حُسنی مبارک در بیمارستانی در آلمان بستری بود.
دکتر پرسید این کیست؟
پرستار گفت این سی سال حاکم مصر بوده!
دکتر گفت:حتما زمامدار بی لیاقتی بوده!
پرستار گفت:مگر شما ایشان را می شناسی!
دکتر گفت: نه ! ولی کسی که در سی سال نتوانسته در کشورش بیمارستانی بسازد که خودش رو معالجه کند، حتما زمامدار بی لیاقتی هست!
@designmanufacturing
دکتر پرسید این کیست؟
پرستار گفت این سی سال حاکم مصر بوده!
دکتر گفت:حتما زمامدار بی لیاقتی بوده!
پرستار گفت:مگر شما ایشان را می شناسی!
دکتر گفت: نه ! ولی کسی که در سی سال نتوانسته در کشورش بیمارستانی بسازد که خودش رو معالجه کند، حتما زمامدار بی لیاقتی هست!
@designmanufacturing
وقتی میمانی و میبخشی،
فکر می کنند رفتن را بلد نیستی.
باید به آدم ها،
از دست دادن را متذکر شد.
آدم ها همیشه نمی مانند.
یک جا در را باز می کنند
و برای همیشه می روند...
آناگاوالدا
@designmanufacturing
فکر می کنند رفتن را بلد نیستی.
باید به آدم ها،
از دست دادن را متذکر شد.
آدم ها همیشه نمی مانند.
یک جا در را باز می کنند
و برای همیشه می روند...
آناگاوالدا
@designmanufacturing
در نیمه های سال تحصیلی معلّم کلاس به مدّت یک ماه به دلیل مشکلاتش کلاس را ترک کرد و معلّمی جدید موقّتاً به جای او آمد.
شروع به تدریس نمود و بعد، از چند دانش آموز شروع به پرسش در مورد درس کرد.
وقتی نوبت به یکی از دانش آموزان رسید و پاسخی اشتباه داد بقیه دانش آموزان شروع به خندیدن کردند و او را مسخره می کردند.
معلّم متوجّه شد که این دانش آموز از ضریب هوشی و اعتماد بنفسی پایین برخوردار است و همواره توسّط همکلاسی هایش مورد تمسخر قرار می گیرد.
زنگ آخر فرا رسید و وقتی دانش آموزان از کلاس خارج شدند معلّم آن دانش آموز را فراخواند و به او برگه ای داد که بیتی شعر روی آن نوشته شده بود و از او خواست همان طور که نام خود را حفظ کرده آن بیت شعر را حفظ کند و با هیچ کس در مورد این موضوع صحبت نکند.
در روز دوم معلّم همان بیت شعر را روی تخته نوشت و به سرعت آن بیت شعر را پاک کرد و از بچّه ها خواست هر کس در آن زمان کوتاه توانسته شعر را حفظ کند دستش را بالا ببرد.
هیچ کدام از دانش آموزان نتوانسته بود حفظ کند.
تنها کسی که دست خود را بالا برد و شعر را خواند همان دانش آموز دیروزی بود که مورد تمسخر بچّه ها بود.
بچّه ها از این که او توانسته در این فرصت کوتاه شعر را حفظ کند مات و مبهوت شدند.
معلّم خواست برای او کف بزنند و تشویقش کنند.
در طول این یک ماه معلّم جدید هرروز همین کار را تکرار می کرد و از بچّه ها می خواست تشویقش کنند و او را مورد لطف و محبّت قرار می داد.
کم کم نگاه هم کلاسی ها نسبت به آن دانش آموز تغییر کرد. دیگر کسی او را مسخره نمی کرد.
آن دانش آموز خود نیز دارای اعتماد به نفس شد و احساس کرد دیگر آن شخصی که همواره معلّم سابقش "خنگ " مینامید نیست.
به خاطر اعتماد بنفسی که آن معلّم دلسوز به او داد، دانش آموز تمام تلاش خود را می کرد که همواره آن احساس خوبِ برتر بودن و باهوش بودن و ارزشمند بودن در نظر دیگران را حفظ کند.
دیگر نمی خواست مانند گذشته موجودی بی اهمّیّت باشد.
آن سال با معدّلی خوب قبول شد.
به کلاس های بالاتر رفت.
در کنکور شرکت کرد و وارد دانشگاه شد.
مدرک دکترای فوق تخصص پزشکی خود را گرفت و هم اکنون پدر پیوند کبد جهان است.
این قصه را دکتر ملک حسینی در کتاب زندگانی خود و برای قدردانی از آن معلّم که با یک حرکت هوشمندانه مسیر زندگی او را عوض نمود، نوشته است.
انسان ها دو نوعند: نوع اوّل، واقعا انسان هستند، کلید نیکی هستند.
دستت را می گیرند و به تو در بهتر شدنت کمک می کنند. به تو احساس ارزشمند بودن می دهند .
نوع دوم انسان هایی هستند که ظاهرا انسان هستند، با دیدن اوّلین شکستِ شخص، حس بی ارزشی و بد شانس بودن را به او منتقل می کنند.
با سپاس از آقای سنجری
اگر شما هم اعتماد به نفس ندارید، منتظر نباشید تا آن آموزگار باهوش پیدا شود و شما در مسیر خودتان قرار دهد، خودشما بهترین آموزگار خودتان هستید.
@designmanufacturing
شروع به تدریس نمود و بعد، از چند دانش آموز شروع به پرسش در مورد درس کرد.
وقتی نوبت به یکی از دانش آموزان رسید و پاسخی اشتباه داد بقیه دانش آموزان شروع به خندیدن کردند و او را مسخره می کردند.
معلّم متوجّه شد که این دانش آموز از ضریب هوشی و اعتماد بنفسی پایین برخوردار است و همواره توسّط همکلاسی هایش مورد تمسخر قرار می گیرد.
زنگ آخر فرا رسید و وقتی دانش آموزان از کلاس خارج شدند معلّم آن دانش آموز را فراخواند و به او برگه ای داد که بیتی شعر روی آن نوشته شده بود و از او خواست همان طور که نام خود را حفظ کرده آن بیت شعر را حفظ کند و با هیچ کس در مورد این موضوع صحبت نکند.
در روز دوم معلّم همان بیت شعر را روی تخته نوشت و به سرعت آن بیت شعر را پاک کرد و از بچّه ها خواست هر کس در آن زمان کوتاه توانسته شعر را حفظ کند دستش را بالا ببرد.
هیچ کدام از دانش آموزان نتوانسته بود حفظ کند.
تنها کسی که دست خود را بالا برد و شعر را خواند همان دانش آموز دیروزی بود که مورد تمسخر بچّه ها بود.
بچّه ها از این که او توانسته در این فرصت کوتاه شعر را حفظ کند مات و مبهوت شدند.
معلّم خواست برای او کف بزنند و تشویقش کنند.
در طول این یک ماه معلّم جدید هرروز همین کار را تکرار می کرد و از بچّه ها می خواست تشویقش کنند و او را مورد لطف و محبّت قرار می داد.
کم کم نگاه هم کلاسی ها نسبت به آن دانش آموز تغییر کرد. دیگر کسی او را مسخره نمی کرد.
آن دانش آموز خود نیز دارای اعتماد به نفس شد و احساس کرد دیگر آن شخصی که همواره معلّم سابقش "خنگ " مینامید نیست.
به خاطر اعتماد بنفسی که آن معلّم دلسوز به او داد، دانش آموز تمام تلاش خود را می کرد که همواره آن احساس خوبِ برتر بودن و باهوش بودن و ارزشمند بودن در نظر دیگران را حفظ کند.
دیگر نمی خواست مانند گذشته موجودی بی اهمّیّت باشد.
آن سال با معدّلی خوب قبول شد.
به کلاس های بالاتر رفت.
در کنکور شرکت کرد و وارد دانشگاه شد.
مدرک دکترای فوق تخصص پزشکی خود را گرفت و هم اکنون پدر پیوند کبد جهان است.
این قصه را دکتر ملک حسینی در کتاب زندگانی خود و برای قدردانی از آن معلّم که با یک حرکت هوشمندانه مسیر زندگی او را عوض نمود، نوشته است.
انسان ها دو نوعند: نوع اوّل، واقعا انسان هستند، کلید نیکی هستند.
دستت را می گیرند و به تو در بهتر شدنت کمک می کنند. به تو احساس ارزشمند بودن می دهند .
نوع دوم انسان هایی هستند که ظاهرا انسان هستند، با دیدن اوّلین شکستِ شخص، حس بی ارزشی و بد شانس بودن را به او منتقل می کنند.
با سپاس از آقای سنجری
اگر شما هم اعتماد به نفس ندارید، منتظر نباشید تا آن آموزگار باهوش پیدا شود و شما در مسیر خودتان قرار دهد، خودشما بهترین آموزگار خودتان هستید.
@designmanufacturing
تظاهرات شنبه اول دسامبر ۲۰۱۸/ ۱۰ آذر ۱۳۹۷، سومین تظاهرات جنجالی پایان هفته جنبش موسوم به «جلیقه زردها» (ژیله ژون) بود که باز هم شهر پاریس را به آشوب کشیده است.
نارضایتی عمومی در بین مردم [فرانسه] موج میزند و فقط محدود به جلیقه زردها نیست. آنان فقط سرریز اعتراضات هستند وگرنه عموم مردم خصوصاً طبقه پائین و متوسط حتی قبل از مکرون امیدی به این سیستم نداشتند.
آنچه جدید و مختص جلیقه زردهاست رسیدن راست و چپ افراطی، هر دو، به نتایج مشترک است بعلاوه عموم مردم که از احزاب سیاسی دوری میکنند و اعتقادی به آنان ندارند. این امر در کف خیابان بیشتر قابل مشاهده است.
نداشتن رهبری ثابت قبلاً هم سابقه داشت در جنبشهای «شبهای بیدار» و قبل از آن جنبش «خشم عمومی».
تمام این حرکتها در جلیقه زردها جمع شده با این تفاوت که قبلاً بیشتر چپها و آنارشیستها و ضد سرمایهداریها بودند و این بار راست و ملیگرایان و راست افراطی نیز به آنان ملحق شدهاند چون در مجموع همه اینها ضد سیستم کنونی هستند و از دروغ و فریب و فشار اقتصادی به تنگ آمدهاند؛
کسانی که هر چه بیشتر کار میکنند حس میکنند به صورت مالیاتهای گوناگون از آنان دزدی میشود و در نهایت برایشان چیزی نمیماند.
این فشارها مدتهاست در لایههای مختلف جامعه جمع شده و اخیراً با افزایش قیمت سوخت به انفجار رسید. خیلی سخت است برای کسانی که عمری کار کردهاند و برای بازنشستگی از حقوقشان کم شده ولی در نهایت مقدار ناچیزی به ایشان تعلق میگیرد، یا کسانی که با ۴۰ ساعت کار در هفته قدرت پسانداز ندارند.
یک مورد دیگر این است: از سال آینده برای تمام دانشجویان خارجی شهریه از حالت خدمات عمومی خارج میشود و چند برابر بیشتر خواهد شد.
اینان همه را از چشم کسانی مانند مکرون میبینند که به گروههای معدودی پاداش مالی میدهند و کمبودهایشان را از جیب طبقه پائین و متوسط جبران میکنند.
به عقیده خیلیها مکرون آخرین مهره نماینده سیستم لیبرال دمکراسی با روش کنونی خواهد بود.
رسانههای بزرگ سعی در لاپوشانی این حقایق میکنند با فرافکنی و بدنام و خشونتطلب معرفی کردن این جنبشها.
این جنبش به اشکال گوناگون ادامه پیدا خواهد کرد و پیشبینی میشود در آینده نه چندان دور تغییرات بسیار شگرفی در ساختار سیاسی فرانسه ایجاد کند.
علی شهبازی
@designmanufacturing
نارضایتی عمومی در بین مردم [فرانسه] موج میزند و فقط محدود به جلیقه زردها نیست. آنان فقط سرریز اعتراضات هستند وگرنه عموم مردم خصوصاً طبقه پائین و متوسط حتی قبل از مکرون امیدی به این سیستم نداشتند.
آنچه جدید و مختص جلیقه زردهاست رسیدن راست و چپ افراطی، هر دو، به نتایج مشترک است بعلاوه عموم مردم که از احزاب سیاسی دوری میکنند و اعتقادی به آنان ندارند. این امر در کف خیابان بیشتر قابل مشاهده است.
نداشتن رهبری ثابت قبلاً هم سابقه داشت در جنبشهای «شبهای بیدار» و قبل از آن جنبش «خشم عمومی».
تمام این حرکتها در جلیقه زردها جمع شده با این تفاوت که قبلاً بیشتر چپها و آنارشیستها و ضد سرمایهداریها بودند و این بار راست و ملیگرایان و راست افراطی نیز به آنان ملحق شدهاند چون در مجموع همه اینها ضد سیستم کنونی هستند و از دروغ و فریب و فشار اقتصادی به تنگ آمدهاند؛
کسانی که هر چه بیشتر کار میکنند حس میکنند به صورت مالیاتهای گوناگون از آنان دزدی میشود و در نهایت برایشان چیزی نمیماند.
این فشارها مدتهاست در لایههای مختلف جامعه جمع شده و اخیراً با افزایش قیمت سوخت به انفجار رسید. خیلی سخت است برای کسانی که عمری کار کردهاند و برای بازنشستگی از حقوقشان کم شده ولی در نهایت مقدار ناچیزی به ایشان تعلق میگیرد، یا کسانی که با ۴۰ ساعت کار در هفته قدرت پسانداز ندارند.
یک مورد دیگر این است: از سال آینده برای تمام دانشجویان خارجی شهریه از حالت خدمات عمومی خارج میشود و چند برابر بیشتر خواهد شد.
اینان همه را از چشم کسانی مانند مکرون میبینند که به گروههای معدودی پاداش مالی میدهند و کمبودهایشان را از جیب طبقه پائین و متوسط جبران میکنند.
به عقیده خیلیها مکرون آخرین مهره نماینده سیستم لیبرال دمکراسی با روش کنونی خواهد بود.
رسانههای بزرگ سعی در لاپوشانی این حقایق میکنند با فرافکنی و بدنام و خشونتطلب معرفی کردن این جنبشها.
این جنبش به اشکال گوناگون ادامه پیدا خواهد کرد و پیشبینی میشود در آینده نه چندان دور تغییرات بسیار شگرفی در ساختار سیاسی فرانسه ایجاد کند.
علی شهبازی
@designmanufacturing
برای از بین بردن تاریکی،شمشیر نکش.
خشمگین نشو..
فریاد نزن...
برای از بین بردن تاریکی،چراغ روشن کن.
تاریک اندیشی؛قفلی است که تنها با کلید روشن اندیشی باز می شود..
اميركبير
@designmanufacturing
خشمگین نشو..
فریاد نزن...
برای از بین بردن تاریکی،چراغ روشن کن.
تاریک اندیشی؛قفلی است که تنها با کلید روشن اندیشی باز می شود..
اميركبير
@designmanufacturing
فقط در زبان فارسیه که میشه ۱۹ تا فعل رو کنار هم گفت:
داشتم
میرفتم
دیدم
گرفته
نشسته
گفتم
بذار
بپرسم
ببینم
میاد
نمیاد
دیدم
میگه
نمیخوام
بیام
بذار
برم
بگیرم
بخوابم
نه فاعلی نه مفعولی نه قیدی نه صفتی!
یکی بخواد اینو به انگلیسی ترجمه کنه رباط صلیبی مغزش پاره میشه
@designmanufacturing
داشتم
میرفتم
دیدم
گرفته
نشسته
گفتم
بذار
بپرسم
ببینم
میاد
نمیاد
دیدم
میگه
نمیخوام
بیام
بذار
برم
بگیرم
بخوابم
نه فاعلی نه مفعولی نه قیدی نه صفتی!
یکی بخواد اینو به انگلیسی ترجمه کنه رباط صلیبی مغزش پاره میشه
@designmanufacturing
گاوچرانی وارد شهر شد و برای نوشيدن چيزی، كنار یک مهمانخانه ايستاد.
بدبختانه، كسانی كه در آن شهر زندگی میكردند عادت بدی داشتند كه سر به سر غريبهها میگذاشتند.
وقتی او نوشيدنیاش را تمام كرد، متوجه شد كه اسبش دزديده شده است.
او به كافه برگشت، و ماهرانه اسلحهاش را درآورد و سمت بالا گرفت و بالای سرش گرفت بدون هيچ نگاهی به سقف يه گلوله شليک كرد و خيلی مقتدرانه فرياد زد:
«كدام يك از شما اسب من رو دزديده؟!»
كسی پاسخی نداد.
«بسيار خوب، من يك نوشیدنی ديگه ميخورم، و تا وقتی آن را تمام میكنم اسبم برنگردد، كاری را كه در تگزاس انجام دادم انجام میدهم! و اصلن دوست ندارم آن كاری رو كه در تگزاس انجام دادم رو انجام بدم!»
بعضی از افراد خودشون جمع و جور كردن. آن مرد، بر طبق حرفش، نوشیدنی ديگری نوشيد، بيرون رفت، و اسبش به سرجايش برگشته بود. اسبش رو زين كرد و آمادهی حرکت شد .
كافه چی به آرامی از كافه بيرون آمد و پرسيد: هی رفيق قبل از اينكه بروی بگو، در تگزاس چه اتفاقی افتاد؟
گاوچران برگشت و گفت: مجبور شدم پیاده برم خونه ...!
«آرامش داشته باش و با اقتدار ابراز وجود كن ؛ نتيجه خواهی گرفت»
با سپاس از آقای سنجری
@designmanufacturing
بدبختانه، كسانی كه در آن شهر زندگی میكردند عادت بدی داشتند كه سر به سر غريبهها میگذاشتند.
وقتی او نوشيدنیاش را تمام كرد، متوجه شد كه اسبش دزديده شده است.
او به كافه برگشت، و ماهرانه اسلحهاش را درآورد و سمت بالا گرفت و بالای سرش گرفت بدون هيچ نگاهی به سقف يه گلوله شليک كرد و خيلی مقتدرانه فرياد زد:
«كدام يك از شما اسب من رو دزديده؟!»
كسی پاسخی نداد.
«بسيار خوب، من يك نوشیدنی ديگه ميخورم، و تا وقتی آن را تمام میكنم اسبم برنگردد، كاری را كه در تگزاس انجام دادم انجام میدهم! و اصلن دوست ندارم آن كاری رو كه در تگزاس انجام دادم رو انجام بدم!»
بعضی از افراد خودشون جمع و جور كردن. آن مرد، بر طبق حرفش، نوشیدنی ديگری نوشيد، بيرون رفت، و اسبش به سرجايش برگشته بود. اسبش رو زين كرد و آمادهی حرکت شد .
كافه چی به آرامی از كافه بيرون آمد و پرسيد: هی رفيق قبل از اينكه بروی بگو، در تگزاس چه اتفاقی افتاد؟
گاوچران برگشت و گفت: مجبور شدم پیاده برم خونه ...!
«آرامش داشته باش و با اقتدار ابراز وجود كن ؛ نتيجه خواهی گرفت»
با سپاس از آقای سنجری
@designmanufacturing
«بودجه کشور به یک سوم کاهش یافته است»
نوبخت، رئیس سازمان برنامه و بودجه گفت:
درآمد کشور به یک سوم کاهش پیدا کرده است.
این خبر را خبرگزاریها منتشر، و بلافاصله آنرا حذف کردند؟!
@designmanufacturing
نوبخت، رئیس سازمان برنامه و بودجه گفت:
درآمد کشور به یک سوم کاهش پیدا کرده است.
این خبر را خبرگزاریها منتشر، و بلافاصله آنرا حذف کردند؟!
@designmanufacturing
5دسامبر درگذشت نلسون ماندلا رهبر آفریقای جنوبی
ماندلا به جرم براندازی نزدیک به 30 سال در زندان بود، اما پس از آزادی و تغییر رژیم، برخلاف خواسته همرزمانش عفو عمومی اعلام کرد.
@designmanufacturing
ماندلا به جرم براندازی نزدیک به 30 سال در زندان بود، اما پس از آزادی و تغییر رژیم، برخلاف خواسته همرزمانش عفو عمومی اعلام کرد.
@designmanufacturing
حکایت
ابوبکر ربابی اکثر شبها به دزدی میرفت. شبی هر چه تلاش کرد، چیزی نیافت، در نتیجه دستار خود را دزدید و در بغل نهاد و به خانه اش رفت،
زنش گفت: چه آوردهای؟
گفت: این دستار آوردهام.
زن گفت: این که دستار خود توست.
گفت: خاموش، تو ندانی، از بهر آن دزدیدهام تا آرمان دزدیام باطل نشود.
عبید زاکانی
@designmanufacturing
ابوبکر ربابی اکثر شبها به دزدی میرفت. شبی هر چه تلاش کرد، چیزی نیافت، در نتیجه دستار خود را دزدید و در بغل نهاد و به خانه اش رفت،
زنش گفت: چه آوردهای؟
گفت: این دستار آوردهام.
زن گفت: این که دستار خود توست.
گفت: خاموش، تو ندانی، از بهر آن دزدیدهام تا آرمان دزدیام باطل نشود.
عبید زاکانی
@designmanufacturing
دریاچههای اورمیه ، وان و سوان که به گفته بعیدینژاد ، تغییرات اقلیم موجب کم شدن آب دریاچه در ایران شده اما در ترکیه و ارمنستان ظاهراً تغییرات اقلیم تاثیر زیادی نداشته است!
@designmanufacturing
@designmanufacturing
Forwarded from IDM طراحی وساخت ایران (Bhz Hmt)
مادامی که در جامعه در یک سو گرسنه بیچاره از سرما بلرزد و در سوی دیگر متنعمان برخوردار از همه چیز باشند، این جامعه لجن است، تمام چهرهاش را هم با قرآن بپوشانید، باز لجن است.
بهشتی
@designmanufacturing
بهشتی
@designmanufacturing
این کاتالوگی هست که وقتی میرین نمایندگی ولکس واگن بهتون میدن و میگن ماشین شماست رنگش به انتخاب شماست وهزینه اضافی روی قیمت ماشین ندارد، مانند سایپا و ایران خودروی لگن ساز ایران
@designmanufacturing
@designmanufacturing