم کرده است. نزدیک به سه دهه طول کشید تا جنبش مردمی ما بتواند از خاکسترهای کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سر برآورد، و پس از آن در دههی ۱۳۶۰ مجدداً با حذف فیزیکی گسترده مواجه شد که سه دههی دیگر از ما زمان برد. امروز چه بسا در آستانهی یکی دیگر از آن لحظات سرنوشتساز باشیم، و یادآوری و بازاندیشی تجربهی کودتا برای تجهیز و آمادگی ما در این روند تاریخی ضروری است. این نوشتهی کوتاه فرصت مناسبی برای مرور وقایع منتهی و مربوط به کودتا نیست، و ما نیز در این زمینه صاحبنظر نیستیم. قصد ما صرفاً اشاره به برخی سویه.های معاصر در این گرهگاه تاریخی است که اکنون نیز با آنها درگیر هستیم:
کدام مردم؟ ـــ نخستین تلنگرِ ۲۸ مرداد برای امروز ما، همانطور که اشاره شد، تصحیحِ تصویر کاذب از مردمی است که صبح میگویند «درود بر» و غروب میگویند «مرگ بر». چنین برداشتی نه تنها مصداقی دربارهی مردم ما نداشته، بلکه با دادن آدرس غلط دربارهی ویژگیهای ذاتی این مردم، ما را از شناخت اشتباهات گذشته و پرهیز از تکرار آنها محروم میکند. حال آنکه کلمهی واحد «مردم» در این روایت، به دو جبههی متضاد با ماهیت طبقاتی اشاره میکند که کودتای ۲۸ مرداد به نوبهی خود روند مداخلهی قدرتهای خارجی به نفع یکی از این دو جبهه و در راستای سرکوبی دیگری بوده است. امروز نیز هر چند صفبندی به سادگی و روشنی زمان کودتا نیست، اما کماکان هر تصویری از مردم یا ملت که ماهیت طبقاتی آن را کتمان کند، تنها به ضرر جبههی مردمی تمام خواهد شد.
قهرمان دموکراسی یا پشتیبان دیکتاتوری نظامی؟ ـــ سال گذشته در اوج جنبش زن زندگی آزادی بسیاری از دولتها و قدرتهای جهانی با شور و حرارت از خیزش مردم حمایت میکردند، اما امروز بر کسی پوشیده نیست که آنها کجای این معادله قرار گرفتهاند و با چه کسانی سر میز مذاکره نشستهاند. رفتار این قدرتها پدیدهی جدیدی نیست، چنانکه بیژن جزنی در ارزیابی تاریخ سی ساله تأکید میکند که «جنبش انقلابی ایران باید در برابر هر قدرت خارجی، راه مستقل خود را در پیش گیرد و به قدرت مردم تکیه کند.
چراکه قدرتهای جهانی منافع جنبش ما را نادیده گرفته و بر اساس نیازهای خودشان روابط خود را با ایران تنظیم میکنند».
"قصه ی این زخم ِ دیرپای پر از درد"
بیانیه مشترک به مناسبت سالگرد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
فقط کف خیابان ـــ از سوی دیگر، نباید به دام تئوری توطئه بیفتیم
«شکست در عرصهی عمل به شکست به واسطهی انفعال و بی عملی ترجیح دارد.»
بیژن جزنی، در اشاره به کودتای ۲۸ مرداد
چه بر سر مردمی میآید که صبح فریاد میزنند درود بر مصدق و هنگام غروب میگویند مرگ بر مصدق؟ آیا ما هنوز همان مردم هستیم؟ اصلاً آیا چنین برداشتی هرگز دربارهی جامعهی ما مصداق داشته است؟ فصل جدید مبارزات و مقاومت شجاعانه چند سال اخیر به وضوح خط بطلانی بر چنین برداشتی از جامعهی امروز ما میکشد. به علاوه، نگاهی دقیقتر به تاریخ و گذشتهی خودمان نشان میدهد که چنین تصویری از جامعهی ما از ابتدا و از اساس دروغ بوده است. به شهادت تاریخ، مردمی که فریاد زدند درود بر مصدق، کارگران، روشنفکران، زحمتکشان، مبارزان ملیِ ضداستعماری از هر قشری، مبارزان چپ، و زنان و جوانان ترقیخواهی بودند که با حضور خود در خیابان نخستین اقدام به کودتا را ناکام گذاشتند. فریاد دوم اما به چند روز بعد و به بخشی از اراذل و اوباش پرهیاهو، مزدورهایی با به اصطلاح دلارهای بهبهانی در دست، و دنبالهروهای وعاظ با حمایت طبقه زمیندار و تجار بزرگ و وابستگان دربار و بخشی از ارتش مربوط میشد که جملگی طبق نقشهی طراحان کودتای آژاکس حرکت میکردند.
همین تصویر کاذب از مردم ما، و حضور دو جبههی متخاصم در لوای کلمهی واحد «مردم» نشان میدهد که باید با دقت و بدون تعصب و پیشداوری، گذشتهی خود را بررسی کنیم. امروز بیش از هر زمان دیگری ناگزیریم نقد نسبت به گذشته را به امروز بکشانیم. تجربهی مبارزات این چند سال بار دیگر نشان داده که ما میتوانیم تاریخ خود را بسازیم، ولی نه در شرایطی که خود انتخاب کرده باشیم، بلکه در شرایط داده شدهای که میراث گذشته است و خواه ناخواه با آن درگیر هستیم. جوانان ما سال گذشته بر آن شدند که همه چیز را به نحوی انقلابی دگرگون کنند و چیزی یکسره نو بیافرینند، اما درست در همین دورهی بحرانی بخشی از ما با ترس و لرز از ارواح گذشته مدد گرفت، شعارها و نامهایشان را به عاریت گرفت تا باز همان نیروهای قدیمی با زبان عاریتی در صحنهی جدید تاریخ ظاهر شود. پس در این میان به کدام تجربهها و کدام جریانهای تاریخی میتوانیم اتکا کنیم و کدامشان چراغ راه آیندهی ما خواهد شد؟
در حافظهی جمعی ما ۲۸ مرداد یکی از معدود لحظات تعیینکنندهای است که تاریخ ما را به دو دوراهی «پیش» و «پس» از خود تقسیم کرده است. نزدیک به سه دهه طول کشید تا جنبش مردمی ما بتواند از خاکسترهای کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ سر برآورد، و پس از آن در دههی ۱۳۶۰ مجدداً با حذف فیزیکی گسترده مواجه شد که سه دههی دیگر از ما زمان برد. امروز چه بسا در آستانهی یکی دیگر از آن لحظات سرنوشتساز باشیم، و یادآوری و بازاندیشی تجربهی کودتا برای تجهیز و آمادگی ما در این روند تاریخی ضروری است. این نوشتهی کوتاه فرصت مناسبی برای مرور وقایع منتهی و مربوط به کودتا نیست، و ما نیز در این زمینه صاحبنظر نیستیم. قصد ما صرفاً اشاره به برخی سویه.های معاصر در این گرهگاه تاریخی است که اکنون نیز با آنها درگیر هستیم:
کدام مردم؟ ـــ نخستین تلنگرِ ۲۸ مرداد برای امروز ما، همانطور که اشاره شد، تصحیحِ تصویر کاذب از مردمی است که صبح میگویند «درود بر» و غروب میگویند «مرگ بر». چنین برداشتی نه تنها مصداقی دربارهی مردم ما نداشته، بلکه با دادن آدرس غلط دربارهی ویژگیهای ذاتی این مردم، ما را از شناخت اشتباهات گذشته و پرهیز از تکرار آنها محروم میکند. حال آنکه کلمهی واحد «مردم» در این روایت، به دو جبههی متضاد با ماهیت طبقاتی اشاره میکند که کودتای ۲۸ مرداد به نوبهی خود روند مداخلهی قدرتهای خارجی به نفع یکی از این دو جبهه و در راستای سرکوبی دیگری بوده است. امروز نیز هر چند صفبندی به سادگی و روشنی زمان کودتا نیست، اما کماکان هر تصویری از مردم یا ملت که ماهیت طبقاتی آن را کتمان کند، تنها به ضرر جبههی مردمی تمام خواهد شد.
قهرمان دموکراسی یا پشتیبان دیکتاتوری نظامی؟ ـــ سال گذشته در اوج جنبش زن زندگی آزادی بسیاری از دولتها و قدرتهای جهانی با شور و حرارت از خیزش مردم حمایت میکردند، اما امروز بر کسی پوشیده نیست که آنها کجای این معادله قرار گرفتهاند و با چه کسانی سر میز مذاکره نشستهاند. رفتار این قدرتها پدیدهی جدیدی نیست، چنانکه بیژن جزنی در ارزیابی تاریخ سی ساله تأکید میکند که «جنبش انقلابی ایران باید در برابر هر قدرت خارجی، راه مستقل خود را در پیش گیرد و به قدرت مردم تکیه کند.
چراکه قدرتهای جهانی منافع جنبش ما را نادیده گرفته و بر اساس نیازهای خودشان روابط خود را با ایران تنظیم میکنند».
اینک بر دوش ما است که موضعی نسبت به افقهای کلیتر و جهانی با تأکید بر استقلال و عدم وابستگی نسبت به قدرتهای خارجی اتخاذ کنیم، زیرا از جنبش اخیر بار دیگر آموختیم که خواه ناخواه مسئله ی ما فقط به قدرتهای داخلیِ ایران محدود نمیماند.
هرچند مفهوم استقلال تعریفی یک خطی و سرراست ندارد و رابطه ی بین ملتها در بستر تاریخ تغییر میکند، و در برهههایی مفهوم استقلال میتواند سویههای کارکردی یا تحقق مرحلهای داشته باشد، اما هرگز اولویت استقلال برای جنبش مردمی کاهش نمییابد. وقتی در تاریخ میخوانیم که با موافقت یا بدون موافقت شاه کودتا صورت میگرفت، و چه مصدق به دنبال ملی کردن نفت میرفت و چه به دنبال مذاکره بدون درخواست ملی کردن نفت بود، باز هم کودتا صورت میگرفت، دیگر نمیتوانیم حق تعیین سرنوشت مردم به دست خویش را در اولویت قرار نداده یا خودمان را فریب دهیم که تاریخ به عقب برنمیگردد.
فقط کف خیابان ـــ از سوی دیگر، نباید به دام تئوری توطئه بیفتیم و هر اتفاق کوچک و بزرگی را به دستهای پنهان پشت پرده نسبت دهیم. چنین تصور نادرستی که پس از زخم عمیق ۲۸ مرداد در ذهنیت جمعی ما حک شده، هم با واقعیت ناهمخوان است، و هم نتیجهی هولناکی دارد که گویی خود مردم و کنش سیاسی آنها تاثیری در سیر حوادت ندارند. در واقع کودتای ۲۸ مرداد با اتکا به کنش سیاسی مردم قابل پیشگیری بود و اشتباه مهلک کابینهی مصدق در آن برهه تاریخی خالی کردن خیابانها از طرفداران و از دست دادن قدرتمندترین پشتیبانان خود، یعنی مردم حاضر در خیابان بود، که راه را برای کودتاچیان هموار کرد.
درصورت شکست حتی مردگان نیز در امان نخواهند بود ــ جبهه ملی یک سازمان سیاسی منسجم نبود و با اتکا به چند چهرهی قابل وثوق و مطرح کردن مطالبهی عمومی مثل ملی کردن نفت قوام یافت. در چنین شرایطی بدنهی اجتماعی مردم در برابر رویدادها با نوعی غفلت و سرگیجه مواجه شد، و در لحظهی سرنوشت ساز فاقد سرعت عمل و وحدت عملِ لازم بود. امروز نیز که مسئلهی جبههی متحد به یکی از اولویتهای نیروهای سیاسی تبدیل شده، باید نسبت به الزامات، امتیازات و محدودیتهای چنین فرایندی آگاه باشیم. پیامدهای چنین غفلتی میتواند جبرانناپذیر باشد. چنانکه پس از شکست مردم در کودتای ۲۸ مرداد، کنترل نفت که آن اندازه مبارزه بر سرش صورت گرفته بود از کف رفت؛ کثرت گرایی نتوانست در جامعهی معاصر ما ریشه بدواند؛ و از همه مهمتر اپوزیسیون (چه ملی و چه چپ) چنان در هم شکسته شد که تا مدتها امکان بازیابی نیروی خود را نداشت، و جنبش اسلامیِ بنیادگرا از دل همین خلأ ایجاد شده سر برآورد.
مشروعیتِ چکمهپوش ـــ جامعه ما در دههی منتهی به کودتا تجربهی نیمبندی از دموکراسی را آغاز کرده بود. اما پس از کودتا، دیگر مشروعیت حکومت به مشروعیت نظامی با اتکا به ارتش گره خورد. این وضعیت تا امروز تغییر نکرده و به رغم نمایشهای گوناگون از انتخابات، تنها مواجههی زمامداران امور با بحرانهای متعددِ مشروعیت، و مشکلات داخلی، استفاده از نیروی قهری و قدرتنماییِ دستگاههای امنیتی است که در وهلهی نهایی به نیروی نظامی اتکا دارد. هرچند تاریخ ما بعد از ۲۸ مرداد شاهد کودتای موفق دیگری نبوده و در دورهی پهلوی دوم ارتش به طور مستقل در ساختاری اقتصادی و سیاسی دخالت نداشت، اما نظامیگری دستکم ۷۰ سال در الگوی حاکمیتی ما ریشه دوانده و پشتوانه اصلی مشروعیتبخشی به حاکمیت را تشکیل داده که امروز بهنوبهی خود به نهادی چند وجهی و خودمختار بدل شده است. پیروزی مردم در نهایت یک پیروزی سیاسی است نه نظامی، اما بدون پاسخی برای نظامیگریِ ریشهدار در نهادهای سیاسی و اقتصادی به دشواری میتوان به دستاوردی پایدار برای مردم نایل شد.
هفتاد سال از این زخم دیرپای پر از درد میگذرد، و شاید فکر کنیم ۲۸ مرداد تمام معناهای خود را فرسوده است و هرآنچه باید از آن یاد گرفتهایم. اما اکنون که در آستانهی یک سالگی جنبش زن زندگی آزادی جا دارد به اندازهی دقیقهای هر کدام از خود بپرسیم «اگر در آن موقعیت قرار گرفته بودم، کجای این قصه قرار میگرفتم؟»، آیا به شناختی همه جانبه از موقعیت خود رسیدهایم، و سرعت عمل و وحدت عمل کافی برای مواجهه با نیروهای تاریک زمانه را داریم؟ امروز چه کاری باید انجام دهیم تا آینده ی ما را گذشتهی ما رقم نزده باشد؟ این زخم دیرپای هنوز کهنه نشده، چون هنوز جامعهی ما در مسیری که میتوانست قرار بگیرد، جای نگرفته، چون هنوز جنبش مردمی ما میتواند معناهای جدید و بیبدیلی خلق کند، و کنش امروز ما میتواند زخمهای گذشته را همچون مرحلهای ناگزیر از بلوغ تاریخی یک جامعه مرهم گذارد.
آنیشا اسدالهی
مهران رئوف
رضا شهابی
کیوان مهتدی
۲۸ مرداد ۱۴۰۲، زندان اوین
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
هرچند مفهوم استقلال تعریفی یک خطی و سرراست ندارد و رابطه ی بین ملتها در بستر تاریخ تغییر میکند، و در برهههایی مفهوم استقلال میتواند سویههای کارکردی یا تحقق مرحلهای داشته باشد، اما هرگز اولویت استقلال برای جنبش مردمی کاهش نمییابد. وقتی در تاریخ میخوانیم که با موافقت یا بدون موافقت شاه کودتا صورت میگرفت، و چه مصدق به دنبال ملی کردن نفت میرفت و چه به دنبال مذاکره بدون درخواست ملی کردن نفت بود، باز هم کودتا صورت میگرفت، دیگر نمیتوانیم حق تعیین سرنوشت مردم به دست خویش را در اولویت قرار نداده یا خودمان را فریب دهیم که تاریخ به عقب برنمیگردد.
فقط کف خیابان ـــ از سوی دیگر، نباید به دام تئوری توطئه بیفتیم و هر اتفاق کوچک و بزرگی را به دستهای پنهان پشت پرده نسبت دهیم. چنین تصور نادرستی که پس از زخم عمیق ۲۸ مرداد در ذهنیت جمعی ما حک شده، هم با واقعیت ناهمخوان است، و هم نتیجهی هولناکی دارد که گویی خود مردم و کنش سیاسی آنها تاثیری در سیر حوادت ندارند. در واقع کودتای ۲۸ مرداد با اتکا به کنش سیاسی مردم قابل پیشگیری بود و اشتباه مهلک کابینهی مصدق در آن برهه تاریخی خالی کردن خیابانها از طرفداران و از دست دادن قدرتمندترین پشتیبانان خود، یعنی مردم حاضر در خیابان بود، که راه را برای کودتاچیان هموار کرد.
درصورت شکست حتی مردگان نیز در امان نخواهند بود ــ جبهه ملی یک سازمان سیاسی منسجم نبود و با اتکا به چند چهرهی قابل وثوق و مطرح کردن مطالبهی عمومی مثل ملی کردن نفت قوام یافت. در چنین شرایطی بدنهی اجتماعی مردم در برابر رویدادها با نوعی غفلت و سرگیجه مواجه شد، و در لحظهی سرنوشت ساز فاقد سرعت عمل و وحدت عملِ لازم بود. امروز نیز که مسئلهی جبههی متحد به یکی از اولویتهای نیروهای سیاسی تبدیل شده، باید نسبت به الزامات، امتیازات و محدودیتهای چنین فرایندی آگاه باشیم. پیامدهای چنین غفلتی میتواند جبرانناپذیر باشد. چنانکه پس از شکست مردم در کودتای ۲۸ مرداد، کنترل نفت که آن اندازه مبارزه بر سرش صورت گرفته بود از کف رفت؛ کثرت گرایی نتوانست در جامعهی معاصر ما ریشه بدواند؛ و از همه مهمتر اپوزیسیون (چه ملی و چه چپ) چنان در هم شکسته شد که تا مدتها امکان بازیابی نیروی خود را نداشت، و جنبش اسلامیِ بنیادگرا از دل همین خلأ ایجاد شده سر برآورد.
مشروعیتِ چکمهپوش ـــ جامعه ما در دههی منتهی به کودتا تجربهی نیمبندی از دموکراسی را آغاز کرده بود. اما پس از کودتا، دیگر مشروعیت حکومت به مشروعیت نظامی با اتکا به ارتش گره خورد. این وضعیت تا امروز تغییر نکرده و به رغم نمایشهای گوناگون از انتخابات، تنها مواجههی زمامداران امور با بحرانهای متعددِ مشروعیت، و مشکلات داخلی، استفاده از نیروی قهری و قدرتنماییِ دستگاههای امنیتی است که در وهلهی نهایی به نیروی نظامی اتکا دارد. هرچند تاریخ ما بعد از ۲۸ مرداد شاهد کودتای موفق دیگری نبوده و در دورهی پهلوی دوم ارتش به طور مستقل در ساختاری اقتصادی و سیاسی دخالت نداشت، اما نظامیگری دستکم ۷۰ سال در الگوی حاکمیتی ما ریشه دوانده و پشتوانه اصلی مشروعیتبخشی به حاکمیت را تشکیل داده که امروز بهنوبهی خود به نهادی چند وجهی و خودمختار بدل شده است. پیروزی مردم در نهایت یک پیروزی سیاسی است نه نظامی، اما بدون پاسخی برای نظامیگریِ ریشهدار در نهادهای سیاسی و اقتصادی به دشواری میتوان به دستاوردی پایدار برای مردم نایل شد.
هفتاد سال از این زخم دیرپای پر از درد میگذرد، و شاید فکر کنیم ۲۸ مرداد تمام معناهای خود را فرسوده است و هرآنچه باید از آن یاد گرفتهایم. اما اکنون که در آستانهی یک سالگی جنبش زن زندگی آزادی جا دارد به اندازهی دقیقهای هر کدام از خود بپرسیم «اگر در آن موقعیت قرار گرفته بودم، کجای این قصه قرار میگرفتم؟»، آیا به شناختی همه جانبه از موقعیت خود رسیدهایم، و سرعت عمل و وحدت عمل کافی برای مواجهه با نیروهای تاریک زمانه را داریم؟ امروز چه کاری باید انجام دهیم تا آینده ی ما را گذشتهی ما رقم نزده باشد؟ این زخم دیرپای هنوز کهنه نشده، چون هنوز جامعهی ما در مسیری که میتوانست قرار بگیرد، جای نگرفته، چون هنوز جنبش مردمی ما میتواند معناهای جدید و بیبدیلی خلق کند، و کنش امروز ما میتواند زخمهای گذشته را همچون مرحلهای ناگزیر از بلوغ تاریخی یک جامعه مرهم گذارد.
آنیشا اسدالهی
مهران رئوف
رضا شهابی
کیوان مهتدی
۲۸ مرداد ۱۴۰۲، زندان اوین
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
رضا جاودانی، مجری و گزارشگر قدیمی تلویزیون ایران میگوید قطع همکاری خود را با شبکه سه و به کلی با تلویزیون ایران اعلام کرده و ترجیح میدهد در شرایط فعلی با صدا و سیما همکاری نکند.
به گزارش ورزش ۳، رضا جاودانی، مجری و گزارشگر تلویزیون ایران که از سال ۱۳۷۶ با این رسانه همکاری داشته، گفته به رغم علاقمکندی مدیران شبکه ۳ برای بازگشت او به صدا و سیما، «قطع همکاری خودم را با شبکه سوم سیما و بهکلی با تلویزیون اعلام کردهام و ترجیح میدهم در شرایط فعلی با صدا و سیما همکاری نکنم.»
آقای جاودانی پیش از این در اجرای ویژه برنامههای جام جهانی، گزارش ورزشی، مردان آهنین و برنامههای متعدد دیگری با رادیو و تلویزیون دولتی ایران همکاری داشته است.
طی سالهای اخیر و به ویژه پس از اعتراضات گسترده سال ۱۴۰۱، شماری از مجریان و برنامهسازان سرشناس صدا و سیمای ایران از این رسانه کنار گذاشته شدهاند یا همکاری خود را با آن قطع کردهاند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
به گزارش ورزش ۳، رضا جاودانی، مجری و گزارشگر تلویزیون ایران که از سال ۱۳۷۶ با این رسانه همکاری داشته، گفته به رغم علاقمکندی مدیران شبکه ۳ برای بازگشت او به صدا و سیما، «قطع همکاری خودم را با شبکه سوم سیما و بهکلی با تلویزیون اعلام کردهام و ترجیح میدهم در شرایط فعلی با صدا و سیما همکاری نکنم.»
آقای جاودانی پیش از این در اجرای ویژه برنامههای جام جهانی، گزارش ورزشی، مردان آهنین و برنامههای متعدد دیگری با رادیو و تلویزیون دولتی ایران همکاری داشته است.
طی سالهای اخیر و به ویژه پس از اعتراضات گسترده سال ۱۴۰۱، شماری از مجریان و برنامهسازان سرشناس صدا و سیمای ایران از این رسانه کنار گذاشته شدهاند یا همکاری خود را با آن قطع کردهاند
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
سال ١٣۵۵ عابر بانک در ایران وارد شده و شروع به کار کرده است. همچنین خودرو بانک نیز راهاندازی شده بود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ابراهیم گلستان درگذشت
ابراهیم تقوی شیرازی مشهور به ابراهیم گلستان، نویسنده و فیلمساز بنام ایرانی، روز سه شنبه ۲۲اوت ۲۰۲۳ در منزل مسکونیاش در بریتانیا و در کنار خانوادهاش درگذشت.
مراسم خاکسپاری او به طور خصوصی برگزار خواهد شد.
آقای گلستان (متولد ۲۶ مهر ۱۳۰۱ در شیراز) کارگردان، داستاننویس و مترجم و عکاس بود و سبکی نو در سینما و ادبیات ایران بنا کرد.
ابراهیم گلستان یکی از پیشگامان سینمای روشنفکری در ایران بود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
ابراهیم تقوی شیرازی مشهور به ابراهیم گلستان، نویسنده و فیلمساز بنام ایرانی، روز سه شنبه ۲۲اوت ۲۰۲۳ در منزل مسکونیاش در بریتانیا و در کنار خانوادهاش درگذشت.
مراسم خاکسپاری او به طور خصوصی برگزار خواهد شد.
آقای گلستان (متولد ۲۶ مهر ۱۳۰۱ در شیراز) کارگردان، داستاننویس و مترجم و عکاس بود و سبکی نو در سینما و ادبیات ایران بنا کرد.
ابراهیم گلستان یکی از پیشگامان سینمای روشنفکری در ایران بود.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
در این نظام حاکم، محکوم و حاکم و مظلوم و ظالم و فقیر و ثروتمند، خواه ناخواه فهمیده یا نفهمیده، سهم مشترک دارند. تنها تقسیم سود در میانه یکی نیست. سهمها مساوی نیست اما اشتراک در سهمها هست. بسیار مظلوم که در انتظار نوبت ِ ظالم شدن نشسته است و میکوشد، بسیار تنگ دست که دنبال فرصتی برای غارت هست. ...........نفس قبول ظلم خودش ظلم است.
«ابراهیم گلستان»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
«ابراهیم گلستان»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
IDM طراحی وساخت ایران
Photo
به مناسبت چهل و هفتمین زادروز جانباخته راه آزادی #ستار_بهشتی کارگر وبلاگ نویسی که به جرم دفاع از آزادی و حقیقت زیر شکنجه های جنایتکاران در زندان جان باخت.
#گوهر_عشقی، مادر #ستار_بهشتی، با انتشار عکسی از خود که عکس پسرش و #محمد_حسینی معترض اعدام شده را در دست دارد، نوشت: «اگر ستارم بود امروز چهل و هفتمین سالروز درخشش را جشن می گرفتیم.
بخشهایی از پیام سحر بهشتی خواهر زنده یاد #ستار_بهشتی به مناسبت چهل و هفتمین زادروز برادرش
"به رسم دلتنگی به بهانه تولدت برایت از دردهایی مینویسم که در تنهایی هایم به یاد دردهایت به مانند خنجری بر تنم فرو می رود و بر استخوانم اثری دردناک میشود.
برایت می نویسم ستار عزیزم به مناسبت یاد روز تولدت از این سیاه روزگارانی که بر زندگی ما چنپره زده است. با این امید که این روزگاران نیز به زودی به صفحات سیاه تاریخ خواهند پیوست.
به رسم ادب در مقابل ات به مناسبت زادروزت، روز آزادی وعدالت، روز آزادی قلم در سکوتم سر تعظیم فرو می آورم، یکم شهریور سال هزاروسیصدوپنجاه وپنج متولدشدی، تا آزادی وعدالت را معنا ببخشی، متولد شدی که تقدیم جانت بگویی در سرزمین پاک اجدادی مان هم عدالت به مسلخ رفته و هم آزادی!
مامان گوهراز خاطرات آمدنت میگوید و هراز چندثانیه دربین مرور خاطرات آه میکشد آهی که یقین دارم در نفس های کارگران این مرز و بوم به مانند آتشفشانی عمل نکرده به وقتش عمل خواهد کرد و ویران خواهد کرد کاخ هایی را که بر خون جوانان شجاع وغیرتمندوطن بناشده!
ستارجان! جان خواهر اگر بودی چهل وهفت سالگی راتجربه میکردی، عزیز خواهر! تو تاب وتحمل اینهمه ظلم و این حجم ازسکوت وبی تفاوتی از ترس رانداشتی، هر وقت که دردی از جامعه زحمتکش وطن مان را می شنوم به یاد خنده هایت در مقابل بازجوی حقیرت می افتم که توانستی او را و تمامی ارکانی که موجب شکل گیری چنان موجودی شده که با له شدن زندگی کارگران زیر چرخ فساد و استبداد احساس پیروزی کند را خُرد کردی!
تو اُبهت شان را به سخره گرفتی و صدای خُرد شدن استخوان های پوسیده شان همچنان به گوش می رسد و می رود که به زودی شاهد نابودی همیشگی شان باشیم.
برادر عزیز وعدالتخواه من، آنچه که مرا بیشتر و بیشتر با گذر زمان مغرور میکند، ایستادگی ات برای آرمانت بود، همان که میگفتی مملکت مان ثروتمند هست و مردمان ما بدبخت و گرفتار تکه ای نان! تو توانستی شعارهای پوشالی شان را آشکار کنی، توانستی با خنده هایت قدرت پوشالی شان را به سخره بگیری ، توانستی با فدای جان شیرین ات به ما آموزش ایستادگی بدهی، ایستادگی برای عدالت، آزادی ، برابری!
میگویمت ستار عزیزم، راه آزادیخواهی وصدای عدالت طلبی ات خاموش نمیشود، این روزها چراغ عدالت خواهی بیش از هر زمان دیگری روشن شده است، وطن در خود شیرزنان و دختران ومردانی را دارد که تاآخرین قطره ازخونشان پای خواسته های به حقشان خواهند ایستاد.
#یکم_شهریور_هزار_سیصد_پنجاه_پنج🎂
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing
#گوهر_عشقی، مادر #ستار_بهشتی، با انتشار عکسی از خود که عکس پسرش و #محمد_حسینی معترض اعدام شده را در دست دارد، نوشت: «اگر ستارم بود امروز چهل و هفتمین سالروز درخشش را جشن می گرفتیم.
بخشهایی از پیام سحر بهشتی خواهر زنده یاد #ستار_بهشتی به مناسبت چهل و هفتمین زادروز برادرش
"به رسم دلتنگی به بهانه تولدت برایت از دردهایی مینویسم که در تنهایی هایم به یاد دردهایت به مانند خنجری بر تنم فرو می رود و بر استخوانم اثری دردناک میشود.
برایت می نویسم ستار عزیزم به مناسبت یاد روز تولدت از این سیاه روزگارانی که بر زندگی ما چنپره زده است. با این امید که این روزگاران نیز به زودی به صفحات سیاه تاریخ خواهند پیوست.
به رسم ادب در مقابل ات به مناسبت زادروزت، روز آزادی وعدالت، روز آزادی قلم در سکوتم سر تعظیم فرو می آورم، یکم شهریور سال هزاروسیصدوپنجاه وپنج متولدشدی، تا آزادی وعدالت را معنا ببخشی، متولد شدی که تقدیم جانت بگویی در سرزمین پاک اجدادی مان هم عدالت به مسلخ رفته و هم آزادی!
مامان گوهراز خاطرات آمدنت میگوید و هراز چندثانیه دربین مرور خاطرات آه میکشد آهی که یقین دارم در نفس های کارگران این مرز و بوم به مانند آتشفشانی عمل نکرده به وقتش عمل خواهد کرد و ویران خواهد کرد کاخ هایی را که بر خون جوانان شجاع وغیرتمندوطن بناشده!
ستارجان! جان خواهر اگر بودی چهل وهفت سالگی راتجربه میکردی، عزیز خواهر! تو تاب وتحمل اینهمه ظلم و این حجم ازسکوت وبی تفاوتی از ترس رانداشتی، هر وقت که دردی از جامعه زحمتکش وطن مان را می شنوم به یاد خنده هایت در مقابل بازجوی حقیرت می افتم که توانستی او را و تمامی ارکانی که موجب شکل گیری چنان موجودی شده که با له شدن زندگی کارگران زیر چرخ فساد و استبداد احساس پیروزی کند را خُرد کردی!
تو اُبهت شان را به سخره گرفتی و صدای خُرد شدن استخوان های پوسیده شان همچنان به گوش می رسد و می رود که به زودی شاهد نابودی همیشگی شان باشیم.
برادر عزیز وعدالتخواه من، آنچه که مرا بیشتر و بیشتر با گذر زمان مغرور میکند، ایستادگی ات برای آرمانت بود، همان که میگفتی مملکت مان ثروتمند هست و مردمان ما بدبخت و گرفتار تکه ای نان! تو توانستی شعارهای پوشالی شان را آشکار کنی، توانستی با خنده هایت قدرت پوشالی شان را به سخره بگیری ، توانستی با فدای جان شیرین ات به ما آموزش ایستادگی بدهی، ایستادگی برای عدالت، آزادی ، برابری!
میگویمت ستار عزیزم، راه آزادیخواهی وصدای عدالت طلبی ات خاموش نمیشود، این روزها چراغ عدالت خواهی بیش از هر زمان دیگری روشن شده است، وطن در خود شیرزنان و دختران ومردانی را دارد که تاآخرین قطره ازخونشان پای خواسته های به حقشان خواهند ایستاد.
#یکم_شهریور_هزار_سیصد_پنجاه_پنج🎂
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing