ادبیات دشمن طبیعی همه دیکتاتوری هاست؛ نارضایتی را در جهان رشد می دهد و میل درونی برای تغییر دادن و ایستادن مقابل سلطه را که از گهواره تا گور سعی در کنترل ما دارد، بیدار می کند.
#ماریو_بارگاس_یوسا
@designmanufacturing
#ماریو_بارگاس_یوسا
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نگردد پخته کس با فکر خامی
نپوید راه هستی را به گامی
تو را توش هنر میباید اندوخت
حدیث زندگی میباید آموخت
بباید هر دو پا محکم نهادن
از آن پس، فکر بر پای ایستادن
پریدن بی پر تدبیر، مستی است
جهان را گه بلندی، گاه پستی است
#پروین_اعتصامی
تار: داود آزاد
@designmanufacturing
نپوید راه هستی را به گامی
تو را توش هنر میباید اندوخت
حدیث زندگی میباید آموخت
بباید هر دو پا محکم نهادن
از آن پس، فکر بر پای ایستادن
پریدن بی پر تدبیر، مستی است
جهان را گه بلندی، گاه پستی است
#پروین_اعتصامی
تار: داود آزاد
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرآیند کشش عمیق چند مرحلهای (از ورق گرده تا استوانه بلند)
@designmanufacturing
@designmanufacturing
آفرین به دنیای فریبنده سرمایهداری
صنعت جنگ
صنعت حقوق بشر
صنعت سازمان ملل
و انسان هیچ
@designmanufacturing
صنعت جنگ
صنعت حقوق بشر
صنعت سازمان ملل
و انسان هیچ
@designmanufacturing
درباره لیلی گلستان و گزاره غلط "خواستم، شد"
هرچند همواره به زنان توصیه میشود که قوی باشند و با اعتمادبهنفس و جسارت برای پیشرفت خود تلاش کنند اما نباید زنها برای قوی بودن تحت فشار قرار بگیرند و فقط وقتی موفق به حساب بیایند که دقیقا در همان قالب ثابت و رایج قرار بگیرند. عبارت "خواستم، شد" که پیشتر در برنامه تدتاکس تهران توسط لیلی گلستان مطرح شده بود و حالا نام کتاب جدیدش است، به جای آنکه جملهای الهامبخش برای زنان باشد، جملهای خطرناک است که فقط توانایی و تلاش زنان را دلیل موفقیت آنان نشان میدهد و ساختار تبعیضآمیز پیرامونشان را نادیده میگیرد و خود زنان را مقصر ناکامیشان میداند.
درواقع الگوسازی غلط در جهت نمایش زنان قدرتمند که بیتوجه به امتیازات و امکانات ویژه آنان شکل میگیرد، میتواند به بستری برای تضعیف و سرکوب زنان بدل شود و مخصوصا عرصه را برای زنانی با محدودیتها و محرومیتها که در حاشیه قرار دارند، تنگتر کند و به آنها اجازه ابراز وجود ندهد. یعنی همه زنها از ویژگیهای شخصیتی، حمایتهای خانوادگی، موقعیتهای تحصیلی، فرصتهای شغلی و امکانات مالی یکسانی برخوردار نیستند و موفقیت و قدرت برای هر زنی باید بر اساس شرایط و ظرفیتهای موجودش در نظر گرفته شود. درحالیکه غالبا الگوی زن موفق با زن تحصیلکرده و روشنفکر و شاغل که جایگاه اجتماعی و اقتصادی بالایی دارد، تعریف میشود و زنان دیگر که به دلیل شرایط مختلف، امکان حضور در عرصههای اجتماعی، سیاسی، علمی، هنری و ادبی را ندارند، به عنوان زنان ناموفق که هیچ کار مهمی نکردند، مورد بیاعتنایی قرار میگیرند و احساس سرخوردگی و ناتوانی میکنند.
زمانی الگوسازی از زن قدرتمند به آگاهی و استقلال و جسارت زنها کمک میکند که هم نویسنده و هنرمند و استاد دانشگاه و ورزشکار و دانشمند و فعال اجتماعی و سیاسی شناختهشده را در بر بگیرد و هم آن زن گمنامی را که در گوشه خانهاش جاجیم میبافد و سوزندوزی میکند و غذاهای خانگی میپزد و با کمترین امکانات میکوشد روی پای خودش بایستد و پیشرفت کند و وضعیت خودش و یا خانوادهاش را بهبود ببخشد و به اندازه خود اثری در جهان به جا بگذارد. یادمان بماند آن زنانی که توسط پدر یا شوهرشان کشته شدند، خواستند که بشود اما نشد. چون فقط خواستن زنان کافی نیست و باید عوامل نابرابری و تبعیض سیستماتیک برطرف شود. پس وقتی میتوان از مفهوم موفقیت برای همه زنان سخن گفت که زنهای ساده و ناشناس نیز به اندازه زنان معروف بتوانند که بخواهند. چه بسیار زنانی که حتی اجازه خواستن ندارند، چه برسد به توانستن
این گزارهی غلط «خواستم، شد» نه فقط زنها بلکه همهی انسانها را محکوم میکند که خودتان نخواستید و بدین ترتیب خیلی آسان نابرابری اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی را لاپوشانی میکند. پس بهتر است در این دنیای سراسر رانت (مانند رانت پدر، ابراهیم گلستان) مجذوب هر حرف مفتی که از سر شکم سیری است نشویم
@designmanufacturing
هرچند همواره به زنان توصیه میشود که قوی باشند و با اعتمادبهنفس و جسارت برای پیشرفت خود تلاش کنند اما نباید زنها برای قوی بودن تحت فشار قرار بگیرند و فقط وقتی موفق به حساب بیایند که دقیقا در همان قالب ثابت و رایج قرار بگیرند. عبارت "خواستم، شد" که پیشتر در برنامه تدتاکس تهران توسط لیلی گلستان مطرح شده بود و حالا نام کتاب جدیدش است، به جای آنکه جملهای الهامبخش برای زنان باشد، جملهای خطرناک است که فقط توانایی و تلاش زنان را دلیل موفقیت آنان نشان میدهد و ساختار تبعیضآمیز پیرامونشان را نادیده میگیرد و خود زنان را مقصر ناکامیشان میداند.
درواقع الگوسازی غلط در جهت نمایش زنان قدرتمند که بیتوجه به امتیازات و امکانات ویژه آنان شکل میگیرد، میتواند به بستری برای تضعیف و سرکوب زنان بدل شود و مخصوصا عرصه را برای زنانی با محدودیتها و محرومیتها که در حاشیه قرار دارند، تنگتر کند و به آنها اجازه ابراز وجود ندهد. یعنی همه زنها از ویژگیهای شخصیتی، حمایتهای خانوادگی، موقعیتهای تحصیلی، فرصتهای شغلی و امکانات مالی یکسانی برخوردار نیستند و موفقیت و قدرت برای هر زنی باید بر اساس شرایط و ظرفیتهای موجودش در نظر گرفته شود. درحالیکه غالبا الگوی زن موفق با زن تحصیلکرده و روشنفکر و شاغل که جایگاه اجتماعی و اقتصادی بالایی دارد، تعریف میشود و زنان دیگر که به دلیل شرایط مختلف، امکان حضور در عرصههای اجتماعی، سیاسی، علمی، هنری و ادبی را ندارند، به عنوان زنان ناموفق که هیچ کار مهمی نکردند، مورد بیاعتنایی قرار میگیرند و احساس سرخوردگی و ناتوانی میکنند.
زمانی الگوسازی از زن قدرتمند به آگاهی و استقلال و جسارت زنها کمک میکند که هم نویسنده و هنرمند و استاد دانشگاه و ورزشکار و دانشمند و فعال اجتماعی و سیاسی شناختهشده را در بر بگیرد و هم آن زن گمنامی را که در گوشه خانهاش جاجیم میبافد و سوزندوزی میکند و غذاهای خانگی میپزد و با کمترین امکانات میکوشد روی پای خودش بایستد و پیشرفت کند و وضعیت خودش و یا خانوادهاش را بهبود ببخشد و به اندازه خود اثری در جهان به جا بگذارد. یادمان بماند آن زنانی که توسط پدر یا شوهرشان کشته شدند، خواستند که بشود اما نشد. چون فقط خواستن زنان کافی نیست و باید عوامل نابرابری و تبعیض سیستماتیک برطرف شود. پس وقتی میتوان از مفهوم موفقیت برای همه زنان سخن گفت که زنهای ساده و ناشناس نیز به اندازه زنان معروف بتوانند که بخواهند. چه بسیار زنانی که حتی اجازه خواستن ندارند، چه برسد به توانستن
این گزارهی غلط «خواستم، شد» نه فقط زنها بلکه همهی انسانها را محکوم میکند که خودتان نخواستید و بدین ترتیب خیلی آسان نابرابری اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی را لاپوشانی میکند. پس بهتر است در این دنیای سراسر رانت (مانند رانت پدر، ابراهیم گلستان) مجذوب هر حرف مفتی که از سر شکم سیری است نشویم
@designmanufacturing
شاخص “فلاکت” بر اساس آمار
شاخص فلاکت، رقمی است که گسترش و ژرفش فقر را نشان میدهد و از مجموع نرخ بیکاری و نرخ تورم بهدست میآید. شاخص فلاکت از سالهای دهه ۱۹۷۰ وارد اقتصاد جهانی شده است.
خط فقر در تهران بر اساس آمارهای تازه منتشر شده به ۱۰ میلیون تومان رسیده است. این آمارها حکایت از آن دارند که شاخص فلاکت طی ۴ سال اخیر روندی نگرانکننده درپیش گرفته است….
شخص فلاکت در سال ۱۳۷۴ با جهشی کمسابقه به عدد ۵۹.۷ درصد رسید و حالا بار دیگر این شاخص به بالاترین سطح در سالهای اخیر رسیده است. برآوردها از شاخص فلاکت نشان میدهد که وضعیت رفاهی ایرانیان در سختترین روزهای خود در طول بیش از ۲۵ سال گذشته قرار گرفته است. این شاخص در پایان سال ۱۴۰۰ به سطح ۴۹.۴ درصد رسیده که نشان از افزایش هزینههای اقتصادی و اجتماعی مردم دارد.
مرکز آمار ایران به تازگی نرخ بیکاری سال ۱۴۰۰ را منتشر و اعلام کرد این نرخ با کاهش نسبت به سال پیش از آن به ۹.۲ درصد رسیده است.گرچه واقعیتها تصویر دیگری را منعکس میکند، اما رسیدن نرخ بیکاری به ۹.۲ درصد در کنار تورم بیش از ۴۹ درصدی، تصویر مساعدی از وضعیت شاخص فلاکت ارائه نمیدهد.
از یک سو روند رشد قیمتها در اقتصاد ایران دامنهدار بوده و همچنان شیب صعودی خود را حفظ کرده و از سوی دیگر کاهش ظرفیت تولید بنگاههای اقتصادی در کنار افزایش حداقل دستمزد، چشمانداز مثبتی از افزایش بیکاری و تعدیل نیرو را پیش رو قرار نمیدهد.
آمارهای مرکز اطلاعات راهبردی وزارت کار نشان میدهد در اردیبهشت سال جاری، متوسط قیمت ۸۷.۵ درصد از اقلام خوراکی و اساسی از حد بحرانی قیمتها عبور کرده است. تغییرات قیمت اقلام خوراکی در سه حد مطلوب، هشدار و بحرانی مورد بررسی قرار میگیرد که حد بحرانی بیانگر عبور رشد ماهانه قیمت یک کالا از دو درصد است. این وضعیت بدان معناست که قیمت اقلام از کنترل خارج شده و به جهش تورمی بیشتر منجر خواهد شد.
عبور ۸۷.۵ درصد از مواد خوراکی از حد بحرانی تنها یک وجه از شرایط تورمی را نمایان میسازد. رشد شتابان قیمتها در سایر حوزهها همچون مسکن، بهداشت و درمان، آموزش و حملونقل نیز دامنگیر خانوارهای ایرانی شده است. در عین حال سیاستهای دولت در حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی و جهش قیمتی ناشی از آن، بیانگر آن است که باید در انتظار تشدید تورم در ماههای آینده بود. این شرایط به خودی خود بر وضعیت شاخص فلاکت اثرگذار خواهد بود.
از سوی دیگر بحرانی که دامنگیر بخشهای تولیدی شده و به رشد منفی تولید به ویژه تولیدات صنعتی منجر شده، نشان میدهد که شیب نرخ بیکاری نمیتواند حتی با فرض بهبود در سال گذشته، در سال جاری کاهش پیدا کند. گزارش پژوهشکده پولی و بانکی نشان میدهد تقریبا تمام گروههای صنعتی از نیمه دوم سال گذشته تا ابتدای سال جاری، با رشد منفی تولید روبهرو بودهاند.
گزارش مرکز آمار از نرخ بیکاری سال گذشته نیز نشان میدهد عمده اشتغال به بخش خدمات محدود بوده است. طبق این آمار بیش از ۴۹.۸ درصد از شاغلان کشور در بخش خدمات مشغول به کار بودند. در همین حال سطح اشتغال در دیگر حوزهها یا بدون تغییر باقی مانده و یا روند نزولی داشته است.
تصمیم دولت برای افزایش سطح دستمزدها در سال جاری، میتواند اشتغال در برخی بخشها به ویژه حوزه صنعت و کشاورزی را بیش از قبل تحت تاثیر قرار داده و به کاهش اشتغال در این حوزهها منجر شود. افزایش دستمزدها باوجود تورم تولیدکننده که در پایان سال گذشته به حدود ۵۰ درصد رسید، میتواند بسیاری از کارگران و کارکنان بنگاههای تولیدی و صنعتی را در معرض تعدیل و بیکاری قرار دهد.
براین اساس چشمانداز نرخ بیکاری در سال جاری نیز به عنوان مولفه اثرگذار دیگری بر شاخص فلاکت، مثبت به نظر نمیرسد.
برآیند این وضعیت میتواند رشد بیشتر شاخص فلاکت و کاهش رفاه ایرانیها را در سال ۱۴۰۱ به همراه داشته باشد.
@designmanufacturing
شاخص فلاکت، رقمی است که گسترش و ژرفش فقر را نشان میدهد و از مجموع نرخ بیکاری و نرخ تورم بهدست میآید. شاخص فلاکت از سالهای دهه ۱۹۷۰ وارد اقتصاد جهانی شده است.
خط فقر در تهران بر اساس آمارهای تازه منتشر شده به ۱۰ میلیون تومان رسیده است. این آمارها حکایت از آن دارند که شاخص فلاکت طی ۴ سال اخیر روندی نگرانکننده درپیش گرفته است….
شخص فلاکت در سال ۱۳۷۴ با جهشی کمسابقه به عدد ۵۹.۷ درصد رسید و حالا بار دیگر این شاخص به بالاترین سطح در سالهای اخیر رسیده است. برآوردها از شاخص فلاکت نشان میدهد که وضعیت رفاهی ایرانیان در سختترین روزهای خود در طول بیش از ۲۵ سال گذشته قرار گرفته است. این شاخص در پایان سال ۱۴۰۰ به سطح ۴۹.۴ درصد رسیده که نشان از افزایش هزینههای اقتصادی و اجتماعی مردم دارد.
مرکز آمار ایران به تازگی نرخ بیکاری سال ۱۴۰۰ را منتشر و اعلام کرد این نرخ با کاهش نسبت به سال پیش از آن به ۹.۲ درصد رسیده است.گرچه واقعیتها تصویر دیگری را منعکس میکند، اما رسیدن نرخ بیکاری به ۹.۲ درصد در کنار تورم بیش از ۴۹ درصدی، تصویر مساعدی از وضعیت شاخص فلاکت ارائه نمیدهد.
از یک سو روند رشد قیمتها در اقتصاد ایران دامنهدار بوده و همچنان شیب صعودی خود را حفظ کرده و از سوی دیگر کاهش ظرفیت تولید بنگاههای اقتصادی در کنار افزایش حداقل دستمزد، چشمانداز مثبتی از افزایش بیکاری و تعدیل نیرو را پیش رو قرار نمیدهد.
آمارهای مرکز اطلاعات راهبردی وزارت کار نشان میدهد در اردیبهشت سال جاری، متوسط قیمت ۸۷.۵ درصد از اقلام خوراکی و اساسی از حد بحرانی قیمتها عبور کرده است. تغییرات قیمت اقلام خوراکی در سه حد مطلوب، هشدار و بحرانی مورد بررسی قرار میگیرد که حد بحرانی بیانگر عبور رشد ماهانه قیمت یک کالا از دو درصد است. این وضعیت بدان معناست که قیمت اقلام از کنترل خارج شده و به جهش تورمی بیشتر منجر خواهد شد.
عبور ۸۷.۵ درصد از مواد خوراکی از حد بحرانی تنها یک وجه از شرایط تورمی را نمایان میسازد. رشد شتابان قیمتها در سایر حوزهها همچون مسکن، بهداشت و درمان، آموزش و حملونقل نیز دامنگیر خانوارهای ایرانی شده است. در عین حال سیاستهای دولت در حذف ارز ترجیحی کالاهای اساسی و جهش قیمتی ناشی از آن، بیانگر آن است که باید در انتظار تشدید تورم در ماههای آینده بود. این شرایط به خودی خود بر وضعیت شاخص فلاکت اثرگذار خواهد بود.
از سوی دیگر بحرانی که دامنگیر بخشهای تولیدی شده و به رشد منفی تولید به ویژه تولیدات صنعتی منجر شده، نشان میدهد که شیب نرخ بیکاری نمیتواند حتی با فرض بهبود در سال گذشته، در سال جاری کاهش پیدا کند. گزارش پژوهشکده پولی و بانکی نشان میدهد تقریبا تمام گروههای صنعتی از نیمه دوم سال گذشته تا ابتدای سال جاری، با رشد منفی تولید روبهرو بودهاند.
گزارش مرکز آمار از نرخ بیکاری سال گذشته نیز نشان میدهد عمده اشتغال به بخش خدمات محدود بوده است. طبق این آمار بیش از ۴۹.۸ درصد از شاغلان کشور در بخش خدمات مشغول به کار بودند. در همین حال سطح اشتغال در دیگر حوزهها یا بدون تغییر باقی مانده و یا روند نزولی داشته است.
تصمیم دولت برای افزایش سطح دستمزدها در سال جاری، میتواند اشتغال در برخی بخشها به ویژه حوزه صنعت و کشاورزی را بیش از قبل تحت تاثیر قرار داده و به کاهش اشتغال در این حوزهها منجر شود. افزایش دستمزدها باوجود تورم تولیدکننده که در پایان سال گذشته به حدود ۵۰ درصد رسید، میتواند بسیاری از کارگران و کارکنان بنگاههای تولیدی و صنعتی را در معرض تعدیل و بیکاری قرار دهد.
براین اساس چشمانداز نرخ بیکاری در سال جاری نیز به عنوان مولفه اثرگذار دیگری بر شاخص فلاکت، مثبت به نظر نمیرسد.
برآیند این وضعیت میتواند رشد بیشتر شاخص فلاکت و کاهش رفاه ایرانیها را در سال ۱۴۰۱ به همراه داشته باشد.
@designmanufacturing
فراواناند کسانی که در جنایات شریک بودند. بدون شک اول از همه صدها پرسنل نظامی و همدستان غیرنظامی آنها که اوامر پینوشه را اجرا میکردند ، مردانی که ماشه را می چکاندند یا بدن ها را کاردآجین میکردند یا گیره های فلزی را کار می گذاشتند. و تازه بگذریم از کسانی که تجهیزات لازم برای انجام آن جنایات دهشتناک را می خریدند ، کسانی که حساب ها را نگه میداشتند و بودجه های خرید را تراز می کردند ، کسانی که زیرزمین ها را اجاره و پاکسازی میکردند ، کسانی که دستمزد ماموران را می پرداختند و گزارشها و اعترافات را حروف چینی میکردند و وقتی سربازان از انجام وظیفه حماسی شان خسته می شدند ، قهوه و شیرینی تعارفشان می کردند.
و بعد دیگرانی هم هستند که مرئی نیستند ، هزاران نفری که تحمیل این جنایات بر هموطنانشان را انکار می کردند ، با اینکه خوب می دانسنند چه اتفاقی افتاد ...
🖌#آریل_دورفمن
📕 شکستن طلسم وحشت
برگردان: زهرا شمس
@designmanufacturing
و بعد دیگرانی هم هستند که مرئی نیستند ، هزاران نفری که تحمیل این جنایات بر هموطنانشان را انکار می کردند ، با اینکه خوب می دانسنند چه اتفاقی افتاد ...
🖌#آریل_دورفمن
📕 شکستن طلسم وحشت
برگردان: زهرا شمس
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ایدهی شرکت خودرو سازی فورد برای جلوگیری از فرورفتگی (قرشدن) بدنه در خودروهای پارک شده توسط خودروهای کناری
@designmanufacturing
@designmanufacturing
Maghame Majnoon
Mojgan Shajarian, Sourena Sefati
مقام مجنون
خواننده:مژگان شجریان
ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
ببین که در طلبت حال مردمان چون است
به یاد لعل تو و چشم مست میگونت
ز جام غم می لعلی که میخورم خون است
ز مشرق سر کو آفتاب طلعت تو
اگر طلوع کند طالعم همایون است
حکایت لب شیرین کلام فرهاد است
شکنج طره لیلی مقام مجنون است
دلم بجو که قدت همچو سرو دلجوی است
سخن بگو که کلامت لطیف و موزون است
ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی
که رنج خاطرم از جور دور گردون است
از آن دمی که ز چشمم برفت رود عزیز
کنار دامن من همچو رود جیحون است
چگونه شاد شود اندرون غمگینم
به اختیار که از اختیار بیرون است
ز بیخودی طلب یار میکند حافظ
چو مفلسی که طلبکار گنج قارون است
حافظ
@designmanufacturing
خواننده:مژگان شجریان
ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
ببین که در طلبت حال مردمان چون است
به یاد لعل تو و چشم مست میگونت
ز جام غم می لعلی که میخورم خون است
ز مشرق سر کو آفتاب طلعت تو
اگر طلوع کند طالعم همایون است
حکایت لب شیرین کلام فرهاد است
شکنج طره لیلی مقام مجنون است
دلم بجو که قدت همچو سرو دلجوی است
سخن بگو که کلامت لطیف و موزون است
ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی
که رنج خاطرم از جور دور گردون است
از آن دمی که ز چشمم برفت رود عزیز
کنار دامن من همچو رود جیحون است
چگونه شاد شود اندرون غمگینم
به اختیار که از اختیار بیرون است
ز بیخودی طلب یار میکند حافظ
چو مفلسی که طلبکار گنج قارون است
حافظ
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بازنشستههای سالمند صفِ سرکوبگران را میشکنند و به راه خود ادامه میدهند
اعتراضات بازنشستگان ۱۴۰۱/۳/۱۶ در اکثر شهرها پرشورتر از همیشه برگزار شد. این حقوق با این تورم تناسب ندارد
راه این است؛ دوشادوش هم حرکت کردن و متشکل شدن ستمدیدگان و زحمتکشان
@designmanufacturing
اعتراضات بازنشستگان ۱۴۰۱/۳/۱۶ در اکثر شهرها پرشورتر از همیشه برگزار شد. این حقوق با این تورم تناسب ندارد
راه این است؛ دوشادوش هم حرکت کردن و متشکل شدن ستمدیدگان و زحمتکشان
@designmanufacturing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا اصفهان است و بازنشستگان،چ شعار میدهند که «ما اشتباه کردیم که انقلاب کردیم» ۱۴۰۱/۳/۱۶
کی بود گفت میزان حمایت مردم از نظام بیشتر شده است؟؟؟
@designmanufacturing
کی بود گفت میزان حمایت مردم از نظام بیشتر شده است؟؟؟
@designmanufacturing
مصطفی نیلی وکیل علی یونسی اعلام کرد که دادگاه تجدید حکم ۱۶ سال حبس او و امیرحسین مرادی، دانشجویان نخبه بازداشتی را عینا تایید کرده است.
بر این اساس، حکم اشد، یعنی ۱۰ سال حبس برای هر کدام از این دو قابل اجرا خواهد بود
+ به کدامین گناه؟! نخبهپرویتان را هم دیدیم
@designmanufacturing
بر این اساس، حکم اشد، یعنی ۱۰ سال حبس برای هر کدام از این دو قابل اجرا خواهد بود
+ به کدامین گناه؟! نخبهپرویتان را هم دیدیم
@designmanufacturing